حتی از مرحله اول بیاد بالا ولی با توجه به همدلی، همبستگی و کارهای خوبی که در اون تیم اتفاق افتاد و به یه تعدادی از جوانا دور داده شد و حتی احترام بزرگترام سر جای خودش به موقع هر کدومو میبینین دعوت شدن و در مراحل مختلف در تیم ملی حضور داشتن ما میتونستیم با مربی وطنی تا همه الانشم از اون موقع که من کار میکردم تا همه الانشم مربی های وطنی روی نیمکت تیم ملی بشینن نه نه سال ما مربی بیاریم روی نیمکتمون بشین و حتی یه ثبوت آسیا نیاره به همه خاطر تحولی ایجاد شد و در اون موقع ایجادم نمیره آقای هاشمی تبا که ریاست سازمان تربیت بدنی داشتند و آقای مهندس فائقی همه رده ها در اون سال باخته بودند از نونه هالان و جوانان جوانان سالونی پوتزال همه چی همه چی حتی اتنی بزرگان با استانکو و آریهان هم نفتی نگرفت دقیقا بعد این تغییر تحول باعث شد که واقعا بچه ها با همه وجود تمریناتو خیلی خوبی انجام بدیم باید که امکانات آنچنان خوتلای آنچنانی در اختیار پوتبال باشه ما همش در استودیوم آزادی هر جا که خوابگاهی بود اونجا اسکان پیدا می کردیم تمرین تمرین تلاش و دنبال محفظیت بودیم که من وقتی که پای پله هوا پیما داشتم می رفتم خداحافظه می کردم به آقای فائقی گفتم که آقای مهندس این تیم با دست پر بر میگرده دست پر ما این بود مقام سه بومی بهترین گلزن جام بهترین بازیکن آسیا آقای خدا داده عزیزی و جام اخلاق یعنی هیچ تیمی تو ایران تا الان این موقعیتها رو به دست نیورده ولی اون تیم به دست رو برد و باعث شد که ما هیچده نفرمون لیژیونر بشه لیژیونر به کجا؟ به کشورهای اروپایی آلمان بیشتری بازیکن ما رو گرفتن آقای سالنیان یکی از ویژگی های این تیم بود که آقای مایلوکان تلفیقی از بازیکنهای با تجربه و جوون رو برای مصابات فرست بود به عنوان مثال مهدی مهدوی که دوران 19 سالش بود نکیسا 21 سالش بود مرحوم محدد مینابند 21 سالش بود داروش یزدنی 19 سالش بود بازیکن هایی داشتیم مثلا کریم باغری 22 سالش بود تلفیقی از این بازیکن ها ترکیب خیلی خوبی داشتیم آبدزاده بود، علی دایی بود، منصوریان بود مجاوا محرمی بود، سیروستی محمدی بود ترکیب و تلفیق این جوان ها به تیم خیلی انگیزه داد اما یه اتباقی که افتاد بازی اول که کم تر کسی فکر میکرد ما به ارا باختیم شاید خیلی فکر میکردن با این باخت تیم ما دیگه به مرحله بر سعود نکنه ضمن این که اون دوره از مسابقات تغییراتی هم ایجاد شده در جاملت ها برای اولین بار دوازه تا تیم بود برای اولین بار توی سه گروه چار تیمی بود و جدبر مسابقات سمتیازی شده بود برخلاف دوره های گذشته بعد تیمای اول دوم سعود میکردن و دو تا تیم سه بوم هم شانس سعود داشتن بازی اول ما به اراق باختیم در حالی که مستقبه باخ نبودیم خب یکی از دلائلش اتفاقا این مسئله مسئله روحی روانی بود که جنگ در اون اراقی ها ایجاد کرده بود و مسئولینشون فشار بیش از حدی به بازیکن میوردن اگر مگر میذارن اگر نب به بازین فلان میشین حالا در این جده از این که شما میفرمایید یه مقدارم بچه های ما با توجه به نتایجی که در دوره های قبل تیم ملی یرفته بود هنوز به اون