محسود شیرازی فرزاد کوهیان محمد کسایی پور همه این اوزو فرامرز همه رو بردون جا مهتی پور اسفهانی همه اونو بردن اونجا و چه تیم خوبی بودیم اینقدر تیم خوب بود که واقعا میگم به راحتی قهرمان میشدیم یک سالی هم دقیقه نوت نایب قهرمان شدیم شهرداری اسفهان قهرمان شد تو وقت اضافه تو دقیقه چل وقتی تو وقت اضافه نایب قهرمان شدیم مثلا اون سال که نقیبتون بود قهرمان شد زوباهان اسفهان همون موقع هم قهرمان میشد زوباهان خوبی داشت یا شهرداری یا زوباهان یادم نیست کدومشون بودن ما دیگه اونجا بازی میکردیم بازی میکردیم موادیم تو دانشگاه آزاد من تو واید تهران مرکز تو دانشگاه تربیت بدنی مدیر آموزش بودم تو همون دانشگاه آزادم بسکت بالا گذاشتین کنار با اونو بازی کن بله همینو خواستم خدمتون بگم دیگه یواش اواش سالهای بازیگری من خیلی زود رفتم سراغ مرابیگری اقا فازه سی سی و یه سال هم بود رفتم سراغ مرابیگری من یه نکیه بگم که ما داریم تو این برنامه یعنی برنامه محبتی گفتگو با آقای آشور گل محمدی صحبت میکنیم این صحبت های آشور گل محمدی عزیز هست که در مورد شرایط خودش داره برنامه صحبت میکنه فکر کنم باید یه سر بزنیم همکارانمون تو اتاق فرمان آقای گل محمدی بریم یه فاصله داشته باشیم برگرم در خدمتون خواهیم همراهان خوب و سمیمیه برنامه محبتی گفتگو بخش سفن و پایانی صحبت خودم رو ادامه میدم با آشور گل محمدی عزیز بازیکن اسبقه تیم ملی بسکتسپال و باشکه های مختلف کشورون که در حال آزر رو ممانه مربی و کاشناس حضور دارن خب تا اینجا گفتی آقای گل محمدی که رفتی تو تیم دانشگاه آزاد و استختام این تیم هم شدی و سالهای سال در این تیم بازی کردی البته اصلاح بکنم این که الان با توجه می که دوستان به من لطف دارن من بازیکن تیمهای ملی امید بودم بزرگ سالان دعوت شدم چند دوره بلاخره تیم ملی بودی دیگه در نوع جوانان جوانان هم بودم شما محبت دیگه خب از بازکتبال گفتی و بریم سراغ دانشگاه آزاد اون سالهای آخر بازی میشه تقریبا بله سالهای آخر بازی میشه دانشگاه آزاد دیگه تیمش منحل شد تیمش منحل شد کارش نمیتونستیم بکنیم البته ما اون موقع من دوستای خیلی خوبی داشتم یکی از این دوستای خیلی خوبم آهی ماشالله لطیفینیا بود در باشکاه پیکان خب ایشون منو برد اونجا به من گفت تو مربی خوبی میشی البته لطف داشت من مربی خوبی شد نشدم ولی ایشون به من لطف داشت منو برد اونجا کرد مربی تیم پیکان یعنی برشون بازی نکردی برا پیکانی ها نه یعنی مربیگری رو از همون آخرین باری که دیگه دانشبه آزاد منحل شد شما رفتی بلا فاصله مربی پیکان شدی رفتی میگی مربی یعنی سر مربی یا نه من رفتم اونجا اونجا مثلا یه سلسل مراتبی داشت ما اول رفتیم تیمایی کولونیشو جمع کردیم کولونی یعنی چی یعنی تیمایی کارمندی کارگیری شرکتیشو یه جوری به اون شنو برد نگانو مثل من که شاید متوازی نشن بعدش رفتیم و دیگه آقای دادرس هم بودن رئیس باشون آقای دادرس خدا حفظشون بکنه چقدر سبب خیلی شدن