اگرم شرح اجازه میدهد آقای انصاری فرن بعضاً مثلاً میمد جلو ولی دفت شپم بازی کرد یادمه حتی توم ببینید الان زیادم جالب نیست ولی شما موقعی که انصاری فرن رفتهش پنار تیو بزنی نمیدونم تو زینه توم من خاطراتش رو خشن یادمه دیگه زیرش نوشت اصفر مدیروسا نمیدونم توجه کنید اینو که یادم نیست نه اینو یادم نیست من فکر میکنم آقای مدیروسا جوز مسافره بود ولی نبوده همون سال نوات بله حالا میگم بعض موقع ها یه سری اصلاً آقای مدیروسا که تو لیست اون 20 نفره 20 نفره هم نبودن رفته نبودن ولی اسمش بود حالا اون مسئول نمیدونم فیلوزیون اونجا بوده هر کسی بوده از خرموندیوستارو از کجا میشناخته از خرموندیوستارو حالا بگذاریم شما موقع مدیروسا خط خوردین حالا بخاطر مستومیت حمید درخشان خط خوردون موقع دوستان نفره دیگه هم بودن خط خوردن ببینید بعض این موقع ها یه اتفاقاتی هست بعدش اواقع خیلی خوب برامون داره بعدش شما دیگه فکر کنن رفتید پاست درسته نه نه ببینید موقعی که ما خط خوردیم آقای مایلیکون سرموندی فوتسال بود رفتید فوتسال فوتبال سال و نیمی گفتن اونجا بازی همکنگ پیتر ولپان دوستان نفره دیگه همکنگ ببینید ببینید برامون دیگه همکنگ ببینید ببینید برامون دیگه همکنگ ببینید برامون دیگه همکنگ ببینید برامون دیگه همکنگ ببینید ببینید برامون دیگه همکنگ ببینید برامون دیگه همکنگ نه نه ختم زدن دیگه هم آخه اون جمشید شاموهمدی رو داشتین بله فرشد پیویس رو داشتیم محتوم عربی هم بودن مواجهما مواجهمای خوبی بودن ببین خیلی ها از فوتبالیست همون بودن که تو اون بازی مثلا مقدماتی شد بازی هم نکردن ولی تو نهایش رفتن و بازی کردن standard homework هم دplaying رو بازی کردم خدمت رو ارسانم سوریه هم رفتیم اونجا هم بازی کردیم الان تو اونجا بازی نکردم تو سوریه بازی نکردیم ولی تیم سود کرد با درخشش بهزاد قلانپور که بعدن خود بهزاد قلانپور دیگه توی ایروشیمای کارهای عجیب ولی میگم اون واقعا گولریه بسیار زیبایی براتی بمانیم تو اون بازی های 1992 که ما به جاپون وقتی بکنم های آبزده در عوضه بانمو بودن میورازد که ما سه تا بازی کنم اخراش کرد جمال شریف سوریهی نهارم احمد خانی بود مشتاق مهارم و جمشید شام احمدی رو اخراش کرده گشت ما هشت نفره داشتیم بازی میکردیم بعد تکنم بچه ها میگفتن اون واسه کلمانی مقدمه اخراش کرد و نمیرفت بیرون میخواست فرشاد پیوس رو اخراش کرد میخواست کلمانی رو اخراش کرد اگر چیز بود وی ای آر بود به هیچ عنوان فرشاد پیوس اخراجه میشد شبیه کلمانی مقدم بود نه رفت از وسط پایه یه شیطنتی کرد اونم به خاطر حمایت از فرشاد و اینا بود والا بند خدا فرشاد اخراج شد اونجا هم شما خط خوردین سال بعدش رفتیم بازی مقدماتی جمال جنگ 94 که سال 93 بود تو قطر بود که ما چار سه به عربستان باختیم جاپون 2-1 بردیم اگر یادتون باشه به هر آقا 2-1 باختیم تو اولی مصبخه اونجا هم شما نبودیم من میگم تو نهایی ها به هیچ عنوان نبودم مقدماتی همه رو تا موقعی که فوتبال وزیم کردم تو بازی های مقدماتی همه رو بودم و بعد آقای پروین رفتن کنار آقای استانکو و من نشان سمارویت تیم ملی بازی های آسیایی شد من زمان استانکو اصلا نبودم دیگه آخرین دورتون هم بود؟ نه نه با آقای ماهیلی که هم بودیم 1996 جاملتا جاملتا که ما ثوم شدیم نه نه جاملتا نه مقدماتی جامجهانی مقدماتی نه جاملتا 96 که ما 6 تکورر رو زدیم شما تو بازی ها نبودیم من تو سنگاپور بودم سنگاپور تیم گیلانگ بازی میکردم خب چه ها تیم ملی عوض نشدین اونجا؟ نه نه بعد اونجا ما ثوم شدیم از جاملتا برگشتیم که آخرین بازیه مثلا مشتا مهارمینه بعد یادم اکبریوسفی هم تو اون تیم بود مثلا بعد روح شاد باشه مرداد مینوان یه گل به تایلان زد توی یه بازی ما سه تایلاند بودیم یکیشو نعیم سدابی زد یکیشو مینوان زد بعد برگشتیم ثوم رفتیم برای مقدماتی جامجهانی 98 فرانسه من تو بازی با جاپن توی مالیزیکه بود پلی آف بود اون بازی که سه دو باختیم ما بله نه سه دو بود آبادزاد کتفش مستون شد نکیسا اومد نکیسا که نمیتونستی بود چون ما سه تا تحویز کرده بودیم برای دوازانو بردیم فکر کنم با همون کتف مستون بازی کرد خیلی جالبه کسایی که رأس کار ما بودن دوست نرم اینو بگم ولی باید گفت که بدونم مردم که کی بالا سر تین بوده چه اتفاقایی افتاده موقعی که آبادزاده مستون شد یکی از همین هایی که رونیم کتا ما بود یعنی از کادر کادر جزو کادرمون بودن کادر فندی نبود همراه تین بود همراه تین بودن که مسئولیت از این چیزی گفت نکیسا گفت برو گرم کن که چیز برگشت با ما سه تا تحویز اونو انجام دادیم گفت برو من بیرم صحبت میکنم گفتن بابا زمین خاکی اینو قبول نمیکنه منظور من اینه که ببین چه کسایی بالا سر تین قطعا همینه دیگه مقد گفتن که برو بالا سر تین باش موقعی که اینجور تین میره و شما تا اونجا رفتن راحته این مسیر رو رفتن جاپونی که هی داره پیشرفت میکنه پیشرفت میگه بعد ما رون نیمکتون هنوز نمیدونیم که سته تحویزو کردیم نمیتونیم دیگه تحویزی داشته باشیم که من اونجا واقعا به خودمم برخورد و درگیر شدم باشم گفتم شما که نمیدونی که کاش نمیگفتم شما موقع نیمکت نشسته بودی؟ نه نه کاش نمیگفتم اگه نمیگفتم جامع جمعانی من رفته بودم یعنی شما با همون صحبتی که کردید ببینید موقعی که برگشتیم یه زبان سرخ سر سرد میدهد برگاه همینجور ببینید بعضی موقع باید حرفو زد اگه نزنیم من هیچوقتی حرفی نمیدادم ولی اونجور چی گفتی؟ گفتید نمیدونی که سته تحویزو گفتم که یعنی شما نمیدونید که بعد اینکه همینو من گفتم که زمین های خاکی هم اینا قبول نمی کنن قطعا برمیخورد دیگه رفتیم برای بازی به استرالیا رفتیم برای بازی به استرالیا تو تهران یکی یک که منو دعوت نکد دیگه دعوت نکد اون برم آقای ویهرا بودن ویهرا ببینید اصلا هیچ کار نمی کد من از یکی از بچه های تیم ملی پرسیدم الان برام ها تعریف کردید خارج از برام ها پرسیدم چی گفت ویهرا؟ باقی نمی گفت برید هر چی کور دوست دارید بازی کنید بازی برگشت دیگه نیمکنه نه من بازی با جاپون رو دارم عرض میکنم بازی با جاپون هم فراموش بازی با استرالیا که نبودم با استرالیا که اصلا شما نبودید و نمیدونید چه اتفاق افتاد بازی با جاپون یکی از هرباهاش این بود که میگفت برید به دفعه وسط اونا بگید که پیرانتو چرا لارجه مالمنکس لارجه به خدا هیچی نمیدونه اینا رو یه گروه از بچه های ما که زبان بردارید از نظر فیزیکی درش بودن توی یه زمین ما تمرین میکردیم اینا مثلا یه دویسمت بالاتر تمرین میکردن جاپونی ها؟ آره اونا رو جمع کرد گفت برید دور زمین اونا به چرخید بیاد بدونن شما حیکلتون چجوریه ببین میگن فقط روی این مسائل ریز داشت کار میکرد باید اینا تاکتیک کار نمیکرد یا قبل بازی با جاپون ما روز قبلش بیس دقیقه ریکاوری داشتیم مثلا میخواستیم یه عرق در بیاریم بله به خدا داد گفت تو خودتو بزن به مصطومیت که اونو متوازی نشن تو قرار بازی بکنی با امبالانس ببرند ویرا گفت وقتی بردنش گفت این نظر روانی رونا تأثیر میذاره اینجور کارها رو میکرد حالا شاید هم تأثیر گذاشته من نمیدونم اگه تأثیر گذاشته اگه تأثیر گذاشته من نمیبخطیم حالا میگم آقای گرسی چی شد بازی با استرالی دوتون نکرد خاطر همون موضوع با مگه آقای ویرا نباید دوت میکرد نه با اون اصلا اون فقط اومده که بعدش بره یه مربع بشه بعدون دیگه مربعی نکرد یه رفت اراق فکر شدم چرا رفت با اراق قهرمان شد قهرمان جامل لطا شد نه دیگه تیم آنچنانی نبود نه دیگه فقط اون اومد اینجا یه رزومهی بر خودش جور کنه تیم ایران تیم کچیگی نیست دوست یه موقعی که یکی مربعیش میشه تمام آسیا از دقیقا میشنسن با هر شرایطی حضر میکنی و نمیتونی اجازه نمیدی که اصلا بره جامل جانی و خودت با یک نتیجه ایدئال حالا ما شکست که ندادیم یه مصابیه یکی ایک تو تیران یه مصابیه دو دو اونجا به هر حال شرایط اون موقع اینجوری بودی گلزدر خانریف محفظ شدیم بریم جامل جانی با تمام بازیکنهایی که با همه شنون مارک بوستنیش بود هری کیول بازیکنهای بزرگی داشتن بعد دیگه اونجا دعوت نشدین و دیگه دیگه من سنم رفت بلا محسن گروسی خودش کنار اومد باید یه روزی بلاخره بیایی کنی یه روز میری یه روزم باید بیایی کنار و من احساس کردم دیگه اون بدنی که بخواد چند سالتون بودون سال 1380 بود ده سال گذاشت حقیقا من 1331 سالتون شده بود دیگه خودم احساس کردم که دیگه نمیتونم برای ملی کارهایی داشته باشم و موقعی هم که دیگه دعوت نشدم رفتم گفتم بیایی چند سال هم تو باشکایی وزی کنم ما اصلا انقدر صحبت کنیم رفتم روش راجعه تیم ملی یه مورد چند دقیقه داشتهش این باشکایی ها رو خب جوانان استقلال و بازم بگنه به اون خونه قبلی شما گفتید جوانان استقلال بزرگ سالان منسوخان پوریدری شما رو برد بزرگ سالان دیگه برای بزرگ ها بازی میکرد بعد که دیگه زمان خدمت همون رسید سال 68 که من داشتیم یک گروهی بود داشتن خدمت همون رو تو سپا درست میکردن که برای فجر سپا نه فجر سپا نداشت اونوقت فجر سپا نداشتی نداشتی سپا تیم نداشت میتونستی بره اونجا خدمت کنی بازی هم نمی کردی؟ چرا؟ اگه میرفتی سپا خدمت میکردی بازی نمی کردی میتونستم بیام استقلال بازی کنم مشکلی نداشتی چون خودشون تیم نداشتن میتونستم اجازه بگیری بعد یه مشکلاتی پیش اومد نتونستی برید نه نتونستم برم رفتید نیرو انتظامی رفتم شهربانی اونوقت شهربانی که پاس تهران بود و رفتیم دفترچه گرفتیم ما سرواز شدیم هزار و سیزاد و هفتاد شست و هشت شست و هشت شست و هشت رفتیم دو سال خدمت کنیم که هفتاد برگردیم ولی موندید؟ پشیمون نیستم این که چند سال تو پاس؟ پنج سال؟ تا هفتاد و سو و چار بازی گردیم پنج شیش سال برای پاس بردیدید این که اونجا بودم پشیمون نیستم چند وازی کپیتان هم شدین شما تو پاس بله اونجا دیگه پیر و مرد شده بودیم پیر و مرد تیم بودیم تو این چند سال واقعا هم افتخارات زیادی به دفترچه پرونده ما اضافه شما بله هم دوستای بسیار خوبی که همی الان هم با همینگی در ارتباطیم در کنار هم نگه هستیم کمک هال هم نگه هستیم همش خاطر اون روزایی که در کنار هم بودیم بعد از اینکه خدمتون تماشید و موندین تو پاس بعد از اینکه سال هفته دو سه و چار دیگه تصمیم گرفتین جدا بشین از پاس برگشتین به استقلاح برای جدا شدن از پاس سخت بود ببینیم قانون موقعی که من دو سال خدمت یه سال خدمت هم تموم شده و قانون بیست و نو ساله و بیست و سه ساله بود فکر کنم وقت شد که بازیکن های بالای بیست و سه سال زیر بیست و سه سال باید قرار دادشون سه ساله بالای بیست و سه ساله پنی ساله باشه درسته? نه یک ساله یک ساله بالای چیز اونو یک ساله دو ساله میتونست از این قابلات نیزیه داشتیم پنی ساله داشتیم پنی ساله بود فکر کنید اگه اشنا کنید ما قرار دادون یه سال گذشت شد و بعد دوباره گفتیم که چون تمام میشد اديم من میتونستم بیام دیگه گفتم بعد قرار داده جدید ببندید دیگه ما قرار داده بسیار ما نتونیم سبب پاس میم الاتو بشمون نیستم خیلی هم روزهای خیلی خوبی بود ولی سال شما با پاس قهرمان آسیه هم شدید قهرمان آسیه شدید تو بحرین اشتباه به عربستانی یومیوریو تو نیمه نهایی زدید یومیوریو دو یک بردیم بعد نمانده پاکستان بازی به حاله به پاکستان بود او اولین مازی بود نه نه دوباین مازی بود ما اولین رو باختیم به الوست یکیش باختیم بعد با یه محصایبا پاکستان اومدیم بالا که همین گفتن آقا این تیم مگی بعد اومدیم نیمه نهایی یومیوریو جاپن رو بردیم اونم داستان نراخه ببینید ما بازی با وحاله آقای مدیرستان مصطوم بود اکبر یوسفی محروم بود یکیش باختیم آقا نصف پاس هم که رفته بود شما بودید ناصر غصاب بود فراد اپاسی بود حمید اسیبی رفته بود خاکبور رفته بود مارکار آقا جانیان رفته بود یه در آزانداشی علی زاده های اشتباه نکنه دارش علی زاده بود موقعی که بازی دوباین بود باز آقای کرمی ریسی بزرگی کرد اکبر و اسخر رو نذاشت یعنی گفتش که شما فقط این بازی بازی با جاپون یومیوری ببینید فیلمش هستش من خودم نمیخوام صحبت کنم من قشنگ یادم اون بازی توی کنفرانس مطبوعاتی به آقای کرمی گفته بودن که نظرتون در رابطه بازی یومیوری چه گفتود پاس ایرانو این بازی ببینید و یومیوری گفتود ما به فکر فینالیم مرد بیش گفتود بعد بازی که مسابقه کردن من اون پاسو گفتم نه این پاسو مرد بیش جاپون گفتود اون ریسک واقعا جواب داد شما گل فینالو زدید گل قهرمانی رو به اشتباه و عربستان دارید و هم وحاله بزدن بازی با فینالو تو پاس بودین و قهرمانو آسیب میشدید میخواستید برگرید به استقلال اومدیم اجازه نمیدادن من مجبور شدم برم سنگاپور گیلان میگم قشنگ اوه آقای سیرینو هم بازی شدین اونجا من تنها بازی کنیم که بدون ای تی سی رفتم خارج مگه میشه؟ شده دیگه نفهمیدم متوجه نشدن خدا رحمت کنه اون موقع آقای سردار عبولفتی گفته بودم من رزدتو میدم چون دیگه زمانی نداشتیم مثلا تا چار پنج سرد آینده اون موقع ای تی سی من فکس نمیشد من شاید سنگاپور نمیرفتم آقای عبولفتی بند خدا به من گفتش که برو من میفرستم من رفتم آقای مصطفی برای من فرستاد آی تی سی من ولی رزدتو من از باشگاه پاس نیمدید یعنی خودشون فرستدن؟ بگیر حالا آقای مصطفی فرستاد یه کاری کردن که شما بازی بکنید چند سال گیلانگ بودین؟ من میگم رفتم که برگردم آزاد شم فقط انقدر که یه رفت و رگشتی بازی کنه آزاد بشم رفتم اونجا آقای مصطفی اومد بازی جوانان بود نمیدونم کچا تو شرقاسیا یه سرم به ما زد گفتش که اینا نفرستدن رزد نمر نه چی کنیم نهی زدیم ای اف سی ای اف سی بود دیگه گفتن که آی تی سیشون ورده گفت مشکل نداره چون مشکل اون بره اینجا شما هیچ مشکل نداره یه چی برگشتیم و من رو باشکا خواست و اینا گفت خیلی هم بد نتشه میگرفتن اون سار نه نه ارمان لیگه شدیم که تو جامعه هزی من گل زدم تو لیگ محمد خاکور زد گلارو نه به خودم اصلا دنبال پول نمیدونم نه میگم بچه ها خارجون ها خوب پول میگرفتن نه اگر میموندم آره اگر میموندم برگشتیم تهران و باشکا من رو خواست گفتش که چرا نمیعی تمرین گفتم من قرار داد دارم ما گیل هایی گفتش که شما بیا تمرین گفتم که من نمیام که نمیام گفت چرا گفتم من قرار دادم گفت شما قرار داد باشید چه نری قرار دادید با همینجاست بردر یعنی همینجا که نرفتم نرفتم و دیگه یه روزی توی هویزه بودیم آقای تاج اونجا بود گفتش که چرا نمیعی سپان گفتم آقا اینجوری داستان دندگی من اینجوریه ورزشیم خب گفت من رزعت تو میگیرم اون موقع من 6 ملیون گرفته بودم از پاس زنگی زدیم آقای عبورفتی گفت 6 ملیون بده بره آخر فرست بود گفتم من نمیدم هرکا که دیگه آقای تاج گفتش که یه صحبت هایی هم شد و گفت بابا شما 2 ملیون شو بده چهار ملیونم ما میدیم خب دیدم برای جداشتان این اپاس تو اون بورا رفتت مناسبیه دیگه رفتم سپان از سپان چقدر گرفتین جایتونست؟ سپان الان به خود رو زنم نیست پول خوبی میخوام میگم گرفتیم چونه زندگیتون رو تغییر بده؟ متاسفانه اون موقع ما پولمونو میکردیم 7 ملیون میرفتیم خونه میپرسیدیم چند میگفتش که 15 ملیون میرفتیم میکردیم 15 ملیون میمردیم میشد 3 ملیون میکردیم پول 30 ملیون میشد 60 ملیون یعنی اون موقع اگر یه خورده ما جرعت اینو داشتیم که ریسیم گهدیم مثلا قصید یک کاری انجام میدادیم شاید خیلی اتفاقهای بهتری میافتد چند سال بعد سپان بازی کردی؟ دو سال بعد سپان بازی کردم سال 76 76 خدا رحمت کن ناصر اجازی شد سرماربی به من زنگ زدن که ناصر خان اینجا شما بگه اینجا که گفتم بعد من با خودشون صحبت کنم ببینم مثلا تمایلی به حضور من دارن یا نه که رفتیم منزلشون صحبت کردیم بیدیم اعتقاد داره که دیگه برگشم است حالا اون موقع واقعا پول بسیار خوبی سپان بمیداد یعنی من بودم آرمنای پتروسیان بود لیون سپانیان بود پول بسیار خوبی به من میدادن که من به خاطر اینکه برگردم استقلال قیده اون پول رو زد چند سال استقلال بازیگیشون زمانان رو با اطماع میخواد سرعتون رو برم