درخبری استاد مشاور من بود و نایب رئیس فدراسیون من یه روز دیگه گفته بودم که داوری رو نمیخوام استن رهاش کرده بودم گفتم من مدیریت ورزش میخوام بودم بلاصر اومدم که بگم آی دکترین کار رو کردم برای پایان نامه که یه مشاوره بگیرم داشتم میرفتم بیرون علی آقا خسروی رو دیدم علی آقا خسروی من رو دید ما با علیه آقا خسروی و مسکود انایت و یدولا سلیمانی میرفتیم شیرودی تمرین من جوون بودم اونا سن نصر آقای انایت که یه متصرف رئیس کومیسی داوران شد بله بله مسکود انایت آقای مسکود انایت و آقای یدولا سلیمانی او داوران مطرح ایران بودن من جوون بودم به من میگفتم بیا تمرین که به واسطه من بدناشون رو فرم بکشم من اینها رو به عبارت دومیدانی کنم من این دو سال که نرفتم این های پیگیر و این ها علی خسرویم بود علی آقا گفت آقا جباری کجایی تو بس داوری چرا نمیاد تو که خوب بودی دوندگی کار قد و غبار گفتم علی آقا واقعیت شدی داوری نمیخوام بیاد میخوام برم تو فاظ مربیگری یا داوری چیز یا مدیریت حالا سه علی آقا اصرار از ما این کار که گفتم علی آقا دیدم داره اصرار میکنه بلکه گفتم علی آقا چشم من انشالله میام دادم ما راه افتادیم میخوام بگم بعضی وقتی یه چیز تقدیره اصلا نمیخوای خودت ولی میشه یا یه چیزی رو میخوای محصول زندگیت رو اصلا تحریف کنم به یه جوری دیگه من داشتم اون موقعی موتور داشتم سال هفتاده هشت بود خب اون موقع خیلی برای هیو ده اجده ساله مثلا یا بیس ساله موتور ماشین نبود موتور من از داودیه راه افتادم برم دانشگاه تربیت مدرس تو مسیر تو جلالال احمد پشت چراق کردستان وایسادم با موتور دیدم یکی پشتم بوغ میزنه برگشتم دیدم آقای مسخود انایته آه بعد گفتش بزن بغن رفت جلو بعد چراق وایساد ما هم باید سلام آقا مسود حالتی هم داشت معمولا میخواست یکی رو تنویه کنه مثلا یه جوری تونسو اون موقع نیست کومیتاوران بود؟ اون موقع نه ولی خیلی پرنفوز بود چون علمی بود و زبان انگلیسی رو خوب بود با دیستاوران خیلی مچ بود اومد و گفت پسر تو کجای بیخود کردی نمی آی باید بیای داوری تو داور بزرگی میشی گفتم والا آمسود به خدا دیگه نمیخوام داوری کنم رامو میخوام همه گفت فردا میهایی مدرسه پولان توی میدون انقلاب مدرسشم آقای نظریه آقای مسعود انایتم اصرار کرد من انکار آخرش چشم آقای مسعود میخواستم از شرقش خراز شد گفتم آقای مسعود چشم من رفتم میام چشم خوندازه رفتم خونه دانشگاه داشتم رو کتاب خونه رو پایان نامم کار میکردم یه چیزی توزیم آقا یکی تو پدراسیون یقتون میگیره یکی تو خیابون یقتون میگیره والا داوری رو ادامه بده شاید یه قسمتیه شاید تقدیره شب خونه رفتم خوابیدم باز همین صبح بلند شدم رفتم کلاسه رفتم کلاسه دوباره یعنی میخوام بگم که خیلی چیزا تقدیره تقدیره کشونده تو رو به کلاسه داوری کشوندم اونجا من اصلا قصدی نداشتم آقای نظری بود و اون عمل همدلالله رفتیم درجه یک بود اونو شرکت کردیم پاس کردیم و دوباره اومدیم تو جورگه دابری و تقریبا و دیگه ادامه دادیم ملی رو با آقای اسکری بعد شدید دو بعد شدید یک دو بودم شدم یک بعد ملی شدم بعد که ملی شدم شد سال 1380 هشتاد که شد کم کم دیگه اومدیم تو دابر چهارومه دیگه برتر و دیگه یکو اینا سوت زدیم دیگه دو سوت زدیم شدیم داور