سب اون تو تیم فوتبال مدرسه هم دروازه باهم بودم عجب توی منطقه هم به خاطر قد بلنده کلان دروازه بایدیم خوب بود تو منطقه هم جزو تیم فوتبال انتخاب شده اون موقع خودتون میدونید مدارس و اینا خیلی برداری شده آمدش بردارش مقلاده بود توی منطقه هم جزو تیم گولره اصلی تیم منطقه هم بودم حالا به اکزاری اومدیم هما بود دیگه هما با هما بودیم چند سالی هما لیگه یک کشوری تیمی داشت بسکت باد بله تیم خیلی خوبی داشت ما اونجا با هما اومدیم لیگه برتر قهرمان شدیم بدون شکر از خدا بیامور جفر غرخانی مربیمون بود اینه که داری میگی مربوط تقریبا سال هفته رو سفته شاره بله اومدیم اینجا برای لیگه برتر و دیگه سال بعدش هم لیگه برتر بودیم که اومدیم اون موقع اینقدر از تهران تیم بود توی لیگ برتر بسکتبال من دقیقا یادم یه قانونی فدرسون گذاشته بود آقا این شیشتا تیمی که از تهران هستن دیگه تیمی بهشون اضافه نمیتونه بشه اگه تیمی از لیگ یک اومد بالا باید جای تیم شیشم تهران بیاد یعنی اینقدر تیم بود توی بسکتبال و اینقدر حمایت می شد و یه همچین قانونی گذاشته بودن که یه سال اجرا شد دیگه هم اجرا نشد بعدش اومدیم اونجا هما و دیگه من هما چند سال بازی می کردی آقای گول محمدی؟ سه سال بازی کردی من اون موقع که هما بودم حالا یه ذره بحث دراماتیک بشه من همسر اولم فوت کرده اونجا با همسر اولم اشنا شدم ازدواج کردی ایشونم ورزشی بود قهرمان شنای ایران بود ناجی غریق بودن دانشتو فوقالیسانس تربیت بدری بودن دیگه متاسفانه الان اتفاقی براشون پیش اومد فوت کردن دیگه من توی هما که بودم بعدش که اومدم توی دانشگاه آزاد این شرایط اونجا برام اونجا من ازدواج کردم توی هما خدا حفظشون بکنه آقای سعید حفظی فرد و آقای میر فخرایی برن گفتن آقا کادوی تولدتون برید دو روز مهمون ما کادو ازدواج کادو ازدواجتون برید دو روز مهمون ما بله بلیت هم که احتمالا بهتون دادن بلیت که همایی بوده هوتل هم که اونجا بود دو روز باید یادم نمیره این کارهای خوب خیلی خوبی اصلا تو بعضی از تیمایی این اتفاقات وقتی انجام میشه خارج از گفتگو و صحبت این که بازیکن دیده میشه شرایط زندگی یک بازیکن سنجیده میشه و این نکته های ریز رو یه بیلیت بوده یه هوتل یه هال اتفاق نمیفته مال خودشون هم بوده اما این کار انجام میشده کسی مثل مثلا آشور گل محمدی میگه پس من بر اینگی مرزش دارم پس من هم تمام به قول اموزیات صدم رو میذارم تمام طبان هرچند همه میذارم ولی با یک تأثیب بیشتر به کار مونده دارم خالا من ممکنه در این وقت حتی عجیب خودشون هزینه می کردن مهارا همه را دوره هم جمع کردند یه تیم خیلی خوب یه تیم خیلی خوب که قهرمان ایران شد قهرمان دهیفج شدیم برای اولین بار مسابقات دهیفج با حضور تیمای خارجی برگزار شد ازبکستان چین جمهوری آزربایجان این تیما ها اومدن که ما تو فینال ازبکستان را بردیم یعنی شما اونجه تورومنت یا مسابقات خارجی را هم تجربه کردید در داخل کشورم و خودی دیمای خارجی بعدش ایشون میگم خیلی آدم قویی بودن خیلی آدمی بودن که فکر آینده هم بودن اولا به ما گفتن آقا هرکی میخواد استخدام شد بیاد دانشگاه آزاد من رفتم دانشگاه آزاد استخدام شد شما شدی کارمند دانشگاه آزاد اسلامی واحده تهران مرکز تهران مرکز که الان انتهای بلوار ارتش سمت سوانک این یکی از چیزاش اونجا حتی تو پونک هم داره