ما بسیار مفید بود الان اونجا رفتیم فارغ از نتیجه چارم شدید جامعه سولو دوستی تو ردبندیم به اوگاندا زربات پنالتی باختیم اگر ما توی چیز به اوگاندا باختیم و رفتیم فینال نرفتیم خب میگم به فینال نرفتیم رفتیم بازی سه بوم چهارمه اونجا هم باختیم یا سه بوم شدید سه بوم چهارمه اصلا یادم نداشت ولی فینال نرفتیم ولی اینقدر ایرانی های مقیمه کوبیت و محبت داشتن واقعا باید ازشون همین الانم تشکر کرد واقعا لطف داشتن به ما بازی های خیلی خوبی بود تجربه بسیار خوبی بود وره بازی های پکن که ما آماده می شدیم متاسفانه من خودم جفت مچای پام یادمه که محسن گرسی توی بازی ها سیه پکن حضور نداشت دو سه روز مونده بود به سفر تیم جفت مچای پام پیچید یعنی جوری شد که تو اردو تیم ملی پیچید و بعد آقای ابراهیمه به من گفتش که آقای ناصر ابراهیمه دستیرهای پر بیاد گفتن که این سفر شما نیست گفتن مشکل نیست خیلی بدشانسی بودیم در اوج آمادگی هم بودیم تمام مقدماتی های تیم ملی بودم ولی نهایی شویش کدوم نبودم چون اون زمان ما رفتیم برای آسیه پیکن یادمه دیگه تا اما چند وقت پیش دخلی من تای مرتزا فنونی زده بود خاطرات اون مقال تحریف میکرد ما محاجم خیلی کم داشتیم تون بازیا یه دونه سمد مرفاوی بود یکی هم فرشال پیوس بود آقای کرمانی مقدم که بیشتر به من هفت کنار سمت راست بود مرتزا همه جا کمک میکرد کمک میکرد اگرم شرایط اجازه میدهد آقای انساریفرم بعضا میمد جلو ولی دفاع چپم بازی کرد یادمه ببینید زیادم جالب نیست ولی شما موقعی که انساریفر رفته پنارتیو بزنی نمیدونم تو زینه تون خاطراتش قشن یادمه دیگه زیرش نوشت اصفر مدیروسا نمیدونم توجه کنید اینو یادم نیست نوشت اصفر مدیروسایی من فکر میکنم آقای مدیروسا جز مسافرها بود ولی نبودم همون سال نوات بله حالا میگم بعض موقع ها یه سری اصلا آقای مدیروسا که تو لیسته اون 20 نفره 20 نفره هم نبودن رفته نبودن ولی اسمش بود یعنی تونو زیر میبود حالا اون مسئوله نمیدونم تلویزیونو اونجا بوده هر کسی بوده از خرموندیسار کجا میشناخته از خرموندیسار حالا بگذاریم شما موقع خط خوردین حالا بخاطر مستومیت همین درخشان خط خوردون موقع دو سه نفره دیگه هم بودن خط خوردن بعضی موقع یه اتفاقاتی هست بعدش اواقع به خیلی خوب برامون داره بعدش شما دیگه فکر کنن رفتید پاست درسته نه نه موقعی که ما خط خوردیم آقای مایلیکوان سرموندیه فوتسال بود فوتبال سال و نیمی گفتن اونجا بازی همکنگ بله گفتش که بیایید برای اونجا چون دیگه ما فوتسالی نداشتیم همه فوتبالی بودن چه حسابی شما رو انتخاب کردن؟ مثلا میدونستن تو محلات اینا بازی میگید گلکوچیک باز میدی؟ ببینید که ما من گلکوچیک خیلی بازی میکردم و ما رمزونا تو این سالونا ما همه سالونای تهران رو میرفتیم بازی میکردم و موقعی هم که رفتیم برای بازی جهانی هونکون اولین بازی که گردیم دو یک باختیم به هولند دقیقا بعدش هولند رو بردیم دوباره نه نه پیتر ولپان دویر کل کنفرسیون فوتبال آسیا اومد رخ کردیم مالیزیاییه گفت شما جزو چارتا تیم جام جامنی میشید برتر جام بعد بگفتیم بند خودم اومد دلاری به دونه مگره ما امریکارم شکست دیدیم مثلا تو اون بازی نه نه ما رفتیم اسپانیار رو بردیم اسپانیار رو بردیم لحستان و بلژیک و پاراگوه بلژیک ایتالیار رو پاراگوه رو بردیم ایتالیار رو بردیم همه اینا رو بردیم و رفتیم جزو چارتا تیم بردن نیمه نهایی به کی باختیم؟ نیمه نهایی امریکارو ما دو یک ازش جلو بودیم جلو بودیم بله بله بله بعد میگم یه مقداری حالا اسم نهیریم قشنگتره به خاطر این که فرانی بازی بکنن؟ نه نه اصلا بس چون همه بازی میکردن چون چیز بود پروازی بود همه بازی میکردن نمیدونم چجور بگم که اون بند خواده حالا اصلا بگذاریم که ما میتونستیم یه گله دیگه بزنیم از خود گذشتگی نکردیم تو برگشت همون تو پر گل خوردیم همونو گل خوردیم شدیم دو دو بعد ما موقع حالا آقای ماهلیکوانن بند خواده خیلی زحمد ولی تاکتیک های سالون رو زیاد نمیشناختیم تیم امریکا یه بازیکون داشت آورد تو بعد هم ما متوجه شدیم همون موقع هم که متوجه نشدیم یه تاکتیکی اجرای کردن که شوت میزدن توی دروازه نه توی بیرون چاچو دروازه مثلا یه مترین ور یه مترون ور یه دونه بازیکونی داشتن که من فکر میکنم پاش چلونوه پنجا بود اینقدر شماره پاش میزد تو گل از اونجا اصلا من باید بقل دروازه چون همین گفتن رفت و بود دیگه میگم این یه چیزهایی بود که تو فوتبال اونا خب کار کرده بودن همینه دارم اصلا آقای ورمزده چند وقتا بیش مهمان ما بودن میگفتن اصلا اون موقع امریکایی لیک داشتن تو فوتبال و تیم خوبی داشتن نرم چی میگم میگم تاکتیک داشتن و ما میگم حالا شاید یه سری کارها میکردیم بله خب تازه تو اون تیم شما بودی سعید رجعبی بود ساداد ورمزده بود بهصد غلامبود مجید ساله بود سیدمتی عبتحی بود تیم خیلی خوبی داشتیم مدیشتا بود عجوری یوسفی بود نمیدونم آرش ناموز بود نمیدونم آرش ناموز بود یه آقای احمد محمود سجادی بود بله میگم تیممونم تیم بعدی نبود همه سالونی بود بعد رده بندی اون وزیارو رده بندی هم به همین شکل دوباره خوردیم به اسپانیا اسپانیایی که چاردو برده بودیم اومدیم مغلوب شدیم و چارمون جمع شدیم چارم شدیم اما ما هم کپ اخلاق رو بردیم بله هم آقای گل مسابقات هم فنی ترین بازیکن هم فکر کنن آه نه گفته بودن که یا باید آقای گل ببرید و فنی ترین مسابقات ببینید اصلا فنی ترین بازیکن هم تکنیکی بودن خیلی خوب آقای عبتعی نه نه فالکاو رو اگه شما میدید وحشت ناج بود یعنی اگه به اون نمیدادم فنی ترین بازیکن ظلم شده بود روی یه میگن روی کاشی چار نفر دیگه بله واقعا تکنیکی بود این اصلا بچه گل کچی بازه واقعا تکنیکی بود و حقشم بود خب از هنگ کنگ برگشتیم با امان چارومی مسابقات جهانی فوتسال یا فوتبال سالونی یا داخل سالون میگفتن اون زمان به تیملیو برد عوض شدین بله بردیم بردیم بازی های مقادماتی شو بازی کردیم بازم همون داستان مقادماتی ها بازی ختم زدن آخه اون موقع مثلا با جمشید شاموهمدی رو داشتین بله فرشتر پیوس رو داشتین سمید مرفاوی هم بودن تیمم ماجما ماجما خوبی بودن بله خیلی ها از فوتبالی سالون بودن که تو اون بازی مثلا مقادماتی شد بازی هم نکردن ولی تو نهایش رفتن و بازی کردن شما مقادماتی ها شو بازی کردین همه مقادماتی ها رو بازی کردم خدمت نرسونم سوریه هم رفتیم اونجا هم بازی کردیم الات اونجا بازی نکردن تو سوریه بازی نکردیم ولی تیم سود کرد با درخشش به ازاد گولانپور دیگه توی