چهارم و بعد به مرور سال چهار پنگ سال که دیگه برترم ارفشتیم دیگه شدید داور مطرح کشور داور دیگه برتر بره یه پاتره بگیریم حالا من اینجا باید میخوام یکی دوتا خاطره هم ازت سوال کنم بالاخره داور هم میگن خاطره زیاد دارن خیلی متشکرم زنده باشیم موسیقی خب عزیزان شنبنده همچنان در خدمت مهمان عزیز برنامه مون هستیم در برنامه معبتی گفتگو جناب آقای قلام رزا جباری که همونطور که اشاره کردم از داوران پیش کسفت پوتبال ایران هستن و بازجای خیلی مهم میرم سوت زدن قنوان داوره بینون ملدی ما آقای داوره ملی در حقیقت آقای جباری عزیز معمولا ما وقتی از داوره سآل میکنیم میگیم این سآل کلیشهیه من نمیخواهم اینجوری سآل کنم آقا مثلا بازی استغلال پیس بولی سوزدی یا نه و کلن میخواهم اینو به این شکل ازت بپرسم که چه خاطراتی رو در زمین داوری داری بلاخره بازی های مهم ها حتما سوزدی دیگه اون خاطرات که برای باقی مونده حالا بعضی هم بازی های مهمی که مثلا با چه فلسفه رفتی تو زمین چجوری بازی رو در آوردی چجوری بازی تموم شده اینم مهمه برای دوستان دعا وری که اونجور اول کار گفتم متاسفانه سختترین و مزدومترین شغل خاطره که بسیار زیاده خاطره زیاده از سرمایه هوا از خرابی زمین از بعضی وقتا رفتارهای تماشاگران بعضی وقتا رفتارهای مربیان خیلی خاطره خب من بازی های چهل تا ولوش چلتا بازی لیگه برتر رو سود زدم گفتم من از اونجایی که خیلی علاقه من به مدیریت بودم تمام هم مقمم و به دابری نزاشتم مثلا هم دورهای ما گفتم آقا آقای قهرمانی ترکی آقای فقانی بعد از ماها بود فقانی یه چار پنی سال ولی تو اون خلقی که من داشتم آقای فقانی بله اخیر اونو ضربه خوردید بله ارز کنم فرم دابری چجوری بوده داوری بودن منطقی داوری بودن منطقی و خیلی وقتا خیلی از این تیما وقتی میدیدم منم میگفتن آقا خیالمون راحته این آدم منطقیه نه سخگیره نه سخگیره یه آدمیه که به موقعش اختار میده به موقعش تذکر میده به موقعش هم اخراج میکنه یعنی یه حالتی بود که جایی بوده که مثلا بعدن خودت یه رعی رو داده باشی حالا یا کارت زرد دادی یا کارت قرمز داده باشی بعد اومده باشی مثلا حالا یا فیلمشی دیده باشی یا بهت گفته باشن یا مسجد شده باشه برایت که اشتباه کردی بوده برایت واقعا واقعا من توی عمر داوریم خیلی جاهم گفتم هیچ سوتی رو رو ترس نزدم ولی اشتباه کردم اشتباه کردم ولی هیچ سوتی رو از روی ترس نزدم که بگم ها حالا این مثلا بترسم از تماشاچی بترسم از تیم نه ولی اشتباه داشتم اشتباه یعنی در دادن کارتو جریمه بله نه مثلا گرفتن پنالتی آم پنالتی پنالتی که طبیعی هم هست اون زمان شما دیگه ویهیار هم نبود ویهیار هم نبود مثلا یه دونه بارزش که یادم مونده که خیلی برای خودم بعدن گفتم چرا من اینو اصلا اعلام پنالتی کردم بازی راهم بود با یکی از تیمای شهرستانی که علی اقا دایی هم مربی تیم راهم بود اه ها علی اقا دایی هم مربی ثر queremos بعهر باری که الله و ارز کنم یه سحنهی پیش اومد با فولاد خزستان فولاد خزستان بله اون موقع هم مجید جلالی فولاد خزستان بود آقای علی اقا دایی ثر مربی راهم بود راهم محاجم محاجم پولاد رفت تو محووته راهن و شبیه سازی کرد و من متاسفانه اجله کردم و سوتو زدم شبیه سازی رو تشکیل خطا دادی