متاسفانه اتفاقی براشون پیش اومد فوت کردم من توی هما که بودم بعدش که اومدم توی دانشگاه آزاد این شرایط اونجا برام اونجا من ازدواج کردم توی هما خدا حفظشون بکنه آقای سعید حفظیفرد و آقای میرفخرایی برن گفتن آقا کادو تولدتون برین دو روز مهمون ما کادو ازدواج ازدواجتون برین دو روز مهمون ما بلیت هم که احتمالا بهتون دادن کارهای خوب خیلی خوب اصلا توی بعضی از تیمایی اتفاقات وقتی انجام میشه خارج از گفتگو و صحبتمون این که بازیکن دیده میشه شرایط زندگیه که بازیکن سنجیده میشه و این نکته های ریز رو یه بلیت بوده یه هوتل دیگه اتفاق نمیفته مالا خودشون هم بوده اما این که این کار انجام میشه کسی مثلا آشور گلو محمدی میگه پس من بر اینگی مرزش دارم پس من هم تمام به قول اموزیات صدم رو میذارم تمام طبان هرچن همه میذارم ولی با یک تصوب بیشتر به کارمون دیدامون میدیم حالا من ممکنه تاریخها رو اقب جلو بگم حالا حدودیه دیگه بعد از هما ما که هما بازی کردیم اومدیم لیگ برتر یه شرایطی پیش اومد یه دو سال هم تو لیگ برتر بودیم تیممونم نسوطن خوب نتیجه میگرفت اونجا هم بازیکنهای بسیار بزرگی بودن ابراهیم الهی بود محمد کسایی پور بود بازیکنهای بسیار خوب بودن مهران حاتهی بود و آخرین سالاشو توی هما بازی کرد بعد چی شد رفتی دانشگاه آزاد؟ حالا اینو آقای قربانی وفا نمیدونم اسمشو شهدین یه نه اسمشون رو متاسفانه نشنیدم تیم بسکتبال دانشگاه آزادو بنیان گذاشت راه اندازی بسکتبال در دانشگاه آزاد حتی عجیب خودشون حزینه میکردن یعنی این تیم بسکتبال فعی دانشگاه آزاد که همیشه روز مدعی هست سابقه شدن میگرد نزدیک به سی سال پیش دقیقا اون موقع که آقای قربانی وفا تشریف ها بردن اونجا از واقعا تأثیر گذارا بودن تو برزش دانشگاه از نیرو هوایی بازنشسته شدن اومدن اونجا و بعدش که اومدن یه تیمی جمع کردن خیلی به بسکتبال علاقه من بودن ایشون اومدن یه تیمی جمع کردن ماها رو همه رو دوره هم جمع کردن یه تیم خیلی خوب یه تیم خیلی خوب که قهرمان ایران شد قهرمان دهیفج شدیم برای اولین بار بسابقه دهیفج با حضور تیمای خارجی برگذار شد ازبکستان، چین، جمهوری آزربایجان این تیما اومدن که ما تو فینال ازبکستان رو بردیم یعنی شما اونجای تورومنت یا مسابقات خارجی رو هم تجربه کردیم در داخل کشارم و در داخل تیما خارجی بعدش ایشون میگم خیلی آدم قویی بودن خیلی آدمی بودن که فکر آیندن بودن اومدن به ما گفتن آقا هرکی میخواد استخناف شد بیاد دانشگاه آزاد من رفتم دانشگاه آزاد استخناف شما شدی کارمند دانشگاه آزاد اسلامی وحیده تهران مرکز تهران مرکز که الان انتهای بلوار ارتش سمت سوهانک یکی از چیزاشون حتی تو پونک هم داره فنیش پونکه اون ورش پونه ولی این ور سوهانک شده سوهانک خیلی خوب و شکر کرده این سوهانک خیلی خوبی داره که خب اینجا رو مرحوم آقای دکتر تهرانچی خریدن روشون شاد باشه شهی تهرانچی عزیز شهی تهرانچی خریدن از فکر میکنم بنیاد شهید بود فکر میکنم اونجا یه ساختنانی بود فکر میکنم دقیق نمیدونم