آجه احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احمد ابراهیمی سر پرستیدید احساس دارید در لطف یقده الزمین درداره بخpassen، او سایی هم زمین راه بدید. اهلات حالت به دسترسی ont58313 была7a تو سپانم ببین من چون باج نمیدادم یه مداری شاید مثلا میگن بعضی از افراد مثلا یکی از خوستیت خود منم باشه میگن مثلا یه مدار زبونشون تنده ببین زبون تنده ببین من همینم آقای دکتور این خیلی بهتره از این که من میخوام پشت سر کسی حرف دارم رودرو حرف همون میزنم بابا اتفاق ما باید دنبال همچنان آدم هایی باشه که شفاف باشن پشت رو نداشته باشن من زمانی که من استقلال همی رفتم باشگاه با عبدارچی اونجا چایی میخوردم میموندم خونه هیچ که به من نمیگو بابا ببخشید بیا قرار دارد قرار دارد شما رو تمدید دارد آقای نظری جویباری قایم مقام باشگاه بود با من جلسه گذاشت تو جلسهی که من با آقای نظری جویباری شم آقای علی امیری اگه یادتون باشه شد مدیر آمن نستاجی من تو جلسه داشتم اومدم تو جلسه با آقای نظری جویباری بازی کنی که فصل گذاشته بهتری عمل کرد و داشته بعد مصنوعیت اومده گلای زیادی زده به من تو جلسهش مصابت میبینید آقای امیری اومد وسط جلسه گفت ما با کریم انصاری فرس بستیم منم بخواست دل منو بل ارزونه منم بلند شدم دست دادم گفتم مبارکتون باشه هرچی گفتم بمون گفتم شمایی که ارزش و احترام من قاهله میشید من جایی که عزتم افزشه میرم نوکا با ناچی شده و سرماربی سپاهان رفتم سپاهان سپاهان بعد از دو سال قهرمانی تیم سخف قراردار رایت کرد همه بازی کناش رفتن ما بازی کنهای سپاهانی قدیمی برگشتیم با سخف قراردار کمتر از استقلال قراردار 400 ملیون پایین بود من 395 ملیون قراردارم از سال قبل استقلالم کمتر بود سالی بود؟ سالی 90 من اومدم اونجا لوکا اجازه نداد که چون تو با من برگشتی حق بازوبن گرفتن نداشت محسن بنگر بود سجلال حسینی بود اون تیم نیم فصل اول ما رده هشتم نهوم بودیم اومدیم ثابت کنیم که سپاهان سپاهانه بازی کن مهم نیست تحلمان ایران شدیم من و اماد ازا بهترین گلزن شدیم دوباره منو بیرون کردن از اونجا یعنی چی؟ آقایی کرانچار اومد شد نیم فصل سرموردبی من رفتم سر تمرین گفتم آقایی کرانچار من قراردار دارم باش کن شما نگاهتون شنیدم بازی کنه فوروارد خارجی دارید میارید گفت بله گفتم هیچ محاجمی نمیگه من باید فیکس بازی کنم عمل کرده بازی کن باعث میشه که بازی کنم فیکس بازی کنم هیچ بازی کن نمیتونه بگیر من فیکس این تیمم شما نگاهتون به همه محاجماتون یکی گو نم اون محاجم خارجیه که اردم نفر اول دومان منم گفتم یعنی الان داریم اردو ترکیه من بهترین گلزنت باشم گفت باز اونه نفر اول دومان گفتم من به امانه برادر جوارسوکای نبود؟ جوارسوکای نه سال قبل جوارسوکای با ما بود دو تا محاجم دیگه داشت میابرد که من بریشتم به آقای کرانچار خدا رحمتش کنه گفتم آقای کرانچار میشه به من با اون مانه یه برادر شما اگه جای من بودی میموندی یا میرفتن؟ میرفتی گفت میرفتن یعنی الانن به من گفت آقا بمونی من بازی نداریم یعنی عمل کرده تا سطح داشه من اون پنجایی بازی نداریم اون زمان ترکتر سازی بود ترکتر سازی تبریز بود رفتم اونجا قرار داد بستم آقای سردار جفری مدیر آمل بود آقای حسن آزرنیا کاری ندارم من اونجا رفتم هفته دوم سه با من آصیب دیدم آقای تونی هولی بیره من تونی سه خرید آقای غلنوی بودم که سال قبل بود آقای غلنوی رفتن آقای تونی هولی بیره رو بردن که من اونجا هفته دومه سبا مصدوم شدم کمرم لگرم چرخید خیلی وضعیت خوبی نشدم تا هفته هشتم بیرون بودم یعنی مصدوم بودم هفته هشتم که اومدم مربی خارجی میدونید نمیشناسند بیشتر بازیکنهای تمرینی ها میبینند من کمتر بازی داد تا رسیدیم به هفته چارده هام نیم فصل تا هفته پونزه هام من شاید دوتا گل زده بودم برای تراکتور من پیشنهاد داشتم از استقلال امیر غلنوی رفتم باشکه و گفتم من میخوام برم چون آقای تونی اولیویه را به من اعتقادی نداره من مصدوم بودم اینا گفت نه تو بهترین بازیکنه ماستو مومن اقلا انتقالاتی ما بودی اومدی آقا سید اینجا باید بازیکنه گفتم به یه جلسه با من شما سید محمد مهدی سید صالحی دو بار رفت و برگشتشی داشتم به سپام و حالا میخواستی دوباره برگردی استقلال قرار بود من پیشنهاد داشتم دیدم آقای اولیویه را اینجوریه آقای اولیویه را اینجوریه به این صورته باش این جلسه باشتم شب قبل بازی با پرس بولیس تو آزادی رفتم گفتم آقای اولیویه را من بازیکنه که تجربه سالیان سال داره چه در آسیا چه در لیگ به شما کمک کنم شما مسیر و اشتباه اومدی شما بیشتر داری سعی میکنی بازیکنهای تمرینی و بازی بدی ما دو مودل بازیکن داریم تو ایران مثل حرفه ای اروپا نیستن ما بازیکن مسابقه داریم شما اگه بازیکن تو تمرین میبینی فوقلاده است ولی تو بازی بیست بیستشم نمیتونه بذاره گفتم خواهش میکنم اگر میخوای من بمونم گفتم اگر میخوای من بمونم اجازه بده گفتم اجازه بده که من کارم را انجام بدم اعتماد کن به ما اعتماد کن به بازیکن با تجربه من از بازی پرسپولیس گلزنیم شروع شد من توی 22 هفته برای تراکتور 16 تا گل در لیگه برطر زدم 3 گل در آسیا زدم و 1 گل در جامعه هست همیشه سید محمد مهدی سید سالهی شد منتظر یه تلنگای بوده منتظر یه اتفاقی بوده آره خب ببینید آره انگیزمون چند برابر کرد ولی ببینید اون سال جلال رافقایی 18 تا گل زد 30 تا بازی کرد من 22 هفته بازی کردم یعنی میانگیلی شما بیشتر گل زدی سیاره رافقایی ها 18 تا گلش 11 تا پنارتی زد من هر بازی گل میزدم میرفتم نگاه میکردم منم جلال پنارتی شده زده پشت جونش بازیکنه بسیار خوب من اون فرصه دونه پنارتی 16 تا گل زدم دومین گلزن شدم در ایران که من تنها جایی که عزت گذاشتم بعد قرار نبود ازش جدا بشم تراکتور بود آقای سردار پورجمشید و اینجا دیگه گفتن آقا بمونید آقا اونجا اصلا وحشدنان سردار پورجمشید قرار داده سفید جلال من گذاشتن من به خاطر مشکلات خانوادی حتی تیم ملیم دعوت شدم نرفتم آقای کیروش منو دعوت کرد به خاطر چی به خاطر اینکه از اول فصل من دعوت نمیشدم صد جدول گلزنا بودم همون نیم فصل و اینا هی گل میزدم منو دعوت نمیکرد گل میزدم منو دعوت نمیکرد روز آخر دعوت کرد که به خاطر مشکلات خانوادی نرفتم مجبور شدم به تیم های تهرانی بیام و اومدی پرس پوریس و شدی یکی از یادی های استقلال بدونه ببینید من چون سپانی بودم من سید سپانیم همه منو اون سید سپانی میشن چرا؟ چون به خاطر اینکه نونون ببینید تابوشی کسته شد آقای دکتر اون زمان سلا پرس پوریس بازیکن معروف میشد من تو سپانم معروف میشم دور از معرفت و جوانمردی بود که نونونمک میخوری حرمت نونونمک نشتاسی من زمانی که از ترکتر اومدم تهران زن زدن با آقای فتولا زده کدوم بازیکن الان تو این عصر که با چهار تا گل میشه بوم به نقل و انتقالات من شونزه تا گل زده بودم همه ای تیمای ایران دنبالم بودم خودم بازیکن بازیکن نباید زنگ میزن بازیکن نباید زنگ میزن بابت طلبم چون طلب داشتم از سال هشتداش بابت اون زهنماتی که و یه خواهش ازتون دارم من نمیخوام به من اسممو بزنن یاقی یا کسی که میخواد رفت بره تی به پیس بود احساسم کردی سال آخر فوتبال نه احساس نکردم من 35 سالگی فوتبالو گشتم کنار من با دلال جمعهد آبم توی جوب نرفت فوتبالو گشتم کنار من من همون 35 سالگی از لیگه یک پیشنهادی یک ملیاردی داشتم خونه به خونه بابل اقای اصنزاده یک ملیارد به من پول میداد من قبول نکردم میدونم بله میدونی چرا به خاطر این که گفتم من بیام اونجا تو اون شهر هوادارای اون شهر میگن این رفته فوتبالشو تو لیگه برتر بازی کرده پول شهر ما رو گرفته برای من انگیزهی نداره این پول برای من حرامه این پول رو بدید به چاخت خب چه یادی داره الان خیلی هفت پول برای سال آخرشون من این آقایی دارم پول دارم آقایی ببینید پول دارم درسته هوادارا اون تیم به عشق و امیدی مردم داره من به احترام احساسات کاری ندارم آقایی فتالوزایی زنگ زنگ زنگ گفتم آقایی ست سالهی میخواد بیاد استقلال پرس پولیس دارم برای اون بازارگرمی هم نیمون دارم پیشنهادش چی هست پرس پولیس؟ بله علی آقا دایی با من صحبت کرده بود گفتم من نمیخوام آدم تواشگیهی نیستم حتما سه جام ممنونم فلان گفت آقا آقایی ست سالهی با آقایی فتالوزایی زنگ زده خود چرا نمیرید سری سه ی دو بگیرید؟ گفت نه ما گذینه اولمون آرش افشین دومی نزهتی سبومی ست سالهی منم همون جا بلنگوشتی بود گفتم لطخونید برید همونها رو بگیرید شبش رفتم و قردات بستم با پرس فرداش آقایی غلنویب آقایی غلنویب به من زنگ زده گفتم هم امیر خان کدوم بازی کنی که همه تیما ایران دنبالشن خودشو خود بکنه که زنگ بزنه به مدیر آمل بگیر آقا من میخوام برگردم کلاسم براتون نزاشتم ولی نزاشتم دوباره برگردم با ما بریم برمیگردیم فکر کنم چهار پنج جگه بگذاریم و با ادامه پرامو در خدمتون هستیم دوست داریم جروت بر شما همراهان عزیز اما بخش سفن و پایانی گفتگوی این برنامه با مهمان عرجمند سید محمد مهدی سید سالی آقا شدی آقی و رفتی پرس پولیس اومدم پرس پولیس اومدم پرس پولیس خب من اولین بازی با ترکتر گل زدم یادم همه اولین بازی آره اون سال سالی بود که من 25 هفته نفت بریم با بقل پا زدم بقل پا تکره تک شدم و حامل لک زدم هیچی فکر نمی کرد اون بازی یعنی برنده داشته باشه خدا انایت کرد من اون سال 8-9 گل زدم برای پرس پولیس پرس پولیس بعد از 3 سال رفت و سیاه 25 هفته فیکس بازی کردم کاری ندارم این اتفاقاتی افتاد یه صحبت هایی شد که من دیگه بعد از اون دو سالی داشتم با پرس پولیس جدا شدم اومدم سایپا و بماند که اشتباه بزرگی کردم سایپانا اومدم اشتباه چی؟ اشتباه این بود که نباید می آمدم سایپا نباید می مونی پرس پولیس؟ نه باید می رفتم جایی دیگه مجید جلالی اتفاقاتی افتاد که نمی خواهم بازگو بشه ولی اون فصل رسیدیم به اون جایی که آقای عبو فاضلی من جلسه باشتشتم آقای مجید جلالی به من گم سه تو بازیکون بزرگی هستی ولی نمی تونم بازید بدم یک کلام چرا؟ من از اونجا جدا شدم نگفت چرا؟ من هنوز دنبال چرا شدم و عرضم به خدمت شما که من رفتم خواستم منم تراکتور بعد گرم تراکتور عبدالویسی به من زنگ زد اون موقع پیکان بود؟ نه پیکانو انداخته بود استقلال خوزستان بود استقلال خوزستانم در حال افتادم بود تای جدول بود نیم فست شده بود به من گو سهد من تیم پیکانو انداختم مردونگی کن رفاقت کن بیا اینجا کمک من کن من تیمه نیفته من تو نیم فست سیزده تا بازی کردم هشت گل زدم برای تیم استقلال خوزستان تای جدول و این تیم موند با مچ پیچیده برای این شون بازی کردم ولی جواب تلفون منو دیگه نداد یعنی فسته بد نخواسته؟ اصلا جواب تلفون منو نداد من گی میشه کسی که اومده تو سیزده تا بازی خودش به شما زنگ سردولای ویسی گفتی کمک کن بله بله تو جلت خوتل امیرکبیر که من خواهش کرد به عنوان برادر که من رفتم اونجا تو سیزده تا بازی هشت گل زدم برای تیم آقای بختیاری مدیر آملشون بود این تیم موند اعتبارمو گذاشتم من بسه بسه جواب تلفون منو ندارم بعد از آقای ماجری سرمورابیت پدیده اول بود منو خواست که سید بیا اینجا بازو من بدی من اشتباه کردم اونجا بزرگتر اشتباه آخریم بود که تا حالا این کارو نکرده بودم که من من نستتی مرزا حسدی مهتی کیانی بچه هایی که تو ترکتور بودن اومد بودن گسترشولای تبریز باید میرفتی اونجا من داشتم میرفتم پدیده بیشتر آقای ماجری که بازو من از آقا رزا اصخایی کردم اومدم گسترشولای تبریز که اونم بزرگتر اشتباه مود باید میرفتم پدیده من که پدیده نبودم احساس کردم باید میرفتم چون من احساس کردم نمیتونم انلواز ارتباطی با آقای فرازی که آقای من ارتباط برقرار کنم آخرین تیمم بود گسترشولای تبریز بعد از اونم یه روز رفت بودم به ایزهره دلم خیلی گرفته بود داشتم برمیگشتم تو وسط جاده زنگ زدم به رسانه ها خدافزی کردم حتی خانواده هم نمیدونستن چقدر غمانگیست خیلی اون روز روز خیلی سخته بود تو تراس یارتت چه روزی بود یعنی تقویمی یاده کن چه ماهی بود تابستان بود بازیاد تموم شده بود عشق ریختی وقتی خدافزی کردی من خودم خانومم پسرم خیلی ناراحت شدم خیلی زمانگیست بود غمانگیست به خاطر این که آقای ابو فازلی عزیز من سال قبلش تو استقلال خوزستانی که تیم تایی جدول بود من دومین گلزن نیم فصل دوم شدم پس این بازی من به خاطر این که باج نمیدادم به آدم ها من میاد به هر قیمت زندگی نخواهیم چند سال کتاب و هنگه بریم آخره برم به دست های پشت پرده در فوتبال اعتقاد بریم اگه قرار باشه از یک نفر به عنوان کسی که زندگی ورزشی خودتو مدیونش هستی فقط یه نفر ممکنه چند نفر باشه من دیگه اون یه نفر اصلی که میتونه باشه ببین خب من تو چند قسمت از زندگی اولین نفر ببین اولین نفر همون تقیه تقیه محمدی بود که منو از کنار راهم برداشت برداشت برد با این تجارت چرا تو تیم ملی کمبازی کردی؟ خیلی ساله ممکنه مفصلی باشه ما بوفور از بازیکن بود یعنی یک مربع تیم ملی برای دعوت کردن محاجم میتونست پنجات تا محاجم دعوت کنه هم نسل ما شما نگاه کنین آرش برهانی، جواد گازمیان، سیاوش اکبرپور رزا انایتی محمد قاضی، رزا انایتی رسول خطیبی وعید آشمیان، خود آقای دایی خداداد عزیزی همه اینا من زمانی که ما داشتیم بازی میکردیم اینا تا سالهایی بودن و خیلی ها بازیکن های دیگه الان خالی ها بازیکنیم آقا خیلی کتا چه سالی ازدواش کردین؟ من سال هشتا دو دو چند تا فرزند؟ سه تا بچه دارم یه دوگلو دختر، پسر بیس ساله و یه پسر پونگزه ساله پسر هم فوتبال بازی میکنه اسمشون چیه؟ سید مهراد سید سالهی مریلا سادات سید سالهی و مهرشاد سید سالهی مهراب گفتید نباشه؟ مهراد سید مهراد الان کجون تیمه؟ این سال گذشته پیش آقای مددی بودم آقای پوشان این تیم ها دو سال قبل از جنوب قبل بودن هوزه بودن امسالم الان منتظرم ببینیم چیشه بودی براش بیاد؟ جمعه هست که دوستش باشی بگیرن دلم خیلی پره آقای دکتر آقا فازلی هشت سال نه سال فوتبالو گوشتم کنار چهار سال پیش پنگ سال پیش بالاتری مدرک مهرابیریو گرفتم چار تا تیم بزرگ ایران لطف بناهت پروردگار آقایی کردم ولی تیم ندارم چرا؟ چون به خاطر این که میگن خدا کنه عزیز اون بالایی باشی نه عزیز مردم مردمی که با یه گوره سردیش حتما اون عزیزی که همیشه شما نظر کرده تو بدترین جه ها دست شماره گرفته دلم خیلی بعض موقع گرفته هایی دکتر ولی یه موقعی میگم من هیچ کسو نداشتم تو فوتبال به این جه ها رسیدم حتما الان لیاغت ندارم شاید خودشه قسمتت نشده شاید روزیت نشده مقید من راضیم به رضایم میگن چون خودش اگه بده قشنگتر میگه آقایی ممنونم فقط اینجا یه آرزوی دارم همینو تاقم میخواستم بپرسم یکی از آرزویی که هنو بهش نرسیدی چیه؟ نه یه آرزوی دارم که اون سال نوود و پایین خیلی تقلیل کردم که برگردم یعنی دیده بشم دو داره پسرم کچکتر بود ای میرم نقل و انتقالاتو نگاه میکرد ببینه اسم من هز کجا میرم نشد به در و دیوار زدم نشد خیلی آجزانه شبایی بود که خدای خودم عشق میریختم خیلی داره زحمت میکشه من هیچ موقع حمایتش نکردم هیچ جام سفارششو نکردم خیلی میبینم تلاش میکنه خیلی دوست داره آبروداری کنه برای من امیدوارم اون روز خدا قبل از مولدنم به من نشون میشه انشاله که زنده باشی سالای سال و مدرسه درخشان پسرتون رو ببینی آقای سید محمد مهدی سید سالی برای تون بهترین ها رو ازون بکنم و متشکرم که در این برنامه حضور پیدید سلامت داشید ممنونم برنامه خوبتون امیدوارم که مردم عزیزم هر جای ایران هستن خوب و خوش سلامت باشن و عزیز سایر امیر المومنی انشاله خیلی متشکرم از شما جنب آقای سید محمد مهدی سید سالی و به اتباقی مهمان عرشمند با همه شما شنواندگان محترم خداحافظی میکنم روز شب خوش و خدا نگهتار موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی نگفتی گر بیافتی گیرم اد دست از این افتاده تر که اکنونم یوست از این افتاده تر که اکنونم یوست مرا خواستی که چونی چونم یوست جگر پر در دا دل پر خونم یوست جگر پر در دا دل پر خونم یوست مرا خواستی که چونی چونی چونم یوست مرا خواستی که چونی چونم یوست مرا خواستی که چونی چونم یوست مرا خواستی که چونی چونم یوست