پنالتی گرفتم و یکی از اون بارزا که به ذهنم میاد همیشه تو ذهنم بقیه رو خیلی ها گفتن نبود خیلی ها گفتن ولی من باور داشتم که اشتباه نکردم ولی این یه دونه رو تو عمرم شاید آقای منصوریان تو عمرم نتیجه شد فکر میکنم راهم باخت راهم باخت چیز نشده چرا دیگه یک مساوی شد یکی ایک مساوی شد و من اومدم همیشه میگم ای کاش من اون پنالتی رو نمیگردم ولی اتفاقات بعدی رو مثلا بازم بازی های دیگه هم هست که این اتفاقات ولی به این بروز و به این بارزی نمیدونید خب ببینید آدم مسممی رو دید آدمی که بالاخره تاکه تأثیر باشم مثلا میرم تو بگم این رپیغم اون دشمنم این مثلا تماشا چی دار اون رنگش این من بازیای پرس پوییس استقلالم خب میگم با توجه به این که من کارمون معمولا این بازیا رو به نورچشمی ها میدن نورچشمی که یه بوده من حقیقت جهان منصوران گفتم اول صحبت ما من انرژیمو یکم تقسیم کرده بودم روی مدیریت و داوری ولی بعضی ها فقط کارشون داوری بود مثل آقای فغانی مثل رهرمانی مسخود مرادی اینا مثل من تو مدیریت ورزش سبقه ندارن حلاقه هم نداشتن نداشتن و خیلی من 18 سال رئیس دپارتمان آموزش فدراسیون فوتبالی پس نگفتی استقلال پرسپوریسو سود نزد زدم من استقلال خوزستان و پرس بودیس رو سود زدم ارز کنم استقلال رو با یه تیم توی جامعه هسپی کاسپیان قزبین سود زدم تو آزادی دوتر بازی رو بله سود زدم ولی بازیای فرقی میکنه نه اتفاقاً این بازیا رو راحت تره خیلی در زنشون میاد که مثلاً این یه بازی تافته جدا بافته باقیتشون من فدراسیون بودم خودمم خیلی علاقه نداشتم جلوی چشم باشم چون من رئیس کومیتی دپارتمن آموزش بودم و خیلی از مرد بیام الانم من ممنون دارشونم رعایت بلاخره حرمت ما رو میکردم و تو بازیا خیلی حرمتداری میکردم شاید هم یه جوری بلاخره بازی استقلال پیشبوری به راحتی سود زدید به راحتی حالا اشکال که هست میگم ممکنه اشتباه داوری برای همه هست به احتمال زیاد هم این بازی رو پرسپولیس برده هم استقلال دیگه بله نه بازی حالا اگه برعکم شد داستان برده مسابی شد پرسپولیس برده ببخشید پرسپولیس برده فقط اون بازی هم یه سحنه داشت محمد نوری وارد محبته جریمه شد حالا شاید دید من ماس بود یا خوب ندیدم میگن اشتباه پنالتی گرفتیم ولی من بازم میگم نه پنالتی نگرفتی اون بازی رو؟ من گرفتم ولی گفتن پنالتی نبوده شما ندیدی پشتت فولا موده گفتم اما من تشخیصم از این زاویه پنالتی بود چطور الان اعتراف میکنم اون بازی بازی کنه فولاد به سراحت ولی این برای خودت مسجل نشد من گفتم اون که دیدم گرفتم اشتباه کردم کردم اون بازی رو هم پرسپودیس برد و کاسپیان استقلال برد چون واقعا کاسپیان یه تیم لیگه خطبه به خیلی شده آقایی برویم بگو دیگه چون معمولا اگه این دوتا تیم ببازن واقعا ویلا داره اون دابر ولی خاطر انگیزترین بازی من البته بازی های سخته دیگه خیلی سود زدیم مثلا تراکتور ملوان توی انزلی شما مثلا مثلا جاسم کردارینا اون موقع بازی میکردن تیم گردن کلوفت و دوتا تیم مثلا بازی های خیلی مثلا آخرین بازی که من سرد زنم و خاطر انگیزترینم بود سپاهان و سایپا بود که سپاهان قهرمان شد سال هشتاد و چهار آقای پرکی سرمربی سپاهان بود آقای جلالی سرمربی شب خاطر انگیزی بر ما شد دوتا بازی حساس اون هفته