من فراموشتنم چی شد؟ گو حبیب اومد تحدید کرد من رو گفت تو رو می کشم و فراموشتنم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سال توی جلسه رساله مدیت برمزی و استانداری شورای برمزی تنها اداره کلی که پول داشت ولی برگشت نکرد و همه پولاش را هزینگه کرد ما بودیم ده ملیار تومر از سرجم اعتبارات استان برگشت کرده بود که من درخواست کرده بودم که همه ده ملیار دو بدن به ما پنج و نیم ملیارد از اون ده ملیارد رو اون سال داده بودن به من با این که از سخف بوجن بالتر میزد و اینا بقیه را راه گرفت و 20% از اون پولی که راه گرفت باز من گرفتم و یکی از اقدامات بسیار محصر شما ارتباط خوب با حیطا و توصیل ورش رستایی بود بله خب اونجا را باید بهش برسیم ارز کنم که ما توی پس رستا را ورسی کردیم کجا چی بسازیم ورسی کردیم بعضی ها رستا ها نخش قمر را داشتن یعنی یه رستا مهور میشد چار پنج رستا اطرافش من تو اون رستای وسطی میساختم که اون رستای اطراف بتونن بیان اونجا استفاده بکنن مثلا در هر شهری ما یه سالان مسابقاتی ساختیم در تنوکابون که داشت در رامسر ساختیم در نوشر ساختیم در نور ساختیم در نور داشت یکی دومیر ساختیم با کمک آزن داقای ناتق در بابرسل یکی به اسم باباهست ساختیم در فردون کنار داشتیم تن مرتبش کردیم در محمود آباز ساختیم در آمول سالان خیلی خوب ساختیم سالان پیامبر اعظم ساختیم که انام والی بالوینه درش برگذار میشه در بابل سالان سجودی را ساختیم در قایم شهر حبیبی را ساختیم در به شهر سالان ساختیم یه سالان خیلی خوب ساختیم هاشمین ایجاد را ساختیم از افراد مختلف کمک گرفتم مثلا آقای دشپسند اون موقع مدیر کل بود توی بوجه بعد وزیر اقتصاد شده بود آقای نیمه تمام داریم فرنانینا گفت که خب من فقط رستای خودمه که نمیتونم کمک کنم گفتم خب من که نمیدونم فقط رستای خودم باید همه مازندران کنم اولویت رستای شماست خب بردم اونجا درست کنم من از همه مدیران کل پول میگرفتم برای اینکه تو رستای خودشون براشون کار کنم میگفتم یه یادگار شما آقای شکری بچه مثلا رستای فلانی تو رستای خودت آقای مثلا ابراهیم زده مدیر آمل گاز تو بچه رستای فلانی بیا برای رستای خودت یه کاری بکن میگفت من اگه پول بزنم دست کنه زده میگفتم نه تو بریز به حساب سیده یک درسته بنده به یه تحریت بدنی من اینو میبرم اونجا تو رستا خودتون حضینه میکنم من از بهزیستی پول میگرفتم برای اینکه سالم بسازم ما 530 هکتار زمین فقط از منابع طبیعی گرفتیم که جادر ازشون تشکر بکنم ببین یه کار خیلی خوبی در مقاطعی انجام شد که اون کارا مندگار شد مندگار شد و خوشبختانه ما حالا شما بفرمادی پنج برابر ما هفت برابر هفتات سال قبل از خودمون فضا درست کردیم هفت برابر هفتات سال قبل از خودمون فضا درست کردیم یه طوری بود که رستایی ها مشارکت میکردن مردم مشارکت میکردن گفتم فونداسیان شما بزنید سوله رو من میذارم بعد مثلا سخف شما بزنید دیوار رو من میذارم همینجوری پا به پا کار میکردیم یه وقتی من روز جامعه بود داشتم میرفتم بابل گنجفروز یکی از رستا هست سالانشو ببینم رفتم بازید کردم وعدم بیرون رو داشتم میرفتم یه جابون کنال خیابون باید سبارش کردم گفتم اینجایی گو امروز نوبت من بود که سر سالان کار کنم گفتم