برای بچه های فامیل، بروریا و بستگان بیان اونجا یه فضای خوبی داشته باشین به ورزش بپردازیم جالبه براتون بگم یه روز گشتگاره مربی براتون قراره بیارم که بالا سرتون باشه گفتیم اون کیلر بیاد گوگره گودرس حبیبی بیاد گودرس خانه حبیبی افریدیم جومه صبح با یه ساک ورزشی و لباس ورزشی سر زمین باید زده منتظره بود، بنابراین ارما خیلی غیر منتظره بود و میخوام بگم این رابطه ها رو انقدر داشت که یه آدم روزوریگی مثل گودرس حبیبی بیاد ساره یه تیم خیلی فامیلی و حالا مثلا خیلی هم عرفی بازی نمی کنن این چیزای خاطراتیه که میتونم اشاره کنم بیاد مثلا تو اوال انقلاب بیاد نفشه چون همه اون بچه پیروزی بودیم یه اموه برادر ایشون اموه بزرگی ها رو ما که رحمت خدا رفته آج سدر احمد یه کارگاه بزرگی داشتن رو رو ستاد در نیروهوایی حتما حضور زهن دارید یه انقلاب و خیابون پیروزی و ستاد نیروهوایی و تسلیحات و اینا همه یعنی یه بچه های پیروزی خیلی نخش فعالی داشتن تو اون دوره زمانی که اموه علی اکبر ما هم یکی از اون تیپ هایی بود که مثلا تو همون کارگاه جزوه هفتش دهن هفتری بودن که اسلاحی به دست بودن نوزده بهمن، بیستومه بهمن تو آستانه پیروزی انقلاب یه مثلا ما ها بچه بودیم کوکتول مولتوف درست میکردن به اموه یاد میدادن چی کار باید بکنیم چی جوری درست کنیم که خودشون آماده باشه براشون تو زمین های مختلف فعالیت های شایانی داشتن دیگه پوقلاده آدم خیلی دست و دلباز، صفردار، مهرمون بیشان سایشه و سد و بیست سال با سرمون باشه ممنونم از شما و خاطراتی رو زنده کردید برای شنواندگان عزیز از توضیحاتتون ممنونم براتون را زیر موفقیت سلامت باشین، افراد شما خب شنواندگان عزیز صحبت های آقای سید منصور دریاباری برادرزاده استاد افراده استاد سید علی اکبر دریاباری شنیدیم ایشون در صحبت هاشون اشاره کردن که آقای سید علی اکبر دریاباری شاعرم هستن و طبع شعرم دارن جنما دریاباری من شنیدم شما در وصف محله چار ست دستگاه خیابان پیروزی و قهرمانی که آقای حسن حبیبی به دست رو ورد، شما یه شعر سرودید، خاطرتون هست چند بیت از اون شعر رو بر ما بخونید؟ بله زمین این که شعر گفتم کلیه ای اونایی که توی زمین پودبال ما چار ست دستگاه یا با من هموازی بودن و قهرمان ملی شدن رشده های مختلف اسماشون رو بردم یعنی شما شعر برای قهرمانان ملی و افتخارا و اینان کشور خونده بودید؟ بله خاطرتون هست برای اونا سرودم خاطرتون هست برای ما بخونید؟ جان در خداتون هست بفرمایید بسم الله الرحمن الرحیم با درود و عربای طیب شهده حضرت امام بزرگبار راه سلام به شنونده هونه گرامیم روزگاری بود چهار ست دستگاه این که اسمش نیست حتی که از پدرهایی که خادم بودن بردن بحر میهند در زمان آندوشا بچه های داشت با حوش و زرنگ ککسرن تهی کردن دانشگاه در دروس و مشق شاگردان نیک هم تمیز بادم زیبا چما وقت بازی ها دوان لحل هزنان در پی توب از سهر تا شامگاه آفرین بسیار عالی بسیار عالی ممنونم از شما استاد برگردیم از فعالیت های ورزشیتون و از چهار ست دستگاه برامو صحبت کنید که امروز چهار ست دستگاه مثل گذشته فعالیت های ورزشیتوش انجام میشه