چقدر اون سال ها استخدام کردن چقدر تیم خوبی داشتن خیلی ایشون مرد بزنگه تیم ها بودن آقای دادرس خیلی به ورزش این کشور کمک کرد آقای لطیفینی ها منو برد اونجا من یادمه که ما اومدیم و اونجا کار میکردیم آقای لطیفینی ها گفتم که من میتونم برم با تیم بزرگ سالان یه چند سالی کار کردم با اونوان مربیه اینجا و با تیم بزرگ سالان اون موقع مربیه تیم بزرگ سالان پیکان تازه تشکیل شده با تیم پیکان مدیر فنیش آقای استاد آتشی بودن خدا بشه واقعا ایشالله که زودترم برده از بردیماری هستن زودتر خدا شفاشون بده واقعا خیلی کمک کردم به تیم پیکان اون تیمو تشکیل لدم من با آقای دادرست آقای لطیفینی ها صحبت کردن کمک آقای سعید فتی شدم آقا رزا خلیلی مدیر تیم بودن سعید خان سر مربی بودن من کمک سعید خان فتی شدم دیگه کمک سعید خان شدم کمک مربی تیم اصلی پیکان شدیم باش کار لیگه برتر اونجا اگه راست شو بخوای سه ماه چرا نکن حالا دلیلش این بود دلیلش این بود که تیم هما تیم هما آقای هفصیفرد اومدن گفتن که ما میخواییم مربیمونو اول یه مربی جوون بذاریم خدا رحمت کنه جعفر خان قرخانی رو جعفر خان رو بذاریم مدیر تیم شما بیا اینجا به عنوان مربی تیم هما بشه تو لیگه برتر سر مربی باشیم سر مربی من رفتم دیدم که یکی دوتا بازی دیدم جعفر خان میام میشینن مرحوم قرخانی میشینن پشت نیمکت و گفتم جعفر خان چرا نمیان چیزی به من نگفتن بعدش متوجه شدم که ایشون حالا به مشکل برخوردن و نمیخواد به عنوان مثلا مدیر وایسه فقط اومد کنار اتیم یه سالی هم اونجا کار کردیم تیم هم خیلی خوب نتیجه گرفت یه سری جوون آورده بودیم آقای هفصیفرد خیلی کمکیمون میکرد برای اولین بار شاید شما بابر نکنیم اون موقع مثلا سابقه نداشت ببرید دوربین بیارید فیلمارو آنالیز کنیم و برای بچه آنالیز میکردیم از اون کار انجام میده دیدید شاید بگم مثلا میفرستادم کمک همون که بره سر مسابقه ها تا امیدواریتی ما یواشتکی با این دوربین دستی ها زبکه بیاره و برای رفته بعد آنالیزش بکنیم یعنی این همچین کارهایی کردیم تیمه خیلی خوب نتیجه گرفت خب اون موقع حالا تو اون تیمه همایی که بودیم حادی آمری بود که الان سر پرسته تیمه مهدور هستن برادران آمری برادران مرحوم یارمحمدی بودن حسین دو سه تا بازیکن محمد آبدینی بود بازیکن های بسیار خوبی داشتیم دیگه اونجا بودیم و سال بعدش دانشگاه آزاد گفت آقا ما میخواییم تیم بدیم شاواد بیایید تیمی خودم کارمند دانشگاه آزاد بودم دیگه ما یه تیم از لیگ یک شروع کردیم دیگه اینجا شباد امپیتری برم آره زمانمون یه مداری کمه دیگه آخره بعد ماست دانشگاه آزاد یه تیمی درست کرد و ما رفتیم دانشگاه آزاد یه تیم تو لیگ یک درست کردیم بدون شکست قهرمان لیگ یک شدیم اومدیم لیگ بردن حالا اینجا یه فاصله خدمت یعنی یه فاصله افتاد بینی که منحل شد دوباره تیم تشکیل شد کی آقای دکتر قدیمی خدا بشون سلامتی به دست بستاده من بودن من فکر میکنم ورزش کشور مخصوصا در دانشگاهی خیلی