بود که هفته پایانی بود یکی رو علی رزا فقانی تو تراکتور و نفت سود زد توی تبریز یکیون من سود زدم اگر اینجا سپاها می برد اونورم تراکتور می برد تراکتور قهرمان بود جدوله اینجوری بود اینجوری بود این دوتا بازی تهین کننده قهرمان دیگه بردارید داورش دیگه خیلی اصلا یه اشتباه یعنی مساوی باد اونجا اندرانی تیموریان اخراد شد علی آقا فقانی اندرانی که اخراد ده نفره شد بر نفرو اینجا سپاهان سایپا رو برد سپاهان با این برد شده بود قهرمان ولی اونجا اطلاع نداده بودن که اینه یه لحظه من دیدم تراکیوری شادی هم کردن دیدم من اون تصویرش اطلاعات رو دینم همیچه مونده ظاهرم به خاطر مسایل امنیتی ارتباطاتو قد کرده بودن اینش متوجه نش گفتن اونجا باختن اصلا اونها شادیشون هم کرده بودن شما قهرمانی داورا رفتن تو رخکن و اینا که بعد متوجه شدن که اینجا سپان قهرمان شده که اون هجمه و اون اتفاقات داورش شما بود من بودم و شب خاطر انگیزی شد تو اسفان بر ما یعنی تمام اسفان با قهرمانی سپان شاد بود تا ما از فولاد شهر بریم هوتل مسیر سی چل دقیقه یه مثلا بود شد دو سه ساعت یعنی همه شادی میکردن و شب خاطر انگیزی شد دستموزتون اون موقع چقدر بود بالاترینش دستموزتون بالاترینش دویس هزار تومن آخرین بازی که من سود زدم دویس هزار تومن اونم به هممت یعنی داوره وسط دویس تومن دویس تومن سد و پنجا تومن رفت آمد و خب بلیت میگرفتن برای اون هواپیما آقا ما خودمون میگیریم خودشون میگیرن برای تو لیگه برتر هواپیما میگیرن مگه این که خودتون نخواهید بخواهید زمینی برید این دیویز تومن هم اون موقع به حمد آقای کیومرز آشمی که غرج هستن خدا حفظشون کنه آقای کیومرز آشمی اون موقع شده بروی رئیس انتقالی و اومد بلا فاصله از پنجا تومن پنجا ازار تومن بود یه خورده دست موزارو اون موقع بالا بود یه دفعه کرد دیویز ازار تومن مثلا چند برابر که خدا حفظشون کنه اون موقع نشون دادن که واقعا درک میکنن آقای جبانی حالا ما چون واقعا حضور شما یه تی شد در این برنامه خب خیلی موارد رو بد نیست آدم اشاره بشه بکنه شاید اگر واقعا هست یه چنین مواردی اصلاح بشه انشالله که بجود نداشته باشه میشنبیم من میخوام بگم حتی دقیقا بعضی مواقع میشنبیم که بعضی از داورا من معتقدم که قشن داوری ما در همه رشته ها بسیار انسان های فریخته انسان های شایسته و سالمی هم هستن چون من با خیلی هاشون هشت و نشت دارم ارتباط دارم و واقعا از نزید میشنستم زندگیشونو میدونم چجوریه ولی بعضا بعضی چیزها رو ما میشترمیم خب اخیرن هم یه پرونده ای رو برحال در استان کرمان بازگشتایی شد که متاسفانه گریبانگیر داوری ما هم شد در این پرونده میخوام ببینم آیا این صحبتی که وجود داره چون شما 18 سال رئیس دپارتمان آموزش داوری بود در بتان در مورد آموزش آموزش مربیان بودی و هر حال داور بودید دیگه میشتردید داور رو میدونستید و زندگی داور رو هم میدونستید میخوام ببینم چقدر واقعا وجود داره و اگر وجود داره چیه داستانش چون بعضی ها میگن آقا بعضی از داور ها مثلا یه رومیزی میگیرن یه زیرمیزی میگیرن آیا واقعا هست چنین چیزی و اگر هست راه مقابلش چیه آقا منصوری هم واقعیت امرینه که تو همه مشاقل امکان این که تخلیفی بشه هست همه مشاقل نه فقط داوری خب داوری