نمیزنید که ما رو از اول گذاشتن اون بازی تو اون بازی حالا من گل نزدم گفتن که نه این بهتری که همون یه رو بیست دقیقه آخر بیاد باز بازی چارم چلوی تیم دارایی بود اون موقع ایاتون باشه دارایی تو اون بازی من محبوت از امتی ایشون شده بودم چون به خاطر این که ایشون آقای پروین آقای آشیانی آقای بهزادی آقای کلانی اینا کسایی بودن که الگوه های ما حالا دیدم دارن به من گفتن که نزارم ایشون سر بزن من شما محور محار آقای قریش خانی بودیم من خب سر میزدیم ولی هرفهی نبودیم اونجوری که من دیدم کورنر شد تو زمین ما که من خرابه که آقای پرویس خانو بگیرن کورنر که اونا زدن من دیدم پرویس خان رفته بیرونه حتی یه قدم من نرفتم ایشونو اونجور بگیرم ایشون توپو زدن یه که از عقب با سر زد توپم بودم یه خان سر من داد زد گفت کشوره نگرفتی ایشونو گفتم آخه ایشون بیرونه 16 قدم بود من نمیگونستم که ایشون از بیرون میاد سر میزنه با پرش ایشون با درخیز باقن قشنگ میزدن پرتکت برعکش شد کورنر شد اون طرف من اومدم ادای خود پرویسخانه من رفتم بیرون من اون بازی با سر گر زدم ما شدیم یک یک یک گل پرویسخانه زده بود یک گل نما شدیم یک یک خیلی اون بازی به من اعتماد به نفسی بیشتری داد یه جورای لطف خدا بود من همون سال اول نزدیک هفته گر زدم برای پیرس پولیسی به خاطر همینم بود که به شما لقب مرد لحظه داده بودن رسانه ها و شما برای تماشاگره علاقه من به فوتبال و پیرس پولیسی هم تقریبا مسجد بود که شما هر وقت به بازی میان گل میزنید یه جورای گمکلات خدا بودن هم شامل میشد بعد همون سال الان من دیفلوممو گرفتم آلن ویتلم اضافه شده به تیممون خدمتون را از کنم که ما از تمرین که میامدیم با آقای سفر ایرانپاک و آقای علاوردی بودیم چون یه دکیه روزنامه فروشی بود از یادتون باشه اکباتان تمامی بله بله پیرس پولیسی نیست میدان کنیدی بود از میدان اوتوبان کمران سر اونجای دکیه بود گفتم که آقای سفر میشه یه رقیه اینجا نگهده من یه روزنامه بگیرم گفت من که شما روزنامه هم میخونی گفتم نه کنکور دادم میخوام ببینم چی رفتم روزنامه رو گرفتم سریع اسم میدونم گفتم من پیزشکی قبول شدم اومدم به جواد علوردی به آقا سفر نشونم گفت نگاهی که کف راست میگه ما تا برسیم ببونیم که عبدالعور رسیدیم اونجا آقا علوردی گفت دکتر زادمر گفت دکتر زادمر هنوما نه خب من پاون رسیده به دانشگاه نه چیزی پد میخواستم زنگ بزنم به مادرم بگم مثلا قبول شدم یه تلفونم بیشتر نبود اون تلفونم اشغال بود خیلی خوشحال بودم که زودتر برم خونه ولی دوشم اینا گرفتم دیدم همه به من میگن دکتر دکتر یه چی اون روزم آقای عبدالعور خودشون سالان بودن گفت باریکلا باریکلا شما همتون صبح من تنها بازیکنه شد پرس بولیس بودم هم برای نوجوانان پرس بولیس بله سرده بازی کردیم هم برای جوانان پرس بولیس بازی کردم هم بزرگ سالان و یکی از اتفاقاتی که خوبی که باز برای من افتاد این بود که من با تیم جوانان که مرهبیشون آقای بویک وطنخوا بود برای تون تیم بازی کردم من صبح اونجا یه بازی گر زده بودم آقای وطنخوا بعد از قرارم به همون خان گفته بوده که این امروز بازی کرده گر زده من اومدم خونه مادرم به من گفت باشگاه زنگ زدن که ساکه دو برد و ساعت چار بره همجد یه بازیه من هم ساکه هم وعده شان رفتم اونجا