1 0:00:00 --> 0:00:06,040 اکی دوتا کاسه، شاید چوبی، دوتا قاشق مثلا. 2 0:00:07,220 --> 0:00:09,360 من شموردم دنبیس و چارته. 3 0:00:10,440 --> 0:00:13,720 این این پول دادن به جهازیه. 4 0:00:13,720 --> 0:00:16,220 ما جهازیه نداریم در اسلام. 5 0:00:17,480 --> 0:00:19,940 محریه به جهازیه. 6 0:00:21,100 --> 0:00:24,260 همین محریه را میبرن، جهازیه میخرن. 7 0:00:24,860 --> 0:00:26,640 که دوتا مخان زندهی کنن. 8 0:00:26,640 --> 0:00:32,380 حالا گاهی کسی خواست دخترش را جهازیه بده، ورم میشکنه. 9 0:00:33,020 --> 0:00:34,440 اگه پول دار باشه. 10 0:00:35,580 --> 0:00:39,520 اگه نباشه در خود، خود اینو فهمه چطور میشه. 11 0:00:40,540 --> 0:00:43,120 هی بندازیم اقعب، هی بندازیم اقعب. 12 0:00:44,200 --> 0:00:45,320 مولا همین مسئله. 13 0:00:46,740 --> 0:00:50,900 مسئله جهازیه نقش نداره. 14 0:00:51,820 --> 0:00:55,200 محریم نقش کادو داره. 15 0:00:55,200 --> 0:00:56,200 همین اندر. 16 0:00:56,640 --> 0:00:57,640 همین اندر. 17 0:00:57,640 --> 0:00:58,640 گوش کنید. 18 0:00:58,640 --> 0:01:04,140 یک وقتی یک مرد آمد حضور پیغمبر تو مسجد علنی. 19 0:01:04,140 --> 0:01:23,500 گفت یا رسول الله من یک دختری دارم که از لحاظ نجابت، اصالت، افاف، فهم، درک، وجاحت، لیاقت این داره که زنی شما بشه. 20 0:01:23,500 --> 0:01:25,500 آقا جواب ندارد. 21 0:01:25,500 --> 0:01:26,500 دوباره. 22 0:01:26,640 --> 0:01:28,640 یک تکرار که گفت، عرض کردم. 23 0:01:28,640 --> 0:01:30,640 آقا جواب ندارد. 24 0:01:30,640 --> 0:01:51,640 باره سیوم که گفت، آقا که نشست آدن روشا به طرف همین دعوت کننده، بالا آباد دید آقا صورتش سرخ شده فرمودن که متشکرم ولی من احساس احتیاج بی زن نمو کنم. 25 0:01:51,640 --> 0:01:55,640 تا گفتن احساس احتیاج بی زن نمو کنم. 26 0:01:55,640 --> 0:01:56,640 یک درخشان. 27 0:01:56,640 --> 0:01:58,640 یک جوان اون آقا بشه. 28 0:01:58,640 --> 0:02:02,640 تو گفت، یا رسول الله من احساس احتیاج مکنم. 29 0:02:02,640 --> 0:02:04,640 بگید بده من ده. 30 0:02:04,640 --> 0:02:06,640 آقا خوشحال شد. 31 0:02:06,640 --> 0:02:10,640 به این مرد گفت، متوجه شدید؟ 32 0:02:10,640 --> 0:02:12,640 گفت بلی؟ 33 0:02:12,640 --> 0:02:20,640 گفت برید خونه، به دختر دون بگید که قضیه این تو شد. 34 0:02:20,640 --> 0:02:23,640 بعد خبرش برید، ما خواست زنش بشه؟ 35 0:02:23,640 --> 0:02:25,640 میشناستش؟ 36 0:02:25,640 --> 0:02:28,640 و میخوادش یا نه؟ 37 0:02:28,640 --> 0:02:30,640 چون هم اشناستی این مردانا؟ 38 0:02:30,640 --> 0:02:33,640 گفت بلی؟ من پسر فلانی هم اشناستم. 39 0:02:33,640 --> 0:02:35,640 گفت برید به دختر دون بگید. 40 0:02:35,640 --> 0:02:39,640 چون زن این دوتا باید داشته باشه. 41 0:02:39,640 --> 0:02:44,640 یکی شوهرش را بشناسه، یکی بخواد. 42 0:02:44,640 --> 0:02:45,640 بشکنی؟ 43 0:02:45,640 --> 0:02:50,640 در زمان پیغمبر اتخاف آقای افتاد. 44 0:02:50,640 --> 0:02:54,640 یه مردی وارده خونه شد، به دخترش گفت که مبارکه. 45 0:02:54,640 --> 0:02:56,640 گفت چی چیه؟ 46 0:02:56,640 --> 0:03:01,640 گفت دادم پسر برادرم مبارکه. 47 0:03:01,640 --> 0:03:06,640 اخ کرد و دید باباش که نمیتونه محاجب بشه. 48 0:03:06,640 --> 0:03:10,640 محاجب کنه با بابا؟ خب نمیتونه. 49 0:03:10,640 --> 0:03:16,640 عدب کرد، اومد حضور پیغمبر، چادرش سر کرد، اومد حضور پیغمبر، 50 0:03:16,640 --> 0:03:18,640 گفت قضیه این شده. 51 0:03:18,640 --> 0:03:23,640 آقا گفتن که نیشناسمش پسر اموداب، 52 0:03:23,640 --> 0:03:28,640 پسر بدنی گفت من نمیگم بدن، من نمخواهمش. 53 0:03:28,640 --> 0:03:33,640 آقا گفتن از شما سوال نکرده، گفت نه. 54 0:03:33,640 --> 0:03:37,640 میدونی که عقد فضولی هم داره. 55 0:03:37,640 --> 0:03:44,640 شما میتونی دختر دونا به یک کسی که دختر دو اطلاع نداره عقد کنید بدید، 56 0:03:44,640 --> 0:03:48,640 ولی به شرط اینکه وقتی بهش گفتید که این کار کردم، 57 0:03:48,640 --> 0:03:51,640 میگه ممنونم، قبول دارم. 58 0:03:51,640 --> 0:03:52,640 تا گفت قبول دارم، عقد کنید. 59 0:03:52,640 --> 0:03:57,640 قبول دارم عقد فضولی عقد شرعی بشه. 60 0:03:57,640 --> 0:04:00,640 گفت از شما نپرسیده، گفت نه. 61 0:04:00,640 --> 0:04:02,640 پدرشو خواست. 62 0:04:02,640 --> 0:04:08,640 گفت شما از دختره دو نپرسیدید و دادید دختر را به پسر برادر؟ 63 0:04:08,640 --> 0:04:12,640 گفت ما خانواده نیستیم که از دختر بپرسیم. 64 0:04:12,640 --> 0:04:17,640 ما آقا کسی هستیم که عقد مکنیم به هر کس خواستیم میدیم، 65 0:04:17,640 --> 0:04:20,640 بعد بهش ابلاغ مکنیم. 66 0:04:20,640 --> 0:04:21,640 آقا فرمودن، 67 0:04:21,640 --> 0:04:26,640 من به صد یافتم این را به هم بزنم. 68 0:04:26,640 --> 0:04:28,640 این درست نیست. 69 0:04:28,640 --> 0:04:34,640 باید هم طرف را بیشنسه، هم بخوادش. 70 0:04:34,640 --> 0:04:39,640 ازا اینجا به بابا میگه برو به دختریت بگو، 71 0:04:39,640 --> 0:04:46,640 اگر جوان را میشنسه و میخواد، اون وقت بعدش به من بگو. 72 0:04:46,640 --> 0:04:49,640 رفت گفت هم میشنته تک هم مخوادش. 73 0:04:49,640 --> 0:04:51,640 حالا که این تا او چون بگو، 74 0:04:51,640 --> 0:04:54,640 گفت میتونه بیا مسجد؟ 75 0:04:54,640 --> 0:04:57,640 گفت بله، گفت بگو بیا مسجد. 76 0:04:57,640 --> 0:05:03,640 دختر، بابا، ننه اومدن مسجد، 77 0:05:03,640 --> 0:05:05,640 جوانم اومد، 78 0:05:05,640 --> 0:05:08,640 دقیقا بابا این چیزی هم داشت، اومد، 79 0:05:08,640 --> 0:05:11,640 آقا مخواد عقد بکنه. 80 0:05:11,640 --> 0:05:16,640 دختر عادی، اینم بسر عادی مخواد عقد بکنه. 81 0:05:16,640 --> 0:05:19,640 آقا فرمودن که فلان که از دختر، 82 0:05:19,640 --> 0:05:28,640 فلان که از دختر، اگر عمر ازدواج دا به من وکالت بدی، 83 0:05:28,640 --> 0:05:36,640 من تو را به عقد دائمی ازدواج همیشه که فلان کس که میشناسیش و میخواید در میارم، 84 0:05:36,640 --> 0:05:41,640 یه مرتبه آقا متوجه شد که مهریه، مهریه، 85 0:05:41,640 --> 0:05:47,640 گفت، پسره گفت، آقا ما مهریه نمیدونیستیم، ما زن مخاسف، 86 0:05:47,640 --> 0:05:53,640 ما مهریه نمیدونیم، گفت، حالا چی چی داری مهریه؟ 87 0:05:53,640 --> 0:05:56,640 گفت، این چی؟ 88 0:05:56,640 --> 0:06:01,640 دست که تو جیب یک گرهم داشته داد، مثل که شما دست بکند، 89 0:06:01,640 --> 0:06:09,640 حالا تو جیب اینو یه هزار تومنی که هیچ گدایی هم قبول نمی کنه، داره رید بین. 90 0:06:09,640 --> 0:06:17,640 اینه، آقا فرمودن برو همین الان یک انگشتر بخر بیار، 91 0:06:17,640 --> 0:06:27,640 با این پول که نمیشه بری بازار زرگری، رفت بازار چلونگری، آهنگری، 92 0:06:27,640 --> 0:06:38,640 یک انگشتر آهنین قرمز، شیش نشان، خرید نیم درهم، برق بزد، 93 0:06:38,640 --> 0:06:47,640 اینو تقدیم آقا که، آقا هم از زیر پرده به اون مستلمه هم برده، 94 0:06:47,640 --> 0:06:55,640 مفترشون گفتند، این انگشتر بگی، انگشت عروض کن، ببینی اندازش هزار نیست، 95 0:06:55,640 --> 0:07:02,640 تا انگشتر گو، بلی خیام کن، رو این مودل ساختن، بالای منبر گوش میدید، 96 0:07:02,640 --> 0:07:15,640 اینجا مزجه پسر پیغمبر هست، امام هشتم جنابالی و من، با صدای بلند گفت، عروض خانم، 97 0:07:15,640 --> 0:07:32,640 شما اجازه میدید، به من وکیل بشم، شما را عقب کنم برای پلان پسر به مهریه همین انگشتری که دست سدونه، 98 0:07:32,640 --> 0:07:44,640 وهم گفت بلی، آقا هم گفت انکت وزوک ومتکت قوم، بعد با صدای بلند، خدایت شاهد باش، 99 0:07:44,640 --> 0:07:48,100 ما داریم برای امت این پیغمبر صحبت میکنیم 100 0:07:48,100 --> 0:07:51,840 گفت مردم تزوجو 101 0:07:51,840 --> 0:07:56,880 ولو به خاتم منحدید 102 0:07:56,880 --> 0:07:59,640 ازدباش کنید 103 0:07:59,640 --> 0:08:05,640 ولو به مهریه یک انگشتر آهنید 104 0:08:06,440 --> 0:08:10,680 مهر مهم نیمیهر مهم 105 0:08:10,680 --> 0:08:16,640 دختر دراب کسی دده که مهر داشته باشه 106 0:08:16,640 --> 0:08:21,640 نه دختر دراب کسی دده که مهر زیاد کنه 107 0:08:21,640 --> 0:08:23,520 مهر 108 0:08:23,520 --> 0:08:27,060 یعنی دوستیشون طوری بشه 109 0:08:27,060 --> 0:08:32,220 بهار آشناییشان 110 0:08:32,220 --> 0:08:34,560 دوام داشته بشه 111 0:08:35,640 --> 0:08:37,800 خلال پذیر بود 112 0:08:37,800 --> 0:08:40,560 هر بنا که میبینی 113 0:08:40,560 --> 0:08:43,460 مگر بنای محبت 114 0:08:43,460 --> 0:08:45,960 که خالی از خلال هست 115 0:08:45,960 --> 0:08:49,600 محبت پاشا بکشید 116 0:08:49,600 --> 0:08:51,760 میهر نه مهر 117 0:08:51,760 --> 0:08:54,980 پیغمبر این دوایت هم بگم 118 0:08:54,980 --> 0:08:57,040 وقتم هم تمام شد 119 0:08:57,040 --> 0:09:00,520 تو همین مهریه ی عزیزت زهرا بودیم 120 0:09:01,040 --> 0:09:05,040 که آقا با منبر مخاط فاطمه را اجازه بگیره 121 0:09:05,040 --> 0:09:06,760 ازش وکالت 122 0:09:06,760 --> 0:09:10,260 و خطبه را بخوند و 123 0:09:10,260 --> 0:09:13,580 سیقه ی عق جاری کنه برای علی 124 0:09:13,580 --> 0:09:15,060 یه جایی 125 0:09:15,060 --> 0:09:17,760 آقا رفتن برای عق 126 0:09:17,760 --> 0:09:20,280 به داماد گفتن 127 0:09:20,280 --> 0:09:23,780 این مسئله مهریه هم آخر کرا یادشون میامد 128 0:09:23,780 --> 0:09:24,900 و گفتن راستی 129 0:09:24,900 --> 0:09:27,320 مهریه چیه داری چیزی 130 0:09:27,320 --> 0:09:29,360 گفت نه 131 0:09:30,240 --> 0:09:31,400 آقا راست میکرد 132 0:09:31,400 --> 0:09:33,300 ولی من این یادم نبود 133 0:09:33,300 --> 0:09:35,760 یادشون نبود 134 0:09:35,760 --> 0:09:37,400 مهم نبود که 135 0:09:38,320 --> 0:09:39,400 گفتن هیچ چی نداری؟ 