ایروشیمای کارهای عجیبه ولی میگم اون واقعا گولریه بسیار زیبایی براتیم تو اون بازی های 1992 که ما به جاپون بخطیم بکنم های آبزده در عباده بانم میورازد که ما سه تا بازی کنم اخراج کرد جمال شریف سوریهی ناره محمد خانی بود مشتاق محرمی و جمشید شام آمدی رو اخراج کرده گشت ما هشت نفره داشتیم بازی میکردیم فکر کنم بچه ها میگفتن کلمانی مقدم رو اخراج کرده رو نمیرفت نه میخواست فرشاد پیوس رو فکر کنم اخراج کرده میخواست کلمانی رو اخراج کرده اگر چیز بود وی ای آر بود به هیچ عنوان فرشاد پیوس اخراجه میشد شبیه کلمانی مقدم بود نه مشتاق محرمی رفت از وسط پای یه شیطنتی کرد اونم به خاطر حمایت از فرشاد و اینا بود والا بند خدا فرشاد اخراج شد اونجا هم شما خط خوردین سال بعدش رفتیم بازی مقدماتی جامعه جنگ 94 که سال 93 بود تو قطر بود که ما 4-3 به عربستان باختیم جاپن رو 2-1 بردیم اگه یهتون باشه به هر آقا 2-1 باختیم اونجا هم شما نبودین من میگم تو نهایی ها به هیچ عنوان نبودم مقدماتی همه رو تا موقعی که فوتبال وزیم کردم تو بازی های مقدماتی همه رو بودم بعد آقای پروین رفتن کنار آقای استانکو من نشانست همون روی تیم ملی بازی های آسیایی شد من زمان استانکو اصلا نبودم دیگه آخرین دورتون هم بود؟ نه نه با آقای مایلی که هم بودیم 1996 جامعه لطا جامعه لطا که ما 3-م شدیم نه نه جامعه لطا نه مقدماتی جامجهانی مقدماتی نه جامعه لطا نه من ایران نبودم من تو سنگاپور بودم سنگاپور تیم گیلانگ بازی میکردم خب چرا تیم ملی درست نشدیم اونجا؟ بعد اونجا ما 3-م شدن از جامعه لطا برگشتیم که آخرین بازی های مثلا مشتا مهارم اینو بعد یارم اکفر یوسفی هم تو اون تیم بود و در اون اشتاد باشه مرداد مینوان یه گل به تایلند زد توی یه بازی ما سه ایک تایلند بودیم یکیشو نمیم سداویز یکیشو مینوان زد بعد برگشتیم 3-م رفتیم برای مقدماتی جامعه جانی 98 فرانسه من تا بازی با جاپن توی مالیزی که بود پلی آف بود اون بازی که 3-2 باختیم ما بله نه 3-2 باختیم آبادزاد کتفش مستون شد نکیسا اومد نکیسا که نمیتونستی بود چون ما 3-2 تاویز کرده بودیم بله دوازانو بردیم فکر کنم با همون کفت مستون بازی کرد خیلی جالبه کسایی که رأس کار ما بودن دوست نرم اینو بگم ولی باید گفت که بدونم مردم که کی بالا سر تیم بوده چه اتفاقایی افتاده موقعی که آبادزاده مستون شد یکی از همین هایی که رونیمکت ما بود یعنی از کادر کادر جزو کادرمون بودن کادر فنی نبود همراه تیم بودن که مسئولیت از این چیزی گفت نکیسا گفت برو گرم کن چیزی برگشت با ما 3-2 تاویزمون انجام دادیم گفت ابی نرم من بیرم صحبت میکنم گفتن بابا زمین خاکی اینو قبول نمیکنه منظورم اینه که ببینیم چه کسایی بالا سر تیم قطعا همینه دیگه مقد گفتن که برو بالا سر تیم باش موقعی که اینجور تیم میره شما فکر میکنید تا اونجا رفتن راحته این مسیر رو رفتن جاپونی که هی داره پیشرفت میکنه پیشرفت میکنه بعد ما رونیمکت هنوز نمیدونیم که 3-2 تاویزو کردیم نمیتونیم دیگه تاویزی داشته باشیم که من اونجا واقعا به خودمم برخورد و درگیر شدم باشم گفتم شما که نمیدونید که کاش نمیگفتم شما موقعی میمکت نشسته بودی؟ نه نه کاش نمیگفتم اگه نمیگفتم جامع جمعانی من رفته بودم یعنی شما با همون صحبتی که کردید ببینید موقعی که برگشتیم یه زبان سرخ سر سرخ میدهد برگاه ببینید بعضی موقع باید حرف رو زد اگه نزنیم من هیچوقتی حرفی نمیدادم ولی اونجور چی گفتی؟ گفتی نمیدونید که ست تا تاویز گفتم که شما نمیدونید که خوزبال ست تا تاویز شرنه من گفتم که زمین های خاکی هم این رو قبول نمی کنن دومون آقا برخورد قطعا برمی خورد دیگه بعد رفتیم برای بازی به استرالیا رفتیم برای بازی استرالیا تو تهران یکی یک که من رو دعوت نکرد دعوت نکرد اون برم آقا ویهرا بودن ببینید اصلا هیچ کار نمی کن من از یکی از بچه های تیم ملی پرسیدم برام ها تعریف کردید خارج از برام ها پرسیدم چی گفتی؟ واقعا اونگاه برید هر چی که دوست دارید بازی کنید بازی برگشت دیگه نیم که نه من بازی با جاپون رو دارم عرض میکنم بازی با استرالیا که نبوده اصلا شما نبودی و نمیدونید چه اتفاق افتاد بازی با جاپون یکی از هرباهاش این بود که میگفت برید به دفع وسط اونا بگید که پیرانتو چرا لارژه مالمن ایکس لارژه به خدا هیچی نمیدونه اینا رو و یه گروه از بچه های ما که زبان برد نه نه از نظر فیزیکی دروش بودن توی یه زمینی ما تمرین میکردیم اینا مثلا یه دویست مت بالاتر تمرین میکردن جاپونیان اونا رو جمع کرد گفت برید دور زمین اونا به چرخید بیاد بدونن شما هیکلتون چجوریه میگن فقط رو این مسائل ریز داشت کار میکرد باید اینا تاکتیک کار نمیکرد یا قبل بازی با جاپون ما روز قبلش بیسته به ریکاوری داشت مثلا میخواستیم یه عرق در بیاریم به خدا داد گفت تو خودتو بزن به مسلومیت که اونو متعامل تو وجه نشن تو قرار بازی بکنی با امبالانس ببرند ویرا گفت وقتی بردنش گفت این انظر روانی رونا تأثیر میذاره اینجور کارها رو میکرد حالا شاید هم تأثیر گذاشته من نمیدونم اگه تأثیر گذاشته اگه تأثیر گذاشته ما نمیبخطیم حالا میگم آن لحاظ فنی آقای گلوسی چی شد بازی با استرالی دوتون نکرد خاطر اون موضوع اون فقط اومده که بعدش بره یه مربی بشه بعدون دیگه مربیگری نکردی رفت اراق فکر کنم چرا رفت با اراق قهرمان شد قهرمان جامل لطا شد نه دیگه تیم آنچنانی نبود فقط اون اومد اینجا یه رزومهی بر خودش جور کنه تیم ایران تیم کچیگی نیست تو موقعی که یکی مربیش میشه تمام آسیا از دفعه میشن با هر شرایطی بله ازمی کنی و نمیتونی اجازه نمیدی که اصلا بره جامعه جانی و خودت با یک نتیجه ایدئال حالا ما شکست که ندادیم یه مصابیه یکی ایک تو تیران یه مصابیه دو دو اونجا به هر حال شرایط اون موقع اینجوری بود یه گلت در خانه ریفت موفق شدیم بریم جامعه جانی بله با تمام بازیکنهایی که با همه شنون مارک بوسنیش بود هریکی اول بازیکنهای بزرگی داشتن خیلی خوب بعد دیگه اونجا دعوت نشدین و دیگه دیگه من سنم رفت بلا محسن گروسی خودش کنار اومد با این قدر که تیم مهی رو کنار بگذاره باید یه روزی بالاخره بیایی که یه روز میری یه روزم باید بیایی کنار درست و من احساس کردم دیگه اون بدنی که بخواد برای چند سالتون بودون با های گروسی سال 1378 و بود دیگه تقریبا 331 سالتون شده بود خودم احساس کردم که دیگه نمیتونم برای ملی کارهایی داشته باشم و موقعی هم که دیگه دعوت نشدم رفتم گفتم که چند سال هم تو باشکایی بازی کنم ما اصلا