چار سال و دوباره یه تیم دوم یه تیم نوی رو ساخته پایگذاری کردیم که الان داریم سمرشو میبینیم چارمه جهان شدیم سبمه جهان شدیم اون تیم در بیسش در سال 2009 تا 2012 که ما محروم بودیم از پکن دیگه محروم شدیم حتی پامونو نمیتونیم بیرون بذاریم برای یه کلاس مربیگری یه مسابقه تن اجزه رو که ما دادن این که بازیکنهای ملی که تو اروپا بازی میکردن بتونن تو باشگاهشون بازی کنن و دیگه از اونجا به بعدم ایران تیم دومی که من ساخته شد محرومیت تموم شد ما تیم جوانانمون که الان تیم بزرگای ماست تونست قهرمان بشه که شگفت سده کردن برون حالا تون چهار سال هم اگه فرصت باشیم میگم چه کاره کردم ایران واقعی که پاش گذاشت مساخته بلیمانی همه انتظار داشتن چهار سال محروم بوده قبلشم که حالا سطحش متوسطه روبه خوب بوده بیاد استرالیا رو دوبار ببره جاپان رو ببره کوره رو ببره ما جوانانمون در تایلند در سال 2012 قهرمان آسیا شد واقعا مسئول آسیا که کورهی بود محت زده شده بود میگو ما گفتیم ایران مثلا اردم اون تیم پایینه ایچی کاری نمیتونه بکنه شما اومدید دوباره با استرالیا خوردید که ایران برای اول بار کوالیفای شد برای جامعه جهانی جوانان و در آدنای ترکیه سال بعد تنها با یک باخ پنجمه دنیا شد و اون تیم الان تیم ایرانه آقای آقا گوشکی یک نکتهی که عرضش کار شما رو و بچه های بسکت بال و بیچه رو دو چندان و ست چندان میکنه اینه که من از نزدیک شاهد بودم رقابت بچه های خودمونو با تیم هایی که انظر تحچیزات و امکانات به ویژه ویژه از ما خیلی بالتر بودن و من دیدم که این بچه ها چه تلاشی میکنن چه کوششی میکنن تا بتونن این کمبود ها رو از طریق تلاشی فیزیکیشون جبران کنن و حال سرعت ویژه رای اونا با سرعت ویژه رای ما خیلی فرق داشت رسیدن به توپا و گرفتن توپا و این دخلن تو سبت خیلی سخت و دوشور بود و این نشون میده که شما و بچه ها چقدر زحمت کشیدید تا این افراخارات به دست بیاد دقیقا ما یه مثالی به شوخی میگفتن بچه ها میگفتن آقا ما جیان سواریم اونا بن سواره مثلا مالا دیگه سکرین که بلاکی سفر خواستن بذارن ما باید یه دور قمری میزد دور میزد ویلچر اونا در جا میپیچید یعنی سرعت منوف سبوکی ویلچر یعنی اصلا قابل مقایسه نبود که بعد همین که گفتم تو اون چهار سال که خدمتون میگم گفتم که ما باید بیدیم ویلچرهای بچه هاونو خوب کنیم با دوست داخلی ها صحبت کریم یکی بود خوب داشت کار میکرد رفتم باش صحبت کردم تو شهری ها کارگاه داشت که آقا بیا تو ویلچر بساز مذرد میخریم تمرکز کرد روی ویلچر ساختن و بعد میدونستم تیم ملی ویلچر میخواد هنوز اون استطاعت مالی نداشت ویلچرهای آرکی جی میگم مال انگلستان رو بچه ها بخرن دوگه حالا بعد اون بچه هاییم که گفتن تو اروپا خود بخود دستشون باز شده بود ویلچر تقییه کرده بودن تو اون چهار سال که ما محروم بودیم بچه هایی که تو ایران بودن این طولید داخلی ما کمک کرد ما تونستیم محرومیت تموم بشه از نظر ویلچری به یه پنجا درصدی برسیم پنجا درصد ماکسیمو و تونستیم یه حضور خوبی داشته باشیم ولی خب بعد از اون دیگه بعد از 2012 که تیم بزرگ سالها خودم سرمونبیشن