و اومدیم توی تیم بانک سپر جوانان اومید بازی کردیم بعدش دیگه از اونجا رای یه تیم بهمن شدم تازه تشکیل شد همون تیمی که فکر میکنم اوائل در یه هفتاد تشکیل شد هفتاد دو هفتاد دوسته تیم بهمن تشکیل شد و یه تیم خوبی هم بود که به لحاظ مالی هم بد نبود این تیم خوبی داشت بریم یه فرصت بگیریم از همکانونمون به هر میگردیم و همچنان با علیه جان ملکی عزیز بازی کنه از وقتیم ملی فوتبال کشورمون صحبت را ادامه خواهیم دهیم موسیقی گستار خوب شنونده همچنان در خدمتون هست این برنامه محبته گفتگو و میهمان این نوبت از برنامه جنابه علیه جان ملکی بازی کنه از وقتیم ملی فوتبال و باشگاه پاس آقای جان ملکی از جوانان بانک سپه رفتین برای بهمن تو چرا دیستنی؟ همون جوانان بودم همچنان جوانان بله جوانان بودم سال آخر فکر کنم جوانانون بود رفتیم اومیدا اومیدا بهمن اومیدا بهمن به شما پیشناد مالی دادن؟ نه باقا این موقع اصلا جوانان بودن این چوغی هم براتون نظر نگرفتن؟ چون بهمن آقا خوب پول میداد دیگه حضور ذهن ندارم ولی فکر نکنم پولی گرفته باشیم بابت جوانان و اومید پولی گرفته باشیم و دریافت کرده باشیم مربی تو تو بهمن مربی اومیدا بهمن چه کسی بود اون زمان؟ مربی اومیدا بهمن اون موقع آقای بابک خورم بودن بابک خورم که تیران جوانان داشتن قبلش بله بله چقدر برای اومیدا بهمن بازی کردی؟ من دو سال اونجا بازی کردم اومیدای بهمن دفا و سد بودین اونجا دیگه پاستی تو مشخص شد دفا و سد بازی که اومیدای بهمن یادمه کی با شما هم بازی بود؟ فراد مجیدی بودش ایلتیفی بودش فوقالا ده تیم خوبی داشتیم فراد مجیدی بود علیه لطیفی بود فرشاد مجیدی بود داداش آمیر شاد فوقالاده تیم خوبی بودش تیم جوانانمونم تیم خیلی خوبی بود اونا هم اکثران فوتبالی شدن عباس آقایی بود و یه نقطه جالبی که شما داشتین آقای جان ملکی تا این سن که میگید تا سن رد امی تو این پنج شیش سالی که فوتبال بازی میکردین همه باشگاه اطراف منزلتون هم بودن نزدیک خونهتون بودن شاید خوششانس بودین شما دیگه اینم از خوششانسیمون بود حالا نمیدونم دو سال برای امیده بهمن بازی کردم مقام هم آوردین؟ امیده بهمن قهرمان شدیم قهرمان تهران شدیم اونجا دیگه به چشم اومده بودین به عنوان یه بازی کنی که الان سن تیم های مختلف اونجا از امیده بهمن یادمه که سرمربی بزرگامون آقای فیروزی کریمی بود و همکاری خیلی خوبی داشتن به آقای فراد کازمی شاید خیلی دوستان یادشون نیاد ولی آقای کریمی آقای کازمی با هم همکار بودن آقای فیروزی کریمی کمک آقای فیروزی کریمی بودن بله ولی خوب رده جوانان و امید کلن دست آقای کازمی بود با بطایی رده های پایه کار میکردن چون واقعا دوست داشتن آقای فراد کازمی شما رو معرفی گردن به آقای فیروزی کریمی یا خودشون از امیدان ندیگر می اومدن می دیدن چون توی همون مرغوب کار ما هم تمرین میکردیم می دیدن تمرینات اون طوری بود کل مجموعه مرغوب کار رو تیم بهمن در اختیار داشت دیگه تمام تمرینات تیم بهمن همون مجموعه مرغوب کار و آقای فیروز همیشه اونجا بودش سر تمرینات تیم جوانان بود سر تمرینات تیم امید بود سر تمرینات تیم بزرگ سالان بود کل وقتش تو اون مجموعه می گذروند و برای سر تمام بچه ها بود یعنی اونجا بود که شما و علیه جان ملکی اونجا دیده شدین بله اومدیم تیم بزرگ سالان بهمن چه سالی بود تقریبا؟ خاطر هم نیست یعنی بیس سالتون شده بود؟ نه هنوز نشده بود تقریبا شاید حوالی سال هفته دو سه اینا بوده هفته دو دو هفته دو سه هفته دو دو هفته دو سه باز پاییم تر نه دیگه هفته شما شمزه سالتون بوده خیلی چیز نبودش یعنی تو رده سنی اومیدن بازی می کردین خیلی باز جبون بودین خیلی جبون بودیم چون بعد از بهمن که من حالا تازه یه سال دو سال اومیده بازی کردم بعدش اومیده پاس یعنی همچنان تو رده سنی تو رده اومیده بازی می کردم تو رده اومیده بازی می کردم اومدم اومیده پاس بره سربازی اومدین یه سال اونجا بازی کردین بعدش بابت سربازی همچنان چار پنگ سال که سطح اول فوتبال تیران بازی می کردین هنوز به سن سربازی هم نرسیده بودن چه کسی شما رو برد پاس خب بهمن یه سری مشکلات واسهش پیش اومد که دیگه کلن تیمداری نکردن آقای فیروز کریمی جدا شد اومد سمت پاس و شما رو اووردن پاس شما رو اوورد پاس اشین شدن مربع بزرگ سالان پاس دیگه ما هم اونجا اومدیم حالا با تیم امیده بودیم آقای خورم هم اومدن پاس با تیم امیده بودیم و با تیم بزرگ سالان تنویم میکردیم و مسابقاتمون رو حالا شما تو همون نسل نبودین که بعدن رفتن قهرمان آسیا هم شدن تقریبا ما جوان بودیم دیگه من یادمه مثلا دفاوسطای پاس که اون زمان قهرمان آسیا شد الوصل امارات رو شکست داد بعد یومیوری جاپون یا نه یه تیم دیگر رو شکست داد یادم نیست اشتباه و عربستان رو شکست داد الوصل رو هاش مسابقه ده اگه اشتباه نکنم یا الوصل رو بودید هم نیست بعد دفاوسطای شما اون زمان فراد عباسی و ناصر غصاب بودن دفاوسطاتون رزا عمری بازی میکرد علیزاد نامی دروازبانتون بود که بعدن تو بازی بعدی بهزاد قلامپور اومد تو گل وایساد و بودندیه آرش ناموز بود محسن گروسی بود فوقالاده بود تیمتون شما تو امیتای پاس بازی میکردید با اینه تمرین میکردید بزرگ سالان کجا بود زمین تمرینتون همه شما منجا بود زمین پولیس زمین پولیس بازی میکردید چندین سال آیندم زمین تمرین بزرگ سالان پاس همون زمین پولیس تا قبل از این که بخواد بیاد اکباتان اکباتان نمیمدیم یه دوره یه مخته ای هم رفتیم سمت زمین هبانی روز کجا بود سمت قلمرقی اونجا تمرین کردید بازم نزدیکت بوده تقریبا نمیشه بگید زمین پولیس رفتیم زمین هبانی روز میرفتیم تمرین میکردیم دو سالی هم اونجا تمرین کردیم بعدش یباش شباش دو سال امیده پاس بازی کردید سربازی رو اونجا سپری کردید چی شد که وارده تیم بزرگ سالان پاس شدید اون موقعی که امیده بازی میکردید بزرگ سالان هم تمرین میکردید ولی خب واقعا بازی کردن سخت بود اینطوری نیستش که هر بازی کنی میامدش میرفت بازی میکرد من شاید سالی که امیده پاس بودم یا همون امیده امیده من که بودم یادمه فقط بازی های حسفی رو آقا فیروز به اون بازی میداد برای بزرگ سالان فقط حسفی ها رو بازی میکردیم فیکس بازی میکردیم و پاسم که اومدیم خب خیلی تیمم فوقلاده بود پاسم خیلی تیمم خوبی داشتیم خیلی نتونستم اول بازی بکنم یک سالی گذشت پشت نیمکت بودیم نیمکت بودیم قشنگ آفیروز طوری بودش که دنبال این بودیم که یه فرصتی گیرمون بیاد خاملن شما رو تشنه بازی میکردن واقعا تشنه بازی