1 0:00:00 --> 0:00:26 موسیقی 2 0:00:30 --> 0:00:41 موسیقی 3 0:01:00 --> 0:01:20 موسیقی 4 0:01:30 --> 0:01:37 موسیقی 5 0:01:37 --> 0:01:39 روایت اشق 6 0:01:39,600 --> 0:01:57 موسیقی 7 0:01:57 --> 0:01:59,300 به نام خدا و سلام 8 0:01:59,300 --> 0:01:59,800 موسیقی 9 0:01:59,800 --> 0:01:59,980 این برنامه خدا و سلام 10 0:01:59,980 --> 0:02:04,720 برنامه رو تقدیم می کنیم به همه ی زنانی که آشغانه همه سافریدن 11 0:02:04,720 --> 0:02:06 زنانی شجاع 12 0:02:06 --> 0:02:09 زنانی که از همه چی در زندگی گذشتن 13 0:02:09 --> 0:02:13,060 و خواستن که آرمان شهیدشون همیشه جافدانه باشه 14 0:02:13,060 --> 0:02:16,880 زندگی مادران و همسران شهده پر از ماجره است 15 0:02:16,880 --> 0:02:19,620 پر از روایت های شیرین و تلخ 16 0:02:19,620 --> 0:02:22,300 که خیلی وقتا باید مرور کرد 17 0:02:22,300 --> 0:02:24,160 باید خاطرات رو شنید 18 0:02:24,160 --> 0:02:26,640 تا هیچ وقت فراموش نکنیم 19 0:02:26,640 --> 0:02:30,380 مردان و زنانی رو که ایساریر و فداکار بودن 20 0:02:30,380 --> 0:02:34,300 در این برنامه مهمونه ی خواهر شهید هستیم 21 0:02:34,300 --> 0:02:48,780 شهید محمد شیخی 22 0:02:48,780 --> 0:02:55,740 متولد پنجم فروردین 1348 در شهریار است 23 0:02:55,740 --> 0:02:56,540 وی 24 0:02:56,640 --> 0:03:00,680 قبل از شهادت در عملیات ولفجر هشت 25 0:03:00,680 --> 0:03:05,020 از ناهی چشم سمت راست آسیب دید 26 0:03:05,020 --> 0:03:07,120 و چشمش تخلیه شد 27 0:03:07,120 --> 0:03:12,480 ولی بعد از آن باز هم با چشم مسنوعی به جبه رفت 28 0:03:12,480 --> 0:03:16,560 شهید محمد شیخی تکفاند و کار بود 29 0:03:16,560 --> 0:03:19,460 و هر بار که از جبه برمی گشت 30 0:03:19,460 --> 0:03:22,080 به تمریناتش ادامه می داد 31 0:03:22,080 --> 0:03:26,400 وی در مجموع توفیق حضور در هشت 32 0:03:26,640 --> 0:03:28,660 KEVIN 33 0:03:28,660 --> 0:03:33,060 PICK 34 0:03:33,060 --> 0:03:33,680 PIE makes it 35 0:03:33,680 --> 0:03:35,060 ti 36 0:03:35,060 --> 0:03:36,500 PIE 37 0:03:36,500 --> 0:03:37,040 PIE 38 0:03:37,040 --> 0:03:37,540 PIE 39 0:03:37,540 --> 0:03:38,300 PIE 40 0:03:38,300 --> 0:03:39,100 PIE 41 0:03:39,100 --> 0:03:39,720 PIE 42 0:03:39,720 --> 0:03:40,320 PIE 43 0:03:40,320 --> 0:03:42,400 PIE 44 0:03:42,400 --> 0:03:44,020 PIE 45 0:03:44,020 --> 0:03:46,760 PIE 46 0:03:46,760 --> 0:03:47,100 PIE 47 0:03:47,100 --> 0:03:47,400 PIE 48 0:03:47,400 --> 0:03:47,760 PIE 49 0:03:47,760 --> 0:03:48,820 PIE 50 0:03:48,820 --> 0:03:49,720 PIE 51 0:03:49,720 --> 0:03:53,420 PIE 52 0:03:53,420 --> 0:03:54,120 PIE 53 0:03:54,120 --> 0:03:54,680 PIE 54 0:03:54,680 --> 0:03:55 PIE 55 0:03:55,960 --> 0:03:56,560 PIE 56 0:03:56,560 --> 0:03:56,620 PIE 57 0:03:56,620 --> 0:04:01,120 خانوم فاطمه شیخی خوهر شهید محمد شیخی هستیم. 58 0:04:01,340 --> 0:04:06,480 خوهری که زینب گونه خاطرات شهید عزیزش رو برامون تعریف کرد. 59 0:04:06,860 --> 0:04:08,100 مقاوم و سبور. 60 0:04:08,580 --> 0:04:10,420 مهربان و فداکار. 