لاحبداللهی از روش آیتالله مکارم شیرازی در نگارش تفسیر نمونه می گوید. خب این در ابتدای کار از می شه که ایشون اون نوشته رو کنترول می کردند و به صلاح آماده می شد برای چیز. ولی به تدریز که گذرش یه تجربهی آسل شد ظاهرند که این قلم ها خیلی همه هنگ با هم نیست. ولذا از کاری که در تدابون پیدا کرد این بود که تقسیم کار می شد به این صورت مثلا از اول سفه اول رو واقع گذارم کردن به بنده سفه دوم رو واقع گذارم کردن به آقای قرارتین سفه سبون یه همچنان آقایون می رفتن هفتشت تفسیر منابع مختلف می نشدن می نوشتن می مدن جلسه بعد این نوشته ای آقایون اون نوشته اون تفاصیل هم با تعدادی هم تو جلسه تفسیر داشته هر کسی مسئول یه تفسیر بود مثلا من من مسئولت المیزان بودم یه آقای مسئول روحلمانی بود تفسیر سننه تفسیر شیعه تفسیر روی روی روی این تفسیر بود که غیر از اون که اون آقا نوشته بود تفسیر مختلفه اونجا مثلا نگاه می کردن که اگه نکته جدیدی در المیزان هست یا در اون تفسیر هست این نکته جدید گفته بشه اضافه بشه اون آقا کار جرده بود این مسائلو ولی تو زرس کاری که میشد یکی این بود نکات جدیدی از تفاصیل متعدد احل سنن روایی شیعه گفته میشد و اون اضافه میشد یکی دو ایشون دیگه هستن مجددن اون نوشته مثلا مرد میذاشتن زلوشون و مجددن بر اساس اون نوشته املا میکردن یکی از آقای مردم آقای محمدی که از نویسندگان هم هست خیلی کتاها کتاها زیاد در محکوم آقایی از نویسندگان هرزه بود ایشون مزدددن اون چیزی که ایشون املاب کردن می نوشتن بنابراین برای اینکه همه هنگی بشه متن دوتا منبع داشت یکی اون متنی که مثلا اوز برفته بود محقق رفته بود اون جلوش بود که من یه نسخه از اون چیزی که خودم مثلا در زوده 28 هم 27 هم یه پنج شیش صفه نوشتم یا نمیدونم نه یه چیزی که از اون اول نوشتم مورد تفضیل اول تفضیل دومه اتفاقا دیده که هم یاد داریم کن داشتم که نمونه ها شاید یه چند مالای اواخه باشد این منبعیشون بود از اون املا می کردن یه چند نکات زدیدی که زرسته گفته می شود این هم نکات اضافه می شود و در زمزه بحث می شود گاهی بلاخره نقد و برگسی می شد و ایشون مجددن املا می کردن این روش ازمالی کار بود در تدوین مطالب تفسیر نمونه نمیسندگان مختلفی شرکت داشتند و با آیت الله مکارم شیرازی همکاری می کردند آیت الله عبداللهی از حلقه مباحثه تفسیری و همکاران خود در تفسیر نمونه می گوید من همین زباز گذشته بگم ما تقریبا عملا حالا اگه تخصص من اسمشو نمیذارم گرایش اسمشو نمیذارم تو دو بخش تقریبا کار ما متمرکز شد یکی بخش تفسیر بود تفسیر رو ما نمیدونم باز گفتم یا نه این دفعه میگم ما تفسیر رو پیش خدمت آیت الله مشکینی تو مسجد امام به اصطلاح حلقه بزرگی بود اون در این مدت اینشون مهور تفسیر مثل این تفسیر که آیت الله زوادی محور تفسیر اون زمان قبل از انقلابیت که این بخشی آقای مشکلی بود که غیر از دست فرق رویستونشون سطح 11 تا همین سطح 11 محصد امام تفسیر می گفت بعد از ایشون مدت باز طولانی تر آیت المحروم آیت الله خزعالی در محصد فاطمیه تفسیر ایشون محور بود که عموم زم زم می شدن از بخدمت شما ما در اون زمین شدیم خب این زمین شد به این که ما یه حلقه مباحثه یه تفسیری تشکیل لدیم با همین از رفقه هایمون همین آقای قراعتی بودن که در واقع در اون حلقه ما و یکی از اسادیدن از عطولا اوستتی که از اسادید محسه