بودیم دنبال این بودیم که یه فرصتی گیرمون بیاد دیگه بچسبیم انقدر ساده نبودش بری بازی بکنی حالا اشتباه بکنی بعد باز بشینی بیرون باز دوباره بیایی نوبتت برسه میتونست اولین فرصت آخرین فرصت باشه یه بازی میرفتن یه اشتباه تمام واقعا دیگه فرصت بهشون شاید نمیرسید من یادم روزی که اولین بازیم واسه تیم پاس کردم اولین بازی کجا بود چه تیمی چه دقیقه بازی تبریز با ماشین سازی بازی داشتیم تو لیک من با آقا فیروز اومدم پاس ولی زمان آقا فیروز به بزرگ سالان پاس نتونستم تمرین میکردن با آشون ولی بازی نتونستم آقا فیروز جدا شدن از پاس دیگه آقا فیروز جدا شدن آقا قاسمپور اومد ابراهیم قاسمپور خودشون اگه مدت بازی میکردن دفاع وسط بودن خودشون بازی میکردن بله خودشون هم بازی میکردن از شانس بعد ما هم پستی مونن بودن خب بازیم هم هم بازی میکردید بازی به ما نمیرسید اولین بازی بود خدا انایت کرد لطف کرد چون منتظرش هم بودن واقعا منتظرش بودم اون بازی رو دوهیچ بردیم طوری شدش که بعدها آقای قاسمپور و کمکشون آقای سعید آخوندی بودن بله میگفتن ما درده استرس داشتیم میخواستیم شما رو بازی بدیم چون سطح خیلی بالا بودش ولی بعد از این طوری شدی که شما جز نفرهایی که اصلا ما به تعویز کردنش و حتی یک دقیقه بیرون گذاشتنش فکرم دیگه نمی کنیم یعنی علی جان ملکی از اون بازی با ماشین سازی بهترین استفاده رو برد چند ساله بود علی آقا اون زمان به چه سالی اودیارت هست هفته رو سه بود فکر کنم هیچده سال یا نوزده سال هم بود هنو بیست سالت هم نشده بود سال هفته رو سه بازی های آسیایی هزار و نفتر نوزده هشت بانکوپیاله به اونجا میرسید شما دیگه از اون بازی با ماشین سازی در تبریز شدی فیکس پاس شدن فیکس پاس حتی به این قیمت که آقای قاسمبوی خودش دیگه رونیمکتشنو دنبال بازی کنه میگشت که بتونه جایگزین مناسبی برای خودش باشه دیگه بازی بعدی منم یادمه بازی خیلی سختی بود با سنت نفت و آبادان داشتیم در تهران؟ نه آبادان بود یادمه دقیقه یک آیه حاشمه حیدری گل زدن چه برسر شما مونه مدافع اومده آقای قاسمبوی آقای آخوندی اومدن پیشونیم منو حالا دفعه وسط کنارم هم یادم اون بازی رزاقا محمدی بوده اومدن پیشونی های ما رو ماج کردن دست کشیدن گفتن خدا پدر ما اینقدر سهر زدید دمتون گرم که اینقدر خوب بازی کنید خیلی سنگین بود دیگه همون شد که همون دیگه بازی کردیم شد تا اینکه ده دوازده سال تو پاس بازی کردیم خوب دوست دارم از خاطره دعوت شدن به تیم ملی بگی دوست دارم اوج جوانی دوست دارم اوج جوانی بله چی شد کجا شنیدی کجا دیدی بله واقعیتش خوب داشتیم زحمت کشیدیم خوب داشتیم بازی میکردیم حالا دعوتمون کردن جزه کسایی هم بودیم که جزه جوانای تیم ملی بودیم خوب تیم ملی هم اینه الان نبودش شاید تو سال چند تا بازی حالا گذشت از بازی های آسیایی بازی های دوستانه ای نبودش بازی های دیگه ای نبودش حالا که بخواییم بازی بکنیم من تقریبا دو سا سه سال باسه تیم ملی بازی کردم شاید تعداد بازی هم ده تا دوازده تا شد خیلی نبودش من خیلی از زمانی که سنم پایین بود اومدم تو سطح بزرگ سالان خیلی زود بزرگ شدی من یادمه یه دونه از فیلم ها رو حالا دارم خودم فیلمش رو چند وقت پیش داشتم نگاه میکردم بیست و سه سالم