از این دوره فوتسال پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید پروزه نفر انتخاب شدید هشام هیدری که در جمهوری بود از چپای خوب حاشام های هیدری اگه اونجا آقای گل شد آقای در اینجا آقای گل شد شما اونجا هم کپیتان بودید اونجا من کپیتان بودم این سه بومی داره این سه بومی داره بود که من اونجا شرکت می کردم و شما نایب قهرمان شدید مدار نغره اولمپیک سیزمو گرفتید و به دلیل اینکه من چهار دور مرتب توی مسابقات بودم تنکست بودم برای من سیلویلستار پرستادن از اونجا یه ستاره یه نغرهی پرستاده بودن که من روی سینم رکوردار شده بودم جالب و انجام سال هفتاده شیش مسابقات اتش جان توی ایران برگذار شد میزانی بود آقای جلالی سرموربی بود بنده بکر کمکاش بودن که خب متاسفانه عد شدیم توی ایران به یونان باختیم و بالا نرفتیم من قشنگ خاطرم این صحبت علی آقای روزبهانی رو من خیلی پیگیری میکردم مثلا برام جالب بود که مثلا مثلا میگم چه میدونم فلان بازیکن مثلا علی دایی توی تیم نیروی مسلح کریم باغیری توی تیم ارتشای ارتشای جهان یا نیروی مسلح و مثلا علی روزبهانی من قشنگ شما رو یادمه دیگه اکساتونو میدیدن توی کمو ورشی توی دنیا وردش توی تیم ها مختلفونید این تیمه اچه بعد اومد تهران و چقدر حسرت خوردیم ما رفتیم توی روم توی اولمپیک دوبون شده و توی تهران ما حضر میشیم دیگه متاسفانه شرایط دست به دست هم داد و این آخرین دوره حضور ما با شما بود تو این دوره که من خودم مربیگری میکردم آخرین ده سال بعد نواده شیش هزار و نوسته نواده شیش ده سال تیم نیروی مسلحی جای شرکت نکرد و کاملا مسکوت ساکت موند سال نواده شیش با اممان ما رفتیم مستابقه که من سرماربیه تیم نیروهای مسلح شدم اونجا دیگه سرماربی شدم آقای رحمان احمدی آقای جواد مقدسی هم همکاره من بودن آقای علی منسولیان هم که اون موقع سرماربیه امید ایران هم بود به اممان کمک به علمه چارتای رفتیم مستابقه شرایط خیلی خاصی داشت اونجا باید برای به قول معروف سعود کار میکردیم ما تصدفان شرایط مناسبی نشد نتونستیم دوازون دمه نهایی کدوم کشور رفتیم مستابقه اممان بود دیگه مستابقه تو اممان بعد از اونم دیگه نیرای مسلح تشکیل نشد یکی از به نظر من زعفایی که ما الان توی فوتبال داریم کمان که ما زعفای خیلی خوبیم توی نیرای مسلح داریم همین الان اگه بازیکن ها سردست میشونن برن توی نظامی بازی بکنن ما چون تیم نظامی هم توی لیگه برتر کم داریم ملوان نیروز امنیه داریم توی دسته ایک نیروز امنیه و فجر سپاسی داریم همیرنه میشه خشی یکی تیم خوب دموجود کرد از بازیکن هایی که هم تجربه هستن هم بازیکن هستن جوانی که دنبال اسم رسم هستن و دنبال هست که خودشون نشون بدن من کاملا با شما موافق هستم و یه زرفی که الان ما داریم توی نیرای مسلح به من فرمیده چند سالی در استخدام ارتش بیدید؟ من تا سال نویده دو شهست و دو استخدام شدم نویده دو بازششت شدم یعنی تقریبا دوازده سال پیش دوازده سال پیش بازششت شدم سالها دیگه کلنا از بدن نیروی زمینی جدا شدید؟ خیلی جدا نشدن من تا سال نویده دو پنی نویده شدم سرماربی نیروی زمینی بودم تو لیگی یک یه بارم نمیدونم شما بودین سرماربی شخص دیگه بود تا آستانه سعود به لیگ برتر اومد نیروی زمینی بعد گفتن نه خود نیروی زمینی اصلا برنامهش نیست نه برنامه موقع من مدیر عامل باشگاه بودم احا شما مدیر عامل باشگاه میشه از این موقع بگید بله بله بله نه بله من بگویم از نیروی زمینی به لیگ برتر اومد چیکار نه بوجه داره نه به قول نرم همه بازیگان هم که سرباز هستن استدیو هم که نداره به طور مثالی حرفای اینجوری میزدن سال هشتاد و شش من شدمم مدیر عامل باشگاه نیروی زمینی هشتاد و شش سال قبلش من آقای رحمان احمدی با ایتیم نیروزمانی کار میکردیم بنده سرماربی بودم آقای استاد رحمان احمدی هم که با این کار بود ما افتخار داریم که خودم هم یه زمانی یه زمانی های فوتبال هم بازی میکنه در خدمت آقا رحمان آقا رحمان اندیکای روزگاره بعد این تیم چارم پنجم شدم توی دستیک تهران من سال بعد شدم مدیر آقا رحمان باشم سرماربی نیروزمانی دیگه آج رحمان سرماربی نیروزمانی بود تیم بسیار تیم خوبی بود تا یک قدمیه لیگه بر ترم اومدیم یادمه دیگه شیش رو خودتون باقی نخواستید نه نه نه اصلا اینجوری نه بود آقا محسن میخواستیم هم چون اول این فرمانده همون امیر پردستان بود فرمانده نیروزمانی به شدت برزشی بود به شدت دوست داشتیم ما بازی یه بازی داشتیم توی محشب با تیم آقای خداداد عزیزی که اگه اون بازی رو برده بودیم تموم شده بود که دوی چند جراب بودیم بعد دو دو مسابق شدیم آقای فقانی هم دو آبار بود آقای علی رزا فقانی برگشت بعد میبودیم تیران با تیم سیرجان بازی بکنیم زمین خودمون اون بازی رو اگرم میبوردیم بازم بیگرده بودیم اون دو مسابق کردیم این دو تا بازی آخری که بردیم دو تا بازی آخری که بردیم این بازی هم نباختیم یعنی برده بردیم دیگه برتری بودیم نشدیم آقای روزبهانی به عنوان یک فردی که سالهای سال در فوتبال کشور بوده هیچوقت فکر کردیم که چرا بازی کنی نشدیم که در تیم ملی فوتبال کشورون بخوان بازی کنه اصلی باشیم حالا شاید دعوتم شده باشینا ولی چرا این اتفاق نفته چون این همیشه برای من سابقیه سیره از بازی کنه هستن و بودن همیشه بازی کنه درجیهی که بودن و هستن من همین هم اصلا میزنم مثلا امیدالی شاه که از بهترین های پرسولیسه وفاداره حالا بست اخلاقیش بکنه بست فنیش علی روزبهانی سالها در نیروی مسلح در نیروی زمینی کپتران تیم ملی نورمسلح بوده چرا در تیم ملی نمیشه یا اون اتفاق نمیفته خیلی نتونه ارز کنم که حالا وضعیت من فرق میکرد چون من نظامی بودم باشه نظامی نمیتونه در تیم ملی وزیر کنه حالا بسه خروج از کشورینا مطرح بوده اون که بود حالا من خدمتون یه خاطره در آقای جلال چراغپور بگم همیشه نه وقتی زنگ میزنم و چون من خیلی بهشون دادد دارم میگه میگه علی یه روز من با کمک آقای پربین بودم آقا جلال بعد میخوام یه حافق وسط برای تیم ملی انتخاب کنیم بهش گفتم آقا علی آقا بریم نیرو زمینی بازی داره یه حافقی داره برنم علی یه روز با هنی بریم ببارشونیم میگه شما تیمت اومد تو شیرودی تو زانو من رو پاد بود علی پربین گفتش که ببخش میگم علی پربین چون علی آقا من خیلی دوست دارم گفتش که جلال زانوش خرابه میگفت اون زانو من باعث شدی یه علی آقا بازی داره نه دزده نشونه بیگه حالا زانو تو خراب بود؟ حالا نمیدونم یادم نمیدونه چه آدم خراب بود و نه بعضی وقت همینجور بسه یکم درب میکرد یادماشه قدیما یه زانو اسلام گذارن تیپش میکردن قسم میخورم خودم میگم و خود آقا جلال میگو میگو اگه اون روز علی آقا میشه ستا آخر و زانو بند پاید نبود تو انتخاب میشد و تو تیم برد و علی آقا چند سال هم سماروی تیم بردی بود بعد زمانی که ما بازی میکردیم مثلا حمید درخشان بود مرحوم سیروس قایب را سید علی افتخاری من تو اونو من یادم بخونم ما تیم هم هم بازی کنیم ولی ببینید شما وقتی میتونی گل کنی که بازی کنه کناریت هم سطحشون بالا باشه من تو میگذرینی خودتون بل سرسوت بودید نفر افراد بودیم اونجا دیگه