1 0:00:00 --> 0:00:03,520 واسطه امروز پیوند آسمانی زندگیشون برقرار میشه 2 0:00:03,520 --> 0:00:06,600 زندگیشون پر از عشق و احل و عید علیه مستلام باشه 3 0:00:06,600 --> 0:00:12,140 زمینه این که از حضور شریف شما شنواندگان عزیز و گرامی رادیو معارف خدافزی میکنم 4 0:00:12,140 --> 0:00:17,560 دوت میکنم همراه باشید با گفتگو با مادران و همسران شهده 5 0:00:17,560 --> 0:00:21,400 تحت اموان برنامه با نام روایت عشق 6 0:00:21,400 --> 0:00:23,120 التماس دعا خدا نگهدار 7 0:00:30 --> 0:00:42,940 روایت عشق 8 0:01:00 --> 0:01:03,080 به نام خدا و سلام 9 0:01:03,080 --> 0:01:05,820 این برنامه عاشقانه ای ساده و زیبا 10 0:01:05,820 --> 0:01:10,020 از زندگی همسران و مادران دلسوز شهده است 11 0:01:10,020 --> 0:01:13,260 عزیزوی که همه ما بهشون مدیونیم 12 0:01:13,260 --> 0:01:19,280 و دلمون میتپه برای همه سبوری ها و عاشقی هایی که تا به امروز داشتن 13 0:01:19,280 --> 0:01:20,980 خوشا به سعادتشون 14 0:01:20,980 --> 0:01:23,300 مهمون خانوم رحیمه هاشمی 15 0:01:23,300 --> 0:01:26,080 مادر شهید احمد مکیان بودیم و 16 0:01:26,080 --> 0:01:28,980 عاشقانه های خودش و پسرش رو شنیدیم 17 0:01:28,980 --> 0:01:33,820 برای آشنایی بیشتر بخشی از برنامه قبل رو میشنوید 18 0:01:33,820 --> 0:01:45,860 این که همه چیزشون آماده بود 19 0:01:45,860 --> 0:01:47,060 فرم ورده 20 0:01:47,060 --> 0:01:50,140 ورده پیش پدرشون پدرشون فهمیده 21 0:01:50,140 --> 0:01:51,980 که اون پا با این فرم میتونی برای هم ازاخونید 22 0:01:52,500 --> 0:01:57,120 پدرشون خونده دیگه میتونه تیب فاطمون چی تیب زینبیون 23 0:01:57,520 --> 0:01:58,960 گفت این رمزای پدرشون 24 0:01:58,980 --> 0:02:00,140 پدر و مادر میخواست 25 0:02:00,140 --> 0:02:01,380 پدرشون امزا کرده 26 0:02:01,380 --> 0:02:03,040 من هم اشغاله شپسخونه بودم 27 0:02:03,040 --> 0:02:04,940 اومده سنتم و گفت 28 0:02:04,940 --> 0:02:06,480 مامان این فرم میتونی برای هم امزا کنه 29 0:02:06,480 --> 0:02:08,680 گفت این فرم هم واز برای چی کنه 30 0:02:08,680 --> 0:02:09,960 بوده که یه کلاس دارم 31 0:02:09,960 --> 0:02:11,580 گفتم کلاس این گفت دیگه 32 0:02:11,580 --> 0:02:13,440 شما میدونی کلاس بسیاری دارم 33 0:02:13,440 --> 0:02:16,040 هر ما مثلا هر سه دست ما دیگه 34 0:02:16,040 --> 0:02:17,180 یه فرم با مامان باید 35 0:02:17,180 --> 0:02:19,760 پدر و مادر هم پر کنه امزا کنه 36 0:02:19,760 --> 0:02:21,080 نگاه کردم 37 0:02:21,080 --> 0:02:23,540 مامان این چیه تیب فاطمیون و زهینه بود 38 0:02:23,540 --> 0:02:25,160 اینو راقت من نمیدونم چیه 39 0:02:25,160 --> 0:02:26,160 فاطمی زهینه بود 40 0:02:26,160 --> 0:02:28,860 گفت مامان این امزا کنه وول 41 0:02:28,860 --> 0:02:30,400 برن بتون میگن 42 0:02:30,400 --> 0:02:33,460 اصلا نوابدا این امزا نمیتونی دارم 43 0:02:34,100 --> 0:02:36,120 گفت مامان این مال سپاهه 44 0:02:36,120 --> 0:02:37,360 این مال بسیاری دیگه 45 0:02:37,360 --> 0:02:39,520 برای شما دوست ندارم 46 0:02:39,520 --> 0:02:41,140 شرکت کنم کلاس بسیاری 47 0:02:41,140 --> 0:02:42,860 گفتم برای فاطمیون 48 0:02:42,860 --> 0:02:43,320 و زهینه بود 49 0:02:43,320 --> 0:02:44,300 اولین بار میشنم 50 0:02:44,300 --> 0:02:47,160 گفت خواهدی که کلاس موز فاطمیونه 51 0:03:14,300 --> 0:03:18,820 فصل جنگ و التحال 52 0:03:18,820 --> 0:03:27,340 شدن یه استوره پاک میونه قصه های ناب 53 0:03:27,340 --> 0:03:34,800 شدن یه استوره پاک میونه قصه های ناب 54 0:03:34,800 --> 0:03:38,640 ماجره رسید به اونجایی که رحیم خانم خبردار میشه 55 0:03:38,640 --> 0:03:41,360 که پسرش احمد قراره بره سوریه 56 0:03:41,360 --> 0:03:43,800 و احمد اقا اصلا راجه برفتنیه 57 0:03:44,300 --> 0:03:45,420 که از دستانش حفی نزده 58 0:03:45,420 --> 0:03:48,280 رحیم خانم خیلی نگران میشه 59 0:03:48,280 --> 0:03:51,280 و از طریق مادر یکی از دوستای احمد 60 0:03:51,280 --> 0:03:55,880 متوجه میشه که احمد اقا خیلی جدی از نرفتن داره 61 0:03:55,880 --> 0:03:58,340 و میخواد این قضیه رو به احمد بگه 62 0:03:58,340 --> 0:04:02,640 مادر و هزار و یک جور دلنگرانی 63 0:04:02,640 --> 0:04:04,700 گفتم یا عبر فضل 64 0:04:04,700 --> 0:04:06,740 گفت آره شما نمیخبر نداره 65 0:04:06,740 --> 0:04:09,800 گفتم نگفت تا زه محدی به ما زنگ زده 66 0:04:09,800 --> 0:04:12,160 اونا دروغ میکن اینا دروغ میکن 67 0:04:12,160 --> 0:04:13,240 اونا نزار برن 68 0:04:13,240 --> 0:04:15,440 اونها دوتا بچه داره 69 0:04:15,440 --> 0:04:18,200 خانم فرهنگیان دوتا پسر داره 70 0:04:18,200 --> 0:04:19,660 پسر بزرگشانه اینگار 71 0:04:19,660 --> 0:04:23,040 پسر همسین احمده دوتا پسر 72 0:04:23,040 --> 0:04:25,060 گفتم نه ولی خبر ندارم 73 0:04:25,060 --> 0:04:27,200 هیچ چا من برگشتم خونه 74 0:04:27,200 --> 0:04:29,720 احمد نه اماده کرده و خواست بره 75 0:04:29,720 --> 0:04:32,100 ولی فهمید من تو به احمد 76 0:04:32,100 --> 0:04:33,760 چهره احمد نگاه کردم 77 0:04:33,760 --> 0:04:37,240 احمد فهمید مادر دوستش به من زنگ زده 78 0:04:37,240 --> 0:04:39,460 گفتم احمد دست در نکنه 79 0:04:39,460 --> 0:04:41,780 خیلی ممنون خودشون هیچی به من نگو 80 0:04:41,780 --> 0:04:44,040 عشقشون در اومده 81 0:04:44,040 --> 0:04:46,120 سرشون انداخته پایین 82 0:04:46,120 --> 0:04:48,400 گفت مامان من بهتون درو نگفتم 83 0:04:48,400 --> 0:04:50,060 تو الان راست میده 84 0:04:50,060 --> 0:04:51,520 میخوام برم زیارت امام رزا 85 0:04:51,520 --> 0:04:53,720 قسمت میدن به این حضرت فاطمه 86 0:04:53,720 --> 0:04:55,440 میدن میرم زیارت امام رزا 87 0:04:55,440 --> 0:04:59,020 گفتن پتران مادر مهدی جوری میگه 88 0:04:59,020 --> 0:05:01,460 گفت خود شاید خودشون خبر نداره 89 0:05:01,460 --> 0:05:03,380 من میرم زیارت امام رزا 90 0:05:03,380 --> 0:05:05,720 خودشون یعنی اول آموزشون 91 0:05:05,720 --> 0:05:08,920 میره مشهد ده روز اینجا آموزش میدن 92 0:05:08,920 --> 0:05:10,960 یعنی به من درو نگفته 93 0:05:10,960 --> 0:05:13,660 ولی ده روز میره اینجا آموزشون میدن 94 0:05:13,660 --> 0:05:16,860 بعد از کلاس آموزشون میبرمشون اونجا 95 0:05:16,860 --> 0:05:18,700 این سریه اولشه 96 0:05:18,700 --> 0:05:20,900 اقدام اولشه 97 0:05:20,900 --> 0:05:22,880 قبل از موهرمزون بود 98 0:05:22,880 --> 0:05:24,880 سه چار روز 99 0:05:24,880 --> 0:05:27,860 قبل از موهرمزون اول اعضامشون 100 0:05:27,860 --> 0:05:31,620 هر سریه میره بار اولشون چهر روز بود 101 0:05:31,620 --> 0:05:33,940 بعض وقت مثلا دو ماه میمونن 102 0:05:33,940 --> 0:05:36,640 ولی معمولیت خودشون 103 0:05:36,640 --> 0:05:38,840 سرتیه چهر روزه 104 0:05:38,840 --> 0:05:40,640 هر سریه میره چهر روزه 105 0:05:40,640 --> 0:05:41,920 بعض وقت مثلا دو ماه میمونن 106 0:05:41,920 --> 0:05:44,360 اگر کنسن نیرو ندار و چیزی 107 0:05:44,360 --> 0:05:46,060 دو ماه میمونن 108 0:05:46,060 --> 0:05:48,060 سال نوودو دو 109 0:05:48,060 --> 0:05:51,020 نوودو دو چون خودشون سه سال نرمیان 110 0:05:51,020 --> 0:05:54,460 سال نوودو پندی که به شهادت رسید 111 0:06:08,840 --> 0:06:11,600 ۱۵況 آسfashioned 112 0:06:11,600 --> 0:06:13,060 AT الانCLAP 113 0:06:13,060 --> 0:06:13,760 ۱۰۲۳ 114 0:06:13,760 --> 0:06:15,860 از گيافی به سوهردار ۱۲۱ 115 0:06:15,860 --> 0:06:18,520 Pavel Alik Hadad 116 0:06:18,520 --> 0:06:19,680 ۱ۮ۴ 117 0:06:19,680 --> 0:06:21,600 حتی که خ pris 118 0:06:21,600 --> 0:06:23,180 پیخیماد در سیورoker 119 0:06:23,180 --> 0:06:24,220 ۱۲۰۳ 120 0:06:24,220 --> 0:06:25,740 زرگزاربستان 121 0:06:25,740 --> 0:06:26,840 ماند دستان 122 0:06:26,840 --> 0:06:32,380 شکرردار 123 0:06:32,380 --> 0:06:34,180 reag�ی Ziwan 124 0:06:34,180 --> 0:06:34,920 ۱۲۳ 125 0:06:34,920 --> 0:06:36,360 هر کار tricks 126 0:06:36,360 --> 0:06:38,680 سه چار روز بود 127 0:06:38,680 --> 0:06:50,580 احمد آقا قدم در راهی میذاره 128 0:06:50,580 --> 0:06:54,140 که با همه وجود سعادت رو میخره 129 0:06:54,140 --> 0:06:59,500 سعادتی که همه خانواده رو متبرک به عطر شهادت میکنه 130 0:06:59,500 --> 0:07:03,780 حالا مادر میخواد از شهادت فرزندش برامون بگه 131 0:07:03,780 --> 0:07:08 سال شهادتشون سال نوه دو پنگ گفتم 132 0:07:08 --> 0:07:12 خودشون این دوستاشون تا به ما تعریف کرده 133 0:07:12 --> 0:07:14,520 ما دقیقا هنوز نفهمیدیم چی بشید 134 0:07:14,520 --> 0:07:18,440 فیلو دوستاشون چون با دوستش خودشون پنج تا شهید شدن 135 0:07:18,440 --> 0:07:23,420 دوستاشون بعضشون زخمی شدن آمده خانواد تعریف کرده 136 0:07:23,420 --> 0:07:29,920 گفت فرماندهشون قبل از احمد سه چار روز به شهادت رسیده 137 0:07:29,920 --> 0:07:31,180 فرمانده احمد 138 0:07:31,180 --> 0:07:36,380 گفت بعد از من فرماندهشون واسه یک عده احمد فرمانده میشه 139 0:07:36,380 --> 0:07:39,940 احمد چون وارد چند سال میرمیدیم سه ساله 140 0:07:39,940 --> 0:07:43,100 هم وارده برای مثلا اصلاحه 141 0:07:43,100 --> 0:07:45,240 هم وارده برای نماز اول وقت 142 0:07:45,240 --> 0:07:49,460 هم برای قرآن زبون عربیش خیلی مهمه 143 0:07:49,460 --> 0:07:51,960 این فرماندهش خیلی خوشش رو اومد از احمد 144 0:07:51,960 --> 0:07:55,180 میدونه چون احمد خیلی فعالن اینجا 145 0:07:55,180 --> 0:07:58,220 این اتخابش کردن احمد خیلی فعالن اینجا 146 0:07:58,220 --> 0:08:02,520 میگه دوستاش دعریف کرده میگه محل شهادتشون اینجا حلب هم بود 147 0:08:02,520 --> 0:08:04,300 جمع شده یک گروه بود 148 0:08:04,300 --> 0:08:07,740 گروه بود دیگه دشمان ها دیگه محاصره شده 149 0:08:07,740 --> 0:08:12,540 محاصره شده میدونه اینجا همشون ایرانی افغانیه کمک میکنن 150 0:08:12,540 --> 0:08:17 نتونستن این منطقه خراب کنن نزدیک حرم بشه 151 0:08:17 --> 0:08:19,240 فهمیدن این دشمان ها 152 0:08:19,240 --> 0:08:23,900 میگه محاصره شده دیگه فهمیده اینجا مثلا همشون اینجا هست 153 0:08:23,900 --> 0:08:29,380 میگه فهمید محاصره شده احمد تونست از این توبه ها تنظیمش میکنه 154 0:08:29,380 --> 0:08:32,100 بعد از پنج دقیقی مفجر بشه 155 0:08:32,100 --> 0:08:34,060 احمد با این خیلی وارده 156 0:08:34,060 --> 0:08:36,160 میگه این تنظیمش کرده 157 0:08:36,160 --> 0:08:39,320 به دوستاش میگه نیایی دیگه من تنظیمش کردم 158 0:08:39,320 --> 0:08:41,960 دشمان ها محاصره شده از این ور میگم 159 0:08:41,960 --> 0:08:42,620 از این ور میگم 160 0:08:42,620 --> 0:08:45,240 راه نداره میخوام فرار کنیم 161 0:08:45,240 --> 0:08:46,580 شما سنت ما نیایید 162 0:08:46,580 --> 0:08:48,540 به دوستاشون میگه در اشاره میکنه 163 0:08:48,540 --> 0:08:50,180 به دوستاشون نیایید 164 0:08:50,180 --> 0:08:58 اینه از این شدت این سرسدایی مولا بوم و اسلاح و چیزی خیلی سداش خیلی بالا 165 0:08:58 --> 0:08:59,880 این دوستایش نفهمیده 166 0:08:59,880 --> 0:09:02,020 فکر کرد احمد کمک میخواسته 167 0:09:02,020 --> 0:09:05,040 احمد این توبه گذاشته داخلی نمیخوام تنظیمش کرده 168 0:09:05,040 --> 0:09:08,560 بارا اول موفق شده ولی بارا دوبوم نه گیر کرده این توبه 169 0:09:08,560 --> 0:09:12,240 گیر کرده دیگه دوستاشون در این یک سمت همون میگه 170 0:09:12,240 --> 0:09:14,260 نیایی ور نیایی ور من گذاشتم 171 0:09:14,260 --> 0:09:15,720 پنج دقیقی منفجر میشه 172 0:09:15,720 --> 0:09:17,700 با دستان ششارت میگه 173 0:09:17,700 --> 0:09:19,760 این فکر کرد احمد کمک میخواسته 174 0:09:19,760 --> 0:09:24,180 احمد همون لحظه خواست بره سمت دوستاشون 175 0:09:24,180 --> 0:09:28,820 یکی دفعه دیگه منفجر بشه و شهی شده 176 0:09:49,760 --> 0:09:53,540 مردار بومد هر آن که اون را نکشه 177 0:09:53,540 --> 0:09:58,080 هر رحیل هر رحیل 178 0:09:58,080 --> 0:10:01 هر رحیل هر رحیل 179 0:10:01 --> 0:10:06,760 دل بسته یه عشق دسته یه دنیا نمیدی 180 0:10:07,420 --> 0:10:09,940 هر رحیل هر رحیل 181 0:10:09,940 --> 0:10:16,780 از شبکه رادیوی معارف برنامه ی روایت عشق را تقدیم شما میکنیم 182 0:10:16,780 --> 0:10:19 و مهمون خانوم رحیم هاشمی 183 0:10:19 --> 0:10:19,740 مادرشونه 184 0:10:19,760 --> 0:10:22,960 شهید مدافع حرم احمد مکیان هستیم 185 0:10:22,960 --> 0:10:26,640 حالا میخواییم از دردناکترین لحظهی بگیم 186 0:10:26,640 --> 0:10:30,540 که دل هر مادری را عجیب داغدار میکنه 187 0:10:30,540 --> 0:10:34,740 اونم لحظهی که میخوان خبر شهادت فرزند رو بهش بدن 188 0:10:34,740 --> 0:10:37,120 ما احساس کرده اول شهادتشون 189 0:10:37,120 --> 0:10:40,980 شب شهادتشون چند روز یعنی خوابشون میبینم 190 0:10:40,980 --> 0:10:44,620 خواب اول مهارمزون خواب احمد دیدم 191 0:10:44,620 --> 0:10:49,700 مثلا حالت احمد با حالت برگشتنی حالت زخمی ایور 192 0:10:49,700 --> 0:10:49,720 ایور 193 0:10:49,720 --> 0:10:49,740 ایور 194 0:10:49,740 --> 0:10:51,960 مال چشمشون و سرشون 195 0:10:51,960 --> 0:10:54,080 آمده و بعد که چه خوابشون دیدم 196 0:10:54,080 --> 0:10:56,680 گفتم اچه احمد این دفعه خیلی زود برگشت 197 0:10:56,680 --> 0:10:58,840 گفت مامان دیگه مامانیم تمام شده 198 0:10:58,840 --> 0:11:00,860 تا بیداش رو گفت لحالاله 199 0:11:00,860 --> 0:11:03,600 یعنی چه خوابه دیدم 200 0:11:03,600 --> 0:11:06,860 بعد خواستم همه خوابم بعد از نماز صبح 201 0:11:06,860 --> 0:11:10,280 بچه ها نماز میکنن دیگه میخوابن حسابی 202 0:11:10,280 --> 0:11:12,760 من نتونستم بخوابم 203 0:11:12,760 --> 0:11:16,720 رفتم سمت وضوع بگیرم 204 0:11:16,720 --> 0:11:19,120 سمت اشپس خونه وضوع بگیرم 205 0:11:19,120 --> 0:11:19,700 تمام 206 0:11:19,700 --> 0:11:21,120 بدنم لرزید 207 0:11:21,120 --> 0:11:24,740 یعنی احساس کردم ست تا تیر تو قلبم خورد 208 0:11:24,740 --> 0:11:27,680 تیر اول یعنی تمام بدنم لرزید 209 0:11:27,680 --> 0:11:32,500 تیر دوم یعنی توانایی برای وضوع نمیتونستم 210 0:11:32,500 --> 0:11:35,780 تیر آخر سوم دیگه افتادم 211 0:11:35,780 --> 0:11:39,560 تو خوردم زمین بچه ها صدای من شنیده دیگه آمده سمتم 212 0:11:39,560 --> 0:11:41,480 چی شد مامان چی شد چه گفتم مامان 213 0:11:41,480 --> 0:11:44,780 نمیدونم حتما یه اتفاق برای من نیفته 214 0:11:44,780 --> 0:11:47,840 یا اتفاق برای احمد افتاده 215 0:11:47,840 --> 0:11:49,380 گفت نه مامان احمد 216 0:11:49,380 --> 0:11:51,500 حالش خوبه نگاراش نباشه 217 0:11:51,500 --> 0:11:53,780 احمد چند شب پیش مامان گفتم 218 0:11:53,780 --> 0:11:57,080 چند شب پیش آره به ما هم صحبت کرده 219 0:11:57,080 --> 0:11:57,840 زنگ زده 220 0:11:57,840 --> 0:12:01,580 ولی نزدیک دو سه شب دیگه خبر ندارم از احمد 221 0:12:01,580 --> 0:12:04,100 بخاطر این دیگه بدنم در از خوابشون 222 0:12:04,100 --> 0:12:07 گفت نه اتفاقی بد نیفتاده 223 0:12:07 --> 0:12:10,280 همون موقعی من این لحظه به من اتفاق افتاده برای من 224 0:12:10,280 --> 0:12:11,080 این شهیب شه 225 0:12:11,080 --> 0:12:12,760 اول موهر رمزون 226 0:12:12,760 --> 0:12:14,620 دیگه هیچی 227 0:12:14,620 --> 0:12:18,360 آقا محمد حسن و حسین اینگار هم خبر دارن 228 0:12:18,360 --> 0:12:19,400 به من نگفته 229 0:12:19,400 --> 0:12:21,600 هاجی هم تبلیغ عبادانه 230 0:12:21,600 --> 0:12:23,700 بهشون زنگ زده خبر داره 231 0:12:23,700 --> 0:12:25,600 ولی من نه متاسفن هیچی 232 0:12:25,600 --> 0:12:27,220 به هاجی زنگ زدن گفتم 233 0:12:27,220 --> 0:12:29,140 احمد نمیدونم احساس میکنم 234 0:12:29,140 --> 0:12:30,720 احمد یه اتفاق برشون دادم 235 0:12:30,720 --> 0:12:31,660 من به هاجی زنگ زدن 236 0:12:31,660 --> 0:12:32,300 گفتم چی؟ 237 0:12:32,300 --> 0:12:33,680 گفتم چون خوابشون دیدم 238 0:12:33,680 --> 0:12:35,840 نگرانشون هستم 239 0:12:35,840 --> 0:12:37,620 گفت نه حالش خوبه 240 0:12:37,620 --> 0:12:38,380 چی خواب دیده؟ 241 0:12:38,380 --> 0:12:40 گفتم خوابه ای که دیدم 242 0:12:44,620 --> 0:13:14,600 احساس خوبه 243 0:13:14,620 --> 0:13:16,180 احمد پیشتون نیست 244 0:13:16,180 --> 0:13:17,440 تا آقامون گفت این 245 0:13:17,440 --> 0:13:18,600 من فهمیدم 246 0:13:18,600 --> 0:13:20,260 گفت احمد کربلایشی 247 0:13:20,260 --> 0:13:21,060 کربلایشی 248 0:13:21,060 --> 0:13:25,420 خبرها زیادن 249 0:13:25,420 --> 0:13:30,240 خبرها شگفتن 250 0:13:30,240 --> 0:13:34,980 از اون آشقایی 251 0:13:34,980 --> 0:13:38,900 که حاجت گرفتن 252 0:13:38,900 --> 0:13:44,600 سفر کرده روشت فیدو مدن 253 0:13:44,620 --> 0:13:49,960 جوونا دوباره شهید اومدن 254 0:13:49,960 --> 0:13:55,480 ببین قهرمانای قوقای شام 255 0:13:55,480 --> 0:14:00,620 به آقوش صبح سپید اومدن 256 0:14:00,620 --> 0:14:03,080 خبر دادن به مادر خیلی سخته 257 0:14:03,080 --> 0:14:06,080 پدر شهید برای تبلیغ رفته 258 0:14:06,080 --> 0:14:07,640 و خبر بهش رسیده 259 0:14:07,640 --> 0:14:09,900 و فقط این پدره که میتونه 260 0:14:09,900 --> 0:14:11,940 این خبر رو به مادر بده 261 0:14:11,940 --> 0:14:13,940 مادر همچنان دلنگرانه 262 0:14:14,620 --> 0:14:16,160 همونطور که گفتیم 263 0:14:16,160 --> 0:14:18,500 حس کرده که خبری در راهه 264 0:14:18,500 --> 0:14:21,280 و فرزند عزیزش به شهادت رسیده 265 0:14:21,280 --> 0:14:24,380 حالا بقیه یه ماجره رو میشنویم 266 0:14:24,380 --> 0:14:26,280 زمانی که پدر احمد 267 0:14:26,280 --> 0:14:27,580 داره با مادر 268 0:14:27,580 --> 0:14:29,360 تلفانی صحبت میکنه 269 0:14:29,360 --> 0:14:31,160 گوشیش از دستش رو ده دیگه 270 0:14:31,160 --> 0:14:32,940 من این خبر این لحظه ندارم 271 0:14:32,940 --> 0:14:35,460 آقامون سریع به من زن داده 272 0:14:35,460 --> 0:14:36,480 خودتون اماده کنیم 273 0:14:36,480 --> 0:14:37,620 میخوام ببرن که کربلا 274 0:14:37,620 --> 0:14:40,320 گفتم الان مهارمزون خودتون اصلا 275 0:14:40,320 --> 0:14:41,640 رازی نبود 276 0:14:41,640 --> 0:14:42,760 احمد خواست من ببرم 277 0:14:42,760 --> 0:14:44,060 مشهد قبول نکردی 278 0:14:44,060 --> 0:14:46 گفت نه هی فتی که مهارمزون خراب میکنی 279 0:14:46 --> 0:14:47,660 بعد از مهارمزون بریم 280 0:14:47,660 --> 0:14:48,560 چجوری حالا گفت 281 0:14:48,560 --> 0:14:50,260 ما خب ده روز بمونیم 282 0:14:50,260 --> 0:14:52,580 خیلی دوست دارم مهارمزون کربلا باشم 283 0:14:52,580 --> 0:14:53,560 گفتم همامون 284 0:14:53,560 --> 0:14:54,340 گفت همه تون 285 0:14:54,340 --> 0:14:55,740 گفت چجوری همامون 286 0:14:55,740 --> 0:14:57,840 شما تبایانی خبری چیز به خارجی نداری 287 0:14:57,840 --> 0:14:58,640 چجوری همامون 288 0:14:58,640 --> 0:14:59,520 بخواهم ببینیم 289 0:14:59,520 --> 0:15:00,880 گفت اینکه کربان 290 0:15:00,880 --> 0:15:03,300 آقامون قبلا چیز میبره 291 0:15:03,300 --> 0:15:04,440 کربان مشهد 292 0:15:04,440 --> 0:15:07,420 گفت این سریدی که کربانم کربلا شد 293 0:15:07,420 --> 0:15:10 گفت پس خانم احمد پاسپور نداره 294 0:15:10 --> 0:15:11,480 گفت من آمده تهران 295 0:15:11,480 --> 0:15:15,220 چیز دنبال پاسپورت خانم احمد 296 0:15:15,220 --> 0:15:17,080 و بلیت برامون آمده کرده 297 0:15:17,080 --> 0:15:19 و بردم اینجا خیلی سخت بوده 298 0:15:19 --> 0:15:19,900 مهارمزون 299 0:15:19,900 --> 0:15:21,740 هوایی نبوده 300 0:15:21,740 --> 0:15:23,220 زمینی بوده 301 0:15:23,220 --> 0:15:25,160 تا رسیدیم دوازده ساعت 302 0:15:25,160 --> 0:15:28,220 بعد حیلی ساعت به ساعت من بگوشیم 303 0:15:28,220 --> 0:15:30,220 نگاه میکنیم خبری نیست 304 0:15:30,220 --> 0:15:31,960 گفتم به بچه ها 305 0:15:31,960 --> 0:15:33,740 به آقامون گفتم چه سفر خوب 306 0:15:33,740 --> 0:15:36,040 این دفعه خانه آدیگه 307 0:15:36,040 --> 0:15:38,460 همون میخواد برم کربلا خیلی عجیب برامون 308 0:15:38,460 --> 0:15:40,500 من به بچه ها به خانمشون 309 0:15:40,500 --> 0:15:42,020 ولی احساس میکنم 310 0:15:42,020 --> 0:15:44,080 یه چیزی اتفاق افتاده به من نگه 311 0:15:44,080 --> 0:15:45,540 گفتن نگاه کن 312 0:15:45,540 --> 0:15:48,200 حسن محمد نزدیک دو سه روز 313 0:15:48,200 --> 0:15:49,980 به من زنگ نزده به خیلی بر نداره 314 0:15:49,980 --> 0:15:51,600 خانمشون میخواد ببرمش کربلا 315 0:15:51,600 --> 0:15:53,600 و خودشون خبر نداره 316 0:15:53,600 --> 0:15:55,420 حالا چجوری مثل خبر دار بشه 317 0:16:00,220 --> 0:16:02,120 خودشون سرشون این دازه پایین 318 0:16:02,120 --> 0:16:03,980 ولی نفهمیدم 319 0:16:03,980 --> 0:16:07,340 فهمیدم مثلا اتفاق برای احمد افتاده 320 0:16:07,340 --> 0:16:07,920 تا 321 0:16:07,920 --> 0:16:09,940 رسیدیم خرانشار 322 0:16:09,940 --> 0:16:12,700 رسیدیم خرانشار دیگه 323 0:16:12,700 --> 0:16:14,560 قبل از من پیاده بشم 324 0:16:14,560 --> 0:16:17,340 کل این راه هم دیگه میدونم 325 0:16:17,340 --> 0:16:19,960 آقامون جلوتر از من پیاده شد 326 0:16:19,960 --> 0:16:21,240 آقام مکیان 327 0:16:21,240 --> 0:16:22,220 آقام مکیان 328 0:16:22,220 --> 0:16:24,140 این شهید احمد مکیان 329 0:16:24,140 --> 0:16:25,300 چی براتون میشه 330 0:16:25,300 --> 0:16:28,020 چی میشه فامیلتون میشه 331 0:16:28,020 --> 0:16:30,200 آقامون هیچی گفت داره خدا هیچی نیست 332 0:16:30,220 --> 0:16:32,300 هیچی مادرشون 333 0:16:32,300 --> 0:16:34,280 چیز حالا سویاده نشه 334 0:16:34,280 --> 0:16:36,160 اگر میفهمه دیگه همون لحظه دیگه 335 0:16:36,160 --> 0:16:36,920 اینجا میفته 336 0:16:36,920 --> 0:16:39,340 با سفارم واشن شدیم دیگه 337 0:16:39,340 --> 0:16:41,300 ولی دلمون یه جو شده 338 0:16:41,300 --> 0:16:44,140 گفت این دفعه میخوام براتون خونه پدرم 339 0:16:44,140 --> 0:16:46,600 گفتم برای چی خونه پدرتون 340 0:16:46,600 --> 0:16:48,300 نخواهمی که خودمون خونه دارم 341 0:16:48,300 --> 0:16:49,600 اونجا تو چیز خواهد دارم 342 0:16:49,600 --> 0:16:52,360 گفت نه چون پدرتون و اموتون 343 0:16:52,360 --> 0:16:54,680 و برادرتون اونجا منتظرتون 344 0:16:54,680 --> 0:16:56,560 گفتم برای چی منتظرامون 345 0:16:56,560 --> 0:16:58,420 گفت شنیدم میخوام بری کربلا 346 0:16:58,420 --> 0:17:00,760 آمدی برای استقبالتون 347 0:17:00,760 --> 0:17:02,680 گفتم خواه چی یعنی 348 0:17:03,460 --> 0:17:05,320 اتفاقی چیزی افتاده 349 0:17:05,320 --> 0:17:07,680 گفت اگر حضرت زینب آمده 350 0:17:07,680 --> 0:17:09,220 گفت من احمد میخوای 351 0:17:09,220 --> 0:17:10,920 شما چی جاوبشون میدن 352 0:17:10,920 --> 0:17:12,220 تو آقا من اینجا گفت 353 0:17:12,220 --> 0:17:14,180 گفت پسته دیگه من فهمیدم 354 0:17:14,180 --> 0:17:15,940 احمد شهید شده 355 0:17:24,680 --> 0:17:26,680 موسیقی 356 0:17:54,680 --> 0:18:10,680 موسیقی 357 0:18:10,680 --> 0:18:12,740 و خبر به مادر رسید 358 0:18:12,740 --> 0:18:15,720 حس حال این مادر از شهادت فرزندش 359 0:18:15,720 --> 0:18:17,580 واقعا دردناکه 360 0:18:17,580 --> 0:18:21,360 قلب آدم انگار هزاران بار میتپه 361 0:18:21,360 --> 0:18:24,640 برای این همه دل سختنگ مادر 362 0:18:24,680 --> 0:18:26,900 مادر با این که حس کرده بود 363 0:18:26,900 --> 0:18:28,800 فرزندش به شهادت رسیده 364 0:18:28,800 --> 0:18:30,660 اما با شنیدن خبر 365 0:18:30,660 --> 0:18:33,380 دیگه نمیتونه روی پاگ خودش بسته 366 0:18:33,380 --> 0:18:35,840 و حق میدیم به دل سختش 367 0:18:35,840 --> 0:18:38,280 به قلب پار پار شدش 368 0:18:38,280 --> 0:18:42,100 حق میدیم به همه ی مادر آگه شهده 369 0:18:42,100 --> 0:18:44,960 من هم اون لحظه دیگه هیچی بی خبر 370 0:18:44,960 --> 0:18:47,580 تا چشمم باز شدم 371 0:18:47,580 --> 0:18:50,280 دیدم داخل ی حسینی بزرگ 372 0:18:50,800 --> 0:18:53 و همه مردم جام شدن 373 0:18:53 --> 0:18:54,480 و نشستن آمجیم 374 0:18:54,480 --> 0:18:57,140 زنداداشون و زند برادرم 375 0:18:57,140 --> 0:18:59,940 همشون نشستن و میزن خودشون 376 0:18:59,940 --> 0:19:00,860 چی شدن فهمیدم 377 0:19:00,860 --> 0:19:02,180 گفتم همه شیعه شده 378 0:19:02,180 --> 0:19:04,360 دروز من خبر ندارم 379 0:19:04,360 --> 0:19:06,180 بعد از دو ساعت دیگه من 380 0:19:06,180 --> 0:19:08,880 حالت اصلی برگشتم ولی دیدم 381 0:19:08,880 --> 0:19:10,920 اینگار خودم دفتن واقعیه 382 0:19:10,920 --> 0:19:11,840 سحنه کربلا 383 0:19:11,840 --> 0:19:13,260 آقام گفت مقام ببرید 384 0:19:13,260 --> 0:19:15,680 کربلا این سحنه کربلا برامون شد 385 0:19:15,680 --> 0:19:17,400 خیلی سخته 386 0:19:17,400 --> 0:19:21,240 اول خبر شدم شهادت احمد 387 0:19:21,240 --> 0:19:22,300 خیلی سخته 388 0:19:22,300 --> 0:19:23,980 اوله همه ها رمزون بود 389 0:19:23,980 --> 0:19:26,600 احمد خیلی برامون عزیز بوده 390 0:19:26,600 --> 0:19:28,300 اول بچه همون بود 391 0:19:28,300 --> 0:19:30,680 این سحنه تا آخر دیگه 392 0:19:30,680 --> 0:19:32,140 لحظه این دیگه یادم نمیده 393 0:19:32,140 --> 0:19:34,480 انسان هر وقت من سر نمازم 394 0:19:34,480 --> 0:19:36,280 یا جایی یا تهرم 395 0:19:36,280 --> 0:19:38,240 یا چیز این سحنه توی جلوی چشم 396 0:19:38,240 --> 0:19:40,120 میاد خیلی عذیب 397 0:19:40,120 --> 0:19:40,900 میشم 398 0:19:40,900 --> 0:19:43,860 خواستن اینجا خاکش کنن 399 0:19:43,860 --> 0:19:45,440 عبادان 400 0:19:45,440 --> 0:19:48,680 قل حوضه و سپا جم شدن 401 0:19:48,680 --> 0:19:49,780 خواستن اینجا خاکش 402 0:19:49,780 --> 0:19:51,320 قبرشون اماده کردن 403 0:19:51,320 --> 0:19:53,960 ولی من قبل از وسیعت نامه 404 0:19:53,960 --> 0:19:55,380 به دست حاجی برسه 405 0:19:55,380 --> 0:19:58,120 من گفتن حق نداری پسرم اونجا خاکش کنی 406 0:19:58,120 --> 0:19:59,740 گفتی که دست من نیست 407 0:19:59,740 --> 0:20:01,600 گفتی ما پدرشون نیست 408 0:20:01,600 --> 0:20:03,820 ما پدرشون به آقام نتونستم 409 0:20:03,820 --> 0:20:06,020 صحبت کنم چون قسمت آقایون 410 0:20:06,020 --> 0:20:08,180 من به جلوی قسمت خانمات 411 0:20:08,180 --> 0:20:09,620 داد بیده دا صدای بلند 412 0:20:09,620 --> 0:20:11,440 گفت عبادان تو شنیدم 413 0:20:11,440 --> 0:20:13,560 احمد اینجا میخواد خاکش کنن 414 0:20:13,560 --> 0:20:15,020 گفتن من اجازه نمیدم 415 0:20:15,020 --> 0:20:16,940 اجازه نمیدم کل فامیل هم 416 0:20:16,940 --> 0:20:18,520 گفت چرا چرا چرا میگه 417 0:20:18,520 --> 0:20:21,560 شهر شهاده و چیز همون دیگه 418 0:20:21,560 --> 0:20:22,520 فامیل همون 419 0:20:22,520 --> 0:20:24,940 اصل همون اینجا باید خاکش کنند 420 0:20:24,940 --> 0:20:26,980 که کل فامیل همون عبادانه 421 0:20:26,980 --> 0:20:29,460 باید اینجا خاکش گفتن من رازی نیستم 422 0:20:29,460 --> 0:20:32,180 من پسرم دوست ندارم اینجا تو عبادان خاکش کنم 423 0:20:32,180 --> 0:20:33,600 چون احمد قبل از بشادت 424 0:20:33,600 --> 0:20:35,300 از دیدن همیشه بیرون یه قسمت 425 0:20:35,300 --> 0:20:37,340 بهشت محسومه 426 0:20:37,340 --> 0:20:38,860 قسمت فاطمین زینی 427 0:20:38,860 --> 0:20:40,340 باید اونجا همیشه زیارت میکنه 428 0:20:40,340 --> 0:20:42,220 میگم اما اگر من 429 0:20:42,220 --> 0:20:45,080 قبل از شما مردم 430 0:20:45,080 --> 0:20:46,580 اونجا خاکم کنیم 431 0:20:46,580 --> 0:20:48,620 دوست ندارم غیر از قوم 432 0:20:48,620 --> 0:20:50,400 مزارم هم باشه 433 0:20:50,400 --> 0:20:52,400 بعد از نیم ساعت 434 0:20:52,400 --> 0:20:54,600 وسیعت نامه به دست حاجیم رسید 435 0:20:54,600 --> 0:20:55,760 تو گوشیش 436 0:20:55,760 --> 0:20:58,460 ما تو قطعه سی و یک قوم 437 0:20:58,460 --> 0:21:00,440 بهشت محسومه تیب فاطمین 438 0:21:00,440 --> 0:21:02,140 اینجا خاکم کنیم 439 0:21:02,140 --> 0:21:03,840 قریبانه هم تشییم کنیم 440 0:21:03,840 --> 0:21:06,680 قریبانه هم خاکم کنیم 441 0:21:06,680 --> 0:21:08,580 خجالت میکشم از حسد فاطمین 442 0:21:08,580 --> 0:21:10,600 زهر را از شهاده قوم نام 443 0:21:10,600 --> 0:21:11,960 قطعه سی و یک 444 0:21:11,960 --> 0:21:14,720 ریق سنگشم تقدیم ناقابل 445 0:21:14,720 --> 0:21:16,120 برای الهیه 446 0:21:16,120 --> 0:21:17,760 تو حق نداری اسمانو بندیم 447 0:21:17,760 --> 0:21:20,560 تقدیم شماست 448 0:21:20,560 --> 0:21:22,580 قبولش برما 449 0:21:22,580 --> 0:21:24,560 تقدیم شماست 450 0:21:25,660 --> 0:21:27,620 قبولش برما 451 0:21:27,620 --> 0:21:30,600 قدر وصع ماست 452 0:21:30,600 --> 0:21:32,820 فدای زهر را 453 0:21:32,820 --> 0:21:34,560 در راه خداست 454 0:21:35,640 --> 0:21:38,760 فدای مرتزا 455 0:21:38,760 --> 0:21:40,960 یا زینم 456 0:21:40,960 --> 0:21:41,640 مده 457 0:21:41,640 --> 0:21:41,760 مده 458 0:21:41,960 --> 0:21:44,720 یا زهر را 459 0:21:44,720 --> 0:21:46,920 از شبکه رادیوی معرف 460 0:21:46,920 --> 0:21:49,700 برنامه روایت عشق را تقدیم شما میکنیم 461 0:21:49,700 --> 0:21:52,540 و مهمون خانوم سید رحیم حاشمی 462 0:21:52,540 --> 0:21:54,800 مادر شهید مدافع حرم 463 0:21:54,800 --> 0:21:56,280 احمد مکیان بودیم 464 0:21:56,280 --> 0:21:58,760 و آشقان حاش را شنیدیم 465 0:21:58,760 --> 0:22:01,620 منتظر پیام های شما هستیم 466 0:22:01,620 --> 0:22:04,520 حفظ دلتون با این مادر شهید چیه؟ 467 0:22:04,520 --> 0:22:05,880 از شنیدن این برنامه 468 0:22:05,880 --> 0:22:07,420 چه حس و حالی دارید؟ 469 0:22:07,420 --> 0:22:08,340 برامون بگید 470 0:22:08,340 --> 0:22:11,280 حالا بخشی از پیام های شما را میخونم 471 0:22:11,280 --> 0:22:14 که از برنامه های قبل به دستمون رسیده 472 0:22:14 --> 0:22:26,740 سفر نه سد و یازده هشتاد و یک بیست برامون نوشتن 473 0:22:26,740 --> 0:22:29,100 سلام و درود خدا بر شما 474 0:22:29,100 --> 0:22:30,500 برنامه تون آلیه 475 0:22:30,500 --> 0:22:31,960 خدا خیلی تون بده 476 0:22:31,960 --> 0:22:33,660 سفر نه سد و سیزده 477 0:22:33,660 --> 0:22:36,960 هشتاد و هشت سفر هشت برامون نوشتن 478 0:22:36,960 --> 0:22:38,020 سلام و 479 0:22:38,020 --> 0:22:38,840 وقت به خیل 480 0:22:38,840 --> 0:22:41,180 برنامه روایت اشق امروز رو شنیدم 481 0:22:41,180 --> 0:22:44,500 روایت همسر شهید مصطفى سرجزاده 482 0:22:44,500 --> 0:22:46,540 یقین بندر و بیشتر 483 0:22:46,540 --> 0:22:48,140 به این حرف شهید 484 0:22:48,140 --> 0:22:50,300 حاج قاسم سلیمانی محکم کرد 485 0:22:50,300 --> 0:22:52,980 که تا مثل شهده زندگی نکنید 486 0:22:52,980 --> 0:22:54,360 شهید نمیشید 487 0:22:54,360 --> 0:22:56,960 انشالله شرمنده ی شهده ی عزیز 488 0:22:56,960 --> 0:22:58,620 و خانواده ی معظم 489 0:22:58,620 --> 0:22:59,880 شهده نشید 490 0:22:59,880 --> 0:23:02 خانم مریم تابوسی از احواز 491 0:23:02 --> 0:23:03,920 شما بر ایما نوشتید که 492 0:23:03,920 --> 0:23:06,740 خوهر عزیز ما خانم رحیمه ی حاشمی 493 0:23:06,740 --> 0:23:11,200 شما لیاغت مادر شهید بودن رو داشتید و دارید 494 0:23:11,200 --> 0:23:12,240 خیلی سخته 495 0:23:12,240 --> 0:23:15,120 ولی شهید شما کاملا خوب میدونسته 496 0:23:15,120 --> 0:23:16,300 که چطور پیش بره 497 0:23:16,300 --> 0:23:18,660 که رضایت والدینش رو 498 0:23:18,660 --> 0:23:21,400 و اجازه شما رو به دست بیاره 499 0:23:21,400 --> 0:23:23,820 خوش به سعادتشون 500 0:23:23,820 --> 0:23:28,880 صفر 912-82-2-3 برامون ارسال کردید 501 0:23:28,880 --> 0:23:33,740 به نظر من چنین پسری که دارای این همه صفات انسانی 502 0:23:33,740 --> 0:23:38,300 و الهیه موجب سعادت خانم رحیمی عزیزه 503 0:23:38,300 --> 0:23:41,740 و هر مادری آرزوی چنین فرزندی رو داره 504 0:23:41,740 --> 0:23:46,420 انشاءالله شهده ایشان و همه خانواده شهده 505 0:23:46,420 --> 0:23:48,160 ما رو حلال بکنن 506 0:23:48,160 --> 0:23:50,920 و ما هم ادامه دهنده راهشون باشیم 507 0:23:50,920 --> 0:23:55,740 از همه شما با بعد پیامک های ارسالیتون 508 0:23:56,440 --> 0:23:57,940 سپاس کذارم 509 0:23:57,940 --> 0:24:01,760 این آخرین برنامه خانم سید رحیم حاشمی بود 510 0:24:01,760 --> 0:24:03,500 و حالا میخوایم با هاش 511 0:24:03,500 --> 0:24:04,600 خداحافظی خانم 512 0:24:31,580 --> 0:24:33,480 خداحافظی خانم 513 0:24:33,480 --> 0:24:36,060 از خانم حاشمی رحیم جانم 514 0:24:36,060 --> 0:24:41,500 گرمای وجودت و حرف زدنت دلمون رو گرم کرد 515 0:24:41,500 --> 0:24:43,360 به این همه عشق مادرانه 516 0:24:43,360 --> 0:24:45,380 چقدر زیبا حرف زدی 517 0:24:45,380 --> 0:24:47,860 با اون لحجه جنوبی زیبا 518 0:24:47,860 --> 0:24:50,460 چقدر آشق بودی 519 0:24:50,460 --> 0:24:52,640 خداحافظ رحیم عزیزم 520 0:24:52,640 --> 0:24:54,440 مادر شهید 521 0:24:54,440 --> 0:24:56,820 خداحافظ 522 0:24:56,820 --> 0:25:00,300 ای جوانی من 523 0:25:00,300 --> 0:25:03,300 شادمانی من 524 0:25:03,480 --> 0:25:09 یار نیمه راهم 525 0:25:09 --> 0:25:12 خداحافظ 526 0:25:12 --> 0:25:15,440 ای کسای صفت 527 0:25:15,440 --> 0:25:19,120 همچنان زپیت 528 0:25:19,120 --> 0:25:23,160 میدود نگاه 529 0:25:33,480 --> 0:25:40,680 رابطه موردی gratify 530 0:25:40,680 --> 0:25:42,840 خداحافظ راه 531 0:25:42,840 --> 0:25:46,040 خداحافظ 532 0:25:46,040 --> 0:25:58,540 صفا موجود 533 0:25:58,540 --> 0:26:00,920 خداحافظ revolution 534 0:26:00,920 --> 0:26:03,480 خداحافظ A challor 535 0:26:03,480 --> 0:26:29,480 موسیقی 536 0:26:29,480 --> 0:26:38,980 یک مسئله که به صورت هاشیعی مطرح شد به نظر من هاشیعی نیست و مسئله مهم نیست 537 0:26:38,980 --> 0:26:42,240 مسئله ازدواج جوان هاست 538 0:26:42,240 --> 0:26:48,300 انتظار داشتیم که اکسون عمل اینجوری نشونده بگیم 539 0:26:48,300 --> 0:26:53,680 مسئله ازدواج جوان ها مسئله مهم نیست 540 0:26:53,680 --> 0:26:58,680 من بیم از این دارم که نگاه بیتفاقی 541 0:26:59,480 --> 0:27:08,740 تفاوت نسبت به مسئله ازدواج که امروز کم و بیش وجود داره این نگاه بیتفاوت متاسفانه 542 0:27:08,740 --> 0:27:14,840 این در آینده تبعات سختی رو برای کشور به وجود دیا برد 543 0:27:14,840 --> 0:27:18,680 خب حالا شما مسئله سربازی رو مطرح کردید 544 0:27:18,680 --> 0:27:23 به نظر من مسئله سربازی مسئله مشکلی نیست 545 0:27:23 --> 0:27:27 میشه هم در اون زمینه هم فکر کرد کار کرد 546 0:27:27,540 --> 0:27:29 راه حل مشکلی 547 0:27:29,480 --> 0:27:34,540 مشکلی سربازی برای بنوانی یک مانه در امر ازدواج 548 0:27:34,540 --> 0:27:38,420 این نیست که ما مدت زمان سربازی رو کتاه کنیم 549 0:27:38,420 --> 0:27:41,360 میتوان شیوه های دیگر رو به کار گرفت 550 0:27:41,360 --> 0:27:43,320 لیکن این یک مسئله است 551 0:27:43,320 --> 0:27:50,480 انگیزه برای ازدواج باید تبدیل بشود به یک اقدام عملی 552 0:27:51,120 --> 0:27:53,720 یعنی ازدواج باید تحقق پیدا بکند 553 0:27:53,720 --> 0:27:55,780 اینی که خدای متعاد میفرماید 554 0:27:55,780 --> 0:27:57,380 اینی یکونو فقراء 555 0:27:57,380 --> 0:27:59,180 یقنهم الله من فضلیم 556 0:27:59,480 --> 0:28:02,700 این یک وعده الهی است 557 0:28:02,700 --> 0:28:04,340 ما باید به این وعده 558 0:28:04,340 --> 0:28:07,900 مثل بقیه وعده های الهی که اتمینان میکنیم 559 0:28:07,900 --> 0:28:10,100 اون وعده ها باید اتمینان کنیم 560 0:28:10,100 --> 0:28:12,200 ازدواج موجب نشده است 561 0:28:12,200 --> 0:28:14,400 و نمیشود تشکیل خانواده 562 0:28:14,400 --> 0:28:19,520 موجب نمیشود که وضع معیشتی افراد 563 0:28:19,520 --> 0:28:22,180 دوشار تنگی و سختی بشه 564 0:28:22,180 --> 0:28:23,760 یعنی از این ناهیه 565 0:28:23,760 --> 0:28:25,140 از ناهیه ازدواج 566 0:28:25,140 --> 0:28:27,700 کسی دوشار سختی معیشت نمیشود 567 0:28:27,700 --> 0:28:29,140 بلکه ازدواج ممکنه 568 0:28:29,640 --> 0:28:31,820 گشایش هم ایجاد کنه 569 0:28:31,820 --> 0:28:33,700 محیط دانشجویی محیط خوبیست 570 0:28:34,280 --> 0:28:35,200 مناسبیست 571 0:28:35,200 --> 0:28:37,580 برای زمین سازی ازدواج 572 0:28:37,580 --> 0:28:38,840 به نظر من 573 0:28:38,840 --> 0:28:42,600 بر روی مسئله ازدواج جوانها 574 0:28:42,600 --> 0:28:43,940 خود جوانها 575 0:28:43,940 --> 0:28:48,520 اولیاء خانواده هایی که جوانها متعلق به اونها هستن 576 0:28:48,520 --> 0:28:51,960 و مسئولان زی ربط مرتبط با دارنشگاه 577 0:28:51,960 --> 0:28:52,660 به نظر من 578 0:28:52,660 --> 0:28:53,680 فکر کنن 579 0:28:53,680 --> 0:28:54,680 تصمیم بگیرن 580 0:28:54,680 --> 0:28:57,840 نگذاریم سن ازدواج 581 0:28:57,840 --> 0:28:58,760 که امروز متاسفانه 582 0:28:59,480 --> 0:29:01,140 بالا رفته سن ازدواج 583 0:29:01,140 --> 0:29:03,640 بخصوص در مورد دختران 584 0:29:03,640 --> 0:29:06,920 نگذاریم که این ادامه پیدا بکنه 585 0:29:06,920 --> 0:29:10,400 بعضی از تصورات و سنت های غلط 586 0:29:10,400 --> 0:29:12,580 در مورد ازدواج وجود داره 587 0:29:12,580 --> 0:29:16,080 که این ها دست و پاگیر هست 588 0:29:16,080 --> 0:29:19,960 مانع از رواج ازدواج جوانها هست 589 0:29:19,960 --> 0:29:23,800 این سنت ها رو باید عملن نقض کرد 590 0:29:23,800 --> 0:29:25,540 شما که جوانید 591 0:29:25,540 --> 0:29:27 مطالبگرید 592 0:29:27 --> 0:29:28,300 پرنشاتید 593 0:29:28,300 --> 0:29:29,340 پیشنهاد کنید 594 0:29:29,480 --> 0:29:31,940 کننده نقض خیدی از 595 0:29:31,940 --> 0:29:33,980 عادت ها و سنت ها هستید 596 0:29:33,980 --> 0:29:36,820 به نظر من این سنت های غلطی رو 597 0:29:36,820 --> 0:29:38,800 هم که در زمینه ازدواج وجود داره 598 0:29:38,800 --> 0:29:40,700 بایستی شما ها نقض کنید 599 0:29:40,700 --> 0:29:42,900 این هم یک مسئله هست که من 600 0:29:42,900 --> 0:29:45,580 تحکید اون رو لازم میدونم 601 0:29:45,580 --> 0:29:49,520 البته در گذشته معمول بود 602 0:29:49,520 --> 0:29:51,780 که برای ایجاد ازدواج 603 0:29:51,780 --> 0:29:54,200 افراد خیر و مؤمنی پیدا میشدن 604 0:29:54,200 --> 0:29:56,080 واسطگری میکردن 605 0:29:56,080 --> 0:29:57,840 معرفی میکردن 606 0:29:57,840 --> 0:29:58,940 دخترهای مناسبه 607 0:29:59,480 --> 0:30:00,080 برو اپسرم