بالاتونیم چند سال استقلال مونیم بعد سپان هفته ده شیش و تا هفته ده هشتم استقلال بودم که هفته ده شیش بازی خدافزی فرشت پیوس بودین شما بنامه تا ارزده گلزد بله بله هفته ده شیش و هفته ده هشتم و هفته ده هشتم بود فکر میکنم استقلال بودم و دیگه بعد اون میخواستم بذارم فوتبالو کنار اینو سریع میگم که میخواستم فوتبالو بذارم کنار رفتم هرکی هم زنگ میزد میگفتم دیگه بازی نمیکنم تا دیدم اکفرمی ساویان زنگ زد گفت تو رو خدا ما رو کمک کن اینجور گفتم اکفرم من نمیخوام دیگه فوتبالو بازی کنم آقا سرد درد نه ایرم سرد شنواندگان عزیزم درد نه ایریم نمیخوام بازی کنم نمیخوام بازی کنم شیش سال دیگه بازی کردم برای کجا؟ پاس تهران و شواب زنجان دو سال دیگه برای پاس بازی کردم سه سال برای زنجان بازی کردم بعد هم گه رفتم تو جورگه مربیه یه دوازه سال مربیگری کردم ولی دیدم با خصوصیات من زیاد مربیگری؟ آره دیدم زیاد جور در نمیاد؟ واقعا جور در نمیمد هر جا میرفتم شرایطی بود که واقعا سخت بود سخته اما چند سال دیگه مربیگری نمی کنی؟ من الان سه سا چهار سال مربیگری نمی کنم چه پیشنهادی بیاد قبول میکنی؟ برام پیشنهادم اومد رفتم پای قرار دادم بسیم دیدم آخرش دارن حرفشونو عوض میکنن آخری مده کیه داری چیه؟ ایه ایه هست من پرفیشنال هم نشستم ولی چون مربی بودم نتونستم بیام سر کلاس ها آقای یروسی خیلی دوستشم بیشتر با اتون صحبت بکنم خیلی خوش صحبت هستید خیلی شما ما رو بروید به خاطرات دو سه دهه پیش حضورتون در باشگاه های مختلف من احساس کنم شاید محسن یروسی اونطور که باید اشد و حقش نرسید در فوتبال امیدوارم در مربیری به آنچیدی که شایستگیر و لیاقتشو دارید قطعا برسید و بالاتر از اینها نصیب شما بشید حرمت میکنم من واقعا اینو دارم از سنیمه قد میگم من ناراضی نیستم از دوران بازگیریم شاید جامعه جهانی نرفتم همون فوتبال ملی شاید یه مردار اونطور که باید بهش میرسیدی نرسید متاسفانه چون اون موقع دو سیا بیشتر ارجعیت داشت به فنی اون موقع یه مقداری ضربه خوردیم ولی میگم روز اولی که به تیم ملی دعوت شدم و خط خوردم موقع دیهداری ارسیردم خدمت یه چیزهایی به من گفت که اونا تونست تا موقعی که من تو فوتبال بودم به این کمهای کنه روشون شاد باشه خدا به شما و خانم محترم سلامتی بده اگر سخن نکته و حرف پایینی هست برنو شما رو هم ممنونم خیلی شما اما که خوش زبونتر و خیلی بیان شما واقعا قویه ما در کنار شما جسارت میکنیم ایشالا که همشه سلامت بشی شنواندگان عزیزمونم سلامت بشن و امیدوارم که روزهای خیلی خوب در پیشتش شد خیلی محترم جناب آی محسن گروسی بازیکن از پاک تیم ملی فوتبال و باشگاه های استقلال پاس اراده چند تا باشگاه دیگه هم بودن ولی ما با این دو باشگاه به نمانیت دیگر باشگاه ها بسنده میکنیم آرزو میکنم هر کار که کسی سالم و تندرست باشی به اتفاق جناب گروسی عزیز و تمامی همکارانم در تحیه و پخش این برنامه خانم شمساینی تحیه کننده محترم و اکبرالی قد صدا بردار همین شما را به خدواند محبا میسپارم روز شب بر شما خوش و خدا نگهد موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید موسیقی درست دارید