امالکرد فوقلادهی داشته باشم امالکرد فوقلادهی داشته باشم بعد از آخرین بازی من دو ساله با استقلال قرار دادم آخرین بازی لیگ تو اوجه آمادگی روبات پاره کردم برای استقلال تو اوجه آمادگی امای سماده مرفاوی بود نایب قهرمان شدین آخر فصل من مسلوم روبات سلیبی تو اوجه آمادگی یعنی اصلا من برا من خیلی جای سوال بود که دکتر ها میگوین یه سیر از اوجه آمادگی یه سیر از نه آمادگی سال بعدش آقای پرویز مزنوم فتولازاده اومدن یعنی با آیز و سمد رفتن آقای فتولازاده آقای پرویز مزنوم اون زمانی که به خودش پرویز سبل چبل لغب داد شما بودین بعد اومدیم و من به دکتر نرزی رفتیم باشگاه آقای دکتر نرزی گفت من اینو شش ماهی میرسونم یعنی نیم فصل سید بر شما بازی میکنه که پرویز مزنومی گفت من میخوامش کاری ندارم من فیزوتراپی میکنم آقای فتولازاده اومدن این بسط منظرت بخوام هر روز مساحبه میکنم ما میخوام ست ساله یو علیست در بیاریم آن دو تیموریانی بیاریم من به جایی که به فکر فیزوتراپی ماشم در دقیقه و اینا با یه بچه دو گلو توی ما حساب کنم احساب و روانم به هم ریخته بود یه روز رفتم دفتر باشکه با آقای فتولازاده گفت آقای فتولازاده داری چی کار بیکنی اگه میخوای در بیاری یه سره کن بعد به جایی که به فکر مستومیت هم ماشم به فکر آمادگیم باشم هر روز بعد تلفون رسانه رو جواب بدم گفت نه سه جاممان میخوام کاری ندارم خیلی دلم شکسته بود گذشت و دکتر من تو شیش ما رسیدیم رسید بنیم فصل ما رفتیم اردوه آنتالیا با استقلال من اصلا درگزر مزرومیم درگزر گم کرده بودم زن داماده نبوده یه با شبه شروع کردن و بازی کردن و تمرین کردن اینها آخرین دو روز بوده بود که اردومون تموم بشه یه بازی رشد ما تیم قذاقستانی که آقای فتولازاده و مدیر آمله اونا اصلا درگیر شد اونجا بازی بکش بکش بود اصلا شدید بعد من که بیرون بودم این بچه ها که به هم میخوردن من استخونه هم درد میگردم خب مستومیت هم تازه سموشید نیمه اول اصلی ها رو گذاری نیمه دوباره تغییرات داد سف سف بازی اومد رفتم نیمه دوباره تو زمین گفتم میتی اگه قرار اتفاقی بیفته میافته من دقیقه هشت و پنجه بازی با سرتو بزدم تا ایتور یکیش بازی رو بردیم که همونجا آقا پرویز گفت او سید برگشت کار خدا رو ببین برگشتیم اومدیم بازی جامعزیب و شرداری یاسوچ فرهاد دو کارته بود من جای فرهاد بازی کردم دوتا پاس گل لدم بازی بعدیش با استیلازین داشتیم تو لیگ آرش سه کارته بود اونجا هم بازی کردیم من بازی کردم نشون به اون نشون تو یازده تا بازی پشت سره هم ده تا گل زدم برای استقلال یعنی ببینی اگر فرهاد یا آرش نبود خدا بقلت کرد اونجا میگه ببین بازی کنی که سلیبی پاره میکنه اگر نوت دقیقه بهش بازی نرسه پنگ دقیقه ده دقیقه فوتبالش تموم میشه خدا اونجا خواست اینم به شما بگم من یه دونه زیرپیرانی برام از کربلا آوردم تا روز آخر تو عربستان تو بازی های آسیایی من ده دوره آسیایی بازی کردم یکی از کسایی هست این پرسابه ده دوره یازد دوره آسیایی بازی کردم از اون ادامه مسئولیتم به بعد من یک روز لباسم