رضا حسن زاده بود، محمد خاکفور بود، محمد جال مستقیم بود، محسن گروسی محمد جال مستقیم بازیکن بنیاد شهید بنیاد شهید دقیقا نرداد ساقبی فر بود و حسن شیر محمدی که جا داره و آقا فوتوالیست بزرگی حسن آقا شیر محمدی بود، دیگه اونای که من خاطرم هست نادر زدتاللهی بود بابای آقا سعید بابای آقا سعید حسن آقا شیر محمدی بود و حسن جال مستقیم بنیاد شهید رفتیم مراکش اون موقع دیگه مراکش اون موقع دیگه یک سری بازگونا هواست رده بودن ولی برده همون چون چون باید سرواز بودن یعنی اتنان سروازی اینکه سراز میشود میرفتن میامد بله سرواز بودن علیه منصوریان بود تون تین رضا شاهرودی بود محمود شافعی بود دوباره بچه های ملاوان ازتالاهی و پرقلامی و محمد حبیبی بودن به نام سراج بود دوباره من افتخار کپتنی اون تیم رو داشتم دومین دوره حضورتون در مراکش بودیم که توی مراکش هم فکر میکنم چهارم شدیم یا چهارم یا پنجم شدیم رو سکون نرفتیم تیما خیلی قبیلی بودن اکثر تیما بازگونا های خارجی ملیشون میموند ساله ۱۰۷۲ بود تاریخ شمسی شمسی ۱۳۷۲ بعد اونجا حالا یا چهارم یا پنجم شدیم رفتیم دو سال بعد دو سال بعد ایتالیا بود دیگه که اولمپیک بند باشه و این مسابقات فوتسال هم همونطور شرکتید انجام شد افغانی دوره فوتسال میخواید داقال پرنسی فوتسال هم بگید فوتسال آقای ماناجاتی دوباره یادمها رمزون هم بود چی شد نیرای مسلح اصلا اومد تیم داد باشگاه شرکت میکردن باشگاه شرکت میکردن گفتن اقا یه تیم رو مانچون مثلا علیه منصوریان نمیترست بره میخوای فت نمیترست باشد باشگاه شرکت نمیترست باشد باشگاه شرکت نمیترست باشد گفتن اقا نیراهای مستل ها یه تیم متشکل بودن همه با هم با هم شرکت کنن یه تیم جمع شد یه سری مسابقات انتخابی گذاشت اونو انتخاب شدیم و ما پوزه نفر انتخاب شدیم من بودم عدل ازا منصوریان بود مهتی سپیدست بود آقا ست ساله هم با شما بودن نه حسن نبود محمد عریخی محمد عریخی بود محمد عریخی بود من و ازا مهدوی بود علی خسروی بود اونو که من یادم علی رزا خسروی جمعه مقدسی آجرمان احمدی که از دوره اول این راه ما سهرم با هم بودیم و اینا این تیم بودیم و هر روز هم توی باشگاه مهم مادسادی توی لبیزن هم تمرین میکردیم تا مسابقات شروع شد اومدیم یعنی تمرین داشتیم چون خیلی تیم آماده بود و از این روز بازهاش هم پخش مستقیم میشد و سالون پوری میشد دوازه هزار نفرین و هنچه مسابقات بود الان دیگه خیلی سخته اون مسابقات بخواد برگذار بشد بخواد اینکه اصلا شرایط عوض شده و شما تیمتون قهرمان شد پرسپولیس دو هیچ در این ویدیو پرسپولیس دو هیچ در این ویدیو تنها فیلمی هم که اون بازه دارم من اونجا رخشان، محمد خاکبور، حمید استیلی، خدا بی امرد، نادر واقعی در بزرگشون بود علی محسنی حمید روزباهانی، نمیدونم حمید آقای که با شما نسبتی نداریم نه نه نسبتی نداریم با هم این تیمه بسیار قدیمی تیمه خوبی هم داشتن فیلال ما خوردیم، ما همه رو بردیم تقید تنها مصایم با پاس بود خاطره قشنگی، اون بازی اومد تو رخشان گفت بقا چون افتیما مالواره؟ برد فوتبالتون رو بازی برد حق رو دوست دارید بکنید نه تو رخشانه نیمکت شما میشینم نه اونجا میرم گوشه میشینم تنها تیمه پاس هم محسن گهروسی بود، اشبهر یوسفی بود اصحاب اونیسا بود، محمد آینشی بود خیلی تیمه شما خاطره پرسپولیس بود پرسپولیس بود، احسن تو منتو اون بازی اگه دوتا میزنم آقای گول میشدم اونا هم که دیگه بازی نداشتن دیگه اونا هم که دیگه بازی نداشتن، قبل ما بازی کردن، کشاورت باشتن کشاورت بازیش نمیبود، خلیر هم شیشتا زد یعنی یه جور شد تا بیستی یک موند یعنی شیشتا زد شد بیستی یک موند؟ شد تا بیستی یک موند، محمد امرخی اون بالا گفت این اگه دیگه نزنی میتونی، بله بله پرسپولیس سخته اگه با این وضعیت با این همه تماشایشی بتونیم همه هم پرسپولیسی بود؟ همه هم پرسپولیسی بود دیگه بیستا یک موند آقای خلیر جعفری بایستی گول، بازی تماشایش شد ما رفتیم تو زمین، دوتا گول منزه در اون بازی دو یک پرسپولیسی بود، هم قهرمان شدیم هم آقای گول شدیم هم اولین آقای گول و فوتسال جامعه رمضان ایران من شده بسیاری، خیلی متشکرم علی آقای روزبهانی، بازیکن مربی و کپتن اسبقه، تیمهای ملی فوتبال و فوتسال نیرای مسلک افتخاری در خدمت شده اصلاییم و بخش ثومه صحبت و گفت و گفت بایشون رو در قسمت بعدی برنامه در خدمت شده خواهیم بود سفر ی هیجارنگیز در میان خاکه محبت گفتگو با داستانهای ناب پیشگسوتان، قهرمانان و نخبگان ورزش محبت گفتگو دوستان خوب شنوانده، همراهان خوب رادیو وردش و برنامه محبت گفتگو همچنان در خدمت جناب آقای علی روزبهانی هستیم از بازیکنان اسبقه، فوتبال کنیم و در کشورمان که در تیم های نیروی مسلح به عنوان بازیکن، مربی و کپیتان حضور داشتند سالهای سال افتخار آفرینی کردند آقای روزبهانی، تو بخش قبلی گفتین که اولین آقای گل مسابقات فوتسال جام رمزان که به صورت رسمی در کشورمان برگزار شد شما شدین که محافظ شدین با دو گلی که تو بازی آخر تو فینال به پیرس پولیس دادین رقیب خودتون در بخش آقای گلی رو آقای خلیج افری رو پشت سر گذشتید آقای گل شدین، کپتن هم بودین تو اون تیم بله، تو اون تیم هم کپتن جام هم شما بالا سر برده جام هم هم بالا سر بردم بعدش اتفاقی افتخار؟ بعدش من، آقای مرحوم محموده یابدی سرماربی فوتسال ایران شدن من به عضویه تیم ملی فوتسال در آمدن رفتیم تیم ملی فوتسال؟ رفتیم تیم ملی فوتسال، یه تورنمند در آلمان شرقی لایبزیف شرکت کردیم برگشتیم، دیگه رفتیم تو عالم خود فوتبال و آخه اون موقع میگفتن که فوتبالیس هم میتونن فوتسال بازی بکنن شما از اون دوگانه سوزا بودین دوگانه سوزا، اون همه اینجور بوده هم فوتسال بازی بکنید هم فوتسال بازی بکنید دقیقا، دقیقا اون موقع اینجور بود اما محسن گروسی هم که چند وقت پیش مهمان برنامه بود میگفت دیگه میگو هم فوتبال بازی بکنید، هم فوتسال بازی بکنید نه، درست میگو اون موقع اینجوری بود، هم فوتسال و هم فوتبال بود دیگه بعد از اون سال، دو سال بعدش که خدمتونو عرض کردم که مسابقه تو مراکش انجام شده دو سال بعد، بعد ما میرفتیم ارتشای جهان توی ایتالیا