خودبابلی نرسیده بودن ولی در بازی با تایلند با یک دوتا تغییری که آقای مالکو هنداد من اشتماع نکنم نعیم سعداوی و مهداد مناوند از اول بازی دوباره اومدن بازی کردن و تایلند رو بردن اتفاقا گلاشم نعیم سعداوی و مناوند زدن سده گلی که ما زدیم علی دایی زد مهداد مناوند و نعیم سعداوی بله بله خب این بورد ما جلو تایلند خیلی عوض کرد وضعیتو شما در کنار تیم بودید از اون حالت بچه ها بفرمایید خدمتو ارز کنم ما عربستان خب جز سردم برای آسیا بود اون موقع وقتی عربستانو بردیم و تایلندو بردیم عربستانو بازی ثوان بردیم و خدمتو عرض کنم این خودباوری به وجود اومد که اون بازی اتفاق بوده که ما به عراقی ها باختیم منم با توجه به اون شرایط تحصیلی که داشتیم تجربه مربیگری که داشتم و از متعالیه که در زمینه آب و هوا تغذیه شناخت نجادایی که باشون بازی داریم کشورایی که بازی داریم من رسد می کردم خودم جداگانه جداگانه از کادر فنی بازی جاهای دیگر رو هم پیگیری می کردیم اون موقع آنالیزور به این مفهومی که الان آنالیزور بلنشه بره فلان کشور ببینه که بازی تدارکاتی چه تیمی بازی میکنه چه شمارهی بازی میکنه و همه رو رسط کنن نبود خدا همون باید پیمی بردیم که این تیما با دیدن بازی هاشون چی دارن چی ندارن من متوجه شدم که در حسبی ما خوردیم به کوره بله به کوره خوردیم به کوره جنوبی خوردیم که خیلی وقتا یا یکی که یکیچ بردیمشون یا میباختیم یا مصابی میکردیم در اون بازی من هرچی بازی های کوره رو رسط کردم و دیدم دیدم نیمه دوبوم اینا کم میرن به همه خاطر ما نیمه اول دو یک اقع بودیم از اونا و نیمه دوبوم پنج تکل از ما خورن و گریه میکردن و خود شما حضور داشتین تو این بازی ها و دیدین که بچه های ما دلاورانه جنگیدن و هم اینا باعث شد که بچه ها اعتمادشون و حتی قهرمانی بیشتر بشه بعد که خوردیم به عربستان این بازی کدر خدمتون است کنم خدا رحمت کنه مرحوم بحرام شفی و من در چندر آقای شفی بودم که ایشون داشتن گزارش میکردن و از دقیقه پنج و دو که بچه ها دیگه شروع کردن به گل زدن بایشون که صحبت میکردیم بعد از گل مصابیف واقعا ما هم به این بابر رسیده بودیم که بچه ها حتما این بازی رو میبرد ولی فکرش نمی کردیم شیشتا باشه تصور این بود که مثلا بازی چار دو بشه سه دو بشه ولی واقعا بچه ها تو اون بازی کاری کرده بودن که کوریا رو من در هیچ بره از تاریخ اینقدر نسبت به شراطی فوتبالی کمتوان ندیدم نه که کمتوان باشن در برابر قدرت ما و قدرت تیمی ما نمیتونستن دوام بیارن دقیقا کوریا همونطور که فرمودین تو ادوار مختلف تارکت و مسابقات رسمی هیچ وقت از هیچ کمی شیشگو نخوردن هیچ وقت چه در آسیایی ها چه در اولمپیکا جهانی ها و هر جایی که رفتن ولی اون روز هم سر مربیشون زد دیری گریه هم کل بازیکناشون اصلا دیگه سرحال نشدن چون دیگه به مراحل بعدم سعود نمی کردن همون شبانه رفتن هممون هم توی یه هوتل بودیم و بچه ها واقعا دیگه رفتن واسه قهرمانی منتا بازیه با موجود دادن خوردیم به عربستان بازی با عربستان متاسفانه داور اونطور که باید و شاید نظر مصبتی به کار فنی اتفاق افتاده در بازی نداشت