صد و شست و دو شماره تلفون روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران حوادثی که بر جامعه می گذرند که بعد از گذشته مدتی عنوان تاریخ پیدان می کند پرسیمان پاسخ به پرسشخای تاریخ اسلام قل سیرو فی الارض فانظرو کنی فکر کنه عقیبت اللیلین من قبل بسم الله الرحمن الرحیم ارز سلام و عدب و احترام خدمت شنواندگان محترم رادیو معارف برنامه پرسمان تاریخی خوشحالیم توفیقی دست داد باز هم با برنامه پرسمان مهمان خانه های شما هستیم و این برنامه هم توفیق دارم در خدمت استاد بزرگ بارم مجدولستان و المسلمین جماعه بای دکتر مصطفى صادقی کاشانی هستیم و از محضرشون استفاده خواهیم کرد استاد خیلی خوش آمدید برنامه خودتون سلام علیکی با شنوانده هامون داشته باشید تا سوالات رو خدمتون مطرح کنن بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلو اللہ و علم محمد و آله تیبین و تاهرین من در هم خدمت شما و شنواندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی سلام عرض میکنم و امیدوارم پاسخهایی که داده میشه برای اونها مفید باشه به حل قوه الهی سؤال اول برنامه به صورت تلفونی میشنویم و در خدمت استاد صادقی هستیم پرسمان تاریخی بفهمید سلامونده ایتون جکوریه استمت گردید خواهیم آجاقو بفرماید روشه به هجری به منطقه رحمه خیلی موجزاتی ازش کندم رفته بود خونه اتنی اون بار چه بعدم رفتم پیش مابیه چی موجزاتی داشته خواهیش میکنم اگر میشه از اونم روش بفرمایم یه خوبه توبی بدم ممنونم زکایی هستم از قزوین خیلی ممنون جناب آقای زکایی عزیز از قزوین خدمت شما و همه شنواندگان خوبمون در قزوین هم عرض سلام و عدب داریم استاد صادقی در مورد روشاید هجری توضیحاتی خواستن کراماتی از ایشون متعلقه کردن و صحت و صغمش را از اطالی توضیح بفرمایید بله همجور که فرما دید نامش روشاید هست اینجور که مشهور هست و از منطقه هجر که از این جهت هجری بشه میگن حال ما چون کلمه هجری و شمسی و غمری رو هم داریم گاهی اینجوری خونده میشه ولی ایشون منصوبه به در واقع اون یا یای نسبت به منطقه هجر که در بحرین بوده و ایشون شخصیت بزرگیست از بزرگان شیعه هست از یاران امیران مومنین علیه السلام هست که به شهادت رسیده با وضیعت فجیعی به دست زیاد ابن عبیه پدر عبیدالله ابن زیاد خب یعقوبی که از مبرخان قدیمی هست ایشون رو از شاگردان امیر المومنین میدونه سم آنی که خودش از اهل سنته و کتاب انصابی داره میگه ایشون از اهل کوفه بود و قائل به رجعت قائل به رجعت در واقع یک مسئله ایست که فقط برای شیعه بوده و معمولا منابع مخصوصا منابع اهل سنت وقتی که بیان میکنن رجالیون اهل سنت بیان میکنن که فلانی قائل به رجعت هست منظورشون معمولا تشیعه اون شخص و حتی امامی بودنشه خب ایشون رو گفتن علم منایا و بلایا داشت یعنی از حوادثی که در آینده اتفاق خواهد افتاد اطلاع داشت از منایا که جمع منیه است یعنی مرگ افراد رو اون مقداری که بهش اطلاع داده بودند خبر داشت همجور که ایشانهانده از زمونم گفتن در منطقه آمال از رجال کشی کش منطقه یه در آسیای میانه که کسی به نام بوعمر کشی کتاب رجالی داره که مرحوم شیخ توسی اون رو تحذیب کرده در اونجا خیلی از یاران ایمه رو نام میبره و بحثای رجالی داره اونجا مرحوم محدث قومی از اون کتاب نخل میکنه که حبیب ابن مظاهر و میسم تنمار یه جایی با هم گفتگو میکردن احتمالا منظورشون این داستان هست که گفتن موجزاتی ازش خوندن و مردم دیدن که اینهای خبرهای از آینده میدن حبیب اومد گفت که تو اینجوری کشته میشی میسب به حبیب گفت که میبینم