آنالیزور به این مفهومی که الان آنالیزور بلنشه بره فلان کشور ببینه که بازی تدارکاتی چه تیمی بازی میکنه چه شمارهی بازی میکنه و همه رو رسط کنن نبود خدا همون باید پیمی بردیم که این تیما با دیدن بازی هاشون چی دارن چی ندارن من متوجه شدم که در حسوی ما خوردیم به کره بله به کره خوردیم به کره جنوبی خوردیم که خیلی وقتا یا یکیچی یکیچ بردیمشون یا میباختیم یا مساوی میکردیم در اون بازی من هرچی بازی های کوره رو رسد کردم و دیدم دیدم نیمه دوبوم اینا کم میرن به همه خاطر ما نیمه اول دو یک اقع بودیم از اونا و نیمه دوبوم پنج تکول از ما خورن و گریه میکردن و خود شما حضور داشتین تو این بازی ها و دیدین که بچه های ما دلاورانه جنگیدن و هم اینا باعث شد که بچه ها اعتمادشون و حتی قهرمانی بیشتر بشه محله بعد که خوردیم به عربستان این بازی کرای را خدمت کنم خدا رحمت کنه مرحوم بحرام شفی و من روشو شاد بشم در چندر آقای شفی بودم که ایشون داشتن گزارش میکردن و و از دقیقه 52 که بچه ها دیگه شروع کردن به گل زدن بایشون که صحبت میکردیم بعد از گل مصابیف واقعا ما به این بابر رسیده بودیم که بچه ها حتما این بازی رو میبرن ولی فکرشونه میکردیم 6 باشه تصورم این بود که مثلا بازی 4-2 بشه 3-2 بشه ولی واقعا بچه ها تو اون بازی کاری کرده بودن که کوریا رو من در هیچ برهز تاریخ اینقدر نسبت به شراط فوتبالی کمتوان ندیدم نه که کمتوان باشن در برابر قدرت ما و قدرت تیم ما نمیتونستن دوام بیارن دقیقا کوریا همونطور که فرمودین تو ادوار مختلف تارکت و مسابقات رسمی هیچ وقت از هیچ کمی شیشگوه نخوردن هیچ وقت چه در آسیایی ها چه در اولمپیکا جهانی ها و هر جایی که رفتن ولی اون روز هم سر مربیشون زد دیری گریه هم کل بازیکناشون اصلا دیگه سرحال نشدن چون دیگه به مراحل بعدم سعود نمی کردن همون شبانه رفتن هممون هم توی یه هوتل بودیم و بچه ها واقعا دیگه رفتن واسه قهرمانی منتا بازیه با موجود درن خوردیم به عربستان بازی با عربستان متاسفانه داور اونطور که باید و شاید نظر مصبتی به کار فنی اتفاق افتاده در بازی نداشت کمال قندور بود از مصر که قایدتا نباید از مصر میزاشتن اصلا نباید از کشورهای عربی میزاشتن همزبون نباید میزاشتن به همین دلیل ما وقت اضافه و پنانتیوی نکشیم نصران دریافت 27 ما گل زدیم گل ما را قبول نکردن گل ساله ما را قبول نکردن گل خوبی زدن بچه ها گلی که آقای استیلی زد یا حتی پنالتی شد روی بچه ها نگرفت بله ولی خب اون واضع این اتفاق افتاد ولی خوشبختانه بچه های ما چهار تا موقعیت گرفتن و رشد و پیشرفت در کل فوتبال جهان به دست رو بردن و لیژیونر شدن ولی عربستان یه دونه مدال تلا انداختن گردن زمینی که تو اون بازی احمد ازا وقتی اومد برای پنارتی دوتا پنارتی رو هم گره ولی بچه های ما سه تا پنارتی رو دست دادن متاسفانه باب اونم به خاطر همون اتفاق جوانی بود که اگر در اون زمینه هم خب باید هم دور به جوان داده بشه هم با تجربه خیلی وقتا با تجربه ها جورت نمی کنن پشت پنارتی برن ولی خب ستا پنالتی که خراب شد به این دلیل بود که ما حتی آقای دایی که همیشه تو پاش گل می شد علی دایی و یزدانی خاکبور پنالتشون گل نشد و بعد ما رفتیم برای سه بومی در بابر کوویت کوویت هم تیم قریبی بود بله اصلا اون تیم وصف اولی اومده بود تیم کوویت و اون موقعیت رو ما گرفتیم و گلی که آقای