موسیقی مداری تلا گرفتی وقتی نگاه میکردی آیا با حسرت نگاه میکردی یعنی که میگفتی کاشی مدار دوران قهرمانی دوران جوانی میگرفتی یعنی که نه همون رو هم قنیمت چون میگفتی از این به بعد هم میشه راه قهرمانی رو ولی در سن پیش کسوتی هم ادامه داد نه زیاد حسرت نخوردم خوشحالم شدم برای عادی بود بسم کلن هیچی خوشحالم دمی کنه آقای سردین چیز خوشحال درم کنیم شکف انگیزی که هست ولی نه من اون لحظه نزیاد چون اگه میخواستم اون استرس رو داشته آخ من برم مدار جان مثلا همین رو میخواستم اتاقا همین رو میخواستم از اینو نبودی که قبل مثلا مصابقه فینال یه استرس عجیبی داشته باشید یا پای فینال تو نیمه نهایی اگه این مصابقه رو به بازم اتاقا با من یه خاطره خدمت شما بگم ما موقعی که ما داشتیم میرفتیم بسیار مسابقات من ممنوع خروج بودم الان سر یه سری مسایل من ممنوع خروج بودم الان نمیذاشتم بریم ما اول کشور شده بودیم یه هفتهی مونده بودیم که بیاییم بازی مسابقات جهانی ویزا همون همونه بود بسیار برگواستان میخواستیم بریم آقای رسول خادم دبیر فرداسیون با آقای سیروسپور خدا بیامورد دبیر فرداسیون بودن پاش برو اداله سبت با فدلاسیون زمانت این کشیگیرمونو میکنه از کسایی که میتونه به اونجا مدال بگیره اومد با رئیس سبت و چاره پاکویت رو باید کردن چاره جانبودک بباشید ما رو هم ممنون خوژی در آوردن آقای رسول خادم محبت شدن ما در اومدیم و رفتیم باسه مسابقات و همونجا بود که تلایی رفتیم آقای خبستون نزابدوش مورد به تیم بود آقای خدابی آمدو داود ایوب بود منم یه خدا اصلا داغون بود حتی میخواستم نرم با سو مصاباس جهانی ما دیگه رفتیم و با اصرار استادم آقای خاشابرو مقربی که انگیزه خیلی بالای من دادن حتما باید بری هیمار هول میدادن که باید بری باید بری ما هم رفتیم و اونجا میرفتم نه گرم میکردم خودم و چی نیست اینجای خودم برای اینکه باید برگردیم و ازیاد بودیم ازیاد بودیم و ازیاد بودیم رفتیم اونجا میگردم میخوابیدم پامش دارم میگردم کشی اولا نمیدونم لحسان گرفتم اول بار در روسیه گرفتم که زد افغری من شکاف هشتا بخیه خورد نخ بخیه هم نداشتن سوزن هم نداشتن اجاب گفتیم آقا نخ بخیه فلان اینو نداردی نمیتونی کشی برای تو بگیر یا دوباره اومدم رفتم دکتور کشه آقا دخبخیر نیمده دکتور اون نیمده بیرز کننده نیست من رفتم بیرون از خریاتی نخ سوزن گرفتم گفتم بیا بایین بدیم گفت بایین گفت بایین نمیشه پروبلم میگفت من منیزه میدار بگیرم برگرم برده بچه مردم این عوض شما رو سوزن خریاتی دوختن نخ نایلونم داشت که رفتم دو پروبلم داره رفتم قصد اصیز آقای عبدالله نامی بودش ماره ترکیه بودش رئیس فردسفین کشتی ماره رئیس جزه جهانی کشتی گلید اون گلید اون گلید اون بگو به دوزه ماره اینو اون آقا بیهستو گلید اون گلید اون بیهستو آقا دوکتو بود بخیرنی نیمده بود دادیم در جمعه یه ترهاد گردن امزاک کردیم اصلا انگوش زدیم مارو با اون دوخت و بده بیهستی و دوخت و اماییم دوشک و ترکیه رو بردم رایستان رو بردم روسیه