بودم تونست بر عمل بار کوالیفایشه برای جامعه جمعانی 2014 کوره جنوبی این چون این دیگه آینده خوبی داره ما اولین حضورمون در جامعه جمعانی اولی حضورمون در پارالمپیک آتن بود و اولی حضورمون در جامعه جمعانی 2014 کوره جنوبی بود این چون همزمان شد دو سه ماه بعدش بازی آسیایی 2014 این چون بود جامعه جمعانی بسکارولیسر اونجا بود ما تونستیم اولین بار جزه هشته جهان قرار بگیریم یعنی تیمی که چار سال محروم بود همه فکر میکردن هیچیست جوانانش اومد آسیا اول شد در جامعه جمعانی آدنا پنجام شد بزرگ سالاش اومد اولین بار سهمیه گرفت و ما جزه هشته جهان یه پیشرفت چشمیری شد که دیگه ایران تو مسیر پیشرفت و موفقیت قرار گرفت و دیگه میرفت خودشو به جلو ما هم دیگه کمک میکردیم که این پیشرفت ادامه داشته باشه که خوشبختان ایران تونسته که ولی خب اون همه تیم بود که همه زحمت کشیدن ما میگوشهی شد زحمت کشیدی بودیم تونست قهرمان سبام دنیا بشه و ایران مقام سبام جهانو یدک میکشه در جامعه جمعانی دوزار و بیس بیس دو بسیار عالی شنواندگان عزیز برنامه محبت گفتگور میشتم این در خدمت آقای عباس آبوچاکی هستیم از مربیان خوشنامه کشورمون جنابالیت سمت های بلیمدرگی هم داشتید هم در آسیا هم در آقایانوسیه اشاره به این سمتات رو میفرمایید بله و همطور که اشاره کردم آقای خب فیلیپ کلیبین رئیس فدرسون جهانی بود که بعد رئیس آی پیسی شد و همکارایشون که خانمی بود کانادا مورین ارچاد رئیس آی دبلی بی ایف یا احسال آف فدرسون جهانی بعد که بیلیتر شد که همطور که اشاره کردم از من خواستن دور اولو من قبول کردم دور دوم انتخابی بود که دعوت کردن و به اتفاق به من را ایده دن مسئول توسعی و اسکلویچر آسیا هاگونیسیه بودم که اون به من خیلی کمک کرد ایران رو بتونم جهانیش کنم منطقه ایران رو عوض کردم بعد از که ما منطقه ما رو عوض کردیم انتخاب شدیم ما رو برگردن تنها آسیا هاگونیسیه ولی من به هدف خودم رسیده بودم بعد هم اصابقات یاماگات های جاپن بود که خب ایران خیلی خوب بازی کرد بعد از اون دو سه دوره به عنوان دبیر کمیته مربی های آسیا در اونجا مثلا به عنوان بهتری مربی منو چیز کردن و از من خواستن که کمیته مربی آسیا هاگونیسیه تشکیل شده و من دبیر اون کمیته شد رئیسش استرالیایی بود و منم دبیر کمیته مربی آسیا هاگونیسیه بودم که حالا برامه رو پیشنهاد کردم که خورد دیگه به انتخابات آقای کروین که میخواست آقای سایپیسی بشه و برستان گفت من برم بشم حتی با این جمعه که من اجازه بدونیم انتخاباتم انجام بشه برامه بسیار خوبی داری دو تا پسته تهودوده فکر کنم دو سال و دو سال چار سال سمتره داشتم و هم زمین این که به آسیا بیشتر به کشور خودم کمک کردم و واقعا برای ما خیلی مصبت شد چون اگه من مسئولیتون نداشتم نمیتونستم پیشنهاد کردم ایران این کار بزرگی بود میگیم باید ما در مجموعه جهانی پست و سکو داشته بشیم اینه من اگر اون مسئول توسع آسیا نبودم از این سمت استفاده کردم ایران رو نمیتونستم ببرم از آسیا تو آفریقا تونستم این موقعیت رو داشتم حق صحبت داشتم حق ایرای برامه داشتم و این باید حرفنده هایی خودمون