و پنجه و نو یعنی زمانی که شما دیگه بیست و پنج سالتون شده شما استاد خودتون در تکفاندو دیگه ندیدین ایشون رفتن به کشور خودشون شما یه جورایی انگار پدر معنوی تکفاندو خودتون از دست دادین و تصمیم میگیرین که از تهران برید به سعول و پورای جنوبی تا استادتونو پیدا ببین برید و فاصله بگیریم از همکارم در تا فرمان و برگردیم و ادامه صحبتمون رو در خدمت جناب استاد روبن شاهوردی از مربیان و تکفاندو کاران خوب کشورمون موسیقی هم وطنان از این شنوندگانه محترم رادیو وردش و برنامه محبتی گفتگو همچنان در خدمت مهمان محترم هستیم جناب آقای روبن شاهوردی از مربیان و تکفاندو کاران خوب کشورمون از پیشکسفتان این رشده وردشی از استادتید به نام این رشده آقا رسیدیم به سال 1059 شما تصمیم گرفتیم برید به کوره و استاد خودتون در رشده تکفاندو رو پیدا بکنید خب چه آدرسی چه نشونید چی گفتیم اینجا آقا مرکز تکفاندو کجاست رفتید کوره بله بله رفتیم و از فرودگاه هم رفتیم یه ارزون قیمتی ما گرفتیم تنها بودین یا با دوستانتون مثلا تکفاندو کارای دیگه نه بابا نه خودتون تنها که میگو اصلا اون زمان کوره رفتن واقعا یه تابوی بود اصلا آقای شاهوردی این که مثلا شما چقدر روی این قضیه تعصب داشتین چقدر اهمیت دارین که حالا تو سنه 25 سالگی همه دنبالیونه که رن ازدواج بکنن دشیل خانواده بدن نمیدونم کارشون رو ارتقا بدن خونه بخنن ماشین بخنن شما گفتید نه برم دنبال استاد خودم در تکفاندو درسته؟ ببینیدین یه جمعه ورزشی امام میخواستم محویت خودم رو پیدا کنم کن ورزش و اگر نه من گروه سنتی خواهبر کار میکردم برحال در بخش برنامه ریزی و کنترول تولید بودم از این کارمندهای عرشدی هم بودم که خیلی مرتب و مرتب بودیم و بعد کتنیم خود بر ورزشون رو یعنی چی؟ یعنی این رفتن یعنی چی شد؟ یعنی ورزشون رو تموم میشه؟ دار زندگی ما چی میشه؟ برم پیدا کنم آزمونم رو بدم کمربندم رو بگیرم دیگه رفتیم و فیرسون جهانی گفتم نمیشنسیم ایشونو گفتم برخواه کورهیه بگه بله شاید ارتشی بوده مربیتون ارتش کوره گفتم والا نمیدونم چند تا دوستانی صحبت کردن اینا گفتم بله بله ایشون بازرگان بوده در ایران آهان شناختیم آره واردت سادرات بود الان رفته کوویت پس یعنی چی باید بریم کوویت گفتم آقا الان میخوای چیکار کنی پیدا کنی من میخوای ارتقا بدم آزمون بدم که من نوبرم بالاتر بله پنج و شیش من دانه یک گرفتم سال پنج و شیش الان پنج و نوه خب که چی این ارتقای ما چی میشه رشتمون درست بود بعد گفتم خب اینجا مربی زیاده میتونید برید باشگاهشونو ببینید و فلان آقا خیلی باشگاه رفتم من هیچ کدوم اون باشگاهی که اینجا بود اینقدر منظبت اصلا بعد هم کلی هم پول میدادم بعدش هم شما دنبال همون مربی بودید حالا اون که دیگه خیلی دون بودیم انسان بسیار شریف و خوبی بود و رفتم گفتم الان ولش کنید یه لباس آقا اینجا ما چیز کنیم بیدیم گلدوزی کنن و بپوشیم یه لباس نو رفتم اونجا سانگوزا گفتم آقا اسم من اینه از ایرانم گفت که دان بزنم و من دوست نرم دان بزنی اصلا اون اسم رو فرامون میزنم آره آره بعد این پایین بسیار یونیفورمون هم میزن کچولو که اینا اشتباه نشه درسته بعد اویزون میکردیم بعدیش رفتم تحویلش بگیرم این آقا نشسته اونجا بود استاد لی جونکا بود اسمش گفت شما از ایران اومدی که بار گفتم برای چی گفتم استادم رو پیدا کنم الان که توی رفته کوویت گفت اومدی چیکار کنی گفتم تکفاندو یاد بگیرم گفت من بلد نیستی گفتم الان توی ایران الان اینجا که مهدشه ببینم اینجا چجوریه گفت که باشکایی جایی رفتی گفتم نه گفت میخوای واقعا کار کنی من واقعا میخوایم کار کنم سخت گفتم سخت چقدر میمونی گفتم چار ماه مشکل ندارم چار ماه ویزا داشتی؟ ویزا اصلا شیش ماه اصلا چیزی نبود میتونستی بریه عبست کنیم اون زمان بعد اون ماه کارم میکنیم اونجا؟ نه فقط رفتیم برای ورزش آره ولی از اینجا خب خیلی پسته و بادون از اینها پول کردیم بردیم اونجا بردیم فروختیم آره به ما دادن ما اونجا ریاضت کشه آره ریاضت زیاد کشیدیم تو ریاضت کشیدن و هر حال یه دست بالایی داشتیم بعدش اومدین دید یه هفته کار کردم خوبه خوشش اومده از شما خیلی شما ارتباط برقرار کنیم با این حال بله گفت آقا بریم چند دونه تو برد بیار تو باشتا میخوایی بخوابی چون عزینت میگه چهار ماه نمیرسه اینجا فرمکاتم درسته رفتم آردم تو باشتاش همونجا میخوابیدم و همونجا به شما جا دادن آره غذای کورهی هم به ما میدادن و باید گفت اگه غذای ایرانی هم میخوای الان رانمایی کن خانمان درست میکنه برای تو پلانو گفتم نه همهش همه خوبه ما که افتادیم تو این کورهی ها باید همه کورهی بشیم هیچ فایده نداریم حس نمی کنیم چه خبره بله اونجا یه مدت تقریبا دو سه ماهی من تمرین کردم خیلی تازه فهمدم که بابا ما نه ما اصلا تکفانده چیز نمیدونستیم اینجا خیلی همه کورهی تمرین میکردن مهد تکفانده دنیا دیگه بله بعد دیگه گفت آقا شما دانهه که چون مثلا سال پنج و شیش ما میشود هفتاد و هفت هفتاد و هفته گفت الان آقا شما برای دانسه هم میتونی آزمون بدی چون زمان زیادی بود بله گفت باید میتونم پرشی کنم گاره یه بار میشه مثل بچه ها که مرسی جهشی میخونی بله بله بعد یه دانه فرم تفاوتشه بله بخواهم باشه شبیه دیگه فرم کرد برای دانه سه باید تا فرم هفت میزدین؟ نه تا تا چیز بود مشکی تا هشته دانه یه کوریه بود چیز دانه دو بعد کنگانگ بود کنگانگ برای سه بود ما اونجا تمرین کردیم و و پذیرفته شدیم بله خیلی هم خوب دانه سه رو گرفتیم و برگشتیم ایران بله برگشتیم ایران و بعد دیدیم نه بابا ما اصلا اینجا چه کاری میکنیم اصلا کارا رشتمون انگار یانگه ولی پومسه هست اصل رشته این بود که اولین کتاب تکفاندو پومسه رو من سال پنجه و نون منتشر کردم نوشتم اون میشه بگیم سراغازی برای حضور شما در نویسندگی یا نشر کتاب صد درصد اصلا چرا نوشت اینو کتابو به خاطر علاقه به نشر و نویسندگی یا به خاطر علاقه به تکفاندو نه من اینو میخواستم بابا یه چیزی اصلا اشتباه میزدادن اینو همه اصلا اینو نبود میخواستی یه منبع و یک یه چیزی ببنی هر روی انگلیسیش میشه سورس دیگه یا همون منبع بودی اصلا سورس هم بود میخواستی یه منبعی داشته باشی که تو ایران کسی از این به بعد راه شد تو تکفاندو اشتباه نره درسته من الان نظرم این نبود یعنی در اون سطح خودم هنوز نمیدیدم که من باید یه کتاب بنفسم که همه از روی این برند ولی این کتابی بود همه چیزایی که موجود مرجع بود دیگه اولا من خوشحالم که این کتاب ها به درد این جوانهای من خوده که گرفتن استقبال کردن دیگه بعد دیگه تشفیق شدم رشتهای دیگه رشتهای دیگه هم رفتیم کنکفوگ 110 شد بیشتر صد داشت چند کتاب هاشو ترجمه کردم ولی اومدم تو دفاع شخصی های اونا و کاراته بعد دیدم که نه این که همه اش زد و خوردیه و تکنیکه رفتم زندگی نامه آقای فوناگوچی گیچینو ترجمه کردم که این استاد چی بوده آخه چی فکر میکرده که کاراتر اومده ایبدا کرده اینو ترجمه کردم اونم فروخت؟ نه آنچنان زندگی نامهی و بیویرافی کسی استقبال نمیشه اصلا فلسفه کاراته بود کسی نمیخرید رفتم مبارزان ویسلاو ترجمه کردم که زندگی نامه اساتید قدیم توکی نوا بود اینم نه شما بعد چند سال به این نتیجه نرسیدی که چه کتاب هایی رو مردم بیشتر استقبال میکردن تو همون سبک برید به نیویسید و ترجمه کنی؟ والا من میگم یه سفری به امریکا رفتم وقتی رفتم تو مجلد بلک پیلد و اینسایت کنکو ببینم اونا خیلی غول بودن به نظرم تنبال مثلا زندگی نامه جکی جانو نمیدونم بروسی اونها بودن که اونا بیشتر فروش بره؟ چرا بود اونا بیشتر فروش نرفت یعنی شیوه رزمی اشباشد بازار دیگه فروش نرفت اینم هست بلاخره با یه دست آدم نمیتونه دهت هندونه بگیره که هم بری تدریس کنی هم بری ترجمه کنی هم دنبال انتشار هم بازاریابی شنجمه آره هم بری کارکونه کارکونه یعنی چی؟ اگه ناشره یه نفره میشه عملا شده حالا آقای شاوردیان بگم شاوردی شاوردیان هرچی دوست داریم آقای رومن شاوردی با شهرت شاوردیان تو این سالها من چون میدونم شما واقعا ارتش یک نفره بودین؟ ببینید خب با خیلی وقتو شما یک نفره کار کردین خب میدونی چیه ما باید آدمی بیاریم که این کارهای ما رو اونی که من میپسندم بلد باشه بله این باید بلد باشه و خب نبود آدمی اصلا نبود سخت نه واقعا یه نفر خودش هم ترجمه کنه هم بنویسه آقا اشقشو که داشته باشی یا رورت میبندن زیر پات مثل موشت میبین بابر کن من اینا رو خیلی از زندگیم راضیم مخصن هرچی دارم از رزمی دارم شما دوتا فرزند گفتین دارین دیگه ستا ستا بچه ها اومدن تو کار پدر؟ اومدن برحال شاید علاقه نداشتن اینا ها نموندن رفتن را دنبال کارهای خودشون هیچ کنون تو کار نشت و چاپ و اینا نبودن؟ نه دیگه آره یه مدت کار کردم شاید حس کردن آتیه نداره فلان نداره از چه سالی به بعد آقای شاهوردی حوضه نشت و چاپ به ویژه در حوضه ورزش و تخصصی ورزش شروع به افت کرد و چرا این اتفاق افتاد؟ چون ما چار پنگ نقمش از زمان نداریم میخواییم آدار جاییم رو صحبت کنیم ببینید من مشکل تو این فقر فرهنگی میبینم من که اساتید ما همون رشته های رزمی اینو نمیرن کتاب معرفی کنن به شاهورداشون من نمیدونم چرا شاید فکر میکنن که این کتاب چون نخوندن اونا میرن سال مطرح میکنن و نمیتونن جواب بدن یکیش این یکی این که کتاب نخونی خودشون معلوم میشه این دومیش سه ببینید کتاب علان داریم که هر تکواندوکاری یه دونه از اینها رو بخرد تا دانه چهار دیگه نیازی به کتاب هم نداریم آقای شاوردی تو این سالها از اساتید تکواندوک رشته تخصیصی خودتون هم هست اومد به شما بگه مثلا آقای شاوردی بیاین چند تا کتابو مثلا بیار به برای مثلا این پنجه تا ستا شاگرد من میخوام اینه این مقدار به لحاظ علمی هم یه باری داشته باشن همچنین تو افتادی چه برد بله خیلی به ندرت بله چند آره چند تا شن شاگردهای خودمون بودن که خودمونم دوت میکردن و همه گفتن برای بچه ها بگید که علم ورزشی هست ما پوس ما رو کندی تا مثلا به ما درجه دادی اینو فکر نکنن خریدنیه هرکی هم که خوب کار میکرد اونجا من کتاب به شایزه میدادم نه یه بار نه دو بار نه ده بار هرکی یکی تو نرمشش خیلی فوقلاده نتاب بزیر بود جایزه میگرد تو مبارزه میگرد امروز تو تکنیکار غشنگ میگفت من کتاب جایزه ددم فکر کردم که یه حلال ترین شغلو دارم تو کار نشت افتخار میکنم به این شغل هم خیلی دوست دارم چون علم به مردم دادیم ما کلا سرشون نزشتیم که این کاری کردیم و واقعا اونهای کتاب هایی که مخصنون ترجمه کتاب زن در اونره رزمی یا به قول معروف یکی دیگه طریقت که کشین که زندگی نامه استاد و برامای اینا رو خونده بودن گفتن آقا