دنده علی فریدون یا مسعود فریدون کان سال قبلش شادروان آیه آشتنان این مرد سال فوتوالی که خدافزی کردن از پیرس پولیس بعد خلاصه ما رفتیم نگاه کردیم سلام سلام بیا بالا نشستیم گفت آره ما بازی تو رو با بانک ملی راهن دیدیم همون بازی هست همون بازی هست گفت آره ما یه تیمی داریم درست میکنیم به نام اکپاتان همین شهره که اکپاتانه فعیلی گفت چقدر میخواییم منو میدی من موندم چقدر پول نگرفته بودم تا باها خلاصه گفت سه تومن خوبه گفتم که ببخشین من الان دارم تو پرس پولیس تمرین میکنم پرس پولیس اون زمانه باقای امیرا سوی گفت ما هر چقدر به محمد زادمهر دکتر زادمهر بدیم به تو همون اندازه میدیم پول ولی اول پول پیش نمیدیم چون پرس پولیس فعالیتیم خیلی بزرگی بود اون سال بازیکنهای مهمی هم پرس پولیس داشت بله بله یه بخواهم نام ببرم آقای پروین آقای قلیچانی آقای عزیزی بود آقای عدیبی بود خیلی بازیکنهای خوردوین بودن خیلی بازیکنهای بزرگی بود که در اون تیم هلوشه در پیرس پولیس من سه هفتهی تمرین کردم دروازبانه خوبی هم داری خیلی و آقای وازدین سفریان بودن آقای قرخانلو بود آقای رزجو بود و آقای حادی تاوسی خدافزی کرده بود به خاطر همون امیر خان آقای عقاسفی دروازبان ما یه دروازبان جوان بخواییم بیاریم حالا تو رو دیدیم تو بیا بعد برحال من خیلی باعث افتخارم بود که بتونم در خدمت تیم خوب پرس بولیس باشم ولی مترسفانه کمسادتی بود و من نتونستم بعد یه آقای عاشدیانی آقای موینی خلاصه به من پیشنات دادن بعد من گفتم اجازه بدیم من تا فردا فکر کنم گفت با فردا روبروی سینما گلریز تاعتر گلریز یوسف آباد گفت ما تو دکه روزنافروشی نشستیم بیا چه سالی بود دقیقا من اومدم رفتم به شاد روان علی آقا گیوهی که بزرگ من بود گفتم که علی آقا همچنین پیشنهایی من دارم بابا گفتم به خدا علی آقا گفت برو گفت برو گفتم من پرسوریست دارم تمرین میکنم بعد گفتش که حالا میل خود ما اومدیم خلاص تصمیم گرفتیم گفتم الان من فردا میرم یه مبلغ رو میگم اینا منو احتمالا نمیخوند دیگه بعد من میرم همون پرسپویس تمرین میکنم ما رفتیم اونجا رسیدیم چهار بعد از اون دیدیم اونا چلوتر از بمجان شستن یه پپسی برامان باس کردن و ما خوردیم و گفت خب چکام میکنی گفت نیا کن حمید فرزامنیا فراد برامی اینا تیم ملیدون جوان گفتم ببین اینا رو ما با اینا بستیم با تو هم میخواییم ببندیم چون جوان میخواییم اینا چقدر میخوایی؟ من نگذاشتم نه ورداشتم گفتم بیست تومن بیست هزار تومن گفت چی؟ بیست هزار تومن؟ گفت ما بیشترین قرار داده نیا کن هفت تومنه فراد برامی هفت تومن گفتم ببخشی من دارم پرس بایست همه یه ذره جسارت کردم رودهی که میدونه آقا ببخشیم اولا تو اعتماد به نفس تود بگذارم آقا من دارم پرس بایست تمرین میکنم پرس بایست کجا اکواتان کجا اکواتان یه تیم تازه تشکیل شده است تحسیل شده است خلاصه گفت چون جوونی و پسر خوبی هستی ما که خوف نیستیم گفت بی امزا کن همونجا یه چکه بیس هزار تومنی کشید دستشک دستش شد به ما داد با امزایی کی با امزایی چه کسی خود آقای موینی آقای آشتیانی موینی امزا با اینا بود پس دفتر باشکان نداشتن اون موقع نبود باشکان شهرکه اکبتان اینا داشتن به این شکل تیمه بعدن دفتر دایر کردن در شهرکه اکبتان و اینا بعدن ولی میخواستن تشکیل بدن به این شکل دیگه ما اومدیم رفتیم اصخایی کردیم از من صفحه همین را صفی کردیم همین خواهم ببخشین ما یه همچین گوبه هم نداره برو خوش باشی موفق باشی برحال ما را راهی اکپاتان کرد که ما اومدیم تا در اکپاتان دیدیم چه بزرگانی اونجا هستن بزرگانی مثل تصمیمی که گرفتید به نظرتون مسیر زندگی چرا عوض کرد تصمیم درستی بود یا خیلی از فوتبالی از نظر فرهنگی خوب بود برام ولی از نظر مالی نه چون من اگه تو تیم پیرس پولیس بازی میکردم مطمئنن از نظر مالی برام خیلی بهتر بود ولی خدا رو شکر میکنم که همیشه تیم های پیرس پولیس و استقلال بعد از این که من از بازی های دیوار چین پکن اومدم نوشتن اردنان در استقلال اردنان در پیرس پولیس من میرفتم مورد حبجوه بودید هر دوره بله بله به خاطر همین بازی که توی امجدیه داشتم پرسپولیسی همه تشفیق میکردن هر دلان پرسپولیس خوش آمدی استقلالی همه گفتن هر دلان به تاش خوش آمدی و منطقه براتب من از نظر مالی میتونم بگم زرار کردم ولی افتخار میکنم که نزدیک به پونزه سال جز بازیکنهایی بودم که پونزه سال تیم عوض نگردم که بسایی که جز نفرات ملی تیممم بودم ولی با پیشنهادهای که داشتم حتی از شاینم پیشنهاد داشتم نرفتم و هدفم این بود گفتم اگه تو این تیم موندی و تیمای ملی دعوت شدی کار شاقه کردی که خوشبختانه خدا کمک کرد و برحال با پشت کاری که داشتم تیمای ملی نوجوانان دو سال بازی کردم تیم های ملی جوانان دو سال بودم بازی هزار نصد و هفتاده اشت داکا بودم و بعد اون به وضعیت تیم ملی امید در اومدم که بعد از اون متاسفانه برخلاف روال عادی جنگ شد و بعد مدتی اف فوتبال و قلیه فوتبالی ها دور شدیم میشه گفت نسل سخته ی فوتبال منم جز اون نسل بودم ولی خب خدا را شاهدم خدا را شکر میکنم که الان برحال سالم هستم و میتونم خدمت به جامعه فوتبال بکنم موسیقی اون سالی که با اشباطان قرار دستید اشباطان کارشو با کدوم دست از بازیکان رو شروع کرد؟ خدا رو حمد کنید آقای محمد رزا خلطبری بازیکنه بودن که از پیرس پولیس جدا شده بودن آقای آشتینی آقای موینی اینا رو آورده بود آوردنش توی باشگاه اکفاتان که اکفاتان یه تیم تازه تشکیل شده بود که تعدادی از بازیکنه جوون و سابق دار آره اومدن با همدیگه یکی کردن و یه تیم خیلی خوبی که همون اولین سالم قهرمان باشگاه تهران شدن بعد اومدیم لیگه تخشمشید لیگه دو جامعه تخشمشید اومدیم از هموازیتون میتونیم بیشتر است ببینیم آقای خلطفری آقای دکتر مسعود موینی آقای شادروان علی موددت آقای جانگیر فبتاهی آقای ساسان اسبرپور بود آقای همین عباساده بود آقای حادی آهنگران دوست خیلی خوبم که همیشه در خدمه هاشون هستیم پیش دستان اکبتان رو میریم تمرین باشون آقای حسین وکیلی بود آقای فرهاد بحرامی بود آقای تقیه جهانی بود آقای مسعود زرابی بود و یه سری دیگه از بچه ها بودن که آقای سعیده تمتن بود که جز جوانان ما بود ولی بازه میکرد سعید بدنرفت راهان بله بله به خاطر همین که همون سالی یه تیم خیلی خوبی تشکیل شد و ما مقام قهرمانی رو در تهران به دستو بردیم و بعدش حضور در لیگ دست دوی جامعه تخص جمشید بود که سال بعدش آقای بحرام مودت اضافه شد به سلا به تیم یه سری از بچه های فوتبالیست های خیلی خوب اضافه شدن که دیگه توهم شد با به سلا تحتیلی فوتبال و انقلاب پس دور حضورتون در راه آهنگ کتاه بود من در راه آهنگ شاید 6-7 ماه نبودم فقط من یه بازی رسمی توی راهنگ کردم همون جامعه هستی جامعه هستی چون باشاله اینقدر دروازو بانه ملی پوش بود که واقعا افتخار نسیم من شد که یه بازی به من رسید شکر خدا توی یه بازی سرکوی پرتا به شما شد سرکوی پرتا به من شد واقعا بعد اون در پیرس بولیس هم که فقط تمرین کردید به بازی نرسید نرسیدم نه دیگه اونجا اومدیم رفتیم اکباتان دیگه رفتیم اکباتان دیگه سادت یار نبود که بتونیم در خدمت تیم بزرگ پیرس بولیس باشیم نوجوانان با تیم ملی نوجوانان من سال پنجاب و پنجاب و شیش تیم ملی نوجوانان بودم پنجاب و شیش و پنجاب و هفت تیم ملی جوانان در دور مربیگری آقای یاوری خدا رحمتش کنه روی شاد باشه آقای وطنخواه آقای یاوری بودن بعد اون تیم ملی امید بود که آقای توسی بودن استگرزده بود و آقای استیرزده نبود زمان آقای توسی آقای رج سلیمانی آقای توسی که رفتیم بازی های دیوار چینو پکن که تقرار میشه گفت تیم بی ایران بود که تشکیل شد و هم بازی همون توند آقای چنگیز بود اینجا سلامت میکنم داستر محمد خانی هم بود داستر محمد خانی آقای چنگیز آقای شاهین بیانی آقای شارخ بیانی آقای حمید فرزامنی آقای فرهاد بهرامی آقای باقابادی آقای شیخلاری آقای شیخ شایان تیم خیلی خوبی بود بچه های امیدی بودن که به عنوان تیم بی انتخاب شده بودن که برای دقیقا که ما رفتیم با آقای وعید قلیچ بود که با هم دیگه به صلاح سنگرمان های تیم بودیم که دو تا درواز با هم بردن در اون مسابقه دو تا درواز با هم بردن بعد اونم که اومدیم و دیگه رفتیم به سمت تحتیلات شد و بعد دیگه رفتیم مربیگری جامعه همه با هم بود بعد از پیروزی انقلاب جامعه اسپندی اگه اشتباه کنم چون با اکباتان شرکت تنیتی مسابقه خیلی جالب بود که تمام تیما رو به صلاح لخف کردن این پرداشون و گفتن که هرکی از هر جا دوست داره بیا تیم بده یادم میاد که 114-115 تا تیم اتون دارد مسابقات شرکت داشتن شرکت داشتن همه با هم واضح می کردن تا دستبندی بشه و تخصیم بندی بشه گروه شد که از هر گروه یادم میاد که اون زمان پاس ات شد متاسفانه پاس ات شد من فکر میکنم اصلا انتخاب خوبی نبود برای برگذاری مساوغات ولی خب ما نما اول شدیم و بعد اومدیم به صلاح جزه تیمای تهرانی یعنی جزه دوازد تیم تهران که اشتباه نکنم با دوازد تیم بازی باشگاه تهران شروع شد که ما هم جزه اون بودیم با اکباتان اکباتان توی ردست یکی موندش با توجه اکباتان ما یه الان نمیخواهم بگم یکی از تیمای خیلی خوبه به صلاح جامعه باشگاه تهران بودیم که یک سالم سه وم شدیم توی تهران و همیشه میشه گفت به نوعی گربه سیاهی تیمای بزرگ بودیم واقعا تیم ما تیم با شخصیتی بود با آزیکانهای خوبی که داشت در حال آقای آهنگران بود آقای محسود موینی بود آقای هانی احوازیان یادش بخیر بود آقای حاصل مولانا بود آقای از خراها جلیپور بود آقای نیکچو آقای نیکچو که باید اینجا بیاد کنم یکی از سلا مدیران با درایت و خوب جامعه فوتبال ما بود که افتخار داشتیم که در کنار آقای نیکچو در تیم اکپاتان باشیم که زحمات خیلی زیادی برای اکپاتان کشید آقای نیکچو که جا داره اینجا ازش تشکر و قددانی کنم و یه مدیر یه شخص به نام آقای ت اسلامی هم بود که واقعا جا داره از ایشونم تشکر و قددانی کرده باشم چون آقای شکری خیلی بود اون موقع اینا کسایی بودن که پول میواندن کمک تزریق میکردن به یه تیمه حمایت میکردن تا بتونه فوتبال ما روشت کنه در اون موقع که واقعا بخشای دولتی هزینه زیادی برای تیم داری نمی کردن بخش خصوصی هم نداشتیم ما اشخاص بودن که می بدن