ات زیر تنم در نگه مد تو تمام بازی ها اون لباسو پوشیدم چون به ذریعه امام حسن زده بودن یا فاطمه زرا بابت اونم خیلی جریمه شدم تو آسیا هر بازی هزار هزار پونسد دولار جریمه میشدم از حقوقم کم میشد شاید خیلی انگ به من زدن خیلی آقای دکتور من دلم خیلی پوره بابت این که خیلی انگ به من زدن بعدش حالا به اونجام میرسیم از استقلال اومدم بعد از استقلال نزاشتم من در استقلال بمونم آخه تو سپانم ببین من چون باج نمیدادم یه میبینه شاید مثلا میگن بعضی از افراد مثلا یکی از خوستیت خود منم باشه باید شما باشه میگن مثلا یه مدار زبونشون تنده ببین زبون تنده ببین من همینم آقای دکتور این خیلی بهتره دیدی که من بخوام پشت سر کسی حرفی بدم رودرو حرف همون میزنم بابا اتفاقا ما باید دنبال همچنان آدم هایی باشیم که شفاف باشن پشت رو نداشته باشن من زمانی که من استقلال هی میرفتم باشگاه با آبدارچه اونجا چایی میخوردم میامدم خونه هیچ که من نمیگو ببخشید بیا قرار داد دارم قرار داد شما رو تمدید دارم آقای نظری جویباری قایم مقام باشگاه بود با من جلسه گذاشت تو جلسه که من با آقای نظری جویباری شم آقای علی حمیری اگه یادتون ماشه شد مدیر آمن نساجی من تو جلسه داشتم اومدم تو جلسه با آقای نظری جویباری بازیکونی که فصل گذاشته بهترین عمل کرد و داشته بعد مسئولیت اومده گلای زیادی زده به من تو جلسهش مصابت میبینیم آقای حمیری اومد وسط جلسه گفت ما با کریم انصاری فرس بستیم مثلا میخواست دل منو بلرزونه منم بلند شدم دست دادم گفتم مبارکتون ماشه هرچی گفتم بمون گفتم شمایی که عرضش و احترام منو قایل نمیشید من جایی که عزت هم افزشه میرم نوکا با ناچی شده و سرماربی سپاهان رفتم سپاهان سپاهان بعد از دو سال قهرمانی تیم سخف قراردار رایت کرد همه وازیکناش رفتن ما وازیکنهای سپاهانی قدیمی برگشتیم با سخف قراردار چقدر قراردار گرفتی اون موقع قراردار 400 ملیون پایین بود من 395 ملیون قراردارم سال قبل استقلالم کمتر بود چه سالی بود سال 90 من اومدم اونجا کپیتان شدی لوکا اجازه نداد کد چون تو با من برگشتی حق بازوبن گرفتن نداشتی محسن بنگر بود سجلال حسینی بود اون تیم نیم فصل اول ما حدده 8 و 9 بودیم اومدیم ثابت کنیم که سپاهان سپاهانه بازیکن مهم نیست تهرمان ایران شدیم من و اماد ازا بهترین گلزن شدیم دوباره منو بیرون کردن از اونجا یعنی چی آقای کرانچار اومد شد نیم فصل سرماربی من رفتم سر تمرین گفتم آقای کرانچار من قرار داد دارم با باشک شما نگاهتون شنیدم بازیکنه فوروارد خارجی دارید میارید گفت بله روز اول تمرین گفتم اینکه همه ماجمه نمیگه من باید فیکس بازیکنم عمل کرده بازیکن باعث میشه که بازیکن فیکس کن همه ماجمه هایی که اردن نفر اول دومه من گفتم یعنی الان داریم اردو ترکیه من بهترین گلزند باشم جوارسوکای نبود؟ جوارسوکای نه سال قبل جوارسوکای ماما بود دو تا ماجمه دیگه داشت میابرد که من بریشتم به آقای کرانچار خدا رحمتش کنه گفتم آقای کرانچار میشه به من برادر شما اگه جای من بودی میموندی یا میرفتم؟ میرفتی گفت میرفتم یعنی الانم به من گفت آقا بمونی من بازی نمیدن یعنی عمل کرده تا من رفتم ترکتر سازی تبریز اون زمان ترکتر سازی بود ترکتر سازی تبریز بود رفتم اونجا قرار داد بستم آقای سردار جفری مدیر عامل بود آقای حسن آزرنیا کاری ندارم من اونجا رفتم هفته دوم سبو من آسیب دیدم آقای تونی اولی بیره من تویست خرید آقای قلنوی بودم که سال قبل بود آقای قلنوی رفتن آقای تونی اولی بیره رو بردم که من اونجا هفته دوم سبو مصنوم شدم کمرم لگنم چرخید خیلی وضعیت خوبی نشدم تو هفته هشتم بیرون بودم یعنی مصنوم بودم هفته هشتم که اومدم مربی خارجی میدونید نمیشنستن بیشتر بازیکنهای تمرینی ها میبینن من کمتر بازی داد تا رسیدیم به هفته چارده هام نیم فصل تو هفته پونزه هام من شاید دوتا گل زده بودم برای تراکتور من پیشتماد داشتم از استقلال امیر غلنوی رفتم باشکه ها گفتم آقا من میخوام برم چون آقای تونی اولی بیره رو به من اعتقادی نداره من مصنوم بودم اینا گفت نه تو بهترین بازیکنه ما از تو مومن نقل و انتقالاتی اما بودی اوندی آقا سید اینجا باید بازیکنه گفتم به یه جلسه با من با آقای اولی بیره رو بزنیم چه در آسیا چه در لیگ به شما کمک کنم شما مسیر و اشتباه اومدی شما بیشتر داری سعی میکنی بازیکنهای تمرینی و بازی بدی ما دو مودل بازیکن داریم تو ایران مثل حرفه یه اروپانیستن ما بازیکن مسابقه داریم بازیکن تمرین شما یه بازیکن تو تمرین میبینی فوقلاده است ولی تو بازی بیست بیستشم نمیتونه بذاره گفتم خواهش میکنم اگر میخوای من بمونم گفتم اگر میخوای من بمونم اجازه بده گفتم اجازه بده که من کارم رو انجام بدم اعتماد کن به ما اعتماد کن به بازیکن با تجربت من از بازی پرسپوریز گلزنیم شروع شد من توی بیس و دو هفته برای تراکتور شمزه تا گل در لیگه برطر زدم سه گل در آسیا زدم و یه گل در جامعه هستم همیشه سید محمد محمد مهدی سه سالهی شد منتظر یه تلنگوی بوده منتظر یه اتفاقی بوده که اون انگیزه رو چند برابر بکنه ولی ببینید اون سال جلال رافقایی 18 تا گلزن 30 تا بازی کرد من 22 هفته بازی کردم یعنی میانگینی شما بیشتر بزرگ زدی سیر رافقایی 18 تا گلزن 11 تا پنارتی زد من هر بازی گل میزدم میرفتم نگاه میکردم جلال پنارتی شده زده دو باره پنجونش بازی کنه بسیار خوبی من اون بازی زدن بدون پنارتی 16 تا گلزن دومین گلزن شدم دو باره پنجونش من تنها جایی که ازداد گذاشتم بعد قرار نبود ازش یادا باشم تراکتور بود آقای سردار پور جمشید و اینجا دیگه گفتن آقا بمونید آنجا اصلا وحشدنان سردار پور جمشید قرار داده سفید جلال من گذاشتن من به خاطر مشکلات خانوادیگه حتی تیم ملی هم دعوت شدم نرفتم آقای کروش منو دعوت کرد به خاطر چی؟ به خاطر اینکه از اول فصل من دعوت نمی شدم سرد جدال گلزن ها بودم امومت نیم فصل و اینا هی گل می زدم منو دعوت نمی کرد گل می زدم منو دعوت نمی کرد روز آخر دعوت کرد که به خاطر مشکلات خانوادیگه نرفتم مجبور شدم به تیم های تهرانی بیام و اومدی پرس بولیس و شدی یکی از یایی های استقلال بدونه ببینید من چون سپانی بودم من سید سپانیم همه منو اونو سید سپانی می شنن چرا؟ چون به خاطر اینکه تابوشی کسه شده های دکتر اون زمان استقلال پرس بولیس بازیکن معروف می شد من تو سپانم دور از معرفت و جبانمردی بود که نون و نمک می خوری حرمت نون و نمک نشنسی من زمانی که از تراتور اومدم تهران زن زدن با آقای فتولازاده کدوم بازیکن الان تو این عصر که با چهار تا گل می شه بوم به نقل و انتقالات من شونزه تا گل زده بودم همه ای تیمای ایران دنبالم بود کدوم بازیکن چرا زن زدی؟ زن زدن با آقای فتولازاده بابت طلبم چون طلب داشتم از سال اشتداشت کندم آقای فتولازاده بابت و یه خواهش ازتون دارم من نمیخوام به من اسممو بزنن یاقی یا کسی که میخواد رفت بلدی به پیس بود احساس هم کردی ساله آخر فوتباله نه احساس نکردم من سی و پنج سالگی فوتبالو گشتم کنار من با دلال جماعت آبم توی جوب نرفت فوتبالو گشتم کنار من چرا سه جلال و سه اینی من بدنم آماده بود سالم زندگی می کردم من آقای شما تا سی و پنج سالگی که بازی کردی بله من همون سی و پنج سالگی از لیگه یک پیشنهادی یک ملیاردی داشتم پونه به خونه بابل آقای اصنزاده یک ملیارد به من پول میداد من قبول نکردم ساله نه و پنج به خاطر این که گفتم من بیام اونجا تو اون شهر هوادارای اون شهر میگنی رفته فوتبالشو تو لیگه برتر بازی کرده پول شهر ما رو گرفته برای من انگیزهی نداری این پول برای من حرامه این پول رو بدید به چاخه جنب خب من یکی درمیشتم پول لرمیدن آخه ببینید پول لرمیدن درسته هوادار اون تیم به عشق و امیدی مراد داره من به احترام احساسات کاری ندارم آقای فتالوزای زنزن گفتم اون ست سالهی میخواد بیاد استقلال پرس پولیس دنم برای اون بازارگرمی هم نداره پشنهاتشی از پرس پولیس بله علی اقا دایی با من صحبت کرده بود گفتم من نمیخوام آدم تواشیهی نیستم حتما سیجا ممنونم فلان آقای علی امیری همون علی امیری که توی کریم انساری فرا بگیریم ما یه دوستی داریم به این زنگ زد که خبرنگارا گذاشت رو آیفون گفت آقا آقای ست سالهی به آقای فتولازاده زنگ زده خب چرا نمیدید سری سه دو بگیری گفت نه ما گذینه اولمون آرش افشینه دومی نزهتی سبومی ست سالهی منم همون جا بلنگوشتی بود گفتم لطف کنید برید همونها رو بگیرید شبش رفتم قرار داد بستم با پرس این دوباره انگیزه اونوری جواب دادی آقای قلنوی به من زنگ زد گفتم همین خان کدوم بازی کنید که همه تیما ایران دنبالشند خودشو خود بکنه که زنگ بزنه به مدیر آمل بگیر آقا من میخوام برگردم کلاسم براتون نزاشتم ولی نزاشتم دوباره برگردم بسیار دیگه باقی همین که بریم برمیگردیم فکر کنم چار پنج دقیقا برده از من زنده باشیم بگذاریم و با ادامه برام در خدمتون هستیم دوست داریم جروت بر شما همراهان عزیز اما بخش سه فون و پایانی گفتگوی این برنامه با مهمان عرجمند سید محمد مهدی سید سالی آقا شدی آقی و رفتی پرس پولیس اومدم پرس پولیس اومدم پرس پولیس خب من اولین بازی با ترکتور گل زدم یادم همه اولین بازی آره اون سال سالی بود که من بیست و پنی هفته نوزده رید با بقل پا زدم بقل پا تکلیف لک زدم محمد لک زدم هیچی فکر نمی کرد اون بازی برنده داشته باشه خدا انایت کرد من اون سال هشت و نوخت و گل زدم برای پرس پولیس پرس پولیس بعد از سه سال رفت و سیاه بیست و پنی هفته فیکس بازی کردم کاری ندارم یه اتفاقاتی افتاد یه صحبتهایی شد که من دیگه بعد از اون دو ساله داشتم با پرس پولیس جدا شدم اومدم سایپا و بماند که اشتباه بزرگی کردم سایپانا اومدم اشتباه چی؟ اشتباه می بود که نباید می آمدم سایپا نباید می مونی پرس پولیس؟ نه باید می رفتم جایی اتفاقاتی افتاد که نمی خواهم بازگوشه ولی یه روز از فوتبال که نخواهم دیگه تو فوتبال باشم خیلی حقایقو میگم و خیلی کسایی که انقدر ادبایی سال میتونم بپرسم مجلی جری رو به باید اتفاقات گفته میبخشی؟ نه به هیچ وجه هیچ موقع نمیبخشمش و کاشگید من دونم برده تو فوتبالم اما فراموش نمی کنم من اون فصل هفته دوازده همه لیگه برتر بازی با استقلال خوزستان منو اوورد جلسه اینقدر که آقا مجید با من جلسه میزاش هیچکی جلسه نداشت من همیشه جلسه داشتم هفته سبوم چارمه منو کمتر بازی داد رسیدیم به اونجایی که آقای عبو فازلیبن جلسه باشد داشتم آقای مجید علیبه من گفت سه تو بازی کنیم بزرگی هستی ولی نمیتونم بازید بدم یک کلام من از اونجا جدا شدم من هنو دنبال چرا شدم و عرضم به خدمت شما که من رفتم بخواستم منم ترکتور بعد گرم ترکتور عبدالله ویسی به من زنگ زد اون موقع پیکان بود نه پیکانو انداخته بود استقلال خوزستان بود استقلال خوزستانم در حال افتادم بود تای جدول بود نیم فست شده بود به من گفت سهد من تیم پیکانو انداختم مردونگی کن رفاقت کن بیا اینجا کمک من کن من تیمه نیفته من تو نیم فست سیزده تا بازی کردم هشت گل زدم برای تیم استقلال خوزستان تای جدول و این تیم موند با مچ پیچیده برای اینشون بازی کردم ولی جواب تلفون منو دیگه نداد یعنی فست فت نخواستت؟ اصلا جواب تلفون منو نداد مگه میشه کسی که اومده تو سیزده تا بازی خودش به شما زنگتر عبدالله ویسی گفت بیا کمک کن بله بله خودتلو امیرکبیر که من خواهش کرد به عنوان برادر که من رفتم اونجا تو سیزده تا بازی هشت گل زدم برای تیم آقای بختیاری مدیر آملشون بود این تیم موند اعتبارمو گذاشتم من بسته با جواب تلفونمونو کاری ندارم بعد از آقای ماجری سرموردبیتی میرد پدیده اول بود منو خواست که سید بیا اینجا بازوبن بدیم من اشتباه کردم اونجا بزرگتر اشتباه آخریم بود که تا حالا این کارو نکرده بودم من نصدتی مرزا حسدی بهتریکیانی بچه هایی که توتر اکتور بودن اومد بودن گسترشولای تبریز من داشتم میرفتم پدیده بیشتر آقای ماجری که بازوبن از آقا رزا اصخایی کردم اومدم گسترشولای که اونم بزرگتر اشتباه مود باید میرفتم پدیده من که پدیده نمودم احساس کردم باید میرفتم چون من احساس کردم نمیتونم الواز ارتباطی با آقای فرازی که آمدن ارتباط برقرار کنم و دیگه آخریتی من بود اون گسترشولای بود بعد از اونم یه روز رفت بودم به ایزه هر را دلم خیلی گرفته بود داشتم بر میگشتم تو وسط جاده زنگ زدم به رسانه ها خدافزی کردم حتی خونواده هم نمیدونستن چقدر غمانگیست خیلی اون روز روز خیلی سخت بود تو تراس یارتت چه روزی بود؟ یعنی تقویمی یاده کنست؟ تقویمی یادم نیست ولی چه ماهی بود؟ تابستان بود تابستان بود تابستان بود آره یعنی بازیات تموم شده بود عشق ریختی وقتی خدافزی کردی؟ آره من خودم خانومم پسرم خیلی ناراحت شدم خب خیلی زمانتی شدم غمانگیست بود این خدافزی غمانگیست به خاطر این که آقای او فازلی عزیز من سال قبلش تو استقلال خوزستانی که تیم تایی جدول بود من دومین گلزن نیم فصل دوم شدم بله پس این بازی من به خاطر این که باج نمیدادم به آدم ها من میمیم به هر قیمت زندگی نخواهیم شانت سال کتاب هم دیگه بریم آخره برم به دست های پشت پرده و مافیا در فوتبال اعتقاد داری؟ ست در سال اصلا واقعیت مافیا شما رو باعث شد که کمتر بدرخشی و کمتر حتی در تیم ملی ببینیم شاد همشه اتفاقی افتاده بله اگه قرار باشه از یک نفر به عنوان کسی که زندگی ورزشی خودتو مدیونش هستی فقط یه نفر ممکنه چند نفر باشه من اون یه نفر اصیده که میتونه باشه ببین خب من تو چند قسمت از زندگی اولین نفر ببین اولین نفر همون تقیه تقیه محمدی بود که منو از کنار راهن برداشت برد بانک تجارت چرا تو تیم ملی کم بازی کردی؟ خیلی ساله ممکنه مفصلی باشه آره نه میدونم خطاب شما میگم اون زمان ببینید تا عوائل دهه نوت فوتبال ما وفور از بازی کن بود یعنی یک مربی تیم ملی برای دعوت کردن محاجم میتونست پنجات تا محاجم دعوت کنه هم نسل ما شما نگاه کنید آرش برهانی جواد گازمیان خداداد عزیزی همه اینا من زمانی که باداشتیم بازی میکنیم اینا تا سالهایی بودن و خیلی ها بازی کنه دیگه الان خالی ها بازی کنیم آقا خیلی کتا چه سالی ازدواج کردی؟ من سال هشتا دو دو چند تا فرزند؟ سه تا بچه دارم یه دوگلو دختر پسر بیس ساله و یه پسر پونگزه ساله بچه ها و ازش کارن؟ پسرم فوتبال بازی میکنه اسمشون چیه؟ سد محراد سد سالهی مریلا سادات سید سالهی و محشاد سید سالهی محراب گفتید نرست؟ محراد سید محراد الان کجون تیمه؟ این سال گذشته پیش آقای مددی بودن آقای پوشان این تیمه از دو سال قبل از جنوب قبل بودن اگه اشتناب حوزه بودن دیگه یک دیگه بودن دیگه برتر امسالم الان منتظرم ببینیم چیش شده براش بیاد اشاله جمعه یه هست که دوستش باشی بگیر و نگفتی باشی دلم خیلی پره آقای دکتر آبا فازری هشت سال نه سال فوتبالو گوشتم کنار چهار سال پیش پنگ سال پیش بالاتری مدره که مورد بیاریو گرفتم چار تا تیم بزرگ ایران لطف انات فروردگار آقایی کردم ولی تیم ندارم چرا چون به خاطر این که میگن خدا کنه عزیز اون بالایی باشی نه عزیزه مردم مردمی که با یه گوره سردیش قطعا اون عزیزی که همیشه به شما نظر کرد تو بدترین جه ها دست شما رو گرفته دلم خیلی بعض موقع گرفته های دکتر ولی یه موقعی میگم من هیچ کسو نداشتم تو فوتبال به این جه ها رسیدم حتما الان لیاغت ندارم شاید خودش یه جوری قسمتت نشده شاید انو روزیت نشده باقیت من راضیم به رضاییم میگن چون خودش اگه بده قشنگتر میگه قطعا فقط اینجا یه آرزوی دارم همین