با توجه به حساسیتی که داره بعضا میشه نقش تنگین کننده برای بعضی از تیم ها این شاعبه هم ممکنه وجود داشته باشه ولی واقعیت هم اینه من تو طول 25 سال داوریم حالا شاید برگرده به شخصیت افراد یا جایگاه افراد وقتی شما یه شخصیتی دارید تو فدراسیون فوتبال به عنوان مسئول دپارتمان آموزی شاید جرعت نکنن که به شما بیان این مساعد و ورود کنن ولی این نمیشه هم انکار کرد واقعیت افراد پرونده شد و خیلی از موالد من نمیتونم منکرش بشم ولی بالاخره مثل همه این مشاقل ممکنه باشه بعضی ها ممکنه اون عزت نفس اون صداقت شرایط شخصیشون ایجاد نکنه حالا من میخوام اینو برای اینکه ببندیم این پرونده رو در واقع این بحث رو صادقان از شما بپرسم چون من احساس میکنم که نوع صحبت شما بیان شما بیانیه که از دل داره میاد باقی صادقان هست به خود شما در طول این 25 سال آیا موردی بود که مثلا بهت پیشناهات کرده باشن ببینم بود یا نه شما که قبول نکردیم قطعا ببینیم این قطعا بالاخره شاید من یعنی میگن آقا مثلا سیبیل داوره رو قبل بازی کرد به من میگم به باسطه شرایط شغلی و اجتماعی که داشتم چون من تنها داوریم تو ایران که تونستم مدیریت ورزشی این سطح داشته باشم فدراسیون فوتبال من 18 سال رئیس دپارتمان آموزش یک سال رئیس کمیته آموزش دو سال رئیس دپارتمان جوانان بودم که تیمهای ملی پایه با دکتر سید میشاد ماجدی بله بله که الان رئیسیت تهرانه الان رئیسیت که همی الانم من مشاور اجرایشونم آفرین و رهیس کومیته پنی و توصیه یکبال استان تهران هم در حال آزد و ما از کومیته آموزش که با هم بودیم با آقا ماجدی اومدیم اونجا و با توجه به این موارد به من نمی کنم ولی من نمی کنم با توجه به این پرونده هایی هم که به قول شما یعنی نی اومدن سران شما نی اومدن و شاید هم یعنی در حقیقت نوع اون شخصیت افراد شما به خاطر موقعیت که در فدراشیون داشتید شنیدم بله شنیدم که به لحظه افرادم نیازها که یکی نیستش که به لحظه بعضی از افراد ممکنه به خاطر نیاز به خاطر حالا اون شخصیتشون مرتکب بشن ولی حالا راه برون رفتشیه برون رفت که نداره کم کردنش واقعیت اینه که آقای منسوریان ما امروز برای مربیگری و داوری نیاز به نظام مربیگری و نظام داوری داریم مثل نظام پزشکی نظام مهندسی با این شرایط شما شک نکنید روز بروز بدتر خواهد شد یعنی من دارم به عنوان یه مدیر ورزشی میگم نظام مربیگری و نظام داوری تعریف خاصی داره بله بله بدون نظامیم دقیقا شما الان به جایی که یک سازمانی در فدراسیون فوتبال مثل سازمان لیک داشته باشی به اسم سازمان مدیران و مربیان و سازمان دابران سازمان فرقش با کومیتو و دپارتما خیلیه خودشون ما استادی ها منصوره من درست برس میدن سازمان یعنی شدت رفته تره الان شما سازمان لیک به مراتب از فدراسیون موفق تره آره مشغولی داره ناجری داره خزانداری داره احسان داره پیزنانی داره تشکیلاتی داره من میفهم شما چیه دقیقا اگر میخواهیم نجات پیدا کنیم تو زمینی مربیگری و داوری کیفی و کمی و جلوی فسادو بگیریم جلوی فسادو بگیریم کمی و کیفی مربیگری و داوری مستلزم نظامه نظامه مستلزم سازمانه برقراری یک نظام استانداری اداریه یعنی من اگه خودم بشم رئیس فدراسیون فوتبال اولین کاری که خواهم کرد سازمان مربیان و مدیران