کمال قندور بود از مصر که قایبتا نباید از مصر میزاشتن اصلا نباید از کشورهای عربی میزاشتن همزبون نباید میزاشتن به همین دلیل ما وقت اضافه و پناه دیاری نکشت در این دقیقه بی سانت ما گل زدیم گل ما را قبول نکردن گل ساله ما را قبول نکردن گل خوبی زدن بچه ها گلی که آقای سیلی زد یا حتی پنالتی شد روی بچه ها نگرفت بله ولی خب اون واضع این اتفاق افتاد ولی خوشبختانه بچه های ما چهار تا موقعیت گرفتن و رشد و پیشرفت در کل فوتبال جهان به دست رو بردن و لیژیونر شدن ولی عربستان یه دونه مدال تلا انداختن گرد زمین این که تو اون بازی احمد ازا وقتی اومد برای پنارتی ها دوتا پنارتی رو هم گرفت ولی بچه های ما ست پنارتی رو دست دادن متاسفانه خب اونم به خاطر همون اتفاق جوانی بود که اگر در اون زمینه هم خب باید هم دور به جوان داده بشه هم با تجربه خیلی وقتا با تجربه ها جورت نمی کنن پشت پنارتی برن ولی خب سه تا پنالتی که خراب شد به این دلیل بود که ما حتی آقای دایی که همیشه تو پاش گل می شد علی دوی و یزدانی خاکبور پنالتشون گل نشد و بعد ما رفتیم برای سه بومی در بابر کوویت باز کردیم کوویت هم تیم رو روی بود بله اصلا اون تیم باسه اولی اومده بود تیم کوویت و اون موقعیت رو ما گرفتیم و گلی که آقای دایی زد همه اونایی که بعدن ما رو دیدن گفتن ما فکر کردیم ایشون گردنش باید حتما آسیب دیده باشه و اتفاق میفته چون با شونه و با گردن رفتن و اون توپو گل کردن ولی خوشبختانه این بابی شد که فوتبال ما نجات پیدا کنه و مدیره و مسئولین یه ذره چشم و گوششونو با کنن که باید به فوتبال رسیدیگه بیشتری بشه این اتفاقات باز شد که واقعا فوتبال ما بره و 98 با این که موجزه ای اتفاق افتاد که اون توپای استرالیا گل نشه و احمد رزا روز خوبی داشته باشه احمد رزا در بازی با کباییت هم دوتا پنارتی گریه بازی که ما سه وم شدیم دوران خوبی داشت خیلی خوب بود اگر تو اون بازی ها هم از اول نرفت تو زمین انگوشت شستش آسیب دیده بود و نمیتونست که با انگوشتی شکسته بازی کنه ولی تمرینش رو مرتب میکرد و یکی از واقعا نوابق دروازبانی ما امرزا آبزاده بوده که نباید به حق ازش گذشت آقای هجازی، آقای رشیدی و واقعا آقای اصلی و دروازبانه خیلی خوبی که پشت سر گذاشتیم ما این ها به امرزا هیچ کم تر از این ها نبود و در خیلی از مسابقات تیم ملی ما رو نجات داد موسیقی نتیجه که ما در جامعه ملت های 96 گرفتیم خدمت شما ارز کنم که افتخاراتی که بچه ها به دستو بردن باعث شد که یک نسل تلایی از فوتبال ما شکل بگیره یک بازیکنهایی به فوتبال ما معرفی بشن خیلی ها رفتن در تیم های باشگاهی خارج از کشور بازی کردن و همون باعث شد که ما در سال 1998 سود کردیم به مصابات جامعه جهانی اما برای جامعه جهانی 2002 در این وقت، تیم ملی ما با شرط خوبی داشت با بلاجویچ. اما نتونستیم به جامعه جهانی دو هزار و دو بریم و شما در کنار اون تیم هم بودید. تیم خوبی هم داشتیم. خدمتو ارز کنم. اونم همون که گفتم مدیریتی ما یه مقدار اتفاقاتی می افته که گاهی خواست مدیرها باش برن این تیم نتیجه بگیره یا نگیره. آهد بلاجویجی که