زمان چک رسید رفتیم تو بانک یارو گفت این چکو به همه دادن این برگشت خورده سابه چک کی بود؟ نمیدونم علی آقا کجا این چکو میداد به همه خلاصه چک کردم پول نشد آقای حسین محمدی این پولو به من تو چاپ پوله دادن آقای حسین محمدی از قدیمی های پیرس پولیس هستن و ازوه حیعت مدیره باشکا پیرس پولیس بودن چرا ایشون به شما داد پولشو؟ والا خب ایشونم میگم همیشه سر زمین بوده این همون موقع که مثلا من رفته بودم اکثرا با خود علی آقا بود و بعد به من گفتش که پولتو دادن گفتم نه گفتم چکه برگرد گفت بلند شد بیا چاب کنه آدرس رد به من بله تو خب اون جمهوری هست موسیقی چکی که گرفتن و چک نق نشد و بعد توسط آقای حسین محمدی اشون اشاره کردن که این پول به اشون پرداخت شد آقای حسین محمدی هم از اعضای حیط مدیره و حیط رئیسه باشکا پیرسوریس بودن اعتبارتون برقرار شد با آقای حسین محمدی تا از زبان ایشون در این خصوص بشنبیم آقای محمدی سلام عرض میکنم وقت شما به خیلی آقای رحمی یوسفی هم در استودیا هستن سلام کنم آقای حسن اقو محمدی این پدر به ما میمونی ممنونه تا بابت همه زنواتت سلام به زن آقای یوسفی خودمون و خونواده مفترمه آقای محمدی شما سالیان سال کنار پرس بوریست بودید کنار آقای پرویم بودید کنار آقای خوردویم بودید شناخت زیادی از همه بازگان های پرسپولیس دارید شناخت شما از آقای رحیم یوسفی چی هست؟ شناخت من اول معرفت ایشونه بعدش بودبالیس خوب بودنشه بعدش خیلی چیز هست که من میتونم در باره رحیم یوسفی بگم اینی که اومد بی بی چشم داشتی به پیس پولیس اومدن چند تا بودن که البته رحیم در رستشون بوده اومدن و تا زمانی هم که بودن واقعا برای پیس پولیس بازی کردن بازی از هی قرد انجام دادن نه کدورست جدید اینی ما که خیلی ازشون راضی بودیم، خیلی ازشون متحد بود، چه به کارش، چه به زندگی داخلیش، چه زندگی که داشت با تیم انجام میداد، واقعاً جوان خیلی خیلی خیلی خوبی بود که حدود هم من با ایشون ارتباط دارم هنوز هم من ایشونو ببینم بعده آقای محمدی آقای یوسفی اشاره کردن که یه چک از آقای پروین گرفتن بعد این چک بعدن نقل نشد ولی مبلغ قرارداد شما دادید قرار بود شما بدین یا قصدان قرار نبود شما بدین اون پولا چهار نفر پنگ نفر بیدن که اوزمشون تو پست بودی نفری 25 زارتون من به اینا چک ددم از جمعه خود آقای رایمه یوسفی بودن که من بهشون پرداخت کردم چکو گرفتید نقدی پرداخت کردید؟ نه من چک نگرفتم من 25 زارتون به طور اینها قراردادشون که با پیس بولیس بستن نفری 25 زارتون من بود شما از خودتون با من حیط رئیسه دادید بعده ما دادیم بعده من خودم دادم خدا بیامونده افراس همین سالی پرست بودش اونجا چک دو امداره داشتیم دادیم و این هم دفتر برسوش کردم بله از شما سپاس بزارم ممنون که در این گفتگوی تلفونی شرکت کردین برای تون اوزه موفقیت دارم میشه که همیشه سلامت باشید ممنونم از شما ممنونم بزرگواری کردی زنده باشین همیشه سلامت باشین خدا ممنون خدا ممنون خب ممنون قراراتو گرفتی روز بازی استرال و پرس پولیس بود بله اینا اسم من رد کردن خیلی تقریبا روز دوشنده گفتن آره انجام شد اسمشون رد کردیم به ساب به من هم گفتن باید بیایی رخکن و فلان اعتمال بازی داری کارت بازی سادر شده بود؟ سادر شده بود بله کیم رفت تو زمین همون روزویی کرد که آه شاروخ دوتا گذرد شاروخ برنی به شاروخ تازه از استرال مدد بود پرس پاییس یه بازی خب هم شاروخ هم ناصر همونوزی که میگم منظور که یاد آوری بشه شاروخ دوتا گل زد یه گل بسا هینه بازی زده بود شما جایز یازنفر اصلی نبودید نه یازنفر اصلی نم من تازه اولین من فکر میکنم انقدر یه هم سر تمرات پرس پاییس دو جلسه تمریم کرده بودی بعد خلاصه تقریبا نیمه که شروع شد علیه آقا من گفتهش که پاشو گرم کن من پاشو درم گرم کردم همینجوری سرسده هایی که می آمد می بودم خدایی اینجور چه خبره این همه جمعیت و فلان خب ما این چیزها رو ندیده بودیم دیگه بعد باورم نمی شد که مثلا یه روزی من می شستم و بالا نگاه می کردم خودم می خواهم برم داخل بازی کنم بعد آقای پروی منو تقریبا سی و پنگ دقیقه مونده بازی تموم بشه جای آقای مالکوان اولین بازیم بود که تون بازی بازی کرد با چه شماره ای؟ با شماره شیش شیشی که کلمه با آقایی هم تنش کرده البته خدمتون بگم آقای شوکی من اون آماری که کسایی که دارن انجام میدن رسانو بچه دوستان که هستن تنها کسی هستم که با شماره شیش یازدهت قهرمانی دارن خیلی ها بزرگتر از من بودن این شماره شیشو پوشیدن من مخلص همه شونم هستم ولی میگن از نظر به حساب قهرمانی تنها کسی هستی که یازده تا مثلا با این شماره پیره هست شما قهرمانی داریم اون بازی رو شما بردید اون بازی رو ما بردیم اون اولین حضور من بود که بازی کردم شاروخ همون یه فرست پولیس بازی کرد بعدش رفت بازی خوبی بود اون روز شارو خیلی خوب بازی کرد خیلی هم جمعیت اومده من فکر مان بالای ستا بودم هم ناصر خوب بازی کرد ناصر عالی بود ناصر واقعا عالی بود یه بازی ایف کنم آخر فصل بود بله دیگه اون آخر فصل چند تا بازی آخر فصل بود من مثلا داشت 64 تمام می شده پنج دیگه می خواست برسه تقریبا تموم شده بود دیگه بازی پیش بولیس تو دههی 60 چند تا قهرمانی پنی سال پویسر هم ورد تپای داودی تمرین میکردی فقط تپای داودی بود اگه بارندگی بود میرفتیم میدون آرجانتین زمین های کلان هنوز نساخته بودن بله اون زمین های کلان چند تا زمین خاکی بود چار پنج تا زمین خاکی بود بعد زمانی هم که خیلی برس میامد تو خودم داودی قسمتش بالا تو همون زمین خاکی کچولوی بود اونجا بیرخی بازید قدرت بدنی تیم بالا بود آقای سالهنیاتی متعمل بود بله آقای سالهنی ها بودن آخرش هم آقای کماسی کماسی اومدن بله بعد تمنیاتون خیلی سخت بود خدمتشونو عرض کنم که از ناصرخان ابراهیمی ایراد میگرفتن که چرا همجنی تمنیاتی سختی میده البته خدمت شهروندگان را عرض کنم که تمنیات سخت بود آقای پربین و آقای خوردبین همپای بچه ها نمیرفتن بالای تپاها جدا از موتور جلای ورزشگاه داودیه یه سکو بود اونجا هنوز این اوتوبان حقانی ساخته نشده بود هنوز اونجا خاکی بود هنوز این اوتوبان حقانی نبود جلا ورزشگاه داودیه آقای پردین آقای خودبین و چند تا از بچه ها میشستن بچه ها میرفتن تپای داودیه میدویدن دو ساعت بعد برمیگرشن دیگه نامن رمق برای حرکت نداشتن اونجوری بود که پیرس پولیس 5-6 سال پوسترم قهرمان شد یعنی از نظر فیزیکی توانشون خیلی بالا بود خب آقا شاکر من خدمتون بگم اون زمان واقعا فوتبالیس های ما عالی بودن یعنی انقدر ما فوتبالیس داشتیم شما هر تیم رو نگاه میکردیم هر تیم پاینتر بگم هر تیم است ببرید شما من بگم بهتر نفراتون ها بودن اگر میخواست شما خب جدا بشین اینا باید زحمت میکشید دیگه پرس پولیس به نظر ما دوره خیلی بچه ها خودشون هم میخواستن زحمت میکشیدن خب بالاخره من حتی زمانی که