شاید نمیتونست باید فتح تیم نداشت فتح تیم نداشت گفتن اگر نیروهای مستره یه تیم متشکل بودیم همه با هم بیان شرکت کنن یه تیم جمع شد یه سری مسابقات انتخابی گذاشت انتخاب شدیم و ما پوزه نفر انتخاب شدیم من بودم عدلیزا منصوریان بود مهتی سپید دست بود آقای ست سالهی هم با شما بودن نه حسن نبود سه ساله ای با ما نبود خیلی محمد ریزا مهدوی بود آقای مرخی محمد مرخی محمد مرخی محمد مرخی من شما بودیم محمد ریزا مهدوی بود علی خسروی بود اونو که من یادم علی ریزا خسروی علی ریزا خسروی جماد مقدسی بله آجاد جماد مقدسی آجاد مادی که از دوره اولا راه ما سلام و با هم بودیم و اینا این تیم بودیم و هر روز هم توی باشگاه مهمات سازی توی لبیزان تمرین میکردیم تو با سابقات شروع شد و اومدیم یعنی تمرین داشتید چون خیلی تیم آماده بود نه اصلا تیم آماده بود چون تمرین داشتید تازه هم بابش رو بازاش هم پخش مستقیم میگردن پخش مستقیم بود سالون پوری میشد دوازه هزار نفر دقیقا با هنچه مسابقاتی دستان الان دیگه خیلی سخته و مسابقات به خود برگذار بشه برای اینکه اصلا شرایط عوض شده و شما تیمتون قهرمان شد قهرمان و بازی ها شدید هرس بولیس تو دو یک داریم تنها فیلمی هم که بازی دارم اش الان که دو یک من اونجا فکر کنم آقا پنجلی بازی میکرد آقا درخشان بازی میکرد درخشان محمد خاکبور حمید استیدی خدا بی امر نادار واقعی در روزباهشون بود علی محسنی علی آقا محسنی بود حمید روزباهانی نمیدونم حمید آقا با شما نسبتی نداریم این تیمه بسیار قبلی تیمه خوبی هم داشتن فیلال ما خوردیم ما همه رو بردیم تقید تنها مصایم ما پاس بود آقا مهتی برا جادی هم سرماربی ما بود هم سرماربی پاس قدر قدر قشنگه اون بازی اومد تو رخیان گفت باید فوتبالتون رو بازی برد نه تو رخیان نمکت شما میشینم نه اونجا میرم گوشه میشینم تنها تیم پاسم محسن گهروسی بود اشفر روسی بود محمد آینشی بود خیلی تیمش پرسپولیس بود تنها مصابیه فیلال پرسپولیس بود جالب اینه که من 21 گولز 20 گولز داده بودم خلیل جفری بنیاد شهید 21 گل زده بود من تو اون بازی اگه دوتا میزنم آقای گل میشدم اون هم که دیگه بازی نداشتن قبل ما آزی کردن کشاورت باشتن کشاورت بازیش نمیبود خلیل هم 6 تا زد یعنی یه جور شد تا 21 موند یعنی 6 تا زد شد 21 شد تا 21 این اگه دیگه نزده نمیتونی بله باید پرس بولیس سخته باید باید همه تماشایشی بتونیم همه هم پرس ملی سو دیگه مدیر برنامه در خدمتون خواهیم دوستان خوب شنونده همراهان خوب رادیو وردش و برنامه محبته گفتگو همچنان در خدمت جناب آقای علیه روزبهانی هستیم از بازیکنان اسفقه فوتبال کشورون که در تیمهای نیروه مسلح به عنوان بازیکا و مربی و کارپیتان حضور داشتن سالهای سال افتخار آفرینی کردن آقای روزبهانی تو بخش قبلی گفتین که اولین آقای گل مسابقات فوتسال جام رمزان که به صورت رسمی در کشورون برگذار شد شما شدین که محفظ شدین با دو گلی که توی بازی آخر توی فینال به پیرس پولیس ددین رقیب خودتون در بخش آقای گلی رو آقای خلیج افری رو پشت سر گذاشتید آقای گل شدین کپیتر هم بودین تون تیم جام هم شما بالا سر بردم بعدش اتفاقی افتاد بعدش من آقای مرحوم محمود یاباری سرماربی فوتسال ایران شدن من به ازدهار تیم ملی فوتسال درمدن رفتیم تیم ملی فوتسال رفتیم تیم ملی فوتسال یه تورنومن در آلمان شرقی لایبزیو شرکت کردیم برگشتیم دیگه رفتیم تو آلم خود فوتبال و آخه اون موقع میگفتن که فوتبالیستان میتونن فوتسال بازی بکنن شما از امون دوگان سوزا بودید دوگان سوزا هم فوتسال بازی بکنید دقیقا دقیقا در این وقت هم فوتسال و هم فوتسال بازید در این وقت هم فوتسال و هم فوتسال بازید دیگه بعد از اون سال دو سال بعدش که خدمتون عرض کردم که مسابقات تو مرکش انجام شد دو سال بعد باید ما میرفتیم ارتشای جهان توی ایتالیا اولمپیک ارتشای جهان بود اولمپیک همه رشته ها بودم فکر کنم توی اولمپیک روم هم بود در این استادیون بود دقیقا تو همون استادیون بود قبل اون ما با ارتش سوریه یه بازی رفته برگشت باید انجام میدادیم که ما سوریه رو تو اسفهان یکیش بردیم که آقای کریم خان باقری هم گلش رو زده برگشت رفتیم توی سوریه یک هفته ما سوریه بودیم اونجا هم چقدر ما رو عذیب کردن توی یه هوتل بودیم که این اصفه فقط بوق ماشین و اینو اصلا معلوم بودیم برای این اصلا تمرکز رو با هم بزنن همینطور هم شد آقای علی آقای دایی که از دوستان بسیار سمیمی مام هست و هنجام بهش سلام عرض میکنم دقیقه چلو پند اخراد شد انقدر اصلا به شکور کرده بودن بر علی آقای اخراد شد و ما ده نفره اونجا یک یک کردیم و سعود کردیم گول شاهمید آقای متحری اگه اشتماع نکنم زد یک یک شده با ما سعود کردیم رفتیم الانپیک روم که تیما همه باقی هم تیما خیلی خوبی بودن و ما هم یک تیم نمیردیم تو استادیوم روم بازی کردیم فیلال تو استادیوم روم بود بقیه توی شهرهای مختلفش یعنی شما فینالیست شدیم نایب قهرمان شدیم نایب قهرمان شدیم ما دور اول فرانسا رو یکیچ بردیم دو باره خوردیم بهم خوردیم بهم یعنی یه بازی هم شد دوباره فیلر خوردیم به پرانسه اونجا فرانسی ایجوری مار شکست اونجا دو یک مار شکست من یادم اونجا خود علی آقا چهار پنج تا گل آلیه به تیر در وزده حاشم حیدری ای که از مقایش مون بود چندیم حاشم حیدری علی آقا اونجا آقای گل شد آقای در اینجا آقای گل شد بله با تموان شما اونجا هم کپیتان بودین اونجا من کپیتان بودم این سه بومی داره بود که من اونجا شکل می کردم و شما نایب قهرمان شدید مدار نغره اولمپیک سیزمو گرفتید و به دلیل این که من چهار دور مرتب توی مسابقات بودم تند کسی بودم برای من سیلویلستار پرستادن از اونجا یه ستاره نغرهی پرستاده بودن که من روی سینم رکردار شده بودم سال هفتاده شیش مسابقات اتش جان توی ایران برگذار شد میزانی را بود آقا جلالی سرموربی بود بندر دیگر کمکاش بودن که خب متاسفانه اوت شدیم توی ایران به یونان باختیم و بالا نرفتیم خیلی من قشنگ خاطرم این صحبت علی آقای روزبانی رو من خیلی پیگیری میکردم مثلا برام جالب بود که مثلا مثلا میگم چه میدونم فلان بازیکن مثلا علی دایی توی تیم نیروی مسلح کریم باغری تو تیم ارتشای جهانی نیرو مسلح و مثلا علی روزمانی من خیلی شما رو یادمه دیگه اکساتونو میگیردن تو کمان ورشی تو دنیا ورش تو تیم مختلفونی این تیمه بعد اومد تهران و چقدر حسرت خوردیم ما رفتیم تو روم تو اولمپیک دوم شبه تو تهران رو حضر میشیم دیگه متاسفانه شرایط دست به دست هم دار و این آخرین دوره حضور ما با شما بود تو این دوره که من خودم مربی گری می کردم آخرین ده سال بعد نواده شیش ده سال تیم نیرای مستلحی جای شرکت نکرد و کاملا مسکوت ساکت موند سال نواده شیش با امان ما رفتیم مستابقه که من سرماربیه تیم نیرای مستلحی شدم اونجا دیگه سرماربی شدم آقای رحمان احمدی آقای جواد مقدسی هم همکاره من بودن آقای علی منسولیان هم که موقع سرماربی امید ایرانم بود به امان کمک بله ما چارتایی رفتیم و مسابقات شرایط خیلی خاصی داشت اونجا باید برای به قول معروف حالا یا سعود یا سعود کار میکردیم ما تصدفان شرایط مناسبی نشون نتونستیم دوازدود در مرنه هایی رو بگیریم کدیم کشور رفتیم مسابقات امان بود دیگه مسابقات تو امان بعد از اونم دیگه نیرای مسلح تشکیل نشد و یکی از به نظر من زعفایی که ما الان توی فوتبال داریم که بازیون خیلی خوبی ما توی نیرای مستلده داریم همین الان آقای روزبهانی همین الان یه تیم نظامی تشکیل بدن این همه بازیکنان سردست میشن مثلا برن توی تیم نظامی بازی بکنن ما چون تیم نظامی هم توی لیگ برتر کم داریم یه ملوان اگه اشتباه نداریم ملما نیروزمینیو داریم نیروزمینیو فجر سپاسی رو داریم و حالا تیمهای دیگه یعنی همیانه نمیشه خشید یه تیمه خوب جمع جور کرد از بازیکنهایی که هم تجربه هستن بازیکنهای جوانی که دنبال اسم رسم هستن و دنبال نیست که خودشون نشون بدن من کاملا با شما موافقم و یه زرفی که هم داریم چند سالی در استخدام ارتش بودید؟ من تا سال 92-62 استخدام شدم 92 باز شد شدم یعنی تقریبا 12 سال پیش 12 سال پیش باز شد شدم توی سالها دیگه کلنا از بدن نیروی زمینی جدا شدید؟ خیلی جدا نشدم من تا سال 92-95-96 سرماربی نیروی زمینی بودم تو لیگی یک یه بار هم نمیدونم شما بودین سرماربی شخصی دیگه بود تا آستانه سعود به لیگ برتر اومد نیروی زمینی بعد گفتن نه خود نیروزمینی اصلا برنامهش نیست بیاد نه برنامه موقع من مدیر عامل باشکا بودم آهان شما مدیر عامل باشکا نیشه از اون موقع بگید نه بگوید نه بگوید نیروزمینی باید برده چی کار نه بوجه داره نه به قول همه بازیکنان که سرباز هستن استدیو هم که نداره به طور مثالی حرفای اینجوری میزدن سال ۸۶ من شدم مدیر حامل باشکا نیروزمینی سال قبلش من آقای رحمان احمدی با تیم نیروزمینی کار میکردی من در سرماربی بودم آقای استاد رحمان احمدی هم که با افغانی بود ما افتخار داریم که خودم هم یه زمانی های سرباز که بودن فوتبال هم بازی میکنه در خدمت آقا رحمان احمدی آقا رحمان اندیکای روزگاره بعد این تیم چارم پنجم شدم توی دستیک تهران من سال بعد شدم مدیر آقا رحمان بایشم سرما ربیه نیروزمینی یه آج رحمان سرما ربیه نیروزمینی بود تیم بسیار تیم خوبی بود تا یک قدمیه لیگه برترم اومدیم یادمه دیگه که بازی آخری شیش رو خودتون واقعا نخواستید نه نه نه آقا نیروزمینی نکیرم وابدا براش مهم نیارده بیا اصلا تو همین دسته یک بمونه اصلا اینجوری نه بوده اگه مستن میخواستیمم چون اول این فرمانده امون امیر فردستان بود فرمانده نیرزم نیرزم بود به شدت برزشید بود به شدت همایت میکرد به شدت دوست داشتیم توی اینکه دو بازی ها آخر شما کم بود ما بازی یه بازی داشتیم توی محشد با تیم آقای خداداد عزیزی که اگه اون بازی رو برده بودیم تموم شده بود چون دویو چند جروب بودیم بعد دو دو مسابق شدیم آقای فقانی هم دابر بود آقای عدویزا فقانی برگشت بعد می بادیم تیران با تیم سیرجان بازی میکنیم زمین خودمون اون بازی رو اگرم می بردیم بازم بیشتر بردیم اونجا مسابق کردیم این بازی هم نباختیم سود هم نکردیم اگر برده بردیم لیگه برده بودیم نشدیم آقای روزبهانی به عنوان یک فردی که سالهای سال در فوتبال کشور بوده هیچوقت فکر کردین که چرا بازی کنی نشدین که در تیم ملی فوتبال کشور رو بخواین بازی کنه اصلی باشین حالا شاید دعوتم شده باشین ها ولی چرا این اتفاق نفته چون این همیشه برای من سابردیه سیره از بازی کنه هستن و بودن همیشه بازی کنه درجیه که بودن و هستن من همین همه اصال میزنم مثلا امیدالی شاه که از بهترین های پرسولیس وفاداره حالا بست اخلاقیش بکنه بست فنیش علی روزبهانی سالها در نیروی مسلح در نیروی زمینی کپیونتی مدینه مسلح بوده چرا در تیم ملی نمیشه یا اون اتفاق نمیفته خیلی نه تونه ارز کنم که حالا وضعیت من فرق میکرد چون من نظامی بودم و باشه اشکالی نظامی نمیتونه به تیم ملی وازی بکنه حالا بحث خروج از کشورینا مطرح بوده اون که بود حالا من خدمتون یه خاطره دقیقا جلال چراغپور بگم همیشه نه وقتی زنگ میزنم و شما خیلی بهشون رادد دارم میگه میگه علی یه روز من با کمک آقای پرویم بودم آقا جلال میگفت بعد گفت میخوام یه هافک وستاد برای تیم ملی انتخاب کنی پس میگم برم نیروزرمینی بازی داره و یک هفتکی داره به نام علیه روزباهانی بریم ببارشونیم میگه شما تیمت اومد تو شیرودی تو زانو من رو پاد بود علی پروین گفتش که ببخش میگم علی پروین چون علی آقا من خیلی دوست دارم علی آقا گفتش که چنال زانوش خرابه میگم اون زانو من باعث شد که علی آقا بازی تو رو ند از دینش اومد بیرون برم واقعا زانو تو خراب بود؟ نمیدونم که که یادم خراب بود و نه بعضی وقت همینجور بسیاری کم درب می کرد یادم باشه قدیما یه زن اسلامی کنند تیپش می کردن قسم می خورم خودم میگم و خود آقا جلال میگو میگو اگه اون روز علی آقا میشه است تا آخر و از آن رو بند پاید نبود تو انتخاب می شود و تو تیم برد و علی آقا چند سال هم سه ماروی تیم برده بوده بعد زمانی که ما بازی می کردیم مثلا حمید درخشان بود مرحوم سیروس قایب را نه تیر فونونیدار سید علی افتخاری من تو رو من یادم بخونم ما تیمه ما شما کم بازی کنی نبودیم ببینید شما وقتی میتونی گل کنی که بازی کنه کناریت هم ستشون برا باشه خودتون گل سرسود نفر افراد بودیم من یادم نمیره ما با تیم تجارت بازی داشتیم اما در این وقت که احمد سجادی و علی دایی و مجیزتان رو بازی کردن محمد جال مستقیم تجارت بود محمد امومقا سرماز بود حالا با ما بود ما با هم توی این وقت که ما حالا بودیم تجارت بازی داشتیم زمانی که علی دایی تجارت من به محمد گفتم محمد چی بود؟ گفت بله میبازی چی بود؟ گفت فقط توی تیم توی توی منم که اینجایی و سهی شما بازی رو باختیم میخواهم اینو بگم یکی از دلایلی که شاید من تیم میردم باید کنار شما بازیکن ها بزرگ باشن برای تو نیرای مسترلا مام کنارام همه بازیکن های بزرگی بودن و هر جا رفته ماشان دلیل این صحبت شما همین میتونه باشه پاسخش میتونه این باشه که تو تیم نیرای مسلح تیم ارتش ایران که بازیکن ها بزرگونه شما اونجا گولی میزدید اینجا اولمپیک در بازه اهرمانی ارتشای جهان کما اینکه تو نیروزمینی اتفاق کم تره کما اینکه تو هولند که ما رفتیم من و محسن گروسی تیم گالاتا سرای برای تیم ترکی ما برای تیم گالاتا سرای انتخاب کرد قسمت خود رو شوگیم زندگی بعد از بادنشستگی چطوره؟ خوب الحمدلله خود رو شوگی خانواده خوب دارم کنتو بچه داریم؟ ستا پسر دارم مردم مشغول هستند. هم محسود هم میلاد هم جبتشون تا یک قدم لیگی برخیر بازی کردند. میلاد ما که دوست دارند تیم دانشجو هم اسپانی ها رفت هم رومانی رفت با تیم دانشجو ها. محسود خودم هم سال ها توی لیگی یک بازی می کرد. ولی شرایط فوتبال همان شرایط زیاد برسند. شما جز اون قصد پدرهای مربی از اینگی شاید خیلی دوست نداشتین بچهاتون فوتبالیس بشن؟ دوست نداشتم سفارش کنم خیلی میدونید گفتم خودتون توی این الان میتونم قسم بخورم به جورت که اصلا سفارش این بچه هاون خود با توجه میدونید که همه ای ماربیایی دوستان بودن یا دورای ماربیگری با من بودن یا نمیدونم بازی خودم پسر سه بوم خیلی فوتبالش خوبه اصلا گفتم برو دنبال درست و زندگی اصلا ده این کوشیه کردن پسرشون چیه؟ امیر مهدی اصلا نمیدونستم کجا سیاد فوتبال حقیقتا جدی میگم دیگه بلکه چون اراده خواستی به آقای ماجدی دارم خودش فوتبالیست بود و هست و مدین و توانایی بود اینجا اومدیم و الان یک سال یک سال و نیمیه که حقیقتا فوتبال پایه تهران و کارهای زیادی انجام شد اینجا جا داره من الان نکی بخونم تملق و چاب بوسی هم نیست چون اصلا نیازی به این چیز هم ندارم هم آقای ماجدی هم آقای دوتا جباری واقعا برای فوتبال تهران دارن زحمد نکرشن الان ما تورومنت های مختلفی رو برگذار کریم شدیدم تیمای مثلا زیر پومزه سال و نمیدونم زیر ریفته سال این هم تشکیل دارید منتقب تهران دارید منتقب تهران دو سال پیش دوره بی بودم دیگر الان با هم دوستیم دیگر تیشون استاد منه همین قبل برنامه من در تلفونی صحبت میکردم نگفتم شما دارید میه سر برنامه اشون فقط هم ایکی از مربیه شما آقای صادقه نیا از بچه های بسیار خوب اشون ها کش نظامیه نظامیه بودم از اون نیک های روزگار هست خیلی هم من بهشون اراده دارم چه این سفر هم کربالا ما با هم بودیم اشون چقدر موقع زنوم هم درد دیگر انسان شریفی هست بله ما الان مناطق شیش منطقه کردیم تهرانو و اومدیم مسابقات تو مناطقه اول گذاشتیم مدارس فوتبال قهرمانین رو آوردیم توی منطقه قهرمانین رو آوردیم توی استان که دیگه استان رو خودمون برگذار می کردیم و توی زمین قیانوری که جا داره من از همه روحسایی حتی خصوصا آقای مهداد یوسف شایی که رئیس اسپودال جنوب غربه تشکر کنم کامل زمین رو در اختیار ما میذارم و تورنمنت ها به نه و اخصن داره برگذار میشه خانم ادام استقبال نکنه و اعتماد خوبی دارم خیلی قبلش که هر ماهر برگذار کردیم الان داریم میخوایم فصلی این کار رو برگذار کنیم انشالله بسیار عالی زمان برنامه همون تموم شد علی آقای روزبهانی خیلی خوشحال شدم شما اومدین قبلنا ما در یکی از برنامه های ما هموارک رمزان در رادیو وردش خدمتون بودیم و به نام شبهای رمزان بودیم تشفیه فورلو بودیم چقدر زود گذاشته چهار سال پیش بود و این توفیق به دست اومد که من مجدران در خدمت شما باشم صحبت پایانی من از همه مهمانان رو میپرسم نقطه یا آرزوی هست که همچنان برای رسیدن به اون تلاش کنید؟ امبرز من تشکر میکنم از شما که این فرصه در اختیار پیشکسفتها گذاشتین چون خیلی از این جوانه ها شاید حالا ما که به قول من شما رو همه میشنستن کسی نیستیم اصلا اصلا کسی نیستیم ولی هستن کسایی که واقعا برای این مملکت زحمت کشیدن هم زمانی که جنگ بود و نیاز داشتن توی جبه های جنگ بودن هم زمانی که دیگه جنگ تموم شده بود تو ورزش واقعا زحمت کشیدن اینو من تشکر میکنم از شما و عوامل این برنامه که این فرصت رو پراهم کردن که یه یاد آوری بشه راجع به اون برنامه هم که فرمودید این سوالتی که فرمودید من یه انسان قانعی هستم حقیقتن شاید خیلی فرصت ها برامون پیش اومد منو علیه ها روزبانیه الان تو زنش اصلا من میپرسم اینو یه ذره محدودتر شدن ساله رو مثلا بگه من الان 61 دو سالمه همچنان این توامنی رو میدونم دنبال اینست که برم سه ماربیه تیم لیگه برتری بشم اصلا تو این فکرانستان اصلا آقا موسیقی نایب رئیس فدرسیون فوتبال ایران خدا رو شاهد میگیرم اصلا همیه الان هم پیشنات کنن نمیرم چون دیگه من تمامش رو دیدم به قول آقای چراقپور یه رو صحبت میکرد میگو من این در فوتبال اومدم منم واقعا دیگه به جای سه باید بگو نمیشه هنوز که الان بسیار دو سال دارم می رویم توی شهرسی سال ایشون مارو تعمل کرده همیشه پای من بوده و اینجا جا داره من از ایشون واقعا تشکر کنم برای اشون خلافتی ده برای اشون خلافتی ده و همه مادرها بده همه برزشکارها بده همسران عزیز برزشکارها به خصوص نظامی هست نظامی هست خیلی متشکرم علیه آقای روزبهانی بازیکن مربی و کپیتان اسفقه اصفقه تیم های ملی فوستبال نیروهای مسلح و بازیکنه تیم های نظامی به وجه نیروی زمینی که مدیراملی باشکا هم شدن انشاله که محفظ و معید باشید به اتفاق مهمان محترممون با همه شما شنوندگان محترم خداحافظی میکنم روزوشتر بر شما خوش و خدا نگهد موسیقی موسیقی موسیقی همی گویم و گفتم بارها همی گویم و گفتم بارها با بد کیش من مهر دلدارها پرستش به مستیست در کیش مهر پرستش به مستیست در کیش مهر برونن زین حلقه برونن زین حلقه هشگار ها هشگار ها همیگویم و گفتم موسیقی پرستش به مستیست در کیش مهر پرستش به مستیست در کیش مهر برونن زین حلقه برونن زین حلقه هاشارها موسیقی کشیدم در کوی دلدادوان میان دل و کان بیوار هان موسیقی موسیقی چه فرهات ها مرده در کوها چه حلاج ها رفته بردار ها آی آی آی آی آی آی آی آی آی که فرهادها مرده در کنگاه چه هلاجها رفته بر دارها موسیقی پرستش به مستیست در کیشه مهر برونند موسیقی به خون خود آقشده و رفته هست موسیقی چه گلهای رنگین به جوبارها موسیقی فریب جهان را مخور زین هار فریب جهان را مخور زین هار که در پای این گل بود خارها همی گویم و گفتم بارها همی گویم و گفتم بارها با قد کیش من مهر دلدارها