از بهترین مربی ها بود که در مسابقات 98 به عنوان بهترین مربی جهان از طریق مربی ها رعی گیری شد و انتخاب شد بسیار باحوش بود بسیار کاربلد بود بسیار با تجربه بود در کنارش آهد برانکو بود من بودم و مربی دروازبان ها به نام فخردیم بود به گوییش که ایشون مسلمان بودن خدمت کادر باز خیلی خوبی داشتیم بچه ها خیلی گرم و خوب کار کردن و یه جا به جایی روز بازیه با بهرین که نباید این کار اتفاق می افتاد جا و مکانمونو عوض کنیم قضامونو عوض کنیم نمی دونم داستانهای این چیانانی که من بارها جا به جایی از نظر محل هوتل؟ بله از محل هتل از نوع تغذیه اینا چی بود این تغذیه؟ بعد روز بازی گفتن سفارت شما رو دعوت کردن و باید بریم تو فلان هتل اونجا مهمون سفارت معمولا تو مسابقاتی به این شکل روز بازی کسی به جایی دعوت نمیشه تیم باید در آرامش کامل باشه تیم باید استراحت کنه تیم باید یه قضایی بسیار سبک بخوره تا بتونه بعد وارده مسابقه بشه به همین دلیل نه تنها قضای سبوکی بچه ها میل نکردن بازی کن وقتی میبینه از ساعت دو تا ساعت هفت که محاد بازی شروع بشه پنج ساعته اون با خودش کلنجار میره که خب من حالا مثلا تو این پنج ساعت همه چی هز میشه جز میشه ولی این صحیح نیست این تفکرات تفکرات خیلی وقتا بردامای تغذیر هم حالا چه باشگاه ها و چه تیمای ملی من رسد می کردم اون روز وقتی که اتاق ما جدا بود از اتاق بازیکن و از جایی که بچه ها باید سرویستهی می شدن وقتی من سر کشیدم دیدم رو میز انواب اقسام خوراکی ها رو تو دیسای بسیار عریض و طویل چیدن ما اونجا بچه نمیتونیم دستشه بگیری اینو نخور اونو نخور اونه که مسابقه تعین میکنه که شما چه قضایی رو بخورین چطوری باشه سبک باشه قضایی باشه که تولید اسید لاکتیک نکنه وقتی این اتفاق میفته و شما انواع و اخصام دسرها از بستنی گرفته کرم کارامل گرفته نمیدونه هرچی انواع شیرینی جاد بریزی رو این میز بچه دوست داره که به همه سرکشی بکنه جوونه بخوره ولی اینا تبعات داره در هزم و جزبش و بعد کپ میکنه بدن وقتی که من رفتم به بلازویچ گفتم که روشون شاد آقا رنجبرم نشسته بودن دوره آقای صفای فرانی بودن همه ما دوره یه میز توی اتاق دیگه و خدمت رو عرض کنم رفتم سرکشی کردم دیدم که بچه ها بیرحمانه دارن اون قضا رو سرکشی میکنن اومدم به آقا رنجبر گفتم آقا رنجبر به رزا گفت و به بلازوی دو دستی زد تو سرش و بیچاره شدیم بعد از ارک من جلوی چون تیم و من گرمی کردم شروع کردیم دیدیم اصلا اینا تکون نمیتونن بخورن با هر ترفندی که ما کار میکنیم گرمشون میکنیم اصلا حرکت ندارن بعد بلازوی سرشو تکون میداد و ما های چهرشو میدیدم که میرفتو هم اتفاقاتی هم که افتاد خب وقتی گل خوردیم اونا دوتا جلو افتادن بعدش بازی شد دو یک و بعد شد سه یک و تازه یه رو به آخر بچه ها به حوش اومده بودن که چند چندیم و اون روز بیشترین خبرنگار هم آقای فراهانی دعوت کرده بودن به اون مسابقات عکاس ورزشی خبرنگار ورزشی که کسی گلهی نداشته باشه که آقا ما کمبودی داشتیم توی زمین ها یا مثلا خبر نرسید تمام آقایون همکارهای شما تمام آقایونی که اونجا بودن به عنوان اکاس