1 0:00:00 --> 0:00:05,280 اینجا جرع نوش زلال وحی و ولایتیون 2 0:00:05,280 --> 0:00:08,400 گوش دل بستان 3 0:00:08,400 --> 0:00:14,140 اینجا صدای فضیلت و فتفت است 4 0:00:14,140 --> 0:00:19,620 رادیو معارف موجف ام ردیف 96 مگاهرد 5 0:00:19,620 --> 0:00:28,240 سرگشتگان کویت پروای سر نداند 6 0:00:28,240 --> 0:00:45,240 آشفتگان مویت از خود خبر ندارد 7 0:00:45,240 --> 0:00:53,620 آشفتگان مویت از خود خبر ندارد 8 0:00:53,620 --> 0:00:55,080 پار سایان 9 0:00:55,080 --> 0:00:58,240 بر درگه تو بحریم 10 0:00:58,240 --> 0:01:02,880 از آب چشم اوشان 11 0:01:02,880 --> 0:01:07,640 خلق جهان از آن رو 12 0:01:07,640 --> 0:01:10,420 در رد گذر ندارد 13 0:01:10,420 --> 0:01:12,640 حجت الاسلام وحیدی 14 0:01:12,640 --> 0:01:17,240 بسم الله الرحمن الرحیم 15 0:01:17,780 --> 0:01:19,720 الحمدلله رب العالمین 16 0:01:19,720 --> 0:01:22,240 و صلی اللہ علی محمد و آله تاهرین 17 0:01:22,840 --> 0:01:26,080 سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه 18 0:01:26,080 --> 0:01:28,120 در برنامه پار سایان 19 0:01:28,240 --> 0:01:30,660 خدا به هممون توفیق بده 20 0:01:30,660 --> 0:01:34,160 اهل احترام پدر و مادرمون باشیم 21 0:01:34,160 --> 0:01:35,740 امام کازم علیه السلام 22 0:01:35,740 --> 0:01:38,260 فرمودن یه شخصی آمد 23 0:01:38,260 --> 0:01:40,100 از پیانبر خدا 24 0:01:40,100 --> 0:01:42,540 از حقوق پدر سآل کرد 25 0:01:42,540 --> 0:01:45,160 پیانبر خدا صلی اللہ علیه و سلم 26 0:01:45,160 --> 0:01:48,720 فرمودن پدرت رو با اسم کوچک صدا نکن 27 0:01:48,720 --> 0:01:49,880 احترام کن 28 0:01:49,880 --> 0:01:52,180 جلوتر از پدرت راه نرو 29 0:01:52,180 --> 0:01:54,680 پشت خودت روی پدرت نکن 30 0:01:54,680 --> 0:01:56,900 و قبل از او ننشین 31 0:01:56,900 --> 0:01:58,060 احترام بذار به پدرت رو نکن 32 0:01:58,240 --> 0:02:02,960 و یه کاری نکن که لعن و دشنام برا پدرت درست بکنی 33 0:02:02,960 --> 0:02:04,640 پناه بر خدا دیدید؟ 34 0:02:04,640 --> 0:02:06,460 بعضی ها یه جوری رفتار میکنن 35 0:02:06,460 --> 0:02:09,760 میگن ای بر پدرش فلان لعنت مثلا 36 0:02:09,760 --> 0:02:11,140 پناه بر خدا 37 0:02:11,140 --> 0:02:14,980 حضرت فرمودن وظیفه ما نسبت به پدرمون 38 0:02:14,980 --> 0:02:18,120 اینه که براش لعن و دشنام نخریم برا پدرمون 39 0:02:18,120 --> 0:02:19,540 درست رفتار بکنیم 40 0:02:19,540 --> 0:02:23,520 که فرزند صالح باقیات و صالحاته 41 0:02:23,520 --> 0:02:25,160 تو برخی از روایات هست 42 0:02:25,160 --> 0:02:29,600 فرزندی ممکنه در زمان حیات پدرش آق نشده باشه 43 0:02:29,600 --> 0:02:31,880 بعد از این که پدرش از دنیا میره 44 0:02:31,880 --> 0:02:33,320 مادرش از دنیا میره 45 0:02:33,320 --> 0:02:36,240 یا یاد پدر و مادرش رو فراموش میکنه 46 0:02:36,240 --> 0:02:38 برای اونا خیرات نمیفرسته 47 0:02:38 --> 0:02:39,580 یا خدایی نکرده 48 0:02:39,580 --> 0:02:43,380 اسباب لعن و نفرینه بر اونها رو فراهم میکنه 49 0:02:43,380 --> 0:02:45,020 آق والدن میشه 50 0:02:45,020 --> 0:02:47,040 خدای متعال رو قسم میدیم به حق 51 0:02:47,040 --> 0:02:49,500 حضرات معصومین علیه سلوات الله 52 0:02:49,500 --> 0:02:54,520 به ما توفیق احترام به پدر و مادرمون رو انایت کنه 53 0:02:54,520 --> 0:02:55,260 انشاءالله 54 0:03:19,500 --> 0:03:25,300 یکی از نزدیکان مرحوم امام رحمت الله علیه 55 0:03:25,300 --> 0:03:29,480 نغمی کند که من یه وقتی جماران خدمت امام بودم 56 0:03:29,480 --> 0:03:33,480 همون موقع یکی از مسئولین کشوری 57 0:03:33,480 --> 0:03:38,400 برای ارائه گزارش کارهایی که تحت مسئولیت خودش بود 58 0:03:38,400 --> 0:03:41,700 اومده بود به دیدن مرحوم امام رحمت الله علیه 59 0:03:41,700 --> 0:03:46,340 خب حالا چون میخواست بیاد امام رو ببینه و گزارش بده 60 0:03:46,340 --> 0:03:49,400 پدر سال خورده خودش رو که با قد خمیده 61 0:03:49,500 --> 0:03:52,880 راه میرفت رو هم همراه خودش عورده بود که 62 0:03:52,880 --> 0:03:56,040 امام رو ببینه و دیداری با امام داشته باشه 63 0:03:56,040 --> 0:04:00,260 اون مسئول وقتی میخواست خدمت امام برسه 64 0:04:00,260 --> 0:04:02,520 اول خودش وارد شد 65 0:04:02,520 --> 0:04:05,460 بعد پشت سرش پدرش وارد و اتاقه 66 0:04:05,460 --> 0:04:07,960 بر مرحوم امام رحمت الله علیه شدند 67 0:04:07,960 --> 0:04:11,060 بعد از این که نشستند و دست امام رو بوسیدند 68 0:04:11,060 --> 0:04:14,440 اون مسئول گفتش که ایشون پدر من هستند 69 0:04:14,440 --> 0:04:15,840 پدرش رو معرفی کرد 70 0:04:15,840 --> 0:04:18,080 همین که پدرش رو معرفی کرد 71 0:04:18,080 --> 0:04:20,120 امام رحمت الله علیه 72 0:04:20,120 --> 0:04:23,400 یه نگاهی به این مسئول کردند و گفتند 73 0:04:23,400 --> 0:04:25,720 این آقا پدر شما هستند؟ 