اولین اولمپیک ارتشای جهان بود اینجور اولمپیک بود، همه رشته ها بودن فکر کنم تو اولمپیک روم هم بود افتتاح ارتشای جهان دقیقا تو همون استادیون بود، قبل اون ما با ارتش سوریه یه بازی رفته برگشت باید انجام میدادیم که ما سوریه رو تو اسفهان یکیش بردیم که آقای کریم خان با آقایی هم گلش رو زنم برگشت رفتیم توی سوریه، یک هفته ما سوریه بودیم، اونجا هم چقدر مرا عذیب کردن توی یه هوتلی بودیم که این اصفه فقط بوق ماشین و اینه، اصلا معلوم بود که اونو خواستن تمرکز ما رو بهم بزنن همینجور هم شد، آقای علی آقای دایی که از دوستان بسیار سمیمی ما هم هست و انجام به شده سلام عرض میکنم دقیقه ۴۵ اخراد شد، اینقدر عصا به شکل کرده بودن، بر علی آقای اخراد شد و ما ده نفره اونجا یکیک کردیم بازی رو و سعود کردیم بله شاهمید آقای متحری اگه اشتباه نکنم زد، یکیک شده با ما سعود کردیم رفتین، اولمپیک رفتین، اولمپیک روم، که تیما همه واقعا تیمای خیلی خوبی بودن و ما هم یک تیم نگیرم اون همون استادیوم روم بازی کردیم اون همون استادیوم روم بازی کردیم، بله فیار توی استادیوم روم بود، بقیهش توی شهرهای مختلفش خب، یعنی شما فینالیست شدین؟ بله نایب قهرمان شدیم؟ نایب قهرمان شدیم، ما دور اول فرانسا رو یکیچ بردیم، دوباره خوردیم، بهم خوردیم بهم، یعنی آقای بازی هم شد دوباره ما فرانسا افترین شدیم؟ دوباره فیار خوردیم به فرانسا اونجا فرانسا یه جوری ما رو شکست دادی؟ اونجا دو یک ما رو شکست داد، من یادم، و اونجا خود علی آقا چهار پنج تا گلو عالی به تیر دروز زده تو حاشم هیدری ایک از آقای جمهوران بود، چندین موقعیت گوبه حاشم های خوب، حاشم آقای هیدری علی آقا اونجا آقای گل شد، واقعا با تمام آقا اینجا آقای گل شد؟ بله، با تمام واقعا شما اونجا هم کپیتان بودین؟ اونجا من کپیتان بودم این سه بومین داره حضورتون؟ این سه بومین داره بود که من اونجا شرکت می کردم و شما نایب قهرمان شدید، مدار نغره اولمپیک سیزمو گرفتین و به دلیل اینکه من چهار دوره مرتب توی مسابقات بودم تند کسی بودن، برای من سیلویل ستار پرستادن از اونجا یعنی یه ستاره؟ یه ستاره نغرهی پرستاده بودن که من روی سینم رکوردار شدید رکوردار شده بودم توی اون موقع، بله جالب و عزیزمند بله، این بودش که، اینجا شد سال ۷۶ مسابقات ارتش جهان تو ایران برگذار شد میزان ایران بود، آقای جلالی سرموربی بود بندر بکرد کمکاش بودن که خب متاسفانه عد شدیم تو ایران به یونان باختیم و بالا نرفتیم خیلی من قشنگ خاطرم این صحبت علی آقای روزبهانی رو من خیلی پیگیری میکردم مثلا برام جالب بود که مثلا، مثلا میگم چه میدونم، فیلان بازیکن، الی دایی تو تیم نیروی مسلحه کریم باغیری تو تیم ارتشای کشتان، اون گود ارتشای جهان یا نیروی مسلحه و مثلا ایران روزبهانی من خیلی شما رو یادمه دیگه اکساتونو میدیردن تو کمان ورشی تو دنیا وردشت تو تیم ها مختلفونی این تیمه که بعد اومد تهران و چقدر حسرت خوردیم ما رفتیم تو روم، تو اولمپیک دوم شوید، تو تهران ما حضر میشیم؟ دیگه متاسفانه شرایط دست به دست هم دارد و این آخرین دوره حضور ما با شما بود؟ تو این دوره که من خودم مربیگری میکردم آخرین دوره ده سال بعد ۱۶ ده سال بعد، ده سال تیم نیروی مسلحه جای شرکت نکرد نمیرفت مستقبل و کاملا مسکوت ساکت موند سال ۱۶ با عمان ما رفتیم مستقبل که من سرماربیه تیم نیروهای مسترده شدم اونجا دیگه سرماربی شدید؟ اونجا سرماربی شدم، آقای رحمان احمدی، آقای جواد مقدسی هم همکارای من بودند آقای علی منصولیان هم که اون موقع سرماربیه امید ایران هم بود کمکشون؟ با این مانه کمک، بله ما چارتایی رفتیم و مستقبل شرایط خیلی خاصی داشت کجا بود؟ آقای روزبهانی مستقبل اونجا باید برای به قول معروف حالا یا سعود یا سعود کار میکردیم ما تاستفانه شرایط مناسبی نشون نتونستیم نتونستیم دوازود در مرنه های رو بگیریم نتونستیم دوازود در مرنه های رو بگیریم نه کدید کشور رفتیم مستقبل؟ اممان بود اممان؟ بله دیگه مستقبل تو اممان، بعد از اونم دیگه نیرای مسلح نشذงه مانتو سبب به من populations نشذگفران توکی میتونستیم اممان بود؟ که که توکی میتونستیم حالا، و زprendانی که م ford و دوتون ای آن داشت expectations این مورد чемپانه مثلا يه من من presupشکار قریب تک الایی های چهينه اتو popunkt ها که زر ما بگیرم دوده خوبیه است لیگه باردهه نی fishermen یعنی همیانه میشه قشنی یه تیمی 24-5 افراد خوب جمع جور کرد از بازیکنهایی که هم تجربه دارن و هم بازیکنهای جوانی که دنبال اسم راست هستن و دنبال است که خودشون نشون بدن من کاملا با شما موافقم و یه ضعفی که هم داریم تو نیرانی مستقل به من فکر میکنم شما تا چه سالی در استخدام ارتش بودید؟ من تا سال 92-62 استخدام شدم 92 بازششت شدم یعنی تقریبا 12 سال پیش تو این سالها دیگه کلنا از بدن نیروی زمینی جدا شدید؟ خیلی جدا نشدم من تا سال 92-95 شدم سرماربی نیروی زمینی بودم تو لیگی یک یه بار هم نمیدونم شما بودین سرماربی شخص دیگه بود تا آستانه سعود به لیگ برتر اومد نیروی زمینی بعد گفتن نه خود نیروی زمینی اصلا برنامهش نیست بیاد لیگ برتر نه برنامه موقع من مدیر عامل باشگاه بودم شما مدیر عامل باشگاه میشن از این موقع بگید نه برنامه همه بازی کنم که سرباز هستن استریوم هم که نداره به طور مثالی حرف های اینجوری میزدن سال 82-6 من شدم مدیر عامل باشگاه نیروی زمینی سال قبلش من آقای رحمان احمدی با اتیم نیروی زمینی کار میکردی من در سرماربی بودم آقای استاد رحمان احمدی هم که با خواهد بود من خودم هم یه زمانی های سرباز که بودم فوتبال هم بازی میکنم در خدمت آقای رحمان بودم آقای رحمان هندیکای روزگاره بعد این تیم چارم پنجم شدم توی دستیک تهران من سال بعد شدم مدیر آقای رحمان باشگاه سرماربی نیروی زمینی یه آج رحمان سرماربی نیروی زمینی بود تیم بسیار تیم خوبی بود تا یک قدمیه لیگه برترم اومدیم یادمه دیگه چی شد؟ خودتون واقعا نخواستید نیروی زمینی؟ نه نه نه آقای رحمان بود هم نیروی زمینی نکردن وابدابرش مهم نیارد بیار اصلا تو همین دستیک بمونه اصلا اینجوری نه بود آقا محسن میخواستیم هم چون اول این فرمانده همون امیر پردستان بود فرمانده نیروی زمینی به شدت برزشید به شدت حمایت میکرد به شدت دوست داشتیم میخواستیم تا همین یکی دو بازی آخر شما کم بود ما بازی یه بازی داشتیم توی مشتر با تیم آقای خداداد عزیزی که اگه اون بازی رو برده بودیم تموم شده بود که دویو چند جلو بودیم بعد دو دو مسابق شدیم آقای فقانی هم دو بر بود آقای عدی رزا فقانی برگشت باید میادیم تیران با تیم سیرجان بازی بکنیم زمین خودمون اون بازی رو اگرم میبردیم بازم بیگه برده بودیم اونجا مسابق کردیم یعنی دو تا بازی آخری که بردیم دو تا بازی آخری که بردیم اون دو بازی هم نباختیم سودم نکردیم یعنی برده بردیم بردیم نشدیم آقای روزبهانی به عنوان یک فردی که سالهای سال در فوتبال کشور بوده هیچوقت فکر کردیم که چرا بازی کنی نشدیم که در تیم ملی فوتبال کشور رو بخوان بازی کنه اصلی باشین حالا شاید دعوت هم شده باشین ولی چرا این اتفاق نرفته چون این همیشه برای من سابردی از بازی کنه هستن و بودن همیشه بازی کنه درجه یکی بودن و هستن من همین هم مثال میزنم مثلا امیدالی شاه که از بهترین های پرسولیس وفاداره حالا بست اخلاقیش و بست فنیش علی روزبهانی سالها در نیروی مسلح در نیروی زمینی کپترن تیم ملی نروی مسلح بوده چرا در تیم ملی نمیشه یا اون اتفاق نمیفته خیلی نتونه ارز کنم که حالا وضعیت من فرق میکرد چون من نظامی بودم باشه نظامی نمیتونه در تیم ملی وزیر کنه حالا بسه خروج از کشورینا مطرح بوده اون که بود حالا من خدمتون یه خاطره دقیقا جلال چراقپور بگم همیشه نه وقتی زنگ میزنم و چون من خیلی بهشون را داد دارم میگه علی یه روز من با کمک آقای پروین بودم آقا جلال بعد میخوام یه حافق بسته برای تیم ملی انتخاب کنیم بهش گفتم آقا علی آقا بریم نیروزمینی بازی داره یه حافقی داره برنامه علی یه روزبهانی بریم به بایشون میگه شما تیمتون اومد تو شیرودی تو زانو من رو پاد بود علی پروین گفتش که ببخش میگم علی پروین چون علی آقا من خیلی دوستم گفتش که جلال زانوش خرابه میگفت اون زانو من باعث تو دیگه علی آقا بازی داره نه دست ده نشونمد بیموند حالا زانو تو خراب بود؟ حالا نمیدونم یادم نمیدونم چه آدم خراب بود و نه بعضی وقت همینجور بسیاری کم درب میکن یادتون باشه قدیما یه زانو استرام گذارم تیپش میکنن تیپش قسم میخورم خودم میگم و خود آقا جلال میگو میگو اگه اون روز علی آقا میشه است تا آخر و زانو من دوست پاید نبود تو انتخاب میشه داره تیم برید و علی آقا چند سال هم سماروی تیم برید سماروی تیم برید بعد زمانی که ما بازی میکنیم که آقا مثلا حمید درخشان بود مرحوم سیروس قایب را سیدالی افتخاری من تو اونو من یادم بخونم ما تیمم هم شما هم کم بازی کنی نبودیم ببینید شما وقتی میتونی گل کنی که بازی کنه کناریت هم سطحشون بالا باشه خودتون بل سرسبت بودون نفر افراد بودیم اونجا دیگه من یادم نمیره ما باطین تجارت بازی داشتیم علی دایی تجارت بود ما هولند بودیم محمد جال مستقیم تجارت بود محمد همونوقت سرواز بود هولند بود ما هم توی این باده که ما هولند بودیم تجارت بازی داشتیم من به محمد گفتم محمد گفت بلی میبازید شما بود فقط اون تیم تویی توی مرم که اینجایی و سهی شما بازی رو باختیم میخواهم اینو بگم یکی از دلائلی که شاید من تیم مردی باشم باید کنار شما بازی کنی بزرگی باشم ویدیو دیگه چی کار میدونی؟ شرایط فوتبال همه شرایط شما جز اون دسترهای مردی از اینگی شاید خیلی دوست نداشتیم بچهاتون فوتبالیست بشن؟ دوست نداشتم سفارش کنم خیلی میدونیم توی این الان میتونم قسم بخورم به جورت که اصلا سفارشیم بچهاتون خود با توجه میدونیم که همه مردی ها یا دوستان بودن یا دورهای مردیگری با من بودن پسر سه بوم چی؟ پسر سه بوم هم خیلی فوتبالش کنه اصلا گفتم برو دنبال درست و زندگی اصلا این کشیه کرده امیر مهدی خدای افزشون بکنه شنیدم چند وقتی که در حیط فوتبال اصلا تهران هم مسئولیت دارید بفرمایید من اصلا زمانی که آقای دکتر مهارجدی شدن رئیسیت فوتبال تهران یه صحبتی به من کردن که فلانی وقت داری بیا کمک کن تیمای پایر و مدارس فوتبال یه مدارس فوتبال هنوزم هستم من دیدم که من شونزده سال اصلا مدیر قبلی رئیست حیط فوتبال اصلا پایم به حیط فوتبال نرسیده بود اصلا نمیدونستم کجا سیاد فوتبال حقیقتن جدی می کنم دیگه بله چون اراده خواستی به آقای مهارجدی دارم خودش فوتبالیست بود و هست و مدیر و توانایی بود اما الان یک سال یک سال و نیمیه که حقیقتن فوتبال پایه تهرانو کاره زیادی انجام شد اینجا جا داره من نه که بخونم تملق و چاب بوسیه هم نیست شما نیازی به این چیز رو ندارم هم آقای مهارجدی هم آقای دوتا جبباری واقعا برای فوتبال تهران دارن زحمت نیکشن الان ما تورومنت های مختلفی رو برگذار کردیم شاید هم تیمای مثلا زیر پومزه سال و ندارن زیر هیوزه سال اینان تشکیل دارید منتقب تهران دارن منتقب تهران دو سال پیش دوره بی بودم دیگر الان با هم دوستیم دیگر اینشون استاد منه همین قبل برنامه من دور تلفونی صحبت میکرد نگفتم شما دارید میه سر برنامه اینشون فکرم اینکه از مربیه شما آقای صادق نیا از بچه های بسیار خوب اشون هم کش نظامیه خیلی هم من بهشون ارادت دارم چه این سفرم کربالا ما با هم بودیم اشون چقدر موقع زنوم هم درد نکرد بله ما الان مناطق شیش منطقه کردیم تهرانو و اومدیم مسابقه تو مناطقه اول گذاشتیم مدارس فوتبال قهرمانی رو آوردیم توی منطقه قهرمانی رو آوردیم توی استان که دیگر استانو خودمو برگذار می کردیم و توی زمین قیانوری که جا داره من از همه روحسایی حتی خصوصا آقای مهداد یوسف شایی که رئیس اسپولبال جنوب غربه تشکر کنم کامل زمین رو در اختیار ما میذارن و تورنمنت ها به نه و اخصند داره برگذار میشه خانمدام استقبال می کنم و اعتماد خوبی دارن خیلی قبلش که هر ماهر برگذار کردیم داریم میخوایم فصلی این کار رو برگذار کنیم انشالله بسیار عالی زمان برنامه همون تموم شد علی آقای روزبهانی خیلی خوشحال شدم شما اومدین قبلن هم ما در یکی از برنامه های ماه موارک رمزان در رادیو وردش خدمتون بودیم و به نام شبهای