رو همه بچه های تیم میدهیم شده من رکرد هم ده و دوهه اصلا ایشکی نمیدونه واقعا؟ به خدا دو ست نتر؟ بله نه من استارت هم به قول عریف حرمی میگفت تو استارت میزنه اینه گوله برفی که میاد پایین هی سریتر میزنه اصلا تفتیان ده و سه رفته به خدا ده و دو ده و سه صدوم ده و دو ده و دو ده و دو تربیت بدنی آقای زولفه آرنسه سبت کرده سبت کرده اصلا اصلا نشستم رسم سبت کردم خلصت خط سه بود چون گرفتم رسوندم خط سه سم خط ما قبل آخر خیلی مهمه خلصت دادم و قهرمان شدیم قهرمان ایران شدیم نه تیم امریکایی ها میگن مسابقه بود گذاشته بودن شما امریکایی رو شکست دید شکست دید شکست دید و نگفتن آقا بی دو میدانی کار کن چرا به من خیلی ولی خب من اصلا آشق پوتبال بودم همون موقع اگه هزار میلیارد به من میدادن به خدا من انتخاب بودم با این که زندگی سختی داشتیم خب این قابعه اکس خیلی خوشگل به من کادر دادم به عنوان چهار نفر دیگه اردو بودیم و دیگه رفتم فرانسه اونجا به عنوان بهتری موسیقان ایرانی اطلا فرانسی که به تو میگم نه نوجوانان جوانان نه الان که میریم به مالدیب بازی میکنیم یه موقع خدای نکرد میریم به قرغزستان بیرسیم ما تو گروه اون فرانسی بود ایتالیا بود و یک تیم افریقایی ساحل آج فکر میکنم اگه اشتباه نکنم که اونجا ما خیلی با اقتدار بازیگم با فرانسی مساوی کردیم و با تیم ایتالیا مساوی کردیم سالهایی هم بردیم میخواهم بگم که فوتبال ایران به دلیل همینه که هنوز مربی هایی که داریم که خیلی قوی هستن مورد همون نسل هستن یعنی دقیقا همون هستن که سالها اومده مربیگری کردن یه نسل بسیار قوی پویا فوتبال بلد با امکانات و علی بسیار خوب آقای رزا رجبی از بازیکنان دهه 50 و 60 فوتبال کشور 50 و 60 57 من اومدم تیم تاج سابر و استقلال فهلی برد سالها در استقلال بازی کردید و رفتید در تورنمنتی که در کشور فرانسه بود اونجا چهره شدین اومدن دنبال شما بریم بخش بعدی رو در خدمت آقای رزا رجبی باشیم میخوایم این مدت سرعت گفتگون رو بیشتر کنیم خیلی حرف ها داریم که میخوایم با هم بزنیم و ما هنوز تو دهه اول دهه پنجام مونیم و فقط نصف و عرامه گذشت یه فرصتی بگیریم برگیریم و با بخش دوم گفتگو با جنابای رزا رجبی پیشکسفت عرزنده باشکای استقلال در خدمتون هستیم موسیقی در موسیقی درسته موسیقی سپری کردون اینها خب رفتین فرانسه برگشتین بعد پیشناهاده بعدی چی بود؟ کپتن تیم ملی جوانان شد رفتین قرمان آسیا شدیم نه نایب قرمان آسیا شدیم مهراغ باختیم خب بعد مرحله بعدی مرحله بعدی دوره تیم ملی 23 سالات هلون فرانسه رفتم یعنی رده سنی امید دوره بله اونجام کپیتان بودیم دوست شدم برای جامجانه که رفتیم کوویت با هشمت خان خیلی بچه بودن بعد اون بازی معروفی که کوویتی ها خودشون پلاکار زده بودن که سنود ایرانو به جامعه جانی تبریک میگیم ایرانی زیاد بود در کوویت خیلی هم برای ما هدیو این چیزا خریدن بعد رفتیم جامعه جانی ولی شما رو دعوت نکردن یعنی این که جامعه جانی که رفتیم دیگه هشمت به من گفت چون اونجا نسل رب، لوی کازرانی، آخره فوتبالشونه بله، حسن آقا کازرانی، آندرانیک اسکندریان نسل رب، لوی کازرانی اینها برن جامعه جانب تو بیا برو تولون فرنسه اونجا باش بازی کن من که نمیدونستم خود انقلاب بشه یا اتواقش بشه به قول خود هشمت خواهم گفت تو بیس سال دفعه سد تیم منی خودش به من گفت تو فرود گفت ولی خب رفتیم و تولون رو برگشتیم و بعد چه اومدی استقلال؟ من پنج و شی آخر پنج و شی ماندم تاج دیگه اون زمان بله من جکیچ که از آلمان اومد اومد بازی ایران جاپن رو دیدم جدیه که من کافتن تیم ملی بودم تیم ملی جوانان بله بردیم افتینا میخوام دو یک باری به گلشو من زدم رفتیم جامعه جانی که بلا فاصله شب اون موقع یدولا بوگی بود یدولا بوگی اینجا ایجنتو اینا نبود که اومد در خونه گفت بیا باش کنم اصلا ببین آقای دکتور دقیقا ریویو شد اون لحظه حالا ویدیوش اومد تو زهنه اصلا دقیقا اون لحظه که با در خونه ریویو شد دعایی کردم من باید استقلال بازی کنم شب که نخوابیدم اون آقای یدالوگوی اومد در خونه تون گفت باید باید باش کنیم تاجه سابق استقلال همونجا تو بازی بود استدیوم حسن دیده آره گفتو اصلا من اینو میخوام که اصلا شب که نخوابیدم حالا یه روز دو روز قبلشم یه تیتی زده بودن که یک جوان هیجده ساله جانشین زولفاقان نصب در پیسوریش میشود اوفد جلی با تیم پیسوری در اتحاد دورد اونا هم منو خواسته بودن برای دفع و سد پیسوری بله دیگه زولفاقانه سب رفته بود امریکا برای تحصیلاتش اون پیسوی سب تیم قویی بود که دیگه موقع خونمون تلفون همسایی داشت من خواستم دیدم آفاسخان نگفت اینجوری گفتم آفاسخان میام احترام میزنم بله من استقلالیم اومدم خلصه عبدو منو وقل کرد بعد گفتش خیلی از این طریف میگن گفتم آقای عبدو من از بچهگی استقلالیم من عهد بستم که پیرانی تیر خدا شاهد آقای دکتر پول دوتا خونه اضافه موقع به من عبد داد دوتا خونه؟ به خدا شاهده ما مستجر بودیم نازیاباد مادرت نبود مثلا قبول کنید اصلا نه اون برن خدا اصلا تو کارمند خالد نمی کردن اصلا شما وضعیت اختصاری زیاد مناسب نبود نبود ولی اشقم و هدفم درست بود بعد استقلال پول بداد؟ حالا درخواه همینه بگم پس بانک دوباره فرستاد دنبالم بانک ملی؟ همون جایی که بودم دیگه یه سراهی گیر کرده بودی؟ سراهی اونجا هم که آقای خشکیش بود که حالا چیز شد مدیر عامل کلی بود اصلا کسی رو نیم پذیر رفتن منو بردن پیش آقای خشکیش مدیر عامل بانک ملی؟ بانک ملی اون موقع گفت پسر این دوتا مراویز منو بیچاره کردن آقای خدا بیا اونجا جفتشونو فوت کردن نایبه رو این دل پرشاد نه یادی بکنیم رفتم و گفتش که یه وام خانه بدون بهره بد میدم هر جای ایران خواستی خونه بخر میگم خدا رو شاهد میگیرم ولی بازم اشقر قبولت اصلا میگم مادرم میاد جارشش من یه اتاق دوازه متری از این ور این وسوس های این شکلی این ور عشقم موندم واقعا به قول شما سلاحی انتخاب کردم که برم تاج البته این هم بهتون بگم همون وقعا که من رفتم تاج حالا اس نمیبرم کپتان تیم تاج 65 ازار تومن گرفته بود خب چقدر شده؟ من 85 ازار تومن دادم بعد به اون 85 ازار تومن چی کار کردی؟ 25 ازار تومن شد چون تاج اکتیمه با کلاسی بود دیگه من و یه شرکت ماشین یه دونه ماشین بدم ماشین خریدم با 25 تاون پول با از اون 8 رو پنج تانه 25 تاون پول ماشین خریدی نمیشه برای تمراش تاج و ازت خوب شده بود 8 رو پنج تاون پول یه رفتی گفتم 7 دقیقه کلاس کار حفظ کنم خونه نخریدی؟ همون دیگه میگم دیگه بیشتر این بود که جوون بودی اشق ماشین هم بودی نه اصلا بحث اشق ماشین نبود گفتم دو سال لیگه میخرم با این رووند هیچی ماشین رو خریدیم ای رفتم تیب تاج و با تاج اولین قهرمانی جامعه حزوی رو آوردیم چند سال برای استقل بازی کردی؟ یازده سال تقریبا یازده سال چند تا قهرمانی؟ شست سه شست شه شست پنگ قبلشم حزوی پنج چی شد که از فوتبال خدافزی کردی؟ همین دیگه من شاید خیلی تحصایی بودم خیلی تحصایی بودم اتاقات تو باشگاهی مفتاد شاروخو خیلی من دوست دارم شاروخو بیانی آره رفت اتیب ما به ما گل زد رفت پرسولیس دوره برگردون دنش مورد احترام من از اونجا دیگه خیلی نارد شدم بدون هیچ خدافزی تو بیسا افتاد از چی نارد شدی؟ درسته اونه ابو مسلم مشد بگیر تا این چه سالی بود شهسته چهار شهسته پنج بود شهسته شیش آخر شهسته شیش بیست و نو سالت بوده بیست و نو سالت بود خیلی آماده بود بدنتم آماده بود بعد از فوتبال چی کارا کردی هیچی دیگه بعد فوتبال کارای بد بعد فوتبال خب احساس کم شکست خوردم مثلا تو درون خودم بلا فاصله مثلا قبل چند سال قبل پدرم پود کرد یه هیرو بود برام احساس که هم فسر بزرگم کاری نمیتونم بکنم مثلا دیگه نمیدونم من خیلی دوست دارم این پیام بدم نفتم به سمت آسیب های اجتماعی یعنی واقعا خیلی آسیب دیدم شرحتم طوری شد که دیگه من میتونم یه سال بپرسم بپرسید بگید چی شما رو به سمت آسیب های اجتماعی خیلی راحت بگید به سمت اعتیاد نه همینو اصلا میخوایم اینو بتونیم رو برای آینده فکر کردم یه خونه برای پدر مدرم بخرم این فکرها بودی این میشه یه انگورت خیلی شدید یه است شدید برای من دوباره مورد این بودش که پدرم فوت کرد پدرم فوت کرد تو همه دان اولین بار پسرمون حالا خیلی بد بود خیلی بد بود پسرمون خلصه یه چیزی گذاشته دست منو من یادمه که سرموز هم از جپه میومدن پلسه اینو من خوردم پلسه انگار آب ریختی رو آتیش مادم خده بود؟ پسرموتون با شما این کار کرد؟ نه که بخواد قصدی داشت حالم خیلی بد بلاخره چیز خوبی نبود یه سال هم اینجا بپرده هم الان میبخشیش؟ آره بابا بلاخره مسیر شما رو نه نه نه این تو وجود من بود شما استداد رفتم به این سمتتون رو داشتی؟ تو اون حالتهای روی اون مقاره یعنی نه این که الان میگم شما یه ازم و اراده قوی برای بزرگ شدن داشتی و بزرگم شدی این که بر اصار اتفاقات شخصی تو زندگی مثل فوت پدره دور شدن از پی کال شخصیت به خلاقیت و طوانهایی فرق میکنه من شخصیتم تو کودک مونده بود یعنی کودک درونت هنو فعال بود؟ شدیدن یعنی به بلوغو بهش میگن بالغ و والد همزمان با رشد فنی رشد شخصیت من مونده بود به دلیل گفتم اشکالات و مشکلات که تو خانوادن رشدم و اینا سعی میکردم احساسم زلوتر از عقلم بود همیشه اینجوری بودم و مثلا اگه دو هزار تان تو جیبم بود خودم نیازشم میدادم به مثلا کسی دیگه طبق بلند بود فکر نمی کردم که تو خودت اینو مثلا لازم داری مثال تا اینکه این اتحاق افتاد و اومدیم و با سرباز ها انگار نه انگار من یادم رفت بوده پدرم این شد آغاز این که تو مسیر منحرف قرار بگیرید نه یه داروی رو احساس کردی یه مسکن پیدا کردی پیدا بودی کلا یعنی هر جا به گیر و گورو گرفتاری میخوردی میرفت سراغ این داستان یک از سر رفیقامو ادام کردن همون موقع مثلا سال بعدش سر ادام اون مثلا من دوری بحانش رو دوره مصرف کردم چند سال گرفتار بودی آقای رجل؟ من اگه بخواییم به طورت وابسته و شدید که هر روزی باشه از سال دیگه فوتبال که گوشتم کنار شست و هشت تا ده مرداد هشتاد دوازده سال گرفتار بودی؟ شدید کیا میومدن سراغت کیا ترکت کردن کیا خبری ازت نگرفتن و کیا به الارش در کنارت بودن من بزرگ تریکیش که در کنارم بود برادرم خیلی انسان بزرگیه اون همیشه کنارم بود و کیا ترکت کردن تا دیگه او رزید نجمی نه نه نرو سراغش مثلا نه نه کسی ترکت کرده یکم من من خودم اصلا ترک کرده بودم خودت دور شدی از دوستا دور شدم اصلا خجالت میکشیدم بیان این هستون میدونستی این کار بده و میدونستی دورت میکنه از جامعه فوتبال میدونستی به قول خودت باید میشه که خجالت میکشی نه نه وام خوبی میده ولی بهره سختی میگره آقا جمعه قشنگیه وام خوبی میده ولی بهره زیاده بهره سختی میگره اون موقع منو آروم میکنم از این جمهوره هست که میشه پشت نیستان بنویسی آقای رزا رجمی ها خیلی قشنگه جمهوره وام قشنگی این حال بهرش زیاده وقتی بهرش زیاد بشه خیلی طول میکشه تصویهش کنی اصلا سخته نمیتونی تصویه کنی مگر خدا بیا تو زندگیت بروت کنه که چند روز پیش تولد بیس پنج سالگیم بود تولد دوبارت چی شد ترک کردی آقای رزا رجمی نه من ترک نکردم من مادرم شب جمعه سر سجاده زک میگه با صورت میفته روی سجاده خواب میبینه رفته استادیو همجدیه پیر زن اصلا همجدیه نمیدونه خودش به میگفت خب میگفت دیدم همون سال هشتاد؟ آره به خدا میگه دیدم دوتا نوار دور زمین پیچیدن یه مشکی یه سفید یه دست یه تو زمین همجدیه اومد بیرون نفهمیدم زن یا مرد دستگیش دستش بود جمعه خود پیرزن به خود من گو اگر نوار مشکی رو پاره کنی بچهت بهت برمیگرده این که نوار مشکی رو پاره میکنه من تو آریاشر توی پارکی که کل ایرانی صبح جمعه یزد جلسه و من خوابم میبرم و با پیام برنامه اشنا میشم از اون روز تا الان که 25 ساله پرونده بدبختی های من به وسط خدا بسته میشه یعنی نه کمپی رفتی نه چند روزی یه دردهی بود این جالبه سوال خوبی کردی اصلا اونوقت کمپا نمودن فرار خدا بیام روزده شد کم وقت پیش فوت کرد کسی که این برنامه رو برد توی هممت یه جایی هست به نام نیزار اومده اونجایی چی گوشتو بود که کسی که تمالی دارن بیان حالا اصلا من رفتم اونجا و یه سیزه چار درزی اونجا یه آب سردی هم درست کرد و میرفتم تو آب باوریمون که آب سرد کمک میکنه زبطن از این حالت بیایی بیرون دیگه زنزم به داداشم حاضرسه خیلی آدم فهمیه خداحفظش کنم خداحفظشم سلامتی داری گفتم حاضر آقا من رزا هستم یه محتاد میگه من همونجا پشت یه تلفون گفتم یه اتفاقی به رزا افتاده این زیره باره هیچ چی نمیرفت حالا میگم مثلا با ماشین اومد و اومد تو نیزار میدونی به من چی گفت گفت نیزار میدونی چیه گفت نه یکی آتیش میگه یکی روش میکنه جز اونهایی باش که روش میکنن علکی تو نیزار نیمدی اولین سآله با پشتون خیلی کتا چرا این اصر اتفاق میفته به خاطر شهرتشونه به خاطر اینکه ضرفیتشونه خاطر اینکه دنیایی بجز فوتبال رو ندیدن یهویه که میاد اخفالشون کنه چی میشه؟ خلا هست دیگه شما وقتی یهویه سایزار تشکیل میکنه یهویه میره کنار بازنشسته میشه کسی هم توجه بدن میکنه اینا یک علت هاشه یه بخش جنتیکه آخه خیلی ها این اتفاق میوفتن اتفاق منظورم که بادنشسته همه هیه حریت فوتباله بادنشسته میشن از فوتبال لیگه همم که مربی نمیشن اما همم گفتار نمیشن یه مثال به شما بزنم مثلا من مادرم پول گرفتم پول گرفتم ماشین خریدم بهتاش فریبا پول گرفت رفت تولیدی زد اون عقلش جلوتر از احساسش بوده کسایی که وارده این وارده شاید یه مشاور خوبه اگه اون موقع داشتیم گفت رزا