با ما که کم تجربه بودیم برای ما بسیار مفید بود الان اونجا رفتیم فارغ از نتیجه چارم شدیم جامعه سولو دوستی اگر اشتباه نکنم تو ردبندی هم به اوگاندا زربت پنالتی باختیم نه ما توی چیز به اوگاندا باختیم و رفتیم فینال نرفتیم خب بگم فینال نرفتیم رفتیم بازی سه وم چهارمی اونجا هم باختیم اگر اشتباه نکنیم یادم نداشت ولی فینال نرفتیم نه فینال نرفتیم ولی انقدر این ایرانی های مقیمه کوبیت و محبت داشتن واقعا باید ازشون همین الانم تشکر کرد واقعا لطف داشتن به ما حالا بازی های خیلی خوبی بود تجربه بسیار خوبی بود بعد برای بازی های پکن که ما آماده می شدیم متاسفانه من خودم جفت مچای پام یادم این که محسن گرسی تو بازی ها سیه پکن حضور نداشت من دو سه روز مونده بود به سفر تیم جفت مچای پام پیچید یعنی جوری شد که تو اردو تیم ملی پیچید و بعد آقای ابراهیمی با من گفتش که آقای ناصر ابراهیمی گفتن که این سفر شما نیست گفتن مشکل نیست خیلی بدشانسه بود در اوج آمادگی هم بودیم من تمام مقدماتی های تیم ملی بودم ولی نهایشو ایش کدوم نبودم چون اون زمان ما رفتیم برای آسیه پکن یادمه دیگه تا اما چند وقت پیش در خدمت آقای مرتزا فنونی زده دو خاطرات اون موقع رو تعریف میکرد ما محاجم خیلی کم داشتیم تو اون بازی ها یه دنه سمد مرفاوی بود یکی هم فرشتر پیوس بود آقای کرمانی مقدم که همه جا کمک میکرد کمک میکرد اگرم شرح اجازه میده آقای انصاری فرن بعضاً مثلاً میبهد جلو ولی دفت چپم بازی کرد یادمه ببینید زیادم جالب نیست ولی شما موقعی که انصاری فرن رفتش پنارتیو بزنه نمیدونم تو زهنه من خاطراتشو خوشنگ یادم بودیم زیرش نوشت اصفر مدیروسا نمیدونم توجه کنیم اینو یادم نیست نوشت اصفر مدیروسا من فکر میکنم آقای مدیروسا جاز مسافره بود ولی نبود همون سال نوات بله حالا میگم بعض موقع ها یه سری اصفر مدیروسا که تو لیسته اون 20 نفره 20 نفره هم نبودن رفتن نبودن ولی اسمش بود حالا اون مسئوله نمیدونم تلفزیون ها اونجا بوده هر کسی بوده اصفر مدیروسا کجا میشناخته اصفر مدیروسا حالا شما موقع خط خوردین حالا بخاطر مستومیت حمید درخشان خط خوردون موقع دو سه نفره دیگه هم بودن خط خوردن بعض اون موقع یه اتفاقاتی هست بعدش اواقع خیلی خوب برامون داره بعدش شما دیگه فکر کنید رفتید پاس نه نه ببینید موقعی که ما خط خوردیم آقای ماهیلیکوان سرمون رفتید فوتسال بود فوتبال سالونی میگفتن اون موقع بازی همکنگ بله گفتش که بیایید برای اونجا چون دیگه ما فوتسالی نداشتیم همه فوتبالی نداشتیم چه حسابی شما رو انتخاب کردن مثلا میدونستن تو محلات اینا بازی میگید گلکوچیک باز میگید من گلکوچیک خیلی بازی میکردم و ما رمزونا تو این سالونا همه سالونای تهران رفتیم بازی میکردم و موقعی هم که رفتیم برای بازی جهانی همکنگ اولین بازی که گردیم دو یک باختیم به هولند بعدش هولندو بردیم دوباره نه نه پیتر ولپان