برای مصابات جهانی اینو ندوزی نمیتونی کشی برای تو بگیر چل دقیقه دیگه هم کشی دوباره بود اونو مادیم رفتم دکتور کشی نه ایمده بیرز کننده نیست من رفتم بیرون از خریاتی نخ سوزن گرد بایین بیرون بیرون بایین نمیشه پروبلم میگذار من کشی بردیم من بایین ندار بگیرم بسیار مردم این افغان شما رو سودان خریاتی دوختن موسیقی میخواد گذرم آقا بزرگ من بگیرم بگیرم میرم با منم کشی میرم قول بدم منم میبرم میرم مارو خوندن اومدیم رفتیم رو دوشتک برگارستان همه نشستیدن چون برگارو برده بود تماشایی اومده بود تماشایی زیاد که آقا هر کیت فقط این امریکا رو ببره که برگارستان رو بردش نداشته به فینال برسید دل اونو خونک شد آقا ما رفتیم رو دوشتک ما رو دیدن همه تحجیل بودن این حد بلند و لاغر پل اکس هم هستش رفتیم رو دوشک و اون موقع چند کلو بود با امریکایی کشیر رفتم رو دوشک و پدرزم به خدمت شما که بردم چاریشم امریکا رو بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم بردم و بعد داود عیوب گفت اگه بابا پرچم هم داشته الان بگم درسته بگم اگه نه وردی این پرچم هم گردم بابا چی نیم گفت فکر کنم تو میبازی بین یعنی واقعا پیش بینی برندشان رو شما نداشتن یعنی من میرم بین میبنم چون اونجور داشت همه رو میبرد میبند یه هیچ ای دیگه همه ی خاطره شد خدا با داود عیوب با امریکه با سوزن خیاتی دوست دارید تا حالا نشده من یه کاری که میخوام تصمیم میگم انجامه به نفسی نشده یعنی آقای صدری اون زمان فکر کنم دردوزه سال پیش بوده دیگه درسته فکر کنم هشت نو سال پیش بود هشت نو سال پیش واقعا برنامه این موضوع بری پیش که سفتنه جان قهرمانشی برگردی درسته برای اینکه برای اینکه برای اینکه از اندران پرسلخ از موربی اونجا ناداوری کردن؟ آره رفتیم اونجا و اونجا رفتیم نه داور داشتیم نه چیز داشتیم از موربی نه کش داشتیم هیچی نداشتیم بعد دیگه تو مصابقات پیشکستفتن هم اینجوری هستی بخواهم بالاخره امتیازها رو بالا پایین کنن آره اونجا ما رفتیم به روسیه روسیه موربی تیم بریشون بود مثل اینکه از عنوانداره روسیه بود آقا دو تا ستا به ما پای انداخت و ما رو بازوند ما رو بازوند گفتم آقا این ما کچمش ندید مربی هم نداشتیم اولین کشی هم برد اولین کشی ما رو به ما هی پای انداخت هی اعتراض میکردن میگفتن هی امتیاز به ما میدادن ستا امتیاز به ما دادن منم دیگه پاشدن با اختار و پوهن و اینا ستا یه امتیازی گرفتم به اون یه نیه دو پایینی داده بودن یه نیه پایینی مورو بازوندم بهش یه قرار بود چون ببازید دیگه خلاص آره نه قرار بودیم مورو ببازونن دو تا دابرمون اونجا بودن و من گفتن آسید نمیخوایی نوزن تو اینجا میدال بگیری چون روسی هم توی برغارستان برده بودی اینه اینجا نمیخوایی دور قبلش هم اونجا بودی توی صوفی روسی هر شکست آره، پرودیو برغارستان بعد دیگه واسه کشی های دو تا سه تا دیگه رو بردیم و اومدیم بالا رفتیم واسه سه وم چهارومی سه وم چهارومی هم فکر کنم لحظت ها بود دوباره کشی های پرگودرتی بود منم پامم آسیب دیده بود رو دوشک بودیم آقا یه لحظه این سود زنم به ما اختار دادن بشین خاگی نشستیم خاگی نشستیم خاگی دستوامونو باکردیم پاچه بیدیم ایه سه تا امتیاز بشده دن آقا چرا سه تا امتیاز بشده ده فلان تابرم قبلش ببینی کنه آقا سه میخوان به بازونه نتنه نمیخوان تو بزن میدار بگیر دیگه ما سه ای شدیم بینم هیل اختار و پوانه اختار و سه اختارش کردم سه تا امتیازی هم بیدیم شدیم سه سه مطالب چون یه دو امتیازی داشته شدید من دستمو باکرده پایش رو بیدم یه دوتا هم بهش دادن که آقا دستاتو بسیار کجا دستمو بسیار تا تکمی کنی خلاصی به اون امتیاز میده یازده ثانیه مونده بودش که کشی تموم شد حریف لحسانی بود؟ حریفم آره لحسانو بکنم بعد ما ام ارادت خاصی به امام حسین داریم میبودم یا امام حسین من اومدم اینجا میدار بگیرم میبینم حق ما در حقمو پایمان میکنن من میرم که یه نفندشم تندر سالتو تندر میرم که اونو بزن با این پای خرابم کمک هم کن که بزن آقا ما دیگه خود اونو شلک کردیم دستش کرد زیر کتب مامام هی مارو هول داد بیردم به زوم دوشک یه برنامه ریزی کردی که 8 تانیه 7 تانیه 6 تانیه 5 تانیه نشستم بغلش کردم یه تندر به این زدم 5 تا به من دادن کتش این کلینجو انداخت وستد و گفت نه فینیش تایم فینیش تایم گفتن آره تایم تمام جدید پاهر نداره نشستم وستد دوشک پانه شدن گفتن باید اینجا این تیلتیز رو نگاه کنین بازبینی میشنن یه تیلیزیون بزرگی اون وستد بود چیز کردن هر کاری که کردن از وستد دوشک پانه نیمد یه کچموشم مربیم دابرم نداشتی هستون کردی اون وستد اصلا گوhireم گویم گویم عبدالله عبدالله ترکی صحبت کردم گویم آقا بگو منو بازبین到底 که بازبین کردن عبدالله از کشور ترکیه بود؟ آره این مال سیده فردازی روش مال جهانیه کشتی بود تاجه جهانیه کشتی بعد اومده گویم بازبین کنیم آقا گویش از چیزو اون بالا نگاه میکردیم و هم ثانیهشو گویش هم کشتی مارم خب؟ از اینجا باید بردارم داشت میلرزید اصلا یک وضعیت داشتم اونجا خیلی به این حال بود استرس شدید اونجا گرفته بودم خداییو نکنه فلیشتار من داشتم نگاه میکردم زدم این تندر تندر تو یه ثانیه زدم نیه چهار ثانیه پنیه ثانیه مونده بود نگاه کردم دیدم اومد روی پنج من نشستم زدم چهار چهار گرفتم رو منه سه سه اینو گرش دادم برای اون باسه من طلاس هستم بخونم خیلی شیری بود برای اون مدار برونیت از اون طلاعه شیری دار بوده شان آره آره آره بعد اونجا اون روزهایی که اونجا باشون ریفه شده بودیم چقدر خوشحال بودن که حق تو گرفتی و اینه با اون پای خراب من دهمت نمیتونستم راه برم دهمت میلفتم میشستم پایم خراب ولی گفتم باید برم مدار بگیرم با اون پای خراب من دهمت نمیتونستم راه برم دهمت میلفتم میشهستم پایم خراب برای گفتم باید برم مداله بگیرم رفتیم گرفتیم اومدیم تو این سالهایی که چه دوران جوانی که الان که با من یک پیشکسفت کشتی دارید فعالیت میکنید یه لحظاتی بوده که ناامید بشید بگی اه چقدر خسته کننده تو هر شرایطی حالا چه کشتیه چه زندگی اون لحظات چه لحظاتیه و چه اتفاقی میفته که به ناامیدی بخوای قربه بکنی و دوباره یک شروع جدیدی داشته باشی عرضم و خدمت شما که خدا از اونجایی که خیلی لطف به ما داره هیچ موقع نداشته ناامید بشیم اصلا من ناامید رو تو دلم راه نمیدم یه کار جل پای ما میذار توقع به خودش میکنیم افرانه اگه باید اون کار خیلی باشه چه باز خودم چه باز دیگران منو میشه زن دروبری آدم میشه زن کسی گیر میکنه تو کارش به من زنگ میزنه من واقعا نوکری میدونم و وظیفه خودم میدونم که توی این دنیا ما ها اومدیم امام حسین نرفت شهید بشه که ما بریم بسرش ازاداری بکنیم امام