خاطرات محوی دو ذهنمون هست و ایشون اونجا همیشه به عنوان بزرگ محل و منطقه میشناختنش نه فقط از جنبه ورزشی فعالیت های اجتماعیشون فعالیت های کاریشون اونمو جلی که خودشون اشاره کردن حیط داشتن علم داشتن کتل داشتن اینا خیلی جالب بود به باسطه این که شهید امیر بهمن پسر بزرگیشون که سال شست و دو به شهادت رستن تقریبا همسن بودیم و همبازی بودیم همیشه با هم بودیم در واقع که خود شهید امیر بهمن هم یه ویژگی های خاصی داشت که خب در واقع جنبه که می کشید دیگه حالا اونم یه بحث مفصلی داری که راجب شهادتش و چگونگیش و چه تیپی بود و خود ایشونم ورزشکار بود و شهید حالا چون بحث امو بزرگیوار ما هست دو زمین شعر و شاعری بیاد طولایی دارن صاحب یه مجموعه شاید بگی باید چاپ نکردن ولی می شود بگی یه دیوانی هستن تو زمینه های مختلف عدویات دست به قلم هستن خیلی خوش صحبت هستن صاحب اون کارکتره هستن که همیشه حول و خوششون افراد با نفوزونه یکی از خاطراتشون که یک مغازه داشتن تو چهارصد اسکا یه روزی ما بچه تر بودیم و نبجوونی بودیم و اوائل انقلاب بود شاید پنجه و هشت پنجه و نو داشتن از خاطراتشون تعریف میکردم و گفتن ما اینجا وای میسیم یکی میامد رد میشد اشاره میکردم قبل از انقلاب مثلا دوتا کتاب زیر وقلش بود میامد میزاش مغازه ما بعدم ببره یا یکی میامد اسلهه تو کمرش بود می آمد می گفت این باشه من پس بعد یعنی این چهره متمدی محل هم داشتن یه همون اشارهی که شما گفتی داشا کل زمانه شاید این بهترین باجهی بود که من شنیدم تو زمینه فوتبال که شما اشاره کردین غیر از 400 اسکا ما چون اصالت هم فیریسگویی هستیم یکی از رستایی اطراف فیریسگو به نام بشتان ایشون به خاطر رابطه هایی که داشتن و میشناختنشون اتا دیگه لیگ نمکی جمع جوری تو همون جا رو انداخته بود بین رستاهای محل که همه فوتبال واضح میکردن برنامه ریزش و همه کاراشو خودشون به تنهایی انجام بیداد یه تیم فوتبال فامیلی داشتیم که تو استودیو به تختی ایشون زحمت کشته بود زمین گرفته بود توب گرفته بود لباس گرفته بود همه چیزو محیا کرده بود بخاطر این که بچه های فامیل دور وریه ها بستگان بیان اونجای فضای خوبی داشته باشین به ورزش به پردازیم جالبه براتون بگم یه روز گشتگاره مربی براتون قراره بیارم که بالا سرتون باشه گفتیم اون کی قراره بیاد گوگره گودرس حبیبی بیاد گودرس خانه حبیبی افرادیم جمعه صبح با یه ساکه ورزشی و لباس ورزشی سر زمین باید زده منتظره باید برنیم ارما خیلی غیر منتظره بود و میخوام بگم این رابطه ها رو انقدر داشت که یه آدم بزرگی مثل گودرس حبیبی بیاشد یه تیم خیلی فامیلی و حالا خیلی هم ارفعی بازی نمی کنم این چیزای خاطراتیه که میتونم اشاره کنم یا مثلا تو اوال انقلاب یا نفشه چون همه اون بچه پیروزی بودیم یه اموه برادر ایشون اموه بزرگی ها رو ما که رحمت خدا رفته حاج سدر احمال یه کارگاه بزرگی داشتن رو رو ستاد در نیروهوایی حتما حضور زهن دارید یه انقلاب و خیابون پیروزی و ستاد نیروهوایی و تسلیحات و اینا همه یعنی بچه های پیروزی خیلی نقش فعالی داشتن تو اون دوره زمانی که امو علی اکبر ما هم یکی از اون تیپایی بود که واسه نه تو همون کارگاه جزوه هفتشتن هفتری بودن که اسلاه به دست بودن نوزده بهمن، بیستومه بهمن، تو آستانه پیروزی انگلاب یا واسه نه ما ها بچه بودیم کوکتل مولاتوف درست میکردن به همون یاد میدادن چی کار باید بکنیم، چی جوری درست کنیم خودشون آماده باشه برا شون تو زمینه های مختلف فعالیت های شایانی داشتن دیگه پوقلده آدم خیلی دست و دلباز صفردار مهربون اشانا سایشون سایشون سد و بیست سال بلو سرمون باشه ممنونم از شما و خاطراتی رو تا زنده کردید برای شنواندگان عزیز از توضیحاتتون ممنونم براتون را زیر موفقیت سلامت باشین قهرمانی که آقای حسن حبیبی به دستو ورد شما یه شعر سرودید خاطرتون هست چند بیت از اون شعر بر ما بخونید؟ بله زمین این که شعر گفتم کلیه ای اونایی که توی زمین پوتبال ما چهار سایه از که یا با من هموازی بودن و قهرمان ملی شدن رشده های مختلف اسماشون رو بردم یعنی شما شعر برای قهرمانان ملی و افتخارا و اینان کشور خونده بودید بله خاطرتون هست برای ما بخونید جهان در خدات دونه بفرمایید بسم الله الرحمن الرحیم با درود و عربای طیب شهده حضرت امام بزرگابار راهر سلام به شنونده هان گرامی روزگاری بود چهارست دستگاه، این که اسمش نیست، حتی که آقا از پدرهایی که خادم بودن، بحر میهن در زمان آندوشاه، بچه هایی داشت با حوش و زرنگ، کترن تکردن دانشگاه، در دروس و مشک شاگردان نیک هم تمیز با عدب زیبا چما وقت واضیه ها دوان لح لح زنان در په تو از سهر تا شامگاه آفرین بسیار عالی بسیار عالی ممنونم از شما استاد برگردیم از فعالیت های ورزشیتون و از چار ست دستگاه برامو صحبت کنید که امروز چار ست دستگاه مثل گذشته فعالیت های ورزشیتوش انجام میشه یا خیر و اگر انجام نمیشه چرا برای اینکه امثال ما دیگه اونجا نیستن دیگه کسی یه شاخه درخته میشه کنه چون برسه بخوان عریشه بکنن که چیه چرا زیبین فوتوالیمونو باق کردین یعنی شما تأثیب داشتید برحال دنبال پالت ورزشی بودید صبح اومدیم دیگه باق باقه گفتیم چرا کیه اجازه هم ما گرفته که بکنه باق چاله شهرداریه باشه هرکی از باشه و با یه سرباته با یه حمله کلیه کلیه نهاله رو اپریکترندیم و قدرشیم یه گوشه که خودشون بیان ببرن دوباره صحبت کردیم شاید زمین فوتباله من الان وضع ورزش ما الان به گذشته خیلی فرق کرده در گذشته امکاناتی وجود نداشت خودشون رو اشاره کردید و گفته آقای حسن حبیبی رو ما بهش اشاره کردیم که زمین نبود زمین های خاکی مناسب نبود خود بچه ها باید زمین ها را احداس می کردن تمیز می کردن سنگاشو جم می کردن پولی نبود یک ریال یکریال یا یک قران یک قران بچه ها پول جم می کردن توپی نبود و خود شما باید توپ درست می کردید کسی نبود به شما امکانات بده خودتون فعالیت می کردید خودتون تمرین می کردید خودتون بازی می کردید خودتون مسابقه می داشتید و این دورم جم شدن ها باعث می شد که بسیار از آدم ها روش کنند حتی خودشما به عنوان مربی به عنوان سرپرست به عنوان مدیر به عنوان بازیکن با کابیتان یک تنه بالا سر تیم بودید اما امروز شرایط فرق کرده محلها امکانات زیادی دارن محلها زمین های چمن زیاد دارن ولی باز ما میبینیم که دیگه شاهدون قهرمانی ها نیستیم من اینو برای چند اومی بار دارم تکرار میکنم میخوام شما براما توضیح بدید که 90 سال از عمرتون رو در ورزش گذروندید که چه اتفاقه میفته که ما دیگه نمیتونیم مثل گذشته ورزشگار قوی داشته باشیم ورزشگار افتخار آفرین داشته باشیم الان از هیچ کدوم از محله های شهر تهران دیگه مثل گذشته 9 تا فوتبالیست تیم ملی در نمیاد حتی یکیش هم در نمیاد چه برسه به 9 تا اصلا تهران دیگه الان قهرمان ملی نداره نه تو کشتی نه تو فوتبال نه تو والیبال نه تو بسکتبال برای ورشت تهران چه اتفاقی افتاده که دیگه مثل گذشته نمیتونه خدمت شما ارز کنم که قهرمان پرور باشه در حالی که الان امکانات خیلی زیاده امکانات خیلی بیشتر شده اون موقع امکانات نبوده برای این که زمین های مستطفه باقچه ها باقا همه شده بارچ شده کخ و شده پولساز دیگه توجهی به پوتبال و این صحبازه اون آقایی که حس پول میزنه قمه ورزش نداره پوتبال باشه کشتی باشه هندبال باشه بسکتبال باشه جدو باشه کاراته باشه هر چی باشه اون توی نخانتون توی ساخته ساز و به خصوص بپروچ خودشه واسه همین محسابین هم نمیتونن زور بگن که این زمین توبکن زمین فوتبال یا زمین باریبار الان همین زمین خاکی نیستش ولی زمین چمن که خیلی زیاد هست توب فوتبال زیاد هست در گذشته شما خودتون وقتی بازی میکردید توب فوتبال نداشتید ولی الان تو هر محلهی سطحا توب فوتبال هست در هر زمین چمنی سطحاتون به فوتبال هست الان انگیزه ها کم شده اشخاک فقط پول سازیه خب برای چمن کردن یه زمین خاکی کلی پول لازم داره خب باید این پول آماده شه در این حال اون حزینه ها هم زمن حزینه خود اون آقایون برنامه ریز هم عزیز ندارم هیپومل میشه با اون صورتی که باید شاید علاقه هم نیست و دلسوزی هم نیست موسیقی در موسیقی درسته افتخاراتی که الان در ورزش های مختلف ما به دست می آییم شما تغییب می کنید رشته های مختلف ورزشی رو کشتی، والی بال، بسکت بال، فوت بال وزن برداری، دو و میدانی خب ما الان در اولمپیک بدالاور هستیم در مسابقات دو و میدانی در اولمپیک در خیلی از اجتماع مدال داریم یه تفاوتی مقایسه اگه بخواییم بکنیم با گذشته و حال نظر شما چی هستش؟ این همه افتخارات داره به دست میاد ما فوتبال ما جمعی به اون صورت امتیازی نداریم فردی امتیازی مثل کشتی مثل بوکس دو و اینا رو چیزی مثل پوتبال نه مطرح نیستیم اگر هم هستیم در سطح آسیا هستیم و در سطح خواهرمیانه هستیم در سطح جهان نیستیم پوتبالیس هایی هستن کشور هایی هستن که پوتبال میافرینن ما نه ما مرعبیمون از اون بره باید مال خودمون باشه مال خودمون میشه کمک اون مربیه و با قلبای بودجمونم میره تو جیب همونهایی که از اون مال آب میاد حالا اون بابستگی های سران این رشته ها چجوریه با همدیه که با همدیه چجوری نون قرض بدن پس شما معتقد هستین که ما باید از ظرفیت مربیان داخلی استفاده کنیم چون توانه دارن که بتونن بله اون دل میشه اونه اون چه میدونه اون زبونه اینو میفهمه شما متقیده که ما تو رشته های مختلف میتونیم از مربیای داخلی استفاده کنیم بقیه مربی داخلی زبون مربیه خود من رو گفته زبون بازیکار داخلی میفرمه بازیکار داخلی میتونه بفرمه که مربیه چی میگه پقیه یا با ایماهشار هست یا با حرکت های پاود هست الان توی رشته های ورزشی که شما تقریب میکنید کدوم رشته فکر مونی خیلی پیشرفت کرده نسبت به گذشته رشته های ورزشی که الان اسپوردید نسبت به گذشته کدوم رشته خیلی خوب پیشرفت کرده حتی مثلا بانوان پیشرفت کردن اصولا ما الان پیشرفته مون تو کشتی در درچه اول بعد جدیده نمیگویم دوم و بکسه وزن برداری هم همینطور ولی خب در سطح ایدئال هنوز هیچ کدوم نیستن هندبال چی والیبال والیبال هم الام اولمپیک هم رفته در سطح ایدئال نیستن همه مطرح هستن ولی نسبت به گذشته خیلی پیش رفت داشتیم نسبت به گذشته نظر شما چیه؟ به نسبت جمعیت جمعیت زیادتر میشه اینا کمتر میشن چمیت کم باشه اونا زیادتر میشن نشنداده میشن بله شما جدا از چارستد دستگاه فیروسکو هم فعالیت های ورزشی داشتید و از شما تقدیر شد به عنوان پیشکسفت ورزش فیروسکو از فعالیتاتون در فیروسکو هم صحبت میکنید خب ما تو همون روستامون موسیقی و همون پیچه در گوجینش باعث میشه که تو منطقه هم مطرح باشیم یعنی برز میکنیم داتای دردست هم بدونن یه رستایی از برنامه وشتون قهرمان شهرستان پیرسکو شده یه دمابند که الان پیرسکو جوزبشه شده یه شهرستان دمابند که پیرسکو که خود شهرستان شده قهرمان اونجاست اینا مطرحه برادرزاده شما تو صحبتشون اشاره می کردن که سال پنج و هفت شما پیشگام بودید و فعالیت های اجتماعی زیادی داشتید به خصوص در دورانی که مردم در خیابان پیروزی در تظاهرات شرکت می کردن خودتون از اون روزا چیزی به خاطر دارید؟ کل زندگی ما خاطر است اصلا اون بل و مقام براخره قای نخواهی بی حرکت نبودین یه جورایی هم دوره بره همون همیشه شروع بوده دو سه نفر بودن که به اصطلاحان اما تبعیت کنن یا کار ما رو دوست داشته باشن اینه که همون ما باعث میشد که ما بی تفاوت نباشیم در این ها تشویق و تحیی جمع میشدیم کجا میخواستن نیروهوایی رو محاصره کنن آقایون سطح انقلابای اون زبان که نیروهوایی رو خلصلا کنن مردم هم برای دفاع از نیروهوایی بی حرکت نبودن یکی از این افراد هم خود ما بودیم یکی از این پایگو هم مقاضه داده شم بود که خونه خونهش اونجا بود یا پشتبونش بودیم یا پشت پنجرهش با قریب کفتری برای دفاع و افرادی رو هم داشتیم اصلا هم داشتیم خب اون موقع خود ما مطلب بودیم توی یه سه جوانا به خود ما کلاس میدادن که چیکار کنیم چجوری کوکتل ملتف ترس کنیم چجوری نارنجک بسازیم باشه خیلی جورت داشته باشه بتونه یه حرکت هایی واسه خونسازی کارای اونا بکنه و شما چه اقدامی انجام دادید شما چی کار کردید اون روزا من تنها که نمودم که مطمئنن همیشه یا هفتشت بچه محل و هفتشت فامیل دولبنم بودن و به قول مالی واسه خونسازی مجبور بودیم اگه شده ترقه دستیم درست کنیم اینا بترسونیمشون چون به صورت این که نارنجک و نمیدونم بومدستی و این صحبت هم فرابونی بود خب هاتوست دادن تانک و با اون نارنجک هایی بود که ما از قبل یا تدارک دیده بودیم یا تدارک دیده بودن گذشته بودن در اختیار ما خواهی نخواهی همون هم یه نمانه ورود اون تانک ها به مشقل و محبت و نابودی افراد می شد و اونا رو سعی می کردیم که یه جوری یک کار بندازیم دیگه و کار انداختن اونا میانی بی حرکت شدن حمله و با قول ما با دفاع ما به موفقیت برسید ممنونم از شما سپاس گذارم که دعوت ما رو پذیرفتید از ازداده دید که ما در منزل شما با شما گفتگو داشته باشیم برحال تجارب شما بسیار عرضشمنده خاطراتی که شما دارید بسیار گرامبه ها هستش و باید نسل به نسل و سینه به سینه منتقل بشه به جوانهای امروز و جوانهای امروز به جوانهای نسل آینده کارایی که شما کردید برحال قابل تقدیره کسی که برحال هشتاد سال پیش نوید سال پیش ما رجمون اینه که کشورمون روپا باشه مردمشون سلام باشن بینیاز از کل جهات تصدیحاتی خوراکی مکانی و ترس و باهمه از چیزی چیزی نداشت شد متوکل به خدا هم باشن ایچ کسان دیگه هم اشاله بهشون نمیرسه ممنونم برحال شما جز مفاخره و عشق کشورون هستید جز کسایی هستین که برحال سالیان سال زحمت کشیدید و باید قرد زحمت شما و همکاران محترمتونم با ما با قول رفقا حلاله باید قردان شما باشید ممنونم از شما خوب شنواندگان عزیز به پایان برنامه محبت گفتگو رسیدیم تشکر میکنم از این که مرا همراهی کردید برای تون راضی و موفقیت میکنم تا برنامه دیگر خدا نگهدار موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی اگه مثل من بازشست هستین تا آخر گوش کنین من این یخچار سایدو از شهر لبازم خانگی قسطی خریدم بدون چکی من یه تلویزیون پنجار اینچ خریدم از شهر لبازم خانگی بدون زامه من لباشوی هفت پیروی خریدم از مرجع تخصصی بدون پیش برگاه یه هفت پز شیش نفر خریدم با یه ماشین زرف شوی قسطی حتی بانکم نرفتم یک خرید ویژه برای بازنشستگان تأمین اجتماعی و بازنشستگان کل کشور شهر لوازم خانگی مرجع تخصصی لوازم خانگی بعد از میدان آزادی سیرنگ بود درو سیرنگ بود درو سیرنگ بود درو سیرنگ حلوه عبی سیرنگ با تقمی خوشمزده و خاطر انگیز محافظی طبیعی برای بدن شما سیرنگ موشهای آبی مشهند و زنانی که در میدان نبرد نام فاس را بر پرچم هماسه نداشتند و یا دختری که در اوج ایمان آرزوی شهادت را به حقیقت رساند باید نام شاهدار زنده بداریم اینجا هنر نفسی پشت در کاشیهای لاجه بردی مسجد در زرباخنگ قالی قشقایی و در واجه هایی که از دل نویسندگان و شاعران برخواست خوشا شیراز و وزعوی مثالش خداونده نگهدار از زبالش کلماتی که زندگی را معنا کردند نقمه هایی که روح را پرباز دادند بنارش حویج