ما اشتباه کردیم این بود که گفتیم فقط سوده چون تفاظر که ما گفتیم بچه هایی که کم تر بازی کردن بازی بدیم چون فردش با تایپه داشتیم استراحت بودیم زود این کار کردیم و همینشه یه دفعه پنارتیو نزدیم شد زده حمله دومش دور دوتا رانینگ دادیم اصلا بازیکن ذهنی آماده نبود همون بازیکن جهیله که رفتونن تو زمین بازی مساوی در روحند اینقدر بد شد بازی مساوی در روحند یعنی توه چار پنج دقیقه آخر شما گل که نزدین هیچی فقط گل میخوردین بله مساوی کردیم یعنی تو میرد تو زمینشون بر میگشت دور گل ما دقیقا پنجتایی که جلونی تو چار دقیقه پنجتایی خوردیم گل هم نتونستیم بزنیم و موزی مساوی شد همه به هم ریخنیم اینقدر بد شد که بازی با چین تایپه رو خیلی راحت با سه تا ات دست دادیم با سه اختلاف باختیم و گفتیم رفتیم برای پنجم شیشومی رفتیم چین تایپه میبره عربستان رو قایدت هم باید میبرد چین تایپه خیلی خوب بود تیمش باید عربستان رو میبرد بلی خب گفتم که عربستان با پنج تا برد با پنج تا برد هیش که باورشت فنی و هندبالی نباید نیست نه اصلا مشخص بود دولاریه چرا یه پرانتز باز کنید های فرانی هندبال با احترام به این رشد جذاب الان من که هندبال اصلا بلد میسم دیدنشو خیلی دوست دارم خیلی برام جذابه همیشه تو قاره آسیا همیشه پای یک مش دولار واسط بوده خب بله که اشاره ای که مطمئن بله بله اصلا الانن توی مصابقات میگم عربستان با پنج تا برد خب چین تایپ هم ما رو برده بود ما هست جنیم عربستان شد سه گروه تایپه شد دوم اونورن بهرین و چیز اومدن بالا جاپن اومدن جاپن و بهرین بردن رفتن فینال فینال جاپن برد اول شد برای دومی سال برای دومی سال جاپنی که ما بردیم اول شد با اختلاف هم بهرین رو زد خود بهرین دوم شد و نکته جالبش که میگن پای دولاری وسطه اونجا بود که اونجا تایپه با هشتا عربستان رو زد و سببام شد اینجا دیگه باج نداد نه دیگه اونجا که کارش انجام شد من اینکه سرمیه جهانی رو گرفته بودم هر دوته تیم دیگه بستشون بود که از این گروه جفتشون برم بلا یعنی یه هشتا اینا بلا بردن یه پنشتا پایین باخته بودن یعنی با اختلاف 13 گل نستد به بازی قبلیه اختلاف 13 گل شدید بیچاره شون کرد عربستان عربستان اون سال ما باید بازی کردیم که باز شد اونها برهنجا اگه اون بازی میتونستیم راحت قهرانه برهنجا براولیم باید تو این سالهایی که مربی بودین تو قاره آسیا هیچی اخشونه مثلا این کس همین تیمایی کچولو مچولوه باشیه خریج فارس بیاد مثلا یه پیشتهادی بده بگیره اینقدر بهتون میدین مثلا شول بازی کنی؟ نه اونا بین خودشونه خیلی جورت نمی کردن سمت ما نه نه خب اونا رقیب مثلا که معمولا میان جایی انجام میدن که طرف این کارو بکنه مثلا تایپه یا نه بودن تیمایی که اینجوری هست یا مثلا اختلاف احتیاج دارن اون تیمایی که به اونها ریشه ندارن میان دنبالید اونها که سلامت روانی و برزشو چرا خطر نمیدازن پیش نماده مال تیمایی هستن که هیچی با این محروف سبقه ای تا هنبال ندارن تو همه جا همین شما اگر تو فوتبال هم اگر توانیت تیمایی خوب نمیدون توانی کن قدیما مثلا وقتی هنبالو پیگیری میکردیم همون ساله که شما راجعه بهش