61 0:04:11,060 --> 0:04:14,300 خوهرها یه جور دیگه ای برادرشون رو دوست دارن. 62 0:04:14,300 --> 0:04:18,180 انگار عشق خوهر برادری یه رنگ دیگه ای داره. 63 0:04:18,600 --> 0:04:22,100 فاطمه عزیز وقتی میخواد از محمد حرف بزنه 64 0:04:22,100 --> 0:04:26,620 در امغ نگاهش یه لبخند عاشقانه دیده میشه. 65 0:04:27,080 --> 0:04:28,580 و چقدر زیباست. 66 0:04:29,120 --> 0:04:33,520 خواستیم خوهرانه از ماجرای تولد برادر بگه. 67 0:04:33,800 --> 0:04:36,160 ماجرای به دنیا اومدن. 68 0:04:36,240 --> 0:04:37,360 با هم بزرگ شدن. 69 0:04:37,440 --> 0:04:38,600 زندگی کردن. 70 0:04:38,920 --> 0:04:40,860 به دنیا اومدنش همه یادم. 71 0:04:40,860 --> 0:04:42,500 من پنج سالم بود. 72 0:04:42,780 --> 0:04:45,280 بعد ما داشتیم تو کوچه بازی میکردیم. 73 0:04:45,520 --> 0:04:48,940 من و خوهرم و پچه های تو کوچه زیاد بودیم. 74 0:04:49 --> 0:04:51,840 اون موقع هر خونه هفت هشتا بچه بود دیگه. 75 0:04:52,100 --> 0:04:54,200 همه داشتیم تو کوچه بازی میکردیم. 76 0:04:54,300 --> 0:04:55,220 بعد دیدم از این. 77 0:04:55,640 --> 0:04:58,500 اونجا بنزای قدیمی بود اون موقع اونجا. 78 0:04:58,900 --> 0:05:00,820 با اونا مادرم رو آوردن. 79 0:05:00,900 --> 0:05:01,840 از بیمارستان. 80 0:05:02,160 --> 0:05:04,720 آوردن و دیگه ما دوییدیم جلد ماشین. 81 0:05:04,840 --> 0:05:10,100 اومدیم دیدیم که یه بچه بقل مادر بزرگم بود. 82 0:05:10,320 --> 0:05:11,780 آورده چون بد از من بود. 83 0:05:11,880 --> 0:05:13,980 مثلا فکر میکردم هسودی میکنم بهش. 84 0:05:14,060 --> 0:05:16,980 ببینید داداش خوشگل براد آوردیم. 85 0:05:16,980 --> 0:05:18,480 ما ببینید چقدر خوبه ها. 86 0:05:19,140 --> 0:05:21,880 که البته اونم روز عید قدیر بوده. 87 0:05:22,280 --> 0:05:26,180 روز موقع ازان زهر به دنیا آمده بود. 88 0:05:26,600 --> 0:05:31,400 خیلی از بچگی قیافه شن من یادم مردونه بود. 89 0:05:31,540 --> 0:05:32,840 همه شما میگفتن. 90 0:05:33,160 --> 0:05:34,900 چه قیافه مردونه ای داره. 91 0:05:35,080 --> 0:05:36,400 خیلی با مزه بود. 92 0:05:36,980 --> 0:05:38,840 خیلی شیرین و با مزه بود. 93 0:05:38,840 --> 0:05:44,600 یعنی اصلا ما با هم مثلا بخوار بردر پشتر همشا با هم دعوی کنه اینا. 94 0:05:44,600 --> 0:05:48,460 ما اصلا دعوی مثلا جدی اونطوری نداشتیم هیچ وقت. 95 0:05:48,860 --> 0:05:50,380 بیشترش بازی میکردیم. 96 0:05:50,460 --> 0:05:52,960 حالا یه موقع سریع چیزی بحثی چیزی میکنم. 97 0:05:52,980 --> 0:05:55,840 ولی اصلا دعوی با هم نداشتیم. 98 0:05:56,180 --> 0:05:58,380 یادم یه دفعه اون موقع ها. 99 0:05:58,640 --> 0:06:00,580 بعد ما پولامون رو جمع کردیم. 100 0:06:00,660 --> 0:06:04,280 رفتیم برای بابا یه پاریویل خریدیم. 101 0:06:04,640 --> 0:06:06,760 خریدیم آوردیم تو موشمه بود. 102 0:06:07,160 --> 0:06:08,400 گذاشتم من تو سینی. 103 0:06:08,400 --> 0:06:09,640 دوتا هم بچه بودیم دیگه. 104 0:06:09,640 --> 0:06:12,120 گذاشتم تو سینی که ببریم. 105 0:06:12,440 --> 0:06:13,760 رفتیم شم رو برده. 106 0:06:13,820 --> 0:06:15,780 میگه بیا شم روشنگ بود. 107 0:06:15,980 --> 0:06:18,120 من گفت شم روشنگ بود. 108 0:06:18,160 --> 0:06:19,760 که همه آنها آتیش میگیره. 109 0:06:19,820 --> 0:06:20,500 میسوزه. 110 0:06:21,220 --> 0:06:24,800 یعنی خیلی کارای با نمک و با مزهی داشت. 111 0:06:25,300 --> 0:06:29,100 تا بزرگم که شد که خب خیلی شوخی هایی داشتیم. 