قهرمان شده خودتون میدونید مدارس و اینا خیلی برزش شد اموزش براش مقالده بود توی منطقه هم جزو تیم گولره اصلی تیم منطقه اومدم حالا بگذاریم اومدیم هما بود دیگه هما با هما بودیم چند سالی هما لیگه یک کشوری تیمی داشت تیم خیلی خوبی داشت ما اونجا با هما اومدیم لیگه برتر قهرمان شدیم بدون شکر از خدا بیامور جفر غرخانی مربی اینه که داری میگی مربوط تقریبا ساله هفته رو سفته شاره اومدیم اینجا برای لیگ برتر و ساله بعدش هم لیگ برتر بودیم که اومدیم اون موقع انقدر از تهران تیم بود توی لیگ برتر وسکتوال من دقیقا یادم یه قانونی فدرسون گذاشته بود آقا این شیشتا تیمی که از تهران هستن دیگه تیمی بهشون اضافه نمیتونه بشه اگه تیمی از لیگه یک اومد بالا باید جای تیم شیشوم تهران بیاد یعنی مثلا اینقدر تیم بود توی بسکتبال و اینقدر حمایت میشد و یه همچین قانونی گذاشته بودن که یه سال اجرا شد دیگه هم اجرا نشد بعدش اومدیم اونجا هما و دیگه من هما چند سال بازی میکردی آقای گل محمدی سه سال بازی کرد من اون موقع که هما بودم حالا یه ذره بحث دراماتیک بشه من همسر اولم فوت کرده اونجا با همسر اولم آشنا شدم ازدواج کردیم ایشونم ورزشی بود قهرمان شنای ایران بود ناجی غریق بودن دانشتو فوقالیسانس تربیت بدنی بودن دیگه متاسفانه حالا اتفاقی براشون پیش اومد فوت کردن دیگه من توی هما که بودم بعدش که اومدم توی دانشگاه آزاد این شرایط اونجا برم اونجا من ازدواج کردم توی هما و خدا حفظ شو بکنه آقای سعید حفظی فرد و آقای میر فخرایی برن گفتن آقا کادو تولدتون برین دو روز مهمون ما کادو ازدواج ازدواجتون برین دو روز مهمون ما بله بلیت هم که احتمالا بهتون دادن بلیت که همایی بود این کارهای خوبه خیلی خوبی اصلا تو بعضی از تیما این اتفاقات وقتی انجام میشه خارج از گفتگو و صحبتمون این که بازیکن دیده میشه شرایط زندگیه که بازیکن سنجیده میشه و این نقطه های ریز رو یه بیلیت بوده یه هوتل دیگه اتفاق نمیفته اما این که این کار انجام میشه کسی مثل اشور گل محمدی میگه پس من برینگی مرزش دارم پس من هم تمام به قول اموزیات صدم رو میذارم تمام طبان هرچند همه میذارم ولی با یک تأثیب بیشتر به کارمون دیدامون میدیم حالا من ممکنه تاریخ ها رو اقعب جلو بگم چون حدودی دارم بعد از هما ما که هما بازی کردیم اومدیم لیگ برتر یه شرایطی پیش اومد یه دو سال هم تو لیگ برتر بودیم تیمون هم نصفتا خوب نتیجه میگرفت اونجا هم بازیکنهای بسیار بزرگی بودن ابراهیم الهی بود محمد کسایی پور بود بازیکنهای بسیار خوی بودن مهران حاتی بود به حاتی اون آخرین سالاشو توی هما بازیکن بعد چی شد رفتی دانشگاه آزاد؟ حالا اینو آقای قربانی وفا نمیدونم اسمشو شهدین یا نه اسمشون رو متاسفانه نشنیدم اینشون تیم بسکتبال دانشگاه آزاد و بنیان گذاشت راه اندازی بسکتبال در دانشگاه آزاد حتی عجیب خودشون هزینه میکردن یعنی این تیم بسکتبال فعی دانشگاه آزاد که همیشه روز مدعیه هست سابقه شده میگرد نزدیک سی سال پیش دقیقا اون موقع که آقای قربانی وفا تشریف ها بردن اونجا از واقعا تأثیر گذارا بودن تو برزش دانشگاه از نیرو هوایی بازنشسته شدن اومدن اونجا و بعدش که اومدن یه تیمی جمع کردن خیلی به بسکتبال علاقه من بودن ایشون اومدن یه تیمی جمع کردن ماها رو همه رو دوره هم جمع کردن یه تیمی خیلی خوب یه تیمی خیلی خوب که قهرمان ایران شد قهرمان دهیفج شدیم برای اولین بار مسابقات دهیفج با حضور تیمای خارجی برگزار شد ازوکستان، چین، جمهوری آزربایجان این تیما ها اون وادن که ما تو فینال ازبکستان رو بردیم یعنی شما اونجه تورمنت یا مسابقات خارجی رو هم تجربه کردید در داخل کشار همه دیدید تیما خارجی بعدش ایشون میگم خیلی آدم قویی بودن خیلی آدمی بودن که فکر آیندن بودن اون وادن به ما گفتن آقا هرکی میخواد استخدام شه بیاد دانشگاه آزاد من رفتم دانشگاه آزاد استخدام شدید شما شدید کارمند دانشگاه ازاد اسلامی وحیده تهران مرکز تهران مرکز که الان انتهای بلوار ارتش سمت سوانک حتی تو پونک هم داره فنیش پونکه ولی این ور سالن سوانکش سالن خیلی خوب و شیفشی هم داره خب اینجا رو مرحوم آقای دکتر تهرانچی خریدن روشون شاد باشه شهید تهرانچی شهید تهرانچی خریدن فکر میکنم بنیاد شهید بود فکر میکنم اونجا یه ساختمانی بود فکر میکنم دقیق نمیدونم خریدن اونجا و چه جای خوبی شد برای دانشگاه این یه دانشگاه ترقیت و بدنی یه جای خیلی اختصاصی یه کار خیلی بزرگی کرد ما اومدیم اونجا دانشگاه آزاد و دیگه اونجا بازی کردیم چند سالی هم اونجا بودیم خدمت آقای قربانی وفا تا اینکه دیدین که بعضی جاها قائم به فرده دیگه آقای قربانی تشریف بردن مرحوم شکرریس که رئیس واحد تهران مرکز بودن تشریف بردن و اون تیم که قهرمان ایران بود قهرمان دانشگاه ها بود خیلی تیم قوی شما قهرمان دیگه برتر می شدین بله علی توفیق مصطفى آشمی مهران شاینتب محسود شیرازی فرزاد کوهیان محمد کساییپور همه اینا بازون فرامرز خواهید همه رو بردون جا مهتی پور اسفهانی همه اونو بردن اونجا و چه تیم خوبی بودیم انقدر تیم خوب بود که واقعا میگم به راحتی قهرمان میشدیم یک سالی هم دقیقه نوت نایب قهرمان شدیم شهرداری اسفهان قهرمان شد تو وقت اضافه تو دقیقه چل وقت تو وقت اضافه قهرمان شد نایب قهرمان شدیم مثلا اون سال هنوز زوباها نصفان همون موقع هم قهرمان میشوند زوباها هم کنیتیم یا شهرداری یا زوباها نیست کدومشون بودن ما دیگه اونجا بازی میکردیم دیگه بازی میکردیم و ایدیم تو دانشگاه آزاد من تو واید تهران مرکز تو دانشگاه تربیت بدنی مدیر آموزش بودم که هم کارمو میکردم هم کارمند دانشگاه آزاد بودین هم برای تیمشون بازی میکردی تو همون دانشگاه آزادم بسکت بالا گذاشتی کنار با من بازی کن بله همینو خواستم خدمتون بگم دیگه یواش یواش سالهای بازیگریه من