بود کپیتان پاس بودم بیست و سه سالم بود یا بیست چهار سالم بود کپیتان پاس بودم زمین تختی بازی داشتیم با استقلال بازی داشتیم دروازوان یه توپ بلند میزنه من میام سر میزنم گزارشگر بازی میگه حالا بازی کنه با تجربه یه تیم پاس بلند میشه در زمان دیگه من بیست و سه سالم بود شاید به خاطر اون بازو بنده بود از این سند شمارم نمیدونستم میگفتن تا کهی میخواد بیست و سه سالم بود میگفتن تا کهی میخواد بازی بکنه بسه دیگه همین شد که من بیست و هی سالگی بیست و نه سالگی فوتبال رو دیگه گذاشتم کنار دقیقا تازه من اوجه پختگی تجربه بازی همه چی ولی طوری شد که دیگه بعد میزنشتم کنار فوتبالو همین میگفتن این چند سال شده بازی میکنه چقدر بازی میکنه من خودم فکر میکردم واقعا خیلی وقت الان که میام بیرون از بیرون دارم نگاه میکنم میدونم من سنی نداشتم فوتبالو گذاشتم کنار من میتونم من آخه این سالی که بازی کردم ترکترسازی بازی کردم که قهرمان شدیم اومدیم لیگه برتر در اقوات دستی یک درسته؟ لیگه آزادگان بله دستی یک چرا انقضا دیر شد؟ دیگه به خاطر انقضا تیر شد شاید به خاطر اینی که سالهای خیلی زیادی رو توی یه تیم بازی کردم اون زمانهای که از تیم ملی یعنی از بازیه آسیعی برگشتیم در تیم ملی قطعا پیشنهادهی بهت شده دیگه که مثلا بیا فلان تیم بازی کن چه پیشنهادهی بهت شد؟ چرا جدا نشدی؟ من هر سال که بازیه تموم میشد بلا استثناء هر سال که بازیه تموم میشد شاید هنوز بازیه آخرمونم مونده بود که مثلا یکی دوتا بازیه آخر تموم بشه باشکای استقلال با من تنواز میگرد خانواده شما یک خانواده فوتبالی و استقلالی بودن اینکه پدره در تیم تاج سابق استقلال فردی بازی میشه از اینجایی هم که ما هر سال باباشکای پاس قرار داد داشتیم محسولین پاس به مجازه نمیدادن معمولا یعنی پاس اونها قرار داده بلند مدت هم میبست با مهدی تارتا قرار داده ده ساله بسته بودن خدا خیرشون بده آیا تیم سال ملاهی و اینا یه جوری قرار داد میبستن ترفت تا آخر عمرش نمیتونید از باشکا جدا بشه پاس جزف باشکاهایی بودش که هم خیلی خوب بود بازیکنهای فوقالاده خوبی همیشه مطرح بودیم ما یا نایب قهرمان بودیم یا سوان بودیم همیشه یه پای فنال جامعه اصری بودیم یعنی شادم بعد از بازی های استقلال و پرس پولیس تنها بازی که استودیوم و آزادی هشتاد ازارتا نوید ازارتا تماشاچی داشتهش بازی پاس یا با استقلال بود یا با پرس پولیس بود یه همچین تیمی داشتیم بازی میکردیم مجموعه ورزشی خودش خاص خودشو دار اون موقع نه استقلال زمین تمرین داشت نه پرس پولیس زمین تمرین داشت شما ورزشگاه داشتیم خبرگذاری داشتیم خبرگذاری ایپنا داشتیم من یادم این یه حیط مدیره خیلی قبیلی داشتیم ساختار فوقلاده از این چیزو میگم نباید بگذاری ولی قرار داده سفت و سختی با اتون میبستن راه ده رو نداشت نه راه ده رو نداشت یک سال مثلا با شما همیشه قرار داده سه ساله داشتن یک سال یک سال و نیم از زمان قرار داده دوباره قرار داد میبستن دقیقا میومدن تمدید میکن و ایش راهی هم نداشتی باید تمدید میکن چقدر در آمدشه تو این ساله از فوتبال خیلی نبود الان راضی هستی از این که تو این ساله تو پاس فقط بازی کردی میگم شاید بیشتر این آسیبی که خوردم همین بودش