که تو هم اینجوری کشته بشی مثلا در جریان امام حسین البته نام نبرد ولی خب در آینده اینهای که رفتن مردم گفتن چه دروغگویانی بعد روشایده هجری اومد گفت که بله اینو یادشون رفت بگن که مثلا به این شکل هم خواهد بود مردم گفتن اینم یه دروغگوی سوام حالا اینها را عرض خواهم کرد بحث علم قیب و اطلاع اینها را به هر حال اینها هر سه شن خوب به شهادت رسیدن همون جور که گفته بودند حالا در باره علم قیب ببینید امیر المومنی رای سلام مطالبی داره بیان میکنه مردم به حضرت هم حتی گایی تکزیب میکنن این حرف ها شما چی میزنی؟ از کجا اطلاع داره؟ میفرماید که ما کذبت و ما کذبت نه من دروخ میگم و نه دروخ شنیدم اینها رو از پیانبر شنیدم که متصل به وح بوده و به برقی از یارانش هم اینها رو فرموده اگر حبیب المظاهر میسم تنماریار و شاید حضری یه مطالب اینجا بیان میکنن هیچ بعید نیست اینها رو از امیر المومنین شنیدن وقتی میگه از شاگردان اون حضرت هست از یاران حضرت هست اینها رو از حضرت شنیدن گاهی که برای هم بیان میکردن برای مردم سنگین بوده حالا نه این که از هر قیبی هم اطلاع داشته باشن اون مقداری که امیر المومنین بهشون اطلاع داده و حضرت هم از پیانبر و از ناهیه خداوند برحال شیخ مفید و بعد هم ابن عبیل حدید در واقع نقل میکنه که زیاد ابن عبیه از پیشگوی های حضرت علی علیه السلام در باره این شخصیت متله شد و دستگیرش کرد آوردش و گفت که شنیدم چیزایی بهت گفته دوستت مثلا یعنی امیر المومنین چطور کشته میشی گفت که بله گفته که دست رو پامو قط میکنید و زبانمو میبرید زیاد برای اینکه خب با اینکه ابتدا با یاران امیر المومنین همراه بود یه جور جزو یاران امیر المومنین هم به شمار میرفت و یه بعدن منحرف شد بله در واقع جانشین ابن عباس در بسره بود در زمان امیر المومنین بعدن منحرف شد و به هر حال مسائلی که براش پیش اومد از دشمنان عزت شد و اتفاقا چون شیعان رو میشناخت بیشتر زربه میزد و اونها رو به شهادت رسود از جمعه همین روشاید هجری هست این چیزی که حالا در منابع اومده و اصل مطلب شیعه بوده نیشونه اعتقادش به امیر المومنین علیه السلام هست و مقامی که به لحاظ معنوی داشته و مطالبی که از امیر المومنین شنیده بوده و سرانجام هم به شهادت میرسه خیلی متشکرم فرصت از اتاق فرمان بگیریم و در خدمت شنبندگان عزیزمون هستیم 304 این کود شناسایی پرسمان تاریخی است سمانه پیامکی رادیو معن ابتدا کود 304 را در متن پیامک وارد کنید و سپس پرسش خود را از کارشناس محترم برنامه بپرسه شنبنده عزیزی با شماره 0936 چار شماره آخر 2505 سوال کردن سلامون علیکم جنگ نهروان را چه کسی آغاز کرد و قلعه خیبر را در به قلعه خیبر البته باید باشه چه کسی از جا کند و دشمند چه چیزی را هدف گرفته و چه کسی از آب گلالود میخواست ماهی بگیرد استاد صادقی در خدمتون هستیم سؤال چند بخشه و بعضی جهاش هم یه مقداری ابحام داره بفرماییم بله آخر سؤالشون ابحام داره بنده خیلی متحجه نشدم این که جنگ نهرمان رو چه کسی آغاز کرد خب معلومه خوارج آغاز کردن امیران مومنین در این سه زنگی که داشته و حتی اون قارتهایی رو که اگر مثلا بعد از جنگ نهروان اتفاق افتاد اون رو هم چارومین حملاتی بودیم که مثلا علیه حضرت شد همه اینها از طرف دشمن بود خب جنگ جمل رو ادهی و رفتن حضرت تقیبشون که شاید برگردن رفتن در بسره و برحال اون مسائلی پیش اومد تا حضرت ناچار شد که با اونها وارد جنگ بشه جریان سفین هم همی جوره نزدیک یک سال امیر المومنین با معاویه نامنگاری می کرد او رو برحضر می داشت می خواست که