سرمایه گذاره می کردن برای فرسپن واقعا که با پول تو جیبشون می اومدن و کمک به ما می کردن که ما رو به صلاح ترخشت کنن تا ما بتونیم توی این مساوغات شرکت بکنیم به خاطر همین واقعا ما اون موقع خب تیممون تیمی بود که همه می گفتن تیم رفقا واقعا ما با هم دوست بودیم همه من هم یه سری از بازیکان های ما رو مثل آقای فیروز سلطان محمدی بود مثل آج علی پور بود مثل مهتی حیدری یادم نبود آقا مهتی حیدری که واقعا از بازیکان های خوبه به سلاح اکبات هم بودن خیلی آقای تقید سلیمانی بود آقای حادی هنگران که گفتم آقای موینی که بودن که پیش آقای فیروز سلطان محمدی بودش آقای منوچر قبولی بود که با این حال که تیمهای خیلی زیادی راقب بودن این افرادو به صلاح بگیرن به صلاح اینا تیمو عوض نکردن و با هم دیگه به صلاح تیم اکباتانو سرسامون دادن و بهترین مثلا نتیجه هم که گرفتیم سبومیه تهران بود باشگاه تهران بود من فکر میکنم جوز مدد بازوکان هایی باشم که چارده تا پونزه سال تیم عوض نکردم یعنی میتونم بگم با پیشنهاده های خیلی زیادی هم که داشتم ولی به خاطر ارقی که به بچه ها داشتم دو ستا از بچه ها بودن که واقعا یار و یاور همدیگه بودیم و تو بدترین شرایط وز کنونی سالهای پیش با همدیگه واسدیم و نام اکپاتون رو نداشتیم به صلاحی چون هم یاد بره الان هم که هست اکپاتون به عنوان یه برند خوب ازش یاد میشه و من خیلی خوشحالم و باعث افتخارمه که در این تیم با دوستان خیلی خوبی الان میتونم نام ببرم یه چند تایی رو آقای علیه نیکچو، آقای حادی اسلامی، آقای حادی آهنگران، آقای مهدی حیدری، آقای صادق سرور، آقای ازخره هاج علی پور واقعا خیلی بچه ها هستن که من فکر میکنم که به اسطلاح از نام نیفتن دیگه بسنده میکنم و آرزه موفقیت براشون میکنم و در پایانم در خدمتون هستم اگه عوامری باشه تشکر و قدانی میکنم از وقتی که در اختیار من گذاشتین و برنامه خوبتون ما هم از شما سپاس کذاریم خیلی لطف کردی تشریف بود انشاءالله باز هم یک فرصتی باشه در برنامه دیگه به اتفاق خانم نیلوفر عردران در خدمت شما باشیم خواهش میکنم من در پایان تشکر و قدرانی میکنم مجددن که این وقت در اختیار پیشتیت فتان میدارین از مدیریت محترم برنامه خیلی تشکر و قدرانی میکنم همچنین دستندارکاران برنامه سپاسگزارم از شما خدا نگهدارتون قربون شما برم ممنون شنواندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدین ممنون از این که با ما همراه بودین سپاسگزارم از همراه شما تا برنامه آینده خدا نگهدار موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی دیگر موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی شبا اومد تمامد غمی توی ستاره من به قلب پار پاره من به کنجی چه تنها نشستم ترانه ایران اداده از توی سرایه توی ترابونه شبه نشسته تو بر لبه بگو که بی تو جون بمانم چگونه بی تو من بخانم من هم که کول دارقم رشست روی شانه هم من هم که با قص زندگی شکسته در زمانم ذگریم حضر کنیم ما از این فقام و این همه آم موسیقی در موسیقی درسته چرا مرا تو می کشیم ز کشتنم تو بخوشیم مگر دلت ز سنگ خاراست به هر کجا که می رویم قمه تو همچا ساییم کنار من همیشه پنداز ای گود من ای پریم سوی کجا میبریم تو که ویران نداری فم کاشان نداری تو که در سینه چون من یک پل دیوان نداری کم به خرابی چون من ای محتوستم کن در به درام خانه به دوشن کن بکن کن