هم یه کلیه داده بردم بردم فینار خوردیم به چیز امریکا امریکا قشنگ همه رو میبرد خب امریکا همه رو با اختلاف میبرد و ضربه فنی شما با افروع بخیر شده من اینجورم بیخوابیدم اینجور پامشدم بیدم کشتون بیدم دوباره میبنم دراز میشم اصلا دواغم بود آقا داود عیوب خدا بیامد اومد یه لگت منزه گفت مرده سابی پاشو بیمارو نگاه ماندی فینال داری الان انا فینال با امریکا داری بلغارستانم برده بلغارستان رو برده بود اومده با فینال گفت پاشو برو بیایی حد دقیقا بعد نبازی آب رو مونده کشتی شانه نگاه کن آره بیبار کشتیاشو ببین تو همیچنگ وقعا میگیریم میخواد گوتم زندگی دار, با حدا اول همون شما خود ندارد در این دیگر برای ندارن که اول شبوز شود يه رسم بتاولم talked با این شبب برگری بaberbo پدرزم به خدمت شما که بردم چارشم امریکا رو بردم چارش بردیم بردم و منم فکر کنم بلغاری هم خیلی خوشحال شدن دیگه اوه هم به دست میزنن هر وقت که اینجورو بیرون هر جا میدادیم باز فروشگاه مروشگاهی خریدگاهی میدونیم اون فیلمه ماله که امریکا رو بردیم میدونن نشون میدون بعد اومدیم به آقا داود ایوب بودم آقا پرچمه وردیم در دوشترگی بودم نه یه وردیم پرچمه گفتم آقا باشی نه گفت جونه تو فکر کنیم تو میبازی بین یعنی واقعا پیشبینی برندشان شما نداشتن من میرم به این میبازیم چون اونجور داشت همه رو میبازیم یه هیچی دیگه نمیخواهده شد از امریکایی رو هم شکست دادیم با افریقه با سوزن خیاتی دوست دادیم دوستتش هم واشت تو مصابه دوباره میرفتی میدادی میدوخنیزی با پرخیلوه آره اینم یه خاطره خوبی شد این حالا تحصیبی که شما داری به وطن و پرچم و براخره نام مقدس جمهوری اسلامی ایران و این که راضی میشه بری از یه خریاتی واقعا یه سوزم بگیری تو سوزم گلگارستان من یه بشگاهی دارم که یه چیزی یا تصمیمشو نمیرم یا میگیرم باید برم به نتیجه برم تا حالا نشده من یه کاریو که میخوام تصمیم میگم انجامه به نتیجه برم یعنی آقای صدری اون زمان فکر کنم در 19 سال پیش بوده دیگه درسته؟ فکر کنم 8-9 سال پیش بوده 8-9 سال پیش واقعا برنامه این موده بری پیش که سفتانه جان قهرمانشی برگری درسته؟ برای اینکه برای اینکه برای اینکه از اینجا ناداوری کردن از اینجا با اینکه از اینجا با اینکه از اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا با اینجا ب برای دو تا سه تا دیگره بردیم و اومدیم بالا رفتیم برای سه وم چهارومی سه وم چهارومی هم فکر کنم لحظت ها بود دوباره کشتیگه پر قدرتی بود من هم پام هم آسیب دیده بود و دوشک بودیم آقا یه لحظه این سود زنه به ما اختار داد بشین خاگ نشستیم خاگ نشستیم خاگ دستامونو باکردیم پایش میدونیم از سه تا امتیاز بهش داد آقا چرا سه ای کن کشیتو بگی فلان تابرم قبلش بگیم گفت آقا سه ای میخوان به بال رو نمیتونه نمیخوان تو بزن میدار دیگه ما سه ای شدیم به اینم اختار و پوانه اختار و سه اختارش کردم سه تا یه امتیازی میدیم شدیم سه سه مدار چون یه دو امتیازی داشته شدید من دستم رو باید شده پایشم میدیم یه دوتا هم بهش دادن که آقا دستات بستی کنه تا تکمی کنی خلاصی به اون امتیاز میدهد یه برنامه ریزی کردی که گوړم از فیلمو گوړم عبدالله عبدالله ترکی صحبت کرد گوړم اقا بگو منو باز بیری کردن عبدالله از کشور ترکیه بود؟ آره ماله چیز فیلدازی روش ماله جهانی کشتی بود اتالی جهانی کشتی بعد اومده گو باز بیری کنیم اقا گوړم از چیزو اون بالا نگاه میکردیم و هم ثانیه شو گوړم هم کشتی مارم خب؟ اونجا خیلی به امحال داد. استرس شدید اونجا گرفته بودم. اونجا ریاد افراد استرسی که... خدایی نکنه فیلنشتار. من داشتم نگاه میکردم زدم این تندر. تندر تو یه ثانیه زدم نیه. چهار ثانیه پنیه ثانیه مونده بود. نگاه کردم نگه دیدم اونور پنج من نشستم زدم چهار. چهار گرفتم رو منه. سه سه اینو گرش دادم. دو این گره خود رفت بیرون و ما یه پنج رو گفتیم. اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده اشتراک بوده بوده مدالو بگیرم یه رفتیم گرفتیم اومدیم تو این سالهایی که حالا چه دوران جوانی چه الان که با امانه یک پیشکسفت کشتی دارید فعالیت میکنید یه لحظاتی بوده که حالا ناامید بشید بگی اه چقدر خسته کنند تو هر شرایطی حالا چه کشتی چه زندگی اون لحظات چه لحظاتیه و چه اتفاقی میفته که به ناامیدی بخوای قلبه بکنی و دوباره یک شعور گریهی داشته باشی عرضم به خدمت شما که خدا از اونجایی که خیلی لطف به ما داره هیچ موقع نداشتیم ناامید بشیم اصلا من ناامید رو تو دلم راه نمیدم یه کار جلو پای ما میذاریم ترکل به خودش میکنیم افراد اگه باید اون کار خیلی باشه چه باز خودم که باز دیگران منو میشنسن دورو برای آلا میشنسن کسی گیر میکنه تو کارش به من زنگ میزنه من واقعا نوکری میدونم و وظیفه خودم میدونم که توی این دنیا ما ها اومدیم امام حسین نرفت شهید بشه که ما بریم بسرش ازاداری بکنیم امام حسین شهید شد که ما بریم راه اون رو ادامه بدیم چجور ادامه بدیم؟ بشیم امام حسین امام حسین دستگیر بود امام حسین کمک میکرد امام حسین تمام خانواده شو دختره سه سالهش علی از خانه شیش مهاش دختره سه سالهش تمام ناموزشو همه شو باش بازی اینو خب خدا باش اول توافق کرده بود دیگه میدونست چی میخواد بشه اینالا حمد از دست داد که ما بفهمونی که بابا توی این دنیا عرضیشی نداره مال دنیا مال دنیاست سعی کنین انسان باشین اول با خدا باشین نماز اول وقتشو خون بازی چی نه اینکه ما نماز بخونیم که توقلتون با خدا باشه خدا رو فراموش نکنیم دوباره اینکه دست کسی که نیاز منده رو بگیریم وظیفه بدونیم نه اینکه بیریم خود نمایی کنیم وظیفه بدونیم و کمک کنیم که ما مرحمدالخدایی محبت رو به مایی شده نامیدن میشه موقع نمیشیم نه از مرگ میترسیم اتقا مرگ و من لذت شیرین ترین چیز توی دنیا مرگ رو میدونم که برم اون وره ببینم اون وره چه خبره قبلی که ما توی دیگه حالا شما که الحمدلله جوان هستید ورزشکار و به هر حال افرادی که در زندگی نامیدی رو واقعا نمیشنسن میتونن کمک بکنن به دیگران به خصوص در حال آزه جامعه جوان ما که یه مقداری شاید با جوانه دوره شما متفاوته به لحاظ فکری طرز نگاهشون به زندگی تو این سالهای ورزشیتون خب تو پیش کسطان شرکت کردین شیرین تا این لحظهی که در حوضه ورزش روی توشک کشتی براتون رقم خورده دنبالت اون خاطر قشنگه میگردم که حالا اون مداله میتونه باشه یا حتی دستگیری از اون حریفی که شکستش رو دید از این خاطره ها دارید برامو پریفت کنید خاطره ورزشی بگیرم یه جذاب ترین خاطره که دوست دارید اونو همه جایید نپرسید ندرتون تکرار کنید خباتون بازگو کنید خاطره والا زیاده چه ورزشی چه غیر ورزشی ولی نمیدونم کدومشو یکم یکی مسابقات کشوریمون بود حالا اسم نمیدونم یه حریفی داشت این دست مام شکسته بود بله بودم پلیبون همین دوران پیشگستتی بله اون که دفتیم برگارستان ماشید بله یه تحرمه فینال هم بود بودم پلیبون حریف ما هم قرمان جوانان جهان بود بودم این دست من شکسته اونم فقط رو همون دست چپ کار میشد منم دست چپم میرفتید بودم این دست باید هوا شداشتی باش این آسیب دیده دست چهارتا هم کشی گردم عذیبه زیاد روی این نگه بیا روی این یکی خب آقا فقط بیمد روی اون رو همون شکسته فقط بیمد روی اون شکسته پدر مورد اون ناخداغاه بوده دیگه شد آره اونجا خدا کاری کرد این دست من زورش از اون موقع سالم دار بود سه برابر زورش دار بود آقا می کردم زیر کتبی با همون دست چیز یه آرنج رو خم نمی کردم با کتفه می آورده بیرون پاس جرزوزیم برن می بونه خدایا این چیه آره اونجا گفتم نگاه کن وقتی بهش گفتیم این باید مردونگی می کرد نه الان اسم من می گم نمی برم ولی بعدن خودش رو ازخایی کردم من چون کشتی باید زرف و دوشک زانوز زرف خود دیگه ادابه نتونست آقای سهد سدری عزیز خودتونم می گید دیگه وقتی می روید دوشک دیگه اون رقابت و اون کریخونیه اون حیجانه به اوجش میرسه دیگه اون فضا باید شد یه سریش دارم یادش بره دیگه من باور میکنیم تمام این مصابهاتی داریم اسم حریف همه هیچ کدوم نمیدونم حرم هم ازتون میپرسم این حریف کیه کی هست قهرمان شی بود من بعدم فرماییم یه نرمان میدونم گذارم بعدم فرماییم قهرمان جایم از اینجورم برم با یه بنده خدای دوباره میخوادم کشتی بگیرم ایشون قهرمان بودوکتالان بود عنواندارم بود من بازم اسمشون نمیدونم تو آزاد آقای زیبا و من گفت این عنواندار من چی کار من به هم کشتی میگم اونی که تو چند تمنه دارم میرم در اینجورم به چیز مرز نمایش بزنم و بیان بیرون بیرون اونی که هستم و دارم میرم استرس الحمدلون نداشتیم توی مسابقات جانی خودون دیگه میدونین دیگه توی مسابقات جانی خیلی استفاده ما الهم دونه نه خدا کمک کنیم خیلی خونصد تو کشی برمی کنیم یعنی میذاری به مسیر خودش بره باگذار میکنیم به تعدیر و سرنوش تو زندگیتون چه چیزی از همه بیشتر شما رو ناراحت میکنه؟ خیلی چیزا ناراحت شده یه داستانی توی زندگی من بس ما پیش اومد که خدا خودش خواسته بود شاید بس هر مردی پیش بیاد ببین رو راست بیدون فولاد باشه آب میشد تا الان ولی من بلاهای پیز زندگی سرم اومده که از خود چی اتفاقی افتاده؟ چی شده که شما رو همچنان ثابت قدم نگهد لشه مقابمت تو برده بالا؟ میگم دیگه همش خدا دیگه خدایی بلاهای که سرم اومد ازش گلگی میکردیم باش دعوا میکردیم بیا پایین بینیم ما با اون بالا نشدید در اینجور سر ما میبود تنبه کمش میبود به چی متوسط میشیم کمت نمیخواییم گلگی ازش میشدم یه مدت که میگذشت یه داستانی که سر زندگی ما میذاشت میگذم اه پسر اون بلایی که سر ما اومد باید میموند که من به اینجا برستم به این معرفته برستم اون بلاها نباشه ببین بلاها نیست سر من به این بلاهاییه که هر مردی امکان نداره من همیشه به بعضی از رفقام دوستات از رفقام داستانگی سر منو مدر بهشون گفتم بهشون تعریف میکنم میگم خداوکیلی حضرت تباسی یه دونه از این بلایی که سر منو به سر شما میامد سر پاهم میگم بگم حضرت تباسی من موندم چون سر پاهم ممنونم از خدا ما رو روشنمون کرد آگاهیمون کرد که این دنیا نه پولش نه زنش نه بچهش هیچیش هیچیش هیچیش عرضیشی نداره به هیچ اون منعرضیش فقط باید انسان باشی الان پنجاو تقریبا چهار سالتون هست در ادامه زندگیتون به دنبال چه هدفی هستید بعد چی دارید برنامه روزیمی بجز حالا اون برنامه روتینی که دارید ممکنه یه سری اهدافی رانه داشته باشید منظورم از اهداف اهداف ورزشی رو میگم مثلا برید نمیدونم باشکاهداری بکنید مربیگری بکنید چند دوره دیگه پیشکسفت هم برید احتاف ورزشی تو سرتون دارید؟ بله نه احتاف ورزشی تو کلمه هست نه احتاف این که بخوام تو کار و کسبم پیشرف کنم هست چرا؟ چون میگم دیگه همون داستانی با خدای خودم دارم اینقدر قشنگ روزی منو میرسونه فراتر از این یعنی باگذار میکنی به تحریم سرده به من حالی کرده که پسر خوب من کل مالم رو توی یه شب خدا ازم گرفت توی یه شب حضرت عباسی جونو ستا بچه هم توی یه شب کل مال من از من گرفت ده سال کشید یه سری بلاها سر من آورد این بلاها امقد درسای بزرگی توی زندگی بنداد بعد اون زرف دو سال من چهل سال کار کرده بودم هر چی داره بودم توی یه شب از من گرفت بعد یک سال دوباره شروع کردم کاسیمون شروع کردم خدا به اندازه اون چهر سال که کار کردم توی شبم من گیرد زرف به یک سال به اندازه هزار برابر اون چهر سال که زمراکجون من داد ما یه سری حرکت ها میزنیم که پیش خودمون فکر نمی کنیم خدا نارد بشه میگم اقایب نه شدم که شد دیگه ولی یه کارهایی کردیم خدا از دستمون نارد شد آبورد ما رو انسانمون میشد آدمون گیرد بعدش هم به من یاد دادیم اما امانت فکر نکن کسی هستی این مال توهه مال دنیا هست هموجا اینو امانت به دست صاحبش باید برسونی به ما الهم به حالی کرده هر چی هم داریم اشاله به امیده خود تا لحظه آخر زندگی دنیا هستیم بتونیم امانت یه دستمونه دست صاحبش برسونیم و بعد وقتی اینجور کارها رو خدا میسپاره به همون میریم ببین کارهای خدا به من میسپاره مثلا یه کیس میده جلو پای من بگه مثلا مشکل داره میدونم خدا فرسته سمت ما ببینیم ایک میده در خونتون میزن ببینیم یه بند خدای آقای سدری عزیز میگفت اگر قرار هستش که یه بند خدایی یه مشکلی براش به وجود میاد من کمکش رو کنم اون حدیهی که خدا به من داده میتونست این حدیه رو به کسی دیگه بده و من اگر قرار هست کمک بکنم قطعا این سه روش و تقدیر بودی که خدا در مقابل من قرار ده در سه روش من قراره تا من بتونم کمک بگم و خدا قطعا چند برابرشو من خواهد ده یه خاطره هم بهتون بگم توی پونبزین داشتم بنزین میزدم این که میگم میشنوی نباید کر باشی میبینی نباید کر باشی باید در جا بیایی اونو خدا جلو پاد گذاشته داره توی این دانشکای این دنیا وقتی میبینی میشنوی باید بدی سمتش خدا قداش که تو ببینی بری انجامش بدی دانشگاهست اینجا دیگه ما اینجا درس نخوندیم ولی الهم دوله داریم دانشگاه داریم تیم میکنیم این چیز دانشگاه این دنیا تو اون دنیا احلا بیان احلبه تو خدا هم ما راضی باشن رفتم بنزین بزنم و این بندخودها که بنزین میزنن یکشون اومد شونی که باس من باش بنزین میزن گفت داداش تو ببینی فردا چک دارم هشت میلیون کم دارم همزبونت بود ترکی بود ترکی بود ترکی بود من فارسی میمونم شاید بعضی ها ترکی بود متفاوتی نداره خب گفت هشت میلیون کم دارم فردا چکمم برد به هرکی هم اصری هم ساعت شیش و هفته بعد از رو بود فردا آبورون میده به حضرت ترک باز هیچی هم به ام نداده میشنفتینش؟ نا یه شهریندم گودم از اینکه از اینکه از اینکه از اینکه اینجوریه دیگه اداداش دیگه اشاره که خودمونتون سلامتی بده آقای سید مهدی سید صدری عزیز از بحرمانان و پیشکسفتان خوب کشی خیلی راحت و دلی صحبت کنید یعنی بدور از هر گونه تکلف و حالا شاید تشریفات خواست خودش که در ایک برنامه رادیلی شاید بعضاً صحبت میشه خیلی راحت بی تکلف و صادقانه حرفاتونو گفتید امیدوارم که خدا بهتون سلامتی بده فرزندان خوبتون آقازداتون که دورشه ورشی بوکس فعالیت میکنن هنوز بحرمونه خوبه کنن اصلا آینده دار و اگر صحبت کلام و نکته خاصیست از خدمتون است ممنونیم خدمت از بنده است ممنونم از شما همکاره عزیزتون محبت و این قابل دونستی ما خدمتون باشیم تشکر میکنم سفاس گذارم چنان با آقای سید مهدی سید صدری قهرمان اصباب کشتی از پیشکسفتان کشتی کشورم قهرمان کشتی پیشکسفتان جهان که در این نوبت از برنامه محبته گفته گو در خدمت شما بودیم به اتفاق ایشون و دیگر همکاران خوب هم در تایه و پخش این برنامه با همه شما شنواندگان محترم خدافزی میکنم اونجا شب خوش و خدا نگهد موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی روزگاری است که صدا زده روی تو هست خواهگرمی است مگر خواهگ سره روی تو هست روزگاریش که سردار زده یه روی تو خوابگر نیست مگر خواب که سردار زده یه روی تو به دو چشم تو که شوریده تر از بست منست که به روی تو مناشسته تر از موی تو هست موسیقی موسیقی همدمی نیست که گوید سخنید پیش منم مهرمی نیست که آره خبری سوی دانم چشم بر هم نزنم چه برهم نزنم گر تو به تیرم بزنیم موسیقی موسیقی سهدی از بردی و شاخ چه خوش میگوید با که من برده برم دارد که همونی تو هست ورزش محضر ویلاگت