بزرگان مثل تصمیمی که گرفتید به نظرتون مسیر زندگی رو عوض کرد تصمیم درستی بود یا خیلی؟ البته اگه بخوام که از نظر فوتبالی از نظر فرهنگی خوب بود برام ولی از نظر مالی نه چون من اگه تو تیم پرسپولیس بازه میکردم مطمئنن از نظر مالی برام خیلی بهتر بود ولی خدا رو شکر میکنم که همیشه تیمهای پرسپولیس و استقلال بعد از این که من از بازی های دیوار چین پکن اومدم نوشتن اردلان در استقلال اردلان در پرسپولیس این مورد همه جوه بودید هر دوره بله بله به خاطر همین بازی که تو همجدیه داشتم پرسپولیسی همون تشفیق میکردن اردلان پرسپولیس خوش اومدی استقلالی همه گفتن اردلان به تاش خوش آمدی و منطقه برات من از نظر مالی میتونم بگم زرار کردم ولی افتخار میکنم که نزدیک به پونزه سال جز بازیکان هایی بودم که پونزه سال تیم عوض نگردم چه بسایی که جز نفرات ملی تیمم هم بودم ولی با پیشنادهایی که داشتم حتی از شاین هم پیشناد داشتم نرفتم و هدفم این بود گفتم اگه تو این تیم مندی و تیمای ملی دعوت شدی کار شاقه کردی که خوشبختانه خدا کمک کرد و برحال با پشت کاری که داشتم تیمای ملی نوجوانان دو سال بازی کردم تیمای ملی جوانان دو سال بودم بازی هزار و نصد و هفتاد و هشت داکا بودم و بعد اون به وضعیت تیم ملی امید در اومدم که بعد از اون متاسفانه برخلاف روال عادی جنگ شد و بعد مدتی از فوتبال و کلیه فوتبالی ها دور شدیم میشه گفت نسل سخته فوتبال منم جز اون نسل بودم ولی خب خدا را شاهدم خدا را شکر میکنم که الان برحال سالم هستم و میتونم خدمت به جامعه فوتبال بکنم های در خدا را شدن و باشم ابنی کهچه هماجک به من اعطاق میده جان شده است و از اون سه گوش ها را مدت ساخ kirvo invento این طریقه با اکباتان قرار داد بستید اکباتان کارشو با کدوم دست از بازیکانو شروع کرد؟ خدا رو حمد کنم آقای محمد رزا خلط بری بازیکانه بودن که از پرس پولیس جدا شده بودن آقای آشتینی آقای موینی اینا رو آورده بود آوردنش توی بسطلا باشگاه اکباتان که اکباتان یه تیم تازه تشکیل شده بود که بسطلا تعدادی از بازیکانه جوونو و بسطلا سابق دارو آره اومدن بسطلا با همدیگه یکی کردن و یه تیم خیلی خوبی که همون اولین سالم قهرمان باشگاه تهران شدن بعد اومدیم لیگه تخشمشید لیگه دو جامعه تخشمشید اومدیم از هموازیتون میتونیم بیشتر است ببریم آقای خلط بری آقای دکتر مسعود موینی آقای شادروان علی موددت آقای جانگیر فتاهی آقای ساسان اسبرپور بود آقای امینب با ساده بود آقای خادی آهنگران دوست خیلی خوبم که الان هم همیشه در خدمهشون هستیم پیشتی اصفتان اکبتانو بیریم تمرین باشون آقای حسین وکیلی بود آقای فرهاد بحرامی بود آقای تقیه جهانی آقای تقیه جهانی بود آقای مزمانی آقای مسعود زرابی بود و یه سری دیگه از بچه ها بودن که آقای سعیده تمتن بود که جز جوانان ما بود ولی بازه میکردیم سعید بدنرفت راهان بله راهان بانک ملی بله به خاطر همین که همون سالیه تیم خیلی خوبی تشکیل شد و ما مقام قهرمانی رو در تهران به دستو بردیم و بعدش حضور در لیگ دست دوی جامعه تخص جمشید بود که سال بعدش آقای بحرام موددت اضافه شد به سلا به تیم یه سری از بچه های فوتبالیست های خیلی خوب اضافه شدن که دیگه توهم شد با تحتیلی فوتبال و انقلاب پس دور حضورتون در راه آهنگ کتاه بود من در راه آهنگ شد 6-7 ماه نبودم فقط من یه بازی رسمی توی راهنگ کردم همون جامعه حسفی جلوی جامعه حسفی چون باشاله اینقدر دروازوانه ملی پوش بود که واقعا افتخار نسید من شد که یه بازی به من رسید شکر خدا توی یه بازی سکوی پرتا بهشون باشد سکوی پرتا به من شد واقعا بعد اون در پرس بولیس هم که فقط تمرین کردید به بازی نرسید نرسیدم نه دیگه اونجا اومدیم رفتیم اکواتان دیگه رفتیم اکواتان دیگه سادت یار نبود که بتونیم در خدمت تیم بزرگ پرس بولیس باشیم نوجوانان گفتید که دو سال بازی کردید بله چند تا بازی بر نوجوانان داشتید؟ با تیم ملی نوجوانان من سال پنجاب و پنجاب و پنجاب و شیش تیم ملی نوجوانان بودم پنجاب و شیش و پنجاب و هفت تیم ملی جوانان در دوره مربیگری آقای یاوری خدا رحمتش کنه روش شاد باشه آقای وطنخواه آقای یاوری بودن بعد اون تیم ملی امید بود که آقای توسی بودن آقای استیرزده نبود زمان آقای توسی بود آقای توسی که رفتیم بازی های دیوار چینو پکن که تقریبا میشه گفت تیم بی ایران بود که تشکیل شد هم بازی همون آقای چنگیز بود ناصر محمد خانی هم بود ناصر محمد خانی آقای چنگیز آقای شاهین بیانی آقای شارخ بیانی آقای حمید فرزامنی آقای فرهاد بهرامی آقای باقابادی آقای شیخ لاری آقای شیخ شایان تیم خیلی خوبی بود بچه های امیدی بودن که به عنوان تیم بی انتخاب شده بودن کشوانه تیم بزرگ سالان بودن دقیقا آقای وعید قلیچ بود که با هم دیگه به صداد سنگروان های تیم بودیم که دو تا درواز با هم بردن در اون مصابقه دو تا درواز با هم بردن که بعد اونم که اومدیم و دیگه رفتیم به سمت به صداد تحتیلات شد و بعد دیگه رفتیم با ربیگری حالا اگر جامه همه با هم بود بعد از پیروزی انقلاب جامه اسپندی اگه اشتباه نکنم شما با اکباتان شرکت خیلی جالب بود که تمام تیم ها رو به صلاح لخف کردن این پیروزشون و گفتن که هرکی از هر جا دوست داره بیا تیم بده یادم میاد که 114-15 تا تیم توندار مصابقه شرکت داشتن همه با هم بازی می کردن تا دستبندی بشه و تخصیم بندی بشه گروه شد که از هر گروه یادم میاد که اون زمان پاس ات شد متاسفانه پاس ات شد من پک می کنم اصلا انتخاب خوبی نبود برای برگذاری مساقات ولی خب ما نما اول شدیم و بعد اومدیم به صلاح جزه تیمای تهرانی یعنی جزه 12 تیم تهران که اشتباه نکنم با 12 تیم بازی باشکای تهران شروع شد که ما هم جز اون بودیم با اکباتان اکباتان توی دست یک موندش با تبایی اکباتان ما یه الان نمیخوام بگم ما یکی از تیمای خیلی خوبه به صلاح جامعه باشکای تهران بودیم که یک سالم سه وم شدیم توی تهران و همیشه میشه گفت به نوعی گربه سیاهی تیمای بزرگ بودیم تیم ما تیم با شخصیتی بود با آزیکانهای خوبی که داشت برحال آقای آهنگران بود آقای محسد موینی بود آقای هانی احوازیان یادش بخیر بود آقای حاصل مولانا بود آقای اسقره ها جلیپور بود آقای نیچو آقای نیچو که باید اینجا بیاد کنم یکی از به صلاح مدیران با درایت و خوب جامعه فوتبال ما بود که افتخار داشتیم که در کنار آقای نیچو در تیم اکباتان باشیم که زحمات خیلی زیادی برای اکباتان کشید آقای نیچو که جا داره انجا ازش تشکر و قدانی کنم و یه مدیر یه شخص به نام آقای ت اسلامی هم بود که واقعا جا داره از ایشونم تشکر و قدانی کرده