شهید متحری هستن و از علمای تهران هستن آقای موسوی نمانده ولی فقیه شدن در کردستان حالا در مزمه و تقریب هستن جزو حلقات علمی اونجا هست یکی از آقایونم بودن مرکوم شد این حلقه را تفسیر نمیدونه دوتا خاطر را بگم اولا شیش نفر از این حلقه ده نفر فرد شده آخریشون آقای ایمانی بودن که امام زمه شیواز بودن آقای داودی از نویسندگان بودن اولین چسی بودن که از این حلقه فرد شدن آقای تبا تبایی زوز این حلقه بودن تا جلد هفتم هشتم که شهید شدن در زریانه ترور انفذار هفته تیر با مرغوم آیت الله شهید بهشتی آقای آسد حسن شجاعی بودن که ایشون هم از نمو بعد نموانده های مزدس شدند و پول شدند در سالهای آخری آقای زعفر امامی باز ایشون هم از نویسندگان بود و خیلی با آقای مکارم همراه بودن همکاری بیشتریشون داشتند و صحبه تعالیفی هستند ایشون هم فرد شدند آقای محمد محمدی ایشون هم از نویسندگان هست کتب تاریخی ایشون خیلی در تاریخ بیشتر صد انوان کتاب داشت مسیر علمی هر آلم دینی نقطه ای مهم و تأثیر گذار در شکلیری شخصیت علمی و تربیتی اوست آیت الله عبداللهی در باره شروع تدریز خود به نکاتی اشاره می کند که نشاندهنده ی روحیه علمی توقل و تعهد او در مسیر تعلیم و تربیت است این کارهای تفسیری ما که حالا بخشیش مسال تفسیریه که تدریز تفسیریه ما این تفسیری حوزه رو بعد از انقلاب سطح اون وقت اینجوری بود حالا ظاهرم به این صورت نیست یه تفسیری عمومی هست که مال سطح هفت و هشته که جوامه بود بعدش علمیزان بود بخش نومهش این اون وقت درسش متمرکز بود چون باید بیان طلب ها امتحان میدن یه درس متمرکز بود بله زیر جمعه بنده دوسته سرسه چهار سال این تدریس رو به حدود داشتم در بخش تفسیر همین درس آم حوضه بود که علوم قرآن شما حمایت الله معرفت میگفتن تفسیرش با من بود اول این مدرس زیر فیضیه بود از بشه که بعد زمیت مرحومت الله گلپایگانی گاهی الان ما بعضی از افرادی رو می‌دیم رویششون سفیده پیره مرده هن از می‌شه که موالی آقا مادر از کدام 25 سال پیش 27 سال پیش ما این درس‌های تفسیر اینجا می‌مدیم از می‌شه که بعدم از بخدمت شما با اینکه ادامه داشت ولی به دلاحل من خودم دیگه نرخدم بعد دیگه این تفسیر ما منترل شد به قشنه تخصصی تفسیر بخش تخصصی تفسیر اون وقت بخش تخصیصی تفسیر از روشه که برخلاف برکه سطح 3 اون وقت سطح 4 بود فقط یعنی طلبه ها دو سال باید درس دو سال نمیدونند درس خواهد بخونند بیانون جا درس بدند بخش تخصیصی دو سه رشته بود یکی کلام بود یکی تفسیر بود یکی تبلیغ و اصلا رشته بود برخلاف برکه خب این رشته ها توسعه پیده کرد ما اینجا متمرکز شد در بخش تفسیر و تو این بخش تخصیل شد ده پونده سال من در این اون وقت سطح چار بود یه بعد سطح سه اضافه شد من تدریج می کردم درس هم موضوعی بود نبووت در قرآن وحی در قرآن امامت در قرآن بخش های موضوع مواهست خود قرآن در قرآن و این مواهستی رو هم که می گفتیم خب به صورت جزوه تفسیری در مدد در جزوی درسی در می‌مرد، این اواخر تایب می‌شد، اون اول تکثیر می‌شد، بعد این اواخر تایب می‌شد، در اختیار افراد قرار می‌گیره بعدش هم دیگه که سطح سه شد تبدیل به معتن، حالا اون چهار بجای خودش معتن خانی بود باز در بخش تخصصی تبلیغ هم، البته عمدتاً من متوقع نیز دارم، اونجا هم کار قرآنی می‌کردم در اونجا علوم قرآنی تدریج می کردم که خب علوم قرآنی اونجا مفصل بود اواخر