صحبت میکنی دهه نوهد شمسی مثلا دوازه ساپش ده پونزه ساپش حالا هست یعنی شما بگید مثلا میگن افتادن آقا چرا تیما شرقاسی ها تو باشکالاسی ها شرکت نمی کردن همه اش دو ترانی کوبیتی ها اول بشن بزرگی از هندوار که حالا اسمشو نمیخوام بگم میگفتش که این همین کشورهی که هستن کوبیت و قطر و بحرین و اینا میان یه جوری با همدیگه وازی میکنن یه جوری تبانی میکنن که اصلا این کشوره شرقاسی ها تو باشکالاسی ها حالشون بد میشه اصلا نمیان شرکت بکنم اینگه آقا شما که از پیش معلومه به قول خودتون با هم بستید ما همه هر کار بکنیم شما قهر کوویتی کوویتی زمانی خودشو آقای وحش آسیا ببینید تو هندبال میدونستید بله بله زمانی که آقای علاسوری بود به دبستون ها و ما زیاد بود ولی الان اونجوری نیست من شنیده بودم یه به دبستون هایی هم با فدرسون هندبال ما داشتن که آقا ما سمیم این مسئولیت کورسی تو آسیا به شما میدیم یه نایب رئیسی یه حیط رئیسه چه میدونم یه چیزی و ما باید اول بشیم نه اینکه بگن شما به ما به واضید شما کاری به این کار رو نرشته باشید اینجوری بوده واقعا؟ من نشده هم انصافا نشده هم من نمیدونم ولی بعید میدونم چون هیچ کسی شنیده ها هست البته دیگه من در روی سیاستگی نشدیدم صحبت نمی کنم اما اینی که الان توی کشورهای آسیایی ولی این فرشت شرقی بهتر شده آسیای شرقی اگر الان نمیاد به این دلیله که مثلا مساوت قهرانی آسیا شما نگاه کنید این دوره تیم شارجه امارات اونها اول شد تو آسیا الان دیگه واقعا اندبالی میان اول میشن دقیقا شارجه چون پول خرش می کنن بازیکنه شمزده تا بازیکن داشت از این شمزده بازی کنش پونزده بازی کنش اروپایی بودن یک بازی کن اماراتی بود و اون یک بازی کن اماراتی هم دقیقا مال مصره که بهش پاسپورت اقامت امارات داده بودن یعنی شما این امالن سفر بازی کن اماراتی الان اینجوری شده قبلا این بود که ما هم دیده بودیم میگفتن مثلا اگه مثلا این بازی کوویت ببره حتی تفاظال هم مشخص میکردم از همه چی مشخص شده از آره قبل ها اینجوری بود ولی الان اینجوری نیست الان مثلا چرا کشور شرق آسیا نمیان به خاطر اینکه مثلا یه شارج اماراتی که اصلا لیگ نداره میاد میشه خرامان آسیا به خاطر خراج زیادی به خاطر دولارهایی که خرش میکنه و ورزشی خرش میکنه بهتر اموز کنه دنیا رو میخرن میارن تو مسابقات دقیقا تمامه که بازیکنه اروپایی در این صورت باشک آسیران و باشک جمعان میان تو تیمهای آسیران چون پول میدن خوب پول میدن پول میدن در این صورت دو هفته شکیت میگن پولی افاس رو دارید دقیقا دقیقا خیلی درمیدن مثل رونالدو که الان و در این صورت دارید آه آه آه یه ساله آقای فرانی تو این ساله که بیشتر شما مربیگری کردید پول خوبی از هندوار لروردی چون شما زندگی تو بخفه هست باید کلالان نمیدونم بیرون چه کاری انجام میدید من معلم هستم بعد سه ماه آمدوش بابرشی هستید با احترام به همه معلم ها و قشن زحمت کشی جامعه خب هو آمدوش بابرشی هست باهم نباشه دیده بیشتر عشقه دیگه مربیگری همانا عشقه من تا از چیزی که من از معلمی بیشتر گذرانه زندگی میکنی یا مربیگری نه مربیگری چون محلیمی کسان روش حساب نخواهیم و کانونه و ازشو باشگاهی که باشون کار کردم انا مدرسه هندبال داری شما؟ من بله دوتا شعبه داریم یدونی توی شهید عراقیه فرقی دومی تهران پارس یدونی هم توی سهر وردی سالانه اندیشه حالت از جهیدن هم که با شهر رید ترکیب شنیم آقا ماشاله همه جای تهران دارید شعبه دیگه شرق و جنوب و مرکز و شمال باقیشتر به عنوان مدیرفنی کار میکنم برنامه تمرینی و این دار استعمال خوبه؟ جوان ها میاند؟ نو جوان ها نساب دقیق خیلی بهتر شده فوتبال و بسکتبال این سه رشته پرند خب ما برای اینکه بیان میریم استعدادی ها بیم کنیم مدارسا اگر کانونه آموزش پرورش باشه تقریبا سه چار تومن ماهی یه تومن یک و دویس مدرسه هندبال خصوصی تقریبا مالهاش دو تومن ماهی دو تومن یعنی تقریبا دو برابر میشه دو برابر میشه درکل نصد والی بال و بسکت والفودال هیچ مبلغی نیست چون اونا یه ماهش مسابقی میبینیم با دو تیران هنوال حالا بسیاری به جاش داره حالا کاری نمیخواییم اسم بذاریم خب بریم یه فرصتی بگیریم برگردیم ماشالله آقای فرانی خیلی خوشتحبتن خدا خسته نمیشه باید باید شما صحبت میکنه برگردیم بخش سهون و پایانی گفتگورو با جناب آقای مهدی فرانی مربی عرضشمند همون کشورمون پی بگیریم موسیقی دوستان خوب شنبنده امران عزیز بخش ثوم و پایانی گفتگو خودم رو در این برنامه ادامه میدن با جنابی مهدی فرانی مربی خوب و ارسشمند هنبال کشورمون آقای فرانی بعد از اینکه الان یه مدتی به عنوان مربی کنارهای سلیبی در تیم ملی نوجوانان فعالیت کردیم اونجا پنجام شدیم گفتیم درسته؟ پنجام شدیم بعد دیگه اونجا کنار از مربیگری ملی از ایران مردم کنار رفتم افغانستان از کله یعنی مربیه در ایران اومدید کنار مردم رفتم شدم سر مربیه تیما افغانستان تیم بزرگ سالان شون کلن یعنی دختران پسران و سهلی چه جاله آقای فصل جدید از گفتگرو بازگردینا چه سالی رفتید افغانستان من سال 99 رفتم و سال 99 رفتم 1401 قبل از این که اصلا طالبان بیاد اینجا که وزیرو ورزش افغانستان اومدن ایران مراسمی هم توی کومیتو الانپیک گرفتم چی شد رفتی افغانستان شد؟ توی شهره مدرسه هنبالشون ارتباط شد؟ نه نامه چیز زده بودن نامه خود فدرسه هنبال افغانستان برای ایران زده بودن لخواست مربی کرده بودن به شما پیشنهاد دادن؟ به من من تهران پیشنهاد دادن کی بود رئیس فررسون اون زمان؟ جنب دکتر پاکتل با هیه تهران صحبت کردن آقای اکمی هم لطف کردن شما قبول کردین؟ به من گفتن برید سایت امناشون ما قبول اول فقط یه تیم مهاجرین این تشکیل بدیم داخل ایران؟ داخل ایران اون موقع جنبای دکتر تهماسوی رابطه بینومعرف وزارت و عزش تشکیل داشتن اون موقع هر جاستان انشالله سلامت باشن اشون دستور و نمری دادن که تیم ماجرین رو تشکیل بدیم ما یه تیم تشکیل لدیم یه چند جلسه یه تمرین کردیم یه یک ماهی تمرین کردیم و ازرام شدیم به مخصوص خود افغانستان انتخابی ملیشون اونجا همه رو بردیم و رفتیم افغانستان بله رفتیم کابول بله خب یه بیست سوز کابول بردیم همه رو بردیم تحویلتون میگرفتن اونجا بله سانجا خیلی خوب بود خوب بود خیلی احترام میزاشتن به عنوان مرعبی پدشونی مرعبی تیم ملیشون همونجا