رمزان بود تشکر کنیم چقدر زود بذاریم این توفیق به دست اومد که من مجددران در خدمت شما باشم صحبت پایانی من از همه مهمانان رو میپرسم نقطه یا آرزوی هست که همچنان برای رسیدن به اون تلاش کنید امبرز من تشکر میکنم از شما که این فرصه در اختیار پیشکسفتها گذاشتین چون خیلی از این جوانه شاید همان که شما رو همه میشنستن کسی نیستیم ولی هستن کسایی که برای مملکت زحمت کشیدن هم زمانه که جنگ بود و نیاز داشتن توی جبه های جنگ بودن هم زمانه که جنگ تموم شده و توی ورزش واقعا زحمت کشیدن اینو من تشکر میکنم از شما و عوامل این برنامه که این فرصت رو پراهم کردن که یه یاداوری بشه راجع به اون برنامه هم که فرمودید این سوالتی که فرمودید من یه انسان قانعی هستم حقیقتن شاید خیلی فرصت ها برای من پیش اومد مثلا علیه آقا روزبانی الان تو زینه شده من میپرسم اینو یه ذره محدودتر شدن ساله رو مثلا بگه من الان شست و یکی دو سالمه همچنان این توامنی رو میبینم دنبال اینستن که برم ساماربیه تیم لیگه برتری بشم اصلا تو این فکرانسته نایب رئیس فدراشیون فوتبال ایران خدا رو شاد میگیرم اصلا همیه الان رو من پیشنات کنم نمیرم چون دیگه من تمامش رو دیدم به قول آقای چراقپولی رو سناباد میگرم میگو من این در فوتبال اومدم منم واقعا دیگه به جهه است من بگو نمیشم از بخواهیم که همسر محترمتون بهترین ها رو براتون آرزون میکنم و اگر کلام پایینی دارید در خدمت من واقعا اینجا جا دارم از همسرم تشکر کنم واقعا من میگم آقا موسیم من پومزه روز بوده زباش کردم ولی کردم رفتم جبهه جنگ هنوز که الان با سند و شهست سال یکی دو سال دارم میرم تو شهست سال ایشون مارو تعمل کرده همیشه پای من بوده و اینجا جا دارم از ایشون واقعا تشکر کنم ایشون خدا من سلامتی به همه مادرها بده همه ورزشکارها بده و همسرها بده ورزشکارها به خصوص نظامی ها خیلی مرچکرم علیه آقای روزبهانی بازیکن مربی و کپیتن اسفقه تیمهای ملی فوستبال نیروهای مسلح و بازیکن تیمهای نظامی به وشه نیروی زمین که مدیران بلی باشدن انشالله که محفظ و معید باشید به اتفاق مهمان محترممون با همه شما شنوندگان محترم خداحافظی میکنم دوز و شب بر شما خوش و خدا نگهد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی مسجد قلب تپندگ محله مسجد فقط برای نماز نیست مسجد میتونه قلب محله بشه جایی برای دعا جهاد فکری امنیت حمایت مالی آموزش و هر چیزی که مردم رو به هم نزدیکتر میکنه اگه قرار شرخ نفس بکشه و زندگی ادامه پیدا کنه این مسجد ها هستن که باید بیدار بمونن پیشنهاد مسجدتون رو تردید کنین به یه قرارگاه امید جایی که همه بدونن یه پشتیبان واقعی دارن موسیقی مسجد قرار سنگر زندگی باشه نفقط نماز موسیقی گرده هم می آییم در گرابی داشته مرد گمنام فلسطین سردار شهید محمد سعید ایسگی موسیقی جمعه بیستومه تیر ساعت هفته تهران شهرک شهید محلاتی مسجد پنیان برعزم موسیقی اتفاقی دستگ cosas ف springs ندیشم كشافیط track cahalla staking موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته