سفری حیجان انگیز در میان خاطرات ناب ورزشی محبتی گفتگو با داستانهای ناب پیشکشفتان، قهرمانان و نخبگان ورزش شنواندگان محترم رادیو ورزش و برنامه محبتی گفتگو در خدمتون هستیم و مهمان ارزشمند من سرکا خانم پگاه زنگینه سرماربی تیم ملی کاراته بانوان جمهوری اسلام ایران تا اینجا صحبت کردیم که رفتید و در مسابقات قهرمانی آسیا سال 2012 گفتید موفق شدید قهرمان جهان از جاپون رو تو نیمه نهایی شکست بیدید و به فینال آسیا راه پیدر کردید خب وقتی رفتید فینال این حسه به شما نگفتید که بسته دیگه تا فینال اومدن قهرمان جهانم شکست دادم به لحاظ روی روانی ارزا نشدید بگید که بسته دیگه هر نتیجه به رست اومد دیگه تا همینجشم خوبه فکر میکنم این اتفاق افتاد برحال فراز و نشبه زیادی توی زندگی داشتن توی زندگی ورزشی حالا میتونیم باز یک کامبک بزنیم به قبل یه مسیر رو دوباره با همدیگه تهیب بکنیم میخوایید در اینکه فینال بریم فینال مسابقه رو با همدیگه مرور بکنیم اونو فینال رو فکر میکنم که بله یه جورایی انگار که کار تموم شده بود انگار که سنویه کاری رو بردن اونو که تموم شده کارم متاسفانه به لحاظ روانی برای مسابقه فینال آماده نمیدونم و با بزار کنیم به حریف از چین لینگ لینگ فکر میکنم حالا جالب ایشون خانوم زنگینه همه اسمارم یادشونه مثلا 20 سال پیش بشه 18 سال پیش بشه تقریبا تمام اسامی چه ایرانی چه خارجی رو خاطرشونه و به حال حوش زکافتشون رو میرسونه و تونستید مدال نقره آسیارو به دست بیارید در شرکتی که خیلی راحت تونستید تلای آسیارو به دست بیارید و اولی مدال تلای قهرمانی آسیارو به ممانه ایک ورزشگاه در بخش انفرادی در کاراته بانوان برای خودتون کست بکنید که این اتباق نیفتاد بعدش چی جوری شد خانوم زنگینه یعنی چیارو در ذهنتون مرور کردین قطعا قبطه خوردین حسرت خوردین یه فرصد مناسبی رو شما قهرمان جانتون یه مسابقه قبلی شکست دادین و بعد میام مسابقه بعدی خب اینو باید بشتقد کنیم برمیگردی به بحث اهمیت مساله روانشنسی و روانشناختی در ورزش که باید بهش تو این بود برحال توجهی ریجه بشه روانشنست ها که اون زمان در کلیمتون روانشنست ها تا الان خودتون بوده دوستاتون با هم درد دل میکردی صحبت میکردی مربیتون اون زمان مربیتون که بودن؟ اون موقع خانوم بوداقی و خانوم مصبی بودن رو این عباد خیلی کار نمیشد خب البته مربی وظیفهش این نیست که شما روانشناس روانشناس دارید نه میدونم بطیه که امکانات نیست که نفر اضافه به شما روانشناس مربی ها مجبورن از تجربیات گذشته خودشون این کارو میکردن ولی خب به صورت تخصیصی منظورم و هر حال یه علم واقعا یه دنیای خیلی بزرگه این رشته تحصیلی در دانشگاه هست همه بطیه نزدیک میدونن دیگه ما روانشناسی ورزش رو داریم در دانشگاه ها که تا مقاطع بالاتر تا مقاطع دکتره داره به نوعی تحصیل میشه تدریس میشه و خود من در دانشگاه خیلی از ورزشگاران رو در سطوع بالا ملی سراغ دارم که میان خودشون میشن روانشناس ورزشی و بعد وقتی با شما صحبت میکنیم که خب چرا روانشناسی