تونستیم اتفاق رقم بزنیم وگی حتی به من پیشنهاد کردم که مسئول توسع جهان بشم در جاپون و دیدم که زبانم اینقدر قوی نیست من دوست ندارم فقط پستی رو بگیرم هم زبان هم باید دفتری و منشی یا ارتباط مستقیم تنگ و تنگی و دشته بشم قبول نکردم خیلی اونا به من گفتن حتی قبل از من یه خانوی دونه کتلین کورتیست امریکایی هم بود اطلاع خواستن که کاندید بشم مسئول توسع جهان نه آسیا و گنوسیه گفتم نه قبول نکردم و تا زمانی که بودیم تونستیم از این موقعیتان برای بسیار موقعیتان استفاده کنم و این نشون میده که کس به کورسی های بیلومیلی چقدر میتونه به پیش رفت و توسع وردی سرکشتر خودمو کمک کنه اصلا بسیار بیلچهر ایران مدیونه این تغییر منطقه بود که ما دیده شدیم بازیکنهای ما راه پیدا کردن به اروپا و این تجربه رو کسب کردن اومدیم و تونستیم که به اصطلاح سهمیه بگیریم و دیگه ایران تببیل شد واقعا مهم بود تحوال عظیم آنجا صورت گرفت خودمو میدونیم چه کار کردیم اونویم که نزدیک بودن میدونن و از این موضوع خیلی خوشحالم که این قضیه به دست من و دوستان را رقم خورد آقای آقا کچکی شما به مبازات کار با تیم ملی بسکت و با بیلچهر با چند کشورد دیگه هم همکاری داشتید این کاری که اینجا می کردید و کارایی که اونجا می کردید چجوری تقسیم کرده بودید که مشکل به وجود نریاد سطح پایین آسیا قرار داشتن و تدخلی به کار من در چیز خیلی از من خواستن که آقا به ما کمک کن و من بهشون گفتم به اسطلاح پروازی میگن من به موضوعی با تیم ایران کار میکردم برای پارالمپیک ریو 2016 2015 رفتم مالزی بعد دو دو هفته باشون کار کردم اصلا شیفته کار من شده بودن مربیشم که فوق لسانس تربیت بدنی بود آقای لین بود اسمش به مصروش صحبت کردم که من به سطح پروازی میام من در با تیم ایران کار میکنم زمانهایی که خالی هستن به شما اعلام میکنم اون زمانها رو برای من شما همه هنگ کنید بیان با تیمتون کار کنم و تیمتون محترک کنم این فاصله لیولی که ایران در لیولی یک قرار داشت تقریبا اینا در لیولی دوی آسیا ما در لیولی یک جهان بودیم تدخل ایجاد نمیکنم من در زمانهایی که تقریبا کاری نداشتم پروازی میرفتم مالیزی و مالیزی رو من تونستم که مقام شیشم آسیا رو در بازی های 2015 چیبای جاپن به دست بیارن که برایشون واقعا جالب بود که وزیر وقت ورزشون آقای جمال الدین که محبوبترین وزیر کابینه بود تقریبا جوانم بود خیلی من رو دوست داشت میامد توی این تورومتا میگو آقا مربی ایرانیه بسیاری چرا ببینم و اونجا بیادم که اولین سفیر ایرانم اولین خانمی بود که اومد توی مالیزی انقدر از این قضیه خوشحال بودن که حتی انکار توی جلسه بود کشورهای اسلامی من رو دعوت کردن بعدیدن من رو صدای کرد دید گیرت نشستم گو آقا چیکار کردی همه دارن از ایران و از شما تعریف کنم گفتم آقا خانم اون دونشون شیشم آسیا کردیمشون برای من یه جشنی گرفته بودن تو نسیم 2015-2017 به صورت پروازی یعنی همزام و کار با تیم ایران اولویت ایران بود یعنی با ایران کار رو میکردم من بهشون تاریخ میادم میگفتم توی این دو ماه من بیکارم میتونید به من سریع ویزامو میگرفتن کار رو