که چندین سال متوالی تو پاس بازی کردم دیگه اولا که میگفتن دیگه تموم شده فوتبالش خیلی وقت داره بازی میکنه دیگه واقعا نمیتونه بازی بکنه و بعدش هم که پاس منتقل شد همدان الان من میگم تو پاس بازی میکردم خیلی از جوانا ذهنیت پاس همدان بهشون دست میده نمیدونم پاس شد تیم بود اصلا چیزی از پاس واقعا نمونده باقی نمونده آقای جاملکی الان خیلی از دوستان عزیز ما حالا میان پیشکسفتان استقلال پرس بولیز حالا هر جا پدشونو معرفی میکنن تیمی دارن گروی دارن میرن بازی میکنن ما پیشکسفت های پاس پیچیم جایی ندارید که بخوای دوره هم جمع شد یه زمانی بنابراین بود آقای جاملکی که مجددن مثلا تیم پاس احیابشه بعد گفتن نه نیروی انتظامی نمیخواد تیم داری بکنه یا گفتن نه بینر نیروی انتظامی هم نه پاس بیاد مجددن احیابشن با این حزینه ها نمیشه دیگه خیلی از این بزرگ هایی که حالا تو پاس بازیگن خدا قد آقای فرکی بله آقای شاهروخی آقای فرکی بزرگان پاس بودن حسن آقای حبیبی بسیار عالی خیلی متشکرم همراهان خوب رادیو و بعدش همچنان ما را همراهی بفرمایید با برنامه محبته گفتگو و میهمان عرجمند ما علی جاملک موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی درود بر شما شنواندگان خوب رادیو و بعدش برنامه محبته گفتگو میهمان ما علی جاملکی بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال و باشکای پاست چند سال برای پاس بازی کردی گفتی تو سن 23 ساله یه کپیتان پاس شدی درسته چند سال بازی کردی سال آخری که باسه پاس بازی کردم چند ساله بود نکنه همون سالی که رفتین باشکای آسیا با علین امارات اینجا سه سه کردین اونجا یکیک بودین اونجا یکیک کردیم من اونجا بودم آقا من کنار تیم پاست بودم تو اون بازی تیم رفت دوبه از اونجا رفتن به علین اونجا هم بازی خیلی خوبی رو با علین برگذار کردیم براش برهانی اونجا برهانی بعد برگشتین اینجا وزنشکای دستگیری پرست تماشاچی سه یک جلو افتده بودین دو تا گل دقیقه هشتاد و چار و هشتاد و پنج بود هشتاد و هشتاد و یک دو سه دقیقه بعد یک گل دیگه نیمان اکیس هم تو گلتون بودن و به خاطر گل زده بیشتر در خانه حریف تیم علین سبود کرد خودشونم فکر نمی کردن که مساوی بشن و همون سال هم علین قهرمان آسیا شد یعنی بعد از اون بازی که مارو هزگرد قهرمان آسیا اون سال آخری بودش که توپاس بازی کردم بعدش دیگه اومدم بیست و چند سالتون بود ساله هزار و سیستده فکر کنم فکر کنم بیست و هفت سالم بود بیست و هفت یا بیست و هشت سالم بود خیلی حالا شرحت میگم بیست و نه سالم بود بیست و نه سالم بود هشت و دو هشت و سه بود اون بازی آقای جامدکی اگه شما نکنین هشت و سه هشت و سه شه و چهار بود که این اتواق افتاد تقریبا بیست و نه سی ساله گیردی اومدی بیرون از پاس چه پیشنادی به شما شده بود که اومدی بیرون یا خودتون اومدی بیرون یعنی یه پیشناده بهتر داشتی نه نه نه دیگه واقعا شرایطش نبود توپاس بازی بکنیم اومدم بیرون رفتم تیم هما چرا اینقدر با احترام به تیم هما اختلاف فساد خیلی زیاد بود حالا گذشت از تیم خوب پاس خب از لحاظ مالی خیلی ما دریافتی نداشتیم هما بهتر پیشناده خوبی داد پیشناده خوبی داد هما چقدر بهتر پیشناده اون سال ساله هشت و چهار مثلا تقریبا دو