اگه بچه اینجایی گفتم سالان چی گفت سالان ورزشی یه مدیر کلی تربیت بدنی اخیران آمده اهل رستای ماست و این گفته که با هم دیگه یه سالان درست کنیم شورا به ما گفته پایگاه به ما گفته داریم با هم کمک میکنیم درست کنیم گفتم ببینیش میشنسی گفت نبابا یه سیدیه با این سیدهای محل ما با هم فامیلن و فلانینا باید داره میسازه منم بهش نگفتم منم فلانم اومدم اینجا برابر گفتم خود چه داری میری گو یه وسیله کم اومده برنامه من گفته برو شرط حیقم بیا من دیدم شما داری میری گفتم با ماشین شما بیام و فلانینا سبرش کردم و راننده هم نداشتم خودم رانده می کردم روزای تحتیل معمولا خودم میرفتم بر جا سرمیده خب این اتفاقات افتاد مردم بادن پای کار مردم میان پای کار مردم میان مردم هستن مردم ببینن تو داری خرج میکنی اونجا بچه هاشون اونجا به سعادت میرسن چرا نیان میان حتما ما جویبار سه تا سالون داشتیم موقعی که من تحویل گرفتم سالون فقیهی سالون شهید فقیهی مرهم جفری و شهید جایی کوی خیلی سه تا سالون کمترینش مال بیس پنی سال پیش بود که داشت سخفش میومد پایین من اون ستارو کاملا باستازی کردم یعنی کاملا باستازی کردم و بیست و ست تا سالون دیگه درست کردم خب اگه جویبار نتونه در کشتی قهرمان بشه مثلا کجا بشی؟ هفتات تا رستا داره توش بیست و ست تا ست تا داشت بیست و شیشت تا فضا درست میکنی خب من اگه بودم بازم درست میکردم همه رستاهای مازندران همه رستاهای ایران ظرفیتهایی داره ما بعض وقتا آقا کار و قلط دنبال کردیم چطوری قلط؟ همه جا رفتیم بناهای همسان ساختیم این قلطه با متعالیه کار نکردیم نمیدونیسیم کجا بسیار مثلا آمش پبرش رفته مدرسه ساخته تو بعضی از رستا دو تا سه تا مدرسه داره همه را میفروشه همه تخریب شده همه خراب شده خب چرا؟ یه دونه مدرسه یه رستا بسته دیگه باید ببینید چند تا شاگر داری برایش همون تعداد مدرسه بسازی ما این کار نکردیم ما سعی کردیم جاهایی بسازیم مثلا ار جای اختلاف بود من وارد میشدم مثلا یه جایی تو ساری فازلاب شهر بخواستن جمع کنن تو یکی از رستا مخزن فازلاب بزنن تصفیحونه بزنن رستایی ها نمیذاشتن اون بقیه حسن زدگان که بعدان استندار شد فرماندار بود ما رفتم پیشش مزید جان گفت برگفتم من مسئله شما رو با این رستایی هر میکنم گفت من بچه ساری هم نتونستم برگفت جدیدی میخوایی هر کنی گفتم هر میکنم گفت هر کن شعرال رستایی صدا کردم ما گفتم که دعواتون با فازلاب چیه گفت فلان رو گفتم خب من براتون یه سالان میسازم اونا که میسازن اونجا رو با دعوه و غشون میکشن میسازن من براتون یه سالان میسازم شما اونها رو ول کنید گفت چجوری میسازی؟ گفتم شما به اونا بگو ما یه سالان میخواییم به فرماندار بگید ما یه سالان میخواییم رفتم به فرماندار و گفتن اگه شما یه سالان بر ما بسازید ما میذاریم شما فازلاب اونجا کار کنید فرماندار به من زنگ زد خب میدنیت داشته به من زنگ زد اصلا اونجا گفت آقا حاضری براشون یه سالان بسازید گفتم اگه آف فازلاب پولشو به من بده آره میسازم چرا نیمسازم؟ مودی کل آف فازلاب صدا کردیم و یه جرس مشترک گذاشتیم و بعد دیویس ملیون قرار شد به من بدن من دو ماهه بسازم من صد ملیون به من داد شروع کردم صد ملیون دیگه هم نداد چون مودی کل آواز شد و فضا ساخته شد برای من ساختم در عرض شست روز یه سالان خیلی شیک که بزرگ ساختم تو روستا جشن گرفتیم و اونا هم همزمان با این که من سالان شروع کردم یعنی ستون رو علم کردم اون رو ازدادن که فازلاب هم جاشه بستازید این ارتباط بین بخشی روابط خوب یک سازمان میتونه حتی در محیط خودش در کشور خودش در اصطان خودش گریان ساز هم باشه بسیاری به اون تیم کاری داره بله اون تیم کاری میتونه خیلی نخش داشته باشه دلیل بر شما خب سپاس کنم آی دکتور ممنونم به انتهای برنامه رسیدیم من خیلی دوست داشتم که با شما ساعت ها صحبت کنم و جا داره که با شما صحبت کنیم اما در این برنامه بیشتر از این زمان نداریم من صحبت پایانی شما رو میشتم خیلی ممنونم خیلی متشکرم من جا داره جا داره جا داره اول از مردم بعد از صدا و سیما تشکر کنم شاید بخش زیادی از موفقیت هایی که من تو ورزش داشتم حاصل هممت این دو عزیز بوده یعنی مردم و عزیزی به اسم رسانه نخش رسانه که خیلی به من کمک کردن عبت همکارای من خب پرشم دستونها بود خیلی تلاش کردن خیلی کوشش کردن ولی در این حال به نظر من این دو تا عزیز یعنی مردم عزیز و رسانه عزیز خیلی کمک کردن که بازم تشکرم سپاسگذار ممنونم از شما انشالله با شما همه هنگ می کنیم در برنامه های آتی هم باز هم به خدمت شما باشیم خیلی ممنونم شرمندگان عزیز از همراه شما سپاسگذار هم برای تون آرزوی موفقیت میکنم انشالله تا فرصت دیگر که خدمت شما باشیم خدا نگهدار همه شما برنامه شما همه شما باشیم با شما با شما میالNING pee درست Democrats رنگ کشوی ti streaming یوگرام چانر دین او spoiler اوالم او نور مقتصوف میتوانی خیلی ممنون شما پادد کشور شمالم گیایم لنگ که تشکرمند پادی که تشکر مندر که تشکر alone اگر چیز گوش که او نور که یا نور کشور مشات مردم اشقه سوده دیگر همانه سفر نکنه به سفر نکنه مخالص منه جان که چون لانه خونه دیگر نکنه خوشابات بوده از اشقه سوده دیگر همانه سفر نکنه به سفر نکنه مخالص منه جان که چون لانه خونه دیگر نکنه مخالص منه جان که چون لانه خونه دیگر نکنه مخالص منه جان که چون لانه خونه دیگر نکنه مخالص منه جان که چون لانه خونه دیگر نکنه رفتم به جایم تو خوش بنشین تو خاک وجودم به پر بنشان خوشابان گرامه دارم من منی که کلامه در یوش گرام منی که کلامه در یوش گرامه دارم منی که کلامه در یوش گرامه دارم منی که کلامه در یوش گرامه دارم منی که کلامه در یوش گرامه دارم منی که کلامه در یوش گرامه دارم منی که کلامه در یوش گرامه دارم من شور شیرین تو رکز رو به پایان شبه من رسیده تا به سر صبح و شمتمیده تا سکوت غم از من پرانه به تا یاد شب از من سکیده تا تو دستم گره میگم رمیقم تو هستیم به شادیم تجامعه بشوده دهاریم کتاب های جانب کنارم میگم موسیقی دوستان عزیز و همراهانیم موسیقی همراهان خوب شبکی رادیوی ورزش و مونیم که تا این لحظه شنوانده این برنامه بودین امیدوارم تونسته باشیم لحظات خوبی رو براتون رقم بزنیم سه دو یک و محمد بنا برای توشنک میاد باقی که یا نه توی درگازه توی درگازه دفترونی کنه ایران به شما ایران لحرمان محتمقات پارالرزید میشه درستان کلامه در این ورزی و حسن میبره با حسن و میبره دیدی سو چند سو سه کلو تیره ثانی های پایانی باقونید