از نقش زمین های خاکی و فیدال محلات در پیشرفت وزرشگارا میگفتید و تجربه که شما داشتید و کتابی که گردواری کردید و در اون کامل اشاره کردید به زمین های خاکی تهران اشاره کنید روکنی زمین ها شما متعالیه کردید ببینید سال ها و گذشت ما همه سراغ پیشیستت های بزرگ رفتیم زمین سبلان بود زمین گود شهرزاد بود زمین میلان بود ببینین برای نازیاباد آقای رویندل به من خیلی کمک کرد خیلی کمک کرد اکسای اون موقعشونو برای استفاده تو کتاب به من داد از آلبوم شخصیشون و از آقای سمیمی فری صحبت کرد که اون بانیه مثل که مالی بوده اونجا خیلی کمک کرده از زمینی که الان سبلانه نه که میگن آقای خورد بیندونه اونجا بچه های اونجا بوده زمین میلان این طرف اون اصداری میرزا عراقی اون طرف تر آقای فرکی اینا توی اون کاخه جوانان و اینا اینا تیمای فوتبال لاشنن کار کردن و من سرکردم این طبقه بندیه از طریق جغرافیایی این کار رو انجام بدن آقای مهدی عرب و اینا شمرون این کار رو کردن اختیاریه؟ بله آقای مرتزای چیزم که بوده از بچه های دیم شاین سابق بوده اونا هم طرف های قیتری و اینا بودن خانواده سجادی کلن تو قی تریه میگم قسمتوی آن چاشتر دستگاه دستگاه بله حسن حبیب گودرز حبیبی با آقای حبیبی من یه چیز رو دو ساعت روچه به مسئله صحبت کردم آقای دریاباری اونجا خیلی نخش داشتن اسمایل دربندی اونجا بوده راسته ببینی از میدونه اما موسیین الان تا خود میدون شوش طرف شرق این منطقه زمین فوتبال بود همه ایزه داشتن زمین شماره 3 بوده زمین شماره 8 بوده همه شاگرده های شما نگاهست همیدرگلوسی نمیدونم بچه های تیم آره بوده بوده زایی یکی میگم همه شون باشالات آقای لطیفی مثلا راجب تیم نادر و اون محله که خودشون حالا به امان بزرگ تیمداری نادر لطیفی برخیر اینجا برخیر نقش بزرگی رو افای کرده و حسن آقا حبی حسن عجیب و غریبه عجیب و غریب فکر کن یه منطقه ای که زمین فوتبالی هشت هزار متره هشت هزار متر قمارخونه بوده اونجا اون زمینی که الان درست کردن اونجا قاب می ریختن و گردن کرفتای اونجا بودن پاسور و اون هم چیزا بازی میکردن حسن آخواد دوتا ریوور میداره پر سرباز میکنه با اون نفوزی که بلکه خرید داشته بیاره اونجا رو تحتیل میکنه سه روز این معمول ها سر این زمین فوتباله بودند که کسی بر نگرده ایلاتونولو ها وقتی میبینن که این زمین دیگه این جایگار رو دیگه نمیتونن چیز کنن دست میکشن زمین رو صاف میکنن تیره بازه برش میذارن چهار ست دستگاه بزرگ به وجود می آد که از اصحاب رسانه اون تو هستن تا بازیکنهای ملی که شما می شموری یکی دوتا نیستن پشت نوختر ملی پوش چهار ست دستگاه داشته بودن خیلی بیشتر خیلی بیشتر بازیکن چهار ست دستگاه بودن اونا هم نزدیک تهران نو بودن ما می گم یکی از رقاعتاش هم بازی می داشتن دو زمین چهار ست دستگاه بچه تهران جمعه صبح بگم حریف اونا کسی نمیشه تیمشون خیلی خوب با انضباط اون انضباطی که مثلا تو تیمایی فاس و این چیزا بوده همه انتقال پیده کرده بود همونا در بدوش شروعش توی زمنو چهار ست دستگاه بوده همه اتفاقات اونجا بوده و دوستایی که همبازی هایی که داشتن و شاگرد حسن آقا بودن اونجا وقتی مادر تو تیم حادی خان نراغی و اصلا تعریف میکنه از اون روزایی که اونجا بازی کرده حتی داود میتوسی هم بچه هم محل بودش داود میتوسی هم بوده جواد قراب اگه یادم باشه