136 0:09:40,260 --> 0:09:41,940 گفتنه 137 0:09:41,940 --> 0:09:44,260 گفت شما قرآن بلدی؟ 138 0:09:45,280 --> 0:09:46,260 چقدرش بلدی؟ 139 0:09:47 --> 0:09:48,520 گفت من چارت سوره 140 0:09:48,520 --> 0:09:50,420 سوره فلان و فلان و فلان 141 0:09:50,420 --> 0:09:51,540 و اینا بلدم 142 0:09:51,540 --> 0:09:53,460 کاملا درست مخونم 143 0:09:53,460 --> 0:09:55,780 به عروض فرمودن شما 144 0:09:55,780 --> 0:09:58,260 این چارت سوره بلدی؟ گفتنه 145 0:09:58,260 --> 0:10:00,120 گفت مخوایی 146 0:10:00,120 --> 0:10:02,340 به مهریه 147 0:10:02,340 --> 0:10:04,260 حق و تعلیم 148 0:10:05,160 --> 0:10:06,260 این چارت سوره 149 0:10:06,880 --> 0:10:09,060 زن این آقا بشی؟ 150 0:10:09,060 --> 0:10:10,060 راستیمه 151 0:10:10,260 --> 0:10:11,260 راستیمه 152 0:10:11,260 --> 0:10:12,260 مهریه چیه؟ 153 0:10:12,260 --> 0:10:17,320 مهریه اینه که این چارت سوره که تو بلد نیست او بلده 154 0:10:17,320 --> 0:10:20 حق و تعلیم 155 0:10:20 --> 0:10:22,360 این مهریه باشه 156 0:10:22,360 --> 0:10:28,160 مهریت اینه که چارت سوره قرآن را درست بده 157 0:10:28,160 --> 0:10:29,800 راستیمه گفت بله 158 0:10:29,800 --> 0:10:32,260 بسم الله الرحمن الرحیم 159 0:10:32,780 --> 0:10:34,260 انکهت و زفت 160 0:10:34,780 --> 0:10:36,340 حجم 161 0:10:36,340 --> 0:10:39,260 حق و تعلیم این چار سوره مهریه 162 0:10:39,260 --> 0:10:39,980 مهریه 163 0:10:40,260 --> 0:10:42,260 بفرم 164 0:10:42,260 --> 0:10:45,180 اینجام روی منبع 165 0:10:45,180 --> 0:10:47,120 این تکشم بگم 166 0:10:47,120 --> 0:10:49,360 گفتن که 167 0:10:49,360 --> 0:10:50,920 فاطمه جان 168 0:10:50,920 --> 0:10:53,540 من وکیلم شما را 169 0:10:53,540 --> 0:10:55,600 ازدواج بدم 170 0:10:55,600 --> 0:10:57,580 به پسر اممم 171 0:10:57,580 --> 0:10:58,180 علی 172 0:10:58,180 --> 0:11:00,280 جواب نداد 173 0:11:00,280 --> 0:11:03,240 دوباره گفتن جواب نداد 174 0:11:03,240 --> 0:11:05,540 این رسمی که ما داریم 175 0:11:05,540 --> 0:11:07,640 من به همکارام گاییم 176 0:11:07,640 --> 0:11:09,320 میگم که سبر کنید 177 0:11:09,320 --> 0:11:10,140 و حسنه کنید 178 0:11:10,260 --> 0:11:13,400 که میگن عروض رفتن 179 0:11:13,400 --> 0:11:14,520 گل بیچینن 180 0:11:14,520 --> 0:11:16,540 بار دوباره میگن 181 0:11:16,540 --> 0:11:19,760 همون گل را مخان گلابش کنن 182 0:11:19,760 --> 0:11:20,980 آخوندم باید بگن 183 0:11:20,980 --> 0:11:23,260 انشاءالله گل بارون که زندگیشون 184 0:11:23,260 --> 0:11:25,560 به به به نام پیغمبر 185 0:11:25,560 --> 0:11:26,740 اتره 186 0:11:26,740 --> 0:11:29,220 گل پیغمبری درشون 187 0:11:29,220 --> 0:11:30,700 اینا باید بگن 188 0:11:30,700 --> 0:11:33,180 سب کنید این رسمه 189 0:11:33,180 --> 0:11:35,580 یه چیز بدی نیست 190 0:11:35,580 --> 0:11:37,060 بذارید بگن 191 0:11:37,060 --> 0:11:38,380 گایی 192 0:11:38,380 --> 0:11:40,060 ما میریم عقد بکنیم 193 0:11:40,260 --> 0:11:42,780 تا میگم که ما وکیل هستیم 194 0:11:42,780 --> 0:11:44,780 فوری میگه بله 195 0:11:44,780 --> 0:11:47,440 اگه میبینیم بنابرای فوری بگم 196 0:11:47,440 --> 0:11:48,260 بله میگم 197 0:11:48,260 --> 0:11:50,580 زدینگی بله یه وقتی هست 198 0:11:50,580 --> 0:11:52,600 یواشو که میشم میگم 199 0:11:52,600 --> 0:11:54,180 که زدینگی بله نگو 200 0:11:54,180 --> 0:11:58,260 بار سوام که گفت 201 0:11:59,420 --> 0:12:01,660 فاطمه زهرانی نه چی جواب داد 202 0:12:01,660 --> 0:12:04,260 گفت راضی هستی بابا 203 0:12:04,940 --> 0:12:06,820 به این عمل 204 0:12:06,820 --> 0:12:08,920 گفت رضی تو به ما 205 0:12:08,920 --> 0:12:09,720 رضی الله 206 0:12:10,260 --> 0:12:11,780 و رسوله 207 0:12:11,780 --> 0:12:16,060 راضیم به اون که خدا 208 0:12:16,060 --> 0:12:18,280 و پیغمبر خدا راضیه 209 0:12:18,280 --> 0:12:20,620 قد قشنگو 210 0:12:20,620 --> 0:12:23,540 آقام سیخه عقد جاری 211 0:12:23,540 --> 0:12:26,500 ازدوای اسلامی 212 0:12:26,500 --> 0:12:28,420 نتیجاری 213 0:12:28,420 --> 0:12:30,680 بر مبنای 214 0:12:30,680 --> 