74 0:04:25,720 --> 0:04:26,640 گفت بله آقا جان 75 0:04:26,640 --> 0:04:31,260 امام فرمودند پس چرا جلوتر از او را افتادی و وارد شدی؟ 76 0:04:31,260 --> 0:04:33,080 چرا احترام پدرت نگذاشتی؟ 77 0:04:33,660 --> 0:04:35,440 اینقدر مراقب بودند 78 0:04:35,440 --> 0:04:39,340 علما که باید به پدر احترام بگذاریم 79 0:04:39,340 --> 0:04:42,140 همین دستوری که امام کازم علیه السلام 80 0:04:42,140 --> 0:04:44,360 برای ما نقل کردن 81 0:04:44,360 --> 0:04:48,060 یکی از نزدیکان مرحوم آیت الله علیه وسلم 82 0:04:48,060 --> 0:04:50,480 مرحوم آیت الله گلپایگانی رحمت الله علیه نقل می کند 83 0:04:50,480 --> 0:04:53,720 که یه وقتی خدمت این آله بزرگوار بودم 84 0:04:53,720 --> 0:04:55,560 یه پدر و پسری وارد شدن 85 0:04:55,560 --> 0:05:01,100 یه طوری نشستند که پدر زیر دست پسر قرار گرفت 86 0:05:01,100 --> 0:05:03,600 یعنی بالای مجلس پسر نشست 87 0:05:03,600 --> 0:05:06,060 پایین مجلس پایین تر پدر نشست 88 0:05:06,860 --> 0:05:11,720 مرحوم آیت الله گلپایگانی رو کردن به پسر که حالا جوان تره 89 0:05:11,720 --> 0:05:15,560 گفتن این آقای موسین چه نسبتی با شما دارن؟ 90 0:05:15,560 --> 0:05:18,620 اون جوان هم گفت من فرزند ایشون هستم 91 0:05:18,620 --> 0:05:22,600 بلا فاصله مرحوم آیت الله گلپایگانی فرموده بودن 92 0:05:22,600 --> 0:05:26,060 پس بفرمایید زیر دست آقای والد بنشینید 93 0:05:26,060 --> 0:05:29,020 بید پایین بنشینید احترام کنید پدر رو 94 0:05:29,020 --> 0:05:30,960 مراقبت می کردن 95 0:05:30,960 --> 0:05:34,560 مرحوم آیت الله خویی رحمت الله علیه 96 0:05:34,560 --> 0:05:39,700 خودشون نسبت به پدرشون بسیار با عدب رفتار می کردن 97 0:05:39,700 --> 0:05:44,260 حالا ایشون مرجع تقریدی آلمی مشهور مورد توجه 98 0:05:44,260 --> 0:05:45,360 پدر ایشون 99 0:05:45,560 --> 0:05:49,060 یه طلبه سادهی بودن که خیلی هم مشهور نبودن 100 0:05:49,060 --> 0:05:53,300 وقتی که آیت الله از آزمان خویی رحمت الله علیه به قوم میاند 101 0:05:53,300 --> 0:05:56,920 میخوان حالا وارد در مجالس بشن 102 0:05:56,920 --> 0:05:59,720 همه آیت الله خویی رو میشناسن 103 0:05:59,720 --> 0:06:01,900 کسی پدر ایشون رو نمیشناسه 104 0:06:01,900 --> 0:06:07,120 ولی این آله بزرگوار به هیچ ور جلوی پدرشون راه نرفتند 105 0:06:07,120 --> 0:06:12,100 همیشه تو مجالس پدر خودشون رو اول راه نمایی می کردن 106 0:06:12,100 --> 0:06:14,920 که وارد بشه و بعد خودشون وارد می شدن 107 0:06:14,920 --> 0:06:18,540 این یعنی احترامی که آدم باید به پدر خودش بگذاره 108 0:06:18,540 --> 0:06:20 به مادر خودش بگذاره 109 0:06:20 --> 0:06:23,720 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله مرعشی نجفی 110 0:06:23,720 --> 0:06:25,300 خودشون نغم می کنن 111 0:06:25,300 --> 0:06:27,180 اون زمانی که در نجف بودم 112 0:06:27,180 --> 0:06:29,700 یه روز مادرم به من گفتن که 113 0:06:29,700 --> 0:06:31,180 برو پدرت رو صدا بزن 114 0:06:31,180 --> 0:06:32,900 تا برای نهار بیاد 115 0:06:32,900 --> 0:06:35,240 شما میگن من رفتم طبقی دوم خانمون 116 0:06:35,240 --> 0:06:38,880 پدرم دیدم در حال مطالعه خوابشون مرده 117 0:06:38,880 --> 0:06:41,040 در چه کنم؟ 118 0:06:41,040 --> 0:06:43,680 عمر مادرم رو اطاعت کنم؟ 119 0:06:43,680 --> 0:06:45,120 یا این که 120 0:06:45,120 --> 0:06:47,900 نه خب بخوام عمر مادر رو اطاعت کنم 121 0:06:47,900 --> 0:06:49,080 پدرم خوابه 122 0:06:49,080 --> 0:06:50,600 نکنه ازید بشه 123 0:06:50,600 --> 0:06:52,020 این خوابش مثلا 124 0:06:52,020 --> 0:06:55,240 باعث رنجش او بشم اگر بخوام بیدارش کنم 125 0:06:55,240 --> 0:06:57,700 ایشون میگه من خم شدم 126 0:06:57,700 --> 0:07:01,780 لبهای خودم رو کف پای پدرم گذاشتم 127 0:07:01,780 --> 0:07:05,780 و شروع کردم به بوسیدن پای پدرم 128 0:07:05,780 --> 0:07:08,280 تا این که پدرم از خواب بیدار شدن 129 0:07:08,280 --> 0:07:09,940 دیدن من هستم 130 0:07:09,940 --> 0:07:10,980 ببینیم 131 0:07:11,040 --> 0:07:12,800 پدرم گفتن که 132 0:07:12,800 --> 0:07:15,080 سید شهاب الدین تو هستی؟ 133 0:07:15,080 --> 0:07:16,120 عرض کردم بله 134 0:07:16,120 --> 0:07:19,920 بعدیشون بلا فاصله دستشو به سوی آسمان 135 0:07:19,920 --> 0:07:21,400 بلند کرد و فرمود 136 0:07:21,400 --> 0:07:25,040 پسرم خدا ازتت رو بالا ببره 137 0:07:25,040 --> 0:07:27,160 و تو رو از خادمین اهل بید 138 0:07:27,160 --> 0:07:29,320 علیه مسلم قرار بده 139 0:07:29,320 --> 0:07:32,080 آیت الله از ما مرعشی نجفی رحمت الله 140 0:07:32,080 --> 0:07:34,420 میفرمودن من هرچی دارم 141 0:07:34,420 --> 0:07:36,720 از برکت دعای پدرم دارم 142 0:07:36,720 --> 0:07:38,740 خدا به هممون توفیق بده 143 0:07:38,740 --> 0:07:40,920 اهل عدب نسبته به 144 0:07:40,920 --> 0:07:42,820 پدر و مادرمون باشیم 145 0:07:42,820 --> 0:07:43,780 انشاءالله 146 0:08:07,720 --> 0:08:10,720 کمش نوز بد بوی و اندو مخبر 147 0:08:10,920 --> 0:08:14,820 نوای معرفت 148 0:08:14,820 --> 0:08:24,320 سدای ایمان 149 0:08:24,320 --> 0:08:35,140 رادیو معارف 150 0:08:35,140 --> 0:08:37,820 سدای فضیلت و فطرت 151 0:08:40,920 --> 0:09:10,900 سدای فضیلت و فطرت 152 0:09:10,920 --> 0:09:40,900 سدای فضیلت و فطرت 153 0:09:40,900 --> 0:10:10,880 سدای فضیلت و فطرت 154 0:10:10,880 --> 0:10:40,860 سدای فضیلت و فطرت 155 0:10:40,880 --> 0:11:10,860 سدای فضیلت و فطرت 156 0:11:10,880 --> 0:11:40,860 سدای فضیلت و فطرت 157 0:11:40,860 --> 0:11:44,720 در امق نگاهش یه لبخند آشغانه دیده میشه 158 0:11:44,720 --> 0:11:46,720 و چقدر زیباست 159 0:11:46,720 --> 0:11:51,660 خواستیم خوهرانه از ماجرای تولد برادر بگه 160 0:11:51,660 --> 0:11:56,780 ماجرای به دنیا اومدن با هم بزرگ شدن زندگی کردن 161 0:11:56,780 --> 0:12:00,620 به دنیا اومدنش من یادمه چون منم پنج سالم بود 162 0:12:00,620 --> 0:12:03,560 بعد ما داشتیم تو کوچه بازی میکردیم 163 0:12:03,560 --> 0:12:06,880 من و خوهرم و بچه های تو کوچه زیاد بودیم 164 0:12:06,880 --> 0:12:09,980 اون موقع هر خونه هفت هشتا بچه بود دیگه 165 0:12:09,980 --> 0:12:12,300 همه داشتیم تو کوچه بازی میکردیم 166 0:12:12,300 --> 0:12:16,960 بعد دیدم از این اونجا بنزای قدیمی بود اون موقع اونجا 167 0:12:16,960 --> 0:12:19,980 با اونا مادرمو آوردن از بیمارستان 168 0:12:19,980 --> 0:12:22,840 آوردن و دیگه ما دوییدیم جلو ماشین 169 0:12:22,840 --> 0:12:28,180 اومدیم دیدیم که یه بچه بقل مادر بزرگم بود 170 0:12:28,180 --> 0:12:29,900 آورده چون بد از من بود 171 0:12:29,900 --> 0:12:32,080 مثلا فکر میکردم هسودی میکنم بهش 172 0:12:32,080 --> 0:12:35,080 بگو بیبه میگه داداش خوشگل برات آوردیم 173 0:12:35,080 --> 0:12:36,400 ببین چقدر خوبه 174 0:12:36,400 --> 0:12:40,100 که البته اونم روز عید قدیر بوده 175 0:12:40,100 --> 0:12:44,300 روز موقع ازان زهر به دنیا اومده بود 176 0:12:44,300 --> 0:12:49,520 خیلی از بچگی قیافه شنصن من یادم مردونه بود 177 0:12:49,520 --> 0:12:50,960 همه شما میگفتن 178 0:12:50,960 --> 0:12:53,080 چه قیافه مردونه ای داره 179 0:12:53,080 --> 0:12:54,520 خیلی با مزه بود 180 0:12:54,520 --> 0:12:56,960 خیلی شیرین و با مزه بود 181 0:12:56,960 --> 0:12:59,080 یعنی اصلا ما با هم 182 0:12:59,080 --> 0:13:02,700 مثلا خوهر بردر پشتر همشا با هم دعوه کنه اینا 183 0:13:02,700 --> 0:13:06,040 ما اصلا دعوه جدی اونطوری نداشتیم 184 0:13:06,040 --> 0:13:06,580 هیچ وقت 185 0:13:06,580 --> 0:13:08,500 بیشترش بازی میکردیم 186 0:13:08,500 --> 0:13:11,060 حالا یه موقعی سنی یه چیزی بحثی چیزی میکردیم 187 0:13:11,060 --> 0:13:13,960 ولی اصلا دعوه با هم نداشتیم 188 0:13:13,960 --> 0:13:16,560 یادم یه دفعه اون موقع هم 189 0:13:16,560 --> 0:13:18,680 بعد ما پولامون رو جمع کردیم 190 0:13:18,680 --> 0:13:19,740 رفتیم وره بابا 191 0:13:19,740 --> 0:13:22,480 یه پاریوین خریدیم 192 0:13:22,480 --> 0:13:24,920 خریدیم اومدیم تو موشمه بود 193 0:13:24,920 --> 0:13:26,520 گذاشتم من تو سینی 194 0:13:26,520 --> 0:13:27,760 دوتا هم بچه بودیم دیگه 195 0:13:27,760 --> 0:13:30,260 گذاشتم تو سینی که ببریم 196 0:13:30,260 --> 0:13:31,880 رفتیدم شم رو بردم 197 0:13:31,880 --> 0:13:34,060 میگه بیا شم روشنگ کنیم 198 0:13:34,060 --> 0:13:36,240 من گفت شم روشنگ کنیم 199 0:13:36,240 --> 0:13:37,860 که همه آن آتیش میگیره 200 0:13:37,860 --> 0:13:38,680 میسوزه 201 0:13:38,680 --> 0:13:42,860 یعنی خیلی کارای با نمک و با مزهی داشت 202 0:13:42,860 --> 0:13:45,300 تا بزرگم که شد که خب خیلی 203 0:13:45,300 --> 0:13:47,200 شوخی هایی داشتیم 204 0:13:47,200 --> 0:13:48,800 و با ما ها سر به سر میذاشت 