حتی فریوز اسمایل این هم که اونجا بودن اصلا اونجا بازی میکردن قولان وفاخا اونجا بوده قولان وفاخا چیز بوده طرف اون زمین شماره ده اکبرابا اکبرابا حمیده امنیخا علی جباری اینا همه تو زمینوش شماره شنون هم چنده بده اکبراباد بهش میگفتن که مطابقا آموزش کنم باید در واقع این زمینو خیلی کمک کرده به پیشرفت فوتبال و معرفی چهره های مستعد ببینیم من اگه قصی داشتم برای جمع وری و اطلاعات این که به بحث این زنده بودن یاد این بانیا بوده کسایی که اونجا زحمت کشیدن آقای افصیفت الان دیگه اون زمین های خاکی نیست نیست آقای این اکادمیا و مدارس فوتبال تونسته جای اون زمین خاکی ها رو پر کنه؟ میگم قضیه اصلی اینه که تغییر خواست و نیاز در فوتبال به وجود اومده یه روزی جریان وحدت محلی وجود داشته یعنی بچه ها اگه تیم فوتبال داشتن این که بگم تهرانویه مثلا یه تیم فوتبال خیلی قوی دارن ولی الان نیت نیت اقتصادیه اصلا بحث بحث محلیت و این چیزها دیگه نیست اون به عنوان یه کار اقتصادی میاد یه دوره کار رو یه زن فولپال درست میکنه شهریه میگیره و بچه ها رو آموزش میده هیچ تحقیدی هم در این رابطه نداره مسئله اخلاقی یا آموزش اخلاقی تو این جریان خیلی باید اون دیگه معلمه آدم خوبی باشه تا وقت برای این کارم بزنه آقای امهداده هفتیفرد به عنوان یک بازیکن با سابقه پیش کسفت کسی که این رو داره تدریس هم میکنه دیدگاهش راجعه به فوتبال اموز ما چیه در آسیا جایگاهی که داریم اگر میخواییم واقعا به اون جایگاهی که لایقش هستیم با توجه به ظرفیت و نیروی انسانی که داریم برسیم چه راهکار و پیشنهادی شما دارید ببینید من یه بخش اقتصادیشو نگاه میکنم ببینید فوتبالی که دولتی باشه خیلی علن یا شفاف بگم فروش نخواهد کرد حتی ریشه خسولتی داشته باشه بحث خسولتی الان میدونیم بحث اینه که شرکت های وجود دارن که اسمند سهامی اصلا اونا میدونن اسمند سهامدار دارن نه ولی شما آخرشونی ببینید باز هزینه هاشون رو دولت متقبل میشه وقت سیبوتبال دولتیه رقابت اونچونی برایش مفهومی نداره ما اصلا تیم خصوصی نداریم وقتی تیم خصوصی نداری اولا فوتبال چیش انگیزهی برای اول شدن دوم شدن سهوم شدن وجود نداری که من یادم تا سال پنجه و نو که ما تیم ها اول شد سهمیه بلید فروشی ددن به تیم ها تیم ها اول شده بود بیشترین پولو به تیم ها مثلا دادن که چیز دیگه در این فوتبال اول شدن ما با ما تعلق نگرم و یه صحبتی از آقا جلال طلوبی یادم نمیره من گفت ما سال پنجه و پنج هشت میلیون پول بلیت فرشتی گرفتیم شیش میلیون حزینه کردیم یعنی شیش دو میلیون سوت کرده بودن پس فوتبالو میشه خصوصی اجراسی کردیم پنجه و چهار پنج تو همون سالا بود گفت ما هشت میلیون تون حزینه درامت داشتیم فوتبال پول بلیت فرشتی و این چیزا در اون که الان نه درامدی وجود داره نه هزینه ها بر اساس ما چطور میشه مثلا یه چه سال تو رده جوانان و نوجوانان اینا مقام داریم و تو بزرگ سال هیچ مقامی نداریم یه جایی کاری را داره یه حتی به اولمپیک ما را پیدن نکنید به اولمپیک هم را پیدن نکنید علتو شاید اون کسایی که دستن کارند میدونند شما هم شاید بدونید ما اگه واقعیت تو فوتبال همون یعنی که جوانان همون قهرمان آسیا میشه حتما بزرگ سال همون باید قهرمان آسیا چه همونطور که تو سال پنجادو اگه تیم جوانان همون اول شد باید تیم فوتبال همون بزرگ سال همون همون اول شد این واقعیته برای وقتی تو تیم جوانان اول میشه تیم ملیت مقام نمیاره یه جای کار ایراد داره یا اون تیم جوانان جوانان نیست که اعتمال قوی همینه نیست اگه بود که خب این رو همین رو بزرگ برن شما در این جریان شما تمرین تیم جوانان 24 ساله و تمرین جوانان میدید 24 ساله و تیم بزرگ سال بهش تمرین بدید آقای افزیفت شاید یه بخشش برمیگرده به اشکالاتی که ما در زمینه آموزش پایه داریم شاید اونجایی که باید آموزش صحیح داده بشه داده نمیشه و این نسل وقتی روشت میکنه میاد در رقابت با هرفه ای ترا میخواد رقابت کنه اونجایی امده کاسیانشون میده خودشون ببینیم ما فقط ببینیم همه چه همه هنگی یه سنجیر هست ما کومیت آموزشمون یه کومیت منسجمه چیزی هیچ موقع نبوده یعنی بگی کومیت آموزشون مده دنبال کرده کارای کومیت آموزشون شما باورتون من 50 سالم شد تا درجه بی آسیارو دیده بودم گفتن تا دیگه نمیتونی 50 سالم شدید بازنشسته باید بشید کلاس نمیدونیم بعد سال 56 خودشون اومدن گفتن دورید کلاس به بابا این 6 سالی که شما نداشتید ما کلاس ببینیم علتش چی بوده آخه چی شده پشیمون شدید شما هنوز تو تلویزی مربی 75 سالو میبینید تو مساقات اروپایی پنج و شیست، هفتاد و شیش، هفتاد و هفت سال هفتاد و هفت سال پس یه چیزی داره ما رو ما اینجا شهست سالش میشه طرف میگن خدافصیم ما الان مشکل رو میده که با رابطه میان همه جدا از آقای حفظه بحث رابطهش بحث فقر دانش کسانی هستش که توانه آموزش بچه های پایه رو ندارن نه توانه فنیشو دارن، نه تجربهشو دارن برحال شما وقتی میبینید که در یک مدرسه یا یک اکادمی فوتبال یه تعداد برحال علاقه من دارن فعالیت میکنن شیوه ی آموزش به گونه یه که اونا مسیر پیشرفت رو تیه نمی کنن و استداد هرز میره ما باید از اونجا شروع کنیم به نظرم یعنی درست از جایی شروع کنیم یعنی بهترین همونو بذاریم برای پایه ایقا درستیم اینه وقتی خوب آموزش ببینن دید بزرگتاری ما مشکل نداریم چه کسی بالا سرشون باشه محلم کلاس اول دبستان با تجربه تری محلم در روران و ابتداییه یا باید باشه باید باشه و این کارو میکنن محلات آموزش پرداشتی کارو میکردن قدیما من یادمه من این کارو تو باشگاه پیکان من مسئول تیم پایه بودم و کارو یه تیم مثلا جوانان و امید و اینا کار میکردن بیاروز سیامک رهیمپور به من گفتش که تو باید بری سرپرسته تیم نونهالاشی گفتم همه رشت میکنن میدن تیم بزرگ سال و اینا تو داری منو میفرسته نونهالان گفت نه منو تو تحصیل کرده این کاری من الان متحجه شدم که باید برای تیم نونهالان بهترینه رو بفرستم الان نمیخوامه که من بهترین بودم گفت نه تو وقت بیشتری میذاری نظارت میکنه مادر پدر رو میشنسی دوست دارم که بری این کارو بکنی حقوقت هم از اونا بیشتری میده گفتم دست دردن کنیم ما رفتیم تیم نونه هالانه واقعا رفتم سه سال من مرد بیتیم نونه هالانه و سمرش هم دید بازی کنه آره الان هستن الان بازی کنه که من اسم میتونم براتون ببرم همای فر الان بارون تیم نوجوانان همه.. تیم نوجوانان ژوانانی که جوانان آسف اه رو بازی میکنه هما اول فرگ بازی کنه تیم هما بوده تیم نوجوانان پیکان بوده بٔره پیکان بوده به بحشی داره یا محمد مثلا خداوانده رو و علیه محمد خداواندر شاگردو از تیم نوع نحالان اومده تیمه پیکان دو امیده رفته از امیده رفته یختی مایی بجه