میکردم میرفتم و بعد که شیشم شد دیدم اینا دیگه بالاترش مالزی هم محدودیت داشت سی تا بازیک همیشتر نداشت با وزیرشم صحبت کردم گفتم شما من بیشتر از شیشم یاسه شما نمید استرالیا ایران جاپن کوره چیم شیشم بالاتر حد شماست منم بدن نمیده از پول برای پولتون رو دور میریزید خیلی از این خوشش اومد بود مثلا این آنسته و دیگه بعد تایلند همزمان چند تا کشور دنبال ما بودن تایلندی ها گفتن همین صورت که قبول میکنید بیاییم با تون کار کنم دو سال دو هزاری هیفتده دو هزاری نوزده همزمان با تیم ایران با تایلندی ها به سر پروازی رفتم و کار کردم تایلند هم او بردیم پنجه ما سیاش کردیم در مسابقات جاکارتا پارالمپیک جاکارتا دو هزاری هیجده و بعد از اون خیلی جالب بود من تو دو هزاری هیجده تیم افغانستان برای اولین باش رکتر کرد آن یعنی افغانستان هم شما تشکیل بردی آره افغانستان اونجا مانده تو بازی ها خب من ایرانی بودم زمان برد بودم خیلی خوشحالی بودم این برابی ایرانیه تیم مالیزی رو بردود بالا الان تیم تایلند رو بردود بالا هی با من صحبت میکنم مسئول تیم افغانستان در قدر رئیس سلیب سرخ افغانستان بود که ایتالیایی بود بعد اینا میامدن همتون خیلی به حالت قمالود میگفتن آقا بی با من شما کار کن شما دارید هم مرزیم هم کشوریم گفتم که حالا ببینیم بعد سلیب سرخ جهانی حمایت میکنه افغانستان در مخته ای زمان دیگه اون تا 2019 من با تایلند کار کردم یه دو سال مالیزی شیشم شد تایلندم پنجم شد به تایلندی هم گفتم تو تاریختون دیگه سبت کنید شما ممکنه فقط یه روزی کار رو بذارین چارون شد دیگه بالتر نمیگرد منم دوست ندارم جای وقتان تلفش اینا همه موازارات کار با ایران بود که زمانوش همه هم گرم و این فاصلهی لیولی بسکتبال ایران تو لیولی یک بود و من اینا تو لیولی دو مثلا تاریخی نمیشد ما همزام با هم بازی دیشته باشیم ایران کار خودشو میکرد تو اولمپیک و جهانی بازی میکرد اینا هم تو موازیه آسیهی و بعد اومدم سریب سرخ گفتم دیگه کار خیرخواهانه است با سریب سرخ ایران هموهنگ کردن خیلی خوشحال شدن گفتم باعث افتخاری که این کارو میکنید شما برای ما دیگه با ایتالیا یه صورت که رفتیم برای افغانستان به صدات دافتالبانه خیلی شرط جنگی بود از فرودگاه تا محل خوابم خواستم محل اقامتم برم یازده تا استعبازی بود با این وجود گفتم میرم و میرم چون گریه کردن عشقی خواستم توی یکی از مسابقات باید هم کمک بکنم بهشون این آقای ایتالیایی هم که مرد بسیار شریفی بود باید همه هنگ کردیم و افغانستان شکل شمالشو درست کردیم چهار تا تیم درست کردیم دوتا آقایون جوانان بزرگ ساله خانوما هشت مربی گذاشتم دوتا داور از ایران بردم کلاس داوری کلاس مربیگری خودم گذاشتم کاری که با ایران کردم بسیار خیلی خلاصه تر افغانستان یه رشد عجیبی کرد زنگ تفریه تیما بود و حالا سالیب سرخ گفت آقا ما این را رسانهش کنیم گفتم نه آقا اگه یک کار خیلی کسی میکنه نباید گندش کنه سالیب سرخ ایران گفتم آقا من دوست داشتم بخاطر قلب خودم برم با این را کار کنم تا دوزار و بیسیه که ما افغانستان کار کردیم که دیگه تالبان که اومدن دیگه اونجا