من یادم نمیره ما با تیم تجارت بازی داشتیم علی دایی تجارت بازی داشتیم ما هولند بودیم محمد جالا مستقیم تجارت بود محمد اونقا سرسوت بود ما با هم توی این باده که ما هولند بودیم تجارت بازی داشتیم من به محمد گفتم محمد گفت بلی میبازید شما بود فقط توی تیم توی توی اینجایی و سهی شما بازی رو باختیم میخواهم اینه بگم یکی از دلائلی که شاید من تیم میردم باید کنار شما بازی کنیم بازی کنیم ورد تو نیرای مسلحه ما کنار همه بازی کنیم و هر جا رفته دلیل این صحبت شما همین میتونه باشه اینی پاسخش میتونه این باشه که خب توی تیم نیرای مسلح تیم ارتشای ایران که بازی کنه بزرگونه شما اونجا گول میزدید اون اولمپیک توی بازی ارمانی ارتشای جهان کما این که توی نیرزمینی این اتفاق کمتر کما این که توی هولند که ما رفتیم من و محسن گروسی تیم گالاتا سرای برای تیم ترکی ما برای تیم گالاتا سرای انتخاب کرد خودم هم سالها توی لیگی یک بازی میکرد ولی شبهت فوتبال ما شرایط زیاد مرسی نیست شما جز اون دست از پدرهای مربی از اینگی شاید خیلی دوست نداشتیم بچهاتون فوتبالیست بشن دوست نداشتم سفارش کنم خیلی میریم خودشون گفتم خود درستن بر انجلو توی این الان میتونم قسم بخورم به جورت که اصلا سفارش این بچه همون خود با توجه می کنم که همه ای مربی ها یا دوستان بودن یا دورای مربیگری با من بودن یا نمیدونم پسر سه بوم چی؟ پسر سه بوم هم خیلی فوتبالش کنه اصلا گفتم برو دنبال درست زندگی اصلا همون نصیحتی که پدر خدایی بیامون داشتن به شما داشته شما به پسر سه بوم ده این کشیه کردن پسر سه بوم چیه؟ امیر مهدی امیر مهدی خدایفزشون بکنه شنیدم چند وقتی که در حیات فوتبال اصلا تهران هم مسئولیت دارید بله بفرمایید من از زمانی که آقای دکتر مهاجدی شدن رئیسیت فوتبال تهران یه صحبتی با من کردن که فلانی وقت داری بیا کمک کن تیمای پایر و مدارس فوتبال و اینا منم یه مدارس فوتبال بودی هنوزم هستم بله ایشون من دیدم که من شونزه سال اصلا مدیر قبلی رئیسیت حیات فوتبال اصلا پایم به حیات فوتبال نرسیده بود اصلا نمیدونستم کجا سیاد فوتبال حقیقتا جدی میگم دیگه بله چون اراده خواستی با آقای مهاجدی دارم خودش فوتبالی بود و هست و مدیر و توانایی بود اینجا اومدیم و الان یک سال یک سال و نیمیه که حقیقتا فوتبال پایه تهرانو کارهای زیادی انجام شد اینجا جا داره من الان نه که بخونم تملق و چاب بوسی هم نیست اون نیازی به این چیز هم ندارم هم آقای مهاجدی هم آقای دکتور جبباری واقعا برای فوتبال تهران دارن زحمت نکرشن الان ما تورنومنت های مختلفی رو برگذار کردیم شدیدن تیمای مثلا زیر پومزه سال و نداریم زیر هیفته سال این هم تشکیل دارید منتقب تهران این هم تشکیل دارید منتقب تهران این هم تشکیل دارید منتقب تهران این هم تشکیل دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دارید این خند و فادر به نیستا و خود بینم بشور سر آن عهد و قرار آمده رو بشور سر آن عهد و قرار آمده رو این موده یه رز میره حالی این ازره بود با خسم بدن بیشتر کنار آمده نمود این موده یه رز میره حالی ازره بود با خسم بدن بیشتر کنار آمده نمود با خسم بدن بیشتر کنار آمده نمود موسیقی مرخیم موسیقی موسیقی موسیقی امرون در خاک دلیران به چه کار آمده امرون موسیقی این خزم زبون آگه دستران در اون نیست در ساعت خرشید قبار موسیقی آمده امرون این هم رهباد آمده هم دست خدا نست آمید به کار بحار آمده امرون موسیقی موسیقی این هم رهباد آمده امرون موسیقی این هم رهباد آمده امرون موسیقی موسیقی