نگاه می کردم مثلا خب جزبه علوم قرآنی کار شده بود منتشالا من بعد یه جنبندی که می خواهم بکنم چرا این تبدیله به خیلی آمادهی بود به خاطر اینکه تولید بشه ولی حالا به خاطر افراد و تفریط و وسوس داشتن در کارها ما به خدمت شما خودداری می کردیم با اینکه بعضی ها می گفتن فقط از اون مباحث قرآنی کتاب شدن وحی در قرآنی بخشی از این مباحث نبوهت که می گفتن بخشی خوشخاص وحی بود این چاب شد یعنی امدتاً آماده شد این دفتر تبلیغات انتشارات دفتر دفتر وحی در قرآن ما رو چاب کردن که اصلا این بخش از اون مباحث بود پایان قسمت سوام قسمت چهارم سخنان آیت الله عبداللهی فرداشرف ساعت 23 و 20 دقیقه ارادتمند حجره خاطرات شبتون بخیر با آرزوی تحجیل لر فرج حضرت ولی اصر امام زمان اجرالله تعالی فرج و شریف در این لحظات شبانگاهی زیارت آل یاسین رو با نواهی جناب آقای حسنزاده زمزمه میکنید یا وکیلو یا منن الله الله الله الله الله الله الله الله الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیه و سلام علیه السلام علیکم یا داعی الله و ربانی آیاته السلام علیکم یا باب الله و دیان دینه السلام علیکم یا خلیفه الله و ناصر حبه السلام علیکم یا حجه الله و دلیل اراده السلام علیکم یا تالیه کتاب الله و ترجمانه السلام علیکم في آناء لیلك و اطراف نهاره السلام علیکم یا بقیه الله فی ارضه السلام علیکم یا میصاب الله الذي اخذه و بکده السلام علیکم یا بعد الله الذین دمنه السلام علیکم ایها لعلم الممصوب و لعلم المسبوب ذلغوت و الرحمت الباسعة بعدا غیر مکذوب السلام علیکر حینا تقوم سلام علیکر حینا تقرأ و تبین السلام علیک حینا تصليه و تغنوت السلام علیک حینا ترکعه و تسجود السلام علیک حینا تهلل و تکبر السلام علیک حینا تحمد و تستغفر السلام علیک حینا تصبح و تمسیم السلام علیک فی اللیل اذا یغشام و النهار اذا تجلم السلام علیکم ایها الامام المأمون السلام علیکم ایها المقدم المأمون السلام علیک به جبام السلام اشهد که یا مولای انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریکه لا و ان محمدان عبده و رسوله لا حبیبا الا هباب اهل و اشهد که يا مولای ان علیان امیر المؤمنین حجته و الحسن الحجته و الحسین حجته و علی ابن الحسین حجته و محمد ابن علی حجته و جعفر ابن محمدین حجته و موسی ابن جعفر حجته و علی ابن موسی حجته و محمد ابن علی حجته و علی بن محمدین حجته بل حسن بن علی حجته و اشهد انکا حجه الله انتمو الابلو بل آخر و انا رجعتكم حق لا ریبا فيها يوم لا ينفع نفسا ایمانا لم تكن اومنت من قبل او کسبت في ایمانها بخیره و ان الموت هقب و ان ناکرام و نکیران حال و اشهد ان النشر هقب بل بعساها و انصراتا هدون بل مرصداها بل میزانا هدون و الحشره هدون و الحصابه هدون وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ هَا وَالْبَعْدَ وَالْبَعِيدَ بِهِمَا حَاق یا مولا و یا شغیا من خالفكم و سعدا من اطاكم فاشهد علامه اشهدت که علامه و انا بلیم لبک بریم من عدویك فالهدرم رزیتموه و الباطل ما از ختمو و المعروف ما امرتم به و المنکرم ما نهیتم عاما فنفسی مؤمنتم بالله وحده لا شریکا لن و برسولین و بأمیر المؤمنین و بکم یا مولای اول کن و آخر کن و نصرتی معدت لکن و مبدتی خالصتون لکن آمینه آمین غریب بادی گرده بیابان وفا برگرد عباساله عباساله بگو تا که سر راحت کنم آخو نوا برگرم