برای حسن یزدانی و حسن یزدانی در انتیاز رو نگید دره برای من دره برای من دره برای من دره برای من برای نبور تمام ایران لحرمان چنده هومین دوره ایجامه بلا درگاز تابریک میگم به شما کسی اولین مدال تلاته وسط مدار حلی رزا نسره آگرانی تکفان به کار خوبه خوشنجد بدون باره تو خست خوشنجد اگر توپا بگیره میهرم وقتی چریمه مپول گل برای ایران روز شماره ورزهش به نام خدا سلام امروز سشنبه سی و یکمه تیره سال 1404 خورشیری برابرست با 26مه ماه محرم سال 1447 هجی قمری و 22مه جوییه سال 2025 ميلادی ورزش جهان در چنین جوزی سال 1912 در چنین روزی بازی های اولمپیک تاوستانی در شهر استوکورد سوئید پایان یافت در این رویده 2406 ورزشگار از 28 کشور در 14 هشته به رقابت پرداختند در جدوه توضیح مدال ها امریکا با 25 تلا 19 نقره و 19 برونز در صدر ایستاد سال 1923 در چنین روزی در پایان 17 همین دوره رقابت های دوچرخ سواری دور فرانسه هنری پلیسیر از فرانسه عنوان قهرمانی رو به دست آورد سال 1973 در چنین روزی در پایان 60 همین دوره رقابت های دوچرخ سواری دور فرانسه لویز هوکانه از اسپانیا به مقام قهرمانی رسید سال 1984 در چنین روزی در پایان 71 همین دوره رقابت های دوچرخ سواری دور فرانسه لورنت فینون از فرانسه به مقام قهرمانی دستی آفد سال 1988 در چنین روزی فصل جدید رقابت فوتبال دسته اول باشگاه آلمان غربی با دو مسابقه آغاز شد در بازی های این روز اشتودگارد دو بر یک بروسیا دورتموند رو شکست داد و مسابقه تیم های والد هوف ماینهایم و بایر لیورکوزن با تصاویه یکی اک پایان یافت سال 1993 در چنین روزی مسابقه دوم مرحله نیمه نهایی رقابت فوتبال جام تلایی کونکاکاف بین تیم های ملی مکسیک و جامعیکا با حضور 90 هزار تماشاگرد در وزشگاه آستیک مکسیکو سیتی انجام شد در این مسابقه مکسیک به برتری شش بر یک رسید به حریف امریکا در بازی نهایی شد لویز میگل سلوادور ستاره مکسیک در این مسابقه بود که به تنهایی سه بار در وزه جامعیکا رو باز کرد لویز میگل سلوادور شهار بر یک رسید و مقام سه وان مسابقات رو به دست آباد لویز کوین نونز، کالوس والدراما، فاستین آسپریلا و فریدی رینکون گلزنان کولومبیا در این مسابقه بودند روز 22 جویه سال 1963 امیلیو بوترا گوینو محاجم اسبقه تیم ملی فوتبال اسپانیا در شهر مادرید متوالد شد بوترا گوینو ته سالهای 1984 تا 1995 عضو تیم رعال مادرید بود و در 341 بازی برای این تیم 123 گل به سمه رسند و ته سالهای 1984 تا 1995 و ته سالهای 1992 در 69 بازی باید تیم ملی اسپانیا 26 گل زن بوترا گوینو سالهای 1986 و 1987 نفر سه وام جایزه توپه تلا شد روز 22 جویه سال 1978 دنیس رامدال بازیکن از باقه تیم ملی فوتبال دانمارک در شهر کوپنهاگ متوالد شد رامدال که 19 سال در اصلای هرفری فوتبال حضور داشت بازی در تیمهای مطرح چاتون اتلیتیک آجاک سامستردام اولمپیاکوس و بروند بی رو تجربه کرد رامدال ته سالهای 2000 تا 2013 در 126 بازی باید تیم ملی دانمارک 21 گل زن دنیس رامدال دو بار ده سالهای 2007 و 2010 جایزه مرد سال فوتبال دانمارک رو به خودش اختصاص داد روز 22 جوریه سال 1980 درک کویت محاجه مصورتی این ملی فوتبال هولند متوالد شد کویت در عده باشگاهی تا سالهای 1900