اونا هم استفاده هستن اگه روال درستی بود پیکانی هم بازیکن ساختن ساختن ساختن اکساشون رو شما برید تو راه روی اکادمی پیکان از اکسای اینا بود این تفکرات گسترش پیده کنه اینو باید بمونن برای باشگاه خودشون بازی کنن چرا تا اینجا اصلا حالا تو سازمان تشکیلات اداری من خودم یه بحث دارم چرا تیمها رو تا حد پایو اکادمی فوتبال یه سازمان داره بعد به تیم لیگ برطر که میرسه یه سازمان دیگه ای داره اصلا هیچ ارتباط اینا ندارن این بهترین چیزه یعنی شما میگام کنیم بوجهشو میگام کنیم یعنی بوجه تیم آکادمی جداست بوجه تیم بزرگ سال جداست مدیریتشم جداست کارشم جداست و یعنی خیلی عجیبه اون موقعی همبستگی وحشدناکی بدین تیمای پایه و تیم بزرگ سال بود اونا چرا به این بردن شما تو هیچ نیمی نمی نه الانا یعنی اصلا سازمانشون جا شون جداست نه محل تمرینشون جداست همه چشون جداست هیچ ارتباط بین مرحبیت تیم جوانان و امید با تیم بزرگ سال وجود نداری این یکی از لحظه بزرگه مثلا آموزش هم بگید همین طوری مثلا آموزشه که باید این مسئله رو جا به ما هیچ سه تن مراتبی به جریانه آموزشمون نداریم میان مداره که شونو میگیرن میرن اصلا گم میشن ارتباطشون با چیز آموزش تموم میشه اینو فقط تدریسو میکنن و بعد میگن برخونتونو ارتباطش باید شما اصلا برایشون کاریابی باید بکنی برایشون درجه بندیشونو هر روز به روز رسانی بکنی دانششونو به روز رسانی بکنی چیزا نیست هر روز هم زیفتر میشه این مسئله هر روز داره زیفتر میشه ممنونم آقای حفظی فرد تشکر میکنم که در این برنامه شرکت کردید صحبت های پایانی شما رو میشنبین گروه شما من آرزه موفقیت میکنم ولی شما ورابرنامه تون و اثرگذاریش انشالله جوری بشه من دیروز هم تو تلویزیون بازشم نگاه میکردم صحبت از همین بحث بود بحث کسوت ها بود رایت کسفت ها شاید بعضی از مسئولین این احساس نکنن یا دانششون ندارن یا عمدی در کاره که احترام به پیش کسفت استفاده کردن از پیش کسفت ها در امور کارها این مایه روشتو پیشرفت اینو باید بدونن و اگر نمیدونن اینو به قهقر ها میرن ما داریم به قهقر ها میریم تو فودبال انشالله که بیان از متخصصین استفاده بکن از این آدم ها با اون نماردن اینو میتونیم برن ازشون هزاران چیز یاد بگیرید متاسفانه این نیست من از شما تشکر میکنم من اصلا اون وصفی هم که شما اول برنامه تون میکنم من فکر میکنم در اون اندازه ها نیستم و دوست دارم که کمک بکنم امیشهالله که خیلی باشه و ما از این وضعیت فوتبولی که الان وجود داری نجات پیدا کنیم زنده باشید ممنون که در این برنامه حضور بگیردید خیلی متشکرم تشکرم کنم از شما و سایر دستندر کنم خدا نگهدارد خیلی متشکرم خدا نگهدارد خب شرفندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم صحبتهای ما رو با آقای حفظی فرد شنیدید تشکر از اینکه با ما همراه بودین تا برنامه دیگر خدا نگهدارد موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی موسیقی بغزش خد می زنم باز دستاره می نویسم عشق خد خطی نمی خوام باز دوباره می نویسم روزی سد دور می نویسم روی کاغذ های که هی دل سپردن به سفیدی تن ندادن به سیاری عبر و افتاب و ستار سف کشیدن تو بخندی قد رویا میشه دنیا وقتی چشماتو میبندی شادی را همین حوالی غصر و دور مینویسم دوی مشقای جریمم تو را اینجور می نویسم شبا خط خط خط می زنم باز دست