اون بهیعت کنه ولی سرانجام به جنگ کشید این جنگ سفیم هم همی جوره خوارجی که در جنگ سفین از امیر المومنین جدا شدن اینها اومدن در داخل کوفه با حضرت مخالفت می کردن حتی می اومدن داخل مسید شعار می دادن لا حکمه الا لله می گفتن و عذیب می کردن هم یاران امیر المومنین رو و هم خود حضرت رو ولی امیر المومنین فرمود که شما تا امنیت رو به خطر ندازید تا دست به شمشیر نشید من با شما کاری ندارم اما اونها برحال دست به شمشیر شدن و امنیت کوفه و شهرهای اسلامی رو به مخاطره انداختن یکی از جیاران امیر المومنین رو که خیلی معروف هست عبدالله ابن خباب ابن عرد که جریانش خیلی معروفه ایشون رو به جهت این که یار امیر المومنین بود کشتن همسر شعب و وز فضیحی و حتی جنینی که در ایشون داشت اینها رو انجام دادن دیگه امیر المومنین فرمودن که خودشت تمام شد بله نمیشه دست روی دست گذاشت با این حال حضرت اومدن و باز ما اینها صحبت کردن حتی پرچم سلح برفراشدن که هر کسی دیر این پرچم بیاد در امانه و این آماری هم که داده میشه در باره جنگ نهرمان گایی دوازده هزار نفر و اینها منابع میگن تا چهار هزار نفر حتی گایی تا کمتر میگن موندن و این جنگ یک روزه شاید خیلی کتاهی بود که به هر حال اونها شروع کردن و از خیلی دادی استاد نادم و پشیمان شدن برگشتن بله حتما اینجوره بله خب برحال این قسمت اول سوال که نهروان رو خب اونها شروع کردن. قسمت دوم سوال که در قلعه خیبر رو چه کسی از جا کند خب این هم مشخص امیر المومنین این کار رو کرد. و این بحثی نیست که ما شیعه بگیم. در منابع معتبر هست در سیره ابن هشام که از قدیمی ترین کتب سیره و مغازی هست. و البته از علمای شیعه هم منحوم شیخ مفید در کتاب ارشادش آورده که یکی از قلعه ها طول کشید و فت نمی شد و وقتی که امیر المومنین رو فرستاد پیانبر ایشون رفت اونجا و در قلعه جوری بود که بلخیره ابو رافع که از یاران حضرت هست میگه ما بعدن چند نفری نمی تونستیم این در رو تکوم بدیم ولی امیر المومنین با اون قدرتش این در رو کند و حتی گفتن حالت خندق روی خندقی بود اون گودالی که بود که رزمندگان به خانه عبور کنن بعضی ها گفتن رو اون انداخت که رد بشن ولی در حضورت اصل کندن در روشن هست و خود حضرت در جای داره که فرموده من به قدرت الهی این کار رو کردم چون برحال خیلی کار سختی بود و این شجاعت و قدرت امیر المومنین بود قسمت بعدی سوال شنونده من که گفتن دشمن چه چیزی را هدف گرفت حالا این را اگر منظورش در جنگ خیبر بوده هدف دشمن از جنگ خیبر ناامنی بود که از مدتها ایجاد کرده بود در جریان حوادثی که در شمال مدینه اتفاق می افتاد چون یه فاصلهی داشتن احالی خیبر و کل خیبر باید فاصله از مدینه بود ولی هواشی داشت حالا خود خیبر یهودیان بودن اما در پیرامون اون وادیالقرا بود فدک بود مناطق تیما بود مناطق دیگه و حتی برخی هایی که مشرک بودن یهودی نبودن اما اونها با یهودی ها کمک میکردن علیه مدینه و مرتب حملاتی داشتن ناامنی هایی داشتن پیامبر برای دفع این حملات و ناامنی ها حمله کردن و در واقع خیبر رو فرد کردن این که حدف دشمند چه بوده اگر منظورشون این باشه حدف این بود که مدینه رو ناامن بکنن و اون قسمت آخر هم چه کسی از آب گلالود میخواست ماهی بگیره واقعی من متوجه نشدم حالا اگر منظوری داشتن اگر باز در سؤال دیگر انشالله مطرح خواهند کرد که واضح تر باشه خیلی ممنون. استاد صادقی در مورد یهود هجازی کتابی دارن استاد پیانبر و یهود هجاز درسته؟ در مورد مدینه هم کاری شده استاد یهودیان مدینه؟ بله مقالات هست هم کتاب هم بله داریم در بوری. در واقع یهود و مدینه. حالا من هجازی خود گسترده سر نوشتم به جایت این که خیبر رو هم بحث بکنم. خیلی ممنون پس شنبندگان عزیز میتونن برای اطلاعات بیشتر به کتاب استاد صادقه با نام پیامبر و یهود حجاز هم مراجعه بفرمایند ممنونم استاد فرصتی بگیریم از اتاق فرمان در خدمت شنبندگان عزیزمون هستیم 329 10 551 329 10 552 با پیشماری 025 پرسمان تاریخی چناب آقای فرزان کمالینی ها از شنبندگان پرابا غرص برنامه پرسمان تاریخی سؤال پرسیدن آیا جوان شدن زلیخا با دعای حضرت یوسف علیه السلام مستندات تاریخی یا روای معتبری دارد یا سخنی زعیف است همچنین این که میگوین حضرت یوسف علیه السلام چون دیر به پابوس پدرشان آمدند این ترک اولا موجب قد شدن نبوت از نسل ایشان شد این مطالب چقدر معتبر استا صادقی؟ بله اولا در باره بحث جوان شدن و تبدیل برقی ها اشکال میکنن که در قرآن داریم لا تبدیل لخلق الله و این اتفاق نمیتونه افتاده باشه فکر میکنم از آیت الله جوادی آمولی جای میدیدم که میفرماین این آیه ناظر به فطرت انسانه که فطرت انسان عوض میشه ربطی به این بحث نداره اما در باری هم بحث جوان شدن و هم ازدواج زولایخا با عزیز یوسف بله در برخی منابع ما داریم البته بحث ازدواج بیشتر هست مثلا در منابع تفسیری و روائی بحث ازدواج این دو اومده مثل کتاب امالی صدوق و الغیبه توسی به مناسبت بحث هایی که مرحوم شیخ توسیب در بحث مهدویت دارن به این موضوع هم اشاره کردن و داریم روایاتی که برحال با هم ازدوات کردن جوان شدن در روایت کمتری اومده مثلا از شیعان در تفسیر قومی در قرن سه داریم و خب حالا میدونن تفسیر قومی هم مباحثی داره با این که قدیمی هست اگر بخواییم نگاه سخت گیرانهی داشته باشیم با توجه به این که کمتر بیان شده و روایاتش در سطح پایین تری قرار داره ممکنه بگیم که چنین اتفاقی با نگاه سخت گیرانه مشکله بپذیریم و بیشتر در کتب احدین شاید این مطلب مطرح شده حالا باز جناب آقای دکتر معارف هم که با حدیثی قرآنی رو تخصص دارن این مقاله با دانشجوانشون نمیشتن به نام بررسی روایات ازدواج یوسف و زولیکا میتونن به اونجا ازدان مراجعه کنن که منابعشو بیشتر ببینن و این بحث رو بتونن اونجا اطلاع بیشتری پداختن خب در موعد قسمت دوم سال که آیا درسته که حضرت یوسف مثلا ایک ترک اولایی مرتکب شدن خب اینم زیاد گفته میشه اتفاقا میخوانی نتیجه اخلاقی ازش بگیرن در باری احترام به پدر و مادر میگن بله حتی حضرت یوسف با اون مقامش وقتی که با پدرش مباجه شد باید فورا احترام می گرفت مثلا یک کتاهی خیلی مختصری کرد و گفته شد که تو با این کار نبوت رو از خاندانت دور کردی و دیگه خودت پیانبر هستی اما در نسل نبی و پیانبری نخواهد بود البته ارز بکنم بهتره که به جای این مطلب که ممکنه پیانبری رو ما با ترک اولایی مواجه بکنیم برای احترام به پدر و مادر رو استناد کنیم به قرآن این همه آیات قرآنی و تحکید قرآن بعد از توحید به احترام پدر و مادر و بالوالدین احسانا و آیات دیگه حالا برحال این رو میخواهم از کنم اونجاها معمولا به لحاظ اخلاقی مطرح میکنن که چنین کاری رو حضرت یوسف انجام داده باشه بله ما داریم در روایاتمون اتفاقا در کتاب کافی هست در علال و شرایه و تفسیر قومی هم هست ولی حالا این که در کتاب کافی هست مهمه از اهل سنت البته کسی چندان نگفته قزالی در احیال علوم میمطلب رو اشاره کرده اما کسانی که بررسی میکنن با این که حالا روایاتی داره و حتی در منابع روای معتبر ما همین روایتی داره اما ممکن در مقایسه با قرآن چون این مقاله هست