205 0:13:48,800 --> 0:13:50,100 با ما خوهر ها خیلی 206 0:13:50,100 --> 0:13:51,920 سر به سر ما میذاشت 207 0:13:51,920 --> 0:13:54,140 خیلی علاقه داشتیم به هم دیگه 208 0:13:54,140 --> 0:13:54,680 همه من 209 0:13:54,680 --> 0:13:56,560 خوهرم به من گفت 210 0:13:56,560 --> 0:13:58,320 گفت که محمد شهید شده 211 0:13:58,320 --> 0:14:00,700 که خب من اون لحظه 212 0:14:00,700 --> 0:14:02,960 فقط این فکر رو کردم که 213 0:14:02,960 --> 0:14:04,840 چقدر سخته که دیگه نمیتونم 214 0:14:04,840 --> 0:14:05,620 ببینمش 215 0:14:05,620 --> 0:14:08,400 تو خیلی به هم دیگه وابسته بودیم 216 0:14:08,400 --> 0:14:10,160 بیشتر با هم بودیم 217 0:14:10,160 --> 0:14:12,560 خب خیلی ناراحتی کردیم 218 0:14:12,560 --> 0:14:14,560 ولی نمیذاشتیم 219 0:14:14,560 --> 0:14:15,700 که مادر بفهمه 220 0:14:26,560 --> 0:14:29,800 خاطره ها 221 0:14:29,800 --> 0:14:31,600 قشنگ ترن 222 0:14:31,600 --> 0:14:33,360 خاطره ها 223 0:14:33,360 --> 0:14:35,360 نفس نفس 224 0:14:35,360 --> 0:14:38,320 تو روح و جونم 225 0:14:38,320 --> 0:14:39,700 میشینن 226 0:14:39,700 --> 0:14:42,340 مثل پرنده ها 227 0:14:42,340 --> 0:14:43,540 منو 228 0:14:43,540 --> 0:14:45,260 تا آسمونا 229 0:14:45,260 --> 0:14:47,100 میبرن 230 0:14:47,100 --> 0:14:49,220 انقدری محبت و وابستگی 231 0:14:49,220 --> 0:14:51,420 بین خوهر و برادر زیاد بوده 232 0:14:51,420 --> 0:14:53,120 که به قول فاطمه عزیز 233 0:14:53,120 --> 0:14:55,760 وقتی خبر شهادت محمد رسید 234 0:14:55,760 --> 0:14:56,540 وقتی یه لحظه 235 0:14:56,560 --> 0:14:57,620 فکر کردم 236 0:14:57,620 --> 0:14:59,960 که دیگه نمیتونم ببینمش 237 0:14:59,960 --> 0:15:02,480 این یعنی اوج دلبستگی 238 0:15:02,480 --> 0:15:04,100 اوج دوست داشتن 239 0:15:04,100 --> 0:15:06,700 اوجه محبت که بین دو نفر 240 0:15:06,700 --> 0:15:07,940 شکل میگیره 241 0:15:07,940 --> 0:15:10,860 برادر ها هر شقدر هم که کچیک باشن 242 0:15:10,860 --> 0:15:12,740 بازم انگار پشت و پناه 243 0:15:12,740 --> 0:15:14,180 خوهرشون هستن 244 0:15:14,180 --> 0:15:16,560 محمد جزو شاهده ورزشگاره 245 0:15:17,200 --> 0:15:18,400 و خوهر 246 0:15:18,400 --> 0:15:19,860 همیشه از محمد 247 0:15:19,860 --> 0:15:21,860 با افتخار یاد میکنه 248 0:15:21,860 --> 0:15:23,300 تکفاندو کار بود 249 0:15:23,300 --> 0:15:25,440 از بچهگی که 250 0:15:25,440 --> 0:15:26,300 خونه شهریاره 251 0:15:26,560 --> 0:15:28,280 میرفتن کرج 252 0:15:28,280 --> 0:15:31,800 اونجا زیر نظر استاد نزده 253 0:15:31,800 --> 0:15:34,520 تکفاندو کار میکردن 254 0:15:34,520 --> 0:15:37,040 و مسابقاتی هم خوب شرکت کرد 255 0:15:37,040 --> 0:15:39,480 آخری مسابقهش هم که همون اومد شیراز 256 0:15:39,480 --> 0:15:40,720 مسابقه استانیه 257 0:15:40,720 --> 0:15:42,880 استان فارس رو شرکت کرد 258 0:15:42,880 --> 0:15:44,660 مقام اول کسب کرد 259 0:15:44,660 --> 0:15:46,980 و با همسر من که 260 0:15:46,980 --> 0:15:48,340 آقای خادم 261 0:15:48,340 --> 0:15:50,460 خودش تکفاندو کار بود 262 0:15:50,460 --> 0:15:51,560 اون موقع اونجا 263 0:15:51,560 --> 0:15:53,640 با هم خیلی کار میکردن 264 0:15:53,640 --> 0:15:55,660 برای مسابقات و 265 0:15:55,660 --> 0:15:56,540 بعد یکی کار 266 0:15:56,540 --> 0:15:58,220 یه زمانی هم بود که 267 0:15:58,220 --> 0:16:00,820 نیومد اونجا خیلی تمرینایی 268 0:16:00,820 --> 0:16:02,260 و عرضشی زیاد داشت 269 0:16:02,260 --> 0:16:04,040 دیدارایی هم داشتن خب اونجا 270 0:16:04,040 --> 0:16:06,560 با ورزشکار و مسئولا و هم دیگه 271 0:16:06,560 --> 0:16:08,320 داشتن که 272 0:16:08,320 --> 0:16:10,640 اینطور مرخصیشو 273 0:16:10,640 --> 0:16:12,300 میگذرند ولی سریع هم 274 0:16:12,300 --> 0:16:14,220 میرفت جبهه نمیمون دیگه 275 0:16:14,220 --> 0:16:16,940 میگو من اصلا دیگه نمیتونم بیرون بمونم 276 0:16:16,940 --> 0:16:18,540 دایم فقط دوستاش که بره جبهه 277 0:16:19,060 --> 0:16:20,460 کمربند قهوهی داشت 278 0:16:20,460 --> 0:16:22,580 به خاطر خب همین جبهه رفتنش 279 0:16:22,580 --> 0:16:24,520 و اینا خب زیاد نتونست 280 0:16:24,520 --> 0:16:25,580 که ادامه بده 281 0:16:25,580 --> 0:16:28,380 هم درسشو میخوند و هم ورزش میکرد 282 0:16:28,380 --> 0:16:30,420 و هم کمربند قهوهی شد و 283 0:16:30,420 --> 0:16:32,640 دیگه مادرهای 284 0:16:32,640 --> 0:16:34,620 عملیاتا و حمله ها 285 0:16:34,620 --> 0:16:36,900 که پیش میامد دیگه زیاد نمیتونست 286 0:16:36,900 --> 0:16:38,280 مرخصی بیاد 287 0:16:38,280 --> 0:16:39,500 بیشترش جبهه بود 288 0:16:39,500 --> 0:16:42,580 چند سالش بود رفت جبهه و چند سالش بود شهید شد؟ 