به من پیشتانات شده فکر کن همه تیماشون لطف شما بود دیگه یعنی یه جورهی مدیر تیمهای ملیشون آقایان بانوان ساحلی جوانان نوجوانان همه تیماشون لطف شما بود پوتانسیلشون خوب بود زرقیت وردشکاری بار فندیشون بد نبود باید کار میشه این قصد کلی کنسر شد فعالیت ها ادامه ندادیم یه دورم برام ساته کشار هنبستگی اسلامی با همه انگیه خود ایران تیم مهاجرین اعضام شد به نام تیم افغانستان که ما اونجا هم تو ترکیه رفتیم اونجا هم حالا بازی که انجامیم کلها هشت نفر بیشتر نبودیم به خاطر از این که بچه هایی که بودن اینجا پاسپورت نداشتن شرعهت نداشتن فقط هشت نفر تونستی با هشت نفر رفتیم یه تیم هفت نفر هندبال با هشت رو بازی کنید یه زخیره داشتید و کار سخت بودید خیلی عذیب شدیم اولست نگه خودت بری بازی کنید نزدید بعد دیگه تموم شد و بعد از اونم دیگه خب در تماس هستیم با هم سلام علیک داریم دیگه خب ارتباط هنوان مثلا بچه هنبال بازی میکردن تو افغانستان یه سری ها ایران هستن یه سری رفتن آلمان یه سری هرکی یه جاست ولی خب نه اونا بسیار خارجی حساب میشن بسیار خارجی یا باید مجووز کار داشته باشه یا ای تی سی داشته باشه خب این جایی که کار کردین تو مصابقات همبستگی آخرین حضور شما در عرصه ملی میتونه باشه بله من آخرین جایی که رفتم همون مصابقات سال 1402 ترکیه تو بحثم با هندبال بعد از اون دیگه برگشتیم تو ایران و توی لیگ آیندگان و این فعالیتان رو دوره تو ایران شروع کردیم و دوره تو مسابقات و اینا رفتیم ولی یه حالت خاطره به تو میگم هندبال وزیر شکل قریبیه هنوزم خیلی ها نمیشنستن چرا آقا میشنستن به خدا هندبال یه وحش آموزشگاهیه قبول داری؟ تا زمانی که آموزشگاه ها آموزش پرورش هندبالو تحویل نگیره حالا شاید قشنگترین کلمه شما این باشه هندبالو بزرگش نکنه چون تو جامعه و خانواده بزرگی آموزش و پرورش میشه این کار رو انجام داد شاید این بهترین فرصت باشه بهترین روش باشه برای این که از اون قریب بودنش به قلب شما در بید ببینید خانواده ها نمیشناسند تا تصفیت تا پخش تلویزیونی تو هر چیزی من یه ساله میگم دوتا خاطره هم تنزه هم واقعا قمناکه ما یه تیمی رو آمده کردم برای ما صورت قهرونی کشور از این بچه های ابتدهی ساله 82 بود 83 بود اگه اشتباه نکنم شیش ما داشتیم تمرین کردیم یه پسر دوازه ساله بسیار با صداد آلی ما اینو بردیم دروازه بان گذاشتیم فالده بود تو اون سن 180 میزد پاشت داد خیلی بیشتر وحشتناک ما تمرین کردیم یه هفته بود دو مسابقات گفتیم بذارید خانوادارم بگیم بیان که جلسه بذاریم داریم میریم کشوری داریم بچه هاشون چی کار میکنن جلسه گذاشتیم اومدن نیشستن پدر این بچه آمده بود نگاه میکرد برن این بچه مایی گل میخورد هرچی میزدن میگرد بعد وازی ما اینجا کنیم ببخشید چرا اینا با دست بازی میکنن گفتیم خب من فکر کردم اینا با پا باید بزنن گفتیم نه آقا این اصلا فندول گفتیم نه من جایی که با دست بازی کنم بچه همونو نمیذارم دستشو گره بخت رفت چون این که با پا بازی کنه اصلا نمیشناختم از این فاجر سال 93 من یه جا دعوت کردن تو همین اسنا برین توی ایکی از مناطق تهران سال 95 برگرشین