در ای باره که نوشته شده نقد و بررسی روایات انقطاع نبووت از دودمان یوسف علیه السلام در این مقاله بحث شده که اگر مقایسه با آیات قرآن بکنیم و همچنین روایاتی که میگه پیانبر از نسل حضرت یوسف وجود داشته بنابراین این روایات مقدار فضیلشش مشکل میشه بنابراین میشه گفت که نه چینین چیزی شاید نبوده و یعنی بررسی فنی و دقتهای سندی و منبعی و اینها که میشه با این که روایاتی داره شاید بگیم چینین ترک اولایی نبوده و این که قرآن کرده از حضرت یوسف به نیکه یاد میکنه بله بله حالا اونا هم که میگن ترک اولا کرده مثلا ولی واقعا با سیره انبیا هم به اون عظمتشون انسان احساس میکنه کرد و این ترک اولا هم صورت نگرفته باشه سور یاسین هم به نام ایشون نامیده میشه در این مورد یه توضیح برای ما بفرمایید اما این که به نام حبیب نجار گفته بشه من جایی ندیدم به خصوص که خطاب اول سوره یاسین هست و این مربوط به پیانبره که گفتن سین در واقع خطاب یاسین در باره پیانبر هست که ادامهش میگه این نکلمه نال مرسلین بنابراین نمیشه گفت که حالا به نامشون باشه اما این که کی بود حبیب نجار خب اسمش در قرآن نیومده بلی گفته میشه آیات 20 تا 27 سوره یاسین مربوط به ایشون هست شخصی بوده که ایمان آورده دعوت فرستادگان حضرت ایسا علیه السلام رو برای ایمان آوردن پذیرفته و حتی تبلیغ کرده آیات از اینجا شروع میشه و جا امن اقسل مدینه رجلون یسعا قال یا قوم اتبع المرسلین اتبعو من لا يسألكم ازرم و هم محتدون من از ترجمه آیت الله مکارم اینجوری عرض میکنم که مردی شتابان از دورترین نقاط شهر فرا رسید یعنی همین حبیب نتجار و جا امن اقسل مدینه از دورترین نقاط شهر اومد قال یا قوم اتباع المرسلین ای قوم من این رسولان خدا را پیروی کنید اتباع من لایسالکم ازرم و هم محتدون از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمی خواهند و خود هدایت یافتند محتدون این نیامنت رو برب بکن فسمعون ادامه داره حالا تا آخر که میگه من ایمان آوردم به خدای شما که فرستادگانه از طرف پیانبر هستید بعد از که ایشون ایمان میاره اون فرستادگان دستگیر میشن و در اون شهر گفتن انتاکیه هست در ترکیه امروزی این فرستادگان رو میخوان آزار بدن حتی بکشن که ایشون که گفته شده مؤمن آل یاسین هست میاد و از اونها دفاع میکنه که این آیاتی که حرس کردم در همین باره هست که چرا میخواد مثلا بکشیدشون و اتفاقا خود این حبیب نرجار ها رو هم به هر حال کشتند و قبری هم منصوب به او در انتاکیه و ترکیه امروزی و حل زیارت هست روایتی هم داریم که صدیقون سه نفران یکی مومن آل فرعون هست که در سوره قافر اشاره شده یکی همین حبیب نجار هست که مومن آل یاسین گفته میشه و یکی هم امیر المومنین علی ابن عبی طالب علیه السلام این مطلب در منابع شیعه و احل سنت نقش شده و ابن عبدالحدیر هم از ابن هنبل آورده این روایت رو که عرض کردم در باری صدیقون هست که نام مؤمن آل فرعون مؤمن آل یاسین که حبیب نتجار هست و امیر المومنین علی ابن عبدالحدیر این روایت در منابع شیعه و احل سنت و ابن عبدالحدیر هم از قول ابن هنبل آورده این داستان اجمالی حبیب نتجار هست خیلی متشکرم جناب آقای سید محمود موسوی از محمود آباد سؤال کردن چند سال پیش در یکی از کتب تاریخی که اسم آن را فراموش کردم خاندم در جنگ سفین سپاه مولا علی علیه السلام تبسط لشکر صد هزار نفری معاوی محاصره شد و مولا علی علیه السلام با اجرای یک نقشه عملیاتی سه قسمت از لشکر ست هزار نفری معاویه را با فرماندهان و نیروهای تحت امرشان مشغول کردند و خودشان در یک