289 0:16:43,720 --> 0:16:44,560 محمد 290 0:16:44,560 --> 0:16:46,580 دقیقا پونزه سالگی رفت جبهه 291 0:16:47,380 --> 0:16:47,920 و حتی 292 0:16:47,920 --> 0:16:50,580 هشت سالگی جبهه بود دیگه که 293 0:16:51,400 --> 0:16:52,400 بارها خب 294 0:16:52,400 --> 0:16:54,060 مجروح شد 295 0:16:54,060 --> 0:16:56,360 بعد تا عملیات 296 0:16:56,360 --> 0:16:58,640 والفجر هشک چشم راستشو 297 0:16:58,640 --> 0:16:59,520 از دست داد 298 0:16:59,520 --> 0:17:02,380 بعدش هم که دیگه بعد از مجرویت 299 0:17:02,380 --> 0:17:03,900 چشمش که دیگه بعد 300 0:17:03,900 --> 0:17:05,900 عملیات نصر چهار تو 301 0:17:05,900 --> 0:17:08,160 موت عراق به شهادت رسید 302 0:17:17,920 --> 0:17:41,920 موسیقی 303 0:17:41,920 --> 0:17:43,920 در سایه 304 0:17:43,920 --> 0:17:45,680 یک کل 305 0:17:45,680 --> 0:17:47,600 بلبل از این 306 0:17:47,600 --> 0:17:49,600 قصه خزیده 307 0:17:52,280 --> 0:17:53,800 گلی زن 308 0:17:53,800 --> 0:17:55,600 چون من درقه 309 0:17:56,400 --> 0:17:57,600 میشان جامه 310 0:17:58,960 --> 0:18:01,460 خدا درقه 311 0:18:01,460 --> 0:18:03,920 میشان جامه 312 0:18:03,920 --> 0:18:05,600 دریده 313 0:18:06,120 --> 0:18:08,280 مهمون خانوم فاطمه شیخی 314 0:18:08,280 --> 0:18:10,640 خوهر شهید محمد شیخی 315 0:18:10,640 --> 0:18:13 از شهدای ورزشکار هستیم 316 0:18:13 --> 0:18:13,940 و داریم 317 0:18:13,940 --> 0:18:15,300 از زندگی محمد 318 0:18:15,300 --> 0:18:17,440 از لبان فاطمه عزیز میشه 319 0:18:17,600 --> 0:18:18,940 میخواییم بدونیم 320 0:18:18,940 --> 0:18:21,240 اون روزا توی خانواده شیخی 321 0:18:21,240 --> 0:18:22,280 چی میگذشت 322 0:18:22,280 --> 0:18:24,660 زمانی که محمد در رفت آمد 323 0:18:24,660 --> 0:18:25,860 جبه و خونه بود 324 0:18:25,860 --> 0:18:28,800 به هر حال یه التحاب و نگرانی خاصی 325 0:18:28,800 --> 0:18:30,460 در این خانواده وجود داشته 326 0:18:30,460 --> 0:18:33,260 اما مادران و همسران 327 0:18:33,260 --> 0:18:34,420 و خوهرانی بودن 328 0:18:34,420 --> 0:18:36,660 که همیشه یه جورایی 329 0:18:36,660 --> 0:18:39 امید بخش و پشت و پناه 330 0:18:39 --> 0:18:40,800 این جوونهای رشید میشدن 331 0:18:40,800 --> 0:18:43,580 میریم به سالهای دفاع مقدس 332 0:18:43,580 --> 0:18:46,360 و منزل خانواده شیخی 333 0:18:46,360 --> 0:18:48,120 قبل از شعادتش 334 0:18:48,120 --> 0:18:49,040 دقیقا فکر میکنم 335 0:18:49,040 --> 0:18:50,580 دوازد سیزد سالش بود 336 0:18:50,580 --> 0:18:52,960 که یه بیماری گرفت 337 0:18:52,960 --> 0:18:55,160 گرفته بود ملاقات یکی از 338 0:18:55,160 --> 0:18:58,360 منده های شیمیایی که اومده بودن 339 0:18:58,360 --> 0:18:59,980 ظاهران اونجا 340 0:18:59,980 --> 0:19:01,460 از اشون بیماری میکرد 341 0:19:01,460 --> 0:19:03,720 بیماری ناشناخته میگیره 342 0:19:03,720 --> 0:19:06,300 که خیلی بیماری سختی بوده 343 0:19:06,300 --> 0:19:07,620 سخت اوفونی بود و 344 0:19:07,620 --> 0:19:10,020 تمام بدنش بیرون میریز 345 0:19:10,020 --> 0:19:12,300 و خیلی حالش بد بوده که 346 0:19:12,300 --> 0:19:13,640 دکترها دیگه 347 0:19:13,640 --> 0:19:16,420 قطع امید کرده بودن ازش 348 0:19:16,420 --> 0:19:18,280 یعنی مادرم گفته بودن 349 0:19:18,280 --> 0:19:20,440 که دیگه این باید ماجزه بشه 350 0:19:20,440 --> 0:19:21,240 که خوب بشه 351 0:19:21,240 --> 0:19:23,600 بعد دیگه مادرم میاد و 352 0:19:23,600 --> 0:19:26 خیلی خب دعا میکنه 353 0:19:26 --> 0:19:27,200 نظر میکنه و اینا 354 0:19:27,200 --> 0:19:30,460 دیگه خودش میگفت نظر امام زمانش کردم 355 0:19:30,460 --> 0:19:31,980 از امام زمان خواستم که 356 0:19:31,980 --> 0:19:33,940 این مریضیش خوب بشه 357 0:19:33,940 --> 0:19:36,200 بشه سرواز امام زمان 358 0:19:36,200 --> 0:19:37,860 دیگه بره جبه 359 0:19:37,860 --> 0:19:38,980 چون اویل خب 360 0:19:38,980 --> 0:19:40,980 ما ها مخالفت میکردیم که 361 0:19:40,980 --> 0:19:43,120 الان زوده بچه هست نره جبه 362 0:19:43,120 --> 0:19:45,260 بعد گفت نه من نظرش کنم 363 0:19:45,260 --> 0:19:47,620 که دیگه بره جبه انقدر باشه 364 0:19:47,620 --> 0:19:49,800 تا به شهادت برسه 365 0:19:49,800 --> 0:19:52,140 بهش هم بگفتش که 366 