دویرکل کنفرسیون فوتبال آسیا اومد رفت کرده گفت شما جزوه چارتا تیم جام جامنی میشید برتر جام بعد گفتیم هلا بند خدا اومده دلاری به دونه مگرده ما امریکا رو هم شکست دیدیم امریکا رو باختیم اسپانیا رو بردیم لحستان و بلژیک و پاراگوه ایتالیا رو بردیم همه اینا رو بردیم و رفتیم جزوه چارتا تیم ببردیم نیمه نهایی به کی باختیم نیمه نهایی امریکا رو ما دو یک ازش جلو بودیم جلو بودیم بله بله بعد میگم یه مقداری حالا اس نهیریم قشنگتره به خاطر اینکه فلانی بازی بکنه نه نه اصلا این بسته چون همه بازی میکردن چون چیز بود پروازی بود همه بازی میکردن نمیدونم چجور بگم که اون بند خواده حالا اصلا بگذاریم ما میتونستیم یه گله دیگه بزنیم از خود گذشتگی نکردیم تو برگشت همونو گل خوردیم شدیم دو دو بعد ما موقع حالا آقای ماهیلی کنن بند خواده خیلی زحمت ولی تاکتیک های سالونو زیاد نمیشناختیم تیم امریکا یه بازیکن داشت آورد تو بعد هم ما متوجه شدیم همون موقع هم که متوجه نشدیم یه تاکتیکی اجرای کردن که شوت میزدن توی دروازه نه توی بیرون چارچو دروازه مثلا یه مترین ور یه مترون ور یه دونه بازیکنی داشتن که من فکر میکنم پاش چلونوه پنجا بود شماره پاش از اونجا همین گفتن رفت بود دیگه میگم این یه چیزهایی بود که تو فوتبال فوتسال اونا خب کار کرده بودن اتفاقا آیه ورمزر چند وقتا بیش مهمان ما بودن میگفتن اصلا اون موقع امریکایی لیک داشتن تو فوتسال و تیم خوبی داشتن نرم چی میگم میگم تاکتیک داشتن و ما میگم حالا شاید یه سری کارها میکردیم تو اون تیم شما بودی سعید رجعبی بود ساداد ورمزر بود بهصد غلامبود مجید ساله بود سیدمتی عبتحی بود تیم خیلی خوبی داشتیم مودیشتا بود آیه یوسفی بود نمیدونم آرش ناموز بود نمیدونم آرش ناموز بود آقای احمد محمود سجادی بود میگم تیممونم تیم بعدی نبود همه سالونی بود بعد رفتیم ردبندی اون بازیارو ردبندی هم به همین شکل دوباره خوردیم به اسپانیا اسپانیایی که چار دو برده بودیم اومدیم مغلوبش شدیم و چارمون جمع شدیم چارمون شدیم اما ما هم کپ اخلاق رو بردیم هم آقای گل مسابقات هم فنی ترین بازیکن هم فکر کنن آها نه گفته بودن که یا باید آقای گل رو ببرید و فنی ترین بازیکن رو ببرید ببینید اصلا فنی ترین بازیکن هم تکنیکی بودن خیلی خوب آقای عبتحی نه نه فالکا رو اگه شما میدید وحشتناک بود یعنی اگه به اون نمیدادم فنی ترین بازیکن ظلم شده بود روی یه میگن روی یه کاشی چار نفر دیگه بله واقعا تکنیکی بود این اصلا بچه گل کچی بازه واقعا تکنیکی بود و حقشم بود که خب از هنگ کنگ برگشتیم با امان چارمونی مسابقات جهانی فوتسال یا فوتبال سالونی یا داخل سالون میگفتن اون زمان به تیملیو برده عوض شدین؟ بله بلخی برای بازی های جامعه ملت های آسیه گیروشیما که نه اون سه تا بازی که کردیم بازی با جاپن راموس بازی میکرد میورا به ما گل زد تو اون بازی ها شما نبودید اون نهاییش بود میدونم مرحل نهاییش مقدماتشو بازی کرد بازم همون داستان مقدماتی ها بازی ختم زدن آخه اون بقیه مثلا ما جمشید شاموهمدی رو داشتین فرشد پیوس رو داشتین سمد مرفاوی هم بودن تیممون محاجمه محاجمه خوبی بودن خیلی ها از فوتبالیست همون بودن که تو اون بازی مثلا مقدماتی شد بازی هم نکردن ولی تو نهاییش رفتن و بازی کردن شما مقدماتی ها شو بازی کردین همون مقدماتی ها رو بازی کردم خدمتی سوریه هم رفتیم اونجا هم بازی کردیم الان تو اونجا بازی نکردم تو سوریه بازی نکردیم ولی تیم سود کرد با درخشش بهزاد قلانپور که بعدن خود بهزاد قلانپور دیگه تیم های ایراشیمای کارهای عجیب بردید ولی میگم اون واقعا گوله ریه بسیار زیبایی براتی به ما تو اون بازی های 1992 که ما به جاپون وقتی بکنم آبت زده در عوضه بانمو بودن میورو زد که ما سه تا بازی کنیم اخراش کرد جمال شریف سوریهی نارم احمد خانی بود مشتاق مهارمی و جمشید شام احمدی رو اخراش کرد ما هشت نفره داشتیم بازی میکردیم فکر کنم بچه ها میگفتن کلمانی مقدم رو اخراش کرد و نمیرفت نه میخواست فرشاد پیوس رو اخراش کرد میخواست کلمانی رو اخراش کرد اگر چیز بود وی ای آر بود به هیچ عنوان فرشاد پیوس اخراجه میشد شبیه کلمانی مقدم بود نه رفت از وسط پای یه شیطنتی کرد اونم به خاطر حمایت از فرشاد و اینا بود بند خدا فرشاد اخراج شد اونجا هم شما خط خوردین سال بعدش رفتیم بازی مقدماتی جامعه جنگ 94 که سال 93 بود تو قطر بود که ما 4-3 به عربستان باختیم جاپون رو 2-1 بردیم ایتون باشه به عراق 2-1 باختیم اونجا هم شما نبودیم من میگم تو نهایی ها به هیچ عنوان نبودم مقدماتی همه رو تا موقعی که فوتبال لازم کردم تو بازی های مقدماتی همه رو بودم بعد آقای پروین رفتن کنار آقای استانکو و من نشان سمارویت تیم ملی بازی های آسیایی شد من زمان استانکو اصلا نبودم دیگه آخرین دورتون هم بود؟ نه نه با آقای ماهیل که هم بودیم آه 1996 جاملتا جاملتا که ما ثبت شدیم نه نه جاملتا نه مقدماتی جامجهانی مقدماتی نه جاملتا 96 که ما 6 تا کرد رو زدیم شما تو اون بازی ها نبودیم من تو سنگاپور بودم سنگاپور تیم گیلانگ بازی میکردم خب چه ها تیم ملی درهاد نشدیم اونجا؟ نه نه بعد اونجا ما ثبت شدیم از جاملتا برگشتیم که آخرین بازی های مثلا مشتا مهارمی نوید بعد یادم اکفر جوسفی هم تو اون تیم بود مثلا و در روح شاب داشته مرداده مینوان یه گل به تایلند زد توی یه بازی ما سه یک تایلند بودیم یکیشو نعیم سداویز یکیشو مینوان زد بعد برگشتیم ثبت رفتیم برای مقدماتی جامجهانی 98 فرانسه من تو بازی با آبادزاد کتفش مصنوع شد نکیسا اومد نکیسا که نمیتونستی بود چون ما سد تاویز کرده بودیم برای دوازانو بردیم فکر کنم با همون کتف مصنوع بازی کرد خیلی جالبه کسایی که رأس کار ما بودن دوست نرم اینو بگم ولی باید گفت که بدونم مردم که کی بالا سر تیم بوده