دایی زد همه اونایی که بعدن ما رو دیدن گفتن ما فکر کردیم اینشون گردنش باید حتما آسیب دیده باشه و اتفاق میفته چون با شونه و با گردن رفتن و اون توپو گل کردن ولی خوشبختانه این بابی شد که فوتبال ما نجات پیدا کنه و مدیره و مسئولین یه ذره چشم و گوششونو با کنن که باید به فوتبال رسیدیگه بیشتری بشه این اتفاقات باز شد که واقعا فوتبال ما بره و 98 با این که موجزه ای اتفاق افتاد که اون توپای استرالیا گول نشه و امرزا روز خوبی داشته باشه امرزا در بازی با کوبایی تبدیل پنارتی گره بازی که ما سه بوم شدیم دوران خوبی داشت خیلی خوب بود اگر تو اون بازی ها هم از اول نرفت تو زمین انگوشت شستش آسیب دیده بود و نمیتونست که با انگوشتی شکسته بازی کنه ولی تمرینش رو مرتب میکرد و یکی از واقعا نوابق دروازبانی ما احمد رزا آب زاده بوده که نباید به حق ازش گذشت آقای حجازی، آقای رشیدی و واقعا آقای اصلی و دروازبانه خیلی خوبی که پشت سر گذاشتیم ما این ها به عمرزا هیچ کم تر از اینا نبود و در خیلی از مسابقات تیم ملی ما رو نجات داد موسیقی نتیجه که ما در جاملت های 96 گرفتیم خدمت شما ارز کنم که افتخاراتی که بچه ها به دستو بردن باعث شد که یک نسل تلایی از فوتبال ما شکل بگیره یک بازیکنهایی به حال به فوتبال ما معرفی بشن خیلی ها رفتن در تیم های باشگاهی خارج از کشور بازی کردن و همون باعث شد که ما در سال 1998 سود کردیم به مصابات جامعه جهانی اما برای جامعه جهانی 2002 تیم ملی ما با شرط خوبی داشت با بلاجویچ اما نتونستیم به جامعه جهانی 2002 بریم و شما در کنار اون تیم هم بودید تیم خوبی هم داشتیم خدمت ها از کنم اونم همون که گفتم مدیریتی ما یه مقدار اتفاقاتی میفته که گاهی خواست مدیرها باش برن این تیم نتیجه بگیره یا نگیره آهد بلاجویچی که از بهترین مربیه بود که در مسابقات 98 به عنوان بهترین مربیه جهان از طریق مربیه رعی گیری شد و انتخاب شد بسیار باحوش بود بسیار کاربلد بود بسیار با تجربه بود در کنارش آهد برانکو بود من بودم و مربیه دروازبانه به نام فخردیم به گویش که ایشون مسلمان بودن خدمه کادر باز خیلی خوبی داشتیم بچه ها خیلی گرم و خوب کار کردن و یه جا به جایی روزبازیه با بهرین که نباید این کار اتفاق می افتاد جا و مکانمونو حوض کنیم قضامونو حوض کنیم نمیدونم داستانهای اینشان این که من بارها جا به جایی از نظر محل هوتل بله از محل هتل از نوع تغذیه اینا چی بود این تغذیه؟ بعد روز بازی گفتن سفارت شما رو دعوت کردن و باید بریم تو فلان هتل اونجا مهمون سفارت معمولا تو مسابقاتی به این شکل روز بازی کسی به جای دعوت نمیشه تیم باید در آرامش کامل باشه تیم باید استرهت کنه تیم باید یه قضایی بسیار سبک بخوره تا بتونه بعد بارده مسابقه بشه به همین دلیل نه تنها قضای سبوکی بچه ها میلن کردن بازی کن وقتی میبینه از ساعت دو تا ساعت هفت که میخواد بازی شروع بشه پنج ساعته اون با خودش کلنجار میره که خب من حالا مثلا تو این پنج ساعت همه چی هز میشه جز میشه ولی این صحیح نیست این تفکرات تفکرات خیلی وقتا بردامای تغذیرم حالا چه باشگاه ها و چه تیمای ملی من رسد می کردم اون روز وقتی که اتاق ما جدا بود از اتاق بازیکنان از جایی که بچه ها باید سرویستهی می شدن وقتی من سر کشیدم دیدم رو میز انواب اقسام خوراکی ها رو تو دیسای بسیار عریض و طویل چیدن ما اونجا بچه