درست میکنم مثل سازمان لیگ اینو اون تاریخ چشم من چون از سال 1380 فدراسیون فوتبال بودم تمام تاریخ چه اینا دارم روزی که آی صفای فرانی اقدام کرد برای هر پیسازی ای اف سی ستا درخواست داشت از فدراسیون فوتبال یک سازمان لیگ باید بشه دیگه کومیته و دپارتمان جواب نمیده که داد گفت یه سازمان تیمهای ملی باید درست کنی که داد خدا بیاموز آقای رنجبر شد رئیسش این داوران و مربیه یه چارپایهی بود تحت عنوان پایه لیگ درسته پایه تیمهای ملی پایه مربیان امیدوارم اینم انشالله اصلا بشه حالا من یه سآل بکنم در حد یک دقیقه الان هم آرزو داری که رئیس اول ورزش بشی پتان یعنی این در خودت میبینین ست در ست آقای منصوریان من اعتقادم اینه چون کار کردم شما یه نفر رو تو کشور پیدا کنین که تو ورزش هم من اینو نگفتم من سی سال سابقه معلمی دارم من معلم بازنشستم من سی سال معلمی کردم بیست و پنی سال دابری کردم 25 سال کار اجرایی در بالاترین سطح هر کسی تو ورزش یعنی در حقیقت ستا شیشتونیم یعنی اگه شما از معلمی و مربیگری بگی من درکش میکنم از داوری بگی درکش میکنم اگر کسی این سه مشخص حسر رو داشته باشه باید بشه من کاندید خواهم شو برای فدراسیون فوتبال اگر آقای من بودم من دوره قبل برای حیط رئیس کاندید شدم اگر آقای دکتر ماجدی نیان من کاندید میشم چرا آقای منصوریان چون من هم نقشه راه ورزش کشور هم نقشه راه فوتبال کشور و هم برنامه استراتیجی که مدبن کردم آرزو میکنم انشاله به هدفت برسید آقای جباری عزیز دوستان ما به پایان برنامه محوطه گفتگو رسیدیم خیلی هم تشکر میکنم از آقای غلام رزا جباری مهمان عجبند برنامه مون که از پیشکسفتان دابری فوتبال در ایران بودن و صحبت های خوبی هم در برنامه بیان کردن همراه با مهمان عجبند برنامه مون و همکاران مطرمم با همه تون خدافزی میکنم خدا نگهدان موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته در محضر ویلایت امریکایی هم می گفتن ایران این همه نفت داره می خواد چیکا کنه انرژی هسته ایران بنده گفتم خب ما امروز دست سیاستفید انرژی هستئی نزنیم پس فردا که نفتمون تموم شد اون وقت بریم انرژی هستئی رو گدایی کنیم از این وقت وقتی اونا داشته باشند ما نداشته باشیم احتیاج داشته باشیم پدر ما رو در بیارن دیدی سر این 20% چه کردن؟ یک جستی گرفتن در بیار یک قیافهی گرفتن یک شروطی گذاشتن که واقعا خفت آور بود من گفتم اگر این نفتی که ما داریم ما نداشتیم اونا داشتم و نفت احتیاج داشتیم نفت رو به ما بطری بطری می کنیم اون روزی که ما به انرژی هستهی نیاز پیدا کنیم به خاطر نبودن نفت یا مشکلی در نفت و در یه چنین مواقعی ما احتیاج داریم به انرژی هستهی از کجا بیاریم؟ کیما ما بده؟ این ممکنه ده سال دیگه پنج سال دیگه پونزه سال دیگه پیش بیاد اینو باید از همه بشکر سدالی ما را از شبکه رادیوی وزش می شنوید شبکه راییوی بردش علاویا و یوحسادی عدرکه زن و ناولها که اشخاص هم نمود اول ولی افتاد مشکلها به بود یه نافهی کاخر سبازان تره بکشاید زه تا به جد مشکینش چه خون افتاد در دلها همه کارم زه خودکامی به بدنامی کشیداری نهان که ایما ندان رازی که از او سازند محفل ها شب تاریک و بیمه موجو گردابی چون این های کجا دارند حال ما سبک بورانه سوهل ها