باشم چون آقای شکری خیلی بود اون موقع اینا کسایی بودن که پول میموندن کمک تزریق میکردن به یه تیمه حمایت میکردن تا بتونه فوتبال ما روشت کنه در اون موقع که واقعا بخشای دولتی هزینه بخش خصوصی هم نداشتیم ما اشخاص بودن که میمدن سرمایه گذاره میکردن واقعا که با پول تو جیبشون میمدن و کمک به ما میکردن که ما رو به صلاح ترخشت کنن تا ما بتونیم تو این مساوقات شرکت بکنیم به خاطر همین واقعا ما اون موقع خب تیممون تیمی بود که همه میگفتن تیم رفقا تیم واقعا ما با هم دوست بودیم همه مون هم یه سری از بازیکانهای ما مثل آقای فیروز سلطان محمدی بود مثل آج علی پور بود مثل مهتی حیدری یادم نبود آقا مهتی حیدری که واقعا از بازیکانهای خوبه به صلاح اکباتان بودن خیلی آقای تقیص سلیمانی بود آقای هادی انگران که گفتم آقای موینی که بودن که پیش آقای فیروز سلطان محمدی بودش آقای منوچر قبولی بود که با این حال که تیمهای خیلی زیادی راقب بودن این افرادو به صلاح بگیرن به صلاح اینا تیمو عوض نکردن و با هم دیگه به صلاح تیم اکباتانو سرسامون دادن و بهترین به صلاح نتیجه هم که گرفتیم سبومیه تهران بود خوب افراد تحصیل گذاری در اکباتان بودن چند سال شما اکباتان بازی کردید؟ من فکر میکنم جازه محدود بازیکانهایی باشم که چارده تا پونزه سال تیم عوض نکردم یعنی میتونم بگم با پیشنهاده های خیلی زیادی هم که داشتم ولی به خاطر ارقی که به بچه ها داشتم دو ستا از بچه ها بودن که واقعا یارو یاوره همدیگه بودیم و تو بدترین و شرایط به صلاح وز کنونیه و سالهای پیش با همدیگه واسدیم و نام اکباتانو نداشتیم به صلاح هیچ وقت از یاد بره الانه الانم که هست اکباتان به عنوان یه برند خوب ازش یاد میشه و من خیلی خوشحالم و باعث افتخارمه که در این تیم با دوستان خیلی خوبی الان میتونم نام ببرم یه چندتایی رو آقای علیه نیکچو آقای حادی اسلامی آقای حادی آهنگران آقای مهدی حیدری آقای صادق سرور آقای ازخار حاج علی پور واقعا خیلی بچه هستن که من فکر میکنم که به صلاح از نام نیفتن دیگه بسنده میکنم و آرزه موفقیت براشون میکنم و در پایانم در خدمتون استنیم اگه عوامری باشه تشکر و قدانی میکنم از وقتی که در اختیار من گذاشتین با برنامه خوبتون ما هم از شما سپاس کذاریم خیلی لطف کردی تشریف بود انشاله باز هم یک فرصتی باشه در برنامه دیگه به اتفاق خانم نیلوفر عردنان در خدمت شما باشین خواهش میکنم من در پایان تشکر و قدانی میکنم مجددن که این وقت در اختیار پیشتیت فتوان میدارین از مدیریت محترم برنامه خیلی تشکر و قدانی میکنم همچنین دستندار کاران مرنامه سپاس کذارم از شما خدا نگهدارتون خوربون شما برم ممنون شنواندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم ممنون از این که با ما همراه بودین سپاس کذارم از همراه شما تا برنامه آینده خدا نگهدار ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که در Selena ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که برای ما ممنون از این که در Selena ممنون از این که در Selena ممنون از این ویرمه ممنون از این کوн ممنون از این توانده چده ممنون از این که در Selena ممنون از این کون ممنون از این کون موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی قرآن بخواد در لحظه صبح شهادت تفشید خونین نماز جربلایی قربانی امر به مروف خدایی آنک سهر سرزد که بر ظلمت به تازه چون طالب خون تو بیره بر فرازد هم میرو سالان شهیدان زمانی هم مقتدای پاسداران جهانی سرباز مهود از هر کس بازده یا حسین است ممت زور هم شعار یا حسین است عرق ایسار تو هم محمد دیدار تو هم خاک زوار تو هم ای همه هستی من هم خسد یزیدی تو هم صبح امیدی تو شمرا خرشی همahaha شما خ blir مشείد بدید مشواهمی خدایی خبه کنید که بابای بست مینم ما فرماک فرماک خدوا باشی؟ خدوا باشی؟ خدوا باشیم خداو و خدا ... خداو اداره کل هنرهای نمائشی راژیو تقدیم می کند راه روشن نوشته بهناز امینی موسا آبادی تهیه کننده شخلا نیساری به نام خدا محبوبه دختری که به تازگی فارق و تحصیل احکاسی شده برای ورودی معثر و چشمگیر و عرصه هرفهی غصد داره فوتورومانی با موضوع محرم و دهی اول اون در جامعه تهیه کنه در این مسیر شرایط خانواده ها جالمی توجه اونو جلب می کنه و اون پی می بره که ها جالمی چهار سال پیش نظر کرده که طولیت تکیه محل برای پنج سال رو به تنهایی به احده بگیره و تمام هزینه های برنامه در پای اونو بپردسه تا در غبال اون امام حسین علیه السلام نیز پسرش سجاد رو که مجروح شیمیایی شفا بده اصرار و توجه خاص حاجی بر این موضوع باعث شده که توجه کمتری به سایر اعضای خانواده داشته باشه و همین باعث ناراهتی دختر و پسر دومش مجتوابش داماد اونها به طوری که هر کدوم به نهوی باعث آشفتگی خانواده میشن در این بین اما محبوبه متوجه شخصیت خاص سجاد میشه و به تدریج متوجه میشه که سجاد برخلاف تصور پدر اگر به جبهه رفته و مجروح شده اما هیچ توقی از امام حسین نداره و تنهاییه اما یک آرزو در سر داره که محبوبه میکشه از اون سر در بیاره سجاد بی توجه به اصرار محبوبه تلاش میکنه با یاری رساندن به خوهر و برادر و دامادشون اوضاع آشفته خانواده رو بهبود ببخشه و این در حالیه که فشارها و تلاشهاش بر وخامت اوضاع جسمانیش افزوده میکنه تا حدی که پزشک مالج از حاجی درخواسته حاجی درخواست میکنه که هر کاری که باعث استراب و حیجان برای سجاد میشه جلوگیری کنه حاجی در آستانه ادای نظرش در سال آخر مجبور میشه از طولیت تکیه کنار بکشه و مراقب سجاد باشه تا این اتفاق برای پسرش نیفته خب دوستان و یاران همراه به آخرین قسمت از نمایش راه روشن گوش میکنیم این چیزی بود که من چهار سال پیش بهش گفتم کی گوش داد حالا یواشتر بسری بخوان داداشه چیزی نگیه چرا؟ اتفاقا اونم بدونه خوشحال میشه که بابا به جزمون دیگه جار کسی رو نمی کشه اتفاقا الان وقتشی که تکدیب منا روشن کنه بابا من که چیزی نمیخوام یکم سرمایه خرج عروسی خیلی میخوام خب آجاقای که با عروسیت مخالفتی نداره اون هم از توبای خالت خیلی راضیه همینم که دوستش داره عزیز اگه یه بار دیگه این فامیلتونو کادو کردی بس من قاتی میکنم چه خبره باز موشتبا چایی بیارم آجاقا رست درد نکنه بریز براتونم برزم موشتبا نه داشتم به عزیز میگفتم که من چهار سال پیش بهتون گفته بودم چی گفته بودی عاجیه این بچه چی میگه بله چی کار کنم آجاقا پسره اینقدر نشست زیر پام تا زیر زبونمون کشی باید میدونستم هزار آب پاکی رو بریزم درستت بسرم آقا موشتبا تو باید بری در محاضه همون که چار سال پیش