باز یه روبه آخر همون بازی با چیز بودش آرورات بود که باز یه برد تو اون بازی هم من بعد از آنش گر زدم یعنی صبحش یه دونه گر زده بودم اتفاقات نادر و کمیه ولی خب در از اون خدا با من یه جوری این شرطو برای من درست کرد موسیقی شرمندگان عزیز با برنامه محوطه گفتگو از شبک رادیوی برشتر خدمت چما هستیم مهمان عزیز برمام آقای دکتر محمد ازا زادمهر هستم خدمت محمد همون سال برای تیم ملی جوانان اتخاب شدیم که آقای مهاجرانی بزرگ بار مورد بیمون بودن و موقعی مصابقاتی بود تو شیراز جامعه بینان مللی بود که تو اونجا پیشتر تیم های اروپایی من رومانی رو یادم بود یادم اینکه مثلا کره شمالی کره جنوبی هر دو اومده بودن از آسیا تیم ملی رومانی من یادم اومده بود تیم شوردی اومده بود تیم برزیل اومده بود تیم ایتالیا اومده بود جوانان اینا تور مثلا تیم برزیل یه تور آسیایی داشته بود بعد اومده بود اونجا خب این بدن ما به این بدن بازیکن ها میخورد اختلاف اونو میدیدیم باور کنید که تیم ملی جوانان ما اون موقع هیچی از اینا کمتر نداشت هیچی کمتر نداشت چون مسابقات نبود مسابقات جهانی اون موقع و راحت ما تو اون مسابقات اون گل معروف آقای بهتاش فریبا به تیم روسیه که زدن تو تیم اونجا هم شنگیلی هم تو اون تیم بود ما روسیه هم باید این قهرمان شدیم بعد آقای ماجانی مثلا تو تیم احواز تیم آبادان آقای قاسمپور بود یه تیم دیگه درست شد منتخب که در قالب تیم ملی جوانان ایران رفتیم مسابقات تایلریند اونجا هم اول شدیم که کپتان تیم ابراهیم قاسمپور بود که بعد آقای قاسمپور و از این تیم هفت نفر رفتن مسابقات جامعه جهانی که ابراهیم قاسمپور بهتاش فریبا بود مجد تیمور بود بشکار بود آقای فرکی بود برزگری برزگری ساله اونها ساله بعد بود آخرین سال که ما قهرمان آسیا شدیم متاسفانه تا الان تیم قهرمان آسیا نشد اون آقای مسابقات جهانی نبود بله بابر کنید اگه مسابقات جهانی بود به گفته خود آقای ماجرانی حرف داشتیم برای گفتن چون ما هم تیم ایتالیا رو بردیم هم کوره شمالی و کوره جنوبی و تو مسابقات هم میدونم به تیم کوره جنوبی هم من اونجا باز یه گولی زده بودم حالا بنزور از اینه که توانایی بچه های ایرانی استداد های اینا من یادمه هفتش ده هر روز مونده بود که ما تیم بریم آقای مجید بشگار رو یادمه اومدن سر تمرین آقای ماجرانی پسندیدن و اومدن بازیانه توی من فیکس شدن یعنی شناخت آقای مارد ماجرانی نصرت به بازی کنه چقدر در صورت که مثلا فرض کنیم ما ها سه ماه تو اردو هم بودیم ولی میخوام بگم که هنوز هم ما مثل موربی مثل دانش آقای هشمده ماجرانی با این توانایی ها من تحلیل های ایشونو حتی تو جام جام دیدم پرفیک کامل واقعا لذت بردم حالا دست روزبار گذشت و چرخید و ما بعدا شدیم فرض کنیم سرپرست تیم ملی و سرپرست جوانان و جوانان تمام ردای تیم ملی با موربی های خارجی با اینا دیدم باور کنید که همون اصولی که هشمده خان ماجرانی یا همون اصولی که زمان آقا مهدد بود همون بود فقط الان تمرینات سرعتی بیشتر شده و فوتبال هرفهی شده فرق میکنه زمان اینا ولی اون موقع هم اینا بود فرهنگ فوتبال بود ببینید اختلاف فوتبالی با فوتبال اروپا به نظر من اختلاف فرهنگیه ما بچه همون الان تمرینات هرفهی میکنن ولی خوابشون اونجا فوتبالی صرفی صرفی رایازم خوابه