اتاقم میخواستم بپرسم یکی از آرزویی که هنو بهش نرسیدی چیه نه یه آرزوی دارم که اون سال 92 پایین خیلی تقلیل شدم که برگردم یعنی دیده بشم دوگره پسرم کچکتر بود این رفت نقل و انتقالاتو نگاه میکرد ببینه اسم من از کجا میرم نشد به در و دیوار زدم نشد خیلی آجزانه شبایی بود که خدای خودم عشق میریختم گفتم خدا یه سال دیگه به خاطر پسرم ولی اگه خدا میخوام شاید مرگ همین الان رد بشه دوست دارم پسرم اون جایی گا برسته چون خیلی داره زحمت بیکشه خیلی من هیچ موقع حمایتش نکردم هیچ جام سفارششو نکردم گفتم خیلی میبینم تلاش میکنه خیلی دوست داره آبروداری کنه برای من امیدوارم اون روز خدا قبل از مردنم به من نشون بیشن اینشاله که زنده باشی سالهای سال و مروسهای درخشان پسرتون رو ببینی آقای سید محمد مهدی سید سالی برای تون بهترین ها رو رزون بکنم و مچکرم که در این برنامه حضور پیدید سلامت داشید ممنونم برنامه خوبتون امیدوارم که مردم عزیزم هر جای ایران هستن خوب و خوش سلامت باشن و عزیز سایر امیرال مومنی اینشاله خیلی مچکرم از شما جناب آقای سید محمد مهدی سید سالی و به اتباقی مهمان عرشمند با همه شما شنواندگان محترم خداحافظی میکنم روز شب خوش و خدا نگهدار موسیقی موسیقی با نزدیک شدن فصل گرما نگرانی ها در باری درست کار کردن کولر های منازل افزایش پیدا میکنه برای افرادی که در منزل خودشون از کولر های گازی استفاده میکنن حتما پیش اومده که در تابستون کولر های گازی به دلائلی محیط رو خونک نمیکنن و مجبور به استفاده طولانی مدت از کولر میشن که این امر سبب افزایش هزینه ها میشه یکی از دلائل خونک نکردن کولر گازی فلیتر کسیفه رایشترین دلیل خونک نشدن هوای کولر گازی وارد نشدن هوای تمیز به داخل سیستم سرمایشیه سپلیت داره یک فیلتره که گرد و غبار هوا رو گرفته و هوای پاک رو وارد دستگاه میکنه اگر این فیلتر کسیف باشه یا با گرد و غبار و آلودگی مستود شده باشه میتونه در عمل کرد کولر گازی ایجاد اختلال کنه و عدم گردش هوای سرد و گرم از داخل مجاری رو با خودش به همراه داشته باشه در صورت آلوده بودن فیلتر هوای کولر گازی هوای پاک وارد سیستم تحویه نمیشه و در نتیجه هوای گرم از اون خارج میشه که ضرورت داره یک تعمیرکار هرفهی فیلتر سپلیت رو مورد بررسی قرار بده و در صورت کسیف بودن نسبت به تحویز اون اقدام کنه جریان برق جریان زندگی جریان زندگی با سرفجوی از قطع جریان زندگی جلو گیری کنیم از اینجا ایران صدای ما را از شبکه ی راژیوی بررسی شنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی من که سرگو گرم روزگارو دیدم به یه زندگی دمیدم پروانم دیگه خستست پیدی وقته که بریدم قیدی بنده که بریدم تو پرد تا با تبه تنده رسیدن پرشور و رشتی آقی برای تازه شنیدن باستو هر چیزی آباز یقینه دل تاسمون آبی بیشه روت صفره رنگین زمینه من دیگه کنار گودم تو دلیر و پهل برونی آی تو سینه یک سه تبده آی جبونی آی جبونی من میرم تو تو بمونی من میرم تو تو بمونی من میرم من میرم من میرم من میرم تو تو بمونی آی جبونی آی جبونی