منو بردن چار رای استانبول میدونستن شبه یه حل تولد رو تا بیمانه؟ نه نه نه چار رای استانبول رفتم اون سال آخرین سال آقای فرکی بود خدایفتشون بکنه حسین آقای فرکی رو بله اکی از مردان نیک فوتبال و اخلاق مدار ما رفتیم بانک ملی اون موقع هفتصد هزار تومن قرار داده من بود هفتصد هزار تومن سال هفتریه چار سد هزار تومن جراح آبازاری وکیوم شده دویست هزار تومنی به من دادن دویست تومنی دویست تومن دویست تومن الان ما که دویست هزار تومن دادن به من اومدم پدرم کفت نه روز خدمت تموم شده این پولا کجا اومده ولی چون میدونیست من فوتبال بازی میکنم گذارم آنها قرار داد بسنن گذارم خب دنبال میکردن خانواده من هیوده شهریور یعنی سال آینده نه ما بعد قرار داد بازی رو برگذاشی یعنی از تا به سون قرار داد ما تمرین بکنیم نه ما جلوتر با شما قرار داد بسنن به من پول دادن من جای دیگه نرم ببینی دانی آی علی دوستی مهر ایکی از آدم هایی بود که پیگیر بود که جوانان چیز بود پانک ملی بود که من و آی مهدوی کیا محمد نوازی داود فنائی لیس این آسرین جوانان ما بودن من رفتم بزرگ سالان رفتم بزرگ سالان خیلی جالبه که وقتی رفتم بزرگ سالان علی رضا قاضی مولدی دوست سمیمی بودم از تجارت بردم پانک ملی برا خود از اون قرار داده من بیشتر نوست هزار تا ما واسه ما بستن آقای میرا خویری آقای دوستی مهر کنن انقدر اینقدر اینکه واسه این چونه زدی واسه خواهی چونه زدی بیشتر میگردی ما مخواستم بچه سال بزرگ کردیم از طریق دوستان میخوام اینو بگم به بازیکنان رو میبردیم بنابرای دوستای بچه محل ما رو دوستش باهم بودیم من خب اون موقع با اینکه فوتبال بازی میکنم از اینکه بازی کار سادرات و کار تجارت هم انجام میدادم و به واسطه همین حالا میرسیم جلتر من میگم خدمتون سال هفته و دو پنج که از عباره رفتم به مختقه یه تیم ویان بخارست رومانی من بازی کردم حالا میرم جلتر میرسیم اینکه بعد از اونجا بانک ملی چند سال بانک ملی بازی کردیم؟ یه سال همش یه سال یه سال بوده که حالا مذار ما شاید تصمیمات خیلی جالبی نمیگیدیم بعد از بانک ملی رفتم تیم پاس و انتظام بود که هم فوتسال بازی کنم تیم ملی فوتسال بودیم بله آقای مهدی سپید دست و آقای ست سال نیو اینا اونجا بازی میکردن علیه مهمان دوست و رضا زرخانلی و اینا بعد ما یه مخته هم آقای خاسمپور رو به مخته تو پاس بازی کردیم فوتسال میویدیم تو انتظام بازی میکردیم سال ۷۶ شاید یکی از بدترین تصمیمات زندگی من بود جناب آقا فازلی که به خاطر حالا اون کاری که داشتیم تجارت کارخونه ما داشتیم شامپو بودش و اینا ما سعی کردیم که یه تیم گفتش بخریم حیات مدیره و اینی تصمیم گرفتی که تیمی رو شوهر خوهره من گفتم یه تیم بخریم شوهر خوهرتون بله بله مسئولیتون و خواهر خونه رو داشتون بله بله یعنی تیم رو خریدیم و ما سعی کردیم و تیم خودمون جمع بکنیم تیم فوتبال آره باشکه های تهران خریدیم ولی قهرمان شدیم خب اسم تیمتون چی بود؟ پاکیزان پاکیزان بله یادمون مجید علیان، تقید سلیمانی خدایفتش بکنه انشاله سلامتش دراصل بشه محمد اسکوی، افشین ارشدی، محمد علوی وازی کنانه مثلا دارن که خیلی خوبی داشتیم مربیه بسیار خوبی آوردم خودم آوردم چون مربیه من تهران جمع بود آقاسب پناگر بله استاد پناگر است روش شاد آقای جمشید وطندوست یعنی ما اومدیم چرا آفازیری پونزه اتاوازی بدون باخت قهرمان تهران شدیم ولی یه عقبگرد من کردم به خاطر اینکه تصمیم که یعنی من دستگاه تهران بازیم کردیم دستگاه تهران شما که تو لیگ کشور بازیم کردید کاملا، من از اونجا بعدش خیلی جالبه رفتم زوبان اسوان حالا به واسطه اینکه من خانمم اون موقع مثل لیگ برتره الان میگفتن لیگ آزادگاه آزادگاه من رفتم ایت، من اقبام خانمم اسوان بودن عرضم از سال ۷۲۴۵ که رفتم من اسوان آی عاطف رفتیم ایت دیدنی آی بحرام عاطف بحرام عاطف سماربیه اون زمان زوبان آره، با یکی از اقبام خانمون که رفتن ایت دیدنی من و آقای امیر میه ما هم گفتیم فوتبالیه بینیم رفتیم ایت دیدنی صحبت ما رفتیم زوبان رفتیم زوبان همین ایت دیدنیه باعثش اونو بری زوبان صحبت کردیم، بله، بله یه چیز جالب بهتون میگم بهترین سال نقش جهان بود که استقلال، ترک امنستان، پرسپولیس، غذاقستان یه جامعه اون جامعه نقش جهان هیومه محشد نقش جهان من اونجا اصلا نباست این تیم بازی کردم بله زوبان و در خاطر آل کاریم و دانشگاه خانمان که درست نشد من نیفست اومدم اون رو دوباره ول کردم تصمیم دوباره اشتباه اومدم رفتم مقابلت بازی کردم تهران؟ آره، مثلا چهار میلیون اونجا رو من ورک کردم پول برگردند بخش اومدم یه یخچار فریزر گرفتم عدیب مقابلت چهار میلیون اون زمان به شما زوبانم پول میداد؟ بله، بله و اون موقع سعیده عزیزیانه اومد اونجا علی شکر خدا بود که از تهران ماها رفته بودیم علی شکر خدا که پول رو بازی میکرده؟ بله، میخوامتون میگم بعد از اونجا من رفتم دیگه آخر سال رو رفتم رومانی بخاطر کارم که بود دفتر داشتیم ما و بخاطر اون شغلی که داشتم دوستشون فوتبال بازی کنم گفتم اگه من فوتبال بازی نمی کنم برمی گردم کارم من بازی کنم رفتید رومانی، هم دفتر تجارتتون اونجا برپا کردین، هم کار فوتبالی بود من این نیم فرست تیم ویان بخارس و روحانی تیم دست دومی استوا بخارس بود من اونجا بازی کردم تیم دوم استوا بخارس؟ آره، خیلی چاله بود که ساعت چهار بعد از اون، سه بعد از اون، بیس ترجیل زیر سهف زمسون من اونجا بودم ولی اینو اصلا واقعا شرایط سختی داره و با فرهنگ و آداب و خصوصیات شما فقط هم سرمایی از این دای میزنید آره، کاملا، و اصلا در این یک فضایی بودشونو من دوست نداشتم اون کار رو برگشتم نیم فرست بازی کردین؟ خانواده هم نبوردم تقریبا، برگشتم اومدم و عرضم با حضورتون دیگه رفتم برق تهران آقای ناصر ابراهیمی بله سال بعدش آقای حاج رضایی برق تهران، سال بعدش آقای دین ورزاده سه سال برق تهران، برق تهران هفته و دفت که آقای امیر حاج رضایی بود یکی از بهترین تیما های ایران بود، منطقه به نظر من نشد که اون جور در نیم و دیدی اما آقای مثلا استیلازین آلو میرسیم به اونجا و میگم من واقعا نشد نشد که مثلا اون شرایط خون، مثلا اون رسه بیجن تاهری، محسن آشوی، سیدلی افتخاری، میشهراد ماجدی، محمود خورایچی، امید عرص به ما، مصطفی غنبرپور، محمد نوری، اینا همه اومدن برق تیمت بسیار کاملی آقای میرزایان، شما هموازیانی داشتید که اکثرشون بعدا اومدن یا پرس بویس و استقلال بازی کردن یا ملی پو شدن، هیچوقت این فرصت نشد که الان بعد از اینکه خدمت سربازیتون تموم شد، به کسی باید مطرح مثلا پای تخت برید و اونجا بازی بکنید؟ آقای میرزایان، شما همه اومدن برق تیمت بسیار کاملی آقای میرزایان، شما همه اومدن برق تیمت بسیار کاملی آقای میرزایان، شما همه اومدن برق تیمت بسیار کاملی آقای میرزایان، شما همه اومدن برق تیمت بسیار کاملی آقای میرزایان، شما همه اومدن برق تیمت بسیار کاملی محبت گفتگوی با داستانهای ناب پیشگسفتان، قهرمانان و نخبگان ورزش آقای میرزایان، یه سال تیوتی بازی کردین فصل بعدش که با این شرکتیمو پنجم کردین درخواستا برای حضور شما، آقای ماجیدی تو لیگ تایلند زیاد شدین رقم قرار دادن بردن بالاتر؟ خیلی با فکس میزدن، این طوری بودش بلید من وقتی گر رفتم تایلند دو سال هم حالا برده بودم دو فصلی اول خانواده هم برده بودم ولی دیگه علی پسرم دیگه را پیشدبستانی نتونستم سالهای آخر خودمون بودیم آقای ماجیدی یه سال بعد رفت توباکو یعنی همون تمباکو است، دو خانیات و سال بعدش رفتنده نیم فصل رفتش تیمه ویتنام بازی کرد ولی من نرفتم من مربیان خیلی خوبی داشتن خیلی آتفی بودیم ارتباط برقرار کردیم من چار سال تو همون تیم بازی کردم من دهبازوکان برتر تایلن شدم گوله ما آسیارو دو هزار و دو زدم و بهترین کاشت زدم بهترین پاسوره میگم لیک شده بودم و این اتفاقات افتاد که برای من خیلی مسیر خوبی بود و دیگه خب ما تایلن بودیم سرکنیم تیم عوض نکنیم و این اتفاقات که بودیم موندیم تایلن چرا برگشتید؟ نه نه نه من به خاطر این که پسرم پشت تلفون گفت بیا دیگه اومدم بگفتم بازی نمی کنم وقتی اومدم یه نیم فصل سال بعدش آخرین سال بود که رفتم تیم استرلال جنوب مربی بازی کن شدم با آقای زرینچه و ایمان آلمی همون سال من ایم رو گرفتم یعنی من میرفتم زیمستونه تایلن بازی میگم تا به سونه مدرک مربیگریم و تهران میگرفتم ایلای سه سال 86 من فوتبالم تمام شد ایم رو گرفته بودم سال 86 بعد من در حنی که 84 اتایلن اومدنم با این که داشتم بازی میکنم مربی جوانان شاهین شدم سال 84 هنی تقریبا 20 سال من مربیگری میکنم شاهین مربیگری کردم و امیدهای استیلازین و اومدیم حالا موقع استیلازین بزرگاشت اموداشت میگفتم و اینا هزینه زیادی کرد مدرکی این همونه اولی افتاد و این اتباقات افتاد استیلازین مربی بودین؟ بله بله و اومدیم بعد من یه وشهاشت کیمایی که مربیگری کردم اومدن رفتم یه مخته کتای آلمینیون بودش رفتم حسناباد رفتم چوکای تالش عرضم بزرگتون چوکا سه مربی بودین؟ بله بله اینجا ها مربیگری کردم استلال احواز استلال خوزستان نه استلال احواز استلال کاشان سه سال در خدمت گلگهر بودم و با آقای بگوویچ که تیم اومدش بالا کار کردیم با ارتش قهرمان ایران شدیم مقام هایی که حالا آوردیم با بانک ملیب سه بوم تهران شدیم عرضم بزرگت که بعد از گلگهر من اومدم مربی صاحب ها شدم بعدش سال گذشته سه مربی مثل سونگون بودم مخته پارسالم در خدمت تیم پالاش نفت بندره پاس بودم با آقای بیستی بودم ما اگه خواهد تویتون باشه کار رادیون و کارشناسیمو از دو هزار و هفت وردشگاه بوکیت جلیل بازی ایران و ازبکستان ازبکستان بود که ارتباط گرفتن که رمان زیب خودم گل زرد من اونجا بودم از اونجا دیگه ما اومدیم توی رادیو در خدمتتون بودیم و رفته رفته دیگه رادیو وردش و رادیو ایران و بعد دو هزار و هفت تقریبا هیچده ساله که آقای امیر میرزایان با اموال کارشناس در برام مختلف رادیو و تلویزون حضور دارید خب آقای میرزایان دقایق پایینی برام هست الان که