112 0:06:29,100 --> 0:06:30,700 با ما ها سر به سر میذاشت. 113 0:06:30,740 --> 0:06:33,820 با ما خوهر ها خیلی سر به سر ما میذاشت. 114 0:06:33,820 --> 0:06:35,760 خیلی علاقه داشتیم به هم دیگه. 115 0:06:36,040 --> 0:06:36,560 همه من. 116 0:06:36,720 --> 0:06:38,120 خوهرم به من گفت. 117 0:06:38,520 --> 0:06:40,160 گفت که محمد شهید جده. 118 0:06:40,480 --> 0:06:44,860 که خب من اون لحظه فقط این فکر رو کردم که 119 0:06:44,860 --> 0:06:47,500 چقدر سخته که دیگه نمیتونم ببینمش. 120 0:06:47,840 --> 0:06:50,260 چون خیلی به هم دیگه وابسته بودیم. 121 0:06:50,420 --> 0:06:51,580 بیشتر با هم بودیم. 122 0:06:51,580 --> 0:06:54,660 بعد خب خیلی ناراحتی کردیم ما. 123 0:06:55,360 --> 0:06:57,600 ولی نمیذاشتیم که مادر بفهمه. 124 0:07:03,820 --> 0:07:28,820 موسیقی 125 0:07:28,820 --> 0:07:33,500 اینقدر این محبت و وابستگی بین خوهر و برادر زیاد بوده که 126 0:07:33,500 --> 0:07:33,800 بخوند. 127 0:07:33,820 --> 0:07:35,020 قبل فاطمه گه عزیز. 128 0:07:35,400 --> 0:07:37,660 وقتی خبر شهادت محمد رسید. 129 0:07:37,920 --> 0:07:41,840 وقتی یه لحظه فکر کردم که دیگه نمیتونم ببینمش. 130 0:07:42,300 --> 0:07:44,340 این یعنی اوج دلبستگی. 131 0:07:44,700 --> 0:07:45,960 اوج دوست داشتن. 132 0:07:45,960 --> 0:07:49,520 اوجگه محبت که بین دو نفر شکل میگیره. 133 0:07:49,880 --> 0:07:55,860 برادرها هر شقدر هم که کچیک باشن بازم انگار پشت و پناه خوهرشون هستن. 134 0:07:56,120 --> 0:07:59,040 محمد جزو شاهده ورزشکاره. 135 0:07:59,420 --> 0:08:03,780 و خوهر همیشه از محمد با افتخار یاد میکنه. 136 0:08:03,820 --> 0:08:05,180 تکفاندوکار بود. 137 0:08:05,660 --> 0:08:08,900 از بچهگی که خونه شهریار بود. 138 0:08:08,980 --> 0:08:10,160 میرفتن کرچ. 139 0:08:10,660 --> 0:08:13,700 اونجا زیر نظر استاد نزده. 140 0:08:14,720 --> 0:08:16,420 تکفاندوکار میکردن. 141 0:08:16,640 --> 0:08:18,920 و مسابقاتی هم خوب شرکت کرد. 142 0:08:18,960 --> 0:08:21,360 آخری مسابقهش هم که همون اومد شیراز. 143 0:08:21,440 --> 0:08:24,760 مسابقه استانیه استان فارس رو شرکت کرد. 144 0:08:24,800 --> 0:08:26,540 مقام اولو کسب کرد. 145 0:08:26,640 --> 0:08:30,220 و با همسر من که آقای خادم. 146 0:08:30,540 --> 0:08:33,340 خودش تکفاندوکار بود اون موقع اونجا. 147 0:08:33,820 --> 0:08:35,520 با هم خیلی کار میکردن. 148 0:08:35,820 --> 0:08:40,120 برای مسابقات و بعد یه زمانی هم بود که. 149 0:08:40,120 --> 0:08:44,160 نیومد اونجا خیلی تمرین های ورزش زیاد داشت. 150 0:08:44,260 --> 0:08:48,440 دیدارایی هم داشتن خود اونجا با ورزشکار و با مسئولا با هم دیگه. 151 0:08:48,840 --> 0:08:53,120 داشتن که اینطور مرخصیشون میگذرند. 152 0:08:53,200 --> 0:08:55 ولی سریع هم میرفت جبهه. 153 0:08:55,200 --> 0:08:56,080 نمیمون دیگه. 154 0:08:56,240 --> 0:08:58,620 میگو من اصلا دیگه نمیتونم بیرون بمونم. 155 0:08:58,620 --> 0:09:00,860 دایم فقط دوست داشت که بره جبهه. 156 0:09:00,860 --> 0:09:02,320 کمربند قهوهی داشت. 157 0:09:02,380 --> 0:09:07,440 به خاطر خب همین جبهه رفتنش و اینا خب زیاد نتونست که ادامه بده. 158 0:09:07,720 --> 0:09:10,280 خب هم درسشون میخوند و هم ورزش میکرد. 