این پولو نرمسم فلا ماشین مودل بالا رو خواد بیا دوتا آپارتران باش بخر بازم نمی کردم نه میگرد یه مشاور خوبی داشتی خودمهبری خودمهبری تو وجود من بود خودم همه چیز بهتر میدونم فکر میکردی که خودت از همه بیشتر داناتره داناترم الان قبول داری اشتباه کردی الان به بچه هایی که احساس میکنی که در آستانه بادنشستگی هستن الان حتی خب شرحت زندگی خیلی با موقع فرق شده ولی مثلا هستن کسی که فوتبالیسته بزرگی شاید هنوزم گرفتار باشن میری کمکشون بکنی بهشون سردید هستن هستن من نمیخوایم اسب ببریم نه اسب نبریم الان تو برنامه خیلی ها رو مکمک هم اومدن و برگشتن دوره بزنیدید برگشتن بله بله خیلی هم موفقن بعضیشون خیلی ها شما اومدن من متقدم آقای دکتر تا خدا نخواد آفرین تا نخواد برگشت در اصطنابی نمیدونیم بیرحم بودن فوتباله نمیدونم بی توجهی اطرافیان بعد از فوتبالی اصلا ما تو جامعه همون سازکاری نداریم جامعه همون فوتبالی شده تمام میشه باشون چی کار باید بکنیم شما چرا گذشتر رو میگید ده تا دوتنامه از کشورهای بزرگ دنیا داشتم برای اولین بار دارم میگم یه وجه هم خاک به مملکت همون رو فروختم با این که خیلی نیاز داشتم کارشناسی برای آسیب های اجتماعی از انگلیس داشتم تا خیلی جایید با ازوزی بدین الان من جا داره یاد کنم واقعا دارم میگم تنها کسی که فهمید گفت یه جمله زیبا تو زندگی جدید و زیبا تو مینویسم و یادگاری برد آقای تاجرنیا بود رئیس ایت مدر فردی بله انسان بسیار فرهیخته بزرگ و این یه جمله اصلا به من انرژی دار چی گفت بهده آقا رضا نوشتی دوست دارم یه جمله زیبایی تو زندگی دوبارت بنویسم که حالا یه بحثایی که بعدم به تو میگم خب اینو بگم یه انسانی هم مثلا پیدا میشه یه آدم مثل عادل فردشتوپور پیدا میشه خیلی علیه من بود که این آدم اینجوری بوده اونجوری بوده ولی به من شبکی سه و سدا سیما خیلی محبت کرده و منو به عنوان کارشناسی آدمی که تا تسه سال قبلش خیابون میخوابیده واقعا تو خیابون میخوابیدی آقا داره یه اواخر اصلا نمیخواستم برم خونه مثلا پیش خودت فکر نمیکرد یه موقعی سر ازار رفت بر من سوت و هورا میکشیدن الان من گوشه خیابون میکرد چرا فکر نمیکردن؟ چه ارادهی میموند؟ ولی یه چیز بهتون بگم چرا دوست نداشتیم نگم دوست چی شد که بر نمی گشتی میدونی یه چیز بهتون بگم اینم باز واقعا فقط تو کتاب هم نوشتم میدونستم یه روز کالم خوب میشه از قبلش ها اصلا انگار به من الهام شده بود یه اتواق خوبی برا من خواهد افتاد و این دهه مرداد هشتاد این اتواق برا من از اون روز الان اصلا زمین وازی یار وازی هدف وازی تغییر کرده یعنی من بیست و پنجمه ساله اصلا تو این مکانها پامو نمیذارم یا تو جلساتم دارم به جامعه کمک میکنم یا ورزش میکنم اما چرا آقای تاجرنیارو گفتم چرا الانو شما نمیگید چرا رضا رجبی باید تو خونه بشینه و همین ردا رزوی که این همه مدارج تیش کرده سلیغه هست مافیا مافیا اعتقاد داری؟ یه قله اقاب هست خب بوش کنی چرا اعتقاد ندارم یه قله اقاب هست یکی نشست اون بالا کی کجا باشه کی کجا حالا رزال از جوی هم گشنگی نمیره بیاد بره فلانجا مثلا حالا یه اصلا تمام مندی ها ببینم تو لیگ ما چند سال آقای فوزی شما داری کارو من 29 ساله خب تا یه مدت که اصلا یه سری همونا بودن سه چار الان یه دو سه سال مربعه جوون اومدن یه چرخه یه ذره باز شده ولی هنوز هم که هنوزه آخه یه چیز هم هستش مثلا میگن آقا شمزه تا تین تو لیگه برتره مثلا هجده تا هم لیگه یکه سی و چار پنج رو الان مثلا به آقای رزا رجعوی نمیدونم به بهزای داداشتاده به کسای دیگه الان میگم بیمارا لیگ دو و سه کار کنم میری کار کنی؟ چرا نمیرم؟ شما میری الان کار کنی؟ همین الانم، بله به خاطر این که من باید مهم بودن نیست مهم چگونه بودنه مگه ایلام کار نکردم لیگ دو یادمه ایلام کار کردی شما بله 27 وزیر 25 شش وده مگه نرفتم کرمان با مهاجری کار کرد مگه تالش نرفتم با مدیر فندی من میخوا میگم که بله شما میگید سری مربی هستم میچرخنید میچرخنید دیگه؟ این نداره بیستا مدرس داریم پول لایسیس دارن چرا نمیتونم مدیر فنیه باشن؟ آخه میگن مدیر فنیه همون چیزی که علی پرابیده نه خیلی این نیست واقعا نیست؟ نه باید باشه باقی هست تو مملکه نه نه نه ببین برای این که مربی که حرف مدیر فنیه؟ کدوم سرمار بیارف مدیرفندی رو گوش میده نه ببینید برای اینکه مربیای ما شهامت ندارن برای اینکه مربیای ما ترس از جایگاه دارن برای همینه فوتبال ما دوتا شد توش نیست فوتبال ما روب سقوته آقای دکتر من میگم مدیرفندی که نمیاد دخالت کنه اما ببخشی ناصر ابراهیمی کوه تجربه است کوه نمیتونه مثلا کنری باشگاه باشه مشاوره های درست بده من نمیگم دخالت نمی کنن دخالت نمی کنم در صورت امیدوارم که حد دقل جامعه ای توش خونجاریه جمعه تلایی منه یه دست دسته پیش که سرد باشه یه دست دسته جبون هر کدومش قچه این خون از حرکت می استه متاسفانه اتواق افتاده و باید یه مقدار من خیلی تشکر بازم میکنم از آقای تاجرینیه که اون مراسم گذاشت تمام پیشکسته رو دعوت کرد یه شام بهشون داد یه هدیه بهشون داد بهشون احترام گذاشت از اون روز به بعد واقعا من دارم میگم من یه حس خوبی دارم که حتی قلی دیده شدم نوان با هم اومده بود ما اصلا دیگه انقدر وقت برنامه تموم شد اصلا نرسیدیم بپرسیم چه سالی ازدواش کردی چند تا بچه داری آقای رجعبی اینا دیگه نشد ستا نوه دست گل دارم آقا مهان و نازنین زهرا و کسرا که کسرا داره پا جایی من میزن اصلا به من نمیرسه کوریم خوندی از الان آقا خیلی ممنونم من از شما ممنونم خواهش که زمان بود یه عبادی از این داستان آسیب ها رو من بازیم یه باره یه بید تو برنامه ما باید حتی این اطلاق بیافته اینهایی که گفتیمو میذاریم کنار یه چیزای نگفتر رو باید برامون بگی چشم خیلی ممنون از حضورت تشکر میکنم از شما بخشای فرهنگی بخشایی که به درد جامعه میخوره بخشایی که تأثیر گذاره ایشانلا تو این برنامه تولیدی و زندت و بیشتر بشه تا بتونیم ما دل مردم رو امیدوار کنیم شادشون کنیم آرزوی سلامتی دارم برای هموطنانم آرزوی دارم حال دلشون خوب باشه آرزوی دارم در تمام جهان سلح باشه انشاءالله سپاس گذارم آقای رزا رجبی عزیز پیش گسفت محترم فوتبال از باشکار استقلال یک ساعتی در خدمتش اومدیم حرف خوبی رو زدن خاطرات گذشتره با هم مرور کردیم امیدوارم در ادامه مسیر زندگیتون موفق و معایت باشید بهترین ها برای شما خانواده محترم نواه گلتون رقم بخوره به اتباق میمان عزیز جناب رزا رجبی پیشکسفت خوب فوتبال کشورم و همکاران خوبم در ورام محبته گفتگو با شما شنواندگان عزیز خداحافظی میکنم روز شب خوش و خداحافظ موسیقی در موسیقی درسته موسیقی گر بر سر نفس خود امیری مردی گر بر دیگران خورده مگیری مردی PYM JBZ