چرا؟ چون اگه به مسابقه بگیره با توجه به اختلاف امتیا اختلاف ما هشت با چهاره اونا برنده ایم ما برنده ایم و یه دختر ریزه میزه بود که تو زمین همش موید توی دنبال هم دنبال این با شما مسابقه داشت؟ با من مسابقه داشت من یادمه روزه تا علی پور تو این بازی حضور نداشت با کدوم کشور بود؟ رزربه بود چین تایپه گفتش که من پشت شیشه ها من رو نگه داشته بودم یه در شیشه ای که سکوی مسابقات فینال هم یه بخشی از دیدش رو گرفته بود نسبت به اون تاطیمیهی که ما حضور داشتیم گفت بگاه من تا بیست ثانیه آخر دیگه دیدم که این دختر داره مید و تو نمیتونی ازش امتیاز بگیری نامد شدم گفت یه لحظه من رو برگردونم دیدم من اونقدر بند قرمز بودم گفتیم یه پرچم یه چیز قرمز رفت بالا برگرشم نگاه کردم به زور دیدم که یک امتیاز گرفتی گفت امید باشدم چقدر بود اون زمان مسابقه؟ 20 ثانیه مونده بود که یک صف شدم دیگه روند بازی عوض شد یعنی شما الان فرار میکردید دیگه مدیریت میکردید یا بسیاری مدیریت کردن زیر باش کشیدم به قوال خودمو آشیب آرایی کردم و یک سه امتیازی دیگه گرفتم و مسابقه چهار صف تموم شد یک کارش تموم شد هرش وقت یادم نمیره چیزی که رسانه ها زدند این بود که کپیتان زنگنه آب رفته را به جوی بازگردند اونوقت کپیتان تیم الملی شده بله اونوقت کپیتان بودم این بود که اینو من ورحال اونق روزنامه بود بله هنوز داریش قطعا داریش تو سایت بود همه رو پیرستی رفتم دارم اینو که الابوم هم نگه داشتم خاطراتی هست که واقعا برگشتن و مرور کردنش به آدم یه حس خوب میده اینکار دوباره برگشتی به اون دورانی که داری مبارزه میکنی لحظات شیرنت و بازیابی میکنی در سال ۲۰۱۱ یعنی تقریبا ۳۰ سال پیش شما میتونه بگیم سالهای آخر دوران بازیتون بوده تا چه سالی بازی کردی؟ دون وردشگاه نه این سال آخرم نبود سالهای آخر؟ تا ۲۰۳۱ و ۲۰۴۰ هم مبارزه کردم بازی های کشوری اسلامی پالیم بانگ اندونیزی حضور داشتم قهرمان جهان برای اولین باز در بازی آسیهی حضور نداشتید هیچ وقت؟ عرض میکنم خدمتون چرا داشتم و بعد بازی های آسیهی این چه اون بود و از خدافزی احساسی داشتم و خوشبختانه تونستم سال ۲۰۱۷ خودم رو بازیابی بکنم گرچه ۲۰۱۷ یک دوره به عنوان مربعیتی ملی با فدراسیون همکاری کردم که خوشبختانه در بخش امویت های آسیه موفق شدیم با که از سه مدال طلا قهرمان بشیم به عنوان مربعی؟ نه به عنوان مربعی و در کشورهای اسلامی هم مداد طلا یک نقره و یک برونز جایگاه خوبی رو داشتیم خانم زنگنه حد فاصله سالها و ماهای مبارزه خودتون به عنوان ورزشکار تا آغاز مربعیگریتون حتی به عنوان کمک مربعی در ردیس نیومیت چطور اون دوران رو سپری کردی؟ یعنی چه اتفاقاتی بر شما گذشت؟ خیلی از ورزشکارا از اون دوران به عنوان یکی از سخت در این دوران خودشون یاد میکنن یعنی اینکه دیگه از روی حالا اونه که تکفانده کارن شیاب چانگ بچه حالا جودو، کاراته، تاتمی اونه که وزیما دارن تخته، فوتبالیستا زمینه، چمنبالی، بالیستا، واسکت بالیستا، سالون و هر عرصه ای که رقابت رو در اون انجام میدادن جدا میشن از یک دوران سخت یاد میکنن که این دوران بسیار بر من سخت خودش و اگر هم تونستم اون دوران رو حضم بکنم و از اون حالا عبور بکنم حالا خرامان، خرامان، و به هر نهوی فلان آمل باز چرا که من عبور بکنم در این مورد بر ما صحبت میکنی؟ خیلی شکر میکنم خب ببینید من دو دوره خداحافظی داشتم این دوره اولی که عرض میکنم خدمتون بعد از بازی های آسیای این چون یک دوره خداحافظی اجباری، احساسی بود باسه من مجبورتون کردن خداحافظی کنید؟ اجباری به لحاظ خودم و شرایطی که به وجود اومد نه، نه، نه، من باید میتونم میگم سن رفته بالا نه، نه، اصلا میتونم بود فلانی میخواد بیاد و جوانا میخوان بیان نه، به خاطر اتفاقاتی که در جریان بازی های آسیای افتاد که حالا به نظرم یک کامبک بزنیم برحال سال ۲۰۰۰ در مسابقات گانجو اتفاقی که واسه من افتاد اصلا کلان مسیر رو عوض کرد به خاطر اون اتفاق در ۲۰۰۰ گانجو چیزی بود؟ راجعون که اصلا دفعه میخوایید بگی حالا من خودم میخواستم بپرسه چون خواهیتون گفتید اون اتفاقه دیگه بگید برای شنوندگان ما دیگه اینو هم عرض کنم که اون دو سالی که من دور بودم خب سخت این دوران بود میگم چون این حالت اجباری احساسی بود و بعد دیدم که من واقعا نمیتونم با کمک دوستان حالا به عرض مربیگری اومدم موفقیت داشتیم اما هرگز خودم در جایگاه یک مربی نمیدیدم همیشه فکر میکردم که این منم که باید برم مبارزه کنم هنوز اون شورهال مبارزه در ذهنتون بود؟ چون اصلا فکر نمیکردم که من سنم اینو اصلا برای من مهم نبود تا شروع کردم TRX وزنمو پایینو بردم وزن سازی کردم تو بدن سازی و یکی از بچه ها اصلا برگشت که تو نایومدی برای اینکه مربی بمونی تو اومدی که به قهرمونی برگاری و اینطور شد اینم دیگه هم تو پرانتز تو بازی های آسیایی سال دو هزار و ده گوانجو ما بیس مدال طلا به دستو برمیم شنو بندگان عزیز حالا یادشونه دیگه الان آمدم برزش که بیست اومی مدال طلا ما برگشت و باعث شد که ما قذاقستان رو پشت سر بگذاریم در جدوار ردمندی ما چهارم شدیم و بیست اومی طلا ما رو کسی به دست نگه برد جز ایکی از بهترین کاراتکه های تاریخ ما جاسم بیشگاهی عزیز که من یادمه اون زمان میگفتن اگر تو سالون بودن بعد میگفتن اگر یعنی ما اینم بگم که خانم زنگنه شاید یادش باشه دوسته رشته اون موقع فینال لشتن خانم زنگنه یکیش جاسم بیشگاهی بود یکیش فینال والی بال ما بود و فینال ثومون یادم نیست چه رشته ای بود که مسئولان وردش کشورم خب من در رسانه کار میکنم ما موقع داشتیم مصاحبت رو پوشش میدادیم مسئولان وردش کشورمون شاید به کاراته کمتر امید داشتن شاید والی بال در عوج بوده قرار داره فینال بازی بکنه یه رشته دیگه که من رشته داره خاطرم نیست کدوم رشته بود تقسیم میشن میگن بریم مثلا چند تون تو این سالون برای والی بال بریم تو سالون کاراته بریم تو اون یکی سالون و همونجا یکی از مسئولان وقت وردش کشورمون خب خیلی مهم بوده اگر ما بیستومی مدال طلاب دست میوریم با توجه به اینکه قذاقستان هم حالا با ما مدالاش داشت مساوی میشود