159 0:09:10,340 --> 0:09:17,500 و همون کمربند قهوهی شد و دیگه مادرهای عملیاتا و حمله های که پیش میامد. 160 0:09:17,680 --> 0:09:20,160 دیگه زیاد نمیتونست مرخصی بیاد. 161 0:09:20,300 --> 0:09:21,380 بیشترش جبهه بود. 162 0:09:21,380 --> 0:09:25,300 چند سالش بود رفت جبهه و چند سالش بود شهید شد؟ 163 0:09:25,300 --> 0:09:35,940 محمد دقیقا پونزه سالگی رفت جبهه و حتی هشت سالگی جبهه بود دیگه که بارها خب مجروح شد. 164 0:09:36,540 --> 0:09:41,380 و حتی عملیات ولفجر هشت که چشم راستشو از دست داد. 165 0:09:41,600 --> 0:09:50,060 بعدش هم که دیگه بعد از مجرویت چشمش که دیگه بعد عملیات نصر چهار تو موت عراق به شهادت رسید. 166 0:09:51,380 --> 0:10:06,380 موسیقی 167 0:10:21,380 --> 0:10:47,380 موسیقی 168 0:10:47,380 --> 0:10:51,360 محمود خانوم فاطمه شیخی خوهر شهید موزید. 169 0:10:51,380 --> 0:10:59,840 محمد شیخی از شهده ورزشکار هستیم و داریم از زندگی محمد از زبان فاطمه عزیز میشنویم. 170 0:10:59,880 --> 0:11:04,380 میخواییم بدونیم اون روزا توی خانواده شیخی چی میگذشت؟ 171 0:11:04,380 --> 0:11:12,320 زمانی که محمد در رفت آمد جبهه و خونه بود به هر حال یه التحاب و نگرانی خاصی در این خونواده وجود داشته. 172 0:11:12,320 --> 0:11:21,320 اما مادران و همسران و خوهرانی بودن که همیشه یه جورایی امید بخش و پشت و پناه این جوانی. 173 0:11:21,380 --> 0:11:28,240 این جوانی رشید میشدن. میریم به سالهای دفاع مقدس و منزل خونواده شیخی. 174 0:11:28,340 --> 0:11:34,840 قبل از شهادتش دقیقا فکر میکنم دوازد سیزد سالش بود که یه بیماری گرفت. 175 0:11:35,300 --> 0:11:40,160 گرفته بود ملاقات یکی از منده شیمیهی که اومده بودن. 176 0:11:40,920 --> 0:11:43,360 ظاهران اونجا از اشون بیماری میکرد. 177 0:11:43,900 --> 0:11:48,200 بیماری ناشناخته میگیره که خیلی بیماری سختی بوده. 178 0:11:48,200 --> 0:11:51,200 سخت اوفونی بود و تمام بدنش بیروند. 179 0:11:51,380 --> 0:11:58,300 بیروند میریز و خیلی حالش بد بوده که دکترها دیگه قطع امید کرده بودن ازش. 180 0:11:58,860 --> 0:12:03,100 یعنی مادرم گفته بودن که دیگه این باید ماجزه بشه که خوب بشه. 181 0:12:03,360 --> 0:12:09,140 بعد دیگه مادرم میاد و خیلی دعا میکنه نظم کنه اینو. 182 0:12:09,740 --> 0:12:12,340 دیگه خودش میگفت نظر امام زمانش کردم. 183 0:12:12,340 --> 0:12:15,820 از امام زمان خواستم که این مریضیش خوب بشه. 184 0:12:16,200 --> 0:12:18,100 بشه سرواز امام زمان. 185 0:12:18,100 --> 0:12:25,120 دیگه بره جبهه چون اویل خوب ماها مخالفت میکردیم که الان زوده بچه هست نره جبهه. 186 0:12:25,540 --> 0:12:31,560 بعد گفت من نظرش کردم که دیگه بره جبهه انقدر باشه تا به شهادت برسه. 187 0:12:32,120 --> 0:12:39,140 بهش هم بگفتش که میری نه زخمی میشی نه اسیر میشی فقط شهید میشی. 188 0:12:39,140 --> 0:12:47,020 که هر وقت امید که زخمی میشد میامد میگفتش که صحبت مامان تو گوش همه که میگفت زخمی نشو بیا. 189 0:12:48,100 --> 0:12:54,600 و به جبهه رفت ما این فکر رو داشتیم که یه زمانی میشه که یه روز خبر شهادتشو بدن. 190 0:12:55,040 --> 0:13:00,340 ولی خب از اونجایی که آدم عزیزترین کسش خب دوست نداره این فکر رو بکنه. 191 0:13:00,340 --> 0:13:03,720 همیشه هم در خوف و رجا بودیم. 