ورزشی چرا نمیری مدیریت رو نمیری جامعه شناسی چرا نمیری فیزیولوژی دیگه انقدر ما خودمون ورزشگار زربه خوردیم که الان دوست داریم روانشناس ورزشی بشیم و بتونیم کمک بکنیم به کسی که نسل ورد از ما قرار دیم و پلای قهرمانی رو تیب بکنم دقیقا من الان یه اشاره داشته رو شم به همه مصابقه 2012 که خیلی جالب بود تو نیمه نهایی حتی در بخش تینی هم بر من اتفاق خاص افتاد این درست برای تینمون اتفاق خاص افتاد که حالا به درست من رقم خورد بله ما بازی اول دوم رو بردیم بازی سوام با چین تایپه بودیم که بازی اول رو با یه اختلاف زیاد بازی کنه اولمون واگزار کرد بازی دوممون رو با اختلافی نسبت به اونها کم تر تونستیم ببریم فکر می کنم بازی اول هشت سف باختیم بازی دوم و چار سف بردیم و نفر سوام الان میاد برای گرفتن مسابی چرا چون اگه مسابی بگیره با توجه به اختلاف امتیاز اختلافون هشت و چاره اونا برنده یه دختر ریزه میزه بود که تو زمین همش میتونید دنبال این با شما مسابقه داشت یادمه روزتا علیپورت این بازی حضور نداشت چین تایپه گفتش که من پشت شیشه ها من رو نگهت داشته بودم یه در شیشهی که سکوی مسابقات فینال هم یه بخش از دیدش رو گرفته بود نسبت به اون تاتیمیهی که ما حضور پشتیم گفت بگاه من تا بیست ثانیه آخر دیگه دیدم که این دختر داره میدو تو نمیتونی ازش امتیاز بگیری نامه چدام گفت یه لحظه من رو برگردونم دیدم من بند قرمز بودم گفت دیدم یه پرچم یه چیز قرمز رفت بالا پرگرشم نگاه کردم به زور دیدم که یک امتیاز گرفتی گفت امیدوار شدم بیست ثانیه مونده بود که یک صف شدم روند بازی عوض شد اون مرکزی ها زیر باش کشیدم به قول خودمو عاشق برای کردم یه سه امتیازی دیگه گرفتم و مسابقه چهار ست تموم شد یه کارش تموم شد چیزی که رسانه ها زدن این بود که کپیتان زنگنه آب رفته را به جوی بازگردن کپیتان تیم ملی شده این بود که اینو من برحال اونق روزنامه بود یه تو سایت بود همه رو پیریند که رفتیم دارم و توی الابوم هم نگه داشتم خب این اجازه خاطراتیه که واقعا برگشتن و یه جورایی مرور کردنش به آدم یه حس خوب میده اینکار دوباره برگشتی به اون دورانی که داری مبارزه میکنی لحظات شیرنتو بازیابی میکنی در سال دو هزار و دوازده یعنی تقریبا سیزده سال پیش شما میتونه میگیم سالهای آخر دوران بازیتون بوده تا چه سالی بازی کردین دون برزشگار نه این سال آخرم نبود سالهای آخر تا دو هزار و سیزده و دو هزار چارده هم مبارزه کردم بازی های کشوره ای اسلامی پالنبانگ اندونیزی بزرگ داشتم قهرمان جهان در بازی آسیهی حضور نداشتید ارز میکنم خدمتون چرا داشتم و بعد بازی های آسیهی اینچه اون بود و ایک خدافزی میتونم بگم احساسی داشتم و خوشبختانه تونستم سال دو هزار و هیوده خودم رو بازیابی بکنم گرچه دو هزار و هیوده یک دوره به عنوان موربی تیم ملی با فدراسیون هم کاری کردم که خوشبختانه در بخش امیت های آسیه موفق شدیم با کسی سه مدال تلا قهرمان بشیم موربی نه موربی و در کشورهای اسلامی هم گرفتن یک مدال تلا یک نقره و یک