فنیش پونکه اون ورش پونک ولی این ور سوانه که سوانه خیلی خوب و شکیم داره این سوانه خیلی خوبی داره که خب اینجا رو مرحوم آقای دکتر تهرانچی خریدن روشون شاد باشه شهی تهرانچی عزیز شهی تهرانچی خریدن از فکر میکنم بنیاد شهید بود فکر میکنم اونجا یه ساخنانی بود فکر میکنم دقیق نمیدونم خریدن اونجا و چه جای خوبی شد برای دانشگاه اصلا یه دانشگاه تربیت و دنی یه جای خیلی اختصاصی یه کار خیلی بزرگی کرد ما اومدیم اونجا دانشگاه آزاد و دیگه اونجا بازی کردیم چند سالی هم اونجا بودیم خدمت آقای قربانی وفا تا اینکه دیدین که بعضی جاها قائم به فرده دیگه آقای قربانی تشریف بردن مرحوم شکرریس که رئیس واحد تهران مرکز بودن تشریف بردن و اون تیم که قهرمان ایران بود قهرمان دانشگاه ها بود خیلی تیم قوی شما قهرمانه دیگه برتر می شدین بله علی توفیق مصطفى آشمی مهران شاینتب مسود شیرازی فرزاد کوهیان محمد کساییپور همه اینا و فرامرز خود همه رو بردن اونجا مهدی پور اسفهانی هممونو بردن اونجا بچه تیم خوبی بودیم بسانم انقدر تیم خوب بود که واقعا میگم به راحتی قهرمان میشدیم یک سالی هم دقیقه نوت نایب قهرمان شدیم شهرداری اسفهان قهرمان شد تو دقیقه نوت بگید تو دقیقه چل با بگیم وقت اضافه تو وقت اضافه نایب قهرمان شدیم مثلا اون سال زوبهان اسفهان همون موقع هم قهرمان میشونیم زوبا هم خوبیده شما یا شهردار یا زوبا هم یادم نیست کدومشون بودن ما دیگه اونجا بازی میکردیم بازی میکردیم اومدیم تو دانشگاه آزاد من تو باید تهران مرکز تو دانشگاه تربیت بردنی مدیر آموزش بودم که هم کارمون میکردم هم پارمند دانشگاه آزاد بودین هم برای تیمشون بازی میکردیم تو همون دانشگاه هزارم بسکت بالا گذاشتین کنار روانه بازی کن بله همینو خواستم خدمتون بگم دیگه یواش اواش سالهای بازیگریه من خیلی زود رفتم سراغ مربیگری اقا فازه سی سی و یه سال هم بود رفتم سراغ مربیگری من یه نکیه بگم که ما داریم توی این برنامه یعنی برنامه محبته گفتگو با آقای آشور گل محمدی صحبت میکنیم این صحبت های آشور گل محمدی عزیز هست که در مورد شرایط خودش رو براما صحبت میکنه فکر کنم باید یه سر بزنیم همکارانمون تو اتاق فرمان آقای گل محمدی بریم یه فاصله داشته باشیم و اگر این در خدمتون خواهیم موسیقی در موسیقی درسته موسیقی برای این تیم بازی کردی اولا از این دوست های خوبی داشتم یکی از این دوست های خوبی هم آهایی ماشالله لطیفینیا بود در باشگاه پیکان خوب ایشون منو برد اونجا به من گفت تو مربی خوبی میشی البته لطف داشت من مربی خوبی شاید نشدن ولی ایشون به من لطف داشت منو برد اونجا کرد مربی تیم پیکان اینی که برشون بازی نکردی؟ برای پیکانی ها نه مربیگری رو از همون آخرین باری که دانشگاه آزاد منحل شد شما رفتی بلا فاصله مربی پیکان شدی رفتی میگی مربی یعنی سر مربی نه من رفتم اونجا خدمت شدی اونجا بله اونجا مثلا یه سلسل مراتبی داشت ما اول رفتیم تیمای کلونیشو جمع کردیم کلونی یعنی چی؟ یعنی تیمای کارمندی کارگری شرکتیشو اینا یه جوری به بوشه نباردنگانو مثل من که شاید متوازی نشن بعدش رفتیم و دیگه آقای دادرس هم بودن رئیس باشون آقای دادرس خدا حفظشون بکنه چقدر سبب خیلی شدن چقدر اون سال ها استخدام کردن چقدر تیم خوبی داشتن خیلی ایشون مرد بزرگ هستن آقای دادرس خیلی به ورزش این کشور کمک کرد آقای لطیفینی ها منو برد اونجا من یادمه که ما اومدیم و اونجا کار میکردیم و آقا لطیفینیا گفتم که من میتونم برم با تیم بزرگ سالان یه چند سالی کار کردم به عنوان مربی ها اینجا و با تیم بزرگ سالان اون موقع مربی تیم بزرگ سالان پیکان تازه تشکیل شده با تیم پیکان مدیر فننیش آقای استاد آتشی بودن خدا باشه واقعا ایشالله که زودتر امده از برگیماری اصلا زودتر خدا شفاشون بده واقعا خیلی کمک کردم به تیم پی کان اون تیم رو تشکیل لدم من با آقای آدرس آقای لطف نیست صحبت کردم کمک آقای سعید فتی شدم آقا رزا خلیلی مدیر تیم بودن سعید خان سر مربی بودن من کمک سعید خان فتی شدم دیگه کمک سعید خان شدم کمک مربی تیم اصلی پی کان شدیم باش کار لیگه برتر چند سال اونجا بودید؟ اونجا اگه راستشو بخوایید سه ماه چرا؟ حالا دلیلش این بود دلیلش این بود که تیم هما تیم هما آقای هفصیفرد اومدن گفتن که ما میخواییم مربیمونو اول یه مربی جوان بذاریم خدا رحمت کنه جعفر خان قرخانی رو جعفر خان رو بذاریم مدیر تیم شما بیا اینجا به عنوان مربی تیم هما بشه و تو لیگه برتن سر مربی بازیم سر مربی اینجا دیگه سر مورد وسوسه شدی؟ وسوسه شدم ولی چون اونجا نفر دو فون بودی ولی اینجا میشه نفر اول بعد جایی که خود براشون بازی کرده بودی شرایط خیلی فرمی کرد و خودم بالاخره تو همه هم یه عرقی داشتم و اگر شاید الان بود انتخاب نمی کردم چرا؟ اون موقع به من گفتن که جعفر خان قرخانی هستن و ایشون به عنوان مدیر تیمن نمیخوان کار کنن شما بیا اینجا سر مربی بشن که من رفتم دیدم که یکی دوتا بازی دیدم جعفر خان میام میشینن مرحوم قرخانی میشینن پشت نیمکت و گفتم جعفر خان چرا نمیان چیزی به من نگفته بعدش متوجه شدم که ایشون حالا به مشکل برخوردن و نمیخواد به عنوان مثلا مدیر وایسه فقط اومد کنار ایدیم یه سالی هم اونجا کار کردیم تیمونم خیلی خوب نتیجه گرفت یه سری جوان آورده بودیم آقای هفصیفرد خیلی کمک کنم برای اولین بار شاید شما بابر نکنیم اون موقع مثلا سابقه نداشت ببرید دوربین بیاری فیلمارو آنالیز کنیم و برای بچه آنالیز میکردیم شاید بگم مثلا میفرستادم کمکمو که بره سر مسابقه ها تا امیدواری یواشتی با این دوربین دستی ها بگیره بیاره و برای هفته بعد آنالیزش بکنیم یعنی این همچین کارهایی کردیم تیمه خیلی خوب نتیجه گرفت خب اون موقع حالا تو اون تیم همایی که بودیم حادی آمری بود که الان سرپرست بله بله دوستان خوب هستن بله بله بله آقای مرحوم یار محمدی بودن حسین دو سه تا بازیکن محمد آبدینی بود بازیکن های بسیار خوبی داشتیم دیگه اونجا بودیم و سال بعدش دانشگاه آزاد گفت آقا ما میخواییم تیم بدیم شما باید بیایید تیمی خود کارمند دانشگاه آزاد بودن دیگه ما یه تیم از لیگ یک شروع کردیم دیگه اینجا شباید امپیتری برم آره زمانمون یه مقداری کمه دیگه آخره برنامه است دانشگاه آزاد یه تیمی درست کرد و ما رفتیم دانشگاه آزاد یه تیم تو لیگ یک درست کردیم بدون شکست بکست قهرمان لیگه یک شده اومدیم لیگه بردن حالا اینجا یه فاصله خدمت داره یعنی یه فاصله افتاد منحل شد دوباره تیم تشکیل شد بله دوباره تیم تشکیل شد کی آقای دکتر قدیمی بله خدا بشون سلامتی بده از استاده من بودن من فکر میکنم ورزش کشور مخصوصا در دانشجوی خیلی مدیونه ایشونه در دانشجوی آزاد در کلن دانشجوی اون موقع این روال نبود که