192 0:13:03,800 --> 0:13:11 هم منتظر بودیم هم امید داشتیم که مثلا یه همچی چیزی نشو اشاله مثلا پیروز بشیم و با پیروزی برگردن. 193 0:13:11 --> 0:13:17,940 البته خب هم موقع مامان فرموده بودن که چه شهید بشن چه به زنده باشن پیروزم. 194 0:13:18,340 --> 0:13:31,100 که الحمدلله حالا که به دوست داشت و به آرزوش رسید و مادرمم که خب شکر اینو میکرد به خاطر این که میگفت دوست داشتم که خب بچم سعادتمند شد و به آرزو خودش رسید. 195 0:13:31,620 --> 0:13:35,780 ولی خب برای ما بازمانده هاش خیلی سخت بود. 196 0:13:36,060 --> 0:13:39,160 خیلی سخت بود و الانش هم واقعا سخته. 197 0:13:39,160 --> 0:13:47,820 الان هم خیلی سخته برامون ولی باز اون موقع هم بگفت باشه دیگر را ناراحتی نکنید. 198 0:13:47,880 --> 0:13:54,560 اگر خواستین یه موقعی گریه کنید به مصیبت امام حسین و حضرت زینب و اینا گریه کنید. 199 0:13:55,060 --> 0:13:59,420 برای من نباشه بگید من شهید جدم یا من را از دست دادید. 200 0:13:59,460 --> 0:14:01,680 به خاطر را گریه کنید و ناراحتی کنید. 201 0:14:09,160 --> 0:14:31,160 موسیقی 202 0:14:39,160 --> 0:14:49,840 خوشی کنید 203 0:14:52,440 --> 0:15:01,540 وقتی آدم روایت جوونای دوران دفاع مقدس رو می شنوه واقعا به وجودشون و به شهادتشون افتخار می کنه. 204 0:15:01,660 --> 0:15:08,840 جوونای دوران دفاع مقدس از زندگی، از عشقهای دنیایی، از هرچی که وابسته و دلبستگیون. 205 0:15:09,160 --> 0:15:11,640 اون بودن خودشون رو رها کردن 206 0:15:11,640 --> 0:15:14,760 و نخواستن حتی یه لحظه زمینی باشن 207 0:15:14,760 --> 0:15:19,160 اینو میشه از وسیعتنامه و یاد داشتهایی که از اونا باقی مونده 208 0:15:19,160 --> 0:15:22,080 به خوبی فهمید و احساس کرد 209 0:15:22,080 --> 0:15:25,460 یه شعری هم من یاد داشتهاشه که نگاه میکردم 210 0:15:25,460 --> 0:15:29,760 یه دو سه تا شعر نوشته بود که خیلی اینا رو خودش دوست داشت 211 0:15:30,660 --> 0:15:33,600 آنان اجازه بدید بخونم شعرها رو 212 0:15:33,600 --> 0:15:37,760 خوش آنان که با عزت زگیتی 213 0:15:37,760 --> 0:15:41,660 بساط خیش را چیدند و رفتند 214 0:15:41,660 --> 0:15:45,220 نگردیدند هرگز گرد باطل 215 0:15:45,220 --> 0:15:48,480 حقیقت را پسندیدند و رفتند 216 0:15:48,480 --> 0:15:51,760 خوش آنان که در راه خداوند 217 0:15:52,360 --> 0:15:54,760 به خون خیش قلتیدند و رفتند 218 0:15:55,620 --> 0:15:58,880 خوش آنان که از سرچشمه دل 219 0:15:58,880 --> 0:16:01,760 شراب عشق نوشیدند و رفتند 220 0:16:02,280 --> 0:16:04,780 بازی شعر دیگه نوشته بود 221 0:16:04,780 --> 0:16:07,760 آهنگ دلم نبز عجیبی دارد 222 0:16:07,760 --> 0:16:11,060 شاید خبر از وصل حبیبی دارد 223 0:16:11,060 --> 0:16:14,800 من در عجبم که این دل شیدائیم 224 0:16:14,800 --> 0:16:18,200 حتی به خودم حکم قریبی دارد 225 0:16:18,200 --> 0:16:20,920 این چند تا شعر رو من توی 226 0:16:20,920 --> 0:16:24,260 یاد داشتهش پیده کردم نوشتم 227 0:16:24,260 --> 0:16:26,800 گرمتای شعریم توی 228 0:16:26,800 --> 0:16:29,220 بسیط نامش نوشته بود ولی خب چون 229 0:16:29,220 --> 0:16:32,700 خوب نایفتاده بودونو نتونستم 230 0:16:32,700 --> 0:16:35,660 خیلی علاقه داشت به این کارا و همش 231 