خودم شاهد بودم که فوتبالی سطح یک دو داره با موبایلش کار میکنه به اون مورد مثال لرم یا ماشین بینزه همون ماشین بینزهی که توی آلمان هم هست ولی اینجا ما بعض وقتا طرف یه طرفه میره دوبله پارک میکنه توی ماشینش موزم میخوره میدازه بیرون ماشین همون چیز نیست فرهنگ رانندگی ما که فرق داره فوتبال ما انظر فرهنگی اختلاف داره و یعنی تمرینات که الان موردی ها دارن انجام میدن کمپایی که هستش تغذیهی که هستش همین ها هستش خیلی فوتبال ما روش کرده ولی این انظر فرهنگی هم باید ما روش کنیم به دعویر چیجوری احترام بذاریم به موردیمون چیجوری کنیم دوختاره نشیم نیایم بیرون نوعی مصاحبامون اینا همون اختلافهای جوزی ولی تحصیل گذار تو فوتباله و نخبگان ورزش چقدر متنویست تحصیل داشته باشید؟ واقعا این هم خواهید من تو نرس کنم خب من با موردی خارجی هم کار کردم ولی خب میگم تحصیل بازیکون خیلی بیشتر هم موردیه و من اونجا اولی باری که همچنان بلی مکلوری بازیکردم جونم آلن ویتل من یادم آلن ویتل یه چیزی به ما یاد داد گفت من با سرعت میرم رو دفاع حریف پرت میکنم خودم این دفعه هری مجبور توب بلند شما توب رو جمع کن دومی رو خیلی ساده ما اینو به بیشتر تیما چیز می کردیم از این طریق گل می زدید از این روش توب کردید و آلن ویتل تازه آخرهای فوتبالش بود بله زرب زدناش یادگیره بیرون پا چیز رو می زد و چیز رو سر توب می زد خیلی فرق داره تا مربی بگه چیز رو شما در عمل داریم می بینید یعنی در واقع اگر ما تیمای باشکاییمون الان به جای بازیدکانهای بی کیفیت برن سراغ بازیدکانهای با کیفیت مثل فوتبال عربستان می تونه واقعا کل فوتبال کشورم تحصیل بزنه من یادم مثلا خب آقا سفر یکی سایی بود که همیشه استوبه شروع به دروازه بود شما هم خوب استوبه می کردن شوته خیلی خوب می زدن خب از هر کسی آدم یه چیزی یاد می گرفت یا مثلا مهارت های آقای علی پروین تو دریبلینک یا آقای آشتیانی تو نفوزا خب اینا ما چشمی یاد می گرفتیم فوتبالو واقعا تمرین اونجوری نبود که فرض کنید که تیزی داشته باشیم مگه اینکه تو تیم ملی آموزش نبود به اونجوری نبود و حتی تو پرس بولیس مثلا همیشه یه سری بازی کنن مثلا یارای آقای پروین و یارای اسقر علی ما با هم فوتبالو زمین کنیم حتی همیشه این کلکوری هم بود اونجوری نبود که اولش مثلا جنب کنیم و تیزی داشته باشیم هر کسی برای خودش بود ولی الان تیم خیلی تیم ها فرق کردن مربی بدنساز دارن آنالی زور دارن ما فقط همه چی بای محمد بود توپ جم کن توپار جم می کند پشت صندوق یا ماشینه یکی ها بازی کنه بعدا که دیگه آقای علی پرمی خیلی زماند کشیدن وقتی که چیز شد و مربی شدن و دکتور نداشتیم که شهرستان ها می رفتیم یک آقایی بود آقای دکتور خالصی دارو خانه داشت طرفدار تیم پرسپولیس بود ایشون چند تا دارو و اینا رو می آدن همرو با تیم می آدن حتی به تیم مقابل هم کمک می کردن ایشون اگه مشکل داشته شد چیزی بود اصلا فوتبال هرفهی ما نبودیم فوتبالیس هرفهی نبودیم ولی ناخداگا خودمون که بدونیم هرفهی تنبیه می کنیم پس کن آقای علی پرمی صبح به قول خوشون بیشنفتن والیبال بازی می شد آقای آشینی توی دانه سرا با آقای موینی اونجا کار می کردن خودمون با دوچرخه اون موقع می رفتن یه مسافت یه حجوز هشت کلومت می رفتیم هشت می توانم برمی گشتیم