چه اتفاقایی افتاده موقعی که آبادزاده مصنوع شد یکی از همین هایی که رونیم کتا ما بود یعنی از کادر کادر جزو کادرمون بودن کادر فندی نبود همراه تیم بودن که مسئولیت از این چیزی گفت نکیسا گفت برو گرم کن چیز برگشت با ما سد تاویزمون انجام دادیم گفت ایبی نرم من میرم صحبت میکنم مگه میشه من میرم صحبت زمین خاکی اینو قبول نمیکنه منظور من اینه که چه کسایی بالا سر تیم قطعا همینه دیگه مقد گفتن که برو بالا سر تیم باش موقعی که اینجور تیم میره شما میروند تا اونجا رفتن راحته این مسیر رو رفتن جاپونی که هی داره پیشرفت میکنه پیشرفت میکنه و بعد ما رون نیمکتون هنوز نمیدونیم که سته تاویزو کردیم نمیتونیم دیگه تاویزی داشته باشیم که من اونجا واقعا به خودمم برخورد و درگیر شدم باشون گفتم شما که نمیدونی که کاش نمیگفتم شما موقعی نیمکت نشسته بودی؟ نه نه کاش نمیگفتم اگه نمیگفتم جامع جمعانی من رفته بودم یعنی شما با همون صحبتی که کردید ببینید موقعی که برگشتیم یه زبان سرخ سر سرخ میدهد برگاه همیشه ببینید بعضی موقع باید حرف رو زد اگه نزنید من هیچوقتی چرفی نمیددم ولی اونجور چی گفتید؟ گفتید نمیدونی که ست تا تاویز گفتم که یعنی شما نمیدونید که بعد این که همینو من گفتم که زمین های خاکی هم اینا قبول نمی کنن قطعا برمیخورد بعد رفتیم برای بازی به استرالیا رفتیم برای بازی استرالیا تو تهران یکی یک که منو دعوت نکرد دعوت نکرد اون برم ببینید اصلا هیچ کار نمی کرد من از یکی از بچه های تیم ملی پرسیدم برام ها تعریف کرد اینا خارج از برام ها پرسیدم چی گفت باقی نمی گفت برید هر چی که دوست دارید بازی کنید ببینید فقط بازی برگشت دیگه نیم که بین دونیمه نه من بازی با جاپونو دارم عرض میکنم بازی با جاپونو بازی با استرالیا که نبودم با استرالیا که اصلا شما نبودی و نمی دونید چه اتفاق گفته بازی با جاپون یکی از هرباهاش این بود که می گفت برید به دفع وسط اونا بگید پیرانتو چرا لارژه مالمن ایکس لارژه به خدا هیچی نمی دونه اینا رو یه گروه از بچه های ما که داری زبان برد نه نه از نظر فیزیکی دروش بودن توی یه زمینی ما تمرین می کردیم اینا مثلا 200 متر بالاتر تمرین می کردن جاپونیان اونا رو جمع کرد گفت برید دور زمین اونا به چرخید بیاد بدونن شما هیکلتون چجوریه می گن فقط رو این مسائل ریز داشت کار می کرد اینا تاکتیک کار نمی کرد یا قبل بازی با جاپون ما روز قبلش 20 سقید ریکاوری داشت مثلا می خواستیم یه عرق در بیاریم به خدا داد گفت تو خودتو بزن به مصطومیت که اونو متوازی نشتن تو قرار بازی بکنی با امبالانس ببرند ویرا گفت وقتی بردنش گفت این نظر روانی رونا تأثیر می دارد اینجور کارها رو می کرد حالا شاید هم تأثیر گذاشته من نمی دونم اگه تأثیر گذاشته اگه تأثیر گذاشته من نمی بختم حالا می گم این لحاظ فنی آقای گلوسی چی شد بازی با استرالی دوتون نکردن خاطر