ما میتونستیم چهارمه مجموع مدال در بازی آسیبشون که دیگه خیلی سخته در نم بشیم حالا حالا خیلی سخته میگن هر کسی بیستومی مدال طلاب دست بریم بیست سکه بهش جایزه میدیم و والی بال نقره گرفت اون یکی رشته دیگه هم نقره گرفت و تنها رشته ای که باقی مان و امیدوار ما رو نگه داشت مدال طلای جاسم بیشکایی عزیز بود که تونست ما رو به مقام چهارمه و کاراته اونجا واقعا گینش رو ادا کرد و وردش ما مدیون کاراته هست و یکی از افتخارات وردش ایران که میتونن محسولان وردش بهش پوز بدن دیگه بگن آقا هر زمان کسی که اونوقت محسول بوده که من وردش ایران رو مثلا چهارمه بازی آسیهی کردم یا حالا تو وزارت وردش سازمان تربیتون اونوقت سازمان تربیتونی بود دیگه یا کمیته ملی اولمپیک حالا خانم زنگنه هم تو همون زمانها دو عنوان یکی کپیتان تیمی ملی کاراته داشتن فعالیت میکردن دیگه از اون موقع برامون بگیر دیگه یه یک مقدار صحبت نتمون موند از برگشت من و بعد همون موقع رو میخوام بگیر دیگه همون بلوش موندید 2017 بود که من دیگه فدرسیون به ام گفتش که به عنوان مربی ادامه بده بعدی من چون نخواستم و چون خب برحال کشوریه شرکت نکرده بودم عضو به تیمی ملی نبودم مجبور شدم که از مصابقه لیگه جهانی ترکیه من نخواستم مربی باشم برگشتم با حزنه شخصی تو مصابقه لیگه جهانی به عنوان بازیکن برگشتم پدرسیون میگفت شما نباید شرکت بکنید نباید نباید یعنی نمیتونستی دیگه پیمایتی نمیتونستن بکنم به خاطر اینکه خب من عضو به تیمی ملی نبودم قهرمان کشوریه شرکت نکرده بودم اینکه تو توی چیزی که تمرین کردن شخصی تا به این مصابقه شرکت میدی؟ بله دقیقا سال دو هزار و هفته دو هزار و هفته شروع کردم مصابقه اسپانیه لیگه جهانی گوادال خارا رفتم مصابقه اتریش سالزبورگ همه اینها رو با حزینه شخصی توی مصابقه شرکت کردم خب برد داشت بخت داشت حزینه های سنگی میده تحمیل کرد حالا مسیری که باید تنها میرفتم میومدم بدون مربی شرکت میکردم اما خب خدا رو شکر تونستم در مصابقه انتخابی تیم ملی پیروهن تیم ملی رو بتنکنم دوباره برای سال؟ برای سال دو هزار و هفته برای بازی های آسیایی آسیایی جاکارتا جاکارتا و قهرمانی آسیا اردن جاکارتا و کالمبان بله هم بازی آسیا هم قهرمانی آسیا که به خواست رئیست محترم فدرسیون من انفرادی قهرمانی آسیا رو به نفر دوممم دادم سیاست بر این شد که من بازی آسیایی بزنم خب تو راضی بودی؟ خب ببینید خب الارق منوی باطنی و طابع تصمیم بودی؟ طابع تصمیم بودیم یعنی شاید اگه به خودتون بود و اگه به خودتون بود شما میرفت این شکل بله قطعا خانوادم صحبت کردن اما تشخیص برای این بود و مام احترام گذشتیم بله در مورد بازی آسیا جاکارتا صحبت میکنی؟ بله حتما خب در بازی آسیا جاکارتا من واقعا آماده بودم در سی و چهار سالگی داشتم شرکت میکردم میتونم بگم خب بازی ها به هر حال خب این میدونیم یه خورده یه سه مسائلی غیر از فنی هم میتونه تاثیر گذار هم باشه من بازی اولم رو با غذاقستان داشتم که خب قهرمان دوره قبلی بازی های آسیایم بود متاسفانه این بازی صف صف شد و با اختلاف یک پرچند بازی رو به این خانم باگذار کردم حلیفه غذاقستانی؟ غذاقستان بله و قفروه بود گزالیا قفروه و بازی دومم تونستم از ازبکستان ببرم و بازی سومم رو با نگوان که هنوزم بازی کن هسته همون داره بازی میکنه بازی میکنه خب خیلی جوان بودم نه نفر چهار رنگینگ جهانی بود و بازیکنهای ما قبلا که باش مسابقی داده بودن با اختلاف زیاد بهش باخته بودن من سرکارم از فیلم های اونا تجربهشون استفاده کنم و همون روش خودتون رو بیاده کردیم که آنالیزش کنید بارا فیلمش رو ببینید موفق شدم ده صف شکستش بدم یعنی هفت صف بودیم که از این صف شکستش بدم؟ بابر نه واقعا نه چون تکنیک های خیلی نامی میزاد چودانگیری های خوب اشیرو رامو بشی های رشنگ حریف جاپونی بودیشون؟ حریف ویتنا که خب میگم اصلا حالا به عنوان مربی در قالب مربی حالا میرم شایدام در مقابل اون دارم مصابره خب این حالت خوبه که من میتونم تجربهاتم رو دو بوبینگورتون رو تو جاکارتا به دست برگیر بله من میدال برونزو به دست بردم دست بدون از دست دادن یه دونه امتیاز تونستم ورها میدال برونزو به دست بیارم شما دو دوره یا سه دو دوره در بازی آسیایی شرکتتی هستید؟ بازی آسیای این چوان هم بودم که موفقه که ازت میدال نشدم اما در خصوص بازی های آسیای 2010 گونجاچی خب میگم این مسیر رو برای من نگرش منو عوض کرد واسه زندگی ما اومدیم فکر میدم هفته هیچده ساعت بیشتر نبود که به دهکده بازی ها رسیده بودیم من نمینده وزن منفیه شصده کلو گرم بودم و تو رستوران داشتیم غذا میخوردیم به مجرد اینکه از رستوران بیرون اومدیم از این ماشین های روباز دهکده شاتل باس داخل دهکده حرکت میکنن که که زندگی هاش پشت به پشت هم هستش ردیف آخر چطوره؟ ردیف آخر پشت به راننده هستش این ردیف برای ما خالی شد خالی شده خودتون دستشید؟ نه دیگه کبون بودید چیتونی که برون پشت بشیدیم؟ شاید ولی به هر حال یه جایی ببرید نشستن دیگه که خب دو ردیف اول رو فکر میکنم چند تا کشور عربی بودن نشستن دو ردیف آخر رو بچه های ما شش نفر بودیم نشستیم ردیف آخر رو من و دو تا از بچه ها نشستیم مسیر باید کاملا مستقیم تا دهکده کنده تا محل اسکانه مورد تیمی شد متاسفانه نمیدونم چه اتفاقی افتاد که ماشین رو از مسیر منحرف کردن بدون اینکه سرعت رو کم بکنن حالا شیطانت اون جلویه ها بود یا هرچی ماشین میپیچه و به مللستی من تعادلش به هم خورد من توی حالت استراب و استرس تصور کردم این بود که میتونم اینو بگیرم ایشون چون میدونست میافته پایین خودش رو موفق شد بچرخونه با دست و حالت زانو زمین اومد ولی من چون حواستم به ایشون رفت و اینا از نهایی کمر سر خوردم و با سر روی زمین کشته شدم بیوش میشم خیلی همین خبر خانم زنگنه برای احاله ورزش نگرام کننده بود میدونید ما اون زمان به دنبال اخبار لحظه به لحظه بودیم با اینکه رادیو و تلویزیون و رسانه دیگه به خصوص رادیو همیشه نمایندگان رو داره در این بازیا و وقتی این خبر هم روی سایت بازیا آسیایی اومد هم روی سایت فدراسیون و کلن شد تیتریه که خبرها خیلی نگرام کننده بود و بیشتر از اینکه هم به دنبال این باشن که حالا بگن خب مداله چی میشه پگای زنگینه چی میشه؟ دنبال میبینید که سلامتی پگای زنگینه برایش اتفاقی میفته خب دوستان زرعه مغزه شدم وقتی توی بیمارستان به حوش اومدم دیگه میدونید دیگه تحت تاثیر داروهای بیهوشی بیهوشی آرام بخش آرام بخش بله اون ناراهتی ویژه رو برای عدست دادن بازیا آسیایی نداشتم اصلا نمیدونستم چه اتفاقی میفته اینجا میادم میاد که لحظه که توی بیمارستان به حوش اومدم خواب میدیدم که توی خیاتی هستم حالا اینها دارن سر منو میروزند به اندازه یه حرف وای انگلیسی توی پشت سر من کاملا شکافته شده بود و داشتم توی دهگده اقنامات اولیه رو انجام میشود این اقنامش انجام میشود؟ بله داشت انجام میشود و من بیهوش بودم و به حوش اومدم میگفتم چی شده؟ میگفتن که تصادف کردی؟ این حالتون نیمیمده است؟ اصلا یادم من تا سه روز کاملا فراموش کرده بود و میگفتم نفر کنار دستتم افتاده بعد میپرسیدم خب از نفر کنار دستیم که؟ میدیدم نیست میگفتم نکنیم اون مرده بعد داد میزدم میگفتم نه به خدا مردش کن خیلی شرایط عادی نداشت اون زمان عادی نه تنها کاری که کردم این بودش که گوشی تلفنم رو بگیرم با توجه به توصیفاتی که برام کرده بودن نگاه کنم به من گفته بودن تو در حال مخالمه تلفنی بودی که حتی اگر من در حال مخالمه تلفنی باشم خودتون و آنها تو میمد چه کسی هستی؟ نه یادم میومد من پیغام زنگنه حافظی کدام مدت هم رو از دست داده بودم اتفاق رو یادم میمیبنیم مثلا گذشته؟ پدر؟ مادر؟ مرشدی ها؟ نه همه یادم بود این مثل کجا هستید اصلا؟ بله به هم گفته بودم تو داشتی با تلفن حرف میزده که حتی به فرض تماس تلفنی من راننده نبودم که مغصر باشم و نگاه کردم که نکنه تماس آخرم با خانوادم باشه و اولو نگران من باشن تماس گرفتم تو امبولانس بودم دراست کشده بودم خوب خیلی حال بدی داشتیم بله با مادرم تماس گرفتم و گفتم که خیلی آروم صحبت میکنم چون نمیتونستم الو مامان؟ گفت چرا اینطوری صحبت میکنی؟ گفتم توی جلسه هستم آقایون هستن پس متوجه شد اینکه مادر متوجه نشده همیشه خوشبختانه حتی دقل که نگرانی برای شما داشته باشه و حالا خانوم زنگنه مدار احساساتی هم شدن برای آن یاد اون زمان میوفتن سکا خانوم پگای زنگنه تقریبا پانزه سال پیش در دهکده بازیایی آسیایی و ایشون دوچار یک سانهه میشن از روی اون وسیل نقلیهی که حالا وردشکار رو جا به جا میکرد در دهکده پرد میشن روی زمین و خدا ایشون رو به جامعه وردش و خانواده شون بر میگردونه و به نوعی با مادرشون صحبت میکنن و از این خوشحال میشن که خب مادر اخبار رو پیگیری نکرد به حال به گوششون نرسیده بوده دیگه در لحظه بود واقعا بعد گفت باشه پس من نگهان نباشم گفتم نه که بعد مثل اینکه توی مسیر من دوباره بیهوش شدم و حالا تو آی سی او بودم و دیگه فامیل من این خبر رو از این سایت ها دیده بودن اون موقع رسانه ها به این حد مثل این استاگرام و رسانه های دیگه اجتماعی خیلی پررنگ نبوده اصلا وجود نداشت که خب بخواد خبر رو به این صورت پخش بشه و خب همه بفهمن خانواده هم حالا بکنم دورتر امه ها همه فهمیده بودن و نمیدونستن چجوری این خبر رو بدن که خب مثلا مادرتون نباب که نفیجه شیشی و مسابقه هم خب نه دیگه روز اولی بود که وارد که شانه بودیم میدونم مثلا بعدش مثلا خب دیگه چطوری بود اینکه هم تو چند ساعت اتفاق بفته و بعد اینکه از عزیزانم خانم شام محمدی که قبلا نایم عرس فدرسیون بودن و بله بله و هم دیگه خیلی اوکی بودیم تصمیم میگیره که این خبر رو خودش و مادرم بده قبل از اینکه دیگران بگن دیگران بگن یا از طریق رسانه بفرمه که خب خیلی وضعیت بدی پیش اومد اونا خبردار شدن مامانم که اومد و پدرم و مادرم بیان چین متاسفانه به دلیل ترافیک پروازی روز اینی رسیدن که ما قرار بود برگردیم ایران خب من هشت روز بمارستان بستری بودم شرکت خیلی سختی رو گذاردم بله خطرم اصلا متاسفانه علا رقم لطفی که کالا کمتر مدی اولمپیک داشت همراهانم داشتن یکی از خانومها که همراه ما بودن تلفن من رو ازم گرفته بودن و اجازه تماس با مادرم رو من نمیدادن و من تحت تاثیر داروها آخوا این خیلی قشنگ نیست دیگه دختر شیرزن ایرانی رفته مساوقات بازیه آسیانی از بعد حادثه ضربه مغزی میشه روی اون ماشین پرت میشه پایین سرش میشکافه و حالا بیاییم تلفن همراهاشم ازش بگیرم تلفن همراه همراه هم ازم گرفتم و من متوجه نبودم که خانوادم از طریق آقای صافی مربی تیم کنی جنوبی بودن آقای وحید خاجه حسینی مربی تیم امارات و آقای شهرام هرعبی و هر کسی که میومد از طریق اونها با من تماس میگرفتن و البته تا دو روزم که کلن نمیتونستم با من تماس تلفنی داشته باشن و من تو زهنم این بود که نمیفهمیدم یعنی کاملا اونقدر گیج بودم که فقط فکر میکردم که چرا خانوادم از من خبر نمیگرد ولی خب متاسفانه تلفنم رو این خانوم برداشتن اون اولین لحظه که خانواده رو دیدین بعد از این سانه کهی کجا بود؟ دیگه از بیمارستان که مرخص شدم یک روز رو هم درده کرده بودم با حال خیلی بد و برگشتیم ایران پدرم و درم اومدم فرودگاه استقبالم و یه استقبال خیلی خیلی ویژه فرودگاه کرمانشاه داشتیم مثلا قیامت شده بود مدال نیبرید ولی اینکه شیردختر ایرانی اهل کرمانشاه سالم برگشته به حال یا بهتره بگم خدا دوباره برگردنده بود دیار پهلوانان کرمانشاه و یک... حالا ما زمانو برنامه هم تمام میشه فکر کنم اینکه کدومه زمان میشه نه اینقدر شما شیردینام صحبت میکنید و خاطرات رو جز به جز هم تعریف میکنید و یک مسیر جدید برای پگاه زنگنه باز میشه برای حضور در حالا رویاه کنو بهش نرسیده در دوره دوم خداحافظیم حالا یه دو سه سال دور بودم و بعد به عنوان مربع تیم ملی برگشتم که خدا رو شکر تونستیم در کنار هم نتایج خوبی رو به دست بیاریم به دلیل یه ساری اتفاقات قطع همکاری رشتم با فدرسیوم و الان... چند ماهه الان سرموربی تیم ملی هستیم؟ از بهمن امسال که مسابقه قهرمانی کشور شروع شد بهمن سال گذشتی هستیم چهار سال رو سه سال بله بنده به عنوان سرموربی بر لاله سمدی، البته زهرا سمدی بله به عنوان همکارم... بله در تیم ملی اطفال نداریم... الان وضعیت بچه ها چطوره؟ وضعیت بچه ها عالیه، مدال هایی رو که در مسابقات لیگ جهانی پاریس همون بهمن ما و اسمن ما در هانگجو به دستو بردیم و تونستیم در کنار جاپن یک بار قهرمان در بخش خانوم ها و یک بار قهرمان بعد از جاپن بشیم گواهه بر حالا این صحبت هم هستش که بچه ها وضعیت بسیار خوبی دارن و رنکینگ هایی که دارن، اوتسو گلشاد نجات نفر چهارم رنکینگ جهانی فاطمه سعادتی نفر یازدهم، سارا بهمنیا نفر دهم مبینان هیداری نفر سیزدهم، این ها البته در مورد سهمیه های جهانی هستش که صحبت میکنم خب وضعیت بسیار خوبی داریم، یک نتیجه بسیار عالی رو رقم بزنیم مدال های طلای خوش رنگی رو به دستی داریم جامعه کاراته و احال وردش بانوان و زنان ما به جامعه کاراته خیلی امیدواره خانم پگاه زنگنه و در رست کادر فنی سرکارالی بوانه سمربی تیم ملی کاراته بانوان ایران قطعا وظیفه خطیر و حساسی رو هم بروهده دارید انشالله همون انگیزه و به نوعی پشتکاری که در دوران حضورتون در روی تاتمی بوانه ورزشکار و بوانه ایک مبارز کاراته داشتید بتونید الان در کنار تاتمی بوانه سمربی هم به بچه ها منتقل کنید که خیلی میتونه محسر باشه خیلی امیدوارم که این اتفاق بیفته خب ببینید بانوان یک بازیکن چیزهایی رو تجربه کردم که الان در قالبه بازیکن هام دارم میبینم احساسشون رو درک میکنم البته یه جور دیگه هم میتونم تعبیر بکنم وقتی میخوان یه جورایی در برن یا یه تقلبی بکنم چون خودم تو اون دوران یه حواستون درمیشه هست یه حواستون درمیشه هست و یا این که این شیرین ترش میکنه که خیلی از حریف هایی که تو اون دوره داشتم الان در مقابل شایده خودم قرار میگیرم بله این خیلی میتونه کمک بکنه امیدوارم محفظ و محیط باشید ممنونم از حضورتون در برنامه محبته گفتگوی رادیو ورزش سآل آخر خیلی کوتاه به دنبال کدام هدف بزرگ کسی که همچنان برای اون هدف برنامه ریزی میکنید در حال آزاد حدف کتاه مدت بذاریم بگم چون حدف نهای خاصی ندارم که بخوام بعد از رسیدن به اون همه چیز تموم بکنم من همیشه هدف های نسبتاً کتاه مدت کتاه مدت برای خودم تعریف میکنم در کارات در حال حاضر بعد از قهرمانی آسیا کشورهای اسلامی قهرمانی جهان مصر به بازی های اسیبی اینجا ناگویا فکر میکنم که این بار دخترهای ایرانی باید بتونند سهم چشمگیر و پررنگی در کسی مدال طلا داشته باشند انشاله موفق باشید در کنار پدر مادر و خانواده محترمتون روزهای درخشانی رو سپری کنید و پرچم ایران رو برای فرشت بکنید در مگردین بزرگ بینمدلی و بهترین ها برای شما رقم بخوانید با اموده خدا مرسی از شما و امیدوارم که همه مردم ایران عالی زندگی کنند و بهترین زندگی رو داشتند انشاله سپاس گذارم از سرک خانم پگای زنگنه سهم و روی محترم تیم ملی کاراته بانوان جمهوری اسلامی ایران که در این برنامه محبتی گفتگو حضور داشتند و به اتفاق این نیمان عرضش من با همه شما شنواندگان محترم خداحافظی میکنم روزشب بر شما خوش و خدا نیم روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما روزشب بر شما