نمیتونیم دستشه بگیری این نخور اونو نخور اونه که مسابقه تعین میکنه که شما چه قضایی رو بخورین چطوری باشه سبک باشه قضایی باشه که تولید اسید لاکتیک نخونه وقتی این اتفاق میفته و شما انواع و اخصام دسرها از بستنی گرفته کرم کارامل گرفته هرچی انواع شیرینی جاد بریزی رو این میز بچه دوست داره که به همه سرکشی بکنه جوونه بخوره ولی اینا تبعات داره در حضم و جذبش و بعد کپ میکنه بدن وقتی که من رفتم به بلازویچ گفتم که روشون شاد آقای رنجبرم نشسته بودن دوره آقای صفای فرانی بودن همه ما دوره یه میز توی اتاق دیگه و خدمت رو ارز کنم رفتم سرکشی کردم دیدم که بچه ها بیرحمانه دارن اون قضا رو سرکشی میکنن اومدم به آرنجبر گفتم آرنجبر به رزا گفت و به بلازوید دو دستی زد تو سرش و بیچاره شدیم بعد از اون که من جلویه چون تیم و من گرمی کردم شروع کردیم دیدیم اصلا اینا تکون نمیتونن بخورن با هر ترفندی که ما کار می کنیم گرمشون می کنیم اصلا حرکت ندارن بعد بلازوی سرشو تکون می دادو و ما های چهرشو می دیدم که می رفتو هم اتفاقاتی هم که افتاد خب وقتی گل خوردیم اونا دوتا جلو افتادن بعدش بازی شد دو یک و بعد شد سه یک و تازه یه رو به آخر بچه ها به حوش اومده بودن که چند چندیم و اون روز بیشترین خبرنگار هم آقای فراهانی دعوت کرده بودن به اون مسابقات اکاس ورزشی خبرنگار ورزشی که کسی گلهی نداشته باشه که آقا ما کمبودی داشتیم تو این زمینه ها یا مثلا خبر نرسید تمام آقایون همکارای شما تمام آقایونی که اونجا بودن به عنوان اکاس خبرنگار مفسر همه گفتن وردا این تیم پنج تا به بحرین میزنه قبل از بازی قبل از بازی با تبایی میزن آمادگی که از بچه ها میدیدن دقیقا اصلا روز قبل بازی این بچه ها لحله میزدن که این تیمو بیان تیکه پاره کنن ولی اطفاقاتی که روز بازی افتاد همه چیز تغییر داد همه چیز تغییر کرد و دودش به چشم فوتبال رفت دودش به چشم جامعه ورزش رفت و اونایی که تفکرات سیاسی دارن ای که های سیاست رو با دانش انجام بدن نه ای که هر اتفاق فوتبالی رو بزرگ به حساب سیاست وقتی که دوت شدید برای تغییر هوتل آقای رهنجبر نمیتونست مخالفت کنه که این مهمانی رو مثلا بزنن روز بعد از بازی بدن که خب چون ریاست فدراسیون بودن دبیرشون بودن همه اونجا حضور داشتن و اصلا آقای دانشور بودن آقای خدمت مرس کنم خود مهندس ولی به لازمیش موافق رفتن به این مهمانی نبودش اصلا میگو مجا بعد به این بند خدا گفتن که اینا یه چیزی میریزن تو قضا من به جرعت قسم میخورم با این توضیح که ممکنه که توی هتل سیزی توی غذا برزن هتل عوض کرده ما سالها سالها و سالها جناب شکری با تیمای مختلف این که شارعه عربی سفر کردیم ممکنه زمین تمرینیشون اون طوری مناسب نبوده گفتن یه راه دوری برین و برگردین ولی هیچ وقت از این کارهای کسیف نکردن با ما همیشه اون احترام لازمه را گذاشتن همیشه اونا و اولی که بله میدان مسابقه میدان رقابت و رقابت ساله اصلا او همه تیمای دیگه هستن ما هم هستیم تیم خودشون هم هست و این تفکری که میان میگن که قضا اینجوری بود جای خواب اینجوری بود اینا رو من با این چشام که دیدم در این سالها که ای همه سفر کردم اینا فقط توجیهه اینا شمن خالی کردن از زیر بار مسئولیته هیچ وقت صحت نداشتیم آقا سلیم ممنونم از حضورتون در این برنامه خیلی لطف کردید میشه با شما خیلی بساعت ها صحبت کرد ولی وقتمون