بعد کنگانگ بود کنگانگ برای سه بود ما اونجا تمرین کردیم و و پذیرفته شدیم بله خیلی هم خوب دانسته رو گرفتیم گرفتیم آره برگشتیم ایران بله برگشتیم ایران و بعد دیدیم نه بابا ما اصلا اینجا چه کاری میکنیم اصلا این کارا رشتمون انگار یانگه ولی پومسه اصلا رشته این بود که اولین کتاب تکفاندو پومسه رو من سال پنجه و نون منتشر کردم صد درست اصلا چرا نوشت اینو کتابو به خاطر علاقه به نش و نویسندگی یا به خاطر علاقه به تکفاندو نه من اینو میخواستم بابا یه چیزی اصلا اشتباه میزدادن اینا همه اصلا اینا نبود میخواستی یه منبع و یک یه چیزی رو حالا انگلیسیش بیشه سورس دیگه یا همون منبع اصلا سورس هم بود یه منبعی داشته باشی که تو میخواستی یه منبعی داشته باشی که تو ایران کسی از این به بعد راهشو تو تکفاندو اشتباه نره درسته؟ من الان نظرم این نبود یعنی در اون سطح خودم همانوز نمیدیدم که من باید یه کتاب بنویسم که همه از روی این برند ولی این کتابی بود همه چیزایی که موجود مرجب بود دیگه؟ کتابو نوشتیم خودتون چاب کردین؟ بعد انتشارات که ای رو انرزی کردین سال شست؟ پنجانو من پنجانو اول پنجانو رفت و هم برگشتم چسبیدم به همین کار و این کتاب برای دیما منتشر شد چند نسخه منتشر کردید؟ سه هزار نسخه سه هزار واقعی؟ سه هزار واقعی آقا ما همینطور اتاق فرما و دوستان ما صحبت میکنیم برزیم میرن کتاب مثلا ده تا میکنن چاب کن بیست تا برامون چاب واقعیت داره دیگه بعد شما سال پنجانو سه هزار نسخه کتاب سه هزار جلد کتاب چاب کردید از تکفاندور چاب کردم اصلا بابا من مطمئن بودم بعد فروخته شد کتابا اصلا این داستانش یا اصلا یه چیز دیگه بود اینا رو ما کجا بردیم کجایی بردیم بفروشیم نمیدونیم آقا یکی بسته گرفتم یه دونا بردم و از اونجا کمیشه پیرن ورزشی رزمی میخردم یکی دادم بیان گفتن بابا کسی نمیخره اینا فارسیه گفتم اه پس شما کجایی این که آقای کتاب فارسیه دیگه من که بلد این انگلیسی من این همه کتاب انگلیسی بردم گفتم اینجا امانی بفروشید مطمئنم همه اومدن اکساشو نگاه کردم بلد نبودن اینا بعد گفت حالا میذاریم دیگه رفیق ما هیچ کار آقا یه دونا کتاب رو گفته بودن پشت این ویترین اون بیست و نوهتا هم سیتایی بود بستش بیست و نوهتا هم اونجا ما هر دفعه میادم ردشم از این پاساج میبودن که دم مغازه بعد بر میگشتن برا من کسرشم بود بیان میگن کتاب فروش نرفته بیدن کولم بیدن ببر برد و ببر آره خیلی افتاد یعنی چی پا این همه زحمت من چی میشه خلاصه چار پنج بار که اومدن آقای عبو فازلی عزیز یه دفعه این حاج آقا سمونی ما از مغازه اومد بیرون گفت آقا روبن یه اینجوری گفت من فکر کردم کتاب میخواد بین بده گفتم حاجی بعدن میام آقا اومدم از چیز برن برن گفت بگیریدش آقا این دم پاساش همه کنم کجا میخوایی بری فکر کردن چیزی برداشتی بینا گفت نه بابا دوست ماست میخواییم یه چایی بهش بدین نمیتونیم اینو پیداش کنیم چتاب خواست از شما احتمالا آقا رفتیم گفت این چیز کاسبیه گفت اینو بردی بدبخ شدیم ما این که سیتای که یکی چار ست و پنجاتو ما سبتنام کردم که این کتاب بیاری بدی اینو نگفت آقا شما چقدر خوشحال شدید آقا حبو فازلی پونزه ساند به قدم اضافه شد یعنی اصلا شرقوره اینجوری شده بودم گفتم راست میگی گفت آره گفتم خب چکار کنم گفت بریم همینانو با ماشین بریم پرو دیگه نمیتونم گیرت بیارم کتابای منی بیار بده خسه شدم از بس به این مردم آقا شاوردی اون سال پنج و نو اون کتاب هر یک گلدش چقدر فروش میرفت چلو سه تومن و پنگ زار یعنی چار ست و سی و پنگ ریال