همون موضوع من خب مگه آقای ویرا نباید دوت می شد نه با اون اصلا اون فقط اومد اونی که بعدش بره یه مربی بشه بعد هون دیگه مربیگری نکردی رفت اراق فکر می ده چرا رفت با اراق قهرمان شد قهرمان جامل لطا شد نه دیگه تیم آنچنانی نبود نه دیگه فقط اون اومد اینجا یه رزومهی بر خودش دور کنه که من ایران رو بردم تیم ایران تیم کچیگی نیست دوست یه موقعی که یکی مربیش می شه تمام آسیا از درخواست نشنست با هر شرایطی ازمی کنی و نمی تونی اجازه نمی دی که استرالی بره جامل جانی و خودت با یک نتیجه ایدئال حالا ما شکست که ندادیم یه مصاویه یکی ایک تو تهران یه مصاویه دوده اونجا به هر حال شرایط اون موقع اینجوری بود یه گولت درخواست نریک محفظ شدیم بریم جامل جانی با تمام بازیکنهایی که با همه شنون مارک بوسنیش بود هری کیول بازیکنهای بزرگی داشتن بعد دیگه اونجا دعوت نشدین و دیگه دیگه من سنم رفت بلا محسن گروسی خودش کنار اومد باید یه روزی به لخره بیایی کنی یه روز میری یه روزم باید بیایی کنار درست و من احساس کردم دیگه اون بدنی که بخواد برای چند سالتون بودون با های یه روزی سال 1380 و بوده ده سال گذشتون تقریبا سی سی و یک سالتون شده بود دیگه خودم احساس کردم که دیگه نمیتونم برای ملی کارهایی داشته باشم و موقعی هم که دیگه دعوت نشدم رفتم گفتم بیایی چند سال هم تو باشکایی واضی کنم ما اصلا انقدر صحبتگی نفتم راجعه تیم ملی یه مرور چند دقیقی داشته شدیم باشکایی رو خب جوانان استقلال و بازم بگنم به اون خونه قبلی شما گفتید جوانان استقلال بزرگ سالان منسوخان پوریدری شما رو برد بزرگ سالان دیگه برای بزرگ ها واضی میکرد بعد که دیگه زمان خدمت همون رسید سال 68 که من داشتیم یک گروهی بود داشتن خدمت همون رو تو سپا درست می کردن تو برید فجر سپا نه فجر سپا نداشت اون موقع فجر سپا نداشتی نداشتی؟ سپا تیم نداشت میتونستی بری اونجا خدمت کنی بازی هم نمی کردی؟ چرا؟ اگه می رفتی سپا خدمت میکردی میتونستم بیام استقلال بازی کنم میشد بیای استقلال بازی بکنی مشکلی نداشتش چون خودشون تیم نداشتن میتونستم اجازه بگیری بعد یه مشکلاتی پیش اومد نه تونستید برید نه نه تونستم برم و رفتید نیرو انتظامی رفتم شهربانی اون موقع شهربانی نیرو انتظامی نبود شهربانی که پاس تهران بود و رفتیم دفترچی گرفت ما سرباز شدیم هزار و سیزده هفتاد شست و هشت شست و هشت شست و هشت رفتیم دو سال خدمت کنیم که هفتاد برگردیم ولی موندید؟ پشیمون نیستم این که چند سال تو پاس؟ پنی سال تا هفتاد و سه و چار بازیگرد پنی شیر سال برای پاس بودیم این که اونجا بودم پشیمون نیستم چند وازی کپیتان هم شدین شما تو پاس بله اونجا دیگه پیر مرد شده بودین پیر مرد تیم بودین تو این چند سال واقعا هم افتخارات زیادی به دفترچی پرونده ما اضافه شده بله هم دوستای بسیار خوبی که همی الان هم همی در ارتباطیم در کنار همدیگه هستیم کمک حال همدیگه هستیم همش خاطر اون روزاییه که در کنار هم بودیم بعد از این که خدمتون تماشایی رو موندین تو پاس بعد از این که سال هفتاد و سه و چار دیگه تصمیم گرفتین جدا بشین از پاس برگشتین به استقلال برای جدا شدن از پاس سخت بود ببینیم قانون موقعی که من یه سال خدمتم تموم شده و قانون 29 ساله و 23 ساله بود فکر کنم وقت شد که بازیکن های بالای 23 سال زیر 23 سال باید قرار دادشون 3 ساله بالای 23 سال 5 ساله باشه نه یک ساله بالای چیز اونو یک ساله دو ساله میشه از این قبضانی زیاد داشتیم 5 ساله بود فکر کن ما قرار دادم اون یه سال گذاشت بعد دوباره چون تموم میشد دیگه من میتونستم بیام گفتم بعد قرار داده جدید ببندید دیگه ما قرار داده بسیار نتونستم بپاس میم الاته بشمون نیستم خیلی هم روزهای خیلی خوبی بود شما بپاس قهرمان آسیا هم شدید قهرمان آسیا شدید تو بحرین یومیوریو تو نیمه نهایی زدید یومیوریو دو یک بردیم بعد با نمانده پاکستان بازی به حاله به پاکستان بود یک یک شدیم فکر کنم او اولین مازی بود ما اولی رو باختیم به الوست یکیش باختیم بعد با یه مصایبه پاکستان اومدیم برای که همین گفتن آقا این تیم مگی بعد اومدیم نیمه نهایی یومیوریو جاپن رو بردیم اونم داستان نراخه ببینید ما بازی با وحاله آقای مدیرستان مصطوم بود اکبر یوسفی محروم بود یکیش باختیم آقا نصف پاس هم که رفته بود شما بودید ناصر قصاب بود حمید اسلی رفته بود خاکبور رفته بود مارکار آقا جانیان رفته بود یه در آزنداشو منمو علی زاده اگه اشتباه نکنم داروش علی زاده بود موقعی که بازی دوام بود باز آقای کرمی ریسک بزرگی کرد اکبر و اسخر رو نذاشت یعنی گفتش که شما فقط شناخته نشن دقیقا بازی بعد بازی با جاپن یومیوریو فیلمش هستش من خودم نمیخوام صحبت کنم من قشنگ یادم اون بازی تو کنفرانس مطبوعاتی به آقای کرمی گفته بودن که نظرتون در رابطه بازی یومیوریو چه گفتود پاس ایرانو این بازی ببینید یومیوریو گفتود ما به فکر فینالیم مربیش گفتود بعد بازی که مسابق کردن گفت من اون پاسو گفتم نه این پاسو مربیش جاپن گفتود یعنی اون ریسک واقعا جواب دارد شما گل فینالو زدید خشون کنم گل قهرمانی رو به اشتباه و به عربستانده من هم وحاله بزدن بازی با فینالو تو پاس بودین و قهرمانو آسیب میشدین میخواستید برگرید به استقلال آمدیم اجازه نمیدادن من مجبور شدم برم سنگاپور گیلانگ آقای سیرینو هم بازی شدین اونجا من تنها بازی کنم اینکه بدون ایتیسی رفتم خارج مگه میشه شده دیگه نفهمیدم متوجه نشدن خدا رحمت کنه اون موقع آقای سردار عبالفتی گفته بودم من رزدتو میدم چون دیگه زمانی نداشتیم اگه مثلا تا چار پنج ساعت آینده اون موقع آقای سیرینو من فکس نمیشد من شاید سنگاپور نمیرفتم آقای عبالفتی بند خدا به من گفتش که بر من میفرستم من رفتم آقای مصطفی بر من فرستاد ایتیسیمو ولی رزدتو من از باشگاه پاس نیمدید یعنی خودشون فرستدن؟ بگیر آقای مصطفی فرستاد یه کاری کردن که شما به چیز بازی بکنید چند سال گیلانگ بودین؟ من میگم رفتم که برگردم آزاد شم فقط انقدر اینکه یه رفت و برگشتیم یه بازی کنم آزاد بشم که رفتم اونجا آقای مصطفی اومد بازی جوانان بود نمیدونم کجا تو شرقاسیا یه سرم به ما زد گفتش که اینا نفرستدن رزد نمر بود رفتم اینکه چی برگردم رفتم ایف سی بود گفتن که آیتیسیشون ورده گفت آره گفت مشکل نداره چون مشکل اون بره اینجا شما هیچ مشکل نداره یه چی برگشتیم و من رو باشگاه خواست و اینا گفت خیلی هم بد نتیجه میگرفتن اون سال نه نه ما گیلانگ قرمان جامعه هزی قرمان لیگ شدیم که تو جامعه هزی من گل زدم تو لیگ محمد خاکور زد گلارو نه به خودم اصلا دنبال پول نمونم نه میگم بچه هم خواهدی ما خوب پول میگرفتن نه اگر میموندم آره اگر میموندم برگشتیم تهران و باشگاه من رو خواست گفتش که چرا نمیعی تمرین گفتن من قرار داد دارم ما گیلانگ گفتش که شما بیا تمرین گفتم که من نمیام که نمیام گفت چرا گفتم من قرار دادم گفت شما قرار داد با هیچ چنه نری قرار دادید با همینجا با همینجا که نرفتم نرفتم و دیگه یه روزی توی هوتل هویزه بودیم آقای تاج اونجا بود گفتش که چرا نمیه سپان گفتم آقا اینجوری داستان دندگی من اینجوریه برزشیم خب گفت من رزدتو میگیرم اون موقع من شیش میلیون گرفته بودم از پاس زنی زدیم آقای عبورفتی گفت شیش میلیون بده بره آخر فصل بود گفتم من نمیدم هر کار که دیگه آقای تاج گفتش که یه صحبت هایی هم شد و گفت بابا شما دو میلیون شو بده چهار میلیونم ما میدیم خب سبا هم که نرمیدیم دیدم برای جداشتن از پاس تو اون براش دیگه رفتم سپان از سپان چقدر گرفتین دارتونست؟ سپان الان به خود زنم نیست یعنی پول خوبی میخوام بگم گرفتیم آره اونجا خوب میداریم چونه زندگیتون رو تغییر بده؟ متاسفانه اون موقع ما پولو اونو میکردیم هفت میلیون میرفتیم خونه میخورسیدیم چند میگفتش که پونزه میلیون میرفتیم میکردیم پونزه میلیون میمردیم میشد سی میلیون یه خورده ما جرعت اینو داشتیم که ریسی میگهدیم مثلا قصید یه کاری انجام میدادیم شاید خیلی اتفاقای بهتری میافتد ولی دیگه الان چند سال بعد سپان مازی کردی؟ دو سال بعد سپان مازی کردم تا سال هفتاده شیش هفتاده شیش خدا رو امدکن ناصر اجازی شد سرماربی به من زنگ زدن که ناصر خان اینجا شما بیا اینجا که گفتم بعد من با خودشون صحبت کنم ببینم مثلا تمایلی به حضور من دارن یا نه که رفتیم منزلشون صحبت کردیم اعتقاد داره دیگه برگشت هم است حالا اون موقع واقعا پول بسیار خوبی سپان بمیداد یعنی من بودم آرمناک پتروسیان بود لیون سپانیان بود پول بسیار خوبی بمون میدادن که من به خاطر اینکه برگردم استقلا قید اون پول رو زد چند سال استقلا بازیگیشون زمانان رو به اطماع میخواد سرعتون رو نبریم چند سال استقلا مونیم بعد سپان هفته ده شیش و تا هفته ده هشتم