یا خیر و اگر انجام نمیشه چرا برای اینکه برای اینکه امثال ما دیگه اونجا نیستن دیگه کسی یه چاخ درخت رو میشکنه چرا بهشو بخوان ارشه بکنن که چیه چرا از این فوتبالمونو باق کردین یعنی شما تأثب داشتید برحال دنبال تالت ورزشی بودید سب اومدیم دیدیم دیدن باق باقه گفتیم چرا کیوی اجازه اما گرفته که بکنه باق چاله شهردریه باشه هرکی از باشه و سرابات با یه حمله کلیه نهاله رو اپیخ کردیم و گذشتیم یه گوشه که خودشون بیان ببرن دوباره صحبت کردیم شاید زمین فوتبالمون الان ورز ورزش ما الان به گذشته خیلی فرق کرده در گذشته امکاناتی وجود نداشت خودشون رو اشاره کردید و گفت آقای حسن حبیبی رو ما بهش اشاره کردیم که زمین نبود زمین های خاکی مناسب نبود خود بچه ها باید زمین ها رو اهداس می کردن تمیز می کردن سنگاش رو جمع می کردن پولی نبود یک ریال یک قران یک قران بچه ها پول جمع می کردن توپی نبود و خود شما باید توپ درست می کردید کسی نبود به شما امکانات بده خودتون فعالیت می کردید خودتون تمرین می کردید خودتون بازی می کردید خودتون مسابقه میذاشتید و این دورم جمع شدنها باعث میشد که بسیار از آدم ها روش کنند حتی خودش ما با امان مربی با امان سرپرست با امان مدیر با امان بازیکن و کابیتان یک تنه بالا سر تیم بودید اما امروز شرایط فرق کرده محلها امکانات زیادی دارن محلها زمین های چمن زیاد دارن ولی باز ما میبینیم که دیگه شاهدون قهرمانی ها نیستیم من اینو برای چند اومیم بار دارم تکشار میکنم میخوام شما براما توضیح بیدید که نوت سال از عمرتون رو در ورزش گذروندید که چه اتفاق میفته که ما دیگه نمیتونیم مثل گذشته ورزشگار قوی داشته باشیم ورزشگار افتخار آفرین داشته باشیم الان از هیچ کدوم از محلهای شهر تهران دیگه مثل گذشته نه تا فوتبالیستی تیم ملی در نمیاد حتی یکیش هم در نمیاد چه برسه به نه تا اصلا تهران دیگه الان قهرمانی ملی نداره نه تو کشتی نه تو فوتبال نه تو والیبال نه تو بسکتبال برای ورزشگار تهران چه اتفاقی افتاده که دیگه مثل گذشته نمیتونه خدمت شما عرض کنم که قهرمان پرور باشه در حال اینکه الان امکانات خیلی زیاده امکانات خیلی بیشتر شده اون موقع امکانات نبوده برای اینکه زمین های مستطح باقچه ها باغا همه شده برچ شده کخ و شده پولساز دیگه توجهی به فوتبال و این صحبازه اون آقایی که پول حس پول میزنه قمه و عرضش نداره فوتبال باشه کشتی باشه هندبال باشه بسکتبال باشه جده باشه کاراته باشه هرچی باشه اون توی نخانیتون توی ساخت ساز به خصوص بپروش خودشه و سه همین مسئولینم نمیتونن زور بگن که این زمین تو بکن زمین فوتبال یا زمین باری بار الان همین زمین خاکی نیستش ولی زمین چمن که خیلی زیاد هست توپ فوتبال زیاد هست در گذشته شما خودتونه وقتی بازی میکردید توپ فوتبال نداشتید ولی الان تو هر محلهی سطح ها توپ فوتبال هست در هر زمین چمنی سطح ها توپ فوتبال هست الان انگیزه ها کم شده اشخاک فقط پولسازیه خب برای چمن کردن یه زمین خاکی کلی پول لازم داره خب این باید این پول آماده شه در این حال اون هزینه ها هم زمن هزینه خود و نقایون برنامه ریزم هزینه دارم هیپومل میشه به اون صورتی که باید شاید علاقه هم نیست و دلسوزی هم نیست از بخش این سالی باید برگردید افتخاراتی که الان در ورزش های مختلف ما به دست می آییم شما تغییب می کنید رشته های مختلف ورزشی رو کشتی والی بال بسکت بال فوتبال وزن برداری دو و میدانی خب ما الان در اولمپیک به دالاور هستیم در مسابقات دو و میدانی در اولمپیک مدال داریم در خیلی از رشته ها مدال داریم یه تفاوتی مقایسه یا ای بخواییم بکنیم با گذشته و حال نظر شما چی هستش این همه افتخارات داره به دست می آید ما فوتبال ما جمعی با انصارات امتیازی نداریم فردی امتیازی مثل کشتی مثل بوکس دو و اینا رو چیزی مثل فوتبال نه مطرح نیستیم اگر هم هستیم در سطح آسیا هستیم و در سطح خواهرمیانه هستیم در سطح جهان نیستیم فوتبالیست هایی هستن کشور هایی هستن که اصلا فوتبال می آفرینن ما نه ما موربیمون از اون بره بزنیم مال خودمون باشه مال خودمون میشه کمک اون موربیه و با قلب بودجمونم میره تو جیب همون آقایی که از اون بره آب می آد حالا اون بابرسگی های سرانه این رشته ها چجوریه با همدیه که با همدیه چجوری نون قرض بدن اونو خدا میدونم پس شما معتقد هستین که ما باید از ضرفیت موربیان داخلی استفاده کنیم چون توانه ها دارن که بتونن بله اون دل میسازونه اون چه میدونه اون زبونه اینو میفهمه اون چه میدونه چون معتقده این که ما تو رشته های مختلف بتونیم از موربیه داخلی استفاده کنیم بخواد موربی داخلی زبون موربیه خود من رو گفتن زبون بازیکان داخلیشو میفهمه بازیکان داخلی میتونه بفهمه که موربیه چی میگه بقیه یا با ایماهشار هست یا با حرکت های پاود هست الان توی رشته های ورزشی که شما تغییب میکنید کدوم رشته فکرمونه خیلی پیش رفت کرده نسبت به گذشته چیش چیش چیش چیش نسبت به گذشته کدوم رشته خیلی خوب پیش رفت کرده حتی مثلا بانوان پیش رفت کردن اصولا ما الان پیش رفتمون توی کشتی در دنشه اول بعد جدیده نمیگویم دوم و بکسه بقیه رشته ها وزن برداری هم همینطور ولی خب در سطح ایدئال هنوز هیچ کدوم نیستن هندبال چی والیبال چی والیبال خب والیبال مردم اولمپیک هم رفته در سطح ایدئال نیستن همه مطرح هن ولی نسبت به گذشته خیلی پیش رفت داشتیم نسبت به گذشته نظر شما چیه؟ به نسبت جمعیت جمعیت زیادتر میشه اینا کمتر میشن جمعیت کم باشه اونها زیادتر میشن نشن داده میشن بله خب ما تو همون رستامون آدم های خیلی داریم حالتا همه پامیدیم خریبه نیستمون سمیر میدن کمک مالی میکنن ساخت و ساز میکنیم بچه ها علاقه مندن سنای مختلف میان شرکت میکنن افتوشون پیش رفتی داریم گذشتی گذینشی خوب هم داریم و همون پیش رفت و گذینش باعث میشه که تو منطقه هم مطرح باشیم یعنی برز میکنیم داتای دوردست هم بدونن یه روستایی از براموشتون قهرمان شهرستان پیرسکو شده یه دمابند که الان پیرسکو جازبشه شده یه شهرستان دمابند پیرسکو که خود شهرستان شده قهرمان اونجاست اینا مطرحه برادرداده شما تو صحبتشون اشاره میکردن که سال پنج و هفت شما پیشگام بودید و فعالیتونیم فعالیت های اجتماعی زیادی داشید به خصوص در دورانی که مردم در خیامان پیروزی در تظاهرها چرکت میکردن خودتون از اون روزا چیزی به خاطر دارید؟ ما کل زندگی ما خاطر است اصلا از اون روزا چیزی؟ بله اون موقع هم براخره قای نخوای بیارکت نبودیم یه جورایی هم دوره بره اون همیشه شروع بوده دو سه نفر بودن که استلاحا هم ما تبعیت کنن یا کار ما رو رستش داشتن باشن اینه که همون ما باعث میشد که ما بی تفاوت نباشیم در این ها تشبیق و تحیی جمعی شدیم کویا میخواستن نیروهوایی رو محاصره کنن اون قیونه سطح انقلابای اون زبان که نیروهوایی رو خلص کنن مردم هم برای دفاع از نیروهوایی بی حرکت نبودن یکی از این افراد هم خود ما بودیم یکی از این پایگه هم مقاضه دادش هم بود که خونه خونه شم اونجا بود یا پشت بونش بودیم یا پشت پنجدهش با خود برای دفاع و افرادی رو هم داشتیم اسلا هم داشتیم بله خب اون موقع خود ما مطلب بودیم توی یه سه جوانا به خود ما کلاس میدادن که چیکار کنیم چجوری کوکتل ملطف درست کنیم چجوری نارنجک بسازیم چجوری بمب دستی درست کنیم خب اینا رو به ما یاد میدادن ما چون نیروهوایی بود منطقه سوق و جشی بود منطقه نظامی بود مراتب تحت این برشم نیروهوایی بود اون مراتب تحت نیروهوایی بود اون مراتب تحت نیروهوایی بود هر دو بر تحت افاظت بودن و کنترول و با قول محروب گفتانی کسی به اون صورت جورت حرکتی نداشت مگر خیلی شهامت داشته باشه خیلی جورت داشته باشه بتونه یه حرکت هایی بسه خونسازی کارهای اونا بکنه و شما چه اقدامی انجام دادید؟ شما چی کار کردید اون روزا؟ من تنها که نمودم که مطمئنن همیشه یا هفتاشت بچه محل و هفتاشت فامیل دورمان هم بودن و با قول محروب بسه خونسازی محجور بودیم اگه شده ترقه دستی هم درست کنیم اینا بهترسون نمیشون چون به صورت این که نارنجک و نمیدونم بوم دستی و این صحبت هم فرابونی بود خب حاطش دادن تانک و با اون نارنجک هایی بود که ما از قبل یا تدارک دیده بودیم یا تدارک دیده بودن که داشته بودن در اختیار ما خواهی نخواهی همون هم یعنی مانه ورود اون تانک ها به مشقل و محبت و ناموری افراد میشد و اونا رو سعی میکردیم که یه جوری یک کار بندازیم دیگه و کار انداختن اونا یعنی بیاره که شدن حمله و مقال ما بودیم ما به موفقیت برسیم ممنونم از شما سپاس گذارم که برحال دعوت ما رو پذیرفتید ازدادید که ما در منزل شما با شما گفتگو داشته باشیم برحال تجارب شما بسیار عرضشمنده خاطراتی که شما دارید بسیار گرامبه ها هستش و باید نسل به نسل و سینه به سینه منتقل بشه به جوانهای امروز و جوانهای امروز به جوانهای نسل آینده کارهایی که شما کردید برحال قابل تقدیره کسی که برحال هشتاد سال پیش نوید سال پیش ما رجمون اینه که کشورمون روپا باشه مردمشون سلام باشن بی نیاز از کل جهات تصدیحاتی خوراکی نمیدونم مکانی و ترس و باهمهی از کسی چیزی نداشتشن متوکل به خدا هم باشن ایچ کزن دیگر اشاله بهشون نمیدونم ممنونم برحال شما جز مفاخره و عرشی کشتارون هستید جز کسایی هستین که برحال سالیان سال زحمت کشیدید و باید قرار زحمت شما و همکاران محترمتونم با ما با خانه رفاقا حلاله باید قدان شما باشید زنده باشین اشاله ممنونم از شما خوب شنواندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم تشکر میکنم از این که مرا همراهی کردید برای تون راضی و موفقیت میکنم تا برنامه ایگر خدا نگهد جز سپگینه س workplace میله و شانه هم منون ب fairy - پیشز و میگه گظه است آهو بضيع اینجا که داعی رویکرم ظهر به ساوت ایمد ولا captivity رویگل Sitting هذا جور برنامه محفوظ مرموانر نوعیگ Hahahahahahahahahah من ستا کاری چیستی؟ برای ایستی های Для لم الاکار años اتالندن اولم اگر گلمسه یازدر آقا عادمی زیارتونن دویمارم سنی محبتونن دویمارم سنی پیشتا چپسن کربلا دسته او جنتونن دویمارم سنی زیارتونن دویمارم سنی رویم سنن جانم سنن حسین حسین حسین شاویم سن پکر انسان پیشتون سنن ده راو یا قسم سنباو انسان رویم سنن جانم سنن حسین حسینحسین شاویم سنن پکر انسان اشیم سن ده راویه دستم سنموهیم سن سنموهیم سن سنموهیم سن عربا بیم سن عربا بیم سن عربا بیم سن عربا بیم سن عربا بیم سن ای زر بر امی که فنشان شادیم سن ای زر بر امی که فنشان شادیم سن ای زر بر امی که فنشان شادیم سن ای زر بر امی که فنشان شادیم سن دین دا گیر سن منی اوه خوش ها راون за منی محّرم سن منی گهمشان آلّامی مسبقاً۔گاهشک وری بیشتر همچنان بیا شان گهندگی پاید مني من سهر پرftig رویfast والل sociedade دورلا گروه وسوت راوچا یاو سنن پیره که دید تا راوچا یاو سنن سرمه سمن بابه گیب لدن سطح مرمه راوچا یاو سنن سطح مرمه راوچا یاو سنن روحیم سنن جانیم سنن حسین حسین حسین حسین شاویم سن اخریم سنن کشیم سنن راق راو یا قسم سنباقیم سن روحیم سنن جانیم سنن حسین حسین حسین حسین شاویم سن اخریم سنن کشیم سنن راق راو یا قسم سنباقیم سن سنباقیم سن سنباقیم سن عربابیم سن عربابیم سن ای زرباره بی کفنشان شاگیم سن موسیقی موسیقی موسیقی اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیم می کند موسیقی موسیقی راه روشن نوشته بهنامه استخبارος یا سمات حوب هر ال به galat nd دست بادید روز گرد اند supports وصفه اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیم می کود رحمان باغریان بیوچ میزائی فریبا تاهری مریم نوری درخشان شهرزاد عبدحق هرموز سیرتی امیراباس توفیقی مهدی نمینی مقدم توران مهزاد افزانه محمدی شمسی صادقی گوینده مهداد اشخیان تهیه کننده شحلا نیساری مهداد اشخیان در بازار بانکداری دارد برای معالجه پسرش سجاد نظر کرده که پنج سال هزینه برگزاری تکیه محل رو تقبل کنه تا در غبالش پسرش رو که مجروح شیمیاییه و از ناهی پانیز دوچار مجروحیته شفا پیدا کنه تا کنون چهار سال از بازار بانکداری دارد برای معالجه پسرش سجاد نظر کرده که تا کنون چهار سال از ادای این نظر گذشته و حاجالمی با عزمی جزم تمام اونچه رو که تونسته برای طولیت تکیه محل به کار گرفته و هزینه های بسیاری رو هم تقبل کرد این تصمیم و پافشاری و استمرار حاجالمی در حالی که پسر دومش مشتبه از اون گلمنده چون به گمانش حاجی آنچنان که باید به اون نپرداخته از توی دیگه کروش داماد و دستیار حاجی در مغازه اون هم از حاجی نراحته چون چهار ساله که از عقد اون با دختر حاجی یعنی از این دختر از این دختر از این دختر از این دختر از این دختر