با دوچرخه اینا جز تمرین نبود ما فکر نمی کردیم اینا جز تمرین نبود اینا جز کار عادی بود ولی الان فوتبالیس هم صبح تمرین می کنه هم بعد از صورت تمرین می کنه اینا هرفهیه ولی اون موقع با توجه که هرفهی نبود ولی شرایطی پیش می آمد که اگر هفته سه روز فقط تمرین بود هر روز نبود خود شخص بود مهارت های خود شخص بود کارهای خود شخص بود از دست هم دیگه یاد می گرفتن و این کمک می کنه و بازی بعدیتون با پرشبولیست بعد از بازی با آرارات که شرکردین که رفتین گل زدین بازی بعدیتون با پرشبولیست خاطره تون هست کدوم بازی بود؟ گفتم خدمتون دارایی بود که اونجا گل زدین بعد دیگه من دو سه تا بازی اصلا به این بازی دیگه نرسید مهارت یادم اتیم اون یازن افراد اون دوازن افراد تیم ملی با این تیز شدن یعنی انتخاب شده بودن انتخاب شده بودن حالا شش پرزه های گیر من می اومد یا گیر دوستان بقیه می اومد که باید تون فرزا خودتون نشون می دادیم و من اون سال تقریبا می گم هفت و هشت رو گر زدم سال بعدش شیش رو گر زدم سال بعدش پنج رو شیش رو زدم همیشه جز گرزن های پرسولیس بودم تو اون مخطبه با توجه به این که خب بعد شد دیگه انقلاب شد تقریبا فوتبال تحتیر شده بود و ما فقط تو سالون همون مجموعه بالی بال بشتر وازی می کردیم شده بودیم شد بالی بالی شده بودیم همیشه می آوریم تو بولینگ ابدو آقای دادکان آقای درخشان آقای خود علی پردیبین چه پاسایی می دادن همه دیگه بالی بال بازی می کردیم قبل از اینکه تمرین شروع شد ما تمرین ساعت چار بود یک ساعت می مانیم بالی بال بازی می کردیم شما خیلی زود از فوتبال خدا بذیه کردید بله دیگه من عرصم هم سنگین شده بود بازی هم نبود مسابقاتی نبود همه شما تمرین تمرین تمرین کنید 25 سالگی شما از فوتبال خدا بذیه من در پنیر 24 سالگی من در پنیر 24 سالگی ریه فوتبالو روزشتم کنارو شره دوریم ریه پزشتو دودم رفتن رفتنجانو تر سربازیمو دیگه الانن هیچی پرد آخرین بازی خود آوزی که کردیم بازی جامعه اسپندی بود خدا بیمارز محراب شارخوی که تو اون بازی سر بی سه اقی بازی کردیم که اونم اول شدو و دیگه الانن فوتبالو فرسوریس ماند کردم پرسدی نبود نبود بعدشم شد و یه آقای پروی شده بودم مورد بی نمیتونستم دیگه تر همومی که زدنم خدمت سربازیمو برامم سخت بوده یه ولی دوران خوبی داشتید خاطرات خوبی هم مردم با حضور شما دارن بسیار باقی من اینجا جا داره از اول از همه از کانواده از همتیمی هم از جامعه رسانه از جامعه مطبعاتی که انتقاد و پیشناداتی که با آدم تشبیقایی میویدن در شکیلیه من خیلی تصدودم وجود شخصیت هایی مثل خود شما و خدمتون را ارز کنم که خیلی خیلی و الان مدیون شما هستم مدیون جامعه خبری هستم تصبیری گشتداری نوشتاری خیلی محسره شما سرپرست تیم ملی هم بودید و کومیتر علمپی هم پوالیت کردید من کومیتر علمپی پزشک افتخاری دنبال پزشک افتخاری بودم تمام گاردهای برزشی بچه های رزمیکارو من میساختم و خدمتون را ارز کنم که قبل از اعضام همشونو میدیدم تمام رشده ها رو در مرتبه هم و شاید بگم که اولین کسی بودم که نایت گاردو برای هر برزشکار ساختم و اون موقع باقای افشارزده رئیس کومیترانی گفتم افشارزده من اینو درست کردم بخوای اینو پرزنتش کنیم بگیم من بارد نبودم اینو باید سبتش کنیم و گاردی بود که خودمو درست کرده