ورزشکارای قهرمان بیان توی دانشگاه ایشون باعث شد که هم سبرگیب بشن ورزشکارا به ادامه تحصیل هم ورزش دانشگاه عادت قبیل بشن ورزشت ما رو بردن اونجا همه ی نیروهاشون رو جمع کردن چندین دوره تیم باشگاه دانشگاه ها شد باشگاه برتر کشوره اگه یادتون باشه یه جوری شده بود که سالی پنجا شستا اعضام خارجی داشتیم اون موقع رئیس دانشگاز ها دایی ریتر جاسبی بودن ایشون حمایت میکردن تیما اعضام میشدن خیلی خوب بود اصلا فکر میکنم یه دوران تلایی بود تو ورزش کشور که مخصوصا دانشگی که ایشون اومدن این حمایت ها رو کردن این اتفاق ها افتاد و اون سال ما تیمون بدون شکست اومد لیگه برتن چون کارمند بودیم اومدیم لیگی براتا گفتن شما باید بشید سرپرسته تیم سرموربی نشدید گفتن که سرموربی از جای دیگه میخواییم بیاریم شما باید بشید سرپرسته تیم گفتیم آقا ما تیما اول جهدیم گفتیم که قانون بود دیگه یه قانونی بود که یعنی تو لیگی اش میشه سرموربی گریه کنی سال بعدش این قانونو گذاشتن آفرمی کنم به خاطر من گرشتر به خاطر آشوری گرمحمدی نه بسر ولی اومدیم و و واقعا اون سالها خیلی خوب کار کردیم این روال ادامه پیدا کرد دانشگاه هزار تیم داد من کنارش خیلی سال ها من همونجا بازنشست شدیم اونجا بازنشست شدیم شه سالی؟ سال نوود و هفت تقریبا هفت سال پیش هفت سال پیش بازنشست شدیم تا 97 دایر که دانشگاه آزاد بودید اصلا تیم داشتیم و بعدش که ما رفتیم چون دیگه کسی نبود این تیمو حفظ بکنه تیم منحل شد دیگه آقای دکتر قدیمی هم نبودن دیگه نه از حق نگذاریم دوتا دوتا مرحله تلایی داشت دانشگاه آزاد یکی موقعی آقای دکتر قدیمی بود دو سه تا یکی موقعی که آقای عزیز خانی بودن یکی هم موقعی که آقای دکتر دادکان بودن وقتی آقای دکتر دادکان اومد ورزش دانش توی دانشگاه آزادم خیلی خیلی پیشرفت کرد من یه ترهی داده بودم به آقای پهلوان که معاون آقای دکتر آقای پهلوان یه زمانی که آقای دکتر دادکان رئیس فدرسون فوتبال بودن ایشون فکر میکنم دبیرشون یا دبیر نایب رئیس بودن یه ترهی رو دادم که آقا ما بیاییم مسابقات اونو اینقدر دانشوه استقبال میکنن سه تا دسته بکنیم اینه فوتبال اینه بسکتبال دسته یک دسته دو دسته سه که هم دانشوه بیشتری بیانم ست بندی کردیم و واقعا خیلی فعال شد که اومدی رادیو آقای گل محمدی که ای با ما همکار شدی خیلی وقت پیش من یادم رادیو نه الان اینکه ثابت یعنی ثابت کنیم شما گزارش ها رو تشریف میدی بانو گزارش شهر و تو برامه جهان وسکتبال هم هستید دیگه بله اگه یادتون باشه آقای سعید فتی بعد آقای الیاوی اومدن برای کارشناسی تو برنامه های رادیو آقای الیاوی بودن که بعدش آقای سعید فتی اومدن من با امال کارشناس می اومدم اون موقع مدیر شبکه الان اسمشون خاطرم نیست از قدیمی های رادیو بودن آقای قاسمی نه نه آقای ندیری ندیری بله آقای ندیری بودن که ما اومدیم تو رادیو و یه بار اومدم سر برنامه به عنوان کارشناس اینو خدمتون بگم موجی نیمده بود نه گفتن که آقای سعید خان رفته دیگه شما باید هم موجی باشیم هم کارشناس آقای ندیری گفتن که آلا ما برنامه را شهیدیم و دیدیم دیدیم که شما میتونین به ما لطف داشتن شما تواناییشو داریم ما شدیم مجری کارشناس دیگه سالها این برنامه را هم به عنوان مجری اجرامی کردیم هم به عنوان کارشناس بعدش که آقای قاسمی اومد بهشون پیشنات دادم گفتم که خیلی سخته هم مجری باشین هم کارشناسی یه مجری بذاریم که ندارم هم کارشناسی یه مجری بذاریم همه ما کارشناسیشو میکنیم هستیم تا که یک سالی شد من رفتم نبوغ عراق همون سالی که خدمتون گفتم دیگه تهران نبودم یه چندین ماهی وقفه افتاد دوباره برگشتم و این کار رو ادامه دادم و چقدرم خوشحالم دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم و این کار خیلی کار حساسی آقا عبو فازلی شما باید سادتی رو داشتم تو بزرگ شوی برداشتی خدمتون دارم آشور چه سالی گفتی ازدواش کردی که بعد اینکه همسر اول فوت کرد اون سالی که اومدم دانشگاه سر مربی بودم من همسر اولم فوت کرد همسر اولم فوت کرد سالی بسیار سختی بود خیلی بچه ها هم تو تیم به هم وابستگی داشتن و سختی تیمو جمع کردی و بازم اومدیم لیگه برتر یعنی بچه ها هم قسم شدن که دیگه اومدیم لیگه برتر و اینو باید خدمتون بگم من دوباره که ازدواش کردم واقعا اینی که تونستم پاشم سر زندگیم به کارام ادامه بدم مدیون همسرم هستم الان یه دختر دارم که این هفته کنکور داره امیدوارم با هفته همیه بچه داریم حتما احتمال داره موقعی که برامی ما پخش میشه کنکور داده باشه دوتر خانمتو ایشالله روزبه خوبی هم بره اسمش نمیگی به ما؟ اسمش وینوسه همسرم خیلی کمک هم میکنه تو این شرایط خیلی خیلی همراه همه واقعا شما میدونین کسایی که مربی هستن یا ورزشکار هستن نیستن خونه هیچ وقت دیگه بار زندگی رو ایشون تنظیم همسر ادمایش میکنه از شما مربی بینومیرالی یوگا هستن خودشون حالا شاگرد دارن ایشون هم کارش ورزشه وینوس ورزش میکنه؟ والی بال کار میکرد نه دیگه به خاطر درست خوندن و اینا رفت اینجا بهش گفتم که بری دانشگاه بهشو برین دانشگاه اونجا میتونی حرفه ای دیگه ادامه بودی ایشالله که بره و این اتفاقا بیفته ایشالله ولی واقعا دارم میگم من با اساتید بسیار بزرگی کار کردم مرحوم محمود مشهون مرحوم نوربخش مرحوم دکتور تبایان اینا همه مرحوم آی دکتور تبایان در اسفهان بودن رئیس انجامان بسکتبال دانشگاه سرسری بودن کلی به زهر طولون خیلی کمک کردن داروشخان نبوی مرحوم داروشخان نبوی مرحوم آقایی آرحمدی مربی ما بودن تو دانشگاه ها زاد چند سالی آقایی مرشدی آقایی معصومی و همون جایی که خدمتون اول برنامه گفتم مرحوم شکوری که واقعا واقعا دارم میگم اصلا دیگه سامین برامد رو تقدیم کنیم به علیه آقای شکوری که از انسانهای واقعا با معرفت با شرافت کار درست و با اخلاق ورزش کشور در شیرهاشی بسکتبال رحمتشون کنه الان دخترشون دارن تا حدودی کاره ایشونو ادامه میدن اون کاره آمون منفعو بله این سراب خیلی بودن واقعا حالا واقعا دارم میگم این دوستان تو بسکتبال خیلی به من کمک کردن ایشالا اونهایی که زنده هستن خدا حفظشون خدا به شما سلامتی بود آشق برنامدی الان تو سنه 54 سالگی من گفتم 54 1404 و 57 خلاصیه اشتباهی کردن تو سنه 57 سالگی چیزی هست که تو زهنت همچنان به دنبال رسیدن به اون باشی نمیخوایم آرزو ها برنامه ریزی که همچنان براش داری تلاش میکنی ببین ما زندگیمون دوتا بخش رای دیگه ورزشی و غیر ورزشی حالا در ورزشی که خب هنوز به عنوان مرابی فعالیت می کنم خیلی دوست داریم و دوست داریم مثلا به چی برسی آخرش کجا رو می خواهی بگیری آخرش مثلا مرابی تیم ملی بشی آخرش دیگه بخواد می شی مرابی تیم ملی ولی دوست دارم آخرش همه دوست هم داشته باشم یعنی اصلا این چیزی که شما میگین من اینکه تحضیل کسی رو ناراحت نکنم همه دوستم من شاید تو مربیگری یکی از چیزهایی که حالا بچه هایی که با هم داشتن برام جونشونو میذارن بازی میکنن اینکه رو روابط انسانی خیلی تحکیم دارن اینم بگم آشور گل محمدی باقی هر وقت میده تو استدیو رادیو وردش همه دوستش دارن همیشه خوشخنده خوش برخورد خیلی گرم سمیمی و واقعا تو دل همه جا دیگر شما شما محبت داریم ممنونم از شما که این فرصت و اختیار ما دارید در اختیار ورزش بزرگ باری جای شما عزیزم و بزرگان در همچین برنامه هایی هست که این کمترین کاری که ما میتونیم در قبال زحماتی که شما سالها برای ورزش به خصوص بسکتبال کشیدین انجام بدید گربون شما شما رو به خدا می سنم می دونم که الان وقت برنامه تموم شده شما به ما لطف داری تو وقت به قول خودمو الان وقت اضافه از از آفر این برنامه رو ادامه می دیم شما رو به خدا می سنم برای تو نارزو موفقیت می کنم سپاس خدا رو هم که ما رو حمایت کردن اون پشت سحنه بودن از ایشونم تشکر می کنم برای تو نارزو موفقیت مچکرم آشوری گل محمدی عزیز بسکت پارکی توی این برنامه حضور پده کردین و به اتباق ایشون مهمان محترم برنامه با همه شما شنوندگان خوبه محووته گفته او خدافزی میکنم روز و شب بر شما خوش و خدا نگهدار میمانی ای وطن به زیر پاف تداندلی که بهر تو ندر زن شرح این عاشقی ننشی ندر سخن که بهر عشق والای تو همه جهان نگرزد موسیقی در روح و جان من میمانی ای وطن به زیر پاف تداندلی که بهر تو ندر زد شعر این عاشقی ننشی ندر سخمی که بهر اشق والای تو همه جهان نگرزد ای ایران ایران دور از دامانه پاکت دست دگران بدگوهران ای اشق سوزان ای شیرین ترین رویاه من تو بمان در دل و جان ای ایران ایران گلزار سبدر دور از تاراج خزان جور زمان ای مهر رخشان ای روشنگر دنیای من به جهان تو به من PYM JBZ بازیگران به ترتیب اجرا امیر عباس توفیقی مهدی نمینی مقدم مجتبا تبا تبایی امیر منو چهری مهرداد مهماندوست رویا فلاهی عبدالعالی کمالی کارگردان ایوب آقاخانی افکتور فرشاد آزرنیا گوینده افثانه محمدی تهیه کننده اشرف و سادات اشرف نجات قسمت سه بام با سلام به دوست داران نمایش های رادیوی با نمایش سایه شکست در خدمت شما عزیزان هستیم در قسمت های قبل شنیدید که نیما بازیکن بدمینتون کشور در مسابقات کشوری مقام اول رو کسب کرد و به همین منظور انتظار داره که به عنوان بازیکن اصلی راهی مسابقات آسیایی بشه. ولی آقای رستمی مربی تیم ملی از او انتظار داره که در صورت آمادگی در اردو تیم ملی نیما رو برای مسابقات آسیایی همراه تیم اعظام کنه و نیما به همین دلیل اخلاق پرخاشگری پیدا می کنه و تصور می کنه که کادر تیم ملی قصد دارند حق او رو پایمال کنند او در اردوی تیم ملی با بازیکن قدیمی تیم مهدی عرفعی درگیر می شه و متقده که او با پارتی بازی به تیم تحمیل شده. نیما در همین ایام با پیرمرد کتاب پروشی آشنا می شه که او رو به خاندن کتاب و اصلاح رفتار ترقید می کنه. ولی نیما با این وجود همچنان به رفتار خود ادامه می ده. حال باقی ماجره رو بشنویم. خب سلامت شما سلام قبل از در چیز تبریک میگم موفقیت های یه تک تک ازایی تیمو به بچه ها امروز برا بس مهمی دور هم جمع شدیم میدونم که الان خیلی فرصت نیست و شما باید فقط و فقط تمرین کنید اما من از امیر آقا خواستم که