0:16:35,660 --> 0:16:37,660 دوست داشت که خب به شهادتون 232 0:16:37,760 --> 0:16:40,300 برسه مادرم که خب اجازه داده بود 233 0:16:40,300 --> 0:16:43,160 که بره جبهه ولی خب هر وقتم 234 0:16:43,160 --> 0:16:45,700 که میرفت جبهه خب اون دل شوره 235 0:16:45,700 --> 0:16:49,060 مادرانو اینا رو داشت ولی خب دیگه 236 0:16:49,060 --> 0:16:51,240 با رضای دل و قلبتو گذاشته بود 237 0:16:51,240 --> 0:16:53,960 که بره جبهه بعد میامد باهاش 238 0:16:53,960 --> 0:16:55,860 هر وقت که زخمی میشد میامد شوخی 239 0:16:55,860 --> 0:16:57,760 میکرد با مادرم میگه ببینی هنوز 240 0:16:58,300 --> 0:17:00,280 من نرفتم نرسیدم به هوریا 241 0:17:00,280 --> 0:17:02,500 قرار بود خودت میگه باید برم 242 0:17:02,500 --> 0:17:03,680 هوریا بیرم 243 0:17:03,680 --> 0:17:05,820 یکی از عروسات هوریا 244 0:17:05,820 --> 0:17:07,800 هر وقت میامد یعنی میخواست 245 0:17:07,800 --> 0:17:11,660 اون وقت کمی هم که با مادرم میگذرون 246 0:17:11,660 --> 0:17:14,180 میخواست بیشترین استفاده رو ببره 247 0:17:14,180 --> 0:17:16,920 یعنی هم خودش هم مادرم هم پدرم 248 0:17:16,920 --> 0:17:20,240 که نبودشو زیاد احساس نکنن 249 0:17:20,240 --> 0:17:21,880 چون خب بچه آخر بودی 250 0:17:21,880 --> 0:17:23,580 منم که زواج کرده بودم 251 0:17:23,580 --> 0:17:25,680 بعد اینا خودشون تنها بودن 252 0:17:25,680 --> 0:17:27,280 وقتی این که میامد 253 0:17:27,280 --> 0:17:28,940 کمتر تو خونه بود 254 0:17:28,940 --> 0:17:30,760 بیشتر توی بسیج بود 255 0:17:30,760 --> 0:17:33,540 و توی معمولیت هایی که بسیج داشت 256 0:17:33,540 --> 0:17:34,860 توی شهریار 257 0:17:34,860 --> 0:17:37,600 اونجاها میرفت انجام وظیفه میکرد 258 0:17:37,600 --> 0:17:39,700 ولی وقتی که تو خونه هم که بود 259 0:17:39,700 --> 0:17:41,480 سعی میکرد که 260 0:17:41,480 --> 0:17:44,160 اون ساعتی که تو خونه هست 261 0:17:44,160 --> 0:17:47,660 و بیشترین استفاده رو هم خودش ببره 262 0:17:47,660 --> 0:17:49,880 هم پدرم مادرم از حضورش ببره 263 0:17:49,880 --> 0:17:52,740 که خاطرات خوشی داشته باشن 264 0:17:52,740 --> 0:17:55,340 که به آخره اینطوری میکرد 265 0:17:55,340 --> 0:17:57,960 که وقتی که شهید شد 266 0:17:57,960 --> 0:18:00,540 دیگه نبودش زیاد احساس نشد 267 0:18:00,540 --> 0:18:02,780 ولی خب با این کاراش برعکس بود 268 0:18:02,780 --> 0:18:04,960 وقتی که نبود شهید شده بود 269 0:18:04,960 --> 0:18:07,360 نبودش بیشتر احساس میشد 270 0:18:07,360 --> 0:18:10,680 به خاطر همینم خب بلخنر مادرم 271 0:18:10,680 --> 0:18:12,780 زیاد نتونست آغاد بیار 272 0:18:12,780 --> 0:18:15,320 و شش ماه بعدش به رحمت خدا رفت 273 0:18:30,540 --> 0:18:32,940 به این امان پ دیدرات kangدش So탕 274 0:18:32,940 --> 0:18:34,920 که توق fá saip حای رور نظر میخدن 275 0:18:34,920 --> 0:18:37,740 که ن هر اومد زیاد داره 276 0:18:37,740 --> 0:18:40,200 به ما يعلمان میماندن 277 0:18:40,200 --> 0:18:42,500 چ transplant شامل در گ göraمته 278 0:18:42,500 --> 0:18:47,420 شما از ماته دست نهاد 279 0:18:47,420 --> 0:18:52,100 هاستبان هما هر� را حل به صورت اخدان 280 0:18:52,100 --> 0:18:54,480 امfer spiritually 281 0:18:54,480 --> 0:18:56,860 عشقیمان در 282 0:18:56,860 --> 0:18:58,580 ن�가 آخر م beauره 283 0:18:58,580 --> 0:19:00,360 پیشی در ت culprit 284 0:19:00,540 --> 0:19:08,660 شهیدان به ما آبروداد 285 0:19:08,660 --> 0:19:16,220 که یاد شهیدان به دل رنگ بوداد 286 0:19:16,220 --> 0:19:19,860 یه خوهر داره از برادر شهیدش میگه 287 0:19:19,860 --> 0:19:23,980 یه خوهر داره خاطرات برادر شهیدش رو 288 0:19:23,980 --> 0:19:26,900 خط به خط برای ما تعریف میکنه 289 0:19:26,900 --> 0:19:30,860 انگار دوباره برگشته به همون دورانی که محمد بود 290 0:19:30,860 --> 0:19:35,420 همون دورانی که نگاهش به نگاه محمد گره میخورد 291 0:19:35,420 --> 0:19:38,980 و روزای قشنگی رو در کنارش سپری میکرد 292 0:19:38,980 --> 0:19:43,240 محمد با همه ی وجودش خوهرش رو دوست داشت 293 0:19:43,240 --> 0:19:47,380 و فاطمه خانم یه جور دیگهی به محمد علاقه داشت 294 0:19:47,380 --> 0:19:51,800 و این علاقه و دوست داشتن توی زندگیشون کاملا مشخص بود 295 0:19:51,800 --> 0:19:55,220 و هر خاطرهی که فاطمه خانم تعریف میکنه 296 0:19:55,220 --> 0:19:59,040 زوغ و عشق خاصی در نگاهش موج میزنه 297 0:19:59,040 --> 0:20:03,360 و چقدر شیرینه این رابطه خوهر و برادری 298 0:20:03,360 --> 0:20:06,360 مثلا من شیراز بودم گایی موقع میامن شیراز 299 0:20:06,360 --> 0:20:09,420 یا پیشن اون یکی خوهرم میرفت خونه اون یکی 300 0:20:09,420 --> 0:20:13,060 اون برادرهای نابیشتر میرفت از همه دلجویی میکنه 301 0:20:13,060 --> 0:20:14,180 بچه ها رو میدید 302 0:20:14,180 --> 0:20:16,900 سعی میکنه که کسی ازش نراحت نباشه 303 0:20:16,900 --> 0:20:19,420 مثلا من توی یکی از یاد داشتاش خوندم 304 0:20:19,420 --> 0:20:23,280 که با همین دوستش که همسایی من بود 305 0:20:23,280 --> 0:20:25,180 عبور فرز کریم شهید جدن 306 0:20:25,180 --> 0:20:27,100 که تو خاطراتش نوشته بود 307 0:20:27,100 --> 0:20:27,880 داره اومدم 308 0:20:27,880 --> 0:20:30,120 نمیدونم چی گفته بود 309 0:20:30,120 --> 0:20:32,520 من نمیخواستم عبور فرز رو نراحت کنم 310 0:20:32,520 --> 0:20:34,260 که باید عبور فرز نراحت جد 311 0:20:34,260 --> 0:20:36,040 من رفتم بسیدمش 312 0:20:36,040 --> 0:20:37,420 ازش رو اصخایی کردم 313 0:20:37,420 --> 0:20:39,180 گفتم نراحت نباشه از من 314 0:20:39,180 --> 0:20:40,860 هم تو جبهه که بودن 315 0:20:40,860 --> 0:20:43,780 دوست نداشت مثلا کسی ازش نراحت باشه 316 0:20:43,780 --> 0:20:46,220 دوستش همه خاطره خوبی داشته باشن 317 0:20:46,220 --> 0:20:47,840 بچه که بود تقریبا 318 0:20:47,840 --> 0:20:49,680 حالا هفت هشت ساله بود 319 0:20:49,680 --> 0:20:51,880 سختش میامد از جا بلنشه 320 0:20:51,880 --> 0:20:52,180 بعد 321 0:20:52,180 --> 0:20:54,900 خب بچه بود دیگه تنبالی میکرد 322 0:20:54,900 --> 0:20:56,100 بهش گفتن محمد 323 0:20:56,100 --> 0:20:57,460 یه لیوان آب بده 324 0:20:57,460 --> 0:20:58,800 گفت آب تو فلاکسه 325 0:20:58,800 --> 0:20:59,800 بعد دیگه نامه 326 0:20:59,800 --> 0:21:00,760 فامیلا اسمشو گفت 327 0:21:00,760 --> 0:21:02,120 جبه دن آقای زحمد کش 328 0:21:02,120 --> 0:21:04 بعد 329 0:21:04 --> 0:21:06,060 وقتی که شهید چود 330 0:21:06,060 --> 0:21:07,820 بعد دیگه میگفتن که 331 