زندگی ما متعبه شد واقعا اینا میتونه زندگی ها رو متعبه لوند چقدر واقعا جالبه یعنی استادی که خودش سالهای سال به وانی یک ارتش تک نفره چون من کاملا نزدیک با زندگی آقای شابردی عاشنا هستم ایشون عشق به این کار داره الان شما وارده انتشاراتشون که بشید محل کار زندگیشون یکیه اونجا و الان رقم این که بارها بار من خودم بهشون گفتم آقا دیگه الان کسی نمیاد کتابان چنان بخرد خصوص کتاب های علمی تخصیصی وردشی رو ولی همچنان عشق به این کار دارن و بدون بالی نستن که حتی شده برای یک نفرم بتونن یه اثر بخشی رو داشته باشن به ویژه در حوضه وردشی رزمی که اصلا فلسفه خاص خودشو داره الان ایشون بیشتر میتونن برامون صحبت بکنن وقتی راجب فلسفه وردشی رزمی صحبت میکنه میگن اول احترام اول نظم بعد بیا تو حوضه وردش مثلا دفاع از خود باشه این که بخواییم در مقابل دیگران این که مثلا یک نفر وقتی دم در باشگاه میسته تا زمانی که احترامش بهش اجازه نداده حتی شده نیم ست بخورش اجازه نده که بتونه برده روی شیابچانگت ها تمی بشه و چقدر خوبه که ما بتونیم یک انسان اثرگزار در زنیدی کاملا صحیح من با این جنبه از فرمایش شما کاملا موفقم و ببینید ما یه ماشین جنگی نیستیم انسانیم در بحل اول و هدف امده اینه که کمک کنیم ما اول به خودمون کمک میکنیم به خاطر این که این همه نرمش و ورزش و تمرینات سخت میکنیم که محامتون بره بالا بتونیم تو زندگی توان بیاریم و همینو کمک کنیم یعنی ما مردی برای اینه که به انرجوش یاد بده درست سخته ولی تو میتونی بیا با هم باشیم مثلا با هم بریم مسیرو و چیزهایی که یاد گرفتم خیلی چیزها از کتاب زند در انرهی رزمی ها گرفتم در واقع از اینا نیست که بشین و تمرکش کن و چرا چشم بدوز و اینا نیست این واقعا یه زند و راه زندگی کار بردیه جنوب آقای ابو فازلی عزیز که تو زندگی داره بهت میگه تا دانه چند تکماندو جلو رفتیم والا من دانه هفتم و 21 سال پیش گرفتم بله دیگه هم دنبالش نرفتم چون استادم دانه نوه آقای کانک شینچال که آخرین استاد ما بوده تا حالاشم از تمام محبتاش و آموزشاش به مانی معلم واقعا حقیقه عرض میکنم من شانس بردم از طرف اصاتیدم دیگه آقای کیم کانکین بود بعد لی جنگ ها بود بعد آقای کانک انسان های بسیار شریفی بودن همه رقمه کمک کردن من این شانس این انایت ها واقعا لطف خدا بوده که نمیدونم چی تو من بوده که اینا دیدن کمک کردن واقعا و من بهترین اکس های زندگیمو که یه کاره اکاسی میکنم در فوق عرفهی خودتون؟ بله بله خالی که الله نگفته بودین آقای آقای کانک من شاید دوازده ازار تا شات اکس از ایشون گرفتم از تمام تکنیک ها و الان شما هر کجا اکس های آقای کانک ببینی اکس های نوت درصد من گرفتم اکس های شما بوده؟ بله بله تو وردشگاه انقلاب رفتین پوند شمن استاد کانک در قیده هستن؟ بله بله میان بودن باشون در ارتباط هستین؟ بله آره اومدن امی آخرین دیدارمون قبل از اید ده فش بود مساوقات گفت شما چرا نایمدی آقا وردشگاه برای دانه هست گفتم والا وزنم بالا بود گفت چند کلو؟ چند کلو شده بودی؟ گفتم والا صد و هیجده گفت صد و هیجده کلو آدمه من که آره بعد گفت الان صد و هیجده کلو؟ گفتم نه بابا الان نوهد و شیشم بعد گفت که خوب الان که خوبه گفتم نه باز اضافی دارم دنبالی نستین که دانه هشت رو بگیرین آقای شاپنگیان بسیار دوست دارم البته تو زندگی من هیچ تأثیری نداره برای دل خودتون؟ بله میخواد تو ایران بگیری میخواد تو ایران بگیری میخواد تو باشگاه آقای کانگ بخواد تو باشگاه خودش همونجا کار کنیم بس اینشالا امسال 1404 میتونیم شاید نبونه برم چرا آقا؟ هنوزم میخواد وزنتون کم کنید وزن که باید کم شد تمرینات هم باید از سبایی برم شروع بشه دوباره اونا هم چقدر جنبه هاشون میدونن سالو در نظر میگنن ولی سن به نظر من یه عدد و اگه بخوای میشه غیر ممکن فقط یه کلم هست وجود نداره بسیار آقای شاهردی عزیز خیلی خوشحال شدم از حضورتون در این برنامه استاد بزرگ تکفاندو صاحب امتیاز و مالک انتشارات و از هیچ این ویدیو علموحرکت حالا ما هی میگیم کار فرنگی تعلیم کششکال نداره شما کار فرنگی میکنید و شاید جوانهای مملکت به وضع ورزش کمک میکنید انشالله که به زودی زود شاهده که عشق گرفتن دانه هشت شما باشید آقا نذارین آقا دعوت کنید آقا انشالله در خدمتون باشیم و بیم استقبال شما در فرودگاه نفرمونید آقا وقتی برمیگردین و بتونید به جوانهای مملکت خدمت کنید اگه نکته یا صحبت پایانیست در خدمتون استمستد زنده باشید آقا عبو فازلی آرزه میکنم که این برنامهی که دارید بندرم دعوت کردید مدت گذاشتید متشکرم از لطفتون ولی خیلی اصاتیت خیلی خوبی الان وجود دارن که به نظر من دیده نمیشن و خیلی خوبه بیان و صحبت کنن که من اعتقاد دارم همینم هست بسیار هست بیان انشالله که خدا امرو با عزت بده به این رادیو ورزش برنامهی بسیار خوبه خیلی ممنونم سپاس گذارم انشالله سلامت و تندرست باشید به اتفاق جناب استاد روبن شاهوردی استاد بزرگ تکواندو با شما شنوندگان محترم خداحفظی میکنم امیدوارم که این برنامه توسط شما شنیده بشه و لذت ببرید چه با روز شما خوش و خدا نگهد در روح و جان من میمانی ای وطن به زیر پاف تداندلی چه بحر تو ندر زن شرح این آشقی ننشی ندر سخن که بحر عشق والای تو همه جهان نگر زند موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی روح و جان من میمانی ای وطن به زیر پاف تداندنی که بحر تو ندر زد شرح این عاشقی ننشی ندر سخن که بحر عشقی بانای تو همه جهان نیرزد ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران بدگو هران ای عشق سوزان ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان ای ایران ایران گلزار سرده دور از تاراج خزان جور زمان ای مهره رخشان ای روشنگر دنیای لباسان من به جهان تو به من سازمان ها و ادارات به دلیل واسات اونها و استفاده ممتد از وسایل الکترونیکی مثل سیستم های کامپیوتری میتونن نخش بسزایی در افضایش مصرف برق داشته باشن برای کاهش مصرف برق در این سازمان ها میتونین به این نکات توجه کنیم در مورد کارهای حساسی که نیاز به نور زیادتری دارن از روشنهای موزه یا چراخهای رومیزی استفاده کنید و از روشن کردن تمامی محیط به یک میزان خودداری کنید راه روها، پارکینگ ها و انبار ها به ویژه در ساعتی که رفت و آمد به حد اقل میرسه تنها در حد رعایت زوابط ایمنی روشن بشن و لامب های زاید خاموش بشن در اماکنی که نور کم هم باعث ایجاد مشکلی نخواهد شد از لامب های باب بات کم استفاده بشه سیم ها، پیریز ها و کیلیت ها به موقع بررسی شده و طبق برنابریزی مرتبی خوباب ها، قاب ها و لامب ها تمیز بشن تا از بازدهی اونها کاسته نشه در سخف و دیوار های محیط کار از رنگ های روشن استفاده بشه سعی کنید از لامب های باب بات کم و روشن های بالا معروف به لامب های کم مصرف یا LED استفاده بخونید جریان برق، جریان زندگی با سفه جویی از قطع جریان زندگی جلو گیری کنید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی همچن خاموشم موسیقی بستم زبان موسیقی حرف من بخان زبان موسیقی