خریدن اونجا و چه جای خوبی شد برای دانشگاه اصلا یه دانشگاه تحریت و بدنی یه جای خیلی بغلاده اختصاصی برای تحریت و بدنی اون سال نهای مجازه برای آقای اون خانوما ما اومدیم اونجا دانشگاه آزاد و دیگه اونجا بازی کردیم چند سالی هم اونجا بودیم خدمت آقای قربانی وفا تا اینکه دیدین که بعضی جاها قائم به فرده دیگه آقای قربانی تشریف بردن مرحوم شکرریس که رئیس واحد تهران مرکز بودن تشریف بردن و اون تیم که قهرمان ایران بود قهرمان دانشگاه ها بود خیلی تیم قوی شما قهرمان دیگه برتر میشدین بله علی توفیق مصطفى عشمی مهران شاینتب مصدر شیرازی فرزاد کوهیان محمد کساییپور همه اینا و فرامرز همه رو بردن اونجا مهتی پور اسفانی همه اونو بردن اونجا و چه تیم خوبی بودیم اینقدر تیم خوب بود که واقعا میگم به راحتی قهرمان میشدیم یک سالی هم دقیقه نوت نایب قهرمان شدیم شهرداری اسفان قهرمان شد تو وقت اضافه تو وقت اضافه نایب قهرمان شدیم مثلا اون سال زوباهان اسفان همون موقع هم قهرمان میشد زوباهان کنیتیم یا شهرداری یا زوباهان یادم نیست کدومشون بودن ما دیگه اونجا بازی میکردیم بازی میکردیم اومدیم تو دانشگاه آزاد من تو واید تهران مرکز تو دانشگاه تربیت بدنیم مدیر آموزش بودم که هم کارمون میکردم هم بارمند دانشگاه آزاد بودیم هم برای تیمشون بازی میکردیم تو همون دانشگاه آزاد هم بسکت بالا گذاشت این کنار با اونو بازی کن بله همینو خواستم خدمتون بگم دیگه یواش یواش سالهای بازیگریه من خیلی زود رفتم سراغ مرابیگری اقا فازری سی سی و یه سالم بود رفتم سراغ مرابیگری من یه نکیه بگم که ما داریم تو این برنامه یعنی برنامه محبت گفتگو با آقای آشور گل محمدی صحبت میکنیم این صحبت های آشور گل محمدی عزیز هست که در مورد شرایط خودش داره برنامه صحبت میکنه فکر کنم باید یه سر بزنیم همکارانمون تو اتاق فرمان آقای گل محمدی بریم یه فاصله داشته باشیم و اگر این را خدمتون خواهیم همراهان خوب و سمیمیه برنامه محبت گفتگو بخش سفن و پایانی صحبت خودم رو ادامه میدم با آشور گل محمدی عزیز بازیکن اسبقه تیم ملی بسکتبال و باشکه های مختلف کشورون که در حال آزر به ممانه مربی و کاشناس حضور دارن خب تا اینجا گفتی آقای گل محمدی که رفتی تو تیم دانشگاه آزاد و استخدام این تیم هم شدی و سالهای سال در این تیم بازی کردی البته اصلاح بکنم این که الان با تحجیمی که دوستان به من لطف دارن من بازیکن تیم های ملی امید بودم بزرگ سالان دعوت شدم چند دوره بلاخره تیم ملی بودی دیگه در نوع جوانان جوانان هم بودم ملی پوش بوده دیگه شما محبت دیگه تو مربی خوبی میشی البته لطف داشت من مربی خوبی شاید نشدن ولی ایشون به من لطف داشت منو برد اونجا کرد مربی تیم پیکان یعنی برشون بازی نکردی برای پیکانی ها نه دیگه من بازی مربیگری رو از همون آخرین باری که دیگه دانشگاه آزاد منحل شد شما رفتی بلا فاصله مربی پیکان شدی بله رفتی میگی مربی یعنی سر مربی یا نه نه من رفتم اونجا اونجا مثلا یه سلسل مراتبی داشت دیگه ما اول رفتیم تیمایی کولونیشو جمع کردیم کولونی یعنی چی؟ یعنی تیمایی کارمندی کارگیری شرکتیشو یه جوری بگو شنو و نگانو مثل منک شاید متوجه نشن بعدش رفتیم و دیگه آقای دادرست هم بودن رئیس باشکن آقای دادرست چقدر سبب خیلی شدن چقدر اون سال ها استخدام کردن چقدر تیم خوبی داشتن خیلی ایشون مرد بزرگا آقای دادرست خیلی به ورزش این کشور کمک کرد آقای لطیفینی ها منو برد اونجا من یادمه که ما اومدیم و اونجا کار میکردیم و آقای لطیفینی ها گفتم که من میتونم برم با تیم بزرگ سالان یه چند سالی کار کردم با اونوان مربیه اینجا اون موقع مربیه تیم بزرگ سالان تازه تشکیل شده بود تیم پیکان مدیر فننیش آقای استاد آتشی بودن خدا بهشون واقعا ایشالله که هرچه زودترم برده هست برده هستن زودتر خدا شفاشون بده واقعا خیلی کمک کردم به تیم پیکان اون تیمو تشکیل لدن من با آقای دادرست آقای لطیفینی ها صحبت کردم کمک آقای سعید فتی شدم آقا رزا خلیلی مدیر تیم بودن سعید خان سر مربی بودن من کمک سعید خان فتی شدم دیگه کمک سعید خان شدم اومدی کمک مربی تیم اصلی پیکان شدیم باش کار لیگه برتر چند سال اونجا بودی؟ اونجا اگه راستو شو بخوایی سه ماه چرا مکن حالا دلیلش این بود دلیلش این بود که تیم هما تیم هما آقای هفصی فرد اومدن گفتن که ما میخواییم مربیمونو اول یه مربی جوان بذاریم خدا رحمت کنه جعفر خان قرخانی رو جعفر خان رو بذاریم مدیر تیم شما بیا اینجا به عنوان مربی تیم هما بشه و تو لیگه برتر سر مربی بازیم اینجا دیگه سر مربی وست وسته شدی؟ اونجا نفر دوم بودی اینجا میشه نفر اول بعد جایی که خود براشون بازی کرده بودی شرایط خیلی فرم کرد و خودم به لحظه تو همه هم یه عرقی داشتم و اگر شاید الان بود انتخاب نمی کردم چرا؟ چون اونوقت به من گفتن که جعفر خان قرخانی هستن و ایشون به عنوان مدیر تیم هم نمیخوان کار کنن شما بیا اینجا سر مربی بشن که من رفتم دیدم که یکی دوتا بازی دیدم جعفر خان میام میشینن مرحوم قرخانی میشینن پشت نیمکت و گفتم جعفر خان چرا نمیان چیزی به من نگفتن بعدش متوجه شدم که ایشون حالا به مشکل برخوردن و نمیخواد به عنوان مثلا مدیر وایسه فقط اومد کنار اتیم یه سالی هم اونجا کار کردیم تیمونم خیلی خوب نتیجه گرفت یه سری جوون آورده بودیم آقای هفصیفرد خیلی کمک میکرد برای اولین بار شاید شما باور نکنیم اون موقع مثلا سابقه نداشت ببرید دوربین بیاری فیلمارو آنالیز کنیم و برای بچه آنالیز میکردیم شاید بگم مثلا میفرستادم کمکمو که بره سر مسابقه ها تمنید ایتما یواشنکی با این دوربین دستی ها زبکنید بیاره و برای هفته بعد آنالیزش بکنیم یعنی یه همچین کارهایی کردیم تیمه خیلی خوب نتیجه گرفت خب اون موقع حالا تو اون تیمی همایی که بودیم حادی آمری بود که الان سر برسه بردران آمری بردران آمری بودن حسین دو سه تا بازیکن محمد آبدینی بود بازیکنهای بسیار خوبی داشتیم دیگه اونجا بودیم و سال بعدش دانشگاه آزاد گفت آقا ما میخواییم تیم بدیم شاید بیایید تیمی خود کارمند دانشگاه آزاد بودن دیگه