آب خوردن نبود شدید بله رقابت خیلی روشباره استرال خیلی قوی بود شاہین خیلی قوی بود اصلا تیم هما تیم دارایی اینا خود دارایی تیم پرس بولیس برده بودن ولی راحت قهرمان میشدن چون دردقهی نبود دریان اوردان من قاطرم پس تهران جوان بود بله تیم راهن تیم های بانک مدی خود اکباتان یقه پرس بولیس و بازی اول گرفته بود دو یک اقع بود تا دقیقه نوت دقیقه نوت پناکی گرفتم دو دو شد بلی پیرس پولیس میگم شرایطش واقعا اون زمان با الان قابل قیاس نیست اصلا اون موقع دلی بود شرایط خیلی سخنه بود مردم گرفتار نبودن میرفتن میامدن تمنی پیرس پولیس به روی همه باز بود قشنگ مردم دوست داشتن مثلا آقای پروین رو ببینن راحت میمدن میدیدن دوست داشتن درخشان رو ببینن میامدن میدیدن دوست داشتن فرچاد پیوست رو ببینن پشن میامدن دم در استادیو میدین الان یه چاردیباری درست کردن انگار مثلا شرایط خیلی سخت البته خب شرایط هرفهی و باید بازیکان ها متفاوت شده یه مدار قراردات های سنگیم میبندن باید یه مدار این نظر هم رایت بشه حتی فضای فوتبال با فضای اموزی فرق میکرد سطح با سطح اموزی خیلی فرق میکرد بازیکان ها که شما اشاره میکردید همه ملی پوش بودن همه در یک بازه زمانی وقتی به اقعه برمیگردیم چه تأثیر روی افتخاراتی که برای فوتبال کشورمون به دست اومد داشتن شنواندگان عزیز شما برنامه محبت گفتگور میشنوید بابک سینوری از بازگانان پیشکستفت فوتبال کشور و مهمان برنامه ما هست داریم در مورد فوتبال در درهه 50 و 60 صحبت میکنیم و بابک داره از خاطرات خودش از پرس پولیس میگه جدا از دورانی که پرس پولیس بودی هیچ وقت با آقای پروین راجعه به این که میتونی در تیم پرس پولیس بیشتر بمونی صحبت نکردی؟ مراجعه کردم دوباره به تمرین پیرس بولیسی دو سال سربازیت فوتبال بازی کردی؟ من چون نه ماه همین سابقه جنگ داشتم به سربازیم تعلق گرفت محاف شدم یعنی پونزه ما خدمت کردم بعد محاف شدم مراجعه کردم پیش آقای پروین گفتش که تو هنوز باز اون پوتانسیل رو نداری که بخوایی بیایی تیم پیرس بولیسی یعنی شرایط تمرینت متفاوت شده آره گو برو یه تیم بازی کنی که یک سال بگذره بعد دوباره بیایی پیرس بولیس که من یه آدم راه نماییم کرد بعد رفتم پیش آقای وطنخواه که دیگه از اون مقتنه دیگه تو تیمای مختلف بازی کردم دیگه فرصت این که بخوام برم پیرس بولیس چون دیگه آقای پرویرم مثل این که دیگه فکر کنم رفته بود تو سالها دیگه نبودم چرا دوران خدمت سربازی برای یه تیم نظامی واضی نکردی اطلاعا خود آقای پروی منو برد برای تیم اقاب اقاب و جاندارمیری خودشون قرار گذاشتیم با هم رفتیم باشکای اقاب توی خیابون نیرهبایی منو معرفی کرد من چون تیم ملی جوانان انتخاب شده بودن ولی تیم ملی جوانان منحل شده بود بخاطر شرایط جنگ بعد منو معرفی کرد بعد دفترچه منو که داد به همون آقای به نام عرب بودن بعد گفتش که شما برین ما به شما اطلاع میدیم بعد آقای پربین به