0:19:52,140 --> 0:19:54,020 میری نه زخمی میشی 367 0:19:54,020 --> 0:19:55,760 نه اسیر میشی 368 0:19:55,760 --> 0:19:57,400 فقط شهید میشی 369 0:19:57,400 --> 0:19:59,540 که هر وقت امید که زخمی میشد 370 0:19:59,540 --> 0:20:00,380 میامد 371 0:20:00,380 --> 0:20:03,600 میگفتش که صحبت مامان تو گوش همه 372 0:20:03,600 --> 0:20:05,120 که امید گفت زخمی نشو بیا 373 0:20:05,120 --> 0:20:07,480 زمانی که خب به جبه رفت 374 0:20:07,480 --> 0:20:08,720 ما این فکر رو داشتیم که 375 0:20:08,720 --> 0:20:11,460 زمانی میشه که یه روز خبر 376 0:20:11,460 --> 0:20:12,700 شهادتشو بدن 377 0:20:12,700 --> 0:20:14,460 ولی خب از اونجایی که آدم 378 0:20:14,460 --> 0:20:17,140 عزیزترین هستشه خب دوست نداره 379 0:20:17,140 --> 0:20:18,440 این فکر رو بکنه 380 0:20:18,440 --> 0:20:21,460 همیشه هم میگه در خوف و رجا 381 0:20:21,460 --> 0:20:23,040 بودیم هم منتظر بودیم 382 0:20:23,040 --> 0:20:24,380 هم امید داشتیم که مثلا 383 0:20:24,380 --> 0:20:25,960 یه همچی چیزی نشوش 384 0:20:25,960 --> 0:20:29,100 پیروز بشیم و با پیروزی برگردن 385 0:20:29,100 --> 0:20:31,140 البته خب هم موقع مامان 386 0:20:31,140 --> 0:20:32,880 فرموده بودن که چه شهید بشن 387 0:20:32,880 --> 0:20:35,060 چه زنده باشن 388 0:20:35,060 --> 0:20:36,960 پیروزم که 389 0:20:36,960 --> 0:20:39,340 الحمدلله حالا اونو که به دوست داشت 390 0:20:39,340 --> 0:20:40,820 و به آرزوش رسید و 391 0:20:40,820 --> 0:20:43,040 مادرمم که خب شکر اینو میکرد 392 0:20:43,040 --> 0:20:45,100 به خاطر این که میگفت دوست داشتم 393 0:20:45,100 --> 0:20:47,260 که خب بچم سعادتمند 394 0:20:47,260 --> 0:20:49,220 شد و به آرزو خودش رسید 395 0:20:49,220 --> 0:20:50,320 ولی خب 396 0:20:50,320 --> 0:20:52,340 برای ما بازمانده هاش 397 0:20:52,340 --> 0:20:53,880 خیلی سخت بود 398 0:20:53,880 --> 0:20:57,340 خیلی سخت بود و الانش هم واقعا سخته 399 0:20:57,340 --> 0:20:59,400 الان هم خیلی سخته 400 0:20:59,400 --> 0:21:00,720 برامون ولی 401 0:21:00,720 --> 0:21:02,840 باز اون موقع هم میگفت 402 0:21:02,840 --> 0:21:05,380 باشه دیگر را ناراحتی 403 0:21:05,380 --> 0:21:07,180 نکنید اگر خواستین یه موقعی 404 0:21:07,180 --> 0:21:08,680 گریه کنین به 405 0:21:08,680 --> 0:21:10,900 مصیبت امام حسین و حضرت 406 0:21:10,900 --> 0:21:12,680 زینب و اینا گریه کنید 407 0:21:12,680 --> 0:21:14,820 برای من نباشه بگید 408 0:21:14,820 --> 0:21:16,900 من شهید شدم یا من را از دست دادید 409 0:21:17,520 --> 0:21:19,140 به خاطر اون گریه کنید 410 0:21:19,140 --> 0:21:19,820 و ناراحتی کنید 411 0:21:32,840 --> 0:21:34,840 موسیقی 412 0:22:02,840 --> 0:22:04,840 موسیقی 413 0:22:05,520 --> 0:22:06,840 موسیقی 414 0:22:06,840 --> 0:22:08,840 موسیقی 415 0:22:11,220 --> 0:22:11,240 موسیقی 416 0:22:11,240 --> 0:22:15,140 وقتی آدم روایت جوانای دوران دفاع مقدس را میشنوه 417 0:22:15,140 --> 0:22:16,940 واقعا به وجودشون 418 0:22:16,940 --> 0:22:18,880 و به شهادتشون افتخار 419 0:22:18,880 --> 0:22:19,680 میکنه 420 0:22:19,680 --> 0:22:21,740 جوانای دوران دفاع مقدس 421 0:22:21,740 --> 0:22:22,860 از زندگی 422 0:22:22,860 --> 0:22:24,940 از اشخای دنیایی 423 0:22:24,940 --> 0:22:27,140 از هر چی که وابسته و دلبسته 424 0:22:27,140 --> 0:22:27,820 اون بودن 425 0:22:27,820 --> 0:22:29,740 خودشون را رحا کردن 426 0:22:29,740 --> 0:22:31,740 و نخواستن حتی یه لحظه 427 0:22:31,740 --> 0:22:32,680 زمینی باشه 428 0:22:32,680 --> 0:22:40,220 اینو میشه از وسیعتنامه و یادداشت هایی که از اونا باقی مونده به خوبی فهمید و احساس کرد 429 0:22:40,220 --> 0:22:43,560 یه شعری هم من یادداشتش رو که نگاه میکردم 430 0:22:43,560 --> 0:22:48,760 یه دو سه تا شعر نوشته بود که خیلی اینا رو خودش دوست داشت 431 0:22:48,760 --> 0:22:51,700 آنان اجازه بدید بخونم شعرها رو 432 0:22:51,700 --> 0:22:59,780 خوش آنان که با عزت زگیتی بساط خیش رو چیدند و رفتند 433 0:22:59,780 --> 0:23:06,560 نگردیدند هرگز گرد باطل حقیقت را پسندیدند و رفتند 434 0:23:06,560 --> 0:23:13,280 خوش آنان که در راه خداوند به خون خیش قلتیدند و رفتند 435 0:23:13,280 --> 0:23:20,320 خوش آنان که از سرچشمه دل شراب عشق نوشیدند و رفتند 436 0:23:20,320 --> 0:23:25,920 باز دیشری دیگه نوشته بود آهنگ دلم نبز عجیبی دارد 437 0:23:25,920 --> 0:23:29,180 شاید خبر از وصل حبیبی دارد 438 0:23:29,180 --> 0:23:36,300 من در عجبم که این دل شیدائیم حتی به خودم حکم قریبی دارد 439 0:23:36,300 --> 0:23:42,360 این چند تا شعر رو من توی یاد داشتهش پیده کردم نوشتم 440 0:23:42,360 --> 0:23:46,580 گربته شعریم توی بسیار نامش نوشته بود 441 0:23:46,580 --> 0:23:50,180 ولی خب چون خوب نایفتاده بودونو نتونستم 442 0:23:50,800 --> 0:23:56,500 خیلی علاقه داشت به این کارا و همش دوستاشی که خب به شهادت برسه 443 0:23:56,500 --> 0:23:58,880 مادرم که خب اجازه داده بود که 444 0:23:59,180 --> 0:24:05,480 ولی خب هر وقتم که میرفت جبهه خب اون دل شوره مادرانو اینا رو داشت 445 0:24:05,480 --> 0:24:10,440 ولی خب دیگه با رضای دل و قلب گذاشته بود که بره جبهه 446 0:24:10,440 --> 0:24:14,920 بعد میامد باهاش هر وقت یه زخمه میشد میامد شوخی میکرد با مادرم 447 0:24:14,920 --> 0:24:18,400 میگه ببین هنوز من نرفتم نرسیدم به هوریا 448 0:24:18,400 --> 0:24:21,180 قرار بود خودت میگه باید برم هوریه بیرم 449 0:24:21,800 --> 0:24:24 یکی از عروسات هوریه 450 0:24:24 --> 0:24:29,620 هر وقت میامد یعنی میخواست اون وقت کمی هم که با مادرم میگذرون 451 0:24:29,620 --> 0:24:32,280 میخواست بیشترین استفاده رو ببره 452 0:24:32,280 --> 0:24:35 یعنی هم خودش هم مادرم هم پدرم 453 0:24:35 --> 0:24:38,340 که نبودشو زیاد احساس نکنن 454 0:24:38,340 --> 0:24:41,680 چون خب بچه آخر بودی منم که زواج کرده بودم 455 0:24:41,680 --> 0:24:43,800 بعد اینا خودشون تنها بودن 456 0:24:43,800 --> 0:24:47,060 وقتی هم که میامد کمتر تو خونه بود 457 0:24:47,060 --> 0:24:52,960 بیشتر توی بسیج بود و توی معمولیتهایی که بسیج داشت توی شهریار 458 0:24:52,960 --> 0:24:53,820 اونجاها 459 0:24:54 --> 0:24:55,720 میرفت انجام وظیفه میکرد 460 0:24:55,720 --> 0:24:57,820 ولی وقتی که تو خونه هم که بود 461 0:24:57,820 --> 0:25:02,280 سعی میکرد که اون ساعتی که تو خونه هست 462 0:25:02,280 --> 0:25:05,760 و بیشترین استفاده رو هم خودش ببره 463 0:25:05,760 --> 0:25:07,980 هم پدرم مادرم از حضورش ببره 464 0:25:07,980 --> 0:25:10,840 که خاطرات خوشی داشته باشن 465 0:25:10,840 --> 0:25:16,060 که به آخره اینطوری میکرد که وقتی که شهید شد 466 0:25:16,060 --> 0:25:18,660 دیگه نبودش زیاد احساس نشه 467 0:25:18,660 --> 0:25:20,880 ولی خب با این کاراش برعکس بود 468 0:25:20,880 --> 0:25:23,060 وقتی که نبود شهید شده بود 469 0:25:23,060 --> 0:25:25,460 اون نبودش بیشتر احساس میشد 470 0:25:25,460 --> 0:25:29,100 به خاطر همینم خب بالاخره مادرم 471 0:25:29,100 --> 0:25:32,140 زیاد نتونست آغاد بیار و شش ماه بعدش 472 0:25:32,140 --> 0:25:33,400 به رحمت خدا رفت 473 0:25:33,400 --> 0:25:38,800 خدا یا به اشق و به سوزه 474 0:25:38,800 --> 0:25:44,680 غم ما دران شهیدان 475 0:25:44,680 --> 0:25:49,420 که یک دم مگیر از دل ما 476 0:25:49,420 --> 0:25:53,040 رحمه رو روی 477 0:25:53,060 --> 0:25:57,100 رسم وفارا 478 0:25:57,100 --> 0:26:03,120 مبادا کسی به شکند آه 479 0:26:03,120 --> 0:26:08,900 دل پاک آلالهارا 480 0:26:08,900 --> 0:26:13,560 که خون شهیدان 481 0:26:13,560 --> 0:26:18,240 به ما آبرو داد 482 0:26:18,240 --> 0:26:22,700 که خون شهیدان 483 0:26:23,060 --> 0:26:27,060 به ما آبرو داد 484 0:26:27,060 --> 0:26:31,560 که یاد شهیدان 485 0:26:31,560 --> 0:26:34,960 به دل رنگو بوداد 486 0:26:34,960 --> 0:26:38,460 یه خوهر داره از برادر شهیدش میگه 487 0:26:38,460 --> 0:26:42,420 یه خوهر داره خاطرات برادر شهیدش رو 488 0:26:42,420 --> 0:26:45,020 خط به خط برای ما تعریف می کنه 489 0:26:45,020 --> 0:26:49,260 انگار دوباره برگشته به همون دورانی که محمد بود 490 0:26:49,260 --> 0:26:51,300 همون دورانی که نگاهش 491 0:26:51,300 --> 0:26:53,020 به نگاه محمد گره می خواهده بود 492 0:26:53,060 --> 0:26:57,080 و روزای قشنگی رو در کنارش سپری می کرد 493 0:26:57,080 --> 0:27:01,340 محمد با همه وجودش خوهرشو دوست داشت 494 0:27:01,340 --> 0:27:05,480 و فاطمه خانم یه جور دیگهی به محمد علاقه داشت 495 0:27:05,480 --> 0:27:07,140 و این علاقه و دوست داشتن 496 0:27:07,140 --> 0:27:09,940 توی زندگیشون کاملا مشخص بود 497 0:27:09,940 --> 0:27:13,340 و هر خاطرهی که فاطمه خانم تعریف می کنه 498 0:27:13,340 --> 0:27:16,840 زوغ و عشق خاصی در نگاهش موج می زنه 499 0:27:16,840 --> 0:27:21,480 و چقدر شیرینه این رابطه خوهر و برادری 500 0:27:21,480 --> 0:27:23,040 مثلا من شیراز بودم 501 0:27:23,060 --> 0:27:24,460 گاهی مگه می آمد شیراز 502 0:27:24,460 --> 0:27:26,860 یا پیشان اون یکی خوهرم می رفت خونه 503 0:27:26,860 --> 0:27:27,520 اون یکی 504 0:27:27,520 --> 0:27:30,120 اون برادرهای نه بیشتر می رفت 505 0:27:30,120 --> 0:27:31,160 از همه دلجویی می کنه 506 0:27:31,160 --> 0:27:32,260 بچه ها رو می دید 507 0:27:32,260 --> 0:27:34,980 سعی می کنه که کسی ازش ناراحت نباشه 508 0:27:34,980 --> 0:27:37,540 مثلا من توی یکی از یاد داشتاش خوندم 509 0:27:37,540 --> 0:27:41,400 که با همین دوستش که همسایی من بود 510 0:27:41,400 --> 0:27:43,260 عبا فرز کریم شهید شدن 511 0:27:43,260 --> 0:27:45,200 که توی خاطراتش نوشته بود 512 0:27:45,200 --> 0:27:45,980 داره اومدم 513 0:27:45,980 --> 0:27:48,220 نمی دونم چی گفته بود 514 0:27:48,220 --> 0:27:50,640 من نمی خواستم عبا فرز رو ناراحت کنم 515 0:27:50,640 --> 0:27:52,580 که باید عبا فرز ناراحت جد 516 0:27:52,580 --> 0:27:54,160 من رفتم بسیدمش 517 0:27:54,160 --> 0:27:55,520 ازش روزخایی کردم 518 0:27:55,520 --> 0:27:57,280 گفتم ناراحت نباشه از من 519 0:27:57,280 --> 0:27:58,960 هم تو جبهه که بودن 520 0:27:58,960 --> 0:28:01,880 دوست نداشت مثلا کسی ازش ناراحت باشه 521 0:28:01,880 --> 0:28:04,320 دوستش همه خاطرهای خوبی داشته باشن 522 0:28:04,320 --> 0:28:05,960 بچه که بود تقریبا 523 0:28:05,960 --> 0:28:07,780 حالا هفت هشت ساله بود 524 0:28:07,780 --> 0:28:09,980 سختش می آمد از جا بلند شد 525 0:28:09,980 --> 0:28:11,920 بعد بچه بود دیگه 526 0:28:11,920 --> 0:28:12,820 تنبالی میکن 527 0:28:12,820 --> 0:28:14,200 بهش گفتن محمد 528 0:28:14,200 --> 0:28:15,580 یه لیوان آب بده 529 0:28:15,580 --> 0:28:16,900 گفت آب تو فلاکسه 530 0:28:16,900 --> 0:28:18,940 بعد دیگه نامه فامیلا اسمشو گذاشت 531 0:28:18,940 --> 0:28:20,240 بودن آقای زحمت کش 532 0:28:20,240 --> 0:28:24,160 بعد وقتی که شهید شد 533 0:28:24,160 --> 0:28:25,500 بعد دیگه می گفتن 534 0:28:25,500 --> 0:28:26,820 گفتیم ببینی 535 0:28:26,820 --> 0:28:29,080 وقتی بهش می گفتین آقای زحمت کش 536 0:28:29,080 --> 0:28:31,120 حالا کدوماتون رفتین این طوری 537 0:28:31,120 --> 0:28:32,520 جنگیدین که حالا 538 0:28:32,520 --> 0:28:34,500 گفتن ببین آقای شهده 539 0:28:34,500 --> 0:28:37,120 راه ست سال های یک شبه میرن 540 0:28:37,120 --> 0:28:37,760 همینه 541 0:28:37,760 --> 0:28:41,060 واقعا یه طوری دیگه شده بود که 542 0:28:41,060 --> 0:28:42,800 از همه چیزشون دیگه 543 0:28:42,800 --> 0:28:43,880 گذاشته بودن 544 0:28:43,880 --> 0:28:47,020 واقعا حالا میگیم ماها خوهر بودیم 545 0:28:47,020 --> 0:28:47,880 یا برادر 546 0:28:47,880 --> 0:28:50,320 ولی خب از مادر پدر 547 0:28:50,320 --> 0:28:52,280 واقعا حالا اونایی که خب 548 0:28:52,280 --> 0:28:54,260 همسر داشتن بچه داشتن 549 0:28:54,260 --> 0:28:56,760 گذاشتن ازشون 550 0:28:56,760 --> 0:28:57,840 مثلا با 551 0:28:57,840 --> 0:28:59,780 برادرم که 552 0:28:59,780 --> 0:29:01,900 جامعه زن که رفته بودن 553 0:29:01,900 --> 0:29:03,940 بعد بهشون گفته باشم 554 0:29:03,940 --> 0:29:06,480 برو نه یا خط مقدم 555 0:29:06,480 --> 0:29:07,700 زن و بچه داری 556 0:29:07,700 --> 0:29:09,420 برو من مجردم 557 0:29:09,420 --> 0:29:11,420 تو خط مقدم نیم 558 0:29:11,420 --> 0:29:14,040 که با هم رفته بودن اونو رد میکنه 559 0:29:14,040 --> 0:29:15,580 که البته اونم خب 560 0:29:15,580 --> 0:29:16,840 جامعه زن حالا 561 0:29:16,840 --> 0:29:19,680 با این همه سال همه خیلی مشکلاتی 562 0:29:19,680 --> 0:29:21,260 براش پیش اومده نظره 563 0:29:21,260 --> 0:29:23,620 چون شیمیهی شده بود و جامعه زن خیلی 564 0:29:23,620 --> 0:29:24,500 مشکلات داره 565 0:29:24,500 --> 0:29:27,920 اشتهای شهر من 566 0:29:27,920 --> 0:29:30,160 از آسمون 567 0:29:30,160 --> 0:29:32,040 نیومدن 568 0:29:32,040 --> 0:29:33,920 از آسمون 569 0:29:33,920 --> 0:29:35,760 نیومدن 570 0:29:35,760 --> 0:29:36,460 از آسمون 571 0:29:36,460 --> 0:29:38,460 از آسمون 572 0:29:38,460 --> 0:29:38,720 نیومدن 573 0:29:38,720 --> 0:29:41,740 ولی به آسمون 574 0:29:41,740 --> 0:29:43,560 نپرزدن 575 0:29:43,560 --> 0:29:45,460 به آسمون 576 0:29:45,460 --> 0:29:47,220 نپرزدن 577 0:29:47,220 --> 0:29:50,920 فرشتهای شهر من 578 0:29:50,920 --> 0:29:52,460 تو فصل جنگ 579 0:29:53,300 --> 0:29:54,460 و التحال 580 0:29:56,020 --> 0:29:56,460 شدن 581 0:29:57,780 --> 0:29:58,460 یه آسطوره 582 0:29:59,840 --> 0:30:00,460 شدن