عما صالح عما صالح دلم خوش کردم بر این که وصل تو چه نزدیکم عما صالح عما صالح خبر از تو نمی آید بیا ای با وفا برگرد برای این که با دردت شوه من آشنا برگرد قائم آل نوریا مهدی اتر سبز حضوریا مهدی زیارت آل یاسین رو زمزمه کردیم اینجا رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت ای درمیان جانم و جان از تو بی خبر از تو جهان پرست و گوی جهان از تو بی خبر چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان در جان و در دلی دل و جان از تو بی خبر دل و جان از تو بی خبر ای در میان جانم و جان از تو بی خبر و از تو جهان پرست و جهان از تو بی خبر چون پی برد تو دل و جانم که جا به دار در جان و درده بی دل و جان از تو بی خبر چون پیبرد به تو دل و جانم که جا به دار در جان و در نبی دل و جان از تو بی خبر ای در میان جانم و جان از تو بی خبر و از تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر خب دوستان عزیز در ادامه مجموع برامهای بخش سوم از رادیو مارف کلام امام رو تقدیم تون میکنیم گذیده ای از بیانات بنیانگزار جمهوری اسلام ایران حضرت امام خمینی رحمت الله علی رأس ساعت 24 آخرین اخبار و رویدات های مربوط به ایران و سایر نقاط جهان رو خواهیم شنید و بعد از اخبار ساعت 24 برمی گردیم و ادامه برمهای این بخش رو تا ساعت 6 صبح با افتخار احترام تقدیمتون خواهیم کرد دعوتون کن از صدای فضیلت و فطرت کلام امام رو بشنوید موسیقی آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش کلام امام سایبان اش بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان اش بود دست مهربان تو یک هماسه بود و هست نام جاودان تو با تو عرف بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را راه روشن تو را کشور ما که به اسم اسلام و به اسم قرآن کریم و با اسم الله اکبر جمهوری اسلامی را مستقر کرد باید خوشش ما هر جا که هستیم و در هر یک از ارگانها که هستیم و در هر جای ایران که هستیم این باشد که اسلام در اونجا جیاده شده و تحقق پیدا کنه ما اگر چنانچه اسلام را در این کشور متحقق کنیم و نیروهای مسلح ما چه نیروی دریایی یا هوایی یا زمینی و چه پاسداران متعهد و چه سایر قیشهای ملت از نیروهای مسلح گرفتد تا سایر قیشهای مردم متعهد به اسلام باشین و دنباله زحی و دنباله امام باشین و دنباله اون بزرگوار باشین قوفی از هیچیز ندارین قروف از مرد برای آن است که کسی مرد را آخر زندگانی بدانه و کسی میترسد که با مرد به نابیدی برسن یاد مراهری از جذاب و تقاب برسن لیکن اگر ما با سلامت ایمان از این دنیا برادیم که در جبه های جنگ که جبهه شهادت است و که در جبه های کشت جنگ که اون هم جبهه جنگ و شهادت است اگر ما نایل بشیم به فوز شهادت باکی از این نداریم که در این دریای پرخروش آلم ما شکست بکنیم شکست سوری یا پیروز بشنیم پیروز سوری اگر ما در اون مرحله اصحه که داریم پیروز از کار داریم مرگ ما پیروزیست و حیات ما نیز پیروزیست خوشش کنید که در اون میدانی که میدان مبارزه بین الله و شیطان است میدان مبارزه دین نفسانیت انسان و روح هست در این میدان پیروز بشدید که اگر این پیروزی به دست شما آمد از هیچ شکستی باید نداشته باشید که اونها شکست نیست مثل باران بر از کرامتون شیبه اشتازهی ترابتون در مسیر پرست شکست فسود کوه بود و پرست قامتون موسیقی موسیقی موسیقی