به عنوان مهمان مرد عوض کردن یکی از این راستان زوش پهبرش ماما اوکی بود زنگ زنگ تشیفیاری ما اختتامی همو ساعت هند بالا منه زحمت بکشی تشیفیاری من مامان مربی ملی تازه برم اونجا مثلا تو احتجابازشون شرکت کنم گفتن بازی ساعت نوه ساعت ده هم اختتامی هست گفتیم باش من سر ساعت یه رو به نه رسیدم من عادت دارم معمولا توی اینجا زود میرم کلاس بزنم سر اونگو برم نه زود تر میرم من ساعت یه رو به نه رفتم تو سالون نشستم تیما برن داشتن گرمی کردن داور نیبوده بود بعد یه بند خدایی اونجا سر پرسته نصابه هات بود زنگ زده بود و گفتش که آهو شما از اولیا هستین گفتم نه من اومدم نگاه کنم نگفتید من کیم؟ با همون لباس کت دره وردن دفتن شروع کردم سوت زدن دواره نبودن ما دوتا داشتیم سوت میزدیم مربیه یکی از تیما بندخدا خیلی هم با کلاس کت شلواری کف سامسانیدم نستش بود شوته سه روم رو یه خطا من گرفت اینجا که از اینجا گفتم جا میدونی هندوال چیه گفتم که یه چیزایی بلدم پنجیکه میدونی من مربیه درج دو این مملکه هستم ببخشید دریحت بلد نیست تو اصلا سندال هیچی نمیفهمید نه داولی بلدی چی خطا میگیریم یعنی اونه ای که شما رو دعوت کرد اونو شما نمیشنختن که نه خب اونو نرسیده برای اختتامیه قرار بود روی سه اداره هم بیارن گفتم مابن وزیر رو میخواد بیارن تو سالون یه مراسه میگرفته بودن همه با هم قرار بود بیا اینو فکر نمی کرده من و زود بیم آخو تا آخر مسابقه این مند خدا ما هر سوتی می زدیم یه تیکه با ما انداختم تیکه می انداخت آخوش مهیند رفتی ات تو خیابون اینو واردی گذاشتی داور تموم شد بازی باختن با دوتا گل بعد که روحس ها اومدن سلام علیک کردن اومد دید دارم سوت می زنم اشاره کردم اوکی بازی تموم شد بعد از بازی کمکی کردیم این کار داره باست داشت کردم رفتم بهش که آقا ببخشی تیار خدا نمیشتم نگفتم آقا اشکال نداره ولی از آقا نکن پنگ گفتش که واقعا نیست مثلا یه بنیری جلوی در بزنم ما ربی تیم ملی داریم گفتم با اوه ما الان تو خیابونم که بریم مثلا میریم تو خود مجموعه و میریم یا ما تیم ملی یه نگاه میکنیم اولون اصلا نمیشنستن اما رشته های دیگه خب مربی هاش خیلی اینو قبول دارم آقای فرانو که خاصی باید شاید تو جامعه جا پیدا نکردن و یه مقداری مردم به سمت و سوی برخی از رشتهایی میرن که حالا به قول شما نمایش بیشتری داره دیگه بعضا برخیاش میشه نمایش نمیدونم واقعا چه باید کرد برای این موضوع ولی این که افرادی مثل شما هستن ما تو این برنامه افرادی مثل شما رو داشتیم که در سکوت کامل دارن زحمت می کشن شاگردان زیادی رو پرورش دادن و شاید توقعی هم نداشته باشن آقای فرهانی من میخوام این بخش پایانی رو و اینجا که به این صحبت رسید اینطور ادامه بدم واقعا تو زندگیتون تو زندگی شخصیتون که حالا ورزش هم جزوی از اون زندگی میشه از افراد چه توقعی دارید یعنی یه جایی وارد میشین حالا مثلا توی مهمانی نمیدونم یه جایی یه مغازه یه جایی که فکر میکنید باید الان شما رو بشناسن یا تحبیل بگن چه توقعی دارید؟ من حقیقتش خودم شخصیتم یه جوریه که اصلا یعنی روی این که اصلا من مرابی هم مرابی هم میریم مثلا میرم بشینم میرم رو سکو میشینم کنار یه گوشه میشینم مثلا دعوت هم میگم بیا پایین بشین میگم من اینجا راحت ترم اصلا این که بخوای کلاس بذارم من کیم چیم ما یه عشقی رو دوست داشتیم به اموان ورزش وارده شدیم و این زندگیمونه داریم و کنارش رزق و روزی در میادیم داریم زندگی میکنیم توقعی نداریم متاسر باید قدان مردم هم باشیم این که الان من به یه جایی رسیدم اون رو تلاش خودم بوده و این که بخواهم به یه جایی رسیدم از بقیه انتظار احترام داشته باشم من شخصا چند چیزی رو ندارم الان شرایط فدس نهندبال شخص آقای دکتر پاکدل این کاراشو من خیلی دوست دارم که داره توی مسیری حرکت میکنه که وز شهندبال خیلی بهتر و بیشتر شناخته بشه الان کومیتوها دارن زحمتی بیشتری میکشن مسابقات وستانی این همه باعث میشه که و از چند بال شناخته بیشتری داشته باشه من فقط این چیزی که شاید بگم یکی از آرز و آمه اینه که بتونیم یه پایگاهی داشته باشیم تو تهران و تو کشور و ما مربعه که وقت و زندگیمون رو گذاشتیم نمیگم از اون قدانی بشه و انسان نه برخواه باید که تلاش خودشو کرده یه جایی هم دیگه باید جامعهونو بدیم به سری جوانتر رو که شما جهانون پنج سالتون هم نشده؟ نه در کل ولی خیلی من خودم رو بیس سالگی اومدم شاید چون خیلی زود اومدین اصلا این اصلا دیگه پسید شدین یه استادی داشتیم به نام استاد عبداللهی استاد حسین عبداللهی بزرگ هنبال تهران هستن ایشون زمانی که من اومدم ایشون بهش میگفتن روباه پیر بسیار مثلا با درایت بسیار بسیار به قول مروف سعی هست تو مستابقه و همیشه هم که ما شنجازه قهرمانه ساله همون سه بومی سالی که مامادن به من گفتش که این اسمش رو بزارید روهای جوان یعنی شما باید بتونید جانشون ایشون میشه یه موقعی جای من ایشون میگه آقای فراهانی یکی دو دقیق زمان داریم خیلی کتاب ازواج کردین؟ چند سال پیش؟ سه سال پیش فرزند دارین؟ خیلی هنوز من سر قضیه موردی چند وقت دیره زباز شدید خب من به خاطر حسوجوش و مشکلاتی که تو ورزش بران دوچار شدن اون سال هشت و دو نو تا نوید و چاری که نبودم مشکل مریضی گرفتم یه مریضی لاعلاج گرفتم که حتی گفتن درمان نداره لطف خود و خود خدا را شکر خدا را شکر خوش رو خوش بخورد میگم یه چیز عجیب غریبی گفتن درمان نداره ولی خب الان نقرس میخورم بله خدا با اتون سلامت بیده ده سالی هست که از اون مریضی گذاشته ولی خدا شکر سلامت باشین چی تو زندگی عذیتتون میکنه؟ خیلی کتاه بگید این که قدر زحمت آدامون نمیدونن بعد وقتی قدر زحمت شما رو نمیدونن چه احساس بهتون دست میده؟ چی کار میتونید بکنید؟ من فقط من میرم تو خودم میرم بیرون برای خودم فقط هم میزنم وقتی قمگیم میشی راحتی از همه چی میبوری چی کار میکنید؟ میرم مسافرت تنها تنها تنهای تنها اکی دو روز بایش که حرف نمیزنم و بعد با خودم کنار بیم اکیسی طبقا ندارم چون میدونم کسی کاری برایت نمی کنه ولی باید با این قضیه کنار بیم یاد گرفتم و کسی توقع نداشته باشم تو زندگیتون احساساتی هم میشید؟ خیلی نه به ما مربی ها میگن آدم های چیزی هستن یخی هستن خیلی سردن خیلی مستبدن خیلی عصبی هم ولی ما برای تو این لیول برای ساتی کارمون لازم داریم اینجوری باشیم ولی در کل خیلی احساساتی در از اون چیزی هستیم که بقیه فکر مهم هستیم ما چه آدم های خوشکی هستیم ممکنه نیستی وقتی احساساتی میشید گریم میکنی؟ خیلی آخرین بار که گره کردی؟ آخرین بار همین جمعه چی شد گره کردی؟ یکی از بچه همون تو بازی پاش بند خدا داشته از میشد اومد زمین لیز بود موچه پاش شکست لیز خون موچه پاش شکست کند ساله بود؟ چانده ساله گریتون گره بعد نمان بازی باختیم از ممارستان شب هم تبیل خانواده اش داریم من خود تا سه صبح بیرون بودم اینقدر صبا خورد شده بودم میگن بعضی از مربیات به قول فرمایش خودتون من این رو شدیدم خیلی احساساتی هست اون دیگه بسیاری به قریضه درونی آدم داره اما یه جاهایی واقعا توی ورزش به خصوص روی نیمکت مربیگری احساسات رو باید فعلا بذارین کنار احساسات رو باید فعلا بذارین کنار نمیشه احساسات رو کور کرد اما باید بذارین کنار و بعدن شما میریدون احساسات رو بروز میده احتمالا درسته؟ ببینید من خودم و الان برید شما تو باشکای خودم سوال کنید مثلا یکی از اولیا بگیشت و گفته و تا حالا دیدید آقای فرانی بخنده ولی اونجا خوب میخندید آنجا خوشخنده برخوردید در محیط کار به قول شما احساسات معنایی نداره اگه بخوایید چیز کنید باید کاملا جدید اون چیزی که هست خصوصا اونه که سرمربی هست باز مربی ها اعتباط نزدیک تری با بازیکن میگیرن ولی سرمربی مجبور دورتر باشه و اون باعث میشه که فکر کنم مربی آدم خوشکیه آدم سردیه آدم سختیه احساسات نداره شما هم مربی بودن هم سرمربی دیگه یه موقعی باید سویچ کنید مثلا از سرمربی مثلا من تا الان مربی بودم خیلی به وازی کنم نزدیک بودم ولی از یه سه تیبه بعد دیگه اون دیگه من انا توی چند سال اخیر فقط سرمربیم درسته خیلی دلم تنگ شده که برگردن مربی بشیم با بچه ها بگم بخندم خیلی دوست دارم ولی خب همیشه هم میگم بچه ها برید بگید به کمک ها میگن برید بگید بخندی بچه ها احساس خصوصا تو او دو عذیبی نکنن عذیب نشن من نمیتونم من به خاطر جایگاه هم نمیتونم شانه محفظ باشید سلامت باشید باید افتخار باشید فرانی عزیز خوشحال شدم سلامت باشید بازم میتونستیم هم صحبت کنیم حرف بزنیم اما زمان دیگه ما اجازه نمیدونیم ممنونی فرصتو به ما دادین خیلی متشکرم جنبای مهدی فرانی مربی ارزشمند هندوان مربی اسبقه تیم ملی نوجوانان کشورمون صحبت خاصی سخت مدتون هستم برای همه وزشگارا و شما و همه دوستان عارض و بهتر نار دارم متشکرم شهبانگان عزیز رادیو و ارزش برنامه محبته گفتگو به اطباق مهمان محترم جنبای مهدی فرانی مربی ارزشمند هندوان کشورمون مربی از بقیه تین ملی هندوال نوجوانان با همه شما خداحافظی میکنم ایام بکام روز و روزگار بر شما خوش خدا بگم در جمع جوانان در جمع آقایان در جمع بانوان در جمع ورزشکاران در جمع قهرمانان در جمع پیش کسفتان تنها یک صداست که شنیده می شود رادیو ورزش برمخواهتبترین رادیوی تخصصی ایران موجف ام ردیف 92 مگه هرتز اداره کل هنرهای نمایشی راژیو تقدیم می کند شرطبندی نویسنده سیمین بنایی سردبیر شهلا دباقی هنرمندان به ترتیب ایفای نقش معصومه عزیز محمدی نوشین حسنزاده