انقدر صحبت کنیم رفتیم روش راجعه تیم ملی یه مورد چند دقیقه داشتهش این باشکایی ها رو خب جوانانه اصلا بازم بگنیم به اون خونه قبلی شما گفتید جوانان اصلا بزرگ سالان منصوخان پوریدری شما رو برد بزرگ سالان دیگه برای بزرگ ها بازی میکرد بعد که دیگه زمان خدمت همون رسید سال 1608 که من داشتیم یک گروهی بود داشتن خدمت همون رو تو سپا درست می کردن که برین فجر سپا نه فجر سپا نداشتیم اون موقع فجر سپا تیم نداشتیم سپا تیم نداشت میتونستی بری اونجا خدمت کنی بازی هم نمی کردی؟ چرا؟ اگه می رفتی سپا خلط برد می کردی بازی نمی کردی میتونستم بیام استقلال بازی کنم مشکلی نداشتیش چون خودشون تیم نداشتن میتونستم اجازه بگیری بعد یه مشکلاتی پیش اومد نتونستید برید نه نتونستم برم و رفتید نیرو انتظامی رفتم شهربانی اون موقع شهربانی که پاس تهران بود و رفتیم دفترچی گرفتیم و سرباز شدیم 1668 رفتیم دو سال خدمت کنیم که هفتاد برگردیم بلی موندید؟ پشیمون نیستم این که چند سال تو پاس؟ پنج سال؟ تا هفتاد سو چار بازی گردیم این که اونجا بودم پشیمون نیستم چند وقت کپیتان هم شدین شما تو پاس بله اونجا دوست داریم دیگه پیر مرد شده بودیم پیر مرد تیم بودیم تو این چند سال واقعا هم افتخارات زیادی به دفترچی پرونده ما اضافه شده هم دوست های بسیار خوبی که همه الان هم با همدیگه در ارتباطیم در کنار همدیگه هستیم کمک هال همدیگه هستیم همش خاطر اون روزهایی که در کنار هم بودیم بعد از این که خدمتون تماشه دارید و موندین تو پاس پرگشتیم به استقلال پنج ساله داشتیم پنج ساله بود فکر کن ما قرار دادم یه سال گذشتیم بعد دوباره گفتیم که چون سموم میشد دیگه من میتونستم بیام دیگه گفتم بعد قرار داد جدید ببندید دیگه ما قرار داد بسیار نتونستم بپاس میم الاته بشمون نیستم خیلی هم روزهای خیلی خوبی بود شما با پاس قهرمان آسیا هم شدید قهرمان آسیا شدید تو بحرین از شباب عربستانی یکیش بردیم یومیوریو تو نیمه نهایی زدیم یومیوریو دو یک بردیم بعد نوانده پاکستان بازی وحالب پاکستان بود یک یک شدیم فکر کنم اون اولین بازی بود ما اولین رو باختیم به الوست یکیش باختیم بعد با یه مصایبا پاکستان اومدیم برای که همین گفتن آقا این تیم بگی بعد اومدیم نیمه نهایی یومیوریو جاپن رو بردیم اونم داستان نراخه ببینید ما بازی با وحالب آقا مدیرستان مصنوم بود اکبر یوسفی محروم بود یکیش باختیم آقا نصف پاس هم که رفته بود شما بودید ناصر قصداب بود حمید اسیلی رفته بود خاکبور رفته بود مارکار آقا جانیان رفته بود یه در آزنداشی علیزاده اشتباه نکنه دارش علیزاده بود موقعی که بازی دوام بود باز آقای کرمی ریسک بزرگی کرد اکبر و اسقر رو نزاشت یعنی گفتش که شما فقط شناخته نشن دقیقا بازی بعد بازی با جاپن یومیوریو فیلمش هستش من خودم نمیخوام صحبت کنم توی کنفرانس مطبوعاتی به آقای کرمی گفته بودن که نظرتون در رابطه بازی یومیوریو چه گفتون پاس ایران و این بازی ببینید و یومیوریو گفتون ما به فکر فینالیم مربیش گفتون بعد بازی که مسابق کردن من اون پاسو گفتم نه این پاسو مربیر جاپن گفتون یعنی اون ریسک واقعا جواب دارد شما گل فینال رو زدید گل قهرمانی رو به اشتباه برد و هم وحاله بزدن بازی با فینال رو