استقلال بودم که هفته ده شیش بازی خدافزی فرشت پیوس بودین شما بینام تارزده گرزت و هفته ده شیش هفته ده شیش و هفته ده هفته و هفته ده هشت بود فکر میکنم استقلال بودم و دیگه بعد اون میخواستم بذارم فوتبالو کنار نمیکنم دیدم اکفا میسالگیان زنگ زد گفت تو خدا ما رو کمک کنی اکفا رو ببین من نمیخوام دیگه فوتبالو بازی کنم آقا سرت درد نگرم سر شنواندگان عزیزم درد نگریم نمیخوام بازی کنم نمیخوام بازی کنم شیش سال دیگه بازی کردم پاس تهران و شواب زنجان دو سال دیگه برای پاس بازی کردم سه سال برای زنجان بازی کردم بعدم گه رفتیم تو جرگه مربیه یه دوازه سال مربیگری کردم ولی دیدم با خصوصیت من زیاد مربیگری جور در نمیاد واقعا جور در نمیمد هر جا میرفتم شرایطی بود که واقعا سخت بود اما چند سال دیگه مربیگری نمی کنی من الان سه سال چهار سال مربیگری نمی کنم چه پیشنهادی بیاد قبول میکنی برام پیشنهاد هم اومد رفتم پای قرار دادم و قرار دادم بسیم ولی دیدم آخرش دارن حرفشونو عوض میکنن آخری مدکی داری چیه؟ من پرفیشنال هم نشستم ولی چون مربی بودم نتونستم بیام سر کلاسا آقای گروسی خیلی دوستشم بیشتر با اتون صحبت بکنم خیلی خوش صحبت هستید ما رو بردید به خاطرات دو سه دهه پیش حضورتون در باشگاه مختلف من احساسی کنم شاید محسن گروسی اونطور که بایده شد به حقش نرسید در فوتبال امیدوارم در مربیری به آنچه دیگه شایستگی و لیاقتش دارید قطعا برسید و بالاتر از اینها نصیب شما بشید من واقعا اینو دارم از سه اینقدر میگم من ناراضی نیستم اد دوران بازیگریم شاید جامعه جهانی نرفتم همون فوتبال ملی شاید یه مقدار اونطور که باید بهش میرسیدی نرسید متاسفانه چون اون موقع دو سیاه بیشتر ارجعیت داشت به فنی اون موقع یه مقداری ضربه خوردیم ولی میگم روز اولی که به تیم ملی دوست شدم و خط خوردم موقع دهداری ارز کردم خدمت یه چیزهایی به من گفت که اونا تونست تا موقعی که من تو فوتبال بودم به این کموای کنه روشون شاد باشه خدا به شما و خانم محترم سلامتی بده اگر سخن نکته و حرف پایینی هست برنو شما رو هم ممنونم خیلی شما اما که خوشتابونتر و خیلی بیان شما باقی قویه ما در کنار شما جسارت میکنیم ما استفاده کردیم امیدوارم که روزهای خیلی خوب در پیشتر شده انشالله خیلی محترکرم جناب آی محسن گروسی بازیکن از فقه تیم ملی فوتبال و باشگاه های استقلال پاس اراده چند تا باشگاه دیگه هم بودن ولی ما به این دو باشگاه به نماندیت دیگر باشگاه ها بستنده میکنیم آرزو میکنم هر کلج کسی سالم و تندرست باشی به اتفاق جناب گروسی عزیز و تمامی همکارانم در تحیه و پخش این برنامه خانم شمساینی تحیه کنده محترم و اکبر علی قد صدا بردار همه شما رو به خدابند محبا میسپارم روز شب بر شما خوشبه خدا نگه موسیقی در موسیقی درست دارید موسیقی در موسیقی درست دارید موسیقی در موسیقی درست دارید موسیقی در موسیقی درست دارید