حسین شهید شد که ما بریم راه اونو ادامه بدیم چجور ادامه بدیم بشیم امام حسین امام حسین دستگیر بود امام حسین کمک میکرد امام حسین تمام خانواده شو دختره سه سالهش علی از خانه شیش ماهش دختره سه سالهش تمام ناموزشو همه شو باش بازی اینو خب خدا باش اول توافق کرده بود دیگه میدونست چی میخواد بشه اینان همه دا از دست داد که به فهمون گه بابا توی این دنیا عرضیشی نداره مال دنیا مال دنیاست سعی کنین انسان باشین اول با خدا باشین نماز اول وقتش رو خوند بازه چی؟ نه این که ما نماز بخونیم که توقلتون با خدا باشه خدا رو فراموش نکنیم دوباره این که دست کسی که نیاز منده رو بگیریم وظیفه بدونیم نه این که بیریم خود نمایی کنیم وظیفه بدونیم و کمک کنیم که ما مرحم در خدایی محبت رو به مایی شهده نامیده میشم و نمیشیم نه از مرگ میترسیم اتفاقا مرگو من لذت داری شیرین ترین چیز توی دنیا مرگو میدونم که برم اونو ببینم اونو چه خبره قبلی که ما توی دیگه شما که الحمدلله جوان هستید ورزشکار و به هر حال افرادی که در زندگی نامیدی رو واقعا نمیشنسن میتونن کمک بکنن به دیگران به خصوص در حال جامعه جوان ما که یه مقداری شاید با جوانه دوره شما متفاوته به لحاظ فکری طرز نگاهشون به زندگی تو این سالهای ورزشیتون خب تو پیش کستان شرکت کردین شیرین تا این لحظهی که در حوضه ورزش روی توشکی کشتی براتون رقم خورده دنبال اون خاطر قشنگه میگردم که حالا اون مداله میتونه باشه یا حتی دستگیری از اون حریفی که شکستش رو دید از این خاطره ها دارید برامون پریفه کنید خاطره ورزشی بگیرم یه جذاب ترین خاطره که دوست دارید اونها همه یه نپرسی را ندارتون تکرار کنید خباتون بازگو کنید خاطره والا زیاده چه ورزشی چه غیر ورزشی ولی نمیدونم کدومشو بگم یکی مسابقات کشوریمون بود حالا اسم نمیدونم یه حریفی داشتیم دست ما هم شکسته بود بله برگار استاماتی این دستی من زورش از موقع سالم در بود سه برابر زورش آقا می کنم زیر کتبی با همون دست چیز دیگه آرنجو خم نمی کنم با کتبم می آورده بردی با پاش اردوزیم برم می بونم خدایا این چیه آره اونجا گفتم یا کن وقتی بهش گفتیم این باید مردونگی می کن نه بله اسم من می گم نمی بدم برای بعد خودشون باید اصخایی کنم من چون کشی و زرف و دوشک زنوز زرف خود دیگه ادامه نتوریس می کنه آقای سهد سدری عزیز خودتونم میگید دیگه وقتی میرید روی دوشک دیگه اون رقابت و اون کوریخونیه اون حیجانه به اوجش میرسه دیگه اون فضا باید شد یه سریش دارم یادش بره دیگه من باور میکنیم تمام این مصابهات گرفتم اسم حریف همه هیچ کدوم نمیدونم از اون میپرسن با یه بنده خدای دوباره میخوادم کشتی بگیرم ایشون قهرمان بودوکتالان بود عنواندارم بود من بازم رسیبشو نمیدونم تو آزاد آقای زیبا و من گفت این عنوانداره من چی کارم من برم کشتی میگرم اونی که تو چند تمنه دارم میرم در جایی که به چیز مرز نمایش بزرگم بیرون میگه اونی که هستم رو دارم میرم استرس الحمدلون نداشتیم توی مسابقه جانی خودون دیگه میدونین دیگه توی مسابقه جانی خیلی استردبالی ما الهم دونه نه خدا کمک کنیم خیلی خونسد تو کشی برقمی کنیم یعنی میذاری به مسیر خودش بره باید بذار میکنیم به تقدیر رو سرنه داشت تو زندگیتون چه چیزی از همه بیشتر شما رو ناراحت میکنه؟ خیلی چیزا ناراحت کرده یه داستانی توی زندگی ما بس ما پیش اومد که خدا خودش خواسته بود دیگه شاید بس هر مردی پیش بیاد ببین رو راست بدون فولاد باشه آب میشد تا الان ولی من بلاهای توی زندگی سرم اومده چه اتفاقی افتده چی شده که شما رو همچنان ثابت قدم نگهد داشته مقابمت تو برده بالا میگم دیگه همهش خدا دیگه خدا این بلاهای که سرم اومد ازش گلگی میکردیم باش دعوا میکردیم بیا پایین بینیم ما با اون بالا نشدید داریم جو سر ما میبود تنبه کمک میگید به چی متوسط میشیم کمک نمیخواییم گلگی ازش میشدم یه مدت که میگذشت یه داستانی که سر زندگی ما میذاشت میگیدم اه پسر اون بلایی که سر ما اومد باید میموند که من به اینجا برستم به این معرفته برستم اون بلاها نباشه آفرین ببین بلاها نیست ببین بلاهاییه که هر مردی امکان نداره من همیشه به بعضی از رفقام دوستت از رفقام داستانی سر منو مدر بهشون گفتم بهشون تعریف میکنم میگم خداوکیلی حضرت تباسی یه دونه از این بلایی که سر منو سر شما میومد سر پا میگم من موندم توی سر پا ممنونم از خدا ما رو روشنمون کرد آگاه مون کرد که این دنیا نه پولش نه زنش نه بچهش هیچیش هیچیش هیچیش عرضیشی نداره به هیچ اون منعرضیش فقط باید انسان باشی الان پنجا و تقریبا چهار سالتونه در ادامه زندگیتون به دنبال چه هدفی هستید بعد چی دارید برنامه رزیمی به جز حالا اون برنامه زیر روتینی که دارید ممکنه یه سری اهدافی رانه داشته باشید منظورم از احتاف احتاف ورزشی رو میگم مثلا بری نمیدونم باشکاهداری بکنید مربیگری بکنید چند دوره دیگه پیشکسفتان برید احتاف ورزشی تو سرتون دارید؟ بله نه احتاف ورزشی تو کلمه هست نه احتاف این که بخوام تو کار و کسبم پیش رفت کنم هست چرا؟ چون میگم دیگه همون داستانی با خدای خودم دارم اینقدر قشنگ روزی منو میرسونه فراته دارم یعنی واگزام میکنی به تحلیل سردهش خدا به اندازه اون چل سال که کار کردم توی شبم من گیرد. زرف یک سال به اندازه هزار برابر اون چل سال که زحمت گیرد من داد. ما یه سری حرکت ها میزنیم که پیش خودمون فکر نمی کنیم خدا نارد بشه. میگم اقایب نه شدم که شد دیگه. ولی یه کارهایی که شد میخوده از دستمون نارد شد. آبورد مارا انسانمون شد. آدممون گیرد. بعدش هم به ما یاد داریم. آقاب زربیمی توی یه شب از ات همه رو گرفتم زحمت چهر سال تو تو یک سال شروع کرد اندازه هزار برابر اونو بهت دادم بفهم که اینی که بهت دادم امانته فکر نکن کسی هستی این مال توه مال دنیا همون جا باشه اینو امانته به دست صحابه شوید برسونی به ما الهم به حالی کرده هر چی هم داریم ایشالا به امیده خود تا لحظه آخر زندگی در دنیا هستیم بتونیم امانت یه دستمونه دست صاحبش برسونیم و بعد وقتی اینجور کارها رو خدا میسپاره به همون میریم ببین کارهای خدا به من میسپاره مثلا یه کیسی رو میده جلو پای من بگه مثلا مشکل داره میدونم خدا فرسته سمت ما ببین ایکی میده در خونتون میزن ببین برای یه بند خدای آقای سعد سدری عزیز میگفت اگر قرار هستش که یه بند خدایی یه مشکلی براش به وجود میاد من کمکش رو کنم اون حدیهی که خدا به من داده میتونستین حدیه رو به کسی دیگه بده و من اگه قرار هست کمک بکنم قطعا این سهربش و تقدیر رو که خدا در مقابل من قرار ده در سهربه من قراره تا من بتونم کمک بکنم و خدا قطعا چند برابرش رو من خواهد یه خاطره هم بهتون بگم توی پومبزین داشتم بنزین میزدم