0:21:07,820 --> 0:21:08,720 گفتم ببینی 332 0:21:08,720 --> 0:21:10,980 وقتی بهش میگفتین آقای زحمد کش 333 0:21:10,980 --> 0:21:13 حالا کدوماتون رفتین اینطوری 334 0:21:13 --> 0:21:14,080 جنگیدین که 335 0:21:17,840 --> 0:21:19,020 یک شبه میرن 336 0:21:19,020 --> 0:21:19,660 همینه 337 0:21:19,660 --> 0:21:22,940 واقعا یه طوری دیگه شده بود که 338 0:21:22,940 --> 0:21:25,740 از همه چیزشون دیگه گذشته بودن 339 0:21:25,740 --> 0:21:26,500 واقعا 340 0:21:26,500 --> 0:21:28,920 حالا میگه ماها خوهر بودیم 341 0:21:28,920 --> 0:21:29,780 یا برادر 342 0:21:29,780 --> 0:21:32,200 ولی خب از مادر پدر 343 0:21:32,200 --> 0:21:34,160 واقعا حالا اونایی که خب 344 0:21:34,160 --> 0:21:35,220 همسر داشتن 345 0:21:35,220 --> 0:21:36,320 بچه داشتن 346 0:21:36,320 --> 0:21:38,660 گذشتن ازشون 347 0:21:38,660 --> 0:21:41,680 مثلا با برادرم که 348 0:21:41,680 --> 0:21:43,800 جامعازن که رفته بودن 349 0:21:43,800 --> 0:21:45,640 بعد بهشون گفته بود 350 0:21:45,640 --> 0:21:46,280 شما برو 351 0:21:46,280 --> 0:21:47,820 نه یا خط ما 352 0:21:47,820 --> 0:21:48,320 مقدم 353 0:21:48,320 --> 0:21:49,600 زن و بچه داری 354 0:21:49,600 --> 0:21:51,320 برو من مجردم 355 0:21:51,320 --> 0:21:53,320 تو خط مقدم نیه 356 0:21:53,320 --> 0:21:54,600 که با هم رفته بودن 357 0:21:54,600 --> 0:21:56,120 اونو رد میکنه 358 0:21:56,120 --> 0:21:57,460 که امورت اونم خب 359 0:21:57,460 --> 0:21:58,720 جامعاز هلان 360 0:21:58,720 --> 0:22:00,360 با این همه سال هنو 361 0:22:00,360 --> 0:22:02,540 خیلی مشکلاتی براش پیش اومده 362 0:22:02,540 --> 0:22:03,160 نظره 363 0:22:03,160 --> 0:22:04,580 چون شیمیهی شده بود 364 0:22:04,580 --> 0:22:06,380 و جامعاز خیلی مشکلات داره 365 0:22:17,820 --> 0:22:21,520 اهل زمین بودن ولی 366 0:22:21,520 --> 0:22:29,380 به آسمونا پر زدن 367 0:22:29,380 --> 0:22:33,160 فرشته های شهر من 368 0:22:33,160 --> 0:22:38,860 تو فصل جنگ و التحال 369 0:22:38,860 --> 0:22:42,900 شدن یه استوره پاک 370 0:22:42,900 --> 0:22:46,420 میون قصه های نار 371 0:22:46,420 --> 0:22:47,820 شدن یه استوره پاک میون قصه های نار 372 0:22:47,820 --> 0:22:53,820 موسیقی 373 0:23:17,820 --> 0:23:19,820 موسیقی 374 0:23:47,820 --> 0:23:51,820 موسیقی 375 0:24:17,820 --> 0:24:19,820 موسیقی 376 0:24:47,820 --> 0:24:49,820 موسیقی 377 0:25:17,820 --> 0:25:23,820 موسیقی 378 0:25:23,820 --> 0:25:25,820 موسیقی 379 0:25:26,520 --> 0:25:27,820 موسیقی 380 0:25:28,620 --> 0:25:29,820 موسیقی 381 0:25:36,980 --> 0:25:41,760 موسیقی 382 0:25:41,760 --> 0:25:43,300 رادیو معورف 383 0:25:43,300 --> 0:25:46,080 صدای فضیلت و فطرت 384 0:25:46,080 --> 0:25:47,080 موسیقی 385 0:25:47,820 --> 0:26:05,020 پیام ولایت 386 0:26:17,820 --> 0:26:47,800 پیام ولایت 387 0:26:47,820 --> 0:27:17,800 پیام ولایت 388 0:27:17,820 --> 0:27:47,800 پیام ولایت 389 0:27:47,820 --> 0:28:17,800 پیام ولایت 390 0:28:17,820 --> 0:28:47,800 پیام ولایت 391 0:28:47,820 --> 0:29:17,800 پیام ولایت 392 0:29:17,820 --> 0:29:47,800 پیام ولایت 393 0:29:47,820 --> 0:29:59,880 پیام ولایت