مدیونه ایشونه در دانشگاه آزاد در کلن دانشگاهی اون موقع این روال نبود که ورزشکارای قهرمان بیان توی دانشگاه ایشون باعث شد که همسو درقیب بشن ورزشکارا به ادامه تحصیل هم ورزش دانشگاه آزاد قبیل بشن ورزشت ما رو بردن اونجا همه نیروهاشون رو جمع کردن چندین دوره تیم باشکاه دانشگاه ها شد باشکاه برتر کشور یه جوری شده بود که سالی پنجا شست تا اعظام خارجی راشتی بود اون موقع رئیس دانشگاه ها دایی ریتر جاسبی بودن ایشون حمایت میکردن تیما اعظام میشدن خیلی خوب بود اصلا فکر میکنم یه دوران تلایی بود تو ورزش کشور که مخصوصا دانشگاهی که ایشون اومدن این حمایت ها رو کردن این اتفاق ها افتاد و اون سال ما تیممون بدون شکست اومد لیگه برتر چون کارمند بودیم اومدیم لیگه برتر گفتن شما دیگه باید بشید سرپرسته تیم سرموربی نشدید گفتن که سرموربی از جای دیگه میخواییم بیاریم شما باید بشید سرپرسته تیم گفتیم آقا ما تیما اول جلیم اومدیم گفتیم قانون بود دیگه یه قانونی بود که نمیدونیست یعنی تو لیگه ایش میشد سرموربی گریه کنی اون سال بعدش این قانونو گذاشتن آفه می کنم به خاطر من گذاشتن به خاطر آشوری گلوه محمدی نه بسر ولی اومدیم و و واقعا اون سالها خیلی خوب کار کردیم این روال ادامه پیدا کرد دانشگاه آزاد تیم داد من کنارش بودم خیلی سال ها من همونجا بازنشست شدیم شدیم سال نوید و هفت تقریبا هفت سال پیش هفت سال پیش بازنشست شدیم تا نوید و هفت داره تیم دانشگاه آزاد بودیم اصلا تیم داشتیم و بعدش که ما رفتیم چون دیگه کسی نبود این تیمو حفظ بکنه تیم منحل شد دیگه آقای دکتر قدیمی هم نبودن دیگه نه بسر نکذاریم دوتا مرحله تلایی داشت دانشگاه آزاد یکی موقعی آقای دکتر قدیمی بود دو سه تا یکی موقعی که آقای عزیز خانی بودن یکی هم موقعی که آقای دکتر دادکان بودن وقتی آقای دکتر دادکان اومد ورزش دانشگاه آزادم خیلی خیلی پیشرفت کرد من یه ترحی داده بودم به آقای پهلوان آقای پهلوان یه زمانی که آقای دکتر دادکان رئیس فدرسان فوتبال بودن ایشون فکر میکنم دبیرشون یه ترحی رو دادم که آقا ما بیاییم مسابقات اونو انقدر دانشگاه استقبال میکنن سه تا دسته بکنیم اینه فوتبال اینه بسکتبال دسته یک دسته دو دسته سه که هم دانشگاهی بیشتری بیانم ستبندی کردیم و واقعا خیلی فعال شد دیگه بعد از اینکه ایشون رفتن ایشون خوص نشونیم بود که وقتی آقای دکتر دادکان اومدن اونجا شد معاونت از اداره کل یه ارتقای بسیار وقتی ایشون رفتن دوباره بریشت به روال سابقش ایشون هر جا که میرن خب دوست دارن قوی کار کنن این اتفاقا افتاد و دیگه ورزش دانشگاه من فکر کنم بعد از رفتن ایشون خیلی افت کرد بعد از اینکه بازنشست شدیم چی کار کردی کجا رفتی؟ بعد از اینکه بازنشست شدیم راستشو بخواین حالا من رفتم اول باشکاه شیمیدور به عنوان مدیر اجرایی باشکاه شیمیدور باشکاه بسیار بزرگی بود آقای درگوکاسیان مدیر آملش بود ایشون هم خیلی برای بسکتبال زحمت کشیدن خیلی آدم بزرگی بودن بعد از اون رفتم نوبوق که تو اراک بود همین آقای کبرا بود آقای نجدیک خان اونجا بودن اونجا هم تو لیگ برتر من به عنوان مدیر اجرایی و سرپرستشون بودم آقای سامری سرماربی بودن خیلی خوب نتیجه گرفتیم نسبت به بودجهی که داشتیم و بعد از اون اومدم پیکان دوباره پیکان یه تیم لیگ یکی داشت تیم لیگ یکی داشت که اومدیم لیگ یک و اومدیم لیگ برتر سوام شدیم چون اونو فعالیت میکردیم به عنوان سرماربی پیکان اومدم سرماربی خیلی تیم خوبی بود با اینکه آسیب دیده هایی بسیار زیادی داشتیم خیلی بعدا بردیم ولی اومدیم لیگ برتر اومدیم لیگ برتر من هنوز پیکان هستم با اینکه تیم نداره ولی مربی تیم همین کلورنی و کارگری و شرکتی و کارگری مربی تیم کارمندی و کارگری هم کارمندیش و کارگری فرق میکنه نه جفتشون با همه اونجا هستیم یعنی سر کردیم این چراغ روشن نگهداریم تا ببینیم شاید بشه کهی اومدی رادیو آقای گل محمدی کهی با ما همکار شدی خیلی وقت پیش من یادم رادیو نه هنوز اینکه ثابت یعنی ثابتی نگهد شما گزارش ها رو تشریف میدی بانو گزارشگر و تو برامه جهان بسکتبال هم هستید دیگه اگه یادتون باشه آقای سعید فتی بعد آقای ایلیاوی اومدن برای کارشناسی تو برنامه های رادیو آقای ایلیاوی بودن که بعدش آقای سعید فتی اومدن من به عنوان کارشناس می اومدم اون موقع مدیر شبکه الان اسمشون خاطرم نیست از قدیمی های رادیو بودن آقای قاسمی نه نه آقای ندیری آقای ندیری بودن که ما اومدیم تو رادیو و یه بار اومدم سر برنامه به عنوان کارشناس اینو خدمتون بگم موجی نه اومده بود نه گفتن که آقای سعید خان رفته دیگه شما باید هم موجی باشیم هم کارشناس آقای ندیری گفتن که اولا ما برنامه را شهیدیم و دیدیم دیدیم که شما میتونین به ما لطف داشتن شما تواناییشو داری ما شدیم موجی کارشناس دیگه سالها این برنامه را هم به عنوان موجی اجرامی کریم هم به عنوان کارشناس بعدش که آقای قاسمی اومد بهشون پیشنار دادم گفتم که خیلی سخته هم موجی باشین هم کارشناس یه موجی بذاری که نرم هم کارشناسی کنیم یه موجی بذاریم هم کارشناسیشو میکنیم هستیم تا که یک سالی شد من رفتم نوبوغ عراق همون سالی که خدمتون گفتم دیگه تهران نبودم یه چندین ماهی وقف افتاد دوباره برگشتم و این کار رو ادامه دادم و چقدرم خوشحالم دوستای خوی مثل شما پیدا کردم و این کار خیلی کار حساسی آقا عبو فازلی شما باید که باید سالتی رو داشتم که توی بزرگشه وردشی خدمت میدونیم چه سالی گفتی ازدواش کردی که بعد از اینکه همسره همینو خیلی براتون میگم اون سالی که اومدم دانشگاه سر مربی بودم من همسره اولم فوت کردم همسره اولم فوت کردم سالی بسیار سختی بود خیلی بچه هم توی تیم به هم وابستگی داشتن و سختی که امو جمع کردیم و بازم اومدیم لیگه برتر یعنی بچه ها هم قسم شدن که دیگه اومدیم لیگه برتر و اینو باید خدمتون میگم من دوباره که ازدواش کردم واقعا اینی که تونستم پاشه همسره زندگیم به کارام ادامه بدم مدیونه همسرم هستم الان یه دختر دارم که این هفته کنکور داره امیدوارم با هفته همیه بچه داریم احتمال داره مایی که برامی ما پخش میشه کنکور داده باشه داده باشه اسمش نمیگی به ما؟ اسمش وینوسه همسرم کمک هم میکنه توی این شرایط خیلی خیلی همراه همه واقعا شما میدونی کسایی که مربی هستن یا ورزشکار هستن نیستن خونه هیچ وقت دیگه بار زندگی رو ایشون تنظیمی بیشون ایشون هم ورزشیه مربی بینوملالی یوگا هستن خودشون حالا شاگرد دارن ایشون هم کارش ورزشیه وینوس ورزش میکنه؟ والیبال کار میکن ماشالله قدقه وارهاش هم خوبه ولیبالیست خوبی هم بود ولی دیگه حالا به خاطر درس خوندن و اینا رفت اینجا و بهش گفتم که بری دانشگاه به ایشون گفتم بری دانشگاه اونجا میتونی حرفه ی دیگه ادامه بودی ایشالله که بره و این اتفاقا بیفته ولی واقعا دارم میگم من با اسادید بسیار بزرگی کار کردم مرحوم محمود مشهون مرحوم نوربخش مرحوم دکتور تبایان اینا همه مرحوم آی دکتور تبایان در اسفحان بودن رئیس انجامان و اسکتبال دانشگاه سرسری بودن کلی به زهتونون خیلی کمک کردن داروشخان نبوی مرحوم داروشخان نبوی مرحوم آقایی آرحمدی مربی ما بودن تو دانشگاه آزاد چند سالی آقایی مرشدی آقایی معصومی و همون جایی که خدمتون اول برنامه گفتم مرحوم شکوری که واقعا دارم میگم اصلا این برنامه رو تقدیم کنیم به علی آقای شکوری که از انسانهای واقعا با معرفت با شرافت کار درست و با اخلاق وردش کشور در شیرهاشی بسکتبال بودن خدا رحمتشون کنه الان دخترشون دارن تا حدودی کارایشونو ادامه میدن اون کارای آمون منفعو بله این سراب خیلی بودن واقعا حالا واقعا دارم میگم این دوستان تو بسکتبال خیلی به من کمک کردن ایشالا اونهایی که زنده هستن خدا حفظشون میکنن هنوز به عنوان مربی فعالیت میکنم خیلی دوست دارم و دوست داریم مثلا به چی برسی آخرش کجا رو میخوایی بگیری آخرش مثلا مربی تیم ملی بشی آخرش دیگه بخواد میشی مربی تیم ملی ولی دوست دارم آخرش همه دوستم داشته باشه یعنی اصلا این چیزی که شما میگیم من اینکه تجربه هایی خوشحالت میکنه کسی رو ناراحت نکنم همه دوستم من شاید تو مربیگری یکی از چیزهایی که حالا خیلی بچه هایی که با هم داشتن برام جونشونو میذارن بازی میکنن اینکه رو روابط انسانی خیلی تحکیم دارن اینم بگم آشون گل محمدی باقی هر وقت میده تو استیدیو رادیو وردش همه دوستش دارن همیشه خوشخنده خوش برخورد خیلی گرم سمیمی و واقعا تو دل همه جا دارید شما محبت دارید و به امان آخرین سال من میتونم بخشن اصلا خیلی سال کلیه دیگه نمیخونم کارشانستی کنیم اما بهترین لحظه بسکتبال ایران تو این سالهایی که حالا چه مربی بودی چه بازی کن بودی رو چه زمانی حساس کردی بهترین لحظه بسکتبال ما اون موقع بود که حالا دیگه همه میدونن دیگه که ما یه نسل تلایی داشتیم نه اون مثلا یه زمانی که مثلا بگی این قهرمانیه یا این مثلا برده اون سالی که ما با تیم امیدمون که حامد توش بازی میکرد قهرمان آسیا شدیم توی تهران بود من یادمه توی یه کوارتر حالا بیست موالا بود جای سودن ناختن نبود اون خیلی از اونجا بود که رشت بسکتبال ما شروع شد و بسکتبال ما واقعا یه پیشرفت قابل توجه یه سالی سالی هم مفتاد بپرسم این خیلی فرمیه ها یه بله یا خیل فقط میخوام بگی آیا اگر حامد حد دادی تو اون سالهایی که این افتخارات به دست اومد نبود این افتخارات به دست میامد؟ به سختی یعنی ممکن بود باشه بلی خیلی سخت نمیشه بگی نه حامد استثناست دیگه حامد بازی کنه مثل سمدنیک خواه نداریم مثل مهدی کامرانی نیومده هنوز این ها واقعا یه نسل تلایی ما هستن که حالا اون نسلی که بودن آقای داوری و امارست بودن تو اونها بازی میکردن شاید واقعا سالها بگذره ما بتونیم یک بازیکنهایی یا نسلی مثل این بازیکنها خیلی سخته ایشالا که بازم بتونیم همچین افرادی رو در بسکت برای کشتوارمون پیدا بکنیم و بهشون ببالیم به این جوانان ایور رشید و پرقدرت ورزشکاران عزیزمون در کشتوارمون در رشته مختلف ممنونم آشری گل محمدی خیلی خوشحال شدم تو این برنامه با این شیوه با هم صحبت کردیم خواهش بگو من فکر میکردم وقت زیاد بیاریم و الان دیدم وقت کم آوردیم نشانی میشه یه برنامه دیگه زبط کنیم نشانی میشه یه برنامه دیگه زبط کنیم ولی واقعا خیلی جای صحبت بود خیلی میشه راجعه بسکتبال یا راجعه به خاطران کلی خاطره بود که کلی فقط آلبام و مجلد و کتاب و خود رو بردیم کلی خاطره بود که میتونستیم خاطره بازی کنیم امیدوارم اگه فراموش کردم خدایی نکرد از بزرگای خودم یاد کردم منو ببخشن چون خیلی از بزرگای در بسکتبال بودن ممنونم از شما که این فرصت و اختیار ما دارید در اختیار ورزش بزرگایی جای شما عزیزم و بزرگان در همچین برنامه هایی هست که این کمترین کاریه که ما میتونیم در قبال زحماتی که شما سالها برای ورزش به خصوص بسکتبال کشیدین انجام بدیم قربون شما شما رو به خدا میسنم میدونم که الان وقت برنامه تموم شده شما به ما لطف دارید تو وقته به قول خودمون الان وقت اضافه از کمترین برای داریم این برنامه رو ادامه میدیم شما رو به خدا میسنم برای تو ارزو موفقیت میکنم سپاس کنم که ما رو حمایت کردن اون پشت سحنه بودن از ایشون هم تشکر میدونم برای تو ارزو موفقیت مچکرم مربی بسکتبال بازیکن اسبقه تیم ملی از کاشناسان خوب رشته ورزش بسکتبال که توی این برنامه حضور پرده کردین و به اتفاق ایشون مهمان محترم برنامه با همه شما شنوندگان خوب محوطه گفته و خدافزی میکنم روز و شب بر شما خوش و خدا نگهدار او جان من میمانی ای وطن به زیر پاف تداندلی که بحر تو ندرزد شرح این آشقی ننشی ندرس و خم که بحر عشق والای تو همه جهان نگرزد محوطه گفته و شب بر شما شنوندگان خوب محوطه گفته و شب بر شما شنوندگان خوب او جان من میمانی ای وطن به زیر پاف تداندلی که بحر تو نگرزد شرح این آشقی ننشی ندرزد شرح این آشقی ننشی ندرزد شرح این آشقی ننشی ندرزد شرح این آشقی که بهر تو ندر زد شعر این عاشقی ننشی ندر سخم که بهر عشق بالای تو همه جهان نگرزد ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران بد بحران ای عشق سوزان ای شیرین ترین رویاه من تو بمان در دل و جان ای ایران ایران ای ایران ایران ایران ایران گلزار سدت دور از تاراج خزان جور زمان ای مهر رقشان ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان انتخاب ما احترام به دیدگاه ها احترام به دیدگاه ها پاستاشت تفاوت ها پاستاشت تفاوت ها ارتقاء دانائی ها ارتقاء دانائی ها و افضایش آگاهی ها افضایش آگاهی ها ما شما را می شنیم انتخاب شما ردیو وزش سه دو یک سه دو یک سه دو یک شدید بسداد شدید بسداد ن یه بختیم و يا گرم که برای ب !!! من سر الطوانیここです خ اللی module mark... موسیقی روز شماره وزش به نام خدا سلام امروز پنج شمبه نهومه مرداد سال 1404 خوشیدی و حربه از با ششمه ماه سفر سال 1447 هجری غمری و سیویکم جویی سال 2025 میلادی موسیقی ورزش جهان در چنین جوزی موسیقی سال 1932 در چنین روزی در مسابقه نهایی 27 دوره رقابت های تنیس جام دیویس در شهر پاریس فرانسه 3 بر 2 امریکا رو شکست داد سال 1934 در چنین روزی در مسابقه پایانیه 29 دوره رقابت های تنیس جام دیویس در شهر لندن بریتانیا 4 بردک امریکا رو شکست داد سال 1936 در چنین روزی کومینته بینمونالی اولمپیک شهر توکیوی جاپن رو با عنوان میزبان بازیه اولمپیک تابستانی در سال 1940 معرفی کرد البته بعدها شهر توکیو از میزبانی این رویدات انصلاف داد و از سوی دیگر وقوع جنگ جهانی دوام هم مانه از برگزاری این مسابقات شد سال 1998 در چنین روزی به دنبال ناکامی تیم ملی ایتالیا در جام جهانی فوتبال فرانسه چزار مالدینی از سمات سمباربیگری تیم ملی این کشور برکناشد سال 2012 در چنین روزی در دور دوم رقابت های تنیس بازی های اولمپیک لندن حد نصاب طولانی ترین رقابت تنیس در تاریخ اولمپیک به سفت رسید در این مسابقه که 3 ساعت و 56 دقیقه به طول انجامی جو ویلفیت سونگا برابر میلوش راونیچ برنده شد شخصیت های امروز روز 31 جویه سال 1989 ویکتوری آزارانکا ستاره تنیس بلاروس متبلد شد ویکتوری آزارانکا که سابقه قرار گرفتن در حتبه نخوص ردبندی تنیس بازی در سال هرفهی جهان رو هم داره دو با در سال های 2012 و 2013 فاتح رقابت های ویمبلدون شد ویکتوری آزارانکا سه با در مسابقه نهای رقابت های آزاد امریکا شکست خورده او در بازی های اولمپیک 2012 لندن در بخش انفرادی به نشان برونز رسید و در بخش میکس دو نفره نشان تلا رو برگردن آویخت روز 31 جویه سال 2009 سر بابی رابسون بازیکان و سرمانبی از فرق تیم ملی فوتبال انگریز در شهر درهام درگذشت سر بابی رابسون که در پاست محاجه انبازی میکرد در رده باشکایی تیم سالهای 1950 تا 1958 حضور در تیم های فولام ویسبرونویچ و وانکوور رویالز رو تجربه کرد او تیم سالهای 1957 تا 1962 در بیست بازی به تیم ملی انگریز چهار گل زد سر بابی رابسون تیم سالهای 1982 تا 1992 سر بابی رابسون تیم ملی انگریز بود و با این تیم رتبه چهارم جام جهانی 1990