این که میگم میشنوی نباید کر باشی میبینی نباید کور باشی باید در جا بیایی اونو خدا جلو پاد گذاشته داره تو این دانشکای این دنیا وقتی میبینی میشنوی باید بیدی سمتش خدا گذاشته تو ببینی بیدی انجامش بدی دانشکاست اینجا دیگه ما اینجا درس نخوندیم ولی الحمدلله داریم دانشکا داریم تیم میکنیم این چیز دانشکای این دنیا تو اون دنیا اشاله باید بیان احل بهتو خدا اما راضی باشم خب پوم بنزین میشه رفتم بنزین بزنم این بندخود ها که بنزین میزنن یک شروع اومد شروع اونی که باسمان باش بنزین میزن گفت داداش تو ببینی فردا چک دارم هشت میلیون کم دارم همزبون اسم بود ترکی هم بگو گفت هشت میلیون کم دارم فردا چک هم برد هرکی هم اصری هم ساعت شیش و هفته بعد از رو بود فردا آبورون میده به حضرت ترک باز هیچی هم به ام نداده میشنفتینش؟ نه یه شنیندم گودم داداش تورکی گودم باقشتا ببخشی هشت بینو کم داری؟ گفت آره چطور؟ گفتم که چطور که خب میخوام به تو کمک کنی؟ آره بینیم بابا گفتم نه آقا بیا من کارت امام حسین هست کارتش ازش گرفتم هشت بینو زدم تویستاش با گوشی آره؟ بدون اینکه بشناسیده؟ خب نگرانو کارا پولش مثلا برنگرده زنگ بزن برید سایدجا شو بریکی دیگه بدیم که رفتیم و یک دو ماه یه ماه قرار بود بود دو ماه سه ماه طول کشید بعد زنگ زنگ بگو آقا کزای شما من میخوام این پرو بدم آینا اینجوریه دیگه دادش دیگه شاید که خود با تون سلامتی بده آقای سید مهدی سید صدری عزیز از قهرمانان و پیشگستان خوب کشی خیلی راحت و دلی صحبت کنید یعنی بدور از هر گونه تکلف و حالا اون شاید تشریفات خاص خودش که در ایک برنامه رادیوی شد بعضاً صحبت میشه خیلی راحت بی تکلف و صادقانه حرفاتونو گفتید امیدوارم که خدا بهتون سلامتی بده فرزندان خوبتون آقازداتون که تو رشته ورشی بوکس فعالیت میکنن از فرزندان خوبمون هستن آینده دار و اگر صحبت کلام و نکته خاصی هستن خدمتون هستن ممنونیم خدمت از بنده است ممنونم از شما همکارای عزیزتون محبت لین قابل دونستی ما خدمتون باشیم تشکر میکنم سفاس گذارم جنب آقای سید مهدی سید صدری قهرمان اسبابه کشتی از پیشکسفتان کشتی کشوران قهرمان کشتی پیشکسفتان جهان که در این نوبت از برامه محبته گفته و در خدمت شما بودیم به اتفاق ایشون و دیگر همکاران خوب هم در طیه و پخش این برامه با همه شما شنوان می کنه محترم خدافزی میکنم روز و شب خوش و خدا نگهد موسیقی درست دارید موسیقی به دریای دروپتاده کفایانش نمیبینه موسیقی به درگاهی پر اکتادم که پایانش نمی بینم کسی را پرده کندم که درمانش نمی دانم شبان آستم این عالم شبان آستم این عالم مجر دردن نمانه به گوشه هر که در عالم رسید آباز پنهانه موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته دنی با دوست در خلبه به ست سال در عشق من آزادیم یه نخواهه من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم موسیقی در موسیقی درسته موسیقی دلم سن بار می گوید دلم سن بار می گوید که چشمه سنده برم نه دیگر را دیدیم یوم سن موسیقی موسیقی موسیقی من آل مرگ سخنزنم که در خاکم رود صورت هنوز آواز می آید به معنی از گلستانم موسیقی در محضری ویدابیت موسیقی اگر هم خدای نکرده دانسته است که خیانته یاد دفاع مقدس یاد شهیدان باید همیشه در بین ملت ما و جامعه ما زنده بمانه هنوز خیلی حرف ها گفته نشده است