برونز جایگاه خوبی رو داشتیم حد فاصل سالها و ماهای مبارزه خودتون به عنوان ورزشکار تا آغاز موربیگریتون حتی با عنوان کمک موربی در ردیست نیومید چطور اون دوران رو سپری کردید یعنی چه اتفاقاتی بر شما گذشت خیلی از ورزشکارا از اون دوران به عنوان یکی از سخت دوران خودشون یاد می کنن یعنی این که دیگه از روی اولا اونه که تکفانده کارن شیابچانگ بچه اولا جودو کاراته تاتمی اونه که وزمه دارن تخته فوتبالیستا زمین چمنبالی بالیستا واسکیت بالیستا سالون و هر عرصهی که رقابت رو در اون انجام می دادن جدا می شن از یک دوران سخت یاد می کنن که این دوران بسیار بر من سخت خودش و اگر هم تونستم اون دوران رو حضم بکنم و از اون حالا عبور بکنم حالا خرامان خرامان و به هر نهوی فلان آمل باعث شده که من عبور بکنم در این مورد بر ما صحبت می کنی؟ خیلی شکر میکنم خب ببینید من دو دوری خدافزی داشتم این دوری اولی که عرض میکنم خدمتون بعد از بازی های آسیای این چون یک دوری خدافزی اجباری احساسی بود مجبورتون کردن خدافزی اجباری به لحاظ خودم شرایطی که به وجود اومد نه نه نه نه نه نه به خاطر اتفاقاتی که در جریان بازی های آسیای افتاد که حالا به نظرم یک کامبک بزنیم برحال سال دو هزار و ده در مسابقات گانجو اتفاقی که واسه من افتاد اصلا کلان مسیر رو عوض کرد اگه کمالی رو صحبت بکنید حتما این که من شاید در سی و چار سالگی میم در بازی های آسیایی مبارزه میکنم به خاطر اون تصادف به خاطر اون اتفاق در دو هزار ده گانجو راجه اون تصادفو میخوایید بگید حالا من خودم میخواستم ببنیم چون خواهیتون گفتین اون اتفاقه دیگه بگید برای شنوندگان ما دیگه این هم عرض کنم که اون دو سالی که من دور بودم خب سخت های این دوران بود میگم چون حالت اجباری احساسی بود و بعد دیدم که من واقعا نمیتونم با کمک دوستان حالا به عرصه مربیگری اومدم موفقیت داشتیم اما هرگز خودم در جایگاهی یک مربی نمیدیدم همیشه فکر میکردم که این منم که باید برم مبارزه کنم هنوز اون شوره هال مبارزه در ذهنتون بود چون اصلا فکر نمیکردم که من سنم اینه اصلا برای من مهم نبود تا شروع کردم تیاریکس وزنمو پایینو بردم از اول سازی کردم تو بدن سازی و یکی از بچه ها حالا استنبهنم برگشت کفت که تو نیمدی برن که مربی بمونی تو اومدی که به قهرمونی برگردی و این طور شد اینم دیگه هم تو پرانتز تو بازی های آسیایی سال دو هزار و ده گوانجو ما بیس مدال تلا به دست برنیم شنواندگان عزیز حالا یادشوندید که بیستومی مدال تلا ما باعث شد که ما قزاقستان رو پشت سر بیزنیم در جدوار ردمندی ما چهارم شدیم و بیستومی تلا ما رو کسی به دست نیبرد جز ایکی از بهترین کاراتکه های تاریخ ما جاسم بیشبایی عزیز که من یادمه اون زمان میگفتن اگر تو سالون بودن یعنی ما اینم بگم که خانم زنگنه شاید یادش باشه دوستت رشته اون موقع فینال لشتن خانم زنگنه یکیش جاسم بیشبایی بود یکیش فینال والی بال ما بود و فینال ثومون یادم نیست چه رشته ای بود که مسئولان وردش کشورمون خب من در رسانه کار میکنم ما موقع داشت مصاحبات پوشش میدادیم مسئولان وردش کشورمون شاید به کارته چندتر امید داشتن شاید والی بال در اوج بوده قرار داره فینال بازی بکنه یه رشته دیگه که من رشته دارم خاطرم نیست کدوم رشته بود تقسیم میشن میگن بریم مثلا چندتون تو این سالون برای والی بال بریم تو سالون کارته بریم تو این یکی سالون و همونجا یکی از مسئولان وقت وردش کشورمون خیلی مهم بوده اگر ما بیستومی مدال تلاب دست میوریم با توجه به این که قزاقستان هم با ما مدالاشتاش مساوی میشود ما میتونستیم چهاروم مجموع مدال در بازی آسیبش دیگه خیلی سخته علم بهش برسیم حالا حالا خیلی سخته میگن هر کسی بیستومی مدال تلاب دست بریم بیست سکه بهش جایزه میدیم و والی بال نغره گرفت اون یکی رشته دیگه هم نغره گرفت و تنها رشتهی که باقی مان و امیدوار ما رو نگهداش مدال تلای جاسم بیشکایی عزیز بود که تونست ما رو به مقام چهاروم و کاراته اونجا واقعا گینش رو ادا کرد و وردش ما مدیون کاراته هست و ایکی از افتخارات وردش ایران که میتونن محصولان وردش بهش پوز بدن دیگه بگن آقا ارزمان کسی که اونوقع محصول ده که من وردش ایران مثلا چهاروم وزیراسیهی کردم یا حالا تو وزرات وردش سازمان تربیتونی بود دیگه یا کومیته ملیولمپیک حالا خانم زنگنان تو همون زمانها به عنوان کپیتان تیم ملی کاراته داشتن فعالیت میکردن از اون موقع برامون بگیر یه یک مقدار صحبت نتمون موند از برگشت من و بعد همون موقع رو میخوام بگیر 2017 بود که من دیگه فدرسیون به ام گفتش که به عنوان مربی ادامه بده بعد من چون نخواستم و چون برحال کشوری شرکت نکرده بودم عضو تیمی ملی نبودم مجبور شدم که مجووز حضورتی ملی رو نداشتم و خداحافظی کردم یادم میاد که مسابقاتی رو که به من گفتم به عنوان مربی بیا مسابقات لیگ جهانی ترکیه من نخواستم مربی باشم برگشتم با حضن شخصی تو مسابقات لیگ جهانی به عنوان بازیکن برگشتم درسته که فدرسون میگفت شما نباید شرکت بکنید نباید خیمایتی نمیتونستن بکنم بخاطر اینکه من عضو تیمی ملی نخواستم قهرمان کشوری شرکت نکردم گوید تو چون که تمرین کردن شخصی تا باید برگردی مسابقات شرکتید سال 2017 شروع کردم مسابقات اسپانیا لیگ جهانی گوادال خارا رفتم مسابقات اتریش سالزبورگ همه اینا رو با حزینه شخصیم توی مسابق شرکت کردم خب برداشت بخت داشت حزینه های سنگیل تحمیل کرد حالا مسیری که باید تنها میرفتم میومدم بدون مربی شرکت میکردم اما خب خدا رو شکر تونستم در مسابقات انتخابی تیم ملی پیران تیم ملی رو بتن کنم دوباره برای سال برای سال 2018 برای بازی های آسیایی جاکارتا و قهرمانی آسیا اردن هم بازی های آسیا هم قهرمانی آسیا به خواست رئیست محترم فدرسیون من انفرادی قهرمانی آسیا رو به نفر دوممم دادم سیاست برین شد که من بازی های آسیایی بزنم خب ببینید تابع تصمیم بودیم تابع تصمیم بودیم من رو صحبت کردم خانواده هم صحبت کردن خانواده هم صحبت کردن اما پشخیص برای این بود و ما هم احترام گذاشتیم در مورد بازی آسیای جاکارتا صحبت میکنید؟ بله حتما خب بازی آسیای جاکارتا من واقعا آماده بودم در سی و چار سالگی داشتم شرکت میکردم میتونم میگم خب بازی ها به هر حال خودمون میدونیم یه خورده یه سه مسائلی غیر از فنی هم میتونه تأثیر گذار هم باشه من بازی اولم رو با قذاقستان داشتم که خب قهرمان دوره قبلی بازی های آسیای هم بود متاسفانه این بازی سف سف شد و با اختلاف یک پرچن بازی رو به این خانم باگذار کردم حریفه قذاقستانی؟ قذاقستان بله و قفروه بود و بازی دومم تونستم از ازبکستان ببرم و بازی سومم رو با نگوان که هنوز هم بازی کن هستش و بردار بازی میکنه خب من خیلی جوون بودم نفر چهار رنگه رنگه جهانی بود و بازی کنهای ما قبلن که باش مسابقی داده بودن با اختلاف زیاد بهش باخته بودن من سرکنم از فیلمهای اونا تجربهشون استفاده کنم همون روش خودتون رو بیاده کردیم که آنالیزش کنید بارا فیلمش رو ببینید موفق شدم ده سف شکستش بودم یعنی هفت سف بودیم باورتون نمیشه ده بر سف شکستش بودید؟ باور نه واقعا نه چون تکنیک های خیلی نامی میزد چودانگیری های خوب عشیر و رمو بشی های غشنگ حریفه ویتنا که خب میگم اصلا حالا به عنوان مربی در غالب مربی حالا میرم شایدام در مقابل اون دارم مسابقه نمیدونم خب این حالت خوبه که من میتونم تجربهاتم دوباره اتونو تو جاکارتا به دست برگیم بله من مدال برانزو به دست بردم دست بدون از دست دادن یه دونه امتیاز تونستم برای مدال برانزو به دست بیرم شما دو دوره یا سه دو دوره در بازی آسیه شرکت بازی آسیه اینچان هم بودم که محفظ که از ندال نشدم اما در خصوص بازی های آسیه های دو هزار ده گانجاچی خب میگم این مسیرو برای من نگرش منو عوض کرد واسه زندگی ما مدیم فکر میگم هفته هیچده ساعت بیشتر نبود که به دهکده بازی ها رسیده بودیم من نمنده بزن منفی شسه کلو گرم بودم و تو ریستوران داشتیم قضا میخوردیم به مجرد اینکه از ریستوران بیرون اومدیم از این ماشین های روباز دهکده داخل دهکده حرکت میکنن که دابجا میکنن پشت به پشت هم هستش ردیف آخر چطوره؟ ردیف آخر پشت به راننده هست این ردیف برای ما خالی شد خالی شده خودتون گستشید؟ نه دیگه شاید ولی به هر حال یه جایی با برای نشستن نیست که دو ردیف اول رو فکر میکنم چند تا کشور عربی بودن نشستن دو ردیف آخر رو بچه های ما شش نفر بودیم نشستیم ردیف آخر رو من و دوتا از بچه ها نشستیم مسیر باید کاملا مستقیم تا دهکده بازی ها دهکده که نتون محل اسکانه موردی تیمی شد متاسفانه نمیدونم چه اتفاقی افتاد که ماشین رو از مسیر منحرف کردن بدون اینکه سرعت رو کم بکنن شیطانت اون جلائی ها بود یا هرچی ماشین میپیچه و به ملستی من تعادلش به هم خورد من توی حالت استراب و استرس تصورم این بود که میتونم اینو بگیرم ایشون چون میدونست نی افته پایین خودشو موفق شد به چرخونه با دست و حالت زانو زمین اومد ولی من چون حواستم به ایشون رفت اینا از نهای کمر سر خوردم و سر روی زمین کشته شدم بیوش میشم خیلی همین خبر خانوم زنگینه برای احالی وزش نگرام کننده بود میدونید ما اون زمان به دنبال اخبار لحظه به لحظه بودیم رادیو تلویزون رسانه به خصوص رادیو همیشه نمایرنگان داره در این بازی ها و وقتی این خبر هم رو سایت بازی های آسیایی اومد هم رو سایت فدرسیون و کلن شد تیتریه که خبرها خیلی نگرام کننده بود و بیشتر از این که همه دنبال این باشن که حالا بگن خب مداله چی میشه پیگاه زنگینه چی میشن دنبال این بیرون که سلامتی پیگاه زنگینه برای چه اتفاقی میفته خب دوشار زرم حفظ شدم وقتی تو بیمارستان به حوش اومدم دیگه میدونید یه تحت تأثیر داروهای بیهوشی آرام بخش اون ناراحتی ویژه رو برای عدست دادن بازی های آسیایی نداشتم سن نمیدونستم چه اتفاقی میفته فقط یادم میاد که لحظه که توی بیمارستان دهکده به حوش اومدم خواب میدیدم که توی خیاتی هم حالا این دارن سر منو میدوزن به اندازه یه حرف وای انگلیسی توی پشت سر من کاملا شکافته شده بود و داشتن توی دهکده اقنامات اولیه این اقنامش انجام میشود بله داشت انجام میشود و من بیهوش بودم و بهوش اومدم میگفتم چی شده میگفتن که تصادف کرد من تا سه روز کاملا فراموش کرده بود و میگفتن نفر کنار دستی تم افتاده بعد میپرسنم خب از نفر کنار دستی اینکو میدیدم نیست میگفتن نه خانمون مرده بعد داد میزدم میگفتن نه به خدا حالش خوب تنها کاری که کردم این بودش که گوشتی تلفنمو بگیرم با توجه به توصیفاتی که برام کرده بودن نگاه خونم به من گفته بودن تو در حال مخالمه تلفانی بودی که حتی اگر من در حال مخالمه تلفانی باشم خودتون و آرهتون میمد چه کسی هستی؟ نه یادم میومد حافظی کدام مدت هم رو از دست داده بدم اتفاق رو یادم میمونیم گذشته پدر مادر مرسیان همه یادم بود بلی اون رسی کجا هستی دستن؟ بله بهم گفته بودم تو داشتی با تلفن حرف میزده که حتی به فرض تماس تلفانی من راننده نبودم که مغصر باشم و نگاه کردم که نکنه تماس آخرم با خانوادم باشه بعد اونو نگران من باشن تماس گرفتم تو امبولانس بودم درست کشده بودم خب خیلی حال بدی داشتم بله با مادرم تماس گرفتم و گفتم که خیلی آروم صحبت میکنم چون نمیتونستم گفتم هلو مامان گفت چرا اینطوری صحبت میکنی؟ گفتم توی جلسه هستم آقایون هستم پس متوجه شدین که مادر متوجه نشده همید خوشبختانه حتی اقل که نگرانی برای شما داشته باشه و حالا خانوم زنگنه مدار احساساتی هم شدن با حال یاد اون زمان میوفتن سکا خانون پگای زنگنه تقریبا پانزده سال پیش در دهکده بازیهی آسیهی ایشون دوچاره یک سانهه میشن از روی اون وسیل نقلیهی که حالا وردشکار رو جابجا میکرد در دهکده پرد میشن روی زمین و خدا ایشون رو به جامعه وردش و خانومدهشون بر میگردونه و به نوعی با مادرشون صحبت میکنن و از این خوشحال میشن که خب مادر اخبار رو پیگیری نکرد به گوششون نرسیده بوده در لحظه بود واقعا باید گفت باشه پس من نگهان نفشم گفتن نه مثل اینکه توی مسیر من دوباره بیهوش شدم و حالا توی آیسیو بودم و دیگه فامیل من این خبر رو از سایت ها دیده بودن اون موقع رسانه ها به این حد مثل این استاگرام و رسانه های دیگه اجتماعی خیلی پرنده اصلا گوجود نداشت که خب بخواد خبر رو به این سوال پخش بشه و خب همه بفهمن خانوادم حالا یکم دورتر امه ها همه فهمیده بودن و نمیدونستن چجوری این خبر رو بدن و مثلا مادرتون نگفت نفیجشی شد مسابقه نه دیگه روز اولی بود که وارد که شد اینکه هم تو چند ساعت اتفاق بفته و بعد اینکه از عزیزانم خانوم شاموحمدی که قبلن نایم رئیس فدرسیون بودن و خواهد بی خیلی اوکی بودین تصمیم میگیره که این خبر رو خودش به مادرم بده قبل از اینکه دیگران بگن یا از طریق رسانه بفهمه که خب خیلی وضعیت بدی پیش اومد اونا خبردار شدن مامانم که اومد پدرم و مادرم بیان چین متاسفانه به دلیل ترافیک پروازی روزی میرسیدن که ما قرار بود برگردیم ایران من هشت روز بیمارستان بستری بودم شرط خیلی سختی بگذاردم متاسفانه علا رقم لطفی که کارا کامیوتر میدی اولمپیک داشت همراهانم داشتن یکی از خانوم ها که همراه ما بودن تلفون من رو ازم گرفته بودن و اجازه تماس با مادرم رو من نمیدادن و من تحت تأثیر داروها این خیلی قشنگ نیست دیگه دختر شیرزن ایرانی رفته مساقات پازیه آسیانی از بد آدسه زربه مغزی میشه روی اون ماشین پرت میشه پایین سرش میشکافه و حالا بیاییم تلفون همراهشم ازش بگیرم تلفون همراه همو ازم گرفتم و من متوجه نبودم که خانوادم از طریق آقای صافی موربی تیم جنوبی بودن آقای وحید خاجه حسینی موربی تیم امارات و آقای شهرامه هرابی و هر کسی که میومد از طریق اونها با من تنظیم دارفتن و البته تا دو روزم که کلن نمیتونستم با من تنظیم داشته باشن و من تو زهنم این بود که نمیفهمیدم یعنی کاملا اونقدر گیج بودم که فقط فکر میکردم که چرا خانوادم از من خبر نمیگن ولی خب متاسفانه تلفنم رو این خانوم برداشتن اون اولین لحظه که خانوادر دیدین بعد از این سانه کهی کجا بود؟ دیگه از بیمارستان که مرخص شدم یک روز رو هم درده کده بودم با حال خیلی بد و برگشتیم ایران پدر مدر اومدم فرودگاه استقبالم و یه استقبال خیلی خیلی ویژه فرودگاه کرمانشا داشتیم اصلا قیامت شده بود مدال نیبرید ولی این که شیردختر ایرانی اهل کرمانشا سالم برگشته به حال یا بهتره بگم خدا دوباره برگردونده به دیار پهلوانان کرمانشا و یک حالا ما زمانو برنامه هم تموم شد فقط می کنونه اقصد اما می شدن اینقدر شما شیردن هم صحبت میکنید و خاطرات رو جز به جزم تحریف میکنید و یک مسیر جدید برای پگاه زنگنه باز می شه برای حضور در حالا رویاه کنو بهش نرسیده در دوره دوم خداحافظیم حالا یه دو سه سال دور بودم و بعد به عنوان مربی تیم مدلی برگشتم که خدا رو شکر تونستیم در کنار هم نتایج خوبی رو به دست بیاریم برای یه سری اتفاقات قطع همکاری جشتم با فدرسیوم چند موهه الان سرمربی تیم مدلی هستیم؟ از بهمن امسال که مسابقه قهرمانی کشور شد بنده به عنوان سرمربی و لاله سمدی اولیت زهرا سمدی به عنوان همکارم در تیم مدلی وزیرات بچه ها چطوره؟ وزیرات بچه ها عالیه مدال هایی رو که در مسابقات دیگه جهانی پاریس همون بهمن ما و اسمن ما در هانگجو به دستو بردیم و تونستیم در کنار جاپن یک بار قهرمان در بخش خانوم ها و یک بار قهرمان بعد از جاپن بشیم که واهه بر حالا این صحبت هم هستش که بچه ها وزیرات بسیار خوبی دارن و رنکینگ هایی که دارن اوتسو گلشاد نجات نفر چهارم رنکینگ جهانی فاطنه سعادتی نفر یازده هم سارا بهمنی ها نفر ده هم مبینه هایی داری نفر سیزده هم اینا البته در مورد سهمیه های جهانی هستش که صحبت میکنن خب وزیرات بسیار خوبی داریم یک نتیجه بسیار آیی رو رقم بزنیم مدال های تلای خوش رنگی رو دستیدید جامعه کاراته و احال وردش بانوان و زنان ما به جامعه کاراته خیلی امیدواره خانم پگاه زنگنه و در رست کادر فنی سرکارالی با من سموربی تیم ملی کاراته بانوان ایران قطعا وظیفه خطیر و حساسی رو هم بروهده دارید انشالله همون انگیزه و به نوعی پشتکاری که در دوران حضورتون در روی تاتمی بانو وردشکار و با من ایک موارد کاراته داشتید بتونید الان در کنار تاتمی با من سموربی هم به بچه ها منتقل کنید که خیلی میتونیم حسده رو باشید خیلی امیدوارم که این اتفاق بیفته خب ببینید با من یک بازیکن چیزهایی رو تجربه کردم که الان در قالب بازیکن هم دارم میبینم احساسشون رو درک میکنم البته یه جوری دیگه هم میتونم تعبیر بکنم وقتی میخوان یه جوری در برن یا اینکه تقلبی بکنم چون خودم تو اون دوران دیگه حواستم به همه چی هست و یا این که این شیرین ترش میکنه که خیلی از حریف هایی که تو اون دوره داشتم الان در مقابل شایده خودم قرار میگیرم این خیلی میتونه کمک بکنه خب دارم محفظ و معاید بشین ممنونم از حضورتون در برنامه محبتای گفتگوی رادیو ورزش سال آخر خیلی کتا به دنبال کدام هدف بزرگ کسی که همشنون برای اون هدف برنامه ریزی میکنید در حال آرزی هدف کتاه مدت بذاریم بگم چون هدف نهای خاصی ندارم که بخوام بعد از رسیدن به اون همه چی تنمون بکنم من همیشه هدفهای نسبتا کتاه مدت کتاه مدت برای خودم تحریف میکنم در کارات در حال حاضر بعد از قهرمانی آسیا کشورهای اسلامی قهرمانی جهان مصر به بازی های آسیای ناگویا فکر میکنم که این بار دخترهای ایرانی باید بتونن سهم چشمگیر و پررنگی در کسی منداده تلا داشته باشن انشاله محفظ باشید در کنار پدر مادر و خانواده محترمتون روزهای درخشانی رو سپری کنید و پرشم ایرانو برای فرشت بکنید در مجالین بزرگ بینمدلی و بهترین ها برای شما رو اغان بخورید با اموده خدا مرسی از شما و امیدوارم که همه مردم ایران عالی زندگی کنن و بهترین زندگی رو داشتن انشاله سپاس کذارم از سرکا خانم پگای زنگنه سهم ربیه محترم تیم ملی کارته بانوان جمهوری اسلامی ایران که در این برنامه محبتی گفتگو حضور داشتن و به اتفاق این نیمان عرضش من با همه شما شنوندگان محترم خداحافظی میکنم روزشب بر شما خوش و خدا نگهد موسیقی دوستان عزیز و همراهان خوب شبکی رادیوی ورزش ممونیم که تا این لحظه شنونده این برنامه بودین امیدوارم که در این لحظه شنونده این برنامه بودین امیدوارم تونسته باشیم لحظات خوبی رو براتون رقم بزنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی ورزش جهان در چنین روزی