تو پاس بودین و قهرمان رو آسیم شدین میخواستید برگرید و استقلال آمدیم اجازه نمیدادن دیگه من مجبور شدم برم سنگاپور گیلان آقای سیرینو هم بازی شدین اونجا من تنها بازی کنیم که بدون ای تی سی رفتم خارج مگه میشه شده دیگه نفهمیدم متوجه نشدن خدا رحمت کنه اون موقع آقای سردار عبولفتی گفته بودم من رزد چون دیگه زمانی نداشتیم اگه مثلا تا چار پنج ساعت آینده اون موقع آقای سیرینو من فکس نمیشد من شاید سنگاپور نمیرفتم آقای عبولفتی بند خدا به من گفتش که بر من میفرستم من رفتم آقای مصطفی برای من فرستاد آقای سیرینو ولی رزدتان به من از باشگاه پاس نیمدید یعنی خودشون فرستدن؟ بگیر آقای مصطفی فرستدن یه کاری کردن که شما باید بازی بکنید چند سال گیلانگ بودین؟ من میگم رفتم که برگردم آزاد شم فقط انقدر که یه رفت و رگشتید یه بازی کنم آزاد بشم که رفتم اونجا آقای مصطفی اومد گفت بابا بازیه جوانان بود نمیدونم کچا تو شرقاسیا یه سرم به ما زد گفتش که اینا نفرستدن رزد نمار بود اینجا چی بردیم؟ نهی دادیم ایف سی ایف سی بود دیگه گفتن که آی تی سیشون ورده گفت مشکل نداره چون مشکل اون بره اینجا شما هیچ مشکل نداره یه چی برگشتیم و من و باشکا خواست و اینا گفت خیلی هم بد نتیجه میگرفتن اون سال نه نه ما گیلانگ قرامان لیگ شدیم که تو جامعه هزی من گل زدم تو لیگ محمد خاکبور زد گلارو خول خوبی زدن؟ نه به خودم اصلا دنبال پول نمونم نه میگم بچه بیرون خواهدی ما خوب پول میگرفتن نه اگر میموندم آره اگر میموندم برگشتیم تهران و باشکا منو خواست گفتش که چرا نمیعی تمرین؟ گفتم من قرار داد دارم ما گیلانگ گفتش که شما بیا تمرین گفتم که من نمیام که نمیام گفت چرا؟ گفتم من قرار دادم گفت شما قرار داد باشید چه نه ای قرار دادید با همینجاست برده یعنی همینجا که نرفتم نرفتم و دیگه یه روزی توی هوتل هوویزه بودیم آقای تاج اونجا بود گفتش که چرا نمیعی سپان؟ گفتم آقا اینجوری داستان دندگی من اینجوریه ورزشیم خوب گفت من رزعت تو میگیرم اون موقع من 6 ملیون گرفته بودم از پاس زنی زدیم آقای عبورفتی گفت 6 ملیون بده بره آخر فصل بود گفتم من نمیدم هرکا که دیگه آقای تاج گفتش که یه صحبت هایی هم شد و گفت بابا شما 2 ملیون شو بده چهار ملیونم ما میدیم خب صبح هم که نه اومدیم دیدم برای جداشان نه پاس تو اون بوره دیگه رفتم سپان سپان الان به خود رو زینم نیست یعنی پول خوبی میکنید آره اونجا خوب میده چونه زندگیتون رو تغییر بده متاسفانه اون موقع ما پولمونو میکردیم 7 ملیون میرفتیم خونه میپرسیدیم چند میگفتش که 15 ملیون میرفتیم میکردیم 15 ملیون میمدیم میشد 30 ملیون میکردیم پول 30 ملیون میشد 60 ملیون یعنی اون موقع اگر یه خورده ما جرعت اینو داشتیم که ریسیم گردیم مثلا قصید یه کاری انجام میدادیم شاید خیلی اتفاقهای بهتری میافتد ولی دیگه الان چند سال بعد سپان بازی کردیم دو سال بعد سپان بازی کردم سال 76 76 خدا رحمت کن ناصر اجازی شد سرماربی به من زنگ زدن که ناصر خان میگه شما بیا اینجا گفتم بعد من با خودشون صحبت کنم ببینم مثلا تمایلی به حضور من دارن یا نه گردیم منزلشون صحبت کنم ببینیم اعتقاد داره دیگه برگشت هم است حالا اون موقع واقعا پول بسیار خوبی سپان به من میداد