قسمت از جبهه به تنهایی با بیست و پنج هزار نفر از لشکریان معاویه جنگیدند. از استاد خواهشمندیم که ماجرای این واقعی تاریخی شنیدنی و چگونگی آن را تشریح و بیان بفرماین با تشکر در خدمتون هستیم استاد این واقعی در کتاب وقت و سفین نصر ابن مزاهم منقری که قرن دوم بوده در گذشته اوائل قرن سفوم هست خب کتاب خیلی قدیمیه و خیلی هم مهم هست برای جنگ سفین چون واقعی در جنگ همون جور که شنوانده هم شنوانده عزیزمون فرمودن در جنگ سفین بوده خب ما بهترین منبعی که فلان داریم و به اصطلاح ما میگیم تکنگاری هست یه کتاب اخبساسی مربوط به جنگ سفین هست همین کتاب نسر ابن مزاهم هست به نام وقت تو سفین این داستانی که گفتن همون که استاد آقای اتابکی ترجمه کردن بله ترجمه خوبی هم به عنوان پیکار سفین بله پیکار سفین ترجمه شده و در مروج و زهب که اون هم از مورد خان قرن چهارم هست و هر دو هم از منابع متبرن و هر دو هم اتفاقا گرایش های کامل شیعی دارن خب مرحوم مزلسی از سفین نقل کرد از کتاب سفین نقل میکنه حالا داستانی که گفتن این هست که البته شنونده از زمون بای کم و زیادی گفتن که من اون مقداری که در این وقت سفین هست میگه در یکی از روزهای جنگ سفین که خب طول کشیده بود و مخصوصا اواخر احتمالا این دیگه حوادث مربوط به اواخر جنگ سفین هست که حملهی شد و یاران امیر المومنین هزار تا رو گفتن هزار تا از یاران امام در محاصره نیروهای معاویه و لشگر شام قرار گرفتند خب امیر المومنین اعلام کرد که الى رجلون یشری نفسهو لله و یبی و دنیاهو به آخرته آیا کسی هست که جانش رو در راه خدا بدهد و دنیا رو به آخرت بفروشد و بلخره اغنامی بکند و یکی از یاران حضرت که اتفاقا خیلی گمنام هم هست به نام عبدالعزیز ابن حارس جعفی جواب اسم قبیله جوفی و حالا عبدالعزیز ابن حارس من کمتر اسمشو شنیدم در میان یاران امیر المومنین ولی نشون میده که از یاران شجا و هم خیلی خوب حضرت بوده میاد جلو و اعلام آمادگی میکنه که هر دستوری دارید بفرمایید امیر المومنین بهشون بفرماید که برو اینهایی که معاصره شدن سلام من رو بهشون برسون و بهشون بگو تکبیر و تحلیل بگید الله و اکبر بگید شعار بدید و حمله کنید ما هم از این ور حمله میکنیم حالا ایشون گفتن نقشهی که حضرت ازراد ازرا کرده خب جالب هست حضرت به این یارشون فرمودن شما برو اونجا به اینها بگو سلامه مرو بشون برسون و بگو تکبیر بگید حمله کنید ما هم حمله میکنیم محاصره رو بشکنیم عبدالعزیز اومد پیش این محاصره شدگان و اونها هم فورا سراغ امیران مومنین رو گرفتن گفت که حضرت سالم هست و دستور انجام شد اینها حمله کردن از دو طرف و از محاصره خارج شدن حالا کشته شدن 700 نفر هم اومده در این منابع گاهی اشاره شده اما قبلن هم ارسی کردم آمارها رو نمیشه حالا با قطعیت گفت بوده ارهان حادثه اینجوری بوده که اده از یاران حضرت محاصره شدن و به این شکل اونها رو نجات دادن و نقش عبدالعزیز ابن حارس جعفی که از یاران وفادار امیر المومنین هست اما گمنام نامش کمتر برده میشه در این واقع مهم هست خیلی ممنونم استاد صادقی بزرگوار استفاده کردیم از صحبتهای خوب و مستند و تاریخی شما و خیلی از سوالات و شبهاتی که در زمین های مختلف داشت امروز سوالاتش رو خوندیم برطرف شد جواب داده شد و ممنونیم از همراهی شنبندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی تا برنامه بعد همه شما رو به خداوند متعال می سپارم محمد و آل محمد رادیو معارف ران در خزاک مجازی دنبال کنید در یافت آرشیو روزانه برنامه های رادیو معارف در پیام رسام روبیکا