برابر سه برابر لیگه برتر بودش هما دسته یک بود آقای علی دوستی همیده علی دوستی سمراپیه تیم هما بود که اومدیم اونجا تا پلیاف هم اومدیم بلاوری قسمت نشد با تیم مثل کرمان گسته یک ایران بودید جامعه آزادگان بودید تلاش میکرد برای لیگه برتر باسه لیگه برتر تلاش میکرد باسه لیگه برتر که تا پلیاف هم اومدیم با مثل کرمان بازی داشتیم خدا بیامرزه سمراپیه مثل کرمان های دستنشان بودن روشم شاد نادفان دستنشان تیم مثل کرمان اومد لیگه برتر حالا باسه اشت اتفاقایی که افتاد و تیم هما با توجه به این که خیلی هم تیم خوبی بود همون سال که نتونید سیم بیاییم لیگه برتر دیگه منحل شد و بعد از هما کجا رفتید؟ همون یه سال هما بازی کردید ترکتر سازی سال آخر فوتبالن بود مربیتون در ترکتر فراد کمالوند همون سال که لسته اول بازی میکردن و اومدن لیگه برتر من گردم همون زمان بازی های شما که توی یادگار امام برگذار میشد پر میشد هفته درست نماشه چی میگم؟ اول بازی ها توی همون ورزشگاه خود زمین ترکتر سازی انجام میشد ورزشگاه اختصاصی شد ورزشگاه اختصاصی شد انجام میشد بعدن به مورد زمان که همون دهیه سنجدید بازی ها حساس تر شد رفتیم ورزشگاه یادگار امام چرا دیگه تو سن تقرارا سی یکی دو سالگی تصمیم گرده فوتبال کنار دیگه واقعا نخواستن شما با با ستا در ارتباط بودین آقایه؟ با ستا در ارتباط بودین نه ایجنتی بودش هیچ وقت تو این ساله که فوتبال بازی کردی تقرارا بیست سال فوتبال بازی کردی دیگه با هیچ واسطه اصطلاح هیچ دلال یه واسطه نیمد به شما حتی پیشنهاد بده که بیا با من ببند اصلا همچین چیزی نبودش اصلا همچین او اون اواخار شاید بودی اواخار فوتبال شما نه اون موقع هم نبودش بعدن به مورد زمان چرا؟ بودش تازه داشت می اومد تازه یکی دو نفر بودن که اسمشون اومده بود جابجا میکردن بازی کنار که خب با توجه حالا به شروعیتی که ما داشتیم دیگه سمتما نمی آمد ما به عنوان مثلا یه دوست می دیدن دیگه گذاشتن کنار با تراکتور قهرمان لیگ دسته اول جامعه آزدگان شدی اومدی لیگه برتر همون تیم تراکتور که اومد لیگه برتر شما رو نخواست؟ دیگه نموندم دیگه چون واقعا بازی کردن شهرستان باسم سخت بودش متحل بودی؟ چه سالی ازدواج کردی آقای جامعه؟ من خیلی زود ازدواج کردم زود فوتبالتو شروع کردی خواهی یه جایی بری عجله داریم موقعی که رفتی اونجا خواهی برگردی بیای چه سالی ازدواج کردی؟ من سال هفته ده هفت هفته ده هفت یعنی تقریبا پنج و چار تا هفته و چار سالت و سه سالت دوده ازدواج کردی چند فرزن دارید آقای جامعه؟ دوتا دختر دارم خدا بشه سلامتی ببینید بزرگ هستن گره دختر دیگه یه دختر هم بزرگه ورزشکار هستن بچه ها؟ نه میدونن باباشون قبلن تیم ملی بوده افتخاراتی دستورده قهرمان آسیا شده دختر بزرگم یه مدتی بردمنتون بازی میکرد بقیه خب بیشتر سمت درسش رفت دانشگاهشو تموم کرد دختر کچی کم خب یه مقدار اینها اختلاف سنیشون زیاده دختر کچی کم نه سالشه آدم احساسی آتفی هستید؟ خیلی این احساسی بودن و آتفی بودن شما و بابستگی شدید به خانواده میتونه یکی از دلال زود کنار گذاشتن فوتبالتون باشه؟ خب البته گفتید با کمی به تعافق نرسید نمیخواهم نخواستن شاید تیمای دست پایین ترم بودن برد از یه طرف دیگه واقعا یاد دادنو خیلی دوست دارم رفتید تو فضای مربیگری واقعا دوست دارم چه مدرکی دارید آقای؟ من الان ای آسیا دارم ای آسیا اولین جایی که مربیگری کردیم کجا بود؟ یه تیم تهران بود پایه؟ نه بزرگ سالان بزرگ سالان آبفای تهران بود آبفا آب و پازلا بالای میدان القدی شمیران نوم بله زمین چمن طبیعی داشت بله زمین چمن طبیعی داشت چقدر بچه ها میرفتم اونجا تیست میدادن یادمه سال اولی که آمدم اونجا تیممون قهرمان شد قهرمان تهران شدیم تیمو بردمش لیگه 3 از تهران سهمیه لیگه 3 گرفتیم بله از تهران سهمیه لیگه 3 گرفتیم لیگه 3 همالا اگر اطلاع داشته باشید دو مرحله بله مرحله اول هم قهرمان شدیم اومدیم مرحله دوبون بله لیگه دو تلاش کنید بله اتفاقایی که افتاد متاسفانه آفازلا هم تیمداری نکردی آقا حج رفتی منحلش کردی کردی آقا دیگه این هم دیگه بسیار خوبه دیگه اونم منحل شد نشد افراد این تیم ها چون دولتی هستن بستگی به تصمیم مدیران مدیریت دقیقا چون ردش اومد بالاتر یه مقدار حزینه ها کنید بالاتر سخت شد بعد از آفازلا یعنی آفا کجا رفتیم بعد از آفازلا تیم های لیگه سه بیشتر مربی کردم خدا روشک هر جایی هم که مربی کردم محفظ بودم سر مربی بودی؟ سر مربی بودم بعدش اومدم استقلال اومدم استقلال مدیر آکادمی استقلال آقای حاجلو بودم بله واسه پایه ها اومدم ولی اومدن یه تیم بزرگ سالان گرفتن کنار تیم بزرگ سالان حالا استقلال استقلال به خوب تیم استقلال به هم تهران بودش بزرگ سالان تهران که اونجارم خدا روشک هر جایی هم مرتبه شد تیم همون قهرمان شد شما سر مربی بودی؟ سر مربی بودم اینا چه ساله بود؟ به سال نوت رسیده بودین؟ نه به سال نوت نمیرسید به سال نوت نمیرسید همچنان سی و دو سالتون بیشتر نبوده سی و سه سال هم بود سی و سه سال سی و چهار سال اونجا هم قهرمان شدید؟ تهران قهرمان شدید اومدیم لیگه سه لیگه سه هم قهرمان شدید هم مرحله اول هم مرحله دوبون اومدیم لیگه دو شاید در ارز دو سال که خدا آقای قاجلیون اصلا باورش نمیشد یه شخصی اومده و تیمو گرفته بود که باسه باشگاه استقلال بعد گفت من این تیمو بهت میدم آقای جان ملکی فقط نندازش همین تیمو بده به من همینجا تعبیل بده به مرور زمان که گذاشته تیم بستقلال بود مثلا استقلال بود دیگه استقلال آبیه بود بعد اون تیم تو دسته که تهران بازی میکرد نه دیگه اومدیم لیگه دو چندی سال لیگه دو چرا هر تیم میاد لیگه دو یه مقداری سرد میشه به خاطر تیمداری هزینه های تیمداریه هزینه های تیمداری خیلی سرد چون معمولا تیمایی که لیگه 3 اصلا خوب هستن بعد میان لیگه 2 دیگه اصلا فراموش میکنن تیمداری رو خب حضین هایی مقداری میره بالا بعدم تیمایی که توی لیگه 3 لیگه 2 هستن فقط باید سعود بکنی اگر سعود نکنی هیچ فایده ای و نفی واسه به ارجاب زنین فایده ای نداره اصلا فایده ای نداره دیگه یه چندین سال لیگه 2 بود که دیگه لیگه 2 من سرمورگمی نبودم اونچ lifting بعد رفتیم برای پایه ها بعد رفتم دیگه واسه پایه ها پایه های کجا من مدیر آکادمی بازشگاه سایپا بودم سه سال دو descon promotions و کادر سایپا بودم خب توی مدیر آکادمی بازشگاه سایپا زمانی که من مدیر آکادمی بازشگاه سایپا بودم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی