نازمن هستن به کمکشون میرفتن شما در دوران حضورتون در وردش 400 دستگاه فعالیت های مضاعف هم داشتید به خانواده هم کمک میکردید میتونید از ما اولا 400 دستگاه همه رو دستویه کاسه میدونستیم حتی با قول محروب رفقه ها یه چیزهایی که از خونه میابردن پشتا هرچی از خونه می بودن با سه خوردنمون همه با هم می شستیم می خوردیم از اونهایی نبودیم که چیز کنیم و چار سه هست که هم یه محله بود که همه دیوارا به هم ورست بود هم دیگر می توانید از دیوار از پشت بود ببینن یا صدر کنن پر این امتیازه داشت در این حال من فقط منحصر به این برنامه ها نبودن من استلاحا دکتر منوچه اسمایلی دکتر حسین حبیبی و من سه عرض جوان شورای منتخب محل بودیم که بعدن هم این شورا کارهای مختلف کمودای ورزشی کمودای مسائل ورزشی رو که با ازم سرپرس کل ورزشش خود من بودم انجام می دادیم که بعدم نایب رئیس انجامن محل شدم فقط حساب این نبود حیطه های عزاداری نظر داشتم دست جاد صاحب نظر بودم در این حال با قرم محل خبتانی حتی بعضی مواقع خیلی کسا خیلی حرکت هم اخوستن انجام بدن می اومدن با من که خیلی جوان بودن انقه بزرگتر ها بودن که من پیششون عددی نبودم ولی می اومدن با من مطرح می کردن یا مشارت می کردن که منم بالاخره بی همکاری و بی نظر موافق برای کار خیلی نبودم روکی علم دارالله هم از نظر انجامان محلی هم از نظر شروع ورزشی هم از نظر اجتماعی هم از نظر به خود محلوم کبتانی آقایون مختلف تیپای مختلف اون زمان تو همه سنپا تقریبا جامعه خوردن هم اداری هم مرگانی هم ورزشی هم استلاح خود اجتماعی و فعالیت های وردیشی شما منجر به این شد که تعداد بسیار زیادی بازی کن از زمین های خاکی به تیم ملی راه پیدا کردن نوتاش که نوتا دوازده تا خود ما بوده از چار سرسکا بوده همه همه تیم ملی از اول تا آخر گیریم اون زمان پونزه تا بودن دوازده تاش مال ما بود مرچه ها سرسک بودن همه شون منو با امان مربی خودشون خطاب می کند کسیدم قبول نداشتن حتی مربی های تیم ملی رو قبول نداشتن در مقابل من منو ترجیح می دادن با اونا به خاطر علاقه که بینمون بوده ممنونم از چما شرفندگان عزیز با برنامه محووت گفتگو در خدمت چما هستیم در منزل استاد علی اکبر دریاباری هستیم از فرزندان ایشون و نزدیکان ایشون آقای سید منصور دریاباری برادرزاده ایشون هم در کنار ما هستن و ما دقیقه باشون صحبت میکنیم تا بتونیم با فعالیت های استاد علی اکبر دریاباری از زبان ایشون بیشتر آشنا باشیم موسیقی خب شنواندگان عزیز ارز کردم که در خدمت جناب آقای سید منصور دریاباری هستیم برادرزده استاد علی اکبر دریاباری که خدمات بسیار زیادی رو به وردش کشورمون در منطقه چار سر دستگاه انجام دادن آقای منصور دریاباری سلام ارز میکنم وقت شما بخیر سلام و درود خیلی خوش آمدین در خدمت شما هستم خب در خدمت استاد علیه اکبار دریاباری بودیم این سعادت رو داشتیم که خدمت شما هم باشیم استاد دریاباری فعالیت های زیادی داشتن و شاید خودشون الان با توجه به شرط سنیشون نخوان راجب گذشته هاشون صحبت کنن خب برحال یه میدارم محخوظ به هیا هستن یه میدارم نمیخوان از زبان خودشون خیلی از مساری گفته بشه جنابالی که ارتباط نزدیکی با امو داشتید و میدونید چه اتباقاتی افتده از خاطرات گذشته بفرمایید که از فعالیت ایشون چه به خاطر میارید علما ایشون که اموه بزرگوار ما هستن چهره خیلی سرشناس ورزشی خیلی خوشتام خیلی خوشفکر و دارای طرفدارایی بسیار زیاد تو منطقه محله و بستگان شما بگم کاریزمایی دارن کارکتری دارن که همیشه همراهشون یه تیم فوتبال هست حتی تو همین سن هم همیشه یه تیم فوتبال همیشه در کنارشون تو منزل یا مجلسی هر جایی که تشریف میبرن همیشه یه تیم فوتبال دورنورشون هست تیم فوتبال از نظر تعداد میگم ما بچه بودیم که زمین چار سر اسکا زمین فوتبال خاکی بود خاطرات محوی دو زهنمون هست و ایشون اونجا همیشه به عنوان بزرگ محل و منطقه میشناختنش نه فقط از جنبه ورزشی فعالیت های اجتماعیشون فعالیت های کاریشون اونمو جور که خودشون اشاره کردن حیت داشتن علم داشتن کتل داشتن اینا خیلی جالب بود به واسطه این که شهید امیر بهمن پسر بزرگیشون که سال شست و دو به شهادت رستن تقریبا همسن بودیم و همبازی بودیم همیشه با هم بودیم در واقع که خود شهید امیر بهمن هم یه ویژگی های خاصی داشت که خب برواقع جنب که می کشید یعنی اونم یه بحث مفصلی داری که راجعه شهادتش و چگونگیش و چه تیپی بود و خود ایشونم ورزشکار بود اون شهید حالا چون بحث اموه بزرگیوار ما هست دو زمین شعر و شاعری بیاد طولایی دارن صاحب یه مجموعه شاید بگی باید چاب نکردن ولی میشه بگی یه دیوانی هستن تو زمینه های مختلف عدبیات دست به قلم هستن خیلی خوش صحبت هستن صاحب اون کارکتره هستن که همیشه حول و خوششون افراد با نفوزون بیادم یکی از خاطراتشون که مغازایی داشتن تو چار سد اسکا یه روزی ما بچه تر بودیم و نبجوانی بودیم و اول انقلاب بود شاید پنجه و هشت پنجه و نو داشتن از خاطراتشون تریف می کردن می گفتن ما اینجا وای می سیم یکی می آمد رد می شد اشاره می کردم قبل از انقلاب مثلا دوتا کتاب زیر وقلش بود می آمد می زاش مغازه ما بعدم ببره یا یکی می آمد اسلاه تو کمرش بود می آمد می گفتین باشه من پس پرده یعنی این چهره مطمئدی محل هم داشتن یه همون اشارهی که شما گفتی داشا کل زمانه شاید این بهترین باجهی بود که من شنیدم تو زمینه فوتبال که شما اشاره کردین غیر از 400 اسکا ما چون اصالت هم فیریسگویی هستیم یکی از روستایی اطراف فیریسگو به نام وشتان ایشون خاطر رابطه هایی که داشتن و میشناختنشون اتا دیگه لیگ نمکی جمع جوری تو همون جا را انداخته بود بین روستاهای محل که همه فوتبال واضح می کردن برنامه ریزش و همه کاراشو خودشون به تنهایی انجام بیداد یه تیم فوتبال فامیلی داشتیم که تو استودیو به تختی ایشون زحمت کشته بود زمین گرفته بود توب گرفته بود لباس گرفته بود همه چیزو محیا کرده بود بخاطر اینکه بچه های فامیل برو و ریا و بستگان بیان اونجا یه فضای خوبی داشته باشین به ورزش بپردازیم جالبه براتون بگم یه روز گشتگاره یه مربی براتون قراره بیارم که بالا سرتون باشه گفتیم اون کی قراره بیاد که قراره گودرس حبیبی بیاد گودرس خانه حبیبی جومه صبح با یه ساکه ورزشی و لباس ورزشی سر زمین باید زده منتظره بود بلیم ارما خیلی غیر منتظره بود و میخوام بگم این رابطه ها رو انقدر داشت که یه آدم بزرگی مثل گودرس حبیبی بیار شده یه تیم خیلی فامیلی و حالا بسا خیلی هم ارفعی بازی نمی کنن این چیزای خاطراتیه که میتونم اشاره کنم بیار مثلا تو اوال انقلاب بیار نفشه چون همه اون بچه پیروزی بودیم یه امو برادر ایشون امو بزرگی ها رو ما که رحمت خدا رفته حاج سدر احمد یه کارگاه بزرگی داشتن رو رو ستاد در نیروهوایی حتما حضور زن هم نردید یه انقلاب و خیابون پیروزی و ستاد نیروهوایی و تسلیحات و اینا همه یعنی بچه های پیروزی خیلی نخش فعالی داشتن تو اون دوره زمانی که امو علی اکبر ما هم یکی از اون تیپایی بود که واسه نه تو همون کارگاه جزوه هفتشتن هفتشتن بودن که اسلاحه به دست بودن 19 بهمن 20 بهمن تو آستانه پیروزی انگلاب واسه نه ما ها بچه بودیم کوکتل مولتوف درست میکردن به امو یاد میدادن چی کار باید بکنیم چی جوری درست کنیم که خودشون آماده باشه براشون تو زمین های مختلف فعالیت های شایانی داشتن دیگه پوغلده آدم خیلی دست و دلباز صفردار مهربون بشانا سایشه و سد و بیست سال بلو سرمون باشه ممنونم از شما و خاطراتی رو تا زنده کردید برای شنواندگان عزیز از توضیحاتتون ممنونم برای تو را زیر موفقیت سلامت باشین سپاس بزارم خب شهروندگان عزیز صحبت های آقای سید منصور دریاباری برادرزاده استاد سید علی اکبر دریاباری شنیدیم ایشون در صحبت هاشون اشاره کردن که آقای سید علی اکبر دریاباری شاعر هستن و تبع شعر هم دارن جنبا دریابری من شنیدم شما در وصف محله چار ست دستگاه خیابان پیروزی و قهرمانی که آقای حسن حبیبی به دستو ورد شما یه شعر سرودید خاطرتون هست چند بیت از اون شعر برما بخونید بله زمین این که شعر گفتم کلیه اونهایی که توی زمین پوتبال ما چار سایه از که یا با من هموزی بودن و قهرمان ملی شدن رشده های مختلف اسماشون رو بردم یعنی شما شعر برای قهرمانان ملی و افتخار و اینان کشور خونده بودید بله خاطر تونست برای ما بخونید جهان در خدات تونم بفرمایید بسم الله الرحمن الرحیم با درود و عربای طیب شهده از ات امام بزرگبار راهر سلام به شنونده هن گرامی روزگاری بود چهار ست درسگاه این که اسمش نیست حتی که از پدرهایی که خادم بودن بحر میهند در زمان آندوشا بچه های داشت با حوش و زرنگ ککسرن تکردن دانشگاه در دروس و مشق شاگردان نیک هم تمیز با آدم زیبا چما وقت بازی ها دوان لحلزنان در پی توب از سهر تا شامگاه آفرین بسیار عالی بسیار عالی ممنونم از شما استاد برگردیم از فعالیت های ورزشیتون و چار ست دستگاه برامو صحبت کنید که امروز چار ست دستگاه مثل گذشته فعالیت های ورزشیتوش انجام میشه یا خیر و اگر انجام نمیشه چرا بله این که همسال ما دیگه اونجا نیستن بله دیگه کسی جد شاخه درخت رو میشکنه چه برسه بخوان عریشه بکنن که چیه چرا زیبین فوتوالمونو باق کردین یعنی شما تأثیب داشتید بله ما اون کار شب اومدیم سال اومدیم دیگه باق باقه گفتیم چرا کیه اجازه هم ما گرفته که بکنه باق چاله شهردریه باشه هرکی از باشه و با یه سرابات با یه حمله کلیه نهاله رو اپیخ کردیم و گذشتیم یه گوشه که خودشون بیان ببرن دوباره صحب کردیم شاید زمین پودواله من الان وضع ورزش ما الان با گذشته خیلی فهم کرده در گذشته امکاناتی وجود نداشت خودشون رو اشاره کردید و گفت آقای حسن حبیبی را ما بهش اشاره کردیم که زمین نبود زمین های خاکی مناسب نبود خود بچه ها باید زمین ها را احداث می کردن تمیز می کردن سنگاش را جمع می کردن پولی نبود یک ریال یک ریال یا یک قران یک قران بچه ها پول جمع می کردن توپی نبود و خود شما باید توپ درست می کردید کسی نبود به شما امکانات بده خودتون فعالیت میکردید خودتون تمرین میکردید خودتون بازی میکردید خودتون مسابقه میذاشتید و این دورم جمع شدنها باعث میشد که بسیار از آدم ها روش کنند حتی خودش ما به عنوان مربی به عنوان سرپرست به عنوان مدیر به عنوان بازیکن و کابیتان یک تنه بالا سر تیم بودید اما امروز شرایط فرق کرده محلها امکانات زیادی دارن محلها زمین های چمن زیاد دارن ولی باز ما میبینیم که دیگه شاهد اون قهرمانی ها نیستیم من اینو برای چند اومیم بار دارم تکشار میکنم میخوام شما براما توضیح بدید که 90 سال از عمرتون رو در ورزش گذروندید که چه اتفاقه میفته که ما دیگه نمیتونیم مثل گذشته ورزشگار قوی داشته باشیم ورزشگار افتخار افرین داشته باشیم الان از هیچ کدوم از محله های شهر تهران دیگه مثل گذشته نه تا فوتبالیستی تیم ملی در نمیاد حتی یکیش هم در نمیاد چه برسه به نه تا اصلا تهران دیگه الان قهرمان ملی نداره نه تو کشتی نه تو فوتبال نه تو والیبال نه تو بسکتبال برای ورشت تهران چه اتفاقی افتاده که دیگه مثل گذشته نمیتونه خدمت شما عرض کنم که قهرمان پرور باشه در حال اینکه الان امکانات خیلی زیاده امکانات خیلی بیشتر شده اون موقع امکانات نبوده برای این که زمین های مستطه باقچه ها باقا همه شده برژ شده کاخ و شده پولساز دیگه توجهی به پوتپال و این صحبازه اون آقایی که پول حس پول میزنه قمه و عزش نداره فوتبال باشه کشتی باشه هندبال باشه بسکتبال باشه جده باشه کاراته باشه هر چی باشه اون تو نخانیتون تو ساخت ساز و بخصاز بپروچ خودشه بسه همین مسئولین هم نمیتونن زور بگن که این زمین تو بکن زمین فوتبال یا زمین باری بار علامه زمین خاکی نیستش بلی زمین چمن که خیلی زیاد هست توپ فوتبال زیاد هست در گذشته شما خودتون وقتی بازی میکردید توپ فوتبال نداشتید بلی الان تو هر محلهی ست ها توپ فوتبال هست در هر زمین چمنی ست ها توپ فوتبال هست الان انگیزه ها کم شده اشخاص فقط پول سازیه خب برای چمن کردن یه زمین خاکی کلی پول لازم داره خب باید این پول آماده شه در این حال اون هزینه ها هم ضمن هزینه خود و نقالون برنامه ریز هم هزینه دارن هیپومل میشه با اون صورتی که باید شاید علاقه هم نیست و دلسوزی هم نیست موسیقی در موسیقی درسته موسیقی افتخاراتی که الان در ورزش های مختلف ما به دست می آییم شما تغییب می کنید رشته های مختلف ورزشی رو کشتی والی بال بسکت بال فوت بال وزن برداری دو و میدانی خب ما الان در اولمپیک بدالاور هستیم در مسابقات دو و میدانی در اولمپیک در خیلی از رشته ها میدال داریم یه تفاوتی مقایسه اگه بخواییم بکنیم با گذشته و حال نظر شما چی هستش ما جمعی به انصارات امتیازی نداریم فردی امتیازی مثل کشتی مثل بوکس دو و اینا رو چیزی مثل فوتبال نه مطرح نیستیم اگر هم هستیم در سطح آسیا هستیم یا در سطح خواهر میانه هستیم در سطح جهان نیستیم پوتبالیست هایی هستن کشور هایی هستن که اصلا پوتبال میافرینن ما نه ما موربیمون از اون بره بزنیم مال خودمون باشه مال خودمون میشه کمک اون موربیه و با قول مال بودجمونم بره تو جیب همون آقایی که از اون بره آب میاد حالا اون بابستگی های سران این رشته ها چجوریه با همدیه که با همدیه چجوری نون قرض بدن پس شما متقید هستین که ما باید از ظرفیت مربیان داخلی استفاده کنیم چون توانیو دارن که بتونن به ما چون متقیده که ما تو رشته های مختلف میتونیم از مربیای داخلی استفاده کنیم بخواد مربی داخلی زبون مربی خود من رو گفتن زبون بازیکان داخلی میفهمه بازیکان داخلی میتونه بفهمه که مربی چی میگه بقیه یا با ایماهشار هست یا با حرکت های پاود هست الان توی رشته های ورزشی که شما تغییب میکنید کدوم رشته فکر مونه خیلی پیش رفت کرده نسبت به گذشته رشته های ورزشی که الان اصبردید نسبت به گذشته کنیم رشته خیلی خوب پیشرفت کرده حتی مثلا بانوان پیشرفت کردن؟ اصولا ما الان پیشرفته بود تو کشتی در دنیا جه اول بعد جدیده نمیگویم دوم و بکسه بقیه رشته ها وزن برداری من چطور؟ وزن برداری هم همینطور ولی خب در سطح ایدئال هنوز هیچ کدوم نیست هندبال چی والیبال چی والیبال خب والیبال همه اولمپیک هم رفته در سطح ایدئال نیستن همه مطرح هن ولی نسبت به گذشته خیلی پیش رفت داشتیم نسبت به گذشته نظر شما چیه؟ نسبت جمعیت جمعیت زیادتر میشه اینا کمتر میشن جمعیت کم باشه اونها زیادتر میشن نشان داده میشن شما جدا از چارستد دستگاه فیروسکو هم فعالیت های ورزشی داشتید و از شما تقدیر شد به عنوان پیشکسفت ورزش فیروسکو از فعالیتاتون در فیروسکو هم صحبت میکنید؟ خب ما تو همون رشتمون آدم های خیلی داریم حالا همه بامیدیم خریبه نیستمون سمیر میدن کمک مالی میکنن ساخت و ساز میکنیم بچه ها علاقه مندن سنهای مختلف میان شرکت میکنن اطلاشون پیشتبتی داریم گذشت گذینشی خوبم داریم به همون پیشتبت و گذینش باعث میشه که تو منطقه هم مطرح باشیم یعنی برز میکنیم دعات های دوردست هم بدونن یه روستایی از برنامه وشتون قهرمان شهرستان پیرسکو شده یه دمابند که الان پیرسکو جوزبشه شده یه شهرستان دمابند که پیرسکو که خود شهرستان شده قهرمان اونجاست اینا مطرحه برادرداده شما تو صحبتشون اشاره میکردن که سال پنج و هفت شما پیشگام بودید و فعالیت های اجتماعی زیادی داشتید به خصوص در دورانی که مردم در خیابان پیروزی در تظاهرات شرکت میکردن خودتون از اون روزا چیزی به خاطر دارید؟ خلی زندگی ما خاطر از اصلا اون روزا چیزی بود؟ بله اون موقع هم براخره قای نخواهی بیارکت نبودیم یه جورایی هم دوره برمون همیشه شروع بوده دو سه نفر بودن که به صلاح استلاحان اما تبعیت کنن یا کار ما رو روستش رو باشن اینه که همون ما باعث می شد که ما بی تپا بود نباشیم در این ها تشبیه و تحیی جمع می شدیم کویا می خواستن نیرو هوایی رو محاصره کنن رو خیلی اون سطح انقلابای اون زبان که نیروهبایی رو خلصلا کنن مردم هم برای دفاع از نیروهبایی بی حرکت نبودن یکی از این افراد هم خود ما بودیم یکی از این پایگو هم بغازه دادش هم بود که خونه خونه شم اونجا بود یا پشت بونش بودیم یا پشت پنجرهش با قولی برای خوبزنی برای دفاع و افرادی رو هم داشتیم اصلا هم داشتیم خب اون موقع خود ما هم مدتر بودیم توی یه سه جوان ها به خود ما کلاس میدادن که چیکار کنیم چجوری کوکتل ملتف درست کنیم چجوری نارنجک بسازیم چجوری بم به دستی درست کنیم خب اینا رو به ما یاد میدادن ما چون نیروعوایی بود منطقه ساخت جشی بود منطقه نظامی بود مراتب تحت این ورش هم نیروعوایی بود اون ورش هم نیروعوایی بود هر دو بر تحت افاظت بودن و کنترول و با قول معروف گفتنی کسی به اون صورت جورت حرکتی نداشت مگر خیلی شهامت داشته باشه خیلی جورت داشته باشه باید تونه یه حرکت هایی بسه خونسازی کارهای اونا بکنیم و شما چه اقدامی انجام دادید؟ شما چی کار کردید اون روزا؟ من تنها که نمودم که مطمئنن همیشه یه هفتاشت بچه محل و هفتاشت فامیل دورمان هم بودن و به قول ما بسه خونسازی محجور بودیم اگه شده ترقه دستی هم درست کنیم اینا بهترسون نمیشون چون به صورت این که نارنجک و نمیدونم بومدستی و این صحبت هم فرابونی بود خب حاطش دادن تانک و با اون نارنجک هایی بود که ما از قبل یا تدارک دیده بودیم یا تدارک دیده بودن که داشته بودن در اختیار ما خواهی نخواهی همون هم یعنی مانع برود اون تانک ها به مشقل و محبت و نابودی افراد می شد و اونا رو سعی می کردیم که یه جوری یک کار بندازیم دیگه و از کار انداختن اونا هم یعنی یه حرکت شدن حمله و با خودم هم زبای ما موفقیت برشه ممنونم از شما سپاس گذارم که دعوت ما رو پذیرفتید ازداده دیدید که ما در منزل شما با شما گفتگو داشته باشیم برحال تجارب شما بسیار عرضشمنده خاطراتی که شما دارید بسیار گرامبه ها هستش و باید نسل به نسل و سینه به سینه منتقل بشه به جوانای امروز و جوانهای این بود به جوانهای نسل آینده کارهایی که شما کردید برحال قابل تقدیره کسی که برحال هشتاد سال پیش نوید سال پیش ما رجمون اینه که کشورمون روپا باشه مردمشون سلام باشن بی نیاز از کل جهات تصدیحاتی خوراکی نمیدونم مکانی و ترس و باهمهی از کسی چیزی نداشت شد متوکل به خدا هم باشند ایچ کسان دیگر شالا بهشون نمیرسه ممنونم برحال شما جز مفاخره و عزیز کشورون هستید جز کسایی هستیم که برحال سالیان سال زحمت کشیدید و باید قردان شما و همکاران محترمتونم و ما با قول رفاقا حلاله باید قدان شما باشید شنو خابل قبول خواله زنده باشین ایشالله ممنونم از شما خوب شنواندگان عزیز به پایان برمه محبت گفتگو رسیدیم تشکر