0:12:31,520 عشق 215 0:12:31,520 --> 0:12:32,300 مر 216 0:12:32,300 --> 0:12:33,440 محبت 217 0:12:33,440 --> 0:12:34,560 دوستی 218 0:12:34,560 --> 0:12:37,780 و من آیاتی ان خلق لکم 219 0:12:37,780 --> 0:12:39,660 من انفسکم از واگن 220 0:12:40,260 --> 0:12:42,480 لتسکنو علیها 221 0:12:42,480 --> 0:12:45,500 و جعل بینکم مودتن 222 0:12:45,500 --> 0:12:47,160 و رحمتن 223 0:12:47,160 --> 0:12:49,960 انفیزال که لا آیات 224 0:12:49,960 --> 0:12:52,400 لقومین یتفکرو 225 0:12:52,400 --> 0:12:55,400 چون امروز هم روز 226 0:12:55,400 --> 0:12:58,860 ازدواج حضرت امیر المومنین 227 0:12:58,860 --> 0:13:01,900 و فاطمه بود و ما بحثش کردیم 228 0:13:01,900 --> 0:13:04,240 مقدمه گفتیم 229 0:13:04,240 --> 0:13:06,780 دیگه تمام میکنم اینجا 230 0:13:06,780 --> 0:13:08,860 که السلام علیکی 231 0:13:08,860 --> 0:13:09,780 یا فاطمه 232 0:13:10,260 --> 0:13:12,260 تمت و زهرا 233 0:13:12,260 --> 0:13:16,720 دیوی چه ازدواجی 234 0:13:16,720 --> 0:13:19,020 دوته شدن یک 235 0:13:19,020 --> 0:13:21,320 دوته شدن یک 236 0:13:21,320 --> 0:13:24,180 هنه لباسن لکم 237 0:13:24,180 --> 0:13:26,800 انتم لباسن لهن 238 0:13:26,800 --> 0:13:29,740 به آوروی حضرت زهرا 239 0:13:29,740 --> 0:13:31,560 و حضرت امام 240 0:13:31,560 --> 0:13:35,020 سامنالهجد خدا را قسم میدم مردم 241 0:13:35,020 --> 0:13:38,640 که تمام دختران و پسران ما 242 0:13:38,640 --> 0:13:40,240 که به حد ازدواج استفاده هستیم 243 0:13:40,260 --> 0:13:47,260 و سیله ازدواجشون را با مهر و محبت خداوند 244 0:13:47,820 --> 0:13:51,320 هرچه زودتر فراهم بفرمایم 245 0:13:51,320 --> 0:13:54,260 خدایاب ازدت و جلالت 246 0:13:54,860 --> 0:13:57,900 این نعمت شیعه بودن که به ما دادی 247 0:13:57,900 --> 0:13:59,260 از ما نگیر 248 0:13:59,820 --> 0:14:04,640 اونایی که این رشته را به ما دادن 249 0:14:04,640 --> 0:14:06,480 روحشون را شاد کن 250 0:14:06,480 --> 0:14:10,240 بچه هامونم که بعدا از ما میگیرن 251 0:14:10,260 --> 0:14:14,180 توفیق گرفتن این عقیده 252 0:14:14,180 --> 0:14:16,520 و دارا بودن آن را 253 0:14:16,520 --> 0:14:21,060 تا روز قیامت در نسل همه ما قرار بده 254 0:14:21,060 --> 0:14:24,300 اید الاسلام و اهله 255 0:14:24,300 --> 0:14:27,600 وخزل لکوف و اهله 256 0:14:27,600 --> 0:14:30,200 اید همات الدین 257 0:14:30,200 --> 0:14:32,360 علماء الدین 258 0:14:32,360 --> 0:14:35,280 مراجعن الازام 259 0:14:35,280 --> 0:14:38,280 لا سیک یما آیت اللا خامنئی 260 0:14:38,960 --> 0:14:39,280 روح ازدواجشون 261 0:14:40,260 --> 0:14:42,520 امام و شهدار را شاد کن 262 0:14:42,520 --> 0:14:47,540 کشم همه ما را به جمال دلارای ولیه از 263 0:14:47,540 --> 0:14:49,220 روحشن بفرما 264 0:14:49,220 --> 0:14:55,880 با ظهورشون همه گرفتاری های فردی و اجتماعی ما را 265 0:14:55,880 --> 0:14:57,100 حل بفرما 266 0:14:57,100 --> 0:14:59,440 سلوات بلندی خرد 267 0:14:59,440 --> 0:15:08,300 اللهم صلی علی محمد و آل محمد 268 0:15:08,300 --> 0:15:14,440 و عجیل فرجه آل محمد 269 0:15:14,440 --> 0:15:19,980 ما موجودیت خودمون را اعلام کنیم 270 0:15:19,980 --> 0:15:22,980 پروادگار به رسول شرمونه اسلام را به همه معرفی بکنیم 271 0:15:22,980 --> 0:15:25,820 لا اله الا الله 272 0:15:25,820 --> 0:15:29,300 محمد رسول الله 273 0:15:29,300 --> 0:15:31,280 هر نقطه از جهان اسلام 274 0:15:31,280 --> 0:15:34,040 در هر باقی سریف تا دنیا تدایی ما را بشنقه 275 0:15:34,040 --> 0:15:36,880 در پرتوبه آفتا به ایمان 276 0:15:36,880 --> 0:15:39,740 با راژیو معاره 277 0:15:39,740 --> 0:15:44,520 راژیو معاره 278 0:15:44,520 --> 0:15:48,880 در چیم جهان روشنوی و معرفات 279 0:16:06,880 --> 0:16:10,380 روایت کتاب 280 0:16:10,380 --> 0:16:13,340 بر اساس کتاب جامانده از پسر 281 0:16:13,340 --> 0:16:16 نوشته مرزی نفری 282 0:16:16 --> 0:16:28,800 نویسنده، تیه کننده و کارگردان 283 0:16:28,800 --> 0:16:31,900 حسن تبکلی زاده 284 0:16:31,900 --> 0:16:33,460 راوی 285 0:16:33,460 --> 0:16:36,420 ماکان رزایی پور 286 0:16:36,880 --> 0:16:37,800 بازیگران 287 0:16:37,800 --> 0:16:40,740 امیر عباس توفیقی 288 0:16:40,740 --> 0:16:43,780 معصومه عزیز محمدی 289 0:16:43,780 --> 0:16:46,440 ماکان رزایی پور 290 0:16:46,440 --> 0:16:48,420 صدا بردار 291 0:16:48,420 --> 0:16:51,360 رامید آریاش پور 292 0:16:51,360 --> 0:16:55,580 به نام خدای بزرگ 293 0:16:55,580 --> 0:16:56,720 دوستان عزیز سلام 294 0:16:56,720 --> 0:16:59,380 روایت کتاب از راژیو معرف میشنوید 295 0:16:59,380 --> 0:17:00,120 از این برنامه 296 0:17:00,120 --> 0:17:02,500 گذیده ای از کتاب جامانده از پسر 297 0:17:02,500 --> 0:17:05,920 در ساختار روای نمویشی اقتباس و روایت میشه 298 0:17:05,920 --> 0:17:06,860 این کتاب و خانمه کتاب از راژیو معرف میشنوید 299 0:17:06,880 --> 0:17:36,860 این کتاب و خانمه کتاب از راژیو معرف میشنوید 300 0:17:36,880 --> 0:17:40,640 میخواد آینده زندگیشو همراه فرزنداش بسازه 301 0:17:40,640 --> 0:17:42,880 همه زندگی طوری که 302 0:17:42,880 --> 0:17:44,620 اون میخواد پیش نمیره و سالار 303 0:17:44,620 --> 0:17:47,700 وارد محرکهی میشه که از اون خبر نداره 304 0:17:47,700 --> 0:17:48,480 لطفاً 305 0:17:48,480 --> 0:17:52,500 اولین قسمت از روایت کتاب جامانده از پسر رو بشنوید 306 0:17:52,500 --> 0:18:05,880 موسیقی 307 0:18:05,880 --> 0:18:06,220 موسیقی 308 0:18:06,220 --> 0:18:06,240 موسیقی 309 0:18:06,240 --> 0:18:06,260 موسیقی 310 0:18:06,260 --> 0:18:06,360 موسیقی 311 0:18:06,360 --> 0:18:06,420 موسیقی 312 0:18:06,420 --> 0:18:06,440 موسیقی 313 0:18:06,440 --> 0:18:06,480 موسیقی 314 0:18:06,480 --> 0:18:06,580 موسیقی 315 0:18:06,580 --> 0:18:06,860 موسیقی 316 0:18:06,860 --> 0:18:09,860 موسیقی 317 0:18:09,860 --> 0:18:10,860 موسیقی 318 0:18:11,720 --> 0:18:12,280 موسیقی 319 0:18:12,280 --> 0:18:16,860 موسیقی 320 0:18:19,480 --> 0:18:19,780 موسیقی 321 0:18:19,780 --> 0:18:20,920 موسیقی 322 0:18:20,920 --> 0:18:24,140 موسیقی 323 0:18:24,140 --> 0:18:27,060 موسیقی 324 0:18:27,060 --> 0:18:36,500 موسیقی 325 0:18:36,500 --> 0:18:41,220 اون فقط وجود بیوجود خودشو میبینه و بس 326 0:18:41,220 --> 0:18:44,560 دایی جمشید بلند شد و چند قدم تو قهد خونه راه رفت 327 0:18:44,560 --> 0:18:47,440 بعد دست کشید به موهایی دست فیلشو گفت 328 0:18:47,440 --> 0:18:49,860 سالار از از گفتاده 329 0:18:49,860 --> 0:18:51,700 از از که نگفتاده 330 0:18:51,700 --> 0:18:53,300 قول شرف داده 331 0:18:53,300 --> 0:18:55,100 سالار شرفش کجا بود؟ 332 0:18:55,100 --> 0:18:56,720 ولمون کرد و رفت 333 0:18:56,720 --> 0:18:59,100 پسرم سهراب برای خودش مردی شده 334 0:18:59,100 --> 0:19:00,700 سایه سرمون شده 335 0:19:00,700 --> 0:19:03,200 من دیگه سالارو نمیخوام آقا دایی 336 0:19:03,200 --> 0:19:05,440 این دفعه برم عدلیه ی ورامین 337 0:19:06,500 --> 0:19:07,520 پاک میکنم 338 0:19:07,520 --> 0:19:09,600 پاک میکنم پاک میکنم 339 0:19:09,600 --> 0:19:12,020 مهیز بهش سنگینی میکنه 340 0:19:12,020 --> 0:19:13,760 سهرابت مرد شده درست 341 0:19:13,760 --> 0:19:15,780 پشت لبش سرد شده درست 342 0:19:15,780 --> 0:19:17,520 اما سالار شوهرته 343 0:19:17,520 --> 0:19:19,820 تو زنشی محزریم زنشی 344 0:19:19,820 --> 0:19:22 اگه باشی اما برگردی 345 0:19:22 --> 0:19:24,040 زیر سخ میفهمی که غزه 346 0:19:24,040 --> 0:19:25,920 با قبلش توفیر کرده 347 0:19:25,920 --> 0:19:27,800 سالار سالار 348 0:19:27,800 --> 0:19:30,420 اله ای اسمت بیافتت سالار 349 0:19:30,420 --> 0:19:32,040 هنوز حرف آذر تموم نشده بود 350 0:19:32,040 --> 0:19:33,860 که صدای قیج در چوبی بلند شد و 351 0:19:33,860 --> 0:19:36,040 علی پسر دای جمشید با گونی 352 0:19:36,040 --> 0:19:37,540 بزرگی وارد شد 353 0:19:37,540 --> 0:19:40,220 سهرابم همراهش بود علی روبه پدرش 354 0:19:40,220 --> 0:19:41,680 کرد و گفت آجون 355 0:19:41,680 --> 0:19:43,880 قند و چای و زغالو آوردم 356 0:19:43,880 --> 0:19:45,760 دای جمشید به اتاق گوشه چپ 357 0:19:45,760 --> 0:19:47,720 قهف خونه اشاره کرد و گفت 358 0:19:47,720 --> 0:19:49,340 بذارشون تو اتاق بابا 359 0:19:49,340 --> 0:19:51,680 دای جمشید خوشحال بود که پسرش علی 360 0:19:51,680 --> 0:19:52,940 با سهراب رفیقه 361 0:19:52,940 --> 0:19:55,220 سهراب کاری تر از علی بود 362 0:19:55,220 --> 0:19:57,680 خیلی وقتا دست علی رو میگرفت و دنبال 363 0:19:57,680 --> 0:19:59,480 خودش میکشید دای جمشید 364 0:19:59,480 --> 0:20:01,600 نمیخواست پیش سهراب حرفی بزنه 365 0:20:01,600 --> 0:20:03,500 تصمیم گرفت زودتر اونو 366 0:20:03,500 --> 0:20:05,200 علی رو از قهف خونه بفرسته بیرون 367 0:20:05,200 --> 0:20:07,620 تا بتونه حرفاشو بازر تموم کنه 368 0:20:07,620 --> 0:20:09,520 سحب کرد تا پسرش علی 369 0:20:09,520 --> 0:20:11 از اتاق بیرون بیاد بعد 370 0:20:11 --> 0:20:12,320 روبه اون کرد و گفت 371 0:20:12,320 --> 0:20:18,600 سهراب کنار سکوی سماور 372 0:20:18,600 --> 0:20:19,500 استاده بود 373 0:20:19,500 --> 0:20:22,280 سه سماور برنجی بزرگ و کچیک 374 0:20:22,280 --> 0:20:24,140 کنار هم ردیف شده بود 375 0:20:24,140 --> 0:20:26,200 سهراب انگوشتشو روی سماور 376 0:20:26,200 --> 0:20:27,660 کچیک گذاشت سرد بود 377 0:20:27,660 --> 0:20:30,220 هر روز این موقع قهف خونه شروع بود 378 0:20:30,220 --> 0:20:32,320 و بساطه چای و غلیون برپا 379 0:20:32,320 --> 0:20:34,460 اما اون روز انگار دای جمشید 380 0:20:34,460 --> 0:20:36,460 به هم قهف خونه رو تحتیل کرده بود 381 0:20:36,460 --> 0:20:38,380 تا با آذر حرف بزن و اونو 382 0:20:38,380 --> 0:20:41,060 به زندگی دوباره با سالار ترقیب کنه 383 0:20:41,060 --> 0:20:42,180 کمی که گذشت 384 0:20:42,180 --> 0:20:44,920 سهراب رو به دای جمشید کرد و گفت 385 0:20:44,920 --> 0:20:45,560 آقا دایی 386 0:20:45,560 --> 0:20:47,840 من یه قرار نبود امروز بریم پیش آقا سید 387 0:20:47,840 --> 0:20:50,280 علی هم دنبال کلام سهراب رو گرفت 388 0:20:50,280 --> 0:20:51,820 منم میون پیش آقا سید 389 0:20:51,820 --> 0:20:54,900 میخواهم کارای بنیاسد را راستوریس کنم 390 0:20:54,900 --> 0:20:56,240 امروز کار داریم 391 0:20:56,240 --> 0:20:57,240 وقت نمیشه 392 0:20:57,240 --> 0:20:59,660 دو روز دیگه هشتمه محرمه 393 0:20:59,660 --> 0:21:01,320 کارای خودتون مونده 394 0:21:01,320 --> 0:21:04,760 شما فعلا برید خریدارو تموم کنی تا بعد 395 0:21:04,760 --> 0:21:06,900 آذر به سهراب چشم خوره رفت 396 0:21:06,900 --> 0:21:08,280 دوست نداشت پسرش 397 0:21:08,280 --> 0:21:11,080 با علی بچرخو پیش دای جمشید کار کنه 398 0:21:11,080 --> 0:21:12,580 دوستاش هر جوری شده 399 0:21:12,580 --> 0:21:15,160 سهراب رو جای دیگه ای سر کار بفرسته 400 0:21:15,160 --> 0:21:17,240 آذر رو به پسرش کرد و گفت 401 0:21:17,240 --> 0:21:19,800 ببینم سهراب رفتی پیش گروبان 402 0:21:19,800 --> 0:21:22,640 مگه قرار نبود امروز سفارشتو بکنه 403 0:21:22,640 --> 0:21:24,180 باشه میرم 404 0:21:24,180 --> 0:21:26,360 اما این روزا باید برم تعمیره تحضیه 405 0:21:26,360 --> 0:21:29,660 علی تکه نبات به سمت سهراب گرفت 406 0:21:29,660 --> 0:21:32,080 سهراب نبات رو تو دهنش بذاشت 407 0:21:32,080 --> 0:21:34,440 و برای قناری سود زد 408 0:21:34,440 --> 0:21:38,440 بعد همراه علی از قهف خونه بیرون رفت 409 0:21:42,580 --> 0:21:46,520 دای جمشید از حرف آذر دلخور شده بود 410 0:21:46,520 --> 0:21:48,060 چون آذر مقابل اون 411 0:21:48,060 --> 0:21:50,160 از سهراب خواسته بود پیش گروبان بره 412 0:21:50,160 --> 0:21:52,520 دای جمشید روش از آذر برگردون 413 0:21:52,520 --> 0:21:53,780 دوبا نراحتی گفت 414 0:21:53,780 --> 0:21:55,980 من که حقوق سهراب رو میدم 415 0:21:55,980 --> 0:21:58,300 چرا میخوای جای دیگه ای کار کنه؟ 416 0:21:58,300 --> 0:22:00,880 میخوام واسه خودش کسی بشه آقا دایی 417 0:22:00,880 --> 0:22:04,100 ایشالله باباش میاد و با هم کاسبی را میدازم 418 0:22:04,100 --> 0:22:07,260 تو بزار سالار برگرده سر خونه زندگیش رو 419 0:22:07,260 --> 0:22:09,640 دو کلوم اختلاط کنی این تا این که 420 0:22:09,640 --> 0:22:12,880 نمیخوام آقا دایی حرف اول و آخرم همینه 421 0:22:12,880 --> 0:22:15,420 اسم نهستشو از تجل من برداره 422 0:22:15,420 --> 0:22:17,640 من چار سال شوهر ندارم 423 0:22:17,640 --> 0:22:20,120 اسم بیخواسیتشم نمیخوام 424 0:22:20,120 --> 0:22:22,600 تو این چند سال خودم تصمیم گرفتم 425 0:22:22,600 --> 0:22:24,120 خودم بودم و بچه هم 426 0:22:24,120 --> 0:22:27,300 دلم نمیخواد دیگه سالار برگرده و با ما زندگی کنه 427 0:22:27,300 --> 0:22:29,920 بره و من و بچه همو و حالا خودمون بذاره 428 0:22:29,920 --> 0:22:34,820 دایی جمشید به سمت سماور زغالی رفت و خودشو مشغول ریختن چای کرد 429 0:22:34,820 --> 0:22:38,920 نفسشو با صدا بیرون داد و استکانو کنار دستش گذاشت 430 0:22:38,920 --> 0:22:42,120 بعد اتاق روبرو نگاه کرد و دنبال زنش آلیه گشت 431 0:22:42,120 --> 0:22:46,640 آلیه مشغول جم کردن خورد نباتایی بود که روزمین ریخته بود 432 0:22:46,640 --> 0:22:54,180 آلیه متوجه نگاه شوهرش شد و فهمید که باید بره سراغ آزر و اونو آروم کنه تا ماجرات همون بشه 433 0:22:54,180 --> 0:22:55,960 آلیه دلش شور میزد 434 0:22:55,960 --> 0:23:01,180 از طرف مجبور بود به تهران برو و از طرف نگران مراسم هشتم محرم بود 435 0:23:01,180 --> 0:23:06 دلش میخواست میموند و مثل هر سال مراسمو تمام و کمال برگزار میکردن 436 0:23:06 --> 0:23:10 آلیه تا از فرصت داشت کارهای اغبونده رو انجام بده 437 0:23:10 --> 0:23:13,960 قبل از این که آلیه بیاد دایی جمشید رو به آزر کرد و گفت 438 0:23:13,960 --> 0:23:22,560 ساله اربا هر اون لغمه هایی مثل گروه بان رستمی که نونشونو میزنن تو خون مردمو میخورن توان توان توفیر داره 439 0:23:22,560 --> 0:23:26,880 آزر که دلش نمیخواست دایی جمشید از گروه بان رستمی بد بگه گفت 440 0:23:26,880 --> 0:23:29,540 آقا دایی حرمت خودتونو نگه داریم 441 0:23:29,540 --> 0:23:34,220 کمی که گذشت آلیه قدم تو سالون قهوه خونه گذاشت و به سمت آزر رفت و گفت 442 0:23:34,220 --> 0:23:40,060 آزر جان بشین ببینم چه خاکی باید تو سرمون بریزیم 443 0:23:40,060 --> 0:23:44,680 بلوا کردن نداره که آقا دایی که عرف ناهر نمیگه 444 0:23:44,680 --> 0:23:47,480 ساله شوهرته بابای بچهاته 445 0:23:47,480 --> 0:23:50,500 آخه کی دیده زنی مردشو از خونه بندازه بیرون 446 0:23:50,500 --> 0:23:52,860 ساله رم دیگه سرش به سنگ خورده 447 0:23:52,860 --> 0:23:54,800 آوارگی و بدبختی کشیده 448 0:23:54,800 --> 0:23:57,760 گفته هرچی آزر بگه من همون میشم 449 0:23:57,760 --> 0:23:59,540 سرنا وقت شوهرشه 450 0:23:59,540 --> 0:24:03,300 والا خوبیت نداره جلو بچه ها باباشون رو خورد و خاکشیر کنی 451 0:24:03,300 --> 0:24:05,480 خیلی سرش مرده آخه 452 0:24:05,480 --> 0:24:09 آشنیدن این حرف سورت آزر سوق شد 453 0:24:09 --> 0:24:11,300 از روی تخت تای سالون بلن شد 454 0:24:11,300 --> 0:24:13,460 کمی تو قهوه خونه قدم زد 455 0:24:13,460 --> 0:24:17,340 بعد برگشت و روی سکوی وسط سالون نشست و گفت 456 0:24:17,340 --> 0:24:22,020 مردی فقط به کت نیمبند و چاقوی زامندار و صدایی کلوفته 457 0:24:22,020 --> 0:24:24,960 بعد این همه مدد اومده که چی؟ 458 0:24:24,960 --> 0:24:26,300 بچه هم نمیخونش 459 0:24:26,300 --> 0:24:27,800 من چی کار کنم؟ 460 0:24:27,800 --> 0:24:30,180 سوراب گفته اگه سالار این طرف رو پیداش بشه 461 0:24:30,180 --> 0:24:31,460 با قمه میزندش 462 0:24:31,460 --> 0:24:33,680 سوراب بچه هست 463 0:24:33,680 --> 0:24:35,960 نگاهش بدن من و شما هست 464 0:24:35,960 --> 0:24:37,660 اگه به قمه کشیدنه 465 0:24:37,660 --> 0:24:39,540 سالار قمه کشه حرفهیه 466 0:24:39,540 --> 0:24:41,400 خد میدازه تیمیست 467 0:24:41,400 --> 0:24:44,080 دایی جمشید سرشو جلوتر بردوارون گفت 468 0:24:44,080 --> 0:24:45,400 تو راضی باشه هست 469 0:24:45,400 --> 0:24:46,660 سوراب با من 470 0:24:46,660 --> 0:24:48,980 صوبی به هشت اختلاف کردم 471 0:24:48,980 --> 0:24:51,220 دیدی که الانم کدی نگفت 472 0:24:51,220 --> 0:24:52,460 سالار اینجاست 473 0:24:52,460 --> 0:24:54,200 بذاری این قایله ختم شد 474 0:24:54,200 --> 0:24:57,580 با شنیدن این حرف آزر یه دفعه از جاش بلند شد 475 0:24:57,580 --> 0:24:59,380 سندلی به زمین کوبیده شد 476 0:24:59,380 --> 0:25:01,340 و صداش تو فضای قهوه خونه پیچید 477 0:25:01,340 --> 0:25:04,700 آزر خم شد و سندلی آهنیو بلند کرد 478 0:25:04,700 --> 0:25:06,140 همین که سر بلند کرد 479 0:25:06,140 --> 0:25:11,060 سالار رو دید که از راه روی عقب قهوه خونه که به خونه دایی جمشید راه داشت بیرون اومد 480 0:25:11,060 --> 0:25:13,260 بعد رو به روی دایی جمشید استاد و گفت 481 0:25:13,260 --> 0:25:15,760 فرصت شد تا خدمت آقا دایی برسیم 482 0:25:15,760 --> 0:25:16,800 سالار اینو گفت 483 0:25:16,800 --> 0:25:18,580 بعد رو به آزر کرد و تنه زد 484 0:25:18,580 --> 0:25:20,860 دست مریزاد آزر خانم 485 0:25:20,860 --> 0:25:24,200 آزر فرصت نداد که سالار حرفشو ادامه بده 486 0:25:24,200 --> 0:25:25,060 فریاد زد 487 0:25:25,060 --> 0:25:27,140 غلط کردی فرصت کردی 488 0:25:27,140 --> 0:25:28,980 آقا دایی اندختی مستد 489 0:25:28,980 --> 0:25:30,620 مگه من میذارم 490 0:25:36,140 --> 0:25:36,860 آله گفت 491 0:25:36,860 --> 0:25:41,460 دستانه ودختی ما رو بریزید رو دایی رو تا ملت بدونن من چی میکشم 492 0:25:41,460 --> 0:25:43,800 آزر به سمت سالار خیز برداشت 493 0:25:43,800 --> 0:25:46,820 میخواست با ناخوناش به صورت سالار چنگ بندازه 494 0:25:46,820 --> 0:25:49,480 آلیه دوی جلو دست اونو گرفت و گفت 495 0:25:49,480 --> 0:25:51,880 حیاب کن آزر 496 0:25:51,880 --> 0:25:53,700 آقا دایی آوردتش 497 0:25:53,700 --> 0:25:55,820 مهمون آقا دایی جمشیده 498 0:25:55,820 --> 0:25:58,600 آزر چادر سفیدش رو رو سرش کشید و گفت 499 0:25:58,600 --> 0:25:59,700 مهمون 500 0:25:59,700 --> 0:26:01,440 چشمتون روشن 501 0:26:01,440 --> 0:26:02,700 فرصت من میرم 502 0:26:02,700 --> 0:26:04,080 آزر اینو گفت 503 0:26:04,080 --> 0:26:05,760 اما قدم از قدم بر نداشت 504 0:26:05,760 --> 0:26:08,080 میخواست به منو و همه دقیق دلیشو 505 0:26:08,080 --> 0:26:09,760 سر سالار خالی کنه 506 0:26:09,760 --> 0:26:12,680 دایی جمشید خیره به سالار نگاه میکرد 507 0:26:12,680 --> 0:26:15,780 مثل معلمی که منتظر درست پست دادن شاگردش باشه 508 0:26:15,780 --> 0:26:19,800 اون عبرو بالا انداخت و به سالار اشاره کرد که شروع کنه 509 0:26:19,800 --> 0:26:22,760 سالار رو به آزر کرد و با صدای آروم گفت 510 0:26:23,560 --> 0:26:24,980 سفر کن آزر 511 0:26:24,980 --> 0:26:26,600 من کفتر جلدم 512 0:26:26,600 --> 0:26:27,700 خودتن میدونی 513 0:26:27,700 --> 0:26:29,400 آقا دایی گفت که 514 0:26:29,400 --> 0:26:31,620 آقا دایی هرچی گفته واسه خودش گفته 515 0:26:31,620 --> 0:26:34,800 سهراب میخواد نقش علی اکبرو تو تحضیه بازی کنه 516 0:26:34,800 --> 0:26:35,900 چه دقیق به تو داره 517 0:26:35,900 --> 0:26:38,500 بعد از تن سال علواتی برگشتی که چی 518 0:26:38,500 --> 0:26:40,600 حالا که دیدی دارم طلاق میگیرم 519 0:26:40,600 --> 0:26:41,940 خیالات برد داشته 520 0:26:41,940 --> 0:26:44,460 آزر اینو گفت و برگشت سمت دایی جمشید 521 0:26:44,460 --> 0:26:46,740 تا حرف خودشو به کرسیبشونه 522 0:26:46,740 --> 0:26:48,640 آقا دایی اگه شرطت اینه 523 0:26:48,640 --> 0:26:49,920 یکی دیگه او انتخاب کن 524 0:26:49,920 --> 0:26:52,300 من نمیذارم این ناکس برگرد خونه من 525 0:26:52,300 --> 0:26:54,100 حق نداره اینجا باشه 526 0:26:54,100 --> 0:26:56,420 آزر یاد پسر سهراب افتاد 527 0:26:56,420 --> 0:26:59,260 اون قرابو تو تحضیه نقش علی اکبرو بازی کنه 528 0:26:59,260 --> 0:27:00,640 مدام تمرین میکرد 529 0:27:00,640 --> 0:27:02,320 جلو مادرش تمرین نمیکرد 530 0:27:02,320 --> 0:27:04,960 اما آزر چند بار دیده بود که سهراب تو حیات قدم میزن 531 0:27:04,960 --> 0:27:05,940 و رجز میخونه 532 0:27:05,940 --> 0:27:07,960 آزر با دیدن اون احساس قرور کرده بود 533 0:27:07,960 --> 0:27:10,500 و دلش نمیخواد سالار تو این حس شریک باشه 534 0:27:10,500 --> 0:27:12 سهراب و سرنا رو 535 0:27:12 --> 0:27:13,880 فقط برای خودش میخواست 536 0:27:13,880 --> 0:27:16,480 آلیه استکانی رو پر از شای کرد 537 0:27:16,480 --> 0:27:18,100 و به سمت آزر رفت و گفت 538 0:27:18,100 --> 0:27:22,620 سالار کارش به حبس و شهربانیم کشیده درست 539 0:27:22,620 --> 0:27:24,360 خطا رفته درست 540 0:27:24,360 --> 0:27:27,360 شما رو به زحمت انداخته اینم درست 541 0:27:27,360 --> 0:27:28,860 حق میگی آزر 542 0:27:28,860 --> 0:27:30,620 ولی حالا برگشته 543 0:27:30,620 --> 0:27:32,900 چرا دلت انقدر سنگ شده 544 0:27:32,900 --> 0:27:33,960 بذار بیاد 545 0:27:33,960 --> 0:27:35,680 یه فرصت دیگه بش بده 546 0:27:35,680 --> 0:27:38,280 جوون تو میخواد علی اکبر بشه 547 0:27:38,280 --> 0:27:40,520 به حق همون جوونت 548 0:27:40,520 --> 0:27:41,960 لبهای آزر 549 0:27:41,960 --> 0:27:41,980 بیشه 550 0:27:41,980 --> 0:27:44,060 و میلرزید و قلبش تون تون میزد 551 0:27:44,060 --> 0:27:45,840 دستشو گذاش رو قلبش 552 0:27:45,840 --> 0:27:47,500 میترسید بیرون بیفته 553 0:27:47,500 --> 0:28:09,980 موسیقی 554 0:28:10,300 --> 0:28:11,020 موسیقی 555 0:28:11,020 --> 0:28:11,440 دوستان عزیز 556 0:28:11,440 --> 0:28:11,940 موسیقی 557 0:28:11,940 --> 0:28:13,080 احرام و تقریه 558 0:28:13,080 --> 0:28:13,440 موسیقی 559 0:28:13,440 --> 0:28:14,080 موسیقی 560 0:28:14,080 --> 0:28:19,120 دوستان عزیز 561 0:28:32,020 --> 0:28:34,020 امیدوارم 562 0:28:38,700 --> 0:28:38,860 هستن 563 0:28:38,860 --> 0:28:39,840 خدا مگم 564 0:28:39,840 --> 0:28:39,880 خدا مگم 565 0:28:39,880 --> 0:28:40,500 ای کتاب جامند 566 0:28:40,500 --> 0:28:41,120 سرده ای کتاب جامند 567 0:28:41,120 --> 0:28:41,820 از پسر 568 0:28:41,820 --> 0:29:03,820 موسیقی 569 0:29:03,820 --> 0:29:11,960 تغییرات ساعت پخش برامه های رادیو معارف در سال 1404 570 0:29:11,960 --> 0:29:17,100 برکرانه نور 571 0:29:17,100 --> 0:29:22,120 درس تفسیر حضرت آیت الله جوادی آمولی 572 0:29:22,120 --> 0:29:33,120 برکرانه نور شمبه تا چهار شمبه ساعت شش بامداد 573 0:29:33,820 --> 0:29:38,780 مهربان باشیم 574 0:29:38,780 --> 0:29:43,560 مجلده صبحگاهی رادیو معارف 575 0:29:43,560 --> 0:29:52,120 مهربان باشیم شمبه تا پنج شمبه ساعت شش و سی دقیقه 576 0:29:52,120 --> 0:29:56,280 گنج سعادت 577 0:29:56,280 --> 0:30:00,060 گنج سعادت