خبرنگار مفسر همه گفتن وردا این تیم پنج تا به بحرین میزنه قبل از بازی با تبجیه میزن آمادگی که از بچه ها میدیدن دقیقا اصلا روز قبل بازی این بچه ها لحله می زدن که این تیمو بیان تیکه پاره کنن ولی اتفاقاتی که روز بازی افتاد همه چیز تغییر داد همه چیز تغییر کرد و دودش به چشم فوتبال رفت دودش به چشم جامعه ورزش رفت و اونایی که تفکرات سیاسی دارن ای کاش سیاست رو با دانش انجام بدن نه ای که هر اتفاق فوتبالی رو بزنن به حساب سیاست وقتی که دعوت شدید برای تغییر هوتل آقای رنجبرد نمیتونست مخالفت کنه که این مهمانی رو مثلا بزنن روز بعد از بازی بدن خب چون ریاست فدراشیون بودن دبیرشون بودن همه اونجا حضور داشتن و اصلا آقای دانشور بودن آقای خدمتون ارز کنم خود مهندس بودن ولی بلازه بهش موافق رفتن به این مهمانی نبودش اصلا میگو بعد به این بند خدا گفتن که اینا یه چیزی میریزن تو قضا من به جرعت قسم میخورم با این توضیحی که ممکنه که تو هوتل سیزی تو قضا برزن هوتل عوض کردن ما سالها سالها و سالها جناب شکری با تیمای مختلف این که شارع عربی سفر کردیم ممکنه زمین تمرینشون اون طوری مناسب نبوده گفتن یه راه دوری برین و برگردین ولی هیچ وقت از این کارهای کسیف نکردن با ما همیشه اون احترام لازمه را گذاشتن همیشه اونا به اولی میدان رقابت و رقابت ساله اصلا اون همه تیمای دیگه هستن ما هم هستیم تیم خودشون هم هست و این تفکری که میان میگن که قضا اینجوری بود جای خواب اینجوری بود اینا رو من با این چشام که دیدم در این سالها که ای همه سفر کردم اینا فقط توجیهه اینا شمن خالی کردن از زیر بار مسئولیته هیچ وقت صحت نداشتیم آقا ساله ممنونم از حضورتون در این برنامه خیلی لطف کردید میشه با شما خیلی بساعت ها صحبت کرد ولی وقتمون محدود هستش انشالله از شما این قولو میگیرین تا در یک خوشتتی دیگه بازم بشینیم با شما ساعت ها صحبت کنیم تشکر میکنم از شما شنواندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدین تشکر میکنم از همراه شما براتون آنازی مفرقیت میکنم خدا نگهدار همه شما موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته PYM JBZ موسیقی ایران شروع و پایان ایران بالاتر از جان ایران نبی نمدفیران ایران کلام آخر ایران تمام باور ایران نبی نمدفر پر ای با شکوه مغرور ای تک یه گاه آخر آرامشی شبیه آغوش امن مادر به زینه نکه اسمی جز اسم تا نگفتن در آج من دمی که به خاک تو بیفته ایران شروع و پایان ایران بلو تر از جان ایران نبی نمدوی ایران ایران کنام آخر ایران تمام باقر ای روند بینم از پرد پرد موسیقی ای کن که هج دادی مرزه بازادی تو دنیا دنیاست این کارچن بلوست این پرچم بالا ایران شروع و پایان ایران بالا ترسیان ایران نبی نمدی ایران ایران کلام آخر ایران تمام باخر ایران نبیدم از پر پر همراه با آخرین رویدادهای ورزش ایران و جهان موجه رادیو ورزش صدای ترک و نشان بانشاک بانشاک بانشاک بانشاک بانشاک اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیم می کند احیای قهرمان نوشته ی حسین یعوبی بر اساس فیلم بازگشت قهرمان اثر رادلوری موسیقی