محدود هستش انشالله از شما این قولو میگیرین تا در یک فرصتی دیگه بازم بشینیم با شما ساعت ها صحبت کنیم من تشکر میکنم از شما از دوتتون مردم عزیزمون و اصل میکنین خب رادیو تلویزیون اینا امکانات و به صلاح وسائلی هستن که مردمو با مربیهاشون با تیمای ملیشون با بازیکنهاشون آشنا میکنه و همیشه شما برنامهاتون خیر بوده و خوبی و سازندگی ممنونم از لطفتون خدا نگهتارتون باشین تشکر میکنم از شما شنبندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدین پشکر میکنم از همراه شما براتون آنزی مفرقیت میکنم خدا نگهدار همه شما موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی راژیو ورزش راژیو تحرک راژیو سپورت تندرستی و نشاد راژیو انرژی همراه با آخرین رویدادهای ورزش ایران و جهان موجه ای راژیو ورزش صدای ترک و نشاد بانشاد بانشاد بانشاد بانشاد موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی نمردست تو نمیرد تویی تا کرمت راه جمان برگرفت پشت زمین بارگران برگرفت تا کرمت راه جمان برگرفت پشت زمین بارگرام برگره هر که نگویای تو خاموش به هرچه نیاده تو فراموش به اون چه کمر بسته که ما بنده ایم گل همه تن جان که به تو زنده ایم اون چه کمر بسته که ما بنده ایم همه تن جان که به تو بنده ای موسیقی گر تو برانی فکر رویا بری گر تو برانی فکر رویا بری ای همه هستی زی تو پیدا شده خاک زعیف از تو توانا شده آنچه تغییر نپذیرد تویی وان که نمردستا نمیرد تویی تا کرمت راه جهان برگرفت پشت زمین بارگران برگرفت تا کرمت را به جمان برگره پشت زمین بارگران برگره هر که نگویای تو خاموش به هر چه نیاده تو فراموش به قنچه کمر بسته که ما بنده ایم گل همه تن جان که به تو زنده ایم گم چه کمر بسته که ما بنده ایم گم همه تنجام که به تو بنده ایم موسیقی دست از این پیش که دارد که ما داری از این پیش که دارد که ما چاره ما ساز که بیاوریم گر تو برانی بکه رویاوری دست از این پیش که دارد که ما زاری از این پیش که دارد که ما چاره ما ساز که بیاوریم گر تو برانی بکه رویاوریم گر تو برانی بکه رویاوریم در محضر بلابیت در جنگ دوازده روز اتحاد ملت ایران یک پارچگی ملت ایران دشمن رو ناامید کرد یعنی دشمن از همون روزهای عبائل و عباست جنگ فهمید که به اون مقصود و قرزی که داشته دست نهادید قرز دشمن زدن فرمانده ها نبود این یک وسیله بود دشمن با خودش فکر کرده بود که سرموندهان نظامی رو بزنه بعضی شخصیت های معثر نظام رو بزنه در کشور اقتشاش به وجود بیاد و در تهران به خصوص عوامل اونها دست بزنن به آشوب و اقتشاش و مردم رو افراد رو که میتوانند بکشانند به خیابان ها حادثه ای درست کنند به وسیله مردم علیه جمهوری اسلامی این هدف بود هدف بنابراین جمهوری اسلامی بود هدف مختل کردن نظام بود که من در یک صحبت دیگری گفتم که اینا حتی برای بعد از جمهوری اسلامی نشسته بودن نخشه کشیده بودن و فکر کرده بودن این هدف در همون قدم های اول شکست خورد همه سرداران و اینها که بلا فاصله تقریبا جایگزین شدن کسانی رو جایگزین اونها معین شدن و وضع و نظام و ترتیب و قاعده نیروهای مسلح با همون استحکام و با روحیه بالاتر باقی موند اما مردم که معسر ترین انصار مردم بودن مردم مطلقا تحت تأثیر اونشه که دشمن میخواست قرار نگرفته تظاهراتی به وجود آمد خیابان ها پر شد اما علیه دشمن نه علیه نظام اسلامی