خیلی زود رفتم سراغ مربیگریه اقا فازه سی سی و یه سال هم بود رفتم سراغ مربیگریه من یه نکته بگم که ما داریم توی این برنامه یعنی برنامه محبته گفتگو به آقای آشور گل محمدی صحبت میکنیم این صحبت های آشور گل محمدی عزیز هست که در مورد شرایط خودش داره براما صحبت میکنه فکر کنم باید یه سر بزنیم همکارانمون تو اتاق فرمان آقای گل محمدی بریم یه فاصله داشته باشیم برگرین را خدمتون خواهیم موسیقی در موسیقی درسته موسیقی این تیم هم شدی و سالهای سال در این تیم بازی کردی البته اصلاح بکنم این که الان با توجه به این که دوستان به من لطف دارم من بازیکنه تیمهای ملی امید بودم بزرگ سالان دعوت شدم چند دوره اون در نوع جوانان جوانان هم بودم ملی پوش شده دیگه شما محبت ده خب از بسکتبال گفتی و بریم سراغ دانشگاه آزاد سالهای آخر بازی میشه تقریبا بله سالهای آخر بازی میشه دانشگاه آزاد دیگه تیمش منحل شد تیمش منحل شد یکی این منحل شده خیلی راحت اینگاه با این قضیه شنر اومدی کاریش نمیتونستیم بکنیم عوضا ما اون موقع من دوستای خیلی خوبی داشتم یکی از این دوستای خیلی خوبم آهی ماشالله لطیفینیا بود در باشکاه پیکان خب ایشون منو برد اونجا به من گفت تو مربی خوبی میشی من مربی خوبی شاید نشدن ولی ایشون به من لطف داشت منو برد اونجا کرد مربی تیم پیکان یعنی برایشون بازی نکردی برای پیکانی ها نه یعنی مربیگری رو از همون آخرین باری که دیگه دانشگاه آزاد منحل شد شما رفتی بلا فاصله مربی پیکان شدی رفتی میگی مربی یعنی سر مربی نه من رفتم اونجا اونجا مثلا یه سلسل مراتبی داشت ما اول رفتیم تیمای کلونیشو جمع کردیم کلونی یعنی چی؟ یعنی تیمای کارمندی کارگیری شرکتیشو یه جوری بگو شنو بعدش رفتیم و آقای دادرست هم بودن رئیس باشون آقای دادرست خدا حفظشون میکنه چقدر سبب خیلی شدن چقدر اون سال ها استخدام کردن چقدر تیم خوبی داشتن خیلی ایشون تیم ها بودن که آقای دادرست اونجا حضور داشت آقای آدرس خیلی به ورزش این کشور کمک کرد آقای لطیفینیا منو برد اونجا من یادمه که ما اومدیم و اونجا کار میکردیم و آقای لطیفینیا گفتم که من میتونم برم با تیم بزرگ سالان یه چند سالی کار کردم به عنوان مربیه اینجا و با تیم بزرگ سالان اون موقع مربیه تیم بزرگ سالان پیکان تازه تشکیل شده بود تیم پیکان مدیر فننیش آقای استاد آتشی بودن خدا بشون واقعا ایشالله که زودترم بعد از برگردن خدا شفاشون بده واقعا خیلی کمک کردم به تیم پیکان اون تیمو تشکیل لدم من با آقای آدرس آقای لطف نیاز صحبت کردم کمک آقای سعید فتی شدم آقا رزا خلیلی مدیر تیم بودن سعید خان سر مربی بودن من کمک سعیدخان فتی شدم دیگه کمک سعیدخان شدم اومدی کمک مربی تیم اصلی پیکان شدیم چند سال اونجا بودی؟ اونجا اگه راستشو بخوایی سه ماه چرا؟ حالا دلیلش این بود دلیلش این بود که تیم هما آقای هفت سیفرد اومدن گفتن که ما میخواییم مربیمونو اول یه مربی جوان بذاریم خدا رحمت کنه جعفر خانه قرخانی رو جعفر خانه بذاری مدیر تیم شما بیا اینجا به عنوان مربی تیم هما بشه و تو لیگه بردن سر مربی بازیم اینجا دیگه سر مربی وست وسته شدی؟ وست وسته شدم ولی چون اونجا نفر دوم بودی ولی اینجا میشه نفر اول بعد جایی که خود براشون بازی کرده بودی شرایط خیلی فرق میکرد بعد خودم به لحظه تو همه هم یه عرقی داشتم و اگر شاید الان بودم انتخاب نمی کردم چرا؟ چون اونوقت به من گفتن که جعفر خان قرخانی هستن و ایشون به عنوان مدیر تیمن نمی خواهد کار کنن شما بیا اینجا سر مرد بی بشه که من رفتم دیدم که یکی دوتا بازی دیدم جعفر خان می آمیشینن مرحوم قرخانی می شینن پشت نیمکت و گفتم جعفر خان چرا نمی آمیشینن چیزی به من نگفته بعدش متوجه شدم که ایشون حالا به مشکل برخوردن و نمیخواد به عنوان مثلا مدیر وایسه فقط اومد کناره تیم یه سالی هم اونجا کار کردیم تیمونم خیلی خوب نتیجه گرفت یه سری جوان آورده بودیم آقای هفصی فرد خیلی کمک میکرد برای اولین بار شاید شما باور نکنیم اون موقع مثلا سابقه نداشت ببرید دوربین بیاری فیلمارو آنالیز کنیم و برای بچه آنالیز می کردیم از اون کار رو انجام می دهید شاید بگم مثلا می فرستادم کمکمو که بره سر مسابقه ترمیل احتیمای یواشنکی با این دورمین دستی ها زبکو بیاره و برای هفته بعد آنالیزش بکنیم یعنی این همچین کارهایی کردیم تیم خیلی خوب نتیجه گرفت خب اون موقع حالا تو اون تیم همایی که بودیم هادی آمری بود که الان سپرس مهدول هستن آقای مرحوم یار محمدی بودن حسین دو سه تا بازیکن محمد آبدینی بود بازیکن های بسیار خوبی داشتیم دیگه اونجا بودیم و سال بعدش دانشگاه آزاد گفت آقا ما میخواییم تیم بدیم شما باید بیایید تیم خود کارمند دانشگاه آزاد بودن دیگه ما یه تیم از لیگ یک شروع کردیم دیگه اینجا شباید امپیتری برم آره زمانمون یه مداری کمه دیگه آخره بعد ماست دانشگاه آزاد یه تیمی درست کرد و ما رفتیم دانشگاه آزاد یه تیم تو لیگ یک درست کردیم بدون شکست قهرمان لیگ یک شدیم اومدیم لیگ بردن حالا اینجا یه فاصله خدمت یعنی یه فاصله افتاد منحل شد دوباره تیم تشکیل شد دوباره تیم تشکیل شد که آقای دکتر قدیمی بله خدا بشون سلامتی بده از بستاده من بودن من فکر میکنم ورزش کشور مخصوصا در دانشجوی خیلی مدیونه ایشونه در دانشجوی آزاد در کلن دانشجوی اون موقع این روال نبود که ورزشکارای قهرمان بیان توی دانشگاه ایشون باعث شد که هم ترقیب بشن ورزشکارا به ادامه تحصیل هم ورزش دانشگاهات قبیل شد ورزش من رو بردن اونجا همه نیروهاشون رو جمع کردن چندین دوره تیم باشگاه دانشگاهات شد باشگاه برتر کشور اگه دانشگاهات شد یه جوری شده بود که سالی پنجه شست تا اعضام خارجی داشتیم اون موقع رئیس دانشگاهات دایی دیتر جاسبی بودن ایشون حمایت میکردن تیما اعضام میشدن خیلی خوب بود اصلا فکر میکنم این اتفاق ها افتاد و اون سال ما تیمون بدون شکست اومد لیگه برته چون کارمند بودیم اومدیم لیگه برته گفتن شما دیگه باید بشید سرپرست دید سرموربی نشدید گفتن که سرموربی از جای دیگه میخواییم بیاریم شما باید بشید سرپرست دید گفتیمون باید تیمون اول کردیم اون باید بشید قانون بود یه قانونی بود که نمیدونستی تو لیگی اک میشه سم را بگیری کنی اون سال بعدش این قانون را گذاشتن آفه می کنم به خاطر من گذاشتن به خاطر آشوری گرمحمدی نه یاد برسن ولی اومدیم و و واقعا اون سال ها خیلی خوب کار کردیم این روال ادامه پیدا کرد دانشگاه ها زاد تیم داد من کنارش بودم خیلی سال ها تیم داد و اونجا بازنشست شدیم شدیم سال نوید و هفت تقریبا هفت سال پیش هفت سال پیش بازنشست شدیم تا نوهده هفت دائم کنار تیم دانشگاه آزاد بودیم اصلا تیم داشتیم و بعدش که ما رفتیم چون دیگه کسی نبود این تیمو حفظ بکنه تیم منحل شد دیگه آقای دکتر قدیمی هم نبودن دیگه نه از حق نگذاریم دوتا دوتا مرحله یه تلایی داشت دانشگاه آزاد یکی موقعی آقای دکتر قدیمی بود دو سه تا یکی موقعی که آقای عزیز خانی بودن یکی هم موقعی که آقای دکتر دادکان بودن وقتی آقای دکتر دادکان اومد ورزش دانشچوی دانشگاه آزادم خیلی خیلی پیشرفت کرد من یه ترحی داده بودم به آقای پهلوان آقای پهلوان یه زمانی که آقای دکتر دادکان رئیس فدرسن فوتبال بودن ایشون فکر میکنم دبیرشون یا دبیر نایب رئیس بودن یه ترهی رو دادم که آقا ما بیاییم مسابقات اونو انقدر دانشو استقبال میکنن سه تا دسته بکنیم اینه فوتبال اینه بسکتبال دسته یک دسته دو دسته سه که هم دانشوهایی بیشتری بیانم ست بندی کردیم و واقعا خیلی فعال شد که اومدی رادیو آقای گل محمدی که ای با ما هم کار شدی خیلی وقت پیش من یادم رادیو نه الان اینکه ثابت یعنی ثابتی نگم شما گزارش ها رو تشریف میادی بانه گزارشگر و تو برامه جهان بسکتبال هم هستید دیگه اگه یادتون باشه آقای سعید فتی بعد آقای الیاوی اومدن برای کارشناسی تو برنامه های رادیو آقای الیاوی بودن که بعدش آقای سعید فتی اومدن من به عنوان کارشناس می اومدم اون موقع مدیر شبکه الان اسمشون خاطرم نیست از قدیمی های رادیو بودن آقای قاسمی نه نه آقای ندیری ندیری بله آقای ندیری بودن که ما اومدیم تو رادیو و یه بار اومدم سر برنامه به عنوان کارشناس اینو خدمتون بگم موجی نیمده بود نه گفتن که آقای سعید خان رفته دیگه شما باید هم مجری باشیم هم کارشناس آقای ندیری گفتن که ما برنامه را شهیدیم و دیدیم دیدیم که شما میتونین به ما لطف داشتن شما توانایی شو داری ما شدیم مجری کارشناس دیگه سالها این برنامه را هم به عنوان مجری اجرامی کریم هم به عنوان کارشناس بعدش که آقای قاسمی اومد بهشون پیشنات دادم گفتم که خیلی سخته هم مجری باشین هم کارشنستی یه مجری بداری کنارم هم کارشنستی یه مجری بداریم هم کارشنستی شو میکنیم هستیم تا که یک سالی شد من رفتم نبوغ عراق همون سالی که من اینکه گفتم دیگه تهران نبودم یه چندین ماهی وقف افتاد دوباره برگشتم و این کار رو ادامه دادم و چقدر خوشحالم دوستای خوی مثل شما پیدا کردم و این کار خیلی کار حساسی آشور گل محمدی عزیز آشور چه سالی گفتی اززواش کردی بعد از اینکه همسر اول فوت کرد اونو همینو خیلی بهتون میگم اون سالی که اومدم دانشگاه آزاد سر مربی بودم من همسر اولم فوت کردم همسر اولم فوت در سالی بسیار سختی بود خیلی بچه هم تو تیم به هم وابستگی داشتن و سختی تیمو جمع کردیم و بازم اومدیم لیگه برتر یعنی بچه ها هم قسم شدن که دیگه اومدیم لیگ برتر و اینو باید خدمتون بگم من دوباره که ازدواج کردم واقعا اینی که تونستم پاشم سر زندگیم به کارام ادامه بدم مدیون همسرم هستم الان یه دختر دارم که این هفته کنکور داره امیدوارم با هفته همینه بچه داریم حتما داره موقع برامی ما پخش میشه کنکور داده باشه از دسته خانم رو تا ایشالله روزبه خوبی هم بره اسمش نمیگی به ما؟ اسمش وینوسه همسرم خیلی کمک هم میکنه تو این شرایط خیلی خیلی همراه همه واقعا شما میدونین کسایی که مربی هستن یا ورزشکار هستن نیستن خونه هیچ وقت دیگه بار زندگی رو همسرم نمایت میکنه از شما ایشون هم ورزشیه مربی بینوملالی یوگا هستن خودشون حالا شاگرد دارن ایشون هم کارش ورزشه آشون بهنوس ورزش میکنه؟ والی بال کار میکرد ماشالله قد قوارهش هم خوبه والی بالیست خوبی هم بود ولی دیگه حالا به خاطر درس خوندن و اینا رفت اینجا بهش گفتم که بری دانشگاه به ایشون گفتم بری دانشگاه اونجا میتونی هرفه ای دیگه ادامه بودی ایشالله که بره و این اتفاقا بیفته ولی واقعا دارم میگم من با اساتید بسیار بزرگی کار کردم مرحوم محمود مشهون مرحوم نوربخش مرحوم دکتور تبایان اینا همه مرحوم آقای دکتور تبایان در اسپهان بودن رئیس انجامان بسکتبال دانشگاه سرسری بودن کلی قضایتونون خیلی کمک کردن داروشخان نبوی مرحوم داروشخان نبوی مرحوم آقای یارحمدی مربی ما بودن تو دانشگاه آزاد چند سالی آقای مرشدی آقای معصومی و همون جایی که خدمت اون اول برنامه گفتم مرحوم شکوری که واقعا دارم اصلا این برنامه رو تقدیم کنیم به علی آقای شکوری که از انسانهای واقعا با معرفت با شرافت کار درست و با اخلاق ورزش کشور در شهر ورشی بسکت وال برد الان دخترشون دارن تا حدودی کارایشون رو ادامه میدن اون کارای آمون منفع بله این سرار خیلی بودم واقعا حالا واقعا دارم میگم این دوستان تو بسکت بال خیلی به من کمک کردن اشالا اونهایی که زنده هستن خدا حفظشون میکنن آشون برنامه هایی الان تو سنه پنجه و چار سالگی پنجه و هفت من گفتم پنجه و چار پنجه و هفت پنجه و هفت تو سنه پنجه و هفت سالگی چیزی هست که تو ذهنت همچنان به دنبال رسیدن به اون باشی نمیخوا میگم آرزو ها برنامه ریزیی که همچنان براش داری تلاش میکنی ببین ما زندگیمون دوتا بخش رای دیگه ورزشی و غیر ورزشی حالا در ورزشی که خب هنوز به عنوان مربی فعالیت میکنم و دوست داری مثلا به چی برسی آخرش کجا رو میخوایی بگیری آخرش مثلا مربی تیم ملی بشی آخرش دیگه به خواهد میشین مرعبی تیم ملی ولی دوست دارم آخرش همه دوست هم داشته باشه یعنی اصلا این چیزی که شما میگین من اینکه کسی رو ناراحت نکنم همه دوست هم من شاید تو مرعبیگری یکی از چیزهایی که حالا خیلی بچه هایی که با هم داشتن برام جونشونو میذارن بازی میکنن اینکه رو روابط انسانی خیلی تحکیم دارن اینم دیگه ما آشور گل محمدی باقی هر وقت میده تو استیدیو راژی و وردش همه دوستش دارن همیشه خوشخنده خوش برخورد خیلی گرم سمیمی و واقعا تو دل همه جا دهید آشور گل محمدی شما محبت داریم سلامت بشید ممنونم از شما که این فرصت و اختیار ما دارید در اختیار ورزش بزرگاری جای شما عزیزم و بزرگان در همچین برنامه هایی از که این کمترین کاریه که ما میتونیم در قبال زحماتی که شما سالها برای ورزش به خصوص بسکتبال کشیدین انجام بدید گربون شما شما را به خدا میسان میدونم که الان وقت برنامه تموم شده شما به ما لطف دارید تو وقت به قول خودمون الان وقت اضافه از کشیدین برنامه را ادامه میدیم شما رو به خدا میسپارم برای تو نارضی محفقیت میپنم از همون دنستانم که ما رو حمایت کردن اون پشت سحنه بودن از ایشون هم تشکر میفنم برای تو نارضی محفقیت محشکرم آشوری گل محمدی عزیز مربی بسکتبال بازیکن اصبقه تیم ملی از کارشناسان خوبه رشته ورزش بسکتبال که توی این برنامه حضور پرده کردین و به اتفاق ایشون خوش و خدا نگهدار چه پافه تداندلی چه بهر تو ندر زن شرح این آشری ننشی ندر سخن که بهر اشتوالای تو همه جهان نیرزد موسیقی در روح و جان من میمانی ای بطن به زیر پاف تداندنی که بهر تو ندر زر شعر این عاشقی ننشیند در صفمی که بهر اشق بالایتون همه جهان نیرزد ای ایران ایران دور از دامانه پاکت دست دگران بد بحران ای اشه سوزان ای شیرین ترین رویاه من تو بمان در دلو جان ای ایران ایران گلزار سبدر دور از تاراج خزان جور زمان ای بهرقشان ای روشنگر دنیای من به جهان با به من در محضر ولایت یا از یاد ببریم اینجور میخوان بعضی میخوان اون دوران رو تختعه کنن اون آدم ها رو تختعه کنن اون جهدگیری را که امام بزرگوار و حکیم و بنده بسیر الهی اون مسیر رو معین کرده بود اون مسیر رو میخوان تختعه کنن بعضی برای این که میدانند که هر ذرهی هر نقطهی از این حوادث برای ملت ایران فراموش نشدنیست و تأثیرات بزرگ سازندهی داره اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیم می کند سایگ شکست نوشته حامد مقدم بازیگران به ترتیب اجرا همی رباس توفیقی مهدی نمینی مقدم مجتبا تبا تبایی امیر منو چهری مهرداد مهمان دوست رویا فلاهی عبدالعالی کمالی کارگردان ایوب آقاخانی افکتور فرشاد آزرنیا گوینده افثانه محمدی تهیه کننده اشرف و سادات اشرف نجات قسمت سپن