امیر میرزایان تو سن پنج و چار ساله ای هست و الان زمانی که داره برام زدنی شد ولی الان مهمترین برامه و هدف فوتبالی شما یا بهترگرم مهمترین آرزوی فوتبالی شما و مهمترین آرزوی وردشی شما چیه که همچنان به دنبال اون هستی و تلاش میکنی برای رسیدن به اون آرزو من امیدوارم که بتونم اول از همه من آشق فوتبالم واسه من پست مهم نیست دوست دارم به فوتبال خدمت کنم این شغار نیست واقعیت امیر میرزایانه تو فوتبال جناب آفازلی میدونید که همیشه نمیتونی خودت بکاری و خودت دروه کنی ما باید بکاریم به سردیه دروه کنم امیر میرزایانه سعی میکنه کار بکنه با نگاه آینده نگری و چشم انداز برده اگر گلگوهر الان گلگوهره تلاشهای شبان روزی خود ما دوستان بوده که آشقانه دنبال کار بودیم و الانم من دوستانم تو فوتبال باشم کمک بکنم به جوانا و الان شاید نزدیک ست تا از این بازیکنه که توی لیگه برتر لیگه کار میکنن با من کار کردن حالا به عنوان سرموربی و موربی و سعی کردم اون شعار لاماسیا که مهد فوتبال هستش که ما انسان تربیت میکنیم من فقط تو بوده فنی و فوتبالی نیست کمک نکنم سعی میکنیم بحث رفتاری بحث زندگی و بچه هایی که واقعا نیاز دارن اللہ از فکر کمک بکنیم که بخوان آینده از ازدواج بکنن و توی این مسیر قرار بگرن شما الان دوستانی که شاگرده خوبی رو تربیت بکنیم به نظر من هدف اصل شما میتونه مثلا این نباشه این نباشه مثلا من آرزو دارم تو همین چند سال آینده سموربیت ملیگه برتری بشن قطعا قطعا چشمت این جزه براماتون هست یادم به یه زمانی بین شما آقای سمد مرفاوی و چند نفر دیگه میگم جنب آفازین یه جمله باید بگم دوست دارم بگم و برای همه فوتبالیستان فوتبال ما فقط استقلال و پرس پولیس نیست خیلی آدم ها توی شهرستان توی نقاط دور افتاده چه لحاظه مرفی چه لحاظه فوتبال هستن من خواهشم اینه که رادیو ورزش این کارو میکنه و بعضی از شبکه ها این کارو میکنن بعضی هم نمی کنن من خواهشم اینه که همه نگاه ها باشه همه هم فوتبال بازی کردن همه هم فوتبال میفهمند اجازه بدن که آدم های دیگه هم که توانایی دارن دیده بشن خداکار بکنن و در نهایت بتونن به فوتبال خدمت بکنن چیزی که توی فوتبال هستش خیلی بسته کسی جایی کسی رو نمیگیر همه جای خودشون رو پیدا میکنن و من خواهشم اینه که الان من تیره آوازینی نکترم من بگم پایان صحبت همه که من یه صوراش ده سال منتظر بودم که حقم بود ده سال پیش برم کلاس پرلیسنس همون کلاسی که بعد از ای میگیرند اینو فرصت ندادن چند روزه پیش رفتم کلاسیدم سبتنام کردم نوبت اول که من بودن و اینا دوباره من رو بردن آخر یه جایی که یعنی برای همین کلاس هم بلاخره اعتباقات نبادی افته میفته من پنجار سنگیرم از همه سن من هشتاد و شیش گرفتم هشتاد و شیش هشتاد سال پیش هشتاد سال پیش ست تا ای بوده الان سه ازار و هشتست تا ای داریم ما بعد هنوز به من اجازه ندادن تو کلاس برم با همه ارتباط هایی که میدونید چرا؟ چون بخاطر این که ما آدم هوچی نیستیم آدمی هستی نیستیم که نجابت به خرج میدیم آدمی که تو سکوت کار میکنیم و امیدوارم که یه موقع هایی این سکوت ها کمک نکنه به آدم هایی که رأس فوتبال هستن که بخوان از این سکوته به نفی استفاده بکنن که آدم ها دیده نشن آقایی شما آقایی شما یکی دو سال کتا هیچ وقت به شما پیشنها دیدن که مثلا فلان کار انجام بده که مجبور بشید شرافت نزیر پا بگذارید و اون کار انجام نداده باشید بله بله قطعا الان ببینید نمن به خیلی ها و فوتبال انتهای فسکه حتی پیشنها ده مثلا پول های آنچنانه هم به شما دادن از زمانی که فوتبال بازی میکردیم شاید ترجیحان شاید بایش در آنچنان گفتن نداره و زمانی که مربیگری میکردیم بوده این بوده از قبل بوده این به شخص شما هم پیشنهاد شد بله بله این اتباعات افتاده ولی واقعا جناب آفازدی انقدر ما برمیگردیم توی این پنجه و چار سال پشتم رو نگاه میکنم از خودم خجالت نمیکشم من امیدوارم که واقعا یه نگاه بهتری به فوتبال داشته باشیم جناب آفازدی بهترین جای دنیا رو داریم ایران و واقعا من بهترین استعدادها بهترین شرایط رو میتونیم داشته باشیم و من خواهش میکنم انقدر که به مربیان و بازی کنان خورده میگیرن یه خورده به مدیران خورده بگیرن به نظر من مشکل اصلی ما شاید مدیران غیر فوتبالی هستن که فوتبالی ها رو نگاه نمیکنن و شاید حق و به حق تار نمیتونن خیلی کتا بگیرن بهترین فوتبالیست تاریخ ایران چه کسیه؟ من به نظرم علیه دایی چون وقتی مبارد کشور تایلن شدیم به نظر من اون موقع بهترین مربی تاریخ فوتبال ایران مربیان چندتاشون زیاد هستن جنب او فازلی یه نفر اگه به نظر شما بهترین مربی ایرانی من اعتقاد دارم با احترام به همه مربیان زمان خودش اللہ واسه فنی من کار نکنم شنیدم آقای فیروز کریمی فنی زمان خودش خوب بود جا داره جنب او فازلی از شما و راژی و ورزش در این چند سالی که لطف کردن به خیلی دیگر نه بنده اقید به خیلی دیگر توجه کردن که دیده بشن و از برنامه خوبتون تشکر میکنم جا داره از دوستان سمیمی مربیانم و اسمیم شاید قلم یفتن و خانواده هم تشکر بکنم که واقعا تو این سالیان سال خیلی عذیت شدن و دوستان و عاشقان و خانواده تعمل کردن ما رو چون سفرهای پی در پی داشتیم و از تمام پیشک ساتان هم به نظر من اصخایی میکنم اگر اسمشون رو یا جایی توی این خاطرات من گفته نشد ولی واقعا بسیار دوستان خوبی دارم گفتم من آدم سرمایه داری هستم جبراه فازدی بخاطر اینکه دوستان خیلی خوبی دارم بسیاری خیلی متشکرم جناب آقای امیر میرزایان بازیکن اسباب تیمهای فوتبال کشورمون و مربی و کاشونسه حال آزار فوتبال انشالله که موفق و معید باشید و آنچه که خیلی رو سلاح شما هست انشالله بهش برسید و بهترین ها ولی شما رقم بخورن خواهش میکنم ممنون وقتی که منده دارید خیلی متشکرم به اتفاق میهمان محترم جناب آقای امیر میرزایان و همکاران خوبم در تیعه و پخشیم و احرامه با همه شما شنوندگان عزیز رادیو ورزش خدافزی میکنم روز شب بر شما خوش و خدا نگهتارم ای وطن به زیر پاف تداندلی که بهر تو ندرزن شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی من شرح این آشغی میره من شر verd من ش ک illustration من ش شرج من شدیم من شرع من شرح من شدید ميشه اس falei اوزای expense کارار ميره ایوز ترین موسیقی سهروق نشاط تندرستی انعکاس تازه ترین اخبار از رادیو ورزش صدای ما را برای موجه این از رادیو ورزش می شوند موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی کهی بکنه برای من بهش میاده آشقان شیره کنه برای من نازه مرا به جان کشد بر روخ من نشان کشد نازه مرا به جان کشد بر روخ من نشان کشد شرخ فلک حسن بره زن چه کنه به جان من موسیقی