یعنی من بودم آرمنک پتروسیان بود لیون سپانیان بود پول بسیار خوبی به من میدادن که من به خاطر اینکه برگردم استقلال قیدشو زدم چند سال استقلال بازی کردیم چند سال استقلال مونیم بعد سپان تا 78 استقلال بودم که 76 خدا رحمت کنم بازی خدافزی فرشت پیوس بودین شما به نام تا هرزده گرزت و هرزده بله بله 76 و 77 و 78 بود فکر میکنم استقلال بودم و دیگه بعد اون میخواستم بذارم فوتبالو کنار اینو سریع میگم میخواستم فوتبالو بذارم کنار رفتم هرکی هم زنگ میزد میگفتم دیگه بازی نمیکنم دیدم اکبر مثالگیان زنگ زد گفت تو خدا ما رو کمک کن اینجور گفتم اکبر من نمیخوام دیگه فوتبالو بازی کنم هاو هایی سرت درد نه ایرم سر شنواندگان عزیزم درد نه ایریم نمیخوام بازی کنم نمیخوام بازی کنم 6 سال دیگه بازی کردم برای کجا؟ پاس تهران و شعاب زنجان و دو سال دیگه برای پاس بازی کردم 3 سال برای زنجان بازی کردم و بعد هم گه رفتم تو جرگه مربیه یه 12 سال مربیگری کردم ولی دیدم با خصوصیت من زیاد مربیگری؟ آره دیدم زیاد جور در نمیاد؟ واقعا جور در نمیمد هر جا میرفتم شرایطی بود که واقعا سخت بود سخته اما چند سال دیگه مربیگری نمی کنی؟ من الان 3 سال 4 سال مربیگری نمی کنم چه پیشنهادی بیاد قبول میکنین؟ برام پیشنهاد هم اومد رفتم پای قرار دادم بسیم ولی دیدم آخرش دارن حرفشونو عوض میکنن آخری مده کی داری چیه؟ ایه من پرفیشنال هم نشستم ولی چون مربی بودم نتونستم بیام سر کلاسا آقای یروسی خیلی دوستشون بیشتر با اتون صحبت بکنم خیلی خوش صحبت هستید خاطرات دو سه دهه پیش حضورتون در باشگاه های مختلف من احساس کنم شاید محسن یروسی آنطور که باید داشت به حقش نرسید در فوتبال امیدوارم در مربیری به آنچیدی که شایستگیر و لیاقتش دارید قطعا برسید و بالاتر از اینها نصیب شما بشید حرمیدونم من واقعا اینو دارم از سنیمه قد میگم من ناراضی نیستم از دوران بازیگریم شاید جامعه جانی نرفتم همون فوتبال ملی شاید یه مردار اونچی که باید بهش میرسیدی نرسید متاسفانه چون اون موقع دو سیا بیشتر ارجعیت داشت به فنی اون موقع یه مقداری ضربه خوردیم ولی میگم روز اولی که به تیم نیلی دعوت شدم و خط خوردم موقع دهداری ارز کردم خدمت یه چیز روی من گفت که اونا تونست تا موقعی که من تو فوتبال بودم به این کمهای کنه بسیاری روشون شاد باشه خدا به شما و خانم محترم سلامتی بده سلامت بشه اگر سخن نکته و حرف پایینی هست تخدمت باشه خرم شما رو هم ممنونم خیلی شما اما که خوش زبونتر و خیلی بیان شما باقی قویه ما در کنار شما جسارت میکنیم اشاله که همیشه سلامت باشی شنواندگان عزیزمونم سلامت باشین و امیدوارم که روزهای خیلی خوب در پیشتش روشن خیلی محترک کردم جناب های محسن گروسی بازیکن از باقی تیم ملی فوتبال و باشکاهای استقلال پاس اراده چند تا باشکای دیگه هم بودن ولی ما به این دو باشکا به نماندید دیگر باشکاها بسنده میکنیم آرزو میکنم هر کار که کسی سالم و تندرست باشی به اتفاق جناب گروسی عزیز و تمامی همکارونم در تحیه و پخشی این برنامه خانم شمسایی نیه تحیه کننده محترم و اکبر آلی قد صدا بردار همه شما رو به خدابند محبا میسپارم روز شب بر شما خوش و خدا نگه موسیقی دیگر موسیقی دیگر موسیقی دیگر موسیقی دیگر