قطع همکاری کردیم چون نمیشد کار کرد ولی افغانستان تببیل شده بیچه تیمای خوبه و اسکلویچر آسیا و حتی اومد در مسابقات دو دور مسابقات گذشته حتی خود امارات هم برد خوبی رو کرده بودم و واقعا میتونی که تیمای خوبه دنیا بشه افغانستان و یه نکته اشاره کنم و اینکه شما این تلاشاری که کردین دقیقا در راستای توسعی رشته بسکل برای بیچهر بوده و برای حضورتون در افغانستان یه شنل قهرمانان ملد کشور افغانستان به شما داده شد از اونم میفرمایید من تو سال آخر یه مراسه بود همه معلولین صف فایستاده بودن وزیر شهده و معلولین وزیر بهتاش رئیس پارلمان معاول پارلمان همه بودن و بعد موقعی که من رو صدا کردن به اینا گفته بودن بسا برای این حضورتون که محصولین صحبت میکردن خب تماشا شیر دستی میدنن و موقعی که من رو معرفی کردن که مثلا صحبت کنم با شد اقراق نماشه بیش از پنگ دقیق دست بیدنن نمیشد حرف بزنی که عشق همه جاری شده بود و آمد گفتن شما باعث پیشرفت بسیارید مال شدید یعنی تونستید اینجوری ملت ما رو خوشحال کنید و جامعه معلولین بویان دیگه بعد دیدم که یه شنل قهرانان ملی شونه عبای قهوه رنگ بزرگی بود نه به ورزشی به قهرانان ملی کشورشون میدن تا یه مراسم خاصی اینو به من احدا کردن عکس گرفتن حتی در رسانه ایران هم این قضیه در اون مختل چاب شد که شنل قهرانان ملی به مربی ایرانی خیلی عادی سنیدی کنیم که همیشه نمونده شایسته باید کشورمون باشن شنواندگان عزیز با برنامه محبت گفتگو در خدمت شما این مهمان عزیز برامه ما آقای عباس آقا گوچکی از مربیان ناماشنا خوشنام و توانمند و حرفه بسکتبال هستند موسیقی خوب شنواندگان عزیز برنامه محبت گفتگو میشنوین در خدمت آقای آقا گوچکی هستیم جدا از بسکتبال و ویچه شما در خصوص محبت گفتگو در خدمت شما محبت گفتگو در خدمت شما تیم های ملی بسکتبال هم فعالیت داشتید هم سه نفره هم پنی نفره هم تیم های باشگاهی یک خلاصه ای میفرمایید از فعالیتهای خودتون بله ممتون که اشاره کردم مثال هفته دسته که مربی تیم ملی جوانان شدن برای اولین بار هفته دوه هفته دسته حالا دقیقا خاطرم نیست که همزمان رفتم ورود پیده کردم به بسکت و ویچهر حالا چون برای ویچهر کمک به یک قشن از جامعه برای خیلی مهم بود مفصل صحبت کردم ولی فعالیت اعظم من و مهم من در بسکتبال عادی بود که من با توجه که خودم بازی میکردم و متاسفانه یه پا منیسک مصدوم شدم اولین جامعه انقلاب سال پنجه و هشت باشگاه دو خانیت تهران برد و قهرمان ایران شدیم دیگه به تیم ملی جوانان را پیده کردم وقعی آتشی مربی ما بود و محمد دوی مهر مهر رمزون بود که بعد از افتار یعنی بعد از ایدفیت رفتیم بازی فوتبال میدیس که پا من رفت و دیگه تو زمین قهرمانی نتونستم قدم وردارم بازی کنیم تمرکز کنم بروی کار مربیگری و فکر کنم که از جوانترین مربیه بودم که مربی ملی ایران شدم و از سال 1773 مربی تیم ملی جوانان شروع شد تا دا 2017 در تمام مقاطع مربی تیم ملی بودم و کمک مربی و سهر مربی که بهترین عنوانمون قهرمانی آسیا بود در سال 2003 بود که تونستیم قهرمان آسیا بشیم با اولین حضور حامد حداد بود جابر روزبهانی بود ما تو