من گفتش که شما برو چارای قصد ستاد مشترک ستاد مشترک پیش آقای جدی گفت زنگ زدن گفتن بیاین اونجا ما رفتیم اونجا گفتن که ما بازیکنه ملی و از این به بعد خودمون تقسیم میکنیم که کجا برن بازی بکنن حتی شما که فوتبالیستی والی بالیست دوتا با ما بود آقای لاوتی آقای دامقانی یه دونه کاراتکار بود یه دونه جدوکار بود یه دونه پین پوینگ باز بود به نام آقای ابراهیم علی دوخ بود جدوکار هم آقای طولوی بود علی رزده طولوی بود اونم اون مقدر تیم مدل بود گفتن شما با هم همه افتادین وزارت دفاع باید بریم برای تیم سنه دفاع بازی کنیم که دیگه ما رفتیم سنه دفاع برای آموزشی رفتم پادگان جه بعد آموزشی فرستادن چارا پاستاران وزارت دفاع اونجا برای تیم سنه دفاع که تو اون مقتا آقای مزنومی آقای فریدون ازگرزاد مربی تیم سنه دفاع بودن که من دیگه سهرباز اونجا بودم یک سال و نیم اونجا برای تیم سنه دفاع بازی کردم همون پست دفاع راست بازی میکنید دفع وسط و دفع راست از قبل داشتم توی سن ادفاقای بالش آبادی آقای بابا خانی یه تیم تازه تحسیس به نام کشتیرانی خریداری شد ما رفتیم اونجا که آقای عباس موسیون و آقای میر صادقی مرابی تیم کشتیرانی بودن من دو سال اونجا بودم که قهرمان تهران دست دوی تهران شدیم تیم اومد دست یک تهران دست یک تهران هم شرایطی جور بود که میانه جدورت باشگاه تهران بودیم که دیگه تصمیم گرفتن حیط مدیره تیم کشتیرانی رو باگذار کنن که تو اون مقت من توی کشتیرانی کار میکردم که تیم کشتیرانی رو باگذار کردم به تیم سایپا که حتی من رو به عنوان نماینده معرفی کردن هفته رنوه پنج دادن به تیم کشتیرانی که هفته ماشینم به نام من کردن که رفتیم هفته ماشین رو فروختیم و تیم سایپا تشکیل شد که رفتیم تیم سایپا اونا هم یه سرمایه گذاری شدید کرده بودن میخواستن تیمو در عده قهرمانی ببندن که ما رو بر نداشتن که دیگه من از اون تاریخ رفتم تیم پورا تیم پورا آقای پرویز مظلومی مورد بیش بود خود رحمتون آقای صوفیانی همون اتباعا رفته بودم تیم پورا خیلی هم بند خودم محبت داشتن آقای صوفیانی چون منو نمیشتاختند قراردادمونم منطقه هلایی کرده بودن به این که من بازی کنم بازی منو ببینه با من قرارداد مبلغی ببندن که این اتفاق افتاد اتفاقا بازیکان های پیرس بولیشت هم اونجا زیاد بودن آقای یهیو گل محمدی بود بله آقای یهیو گل محمدی فنونی زاده آقای سدالی خانی شکور زاده اینا همه اومده بودن تیم پوراد خیلی باسلاوت بود که اون سال ما تیممون اومد سوپر جام که دیگه سوپر جام تشکیل شد ما تو هشته تیم چارم شدیم دیگه از اون به بعدم دیگه لیگه آزادگان که اون دیگه برتر بود استانی بود نه دیگه تشکیل شد دیگه لیقتل یا استانی بود دیگه دوباره یک سال بعدش رفتم راهن سال هفته دو دوباره هفته دو سه برگشتم تیم پورا بعد رفتم تیم کشاورز در سال هفتاد و چهار و هفتاد و پنج و هفتاد و شیش و هفتاد و هفت و هفتاد و هشت و هشت در تیم همابودی همابودی شرمندگان عزیز صحبتهای بابک سینبری رو میشنوید از بازیکنان یه سابق خوشنام فوتبال کشور اون خیلی هم خوش اخلاقه بعد پرس بولیس دیگه بر نگشتی نه دیگه شرایط جور نشد یعنی بعد از این که دوران خدمت سربازی پرالیسی رفتی سربازی رفتی برای تیم سنهای دفع بازی کردی بعد دیگه برگشتی پرس بولیس برگشتم بله ولی چون آقای پرمی امقدار هم میگم رو جوانا حساسیت داشت اون مقتر اهمیت نمیداد به جوانا مجبور بودیم بریم جایی بازی کنیم چون واقعا نیمکت یعنی به شما بگو بازی نمیرسه بله واقعیت اهم بود دیگه سعیدم که اومده بود دیگه اونجا چند سال برای تیم پرسپولیس دفاراس بازی کردی آقای نایم آبادی ولی خب شرح جور نبود دیگه تو اون مقتر دیگه اون موقع عباد زده دفا چر پرسپولیس بود یا نبودن نه دیگه اون موقع تو اون مقدر آقای محرمی شد دفاع چهر آقای نایم آبادی هم شد دفاع راست دفاع وسط هم که دیگه آقای پونینزادی اینا بودن که رفتن دیگه سال هفته دو اینا هفته دیگه دیگه رفتن دیگه اونا دیگه یوش یوش دیگه بازیگان هایی مثل بهروز رحبری فرو اینا اومده بودن میتی آشمینست آقا بهروز رحبری فرو در مجموع 6-7 دو باشکو بازی کردی بله کشابه از آخریش بود؟ نه آخریش هما بود 4 سال هما بود هما مربیتون کی بود؟ آقای هفصیفر از ابتدا بعد آقای تابانایی بعد آقای سنجری بعد آقای فروتن بعد آقای پذیرا چند قد مربی عوض میکرد؟ دیگه تو 5 سال این اتفاقا افتاد خب آقای تابانایی که سرمنشه باشکای هما بود ولی خب دیگه شرط طوری پیش می رفت که مثلا آقای فروتن اومده بود خود آقای تابانه اید آقای فروتن اومده بودن اقب نشستن بخاطر کسفت رو شده همیشه سابقه چون از آلمان هم اومده بودن تو اون مقده اومده بودن ایران اومدن مربی شدن بعد یه فاصله افتاد تیمه هما از مقده لیگ دو افتاد به زیرگوروها دوباره برگشت به لیگ دو که دوباره آقای سنجری و آقای تابانهی دوباره مجدد اومد بهمن فروتن وقتی که از آلمان اومد چون نگرشش بالا آلمان بود اما زیر ساختاش در کشور ما پرام نبود یه مدار همخانی پیدا نکرد بله من اطفاقایی که افتاد تو تیم همهاتون مختر رو براتون میگم آقای فروتن که اومد آبه هوای آلمان طوری بود که بارندگی و خیلی محیاب بود خودستان نظم و دیسیپترین خاصی داریم اومد گفتش که بچه ها من میخوام یه سیستمی بیارم که این سیستم تیم آلمان بازی کرده در چند سال آینده توی ایران هم حتی تیم ملیمون شروع به ادامه بازی هاشون با این روش میشن بعد گفتیم این روش چیه؟ گفت دفاع خطیه چارتایی برامون تشکیل داد که من قشنگ یادم گفتم آقای فروتن این دفاع خطیه باید افزار هم داشته باشیم و گفتش که نه گولر باید یه دفع آخره به تمام معنی حالا ما اون موقع که چار چار دو بازی میکردیم دفع و سطح یکی اقب بازی میکرد یکی جلو به این شکل بود ایشون اومد گفت نه دیگه به این شکل بازی میکنیم روی خط بازی میکنیم و این باید جا بیافته تو این شرایط سیستم جدید بله که دفع آخرم میشه گوله قشنگ یادمه ما تو هر بازی از وسط زمین هم حتی گل خوردیم چون به گلر گفته بود پشت دفاع رو داشته باشه میامد دمه خط 18 قدم یه دفعه میدیدیم از وسط زمین بلند زدن رفته تو دروازه ما دیگه تو اون مختص شرایط ایران زیاد برای فوتبالی که آقای فروتن تداروی دیده بود معیان نبود حتی اونقای تمنی توپارو باد کرده بود پرباد کرده بود گفتیم آقای فروتن ما میریم مسابقات پا پرباد باشه که شما بتونین راحت بازی کنیم بعد ما میرفتیم توی بازی رسمی انگار پلاستیکی داشتیم باش بازی میکردیم تعدل نداشتیم برای زرب زدن و اینا ولی در مجموع مربیه بسیار بزرگی بسیار با دانش بود و اون روش سیستم دفاع خطی رو من قشنگ یادم مخته سال هفتاد و هفت که اومدن ایران دیگه من دیدم داره دفاع خطی توی تیما اجرا میشه قبل از هما کشاورز بودی کشاورز با چرا پر کردی؟ آقای قایقران خود خدا رحمت فرمید بله تو اون مقت آقای کریم باقری هم اونجا بودن خیلی تیم شاد و با دیسیبلین و جوون پسن بود تنها تیمی که جوون زیاد داشت تیمی کشاورز سیروس قایقران خیلی به جوون ها اهمیت میداره متاسفانه بینمونم رفتن توی مقدعی که من مربی هایی که باشون کار کردم از نوجوانان تا سال حال هشتاد که یه چیز ولوشه فکر کنم شونزه سال میگذش مربی هایی که من خیلی باشون از نظر کار کردن پسندیدم آقای توانایی بود و سنجری ها به اضافه آقای فروتن خیلی هم اخلاق مدار بودن بله اصلا یه چیز تنها جایی بود که من رفتم چهار سال در بوما بردم تیم هما بود اون شخصیت و اون دیسیپلینش برای آدم هایی که میان تو اون تیم جذابه آدم هایی که هستن تو اون تیم اصلا یه چیز دیگر هست شنوندگان عزیز شما محبت گفتگور میشترید بابک سیمبری از بازیکنان پیشکسبت فوتبالی کشور مهمون ما هستن نکاتی ریگ داره بشه اشاره میکنه یه واقعیت های فوتبال ما هستش که در گذشته خیلی مادیات مد نظر نبود بیشتر اون چیزی که عرضش داشت قاطع اخلاقی و انسانی در فوتبال بود همی که اشاره میکنه در تیم پیرس پولیس یک پست بازی کردم سه قهرمانی به دست بردیم به بچه ها تعلق گرفت این شاید برای خیلی بابرپذیر نباشه مگه میشه توی یک مخته اون هم خیلی هم دور نبوده گیره عواصت درهه شست بوده درهه شست و پنی شست و شیش که یه بازیکون هم در سطح هرفهی صبح و شب تمرین کنه و در پایان یک فصل شیش ازار و پونسرت تومن هم یه حواله بگیره امروز نگاه ها به فوتبال در کشور ما وقتی دونه عوض شده اشکال نداره به حال فوتبال هرفهی هست نگاه ها باید هرفهی باشه اما وقتی نگاه میکنیم میبینیم سطح مسابقات سطح بازی بازیکنها و اندازه قیمت ها خیلی روش نکرده من وقتی باقیم مقایسه میکنم میبینم که سطح بازیکنهای اون موقع دقیقا همین سطح بود با ابزار و امکانات و زیرساخت های محدود تر زمین تمرین امروز مثلا ما نگاه میکنیم تیم فولاد خوزستان 6 و 7 زمین تمرین داره پیرس بولیس اون موقع اصلا زمین تمرین نداشت سالان بدنسازی نداشت سالان بدنسازی پیرس بولیس تپه های داوودیه بوده استقلال فردن میکنه یعنی اصلا چیزی به نام به سالان بدنسازی نبود امروز تیما اراده میکنن صبح سالان بدنسازی هستن بدازور استخصانا جکوزی هستن عصر یه زمین تقسی هستن خودت از اون روزه بیشتر تابعت میکنی؟ میخواستیم بریم ستا اوتوبوس عوض کردیم ستا اوتوبوس خراب شد که ما برسیم به نوشر بازی کنیم یا حالا توی یه شرایطی قرار میگرفتیم یعنی وسط ها رفتید ماشین موند رفتیم تا کرچ خراب شد دوباره رفتیم وسط جده دوباره ماشین خراب شد شما حساب کنید یه تیم میخواد بره یه جایی بازی کنید این اتفاقا براش میاخته و این که حالا میرفتیم یه جایی هوا سرد بود تیممون پیرن آسین کتا داشت پیرن آسین بلند نداریم قشنگ یادم به ما رفتیم اردبیل بازی کنیم با تیم هما بعد گفتن لباس نداریم من با آقای احمد برغمدی رفتیم مونیریه یه دست لباس آسین بلند گرفتیم که بریم اردبیل بازی کنیم هوای دردی بود اونجا خب دیگه این شرایط واقعا بوده حالا من قشنگ یادم از خود تعریف نباشه من وقتی که تیم هومو مراجعه کردم بچه ها برای قرارداداشونی که نگرفته بودن از هم دیگه دستی میگرفتن که مثلاً حالا امورات زندگیشون بگذره خب شرحت اینجوری بوده واقعاً شرحتی نبوده که تمرکزت به تمرین باشه تمرکزت به مسابقه باشه تمرکزت به تمنه که انجام میدی باشه واقعاً شرحت بود دیگه تو اون مقدر دیگه من قشنگ یادمه چه اتفاقایی میفتاد حتی بازیکن ها میخواستن سر تمرین بیان قرار میذاشتن با هم دیگه با یه ماشی مثلا پنی نفر میامدن سر تمرین یه شرایطه الان با اون موقع واقعا متفاوته دیگه بابک سینبری با این بازیکن بهترین دوران فوتبال خودشو در چه مقتعی و در کدام تیم و با چه افرادی میبینه؟ راستشو بخوایین تیم هما اون واقعا آدم هایی که دوره بره هما هستن اصلا واقعا همه جوره تیمداری رو حفظ میکردن حالا چه زمانی که آقای دهداری بوده حتی خیلی اتفاقایی افتاد توی تیم هما شاید تو اون ده سال گذشته که من تیمای دیگه بازی کرده بودم به این یاداوری نکرده بودم چرا؟ یه چندتایی شد زمان پیرس پولیس حتی من قشن یادمه میرفتم تمرین به خاطر این که خجالت میکشیدم به بزرگترام سلام نمیکردم که تو اون مقته آقای کارگر رفته بود به علی پروین گفته بود که این باباگ میاد سر تمرین به بازی کنه سلام نمیکنه و من وقتی که علی پروین به ام گفت گفتم علی آقا به خدا من رون نمیشه با این رو سلام علیک کنم گفت نه پسرم یاد بگیر که برود میکنی به جایی بزرگتر از خود سلام علیک کنی بعد دیگه ما می آمدیم توی حتی ورزشکا هرکی رو می دیدم بزرگتر از خودم بهش سلام می کردم دیگه این آویزه گوشم شده بود که به بزرگتر از خودم احترام رو زدم سلام کنم و یادم قشنگ اتفاقا که حالا اومدیم یه عواش عواش جلو حتی سر قضا خوردن می گفتن قاشقاتون به بشقاب نخوره نوشابره با شیشه سر نکشین یه فوتبالیست نباید دنپایی بپوشه این اتفاقات توی مخته تیم هما بعد از این همه مدت افتاد یعنی شاید ما میرفتیم یه جهید شیشه نوشابه رو میگرفتیم همین جورید سر میکشیدیم بله ولی توی تیم هما این تشکیلات یعنی اگر متعدل شکل بودیم اجتماعی فرهنگیش واقعا زیاد بود و احترام به بزرگتر از خودت اینا توی اون سیستم جا افتاده بود یعنی خودت مبذف بودی همرنگ اون بزرگترهای تیم هما باش چون واقعا اونا یه جوری برخورد میکردن که تو نمیتونستی خارج از اون محدوده جلو بری بابا که سیمبری در مخته نوجوانان آزه تیم بلی شد جوانان نوجوانان قهرمان تهران شدید چرا بزرگ سالان هیچوقت دعوت نشدی به تیم بلی خب ببینیم شرایط بازی کردن تو تیمای دیگه به جز پرس بولیس استقلال میفرماییش من قشنگ یادمه توی تیم ملی حالا سبایه چند تا بازیکن که الان اسمی برم از یا زه تا بازیکن حالا یا بیستا حالا اون فیکس ها رو من دارم میگم یا زه تا بازیکن ده تا بازیکن های استقلال پرس بولیس بودن یه دونه شاخص بود مثلا یکی از همه اونا بهتر بود مثل حمیده علی دوستی یا سیروس قایران یا سد مهدی عبتهی افتخاری بود این ها خیلی ندرت از تیمای دیگه بازیکن می آوردن تو سطح ملی طبیعی بود خیلی کم بودن اون اوائل خیلی کم بودن تو ده شست و ده هفتاد اوائل هفتاد این اتفاق نمی افتاد که از تیمای دیگه بره تیم ملی بیارن همین چند تا بازیکنی که من میگم خب اینا خیلی هم شاخص بودن توی استقلال پرس بولیست مثلا آقای قایقران بازی نکرد آقای هرمین دردیلیسی بازی نکرد که اینا فوق ستاره بودن به نظر من تو اون مقدر ولی خب دیده شدن و برای تیم ملی انتخاب شدن فقط توی تیم استقلال پرس بولیست فقط شما نبودید مثلا مخصوص من نگاه میکنم مثلا کامل انجینی به تیم ملی دعوت نشد گلا یوهنه دعوت نشد رزا عباسی دعوت نشد محمود حقیقیان یکی از کسایی بود که پرس پولیس استرال نیمده ولی چون شاینو شهباز بازی میکرد دعوت شد خیلی بودن دعوت نشدن بدل این که پرس پولیس استرال از نشدن و در تیمای خودشونن برحال جز نفرات شاخص بودن ولی اون موقع به این صورت بود که همدوشانو بایشتره میکنی استرال پرس پولیس تو تیم بودی سهمیه داشتن دیگه 6 زدین تیم 7 زدین تیم 8 زدین تیم اصلا تا زمانی که آقای پهروین بودن من قشنگی آدمه اکثرا بازیکنهای پیرسپولیس استقلال بودن میگم فقط اون سیروس قاهقران بود یا ابتعی بود که تو تیم ملی عوض بودن دیگه شرایط اون موقع اینجوری نبود که از تیمای دیگه شاید شما باورتون نشه تیم شاین اون موقع بهترین نفراتو داشت ولی تو تیم ملی مثلا یه نفر دو نفر بازی میکردن اون یه نفر دو نفر هم دیگه مثلا سال بعدش تو استقلال پیرس پولیس بودن تو اون شرعه ولی شما حساب کن تیم دارایی تیم شاین قشنگ یادم مثلا سمد محفایی تو دارایی بازی میکرد انتخابش نمیکردن ملی اومد تو استقلال برای تیم ملی انتخاب شد یا فرشاد پیروز تو تیم راهن بازی میکرد اومد پیرس پولیس رفتیم ملی حالا انتخابشون کرده بودن ولی در مجموع تیمایی دیگه خیلی به ندرت بازی کن در سطح ملی انتخاب می شدن حالا ما که فوتبالیس درجه دو بودیم درجه یک نبودیم ولی در شرایطی که اون موقع بود به این صورت بود که حتما باید تیم استقلال پیرس پولیس بودی و دیده می شدی بابا که سینبری چند سالگی فوتبالی کنر گذاشتی؟ 34 سالگی یعنی تا سال 1380 دیگه باشگاه هما به عنوان مربی از ما رخواست کردن که من دیگه ادامه ندادم و دیگه از ما تقدیر تشکر کردن مربیگری دوست نداشتی؟ چرا دوست داشتم ولی شرایط خب اون تیمایی که من بازی کردم مثل حالا آخریاش هما بود به خاطر هما رفتم یک کلاس مربیگریه خب دید چون که توی لیگ بازی کرده بودیم به امون دادن افتخاری یه ایف سی رو گرفتم ولی متاسفانه تیم هما تشکیلاتش به هم خورد و ادامه ندادم دیگه بعد دوست داشتم تو تیم هما فعالیت کنم که این اتفاق نیفتاد یعنی فضای هما برای جذاب بود جذاب بود بله دوست داشتم شرایطشون و موقعیتشون روابطشون خیلی همان هم باشون در اتباط هم باشون هر ازگاهی جمع میشیم دوره هم همه از آقای علی دوستی و از آقای تابانهی آقای نسری آقای سنجر افصیفر و آقای پذیر همه قدیمی های هما با نسل ما یه مقدار با هم دیگه یعنی جور شدیم یه چندتایی هستیم ما آمدیم پامونو گذشتیم جای پای اونا البته هیچوقت به اونا نخواهیم رسید ولی با اونا الان بیشتر در ارتباطی ما رفت آمد بعد از پایانه فوتباله چشم را دامده دیدی؟ برقیه توی لالسان رسانه رفتی رسانه یه مختهی بودم به عنوان مسئول مالی بودم توی نشتیات ابرار چه نویسندگی رو دنبال نکردی؟ واقعیتش میگم تمرکزم به کار بیشتر پول بیشتر بود فوتبال که فندی بودی دست به غلام هم بودی میتونیسی حالا در نشتیات ابرار به عنوان توی صفحه بعدشتون فرقیه تون آهی لارودی اونجا بودن خیلی چیزها رو به ام یاد دادم اشاله که همیشه سلامت باشن ولی زیاد علاقه مند این شرایط نبودم بیشتر به کسب و کار و تجارت دوست داشتم الان فوتبال رو پیگیری میکنی؟ والا شرایط کار طوریه تمرکز آدم گرفته میشه یعنی بازیارو دنبال نمیکنی اصلا؟ آقای شکری به من میگه دنبال کن برای من باقیتش برستم این کار رو انجام میدن ولی واقعا نمیرستم این کار رو انجام بدن وقتی رفتی به پرس بولیس علاقمند بودی یا دوست باشید برای پرس بولیس بازی کنید آره چون اولین بازی که من رفتم توی زمین شیرودی همجدیه بازی پرس بولیس بانک ملی بود من فکر کنم اگر اشتباه نکنم دوازده سالم بود خیلی بازی جذاب و بازی باشروکوی بود که یادم قشنگ ناصر محمد خانی تیم پرس بولیس رو مچاله کرد ولی بردن دویچ همون سال هم بگرم داستان من بخونم یازده گل زد آقای گل شد پرس بولیس برد بانک ملی و دوتا گلش هم عباس کارگر زد قشنگ یادم ولی واقعا میگم حالا رفتم اون محیط رو دیدم توی پرس بولیس حالا باز تماشدشی های استقلال اون گوشه کمتر بودن تو امجدیه بازیم کردن ولی پیرس بولیس که همجدیه بازیدش همیشه همجدیه پر از تماشه چی بود و این باعث شد که من به فوتبال بیشتر علاقه من شدم و این که به تیم پیرس بولیس چون بلاخره شاید بازی اول استقلال میرفتم اون شرایطه میدیدم شاید بازی میرفتم تو تیم استقلال پس دمانه که زمین خاکی بازی میکردی تو مدرسه بازی میکردی به تیم خاصی علاقه نداشتی نه یعنی اگر آقای بریانی به شما میگفت بریم سر تمرین استقلال برایت فرم نمیکن میرفتم اونجا اینجوری بود ولی خب حالا اون موقع هم تو اون مقتر قسمت ما شد آقای بریانی هم اومده بود پیرس پولیس شاید میرفتم استقلال شرایطم فرق میکرد شاید میرفتم بزرگا بازی میکرد عشنگ هم تو اون مقتر یادمه آقای میشاد ماجدی با من اومد پیرس پولیس رفت نه ایمد با من تمرین رفت شاهین شاهین جوانان بازی کرد بزرگا هم بازی کرد ولی من رفتم پیرس پولیس من جوانان بازی کردم کپیتان شدم ولی بزرگا بازی نمی کردم که قشنگ یادمه آقای ماجدی از استقلال سردارا بود به خاطر این که تو جوانان و بزرگای شاهین تو اون مقدر بازی می کردن یعنی بعضی از مربی ها مسیر زندگی که ورزشکارو تغییر میدهد صد درصد بابک سیمبری اگر به تیم دیگه ای میرفت شاید به تیم راهن شاید به تیم بانک ملی شاید به تیم شاین شاید به تیم اونایی که توی دستیه که تهران اون موقع یا به جوانا بقایی بیشتری میدادن به دارایی اهمیت میدادن میرفتم اونجا این اتفاق شاید بره من میافتاد میافتاد میتونستی هم جوانان بازی می کردم هم بزرگتالان چون هم دوره های من مثل آقای خاکبور مثل رضا حسنزاده مثل میرشاد ماجدی خیلی آلعه از زیاده بچه ها می گفتن تو پوتانسیلت به اندوزه اونا هست ولی متاسفانه این اتفاق برای من نیفته بابا که سینوری اگه بخواد برحال با امانه یک بازیکنه قدیمیم و پیش گزفت کسی که با خیلی از بزرگان فودار بازی کرده پیشناهاد بده به جوانهای امروزی که بخوان مسیر درستی رو برای پیشرفت انتخاب کنن چه پیشناهادی میده مسیر درست و بهتون بگم که آخه الان خیلی شرده آقا شکری فرق کرده من سه تا تیم رفتم شاید باور نکنین جوان بودم مثلا یکیش تیم راه هم بود رفتم تون سر زمین تمرینشون با این که بازی کرده بودم به من گفتن که باید بیایی تمرین و رفتم تمرین منو دیدن و انتقاب کردن الان شرایط برای این جوون ها محیان نیست برن یه تیم اولین چیزی که ازشون سوال میشه آیا پدر مادر پول دارن دیدم این اتفاقا برای جوون ها میافته که به من مراجعه میکنن من رفتم فلان تیم پوتانسیلش هم داشتم ولی برش نداشتم گفتن که نه ما تورو نمیخوای حتی آدم هایی هم که من چند نفر رو به تیمای مختلف معرفی کردم برش نداشتن هلان شرط بر جوان های ما واقعا اگرم خوب باشن مثل گذشته نیست که من اگر رفته باشم پیرس بولیس مختب بگن که آقا بابک خوبه ما برش میداریم این دنبال پدر مادر بابک نبودن که پول دارن ندارن زندگی دارن ندارن یه همچین شرایطی بود برای جوانهای که پیشناهات داشتیم من الان میگم که مربی هایی که الان دارن مربیگری میکنن به جوانهایی که