ما یه تیم از لیگ یک شروعی کردیم دیگه اینجا شباید امپیتری برم آره زمانمون یه مداری کمه دیگه آخره بعد ماست دانشگاه آزاد یه تیمی درست کرد و ما رفتیم دانشگاه آزاد یه تیم تو لیگ یک درست کردیم بدون شکست قهرمان لیگ یک شده اومدیم لیگ بردر حالا اینجا یه فاصله خدمت یعنی یه فاصله افتاد منهر شد دوباره تیم تشکیل شد که آقای دکتر قدیمی خدا بشن سلامتی بده از بستاده من بودن من فکر میکنم ورزش کشور مخصوصا در دانشگاهی خیلی مدیونه ایشونه در دانشگاه آزاد در کلن دانشگاهی اون موقع این روال نبود که ورزشکارهای قهرمان بیان توی دانشگاه ایشون باعث شد که هم سو برقیب بشن ورزشکارها به ادامه تحصیل هم ورزش دانشگاه آزاد قبیل بشن ورزشت ما رو بردن اونجا همه نیروهاشون رو جمع کردن چندین دوره باشگاه دانشگاه ها شد باشگاه برتر کشور یه جوری شده بود که سالی پنجا شستا اعضام خارجی داشتیم اون موقع رئیس دانشگاه ها دایی ریتر جاسبی بودن ایشون حمایت میکردن تیما اعضام میشدن خیلی خوب بود اصلا فکر میکنم یه دوران تلایی بود تو ورزش کشور که مخصوصا دانشگاهی که ایشون اومدن این حمایت ها رو کردن این اتفاق ها افتاد و اون سال ما تیممون بدون شکست اومد لیگه برتر چون کارمند بودیم اومدیم لیگه برتر گفتن شما دیگه باید بشید سرپرسته تیم سرموربی نشدیم گفتن که سرموربی از جای دیگه میخواییم بیاریم شما باید بشید سرپرسته تیم گفتیم آقا ما تیمو اول جهدیم اومدیم گفتن قانون بود دیگه یه قانونی بود که نمیتونیست یعنی تو لیگه ایش میشه سرموربی گریه کنی اون سال بعدش این قانونو گذاشتن آفه می کنم به خاطر من گذاشتن به خاطر آشوری گرمحمدی نه یاد با سر ولی اومدیم و و واقعا اون سال ها خیلی خوب کار کردیم این روال ادامه پیدا کرد دانشگاه ها زاد تیم داد من کنارش بودم خیلی سال ها دادم و اونجا بازنشست شدیم شدیم سال نوود و هفت تقریبا هفت سال پیش سال نوود و هفت داریم کنار دانشگاه آزاد بودیم اصلا تیم داشتیم و بعدش که ما رفتیم چون دیگه کسی نبود این تیمو حفظ بکنه تیم منحل شد دیده های دست قدیمی هم نبودن دیگه نه از حق نکنیم دوتا دوتا مرحله یه تلایی داشت دانشگاه آزاد یکی موقعی آقای دکتر قدیمی بود دو سه تا یکی موقعی که آقای عزیز خانی بودن یکی هم موقعی که آقای دکتر دادکان بودن وقتی آقای دکتر دادکان اومد ورزش دانش توی دانشگاه آزاد هم خیلی خیلی پیش رفت کرد من یه ترحی داده بودم به آقای پهلوان که معاون آقای دکتر آقای پهلوان یه زمانی که آقای دکتر دادکان رئیس فرسان فوتبال بودن ایشون فکر میکنم دبیرشون یه ترحی رو دادم که آقا ما بیاییم مسابقات اونه انقدر دانشگاه استقبال میکنن سه تا دسته بکنیم اینه فوتبال اینه بسکتبال دسته یک دسته دو دسته سه که هم دانشگاهی بیشتری بیانم ست بندی کردیم و واقعا خیلی فعال شد دیگه بعد از اینکه ایشون رفتن ایشون حس نشینیم بود که وقتی آقای دکتر دادکان اونجا شد معاونت از اداره کل یه ارتقای بسیار وقتی ایشون رفتن دوباره بریشت به روحال سابقش ایشون هر جا که