من ممکن بود ده دقیقه مونده عوض بشم ولی میرفتم میدویدم واسه خودم کار میکردم چون پرس پولیس بازیکنهایی میخواست که به تیم کمک کنه نه وابالش بشن میخوام یه اسم میبه بری از اون بچه هایی که تو اون دوره با شما بودن از جایی که بچه هایی پرس پوریس دربازبانه ها بهرو سلطانی بوده آقای سلطانی بودن آقای خدابیاموز تیدالی خانی ده ها و وسط بازی میکردن آقای کارگر بازی میکردن محمد پنجلی بود آقای فریبورز مورادی بودن آقای مشتا محرمی بودن هفتکا من بودم آقای آشوری بودن مرتزه فنونی ولی انقدر بچه ها خوب بودن اینا وقتی جایگزی می شدن هیچ کم بودی مثلا احساس نمی شد که اینا نیستن تیم زعیف شده هیچ فرقی نمی کرد یعنی هرکی تو زمین اومد بازه می کرد اون بیرونیه از تویه بهتر بود یعنی هیچ فاصله نبود بینش روز خوبی رو با پرس پولیس شروع کردی بعدش چه اتفاقاتی هفتد در اعلام بابا پرس پولیس؟ چند سال پرس پولیس بودی؟ بعد از این بازی اولین بازی دیگر شما من آره زمانی که دیگر به حساب رفتیم تو فصل جدید دیگر از زمانی که من تو پیس بازی میکردم یعنی خیلی به ندرت شاید بگم کلن توی فصل شاید من یکی دو بار مثلا ممکن بود تحویز بشم نه بازی نکنم بعد من معمولا اکثرا فیکس بازی میکردم دیگر سال هفتاد بود که یه مقدار احساس کردم که من بازی میکردم هم بازی نمیکردم یعنی دیدم که دیگه خب یه به اینجا رسیدیم که ممکنه سال بعد اصلا بازی نکنه اون موقع که بازی نمیکردی کی جایت بازی میکرد؟ خب میگم خیلی ما آقا شیر محمدی اضافه شده بود آقای حسین عبدی دیگه اومده بودن دیگه خود بخود یه واشه خب ما سننامون یه خورد بیشتر از اینا بود دیگه من تو سی و سه سال همونطور که شما رفتی جارای مایلکوان بچه های دیگه هم اومدن جای شما واقعیت بود دیاره هم باید بلخص من دینم خود سال هفته در یه آقا دیگه بزار نزار میکرد منو یعنی ممکن بود یه بازی کنم اینو بعد فصل جدید که میخواد حدود سی سالت بود بسانه سی سالت بود اون موقع فکر میکنم سی و یکی دو سال این حدود ها رو داشتم که اومدم با علیه اقو صحبت کردم گفتم علیه اقو اگه ازده بدی این فصل جدید که میخواد شروع بشه من برم گفت کجا میخوایی بری گفتم که تیم پورا داره دو میلیون به من میده واسه من کمکه برای رحمتون آقای صوفیانی بودن گفتش که مربش آقای خداداد بود بله آقای خداداد هم بودن بعد زمانی که ما رفتیم خود آقای مظلومی باز پوریدری اونجا مربیگری می کردن سرپدست هم اقای پوره دری بودن بعد ما گفتم که گفتش که امساله نمیتونه وایسی رنگیم گفتم علیه آقا بخوام وایسم دیگه نزدی اینجا دیگه نمیتونم من برم پورینا بگیرم گفت نداره برو ما دیگه دو سال رفتم پورا بازی کردم دو سالی که پورا بودم سال بعده سال اول بازی کردم سال بعد شد سال دومش آقای پوره دری با آقای مزنوی اومدن یه پیشنهادی به من دادن گفتن که ما داریم میریم استقلال اگر میشه تو هم بیا با ما با ما قرار داریم ببنیم دو ساله گفتن که من دیگه الان با این شرحاتی که تو پرسپایی سابقه دارم و اینا من اونجا بودم الان دیگه کار به نظر من قشنگی من بخوام بیام تو این مراهل بیام دوباره استقلال بازی کنم گفت تو چی کار داری به تزمین ما و فلان اینا ما قول میده منجوری بهش اونجا بشه گفتم نه من اونجا نمیتونم بیا که پیشنهاد استرال قبول نکردی نه نکردی این دو مرحله شانس بازی در استرال داشته که برای نشونده خدا بیانورز آقا پورایدری خیلی دوست داشتن من چند کاری کنم با اشون الان آقای مظلومی هستن شما میتونی از اشون هم سوال کن من گفتم نه توی شرایطی هم این پیشنهاد را رد کردم قبول نکردم تیم ملی چه سالی بازی کردی؟ من آج میتید آقای شاکی تیم ملی بزرگ سالها رو من اصلا بازی نکردم بخواستم هم نباشم سال 63 بود که من بانک ملی بازی کردم 28 نفر رو همون شب اعلان کردن تیم ملی داشت میرفت تیم سنگاپور اعلان کردن که این بچه ها بیان من اون موقع که اسم خودم رو شنیدم باور نکردم که من رو در برگردیم جا ملت های آسیا بود بله گفتم من رو گفتم گفتم شاید اشتباه شنیدم گفتم شاید یه یوسفی دیگه هم باشه ولی خب همون سال از باینکنبلی حافظتانی و رای میرخوری هم بودن بله اونا رفتم بعد اون دوتا رفتم بعد به من گفتم بذار اخبار شب هم دوباره آخر شب هم گوش کرده نداریم که درسته پلانی هست گفتن باشی گفتن فلان سر تو آزادی باشی کار نداره سوال کردیم رفتیم سر تمریر تمریراتو همه رو خط زده بودن موندو دو نفر یعنی بین من و یه نفر باید خط میشه آقای محمود یابری بوده ناصر ابراهیمی بله گفتش که آقای ابراهیمی بود گفتش که یه نفر رو ازافه داریم قرار بود همه رو ببرن گفتش که شما جوونی به من گفتش که جوونی فیلانی حالا است نمیبرن احدی رو بردن نه نه گفتش که ما اونو میخواییم ببریم اونو هم به عنوان توریست داریم میبریم گفت شما بیا مداره که منم گرفته بودن گفتن که مداره که داد به من تو پایین گفتش که ما جای شما داریم اینو میبریم اینو به صورت توریست دیگه انشالله سریعه بعد دیگه فرصت نشد فرصت نشد که داستان داره ولی خب الان من خودم یکی از اون هستم که آقای شکری دوست ندارم زمانی که هر اتفاقی افتاده الان بیان بیان کنم بگم آقای مثلا شکری اون زمان این ظلم رو به من کرد الان من این چیزها فضای مجازینا رو دارم میبینم خیلی نارد میشم که میان عنوان میکنم میگم مثلا آقای فلانی به من اینو گفت من اونو گفتم این پوله منو خورد اون پوله منو نخورد به نظرم اینو قشنگید ببین شما هر از الان من همین صحبتهایی که از دارم اینجا انجام میده ممکنه این پخش بشه همون ساعت یه سری گوش میکنن دیگه اصلا یادشون میره همچین مسائل ولی وقتی من میام یه بابایی که سن و سالی ازش گذشته مردم میشناسنشون میخوام اونو خرابش کنن میگن بابا این اصلا خودش اگه درست بود که نمی آد اونو خرابش کنه بعد یه چیزهایی میگن که آقا اصلا من خودم باورم نمیشه به خدا از این پیشکستبت ها میبرن توی این فیلم ها توی این چیزهایی نمیدونم زد میکنن پخش میکنن والا قشنگ نیست اگر کسایی دستندر کنن اگر صدای من رو میشنن تو رو خدا این کارها نکنید خیلی به نظر من چیز بدیه من اتواقاتی افتاده من بخوام اسم ببرم اصلا خودم خراب میشن میگم ولش کن بهترین گولی که زدی؟ والا من توضورم تو پست فولی سدوده آماری که دادن 18 تا 19 تا من گول بدم من پنارتی زیاد میزدم پنارتی ها رو من میزدم یا دهیازت پنارتی میخواد دارن؟ بله بعد یه بازی بود که خوب کوری داشتن آقای علی پروین با بچه محلاشون وحدت وحده که ما اون بازی عقب بودیم یکی یه دون عقب بودیم دیگه داشت تموم میشد بازی خیلی گل سادهی بود من زدم اینا ولی از نظر این که چون خیلی مهم بود بازی دو یک بود دقیقه آخرم بود شاند شد از سمت چپ ما شاند شد من راست بودم توب خوردن برخورد شد با گله رو اینا توب جدا شد از تیر دو هم خارج شد من بقل سنگین زدم خورد به بدن من که رفت تو گل یعنی بخوایی از نظر همیتی باسه من خودمون خیلی همه ولی گلهای خب من تو بازی با استقلال انزلیه که دوتا پناردی زدم تو اون شرایط که خود علیه ها من گفت مگه این کاره بودی ما نمیدونستیم گلهای گلهای میزردم که به درد بخوره آقای علی پرمیر اصلا دوست نداشته بیشتر به بازه و این روزه رو به بازگاناتون الگاه میکرد منتقل میکرد حالا یه صحبتی هم هستش که آقا میتونی من از این چیز مسئولیه که میان قرار داد میبندن میخوام ببینم یه بازی کن و وقتی شما باش قرار داد میبندی مگه این فوتبالیست نیست مگه نباید بره تو زمین گل بزنه دفاع کنه همده کنه همه کارها رو باید انجام بده اینا آفشه این داره نمیدونم گل بزنه اینقدر میدیم پاس گل بده اینقدر میدیم اینی یعنی چی من اینو کارش همینه وظیفه شما خب بس یه آپشن هم اضافه کنن اگر اینا توی فصل اومدن خیلی بد ظاهر شدن نصف قرارداشونو بگیرن دیگه چرا فقط میدن اینا رو حالا چرا به نظر من شاید ناراحت بشن زینف هستن یکی که بوجه بوجه دولته و اون فرد افرادش نمیده حتما زینف هستن دبیدیم من الان تو خود پرسپورت چون بازیکنهایی میبینیم میارن از خارج میارن اینجا تازه اینا رو درست میکنیم ما تحویل تیمایی دیگه میدیم چرا از امیدهای خودمون نمیادیم از اینا هم بترن مثلا نبیل باهوی چهار ست ازار تا گرفت همه اینو دارم میگم خیلی قبل از اینا هر بازیکن فقط این اورانوفهی خورده به درد ما خود بقیه بازیکن بشار همه مدت خیلی خوب بود میگم خیلی تکوتور خوب بود این همه وازیکونو آوردیم اون بازیکونو خوبه امیده همونو خود الان چه نمیذارن چون توش پول نیست تو این فرص الان به امیده دارن خدا کنه انشالله که اینجور باشه ممنونم آقای یوسفی صحبت خاصی برای گفتن داری؟ نه صحبت خاصی ندارم فقط همین که صحبته که با شما کردم فکر میکنم پول نیست ممنونم ازا تشکر میکنم که اخلاق مدار هستی اخلاق رایت میکنی همچنین قای حسین محمدی هم گفت همچنین که احالی فوتبال میشنسند برای دارزی و محفظیت میکنم امیدوارم که هر جا هستی خوش باشی الان اکادمی و محفظی فوتبال که نداری نه من حدود 13 سال پایا کار کردم ولی الان دیگه کار نمی کنم پایا خود پیس پولیس کار کردم خیلی ممنون که اومدی خواهش میکنم دعوت مارو بزیرفتی خواهش میکنم از اینکه صحبت های کچوله هم براخره با دوست های خودم از طریق شما داشته باشیم ممنونتونم تشکر میکنم آقای یوسفی برای داروزی موفقیت میکنم زنده باشیم به همچنین شهروندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم با آقای رحمی یوسفی صحبت کردیم که از بازیکنان با اخلاق خوشنام و بسیار خوب فوتبال کشور ما بودن انشاءالله که باست هم این سعادت رو داشته باشیم در برنامه های بعدی با یک میهمان عزیزی در خدمت شما باشیم خدا نگهدار همه شما موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی یک روز به شیدایی یک روز به شیدایی در صنف تو آمده یک روز شیدایی یک روز شیدایی در ظرف تو آمیده زنده به شیرینه زنده به شیرینه ست روز بره ایدم موسیقی گر قصد جفا داری اینک من و این ازت و راه نفا داری جان در قدمه میزه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی در شهر روزهایی بطرم به دفع برزد بطرم به دفع برزد در شهر روزهایی بطرم به دفع برزد بطره ندفع مزده تا بر لسه جانوه تیره نظر تیزه تیره نظر تیزه موسیقی من نیز به دان شرطم که از دابه به پرهیزم موسیقی یک روز به شیدائی