آفرین و کتابمم گرون بود به خاطر چی برای اینکه کاغذش گلاسه بود گوهدن کاغذ روغنی است آره کاغذ روغنی بود نه رنگی نه رنگی نه بود سیاستی چلو سه تومن پنگ زار من نمیبونم چرا اینو زدیم چرا چلو سه تومن پنگ زار برای اینکه ببینید ارشاد مشخص میکرد چقدر قیمت میشه مخیر مخیر پونزه تومن قیمتی کتاب تموم شد پونزه تومن باید میداریم به این آجابای که میفروخ برامون پونزه تومن مثلا سیزده و پونسه دن برم سیزده سرده سی پنگ ریال آره این کتاب چاپ اولش که من دادم فردا مادم دادم کتاب که تموم شد یعنی چی تموم شد سه هزار جلب کتاب سه هزار تایی برم آقا من اینو گذاشتم حالا یه چیزی بگم براتون جالب باشه اون زمان تکفاندو کار خیلی عظیمی نبودن یعنی جامعه آماری بالایی نداشت نداشت آره این سه هزار تا تموم شد سه هزار تایی بعدی همون چاپ گونه فیلمزی اونجا بود دوباره با همون چاپ اول نگفتیم چاپ دوم گفت باید زینگ عوض کنم گرون میشه بودم نمیخوام همونو بزن زد سه هزار تایی دوم تموم شد سه هزار تایی سه هومم فکر کنم اوائلش هست اون رو شاب کردیم من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما شرح این آشقی من شی ندر سخم که بهر عشق والای تو همه جهان نگرزم من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما شرح این آشقی من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما من نمیدونم که کتاب رو توی چار پنگ ما شرح این آشقی من شی ندر سخم که بهر عشق والای تو همه جهان نگرزم در پودر سزم در پودر سزم ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران بدبوهران ای اشق سوزان ای شیرین ترین رویاه من تو بمان در دل و جانمون ای ایران ایران گلزای سبدت دور از تاراج خزان جور زمان ای مهره رقشان ای روشنگر دنیای من به جهان با به من در جمع بانوان در جمع ورزشکاران در جمع قهرمانان در جمع پیش کسفتان تنها یک صدا است که شنیده می شود رادیو ورزش بر مخاطبترین رادیوی تخصصی ایران موجف ام ردیف 92 مکسی مجموعات ایران برای حسنfutter são آرگو لافران aleg desarrollo hardship جنت سلسه ایران ایران حسن 24AH آرگوله نسخه آزبال ل Nederland ب beat him up b بابه توترمیت روزشانوره بزرگش ورزش جهان در چنین روزی سال 1936 در چنین روزی در بازی نهایی رقابتهای چوگان بازی های اولمپیک برلین آرژانتین 11 بر صف بریتانی ها رو شکست داد و دوارده برسفر بریتانی ها رو شکست داد دومین بار فاتح مسابقات چوگان بازی های اولمپیک شد قشته چوگان بعد از این دوره از برنامه بازی های اولمپیک حسب شد سال 1948 در چنین روزی در جریان رقابتهای شنای بازی های اولمپیک لندن جیمی مکلان از امریکا در ماده 1500 متر به نشان تلا رسید جیمی مکلان دومین تلای خودش رو در این دوره از بازی های اولمپیک حسب گرد او در ماده چهار در دیویس متر هم تلا گرفته بود سال 1950 در چنین روزی در پایان مسابقات دوچرخ سواری دور فرانسه فردی کبلر به مقام قهرمانی رسید و اولین رکابزن سویسی لقب گرفت که در این مسابقات مقام نخوص رو کسب گرده سال 1968 در چنین روزی در یک بازی دوستانه فوتبال در وزشگاه ماراکانای شهر ریودو جنیرو تیم ملی برزیل چهار بر یک آرژانتین رو شکست داد سال 1971 در چنین روزی دیدار فوتبال جامعه خیریه انگلیس بین تیم های دستر سیتی و لیورپول با حضور بیش از 25 هزار تماشاگر در وزشگاه فیلبرت استریت در شهر لستر انجام شد در این بازی دستر سیتی با تکال دقیقه 15 استفن ریس وورس به پیروزی اکبر سفر رسید و مقام قهرمانی جامعه خیریه رو کسب گرد موسیقی