میرن خب دوست دارن قوی کار کنن این اتفاقا افتاد و دیگه ورزش دانشگاه من فکر میکنم بعد از رفتن ایشون خیلی افت کرد بعد از اینکه بازنشست شدیم راستشو بخواین حالا من رفتم اول باشکاه شیمیدور به عنوان مدیر اجرایی باشکاه شیمیدور باشکاه بسیار بزرگی بود آقای درگوکاسیان مدیر آملش بود ایشون هم خیلی برای بسکتبال زحمت کشیدن خیلی آدم بزرگی بودن بعد از اون رفتم نوبوق که تو عراق بود همین آقای کبرا آقای نجدیک خان اونجا بودن اونجا هم تو لیگه برتر من به عنوان مدیر اجرایی و سرپرستشون بودم آقای سامری سرماربی بودن خیلی خوب نتیجه گرفتیم نسبت به بودجهی که داشتیم و بعد از اون اومدم پیکان دوباره پیکان یه تیم لیگه یکی داشت تیم لیگه یکی داشت که اومدیم لیگه یک و اومدیم لیگه برتر سه وم شدیم چه عنوانی فعالیت میکردیم به عنوان سرماربی دیگه پیکان هم مده سرماربی تیممون خیلی تیم خوبی بود با این که آسیب دیده هایی بسیار زیادی داشتیم خیلی برده بردیم ولی اومدیم لیگه برتر اومدیم لیگه برتر من هنوز پیکان هستم با این که تیم نداره ولی مردی تیم همین کلرنی و کارگری و شرکتی من همینکه انگی همه یکی که اونو saُbat میکنید شما هاشون گل محمدی مربیه تیمه کارمندی و کارگریه هم کارمندیش و کارگریه فرق میکنه نه جفتشون با همه اونجا هستیم یعنی سعی کردیم این چراغ روشن نگرداریم تا ببینیم شاید بشه که اومدی رادیو های گل محمدی که اونو هم کار شدی خیلی وقت پیش من یادم رادیو نه الان اینکه ثابت یعنی ثابتی نگرد شما گزارش ها رو تشریف میدی برنامه گزارشگر و تو برامه جهان بسکتبال هم هستید دیگه اگه یادتون باشه آقای سعید فتی بعد آقای الیاوی اومدن برای کارشناسی تو برنامه های رادیو آقای الیاوی بودن که بعدش آقای سعید فتی اومدن من به اموال کارشناس می اومدم اون موقع مدیر شبکه الان اسمشون خاطرم نیست از قدیمی های رادیو بودن آقای قاسمی نه نه آقای ندیری آقای ندیری بودن که ما اومدیم تو رادیو و یه بار اومدم سر برنامه به عنوان کارشناس اینو خدمتون بگم موجری نیمده بود نه گفتن که آقای سعید خان رفته دیگه شما باید هم موجری باشی هم کارشناس آقای ندیری گفتن که آقای ما برنامه رو شهیدیم و دیدیم دیدیم که شما میتونین به ما لطف داشتن شما توانایی شو داری ما شدیم موجری کارشناس دیگه سالها این برنامه رو هم با عنوان موجری اجرامی کریم هم با عنوان کارشناس بعدش که آقای قاسمی اومد بهشون پیشناهات دادم گفتم که خیلی سخته هم موجری باشین هم کارشناس یه موجری بذاری که نرم هم کارشناسی یه موجری بذاریم هم کارشناسی شو میکنیم هستیم تا که یک سالی شد من رفتم نبوغ عراق همون سالی که خیلی من رو گفتم دیگه تهران نبودم یه چندین ماهی وقفه افتاد دوباره برگشتم و این کار رو ادامه دادم و چقدرم خوشحالم دوستای خویی مثل شما پیدا کردم و این کار خیلی کار حساسی آقا عبو فازلی ما چندتا برنامه رو از کدو برنامه داشتیم سالتی رو داشتم که تو بزرگشوی ورداشی خدمت میدهد خدمت میدهد این کسایی که مربی هستن یا ورداشکار اصلا نیستن خونه هیچ وقت دیگه بار زندگی رو ایشون تنهایی میدهد همسره که مایت میکنه از شما مربی بینوملالی یوگا هستن خودشون حالا شاگرت دارن ایشون هم کارش وردشی آشور رنوس وردش میکنه؟ والیبال کار میکرد ماشالله قدقه وارهاش هم خوبه والیبالیست خوبی هم بود ولی دیگه حالا به خاطر درس خوندن و اینا رفت اینجا بهش گفتم که بری دانشگاه به ایشون گفتم بری دانشگاه اونجا میتونی حرفه ای دیگه ادامه بودی ایشالله که بره و این اتفاقا بیفته ولی واقعا دارم میگم من با اساتید بسیار بزرگی کار کردم مرحوم محمود مشهون مرحوم نوربخش مرحوم دکتور تبایان اینا همه مرحوم آقای دکتور تبایان در اسفحان بودن رئیس انجامان بسکتبال دانشگاه سرسری بودن کلی به ذاتولون خیلی کمک کردن داروشخان نبوی مرحوم داروشخان نبوی مرحوم آقای یارحمدی مربی ما بودن تو دانشگاه آزاد چند سالی آقای مرشدی آقای معصومی و همون جایی که خدمتن اول برنامه گفتم مرحوم شکوری که واقعا دارم میگم اصلا دیگه سلام این برنامه رو تقدیم کنیم به علیه آقای شکوری که از انسانهای واقعا با معرفت با شرافت کار درست و با اخلاق وردش کشور در شهرهاشی بسکتبال بودن خدا رحمتشون کنه الان دخترشون دارن تا حدودی کارایشونو ادامه میدن اون کارای آمون منفعو بله این سبب خیلی بودن واقعا حالا واقعا دارم میگم این دوستان تو بسکتبال خیلی به من کمک کردن اشالا اونهایی که زنده هستن خدا حفظشون خدا شما سلامتی بودن آشون برمحمدی الان تو سنه 54 سالگی من گفتم 54 1404 و 57 خلاصیه اشتباهی کردم تو سنه 57 سالگی چیزی هست که تو ذهنت همچنان به دنبال رسیدن به اون باشی نمیخوام میگم آرزوها برنامه ریزی که همچنان براش داری تلاش میکنی ببین ما زندگیمون دوتا بخش رای دیگه ورزشی و غیر ورزشی حالا در ورزشی که خب هنوز به عنوان مربی فعالیت میکنم خیلی دوست داریم و دوست داریم مثلا به چی برسی آخرش کجا رو میخوایی بگیری آخرش مثلا مربی تیم ملی بشی آخرش دیگه بخواد میشی مربی تیم ملی ولی دوست دارم آخرش همه دوست هم داشته باشم یعنی اصلا این چیزی که شما میگین شاید تو مربیگریم یکی از چیزایی که حالا خیلی بچه هایی که با هم داشتن برام جونشونو میذارن باز میکنن اینه که رو روابط انسانی خیلی تحکیم دارن اینم بگم آشور گل محمدی باقی هر وقت میده تو استیدیو رادیو ورزش همه دوستش دارن همیشه خوشخنده خوش برخورد خیلی گرم سمیمی و واقعا تو دل همه جا داری آشور گل محمدی شما محبت داریم اینه که ما با تیم امیدمون که حامد توش بازی میکرد قهرمان آسیا شدیم تیم جوانان توی تهران بود من یادمه توی یه کوارتر توی یه درخواهر بیس موانا بود جای سوزنان رفتن نبود از اونجا بود که رشت بسکتبال ما شروع شد و بسکتبال ما واقعا یه پیشرفت قابل توجه یه سال یه سال یادم افتاده پرسنم این خلیق فرنی ها یه بله یا خیر فقط میخوام بگی آیا اگر حامد احد دادی تو اون سالهایی که این افتخارات به دست اومد نبود این افتخارات به دست میمد؟ به سختی یعنی ممکن بود باشه بلی خیلی سخت نمیشه بگی نه حامد استثناست دیگه یه مسابقه خونم چند وقت پشت گفت شاید تا ده سال دیگه بازی بکنه میتونه بازی کنه من دیروز پاییروز قرار همیشه چه لیگه بازی بکنه من دیروز پاییروز که اردو تیم ملی رفته بودم حامد داشت جوانها رو تمرین میداد رفته بودیم کنفرانس مطبعاتی بود و من رفته بودم اردو هم یه سر بزنم میرم تو این چند وقت سر میزنم حامد اونجا بود میتونه بازی بکنه خودشم دوست داشت بازی بکنه و شاید شاید اگه هنوز هم تیم ملی بازی میکرد چهار پنج دیگه نداریم مثل حامد آقا بفازلی مثل سمدنیک خواه نداریم مثل مهتی کامرانی نیومده هنوز اینها واقعا یه نسل تلایی ما هستن که حالا اون نسلی که بودن آقای داوری بودن توی اونا بازی میکردن شاید واقعا سالها بگذره ما بتونیم یک بازیکنهایی یا نسلی مثل این بازیکنها داشته باشیم خیلی سخته و واقعا مثل حامد ایشالله که بازم بتونیم همچین افرادی رو در بسکت برای کشورمون پیدا بکنیم و بهشون ببالیم به این جوانان قیور رشید و پرقدرت ورزشکاران عزیزمون در کشورمون در رشته مختلف ممنونم آشوری گل محمدی خیلی خوشحال شدم تو این برنامه با این شیوه با هم صحبت کردیم خواهش بگو من فکر میکردم وقت زیاد بیاریم و الان دیدم وقت کم آوردیم نشن میخوایی برنامه دیگه زبط کنیم نه شما که محبت داریم ولی میتونیم آره یه برنامه دیگه زبط کنیم ولی واقعا خیلی جای صحبت بود خیلی میشه راجعه بسکتبال یا راجعه به خاطران کلی خاطره بود که کلی فقط آلبام و مجاله و کتاب بخوردیم کلی خاطره بود که میتونستیم خاطره بازی کنیم امیدوارم اگه فراموش کردم خدایی نکرد عزیزم و بزرگان در همچین برنامه هایی هست که این کمترین کاری که ما میتونیم در قبال زحماتی که شما سالها برای ورزش به خصوص بسکتبال کشیدین انجام بدیم قربون شما شما را به خدا میسان میدونم که الان وقت برنامه تموم شده شما به ما لطف دارید تو وقته به قول خودمو الان وقت اضافه از کشیدین باید این برنامه را ادامه میدیم شما را به خدا میسان برای تو ارزو موفقیت میکنم سپاس بزارم که ما را حمایت کردن اون پشت سحنه بودن از ایشون هم تشکر میتونم برای تو ارزو موفقیت محبت شکرم مربی بسکتبال بازیکن از بقیه تیم ملی از کاشتان ها سنه خوبه رشته ورزش بسکتبال که توی این برنامه حضور پرده کردین و به اتباق ایشون مهمان محترم برنامه با همه شما شنوندگان خوبه محبته گفته او خدافزی میکنم روزشب بر شما خوش و خدا نگهدار موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی در روح و جان من میمانی ای وطن به زیر پاف تداندنی که بهر تو ندرزد شرح این عاشقی شرح این عاشقی ننشیند در سخم که بهر عشق بالای تو همه جهان نگرزد موسیقی ای ایران ایران موسیقی دور از دامان پاک دست دیگران بد بهران ای عشق سوزان ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان ای ایران ایران گلزار سده دور از تاراج خزان جور زمان ای مهره ای روشنگر دنیای من به جهان و به من موسیقی اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیل میکند موسیقی