تاره می نویسم مشق خط خطی نمی خوام باز دوباره می نویسم روزی ست بار می نویسم روی کاغذ های کاهی دل سپردن به سفیکی تن ندادن به سیاهی در محضر ولابیت اون نتیجهی که در این حوادث دشمنان به اون نتیجه رسیدن اینه که ایران رو با جنگ با حمله نظامی نمیتوان به زانودر آورد جمهوری اسلامی رو با این ابزار و وسائل خشن نمیشه با اغبراند هم 45 سالی که دارن این کار رو میگانن روز به روز جمهوری اسلامی قوی تر شده دیدن راهش این است که در داخل اختلاف ایجاد کنن در داخل نفاق ایجاد کنن عواملی هم دارن البته در داخل عوامل سهیونیست و عوامل امریکا هستن بوش و کنار در کشور به وسیله اینها و یا به وسیله کسانی که غفلت دارند از اون چه میگند و از اون چه می نویسند بین مردم اختلاف ایجاد کنند چند صدایی در کشور به وجود بیارند امروز به همدلله کشور متحده امروز مردم متحدن اختلاف سریقه هست اختلاف سریقه سیاسی اجتماعی وجود داره لیکن در دفاع از نظام دفاع از کشور استادی در مقابل دشمن مردم دوست متحدن این اتحاد به زرر اونهاست این اتحاد مانع تجاوز و تعرض اونهاست این رو بخواهیم از بین ببرم مراقبه این باشیم احل بیان، احل قلم اونایی که حرف میزنن اونایی که می نویستن اونایی که تحقیم می کنن اونایی که توییت میزنن بفهمن چه کار می کنن موسیقی اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیم می کند دفتر خاطرات نویسنده سیمین بنایی سردبیر حسین توفندار با بازی هنرمندان فریدون مهرابی در نقش آرش مجید صحرابی مجتوا ماندانا اصلانی مریم نگین خاج نصیب سبا رازیه مومیوند منیجه منا صفی هستی بهادور ابراهیمی علی محمد مجدزاده مصطفی میشاکی محمد رزا علی جواد میشاکی محمد پورحسن گوینده و مرشد فروغ انساری اشرت موسیقی محمد رزا محتشمی تحیه کننده مهدی نمینی مقدم قسمت اول موسیقی خوب این همه از کتری سلام ماما ترسیدم دخترش برای چی؟ همین نیم ست پیش پیام دادم گفتم میرسم چایی بذار وقتی از چایی گذاشتی؟ فکرم مشغول بود فکرت مشغول بود مامان جا تخصیر خودت دیگه اگه اینقدر زود از علی گودرز بر نمیگشتی اینقدر فکر رو خیال نداشتی میموندم که چی میشد میمونده که چی میشد؟ مامانت بودا ببین که مرحوم شد و رفت میموندم به خاطر کی؟ چهل روز موندم اونجا کارگاه رو سپردم به اشرت اونم که یه سرداره هزار صدا اشرت خانم که خب اونجا رو میگردونه مامان جون تو که اونجا نبودی بسه هفته اومدی و برگشتی تهران نمیدونم یه حد چهت شد گفتی بعد چهلوم میخوام بمونم اونجا همین که چهلوم تموم میشه دیگه کسی نمیمونه دختر جون اگه نمیخواستی خبر تیه کنی بهت میگفتم با خودم برگرد تیران حالا چی اشکالی داشت که من بمونم ها؟ بنده خدا بیبی رو که نتونستم ببینم اخیرشم فوتیم ولی در عوض رفتم قاسم آباد حسابی تو خونش گشتم گفتم بمون علی گودرز ولی چی رفتی اونجا؟ خب میخواستم برم سرخای که بیبی اشکالی شیه؟ من که از اولشم مخالف بودم بیبی برا علی گودرز خودش قاسم آبادو دوست داشت قاسم آباد به درد آدم های مریض نمی خوره درستانی لاغل تو علف و درست منصور و محمود بودن بیبی میخواست تک و تنها بمونه قاسم آباد چی کار کنه دایی محمود میگفت خونه قاسم آباد خیلی کدنگی شده راست میگه ولی من وفتم اونجوری که دایی محمودم میگفت نبوده محمود خونه بیبی رو اون خونه که خودش توی زمین های بی بی ساخته مقایسه میکنه