ایران قهرمان آسیا شدیم و چینو برای اولین بار با سی تا زدیم اختلاف آقای بستینک سهر مربی بود و من مربی ایران بودم دوره قبلش من خودم سهر مربی ایران بودم که شانکای چین بودیم و عبرم خیلی عرضشمند بود و در همه رده ها بودم نوجوانان جوانان بزرگا و بازیکنان بسیار زیادی رو به برسه ملی تونستم که تقدیم کنم که الان یه نسل جدیدش بهنامه یخچالیه که این استدادی بود که من خودم سهر مربی تیم ملی نوجوانان 2011 بودم اینو یافتمش در حقیقت در بسابقات آموزشگاهی گورگان رفتم اووردمش و میدونستم سیمای ایشون چی وجود داره حمایتش کردم بردم تیم راوتروری قوم بازیکن 16 ساله بردم تو لیگ برتر بازی کرد و خیلی من ایراد گرفتن قومی ها ولی بعدش که این تقدیم شد به یک سپرستار نسل قدیم آقای کرم احمدیان بود که کپیتان تیم ملی بود با من به تیم ملی امید اومد در سال و در دو هزاری چیش دوهای قطر با جای اولمپیک آسیایی که ما تونستیم اولی میدال برونزو بگیریم خدا رحمت کنه آقای محشونو کرم احمدیان کپیتان تیم ملی بود که میگو با آقا ساقا به تیم ملی اومدم و با آقا ساقا خداوزی کردم نسل جدیدم که آقای بیندامو گفتم و حتی جدیدترشم سینا واحدیه که ما الان داره خوب میدرخشه خوب بازی میکنه من خیلی جناب شکری کار با نوجوانان و جوانانو دوست دارم بلازی من بگو که من خیلی سربستان رفتیم برای تدارکاتی بالترین تفریه من قدم زدم بود یه پارکی بود که آثار و بقایی جنگم بود مال اثمانی ها من دیدم ستاره سر بلگراد همه اینا افمپه اونا زمین داشتن مرهبی های سال خورده داشتن با بچه های کچک کار میکردن برای من یه الگوی شد من باید با پایه کار کنم و این خیلی موفقه تامیز بود و تونستم تأثیر گذار باشم تیم 2011 بهنامه یخشالی وحیده دلیل زهان محمد یوستفند خروجی های خوبی داشتیم تیم 2018 که دیگه تعداد زیادی رو به جامعه بسکتبال تونستم بسیار ارائه کنم همزمان با این بسکتبال بیلچر که حالا جدا بود تو بسکتبال عادی ما کار میکردیم باشکای دو خانیان من 24 سال به طور مداوم آموزش میدونیم در اون منطقه نیازه به کارهای فرهنگی خیلی منطقه سختی بود کار کردن خیلی سخت بود من کلاسای بسکتبال کار رامه میدادم لباس میدادم حتی از خودم حضیره میکردم و یه ریکورد یکی از روزنبگاره بزرگوار که این کار رو مثل شما دقت نظر داشت و ما رو دعوت کردید تایکل کرده بود که یه ریکورد دار 24 سال به طور پیوسته تیم دو خانیان در مسابقات باشکایی همه رده ها شرکت کرد به موضوع کار آموزش ما این کار رو میکردیم در کنار باشکای دو خانیان در لیگ برتر گلگهر سیر جان آراراد راوترابری قوم جهشترابری قوم و همیاری زنجان هم کار کردم و تیم های ملی هم که افتخار داشتم از رده پای نوجوانان بودم سرماربی تا 2017 آخریش بود سرماربی تیم ملی بی ایران بودم بزرگ سال ها که جامعه ویلیام جونز رفتیم خدا رحمتون آقای محشون از اون تیم هم من تونستم بازگونای بسیار خور تیم ملی علف بدم این خاطر خدمتون بگم که آقای بایرمند سرماربی ایران بود و من اردو دومتری ها رو از آقای محشون خواستم گفت چیه عباس؟ گفتم آقا بایرمند دومتری ها رو دعوت کنیم با دومتری ها کار کنیم چرا گاردرست ما دومتری نباشه؟ مثلا بهشتاد عربزاده 1956 بود او بردمش گاردرست کنشتمش مهتی کامرانی رفیق سمیه منه گردم مهتی سپرستار بود بلی گاردرست ها باید بلند بشن شدتن بشن بایرمند اومد من تلویزیون داشت برنامه زب میکرد جنب شکری گزارش داشت با من صحبت میکرد بایرمند اومد منو بوسید و رفت چون شنیدیم برنامه رو که مثلا من مرابی جوانان بودم اشون مرابی بزرگ ساله بود و میران شایی تر بعد که کهی که گفتم که به اون دوستو هم کنم گفتم آقا تو رو خود رو پخش نکنی نه تلویزیون حالا این مرابی بوسیده بعد که پخش کردن و خیلی هم انکاس خوبی داشت میخواهم میگم که نگاه اینجوری که داشتم مورد تعییدی حتی این مرابی هست که سازنده بود و اصلا پا اونجا که در طوان داشتم و علمم اجازه میداد سرکنم بسکتبال کشورم و از که اینطوری کشورم خدمت کنم هم کشورم نبود هم آسیا هم جهان شما خدمت کردید در دوسته و الان هم سی ساله دارید کار آموزیشی میکنید و علمم که مدرسه و اکادمی بسکتبال دارید اینو ما با پسرها صحبت کردیم پسرم فوق لیسانس روایت بینرماله اون پسرم فوق لیسانس نفته گفتم ببین من خیلی پسرم همه دوستای من آقای کمارتاشتیم و هم کلاسی بودیم همه همه تو وزارت ورزش و وزیر شدم و همانم خواستم برم وزارت ورزش گفتم من این کار رو دوست دارم چون میدونم حالا بگیم باقی سالهات میتونم انسانسازی هم بکنم اگه میخوای توی این مسیل حرکت کنید الان جفتشون دارن کار میکنن از سال 1706 این باشکای درفشی فرک که رو دادیم به پرس پولیس زمین روباز بود ما استارت مدرسه بسکتبالون اونجا زدیم به موازدات کار دو خانیات اونده مسیل باشکای دو خانیات هم بودن رئیس باشکای دو خانیات بودن که بعد دیگه اون محوطه شد سالون سرپوشیده شد ما کار میکردیم این استارت هم اونجا خورد الان تو منطقه غرب تهران و شمال غرب تهران فکر مونم 7-8 دا شعبه داریم که داریم کار آموزش مستمر کار میکنیم تیمای پایمون بسیار مطرح پسرم که سرموربی تیم ملی بسکتبال ناشنبنم هست محمد ازا تو این زمینه خیلی داره اصولی کار میکنه و خروجه خوبی داشته آینده قضاوت خواهد کرد سینا واحدی هم یکی از شاگرده خود محمد ازا هست که استارت شد مدرسه پیشکامان با محمد ازا با خوچکی زد که الان یکی از ستاره های بسکتبال ایرانه خیلی ممنونم تشکر میکنیم از اینکه به این برنامه اومدید سپاسگزاری مطرف جامعه ورزش که توی سالها به بسکتبال ما کمک کردید به بسکتبال آسیا کمک کردید به بسکتبال جهان کمک کردید و یکی از افرادی بودید که در توصیه و پیشرفت بسکتبال نخشه به سیاه چشم پیری داشتید سپاس از شما و از لطف شما امیدوارم که آدم تا زمانی که زنده هست وجودش مصمد سمر باشه و باطل نباشه منم این سعی دارم بکنم تو زندگیم که اینطوری باشم خدا حفظتون کنید ممنونم از شما سپاسگزارم از شما شرفندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم از این که مرا هم باید کردید از همه شما سپاسگزارم تا برنامه دیگر خدا نگهدر ممنونم از شما ممنونم از شما ممنونم از شما ممنونم از شما ممنونم از شما ممنونم از شما ممنونم از شما ممنونم از شما ممنونم از شما