بودیم و ماما ماما دست سیلیکون درست میکردم اون موقع ولی بعدن که چهار سال بعدش گرد رفتم دیدم تو اولمپی که تزانسته ده نبوده و بارسلون دیدم اه گاردهایی که ما درست میکردیم حالا رژیستر شده داره میمده تو بازار ولی من هر تومقه هم گفتم که سبت بشه که این به نام ایران بشه نه به نام من به نام ایران این سبت بشه حالا درست بودم مسئله پیش اومده بود که نشده نمیتر چون من دندون پیزش بودم میدونستم که این گاردها چی جوری ولی برای ورزش ساخته نشده بود اونو میداختم تو آبه جوش برای خود ورزش کنم الان به دندون پیزشی مشغول هستید فعالیت دارید چند روز کار میکنید در هفته من الان تقریبا هفته سه روز یا چهار روز کار میکنم هر روز صبح ورزشمو انجام میدم سرطه یازده میام متبم تا سرطه چارونی پنج تو متبم هستم بعد پاتوغمه دوستا میان عزیزا میان بزرگوارا میان حالا این سال دیستن چی شد که علاقمند شدی به دندون پیزشی خدمتونو ارز کنم چقدر سال قشنگه پرسیدین منو برد من حقیقتش مادرم دندونشون دهت گرفته بود در زمان کدکی شما من سیزده سالم بود خشن یادمه تو خیابون بهبودی سطرخان کنار مسجد این آقای دکتوری بود طبقه دومون اسم شریفشون الان یادم نیست ما رفتیم طبقه بالا منتظر شدیم که نوبت مادرم بشه دیدم هر مریضی که میاد دعا میکنه آقای دکتورو و میره پیشه اون منشی و خدمت وقت براشون میزنن هزینه درمون میزنن میان بیرون و رو تابلاش نشوند دکتور جرات دندون پیزش مادرمانو درداشون رفتیم اونجا من اون موقع اطلاعات دندون پیزشگی نداشتم ولی حالا بعدم فهمیدم که مثلا آقای دکتور چی کار کردود درداشون عصب دندون مادرمانو در برد و اون مالی بیرون درد مادرمان آشما شد و دهاش میکرد و من همون موقع این جرقه زده شده که وای این چه رشته خوبیه میتونی به مردم کمک کنیم هم سریع جواب میدیم مادرمون و علاقه من شدم و لطف خدابانم شامل هم شد و مادرم همین رشته و جالبتر از این که هنوز من بارد دانشگاه نشدونم طرفدارای پرسکوله تو وقتی که پرسکوله سمریم کرد شاید شما هم یادتونید حد دقیقا دیویست نفر کنار زمین بود خصوص اگر نزدیک بازی با پاج اون موقع استفاده بود دو سه زانه و چار زانه پر تماشاچی ما داشت تمرینامون اون هفته ای که تم بازی داشتیم با استفاده خیلی پر تماشاگر میشه تمریناتی ما و جالب میامدن به من میگفتن آقای دکتور ما دندون من برنشور سال یک بودم یا درنشور سال دو بودم بعدش همه رو معرفی میکردم دانشگاه و اونجا خانمی بود منام خانم بزرفشان اشاله خدا حفظشون کنه پسرشون هم علاقه من در فوتبال بود ایشون من تمام تماشاگرهای طرفدارهای تیم اونیان همه رو معرفیم دانشگاه اونجا برشون پرونده اشکال تو این بخش ها یکی بخش رودکان ها یکی بخش خدمت ها پروتیز یکی بخش اندون پر بود هر جا میرفتن تمام سلام علیک میشهدن حتی استادهای دانشگاهی بچه ها میگفتن این رو که گفتم پیش خودم گفتن همه این رو اترقه من وارده اومدن درند اندونشون رو درست میکنن و حضای خیلی خوبی بود و دیگه با استادها علاقه منش رو دودم به فوتبال اترقه من حتی دوست دارم اومدن سر تنبیران تیم و یه جورایی هم باز فوتبال تو زندگی من خیلی تصدیب داشت و مجبور بودم که کار بهتری یاد بگیرم از ساتید به من لطف داشتم میرفتم تو مطبشون دانشگاهی تحتیلات درست داشتم دانششون و اندختاشون و خالصانه و مخلصانه به من یاد میدادن و وزیفه من سنگیم بود یادم اولین مریض من تو بخش محمود خوربین بود دومیم آقای قرخانلو من یک دونه مریض قریبه نداشتم از همون روز اول تو دانشگاه همون مریض آشن خدا بیا مرز محراب شاروخی بود بعد بچه هاش بودن یعنی مثل مطب شخصی شده بود دون دانشگاه من براشون سبتانه ها میکردم یادم بیادن یا حتی هنرمند های کشورمون تو مختب همه شون میادن از طریق دانشگاه من در اندرانشونو درست میکردم بعدی که من رفتم خدمت و سروزی رو محتب زدمم تا امروز این افتخار دارم که بتونم برای جامعه و عرضش جامعه هنری جامعه مردم کاری بکنم و انرژی میگیرم ازشون خواهد نمی کنین آقای شرکت بزرگ بار بین آیات مردم از شریف و بزرگ بار و هر چقدر به اینا خدمت بکنیم کمه برقیدیم از وقت تا تاعت میرم سینما میرم پارک میرم همین دو روز دوش رفتم پارک کشابرزی تو منطقه غرب تهرانی پنج ست اونجا بودم بسیار قشنگ بسیار زیبا بازم باید میخوام برم هنوی جایشو ندیدم خیلی قشنگی از طبیعتهایی که تو ایرانه سعی میکنم استفاده کنم لذت ببرم و با توجه به این که خب دخترمم خودش درنون فزیش که متخصصه در امریکا هستش بعضی وقت هم میرم برای دیدن بچه ها اونجا هستم با طلب علم میکنیم ترده اونجا تجید خاطره میشه با بزرگان درنون فزیش که دنیا و اساتی و فوتبال هم که تقریب میکنید همچنان بله فوتبال بازم میکنم اونجا روزه جومه با تیم نادرخان اونجا همسرن سالهای خودمون اصلا بزرگتر اصلا شخصیت های عزیزی مثل آقای مجید حلبایی خودم نادرخان آقای قلاموسین نوریان و اونجا روزه جومه بازم میکنیم و در قابل پیشکسفتان تیم نادر هم تو مصموخات جامعه یونس شکوری هستیم اتفاقا آقای حداد پور با زویبار سرپرستیم من چون با بچه های اونجا تمرین میکنم دیدم پرس بولیس دیگه ولی چون با اونو بردیم کنم اجازه تو همون تیم پیشکسفتان تیم نادر باشیم که از عزیزان و بزرگان نادر خیلی لذت بردیم آقای دکتر زادمیر از گفتگو با شما من درم میخواست که زمان بیشتری داشتیم و ساعت با شما صحبت میکردیم انتهای برنامه هست اگر صحبتی نگفته مونده ما میشنبیم از در بشما خدمتون از کنم که تشکر میکنم از شما یادی از پیشکسفتان از کسانی که تو برزش خدمتی کردن یه جورایی به قول محروف زنده نگردشون میدارید بین آیت سپاس و از شما یکی از مسایب های شما رو بیدم با خدابی امروز امقاید عبو طالب یادم نفشنک نشسته بودم گوش میکردم ماشین تو پارکین بود خانمان گوش نمیباله گفتن دلم نمیاد با خدابی امروز محروم زهری آقای جفر قاشانی آقای احتشام زاده اینهایی که شما مسایب کردین یادم اون قول در قالم یکی دن چای داره خانمان گوش نمیاد دلم نمیاد این برنامه رو گوش نکنم در اصطلاح سپاس از شما از جامعه مدباتیمون از جامعه نبشداری گفتاریمون که در شجیری فرهنگ ورزشی خیلی تصدید دارن تشکر و سپاس ماشون ما سپاس بازاریم برای تا از محروم همه خیلی لطفی کنیم به برنامه شرمندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم از این که با ما همراه بودید از شما سپاس بازارم انشاءالله این توفیق و سعادت رو داشته باشیم با برنامه دیگر و با عزیزی دیگر در خدمت شما باشیم تا برنامه آینده خدا نگهدار موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم موسیقی در موسیقی درست داریم