بیایید تیم ما من 25 توم به تو میدم اون موقع با حاجب باس قرار داد بسته بودی یا با محمد حسن انصاری فرد حسن قرار دادی نبسته بودی ما خود علی آقا بود هنوز تیم به چیز نه تکاورو میده نه تکاورو نه یادم نیم ولی 40 تومنش هم به من داده بودن چکش داد و نق نشده بود من برگردوندم چکو علی آقا برمین گفتهش که من 25 توم به شما میدم این چلتومن رو بده از اینجا باید برگرد برگرد برگرد برگرد برگرد برگرد برگرد از اینه ما گرفتیم از ایشون خدا پدرشم بیامرست حسن محمدی هم از اعضای حیط مدیره و حیط رئیس باشکا پیرسوریس بودن اطلاعاتون برقرار شد با آقای حسن محمدی تا از زبان ایشون در این خصوص بشنبیم آقای محمدی سلام عرض میکنم وقت شما به خیلی سلام عرض میکنم خدمت شما و هنکاران محترمتون آقای رحیمی یوسفی هم در استودیو هستن سلام منم بیشونم ابلاغ زفر سلام بکنم آقای حسن اقا محمدی این پدر به ما میمونیم ممنونه تا بابت همه زنماتت سلام به زنگ آقای یوسفی خودمون و خونواده محترمش آقای محمدی شما سالیان سال کنار پرس بولیس بودید کنار آقای پرویم بودید کنار آقای خوردویم بودید شناخت زیادی از همه بازگناه پرس بولیس دارید شناخت شما از آقای رحم یوسفی چی هست؟ بازار شناخت من اول معرفت ایشونه بعدش بودبالیس خوب بودنشه بعدش خیلی چیز هست که من میتونم در باره رای نیوسفی بگم بله اینی که اومدی که این کشت داشتی و پیس باریش اومدن چند تا بودن که ازباقه رایین در رستشون بوده اومدن و تا زمانی هم که بودن واقعا برای پیس پوزیس بازی کردم بازی از هیف قرض انجام دادن نه این فوتورس های جدیدی نیست ما که خیلی ازشون راضی بودیم خیلی ازشون متحد بود چه به کارش چه به زندگی داخلیش چه زندگی که داشت با این انجام میداد واقعا یه جبون خیلی خیلی خیلی خوبی بود که البته هنوزم من با ایشون ارتباط دارم هنوزم من ایشونو ببینم بعد آقای یوسفی اشاره کردن که یه چک از آقای پروین گرفتن ولی این چک بعدن نقل نشد ولی مبلغ قرارداد شما دادید قرار بود شما بدین یا قصدان قرار نبود شما بدین اون پولا؟ پنگ نفر دیدن که عوضیمشون تو پیس بودی نفر 25 زادتون من به اینا چک ددم از جمعه خود آقای رایمه یوسفی بودن که من بهشون پرداخت کردم چکو گرفتید نقدی پرداخت کردید نه من چک نگرفتم من 25 زالتون بسره اینها قرار دادیشون که با پیس بولیس برزن نفری 25 زالتون من بود شما از خودتون با من حیات رئیسه دادید بعده ما دادیم بعده من خودم دادم خدا بیام روزه افراس همسالی پرد بودش اونجا چک دو امزای بشی دادیم و امزای برزن برزن برزن ممنونم از شما قدره داقی یوستفرد خدا خدا خدا با شما یه بازی خواه هم شاروخ ها هم ناصر همون روزی که میگم منظور که یاد آوری بشه شاروخ دوتا گل زد یه گل بسا هینه بازی زده بود چون مجاز یازنفر اصلی نبودید نه یازنفر اصلی نم من تازه اولین من فکر میکنم انقدر بیام سر تمرات پیس پاییست نمیدونم دو جلسه تمرین کرده بودید بعد خلاصه تقریبا نیمه که شروع شد علیه آقا من گفتهش که پاشو گرم کن من پاشو درم گرم کردم همینجوری سرسده هایی که می آمد می بودم خدایی اینجور چه خبره این همه جمعیت و فلان خب ما این چیزها رو ندیده بودیم دیگه بعد باورم نمی شد که مثلا یه روزی من می شستم و بالا نگاه می کردم حالا خودم می خواهم برم داخل بازی کنم بعد آقای پروی منو تقریبا سی و پنگ دقیقه مونده بازی تموم بشه جای آقای مالکوان اولین بازیم بود که تون بازی بازی کرد با چه شماره ای؟ با شماره شیش شیشی که کریمه با آقای دیان تنش کرده البته خدمتون بگم آقای شوکی من اون آماری که کسایی که دارن انجام میدن رسانو بچه دوستان که هستن اینا تنها کسی هستن که با شماره شیش یازدهت قهرمانی دارن خیلی بزرگتر از من بودن این چماره شیشو پوشیدن من مخلصم هشونم هستم ولی میگن از نظر به حساب قهرمانی تنها کسی هستی که یازده تا مثلا با این شماره پیره هست شما قهرمانی داریم اون بازی رو شما بردید اون بازی رو ما بردیم اون اولین حضور من بود که بازی کردم شاروخ همون یه فست پلیس بازی کرد بعدش رفت بازی خوبی بود اون روز شارو خیلی خوب بازی کرد خیلی هم جمعیت اومده من فکر مان بالای ستا بودم هم ناصر خوب بازی کرد ناصر عالی بود ناصر واقعا عالی بود یه بازیه افکرم آخر فصل بود بله دیگه اون آخره فصل بود چند تا بازی آخر فصل بود من مثلا داشت 64 تمام می شده پنج دیگه می خواست برسه تقریبا تمام شده بود دیگه بازی پیشبولیس تو دههی 60 چند تا قهرمانی پنج سال هم ورد تپای داودی تمرین میکردی فقط تپای داودی بود اگه بارندگی بود میرفتیم میدون آرجانتین زمین های که هنوز نساخته بودن بله اون زمین های که هنوز چند تا زمین خاکی بود چار پنج تا زمین خاکی بود بعد زمانی هم که خیلی برفت میامد تو خودمون داودی خسمت داشت بالا تو همون زمین خاکی کچولوی بود اونجا میرفتیم خراش هم آقای کماسی اومدن بعد تمنیاتون خیلی سخت بود خدمتشونو عرض کنم که از ناصرخان ابراهیمی ایراد میگرفتن که چرا همجنین تمنیات سخت نمیده البته خدمت شهروندگانو عرض کنم که تمنیات سخت بود آقای پربین و آقای خوردبین همپای بچه ها نمیرفتن بالای ترپاها او موتور میامده نه حالا جدا از موتور جلوی ورزشگاه داودیه یه سکو بود اونجا هنوز این اوتوانه حقانی ساخته نشده بود هنوز اونجا خاکی بود هنوز این اوتوانه حقانی نبود جلو ورزشگاه داودی آقای پروین آقای خودبین و چند تا از بچه ها میشستن بچه ها میرفتن تپای داودی میدویدن دو ساعت بعد برمیگرشن دیگه نامن نفر رمق برای حرکت نداشتن اونجور بود که پیشپولیس پنج شیست سال پوستر هم قهرمان شد یعنی انظر فیزیکی توانشون خیلی بالا بود خب آقا شاکر من خدمتون بگم اون زمان واقعا فوتبالیس های ما عالی بودن یعنی انقدر ما فوتبالیس داشتیم شما هر تیم رو نگاه میکردی هر تیم پاینتر بگم هر تیم رو اسم ببرید شما بهتر نفرات توانا بودن اگر میخواست شما خب جدا بشه اینا باید زحمت میکشید به نظر من دور خیلی بچه ها خودشون هم میخواستن زحمت میکشیدن خب بالاخره من حتی زمانی که من ممکن بود ده دقیقه منده عوض بشم ولی میرفتم میدویدم واسه خودم کار میکردم چون پرس پولیس بازیکنهایی میخواست که به تیم کمک کنه نه وابالش بشن میخواهم یه اسم میبوری از اون بچه هایی که در اون دور با شما بودن در بازبانه ها بهروز سلطانی بوده آقای سلطانی بودن، آقای خدابیاموز، سید علی خانی دهاب وسط بازی میکردن، آقای کارگر بازی میکردن محمد پنجالی بود آقای فریبوز مرادی بودن، آقای مشتا محرمی بودن، آفکا من بودم، آقای آشوری بودن، آقای کرمانی فوروارد بودن آقای حسین عبدی آخراش به ما خوردن، آقای پیوس و چیز هم که معمولا جلو بودن کرمانی مرتزه فنونی با این حال که این ها خیلی عالی بودن ولی انقدر بچه ها خوب بودن اینا وقتی جایگزی می شدن هیچ کم بودی مثلا احساس نمی شد که اینا نستن تیم زعیف شده هیچ فرقی نمی کرد یعنی هر که تو زمین اومد بازه می کرد اون بیرونیه از تویه بهتر بود یعنی هیچ فاصله نبود بینش روز خوبی رو با پرس پولیس شروع کردی بعدش چه اتفاقاتی افتاد در ادامه بابا هرشت پولیس چند سال پلیس بودی؟ بعد از این بازی اولین بازی دیگه زمانی که دیگه به حساب رفتیم تو فصل جدید دیگه از زمانی که من تو پلیس پولیس بازی میکردم یعنی خیلی به نودرت شاید بگم کلن توی فصل شاید من یکی دو بار مثلا ممکن بود تحویز بشم نه بازی نکنم بعد من معمولا اکثرا فیکس بازی میکردم دیگه سال هفته بود که یه مقدار احساس کردم که من بازی می کردم هم بازی نمی کردم یعنی دیدم که دیگه خب به یه جا رسیدیم که ممکنه سال بعد اصلا بازی نکنه اون موقع که بازی نمی کردی کی جایت بازی می کرد؟ خب میگم خیلی ما فکر داشتیم آقای شیر محمدی اضافه شده بود آقای حسن عبدی دیگه اومده بودن دیگه خود بخود یه واشه اومدم با علیه اقو صحبت کردم گفتم علیه اقو اگه ازده بدی این فصل جدید که میخواد شروع بشه من برم گفت کجا میخوایی بری گفتم که تیم پورا داره دو میلیون به من میده واسه من کمکه مرد رحمتون آقای صوفیانی بود بله آقای صوفیانی بودن مرد بشه آقای خداداد بود بله آقای خداداد هم بودن بعد زمانی که ما رفتیم خود آقای مظلومی باز پوره داری اونجا مربیگری می کردن سرپرست هم آقای پوره داری بودن بعد ما گفتم که گفتش که امساله نمیتونه وایسی رنگیم گفتم علی آقا بخوام وایسم دیگه نظری اینجا دیگه نمیتونم من برم پورینا بگیرم گفت نداره برو ما دیگه دو سال رفتم پورا بازی کردم دو سالی که پورا بودم سال بعده سال اول بازی کردم سال بعد شد سال دومش آقای پوره دری با آقای مظلومی اومدن یه پیشنهادی به من دادن گفتن که ما داریم میریم استقلال اگر میشه تو هم بیا با ما با ما قرار داری ببند دو ساله گفتن که من دیگه الان با این شعراتی که تو پیس بایی سابقه دارم و اینا من اونجا بودم الان دیگه کار به نظر من قشنگی من بخوام بیام تو این مراحل بیام دوباره استقلال بازی کنم گفت تو چی کار داری به تزمین ما و فلان اینا ما قول میدیم اینجوری به چونجو گفتم نه من اونجا نمیتونم بیا که پیشنهاد استرال قبول نکردی نه نکردی دو مرحله شانس بازی در استرال داشته که برای این مرحله نشونده خدا بیان مورد اگر پوره داری خیلی دوست داشتن من کم کاری کنم با اشون اگر از اشون هم سوال کنم گفتم نه توی شرایطی هم این پیشنهاد رو رد کردم قبول نکردم تیم ملی چه سالی بازی کردی؟ من آج میتید آقای شوکی تیم ملی بزرگ سالا رو من اصلا بازی نکردم سال 63 بود که من بانک ملی بازی کردم 28 نفر رو همون شب اعلام کردن تیم ملی داشت میرفت تیم سنگاپور اعلام کردن که این بچه ها بیان من اون موقع که اسم خودم رو شنیدم باور نکردم که من رو دوست کردم جا ملت های آسیا بود بله گفتم من رو گفتم گفتم شاید اشتباه شنیدم گفتم شاید یه یوسفی دیگه هم باشه بله خب همون سال از بانکنبلی حافظتانی و رای میرخوری هم بودن بله اونا رفتم بعد به من گفتم بذار اخبار شب هم دوباره آخر شب هم گوش کرده ندیم گه درسته پلانی هم گفتم باشی تموراتو همه رو خست زده بودن مندو دو نفر یعنی بین من و یه نفر باید ختمید آقای محمود یابری بوده ناسر ابراهیمی بله آقای ابراهیمی اومد گفتش که یه نفر رو اضافه داریم قرار رو تمه رو ببرن که یه نفر رو باید ختمید گفتش که شما جوونی به من گفتش تو جوونی فیلانی الاس نمیبرن احدی رو بردن نه نه یک کسی سنگم بزرگتر از ما بود گفتش که ما اونو میخواییم ببریم اونو هم به عنوان توریست داریم میبریم گفت شما بیا مرداره که منم گرفته بودن گفتن که مرداره که داد به من تو پایین گفتش که ما جای شما داریم اینو میبریم به صورت توریست دیگه انشالله سریعه بعد دیگه فرصت نشد فرصت نشد که داستان داره من خودم یکی از اون هستم که آقای شوکی دوست ندارم زمانی که هر اتفاقی افتاده الان بیان بیان کنم بگم آقای شوکی اون زمان این ظلم رو به من کرد الان من این چیزها فضای مجازینا رو دارم میبینم خیلی نارهد میشم که میان عنوان میکنم میگم مثلا آقای فلانی به من این رو گفت من اون رو گفتم این پول من رو خورد این پول من رو نخورد به نظرم این ها قشنگیش ببین شما هر از الان من همین صحبتهایی که ادارم اینجا انجام میدم ممکنه این پخش بشه همون ساعت یه سری گوش میکنن دیگه اصلا یادشون میره همچین مسایلو ولی وقتی من میام یه بابایی که سن نسالی ازش گذشتش مردم میشناسنشون میخوام اونو خرابش کنن میگن بابا این اصلا خودش اگه درست بود که نمی آمد اونو خرابش کنه میبرن توی این فیلم ها توی این چیزها نمیدونن زد میکنن پخش میکنن والا قشنگ نیست اگر کسایی دستندر کنن اگر صدای منو میشنوند تو رو خدا این کاران نکنید خیلی به نظر من چیز بدیه من اتواقاتی افتاده من بخوام اسب ببرم اصلا خودم خراب میشن بگم ولش کن بهترین گولی که زدی والا من توضورم تو پیس پولی سدود آماری که دادن 18 تا 19 تا من گل زدم من پنارتی زیاد می زدم پنارتی ها رو من می زدم یا دهیازت پنارتی می خواد دارم بله بعد یه بازی بود که خوبکوری داشتن آقای علی پروین با بچه محلاشون وحدت که ما اون بازی عقب بودیم یکی یه دون عقب بودیم دیگه داشت تموم می شد بازی خیلی گل سادهی بود من زدم اینا ولی از نظر این که چون خیلی مهم بود بازی دو یک بود دقیقا آخرم بود شاند شد از سمت چپ شاند شد من راست بودم خوردن برخورد شد با گله رو اینا توب جدا شد از تیر دو هم خارج شد من بقل سنگین زدم خورد به بدن من که رفت و گرد یعنی بخوایی از نظر همیتی واسه منم خیلی هم شد دو دو ولی گلهای خب من تو بازی با استقلال انزلی که دوتا پناردی زدم تو اون شرایط که خود علیه ها من گفت مگه این کاره بودیم ما نمیدونستیم گلایی بلاخره گلایی میزدم که به درد بخوره آقای علی پرمیر اصلا دوست نداشته بیشتر مسابقه ببازه و این رولر به بازیکنوشمه الگامی کرد و منتقل می کرد حالا یه صحبتی هم هستش که آقا میرکن من از این چیز مسئولیه که میان قرار داد میبندن میخوام ببینم یه بازیکنو وقتی شما باش قرار داد میبندی مگه این فوتبالیست نیست مگه نباید بره تو زمین گل بزنه دفاع کنه همده کنه همه کار رو باید انجام بده اینا آفشن داره نمیدونم گل بزنه اینقدر میدیم پاس گل بده اینقدر میدیم اینی گه هنیچی من اینو بس یه آفشن هم اضافه کنن اگر اینا توی فصل اومدن خیلی بد ظاهر شدن نصف قرارداشون رو بگیرن چرا فقط میدن اینا رو حالا چرا به نظر من شاید نارهد بشم زینف هستم به نظر من زینف هستم یکی که بوجه بوجه دولته و اون فرد افتادش نمیده حتما زینف هستم ببین من الان تو خود پیسپولی چون بازیکنهایی میبینیم میارن از خارج میارن اینجا تازه اینا رو درست می کنیم ما تحویل تیمهای دیگه میدیم چرا از امیدهای خودمون نمیاریم از اینا هم بترن مثلا نبیل باهوی چهار ست ازار تا گره هیچ کاری هم برای پرسوریس نکرد خب همینو دارم میگم خیلی قبل از این هر بازیکن فقط این اورانوفایی خورده به درد ما خود بقیه بازیکن بطه بشار هم یه مدت خیلی خوب بود بر بشار رسن هم خوب بود بر میگم خیلی تکوتون خوب بوده این همون بازیکن آوردیم خب امیده همونو خوردیم حالا چه نمیذارن؟ چون توش پول نیست توی این فرص حالا به امیده دارم گاریده داره خیلی خوب ممنونم آقای یوسفی صحبت خاصی برای گفتن داری؟ نه صحبت خاصی ندارم فقط همین که صحبته که با شما کردم فکر میکنم ممنونم ازا تشکر میکنم که اخلاق مدار هستی اخلاق رایت میکنی همچنین که آقای حسین محمدی هم گفت همچنین که برای احالی فوتبال میستن برای داروزی موفقیت میکنم امیدوارم که هر جا هستی خوش باشی از این اکادمی و مذهب فولایی که نداری نه من حدود 13 سال پایا کار کردم ولی الان دیگه کار نمی کنم پایا خود پرست فولیس کار کردم خیلی ممنون که اومدی خواهش میکنم دوت مورد بزیرفتی سحبت های کچوله هم براخره با دوست های خودم از طریق شما داشته باشیم سفاس گذارم ممنونتونم تشکر کنم اون آن یوسفی برای ارزوی موفقیت میکنم زنده باشیم به همچنین شهروندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم با آقای رحمی یوسفی صحبت کردیم که از بازیکنان با اخلاق خوشنام و بسیار خوب فوتبال کشور ما بودن انشالله که باست هم این ساعت ها دلاشته باشیم در برنامه های بعدی با یک مهمان عزیزی در خدمت شما باشین خدا نگهدار همه شما موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته در محضره ویدار گرد ترف امریکایی پارو توی کفش کرده که ایران باید قدیمسازی نداشته باشه حالا دیگران قبلی ها می گفتن که قدیمسازی بالان نداشته باشید یا محصولات قدیمسازیتون رو در کشور نگه ندارید این چیزها رو می گفتن که ما قبول نداشتیم این می گفتن قدیمسازی نداشته باشید اصلا به کلی قدیمسازی نداشته باشید یعنی این دستاورد بزرگی که برای اون کشورمون این همه تلاش کرده این همه حزینه کرده این همه مشکلات فراوان رو از سر گذرنده همه این تلاش ها رو همه محصول این کار ها رو دود کنید و هوا کنید و از بینگو برید معنی غنیزازی نداشتن اینه و معلومه ملت غیرتمندی مثل ملت ایران توی دهن گوینده این حرف می سنه و این حرف رو قبول نمی کنه جا رادیو ورزش سرعت در کسب اطلاعات ورزشی حق شما است دقیق و چابکی وظیفه ماست رسانه ملی رسانه مرجع رسانه آگاهی موسیقی خبری نشد از مسافر من نرفت دمیز خاطر من ننابه من فرستان نپاسخ نام هادا نگران برهش مسیر رمش به سر برسن به من ستمش که مگر برسم حیامی از اون که مگر شندم کلامی از اون حیامی از اون کلامی از اون موسیقی انتظارم به سر آمد آخر یک یارم زدار آمد آخر ایران آورده سوی من باز نامه هایم کمز آغاز آه و درده که آشنایم از فرستاد نام رایم مو کش رشتمری ندارد دیگر از من اثری ندارد بطر و بوها همه سر آمد آرزوها چلین بر آمد بسته عمرم به تاره مونید برسن به آردوی موسیقی اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیم می کند سایه شکست نوشته ی حامد مقدم