1 0:00:00 --> 0:00:06,380 جاده نگاه کرد. تکه یه کوچکی از ماه از گوشه ی عبر بیرون زده بود. 2 0:00:30 --> 0:00:34,820 دوستان عزیز، تا فردا و ادامه روایت کتاب جامعه دست بسر. خدا ندار. 3 0:01:00 --> 0:01:23 موسیقی 4 0:01:24,240 --> 0:01:25,040 162 5 0:01:25,040 --> 0:01:29,980 نظر، پیشنهاد و انتقاد خود در باره برامه های رادیو معارضه. 6 0:01:30 --> 0:01:45 موسیقی 7 0:02:00 --> 0:02:06 خبر ندارد آشفتگان موید 8 0:02:06,580 --> 0:02:10 از خود خبر ندارد 9 0:02:10,900 --> 0:02:14 آشفتگان موید 10 0:02:15,100 --> 0:02:18 از خود خبر ندارد 11 0:02:19,280 --> 0:02:20 پار سایان 12 0:02:20,800 --> 0:02:24 بر درگه تو بهریست 13 0:02:24,740 --> 0:02:28 از آب چشم اوشا 14 0:02:28 --> 0:02:31,860 خلق جهان مزار 15 0:02:31,860 --> 0:02:36 در رد گذر ندارد 16 0:02:36 --> 0:02:41,140 در رد گذر ندارد 17 0:02:58 --> 0:03:27,980 در رد گذر ندارد 18 0:03:27,980 --> 0:03:29,480 و بعد در ادامه 19 0:03:29,480 --> 0:03:31,220 حضرت اینجور فرمودند 20 0:03:31,220 --> 0:03:42,200 خیلی روایت روایت زیباییه 21 0:03:42,200 --> 0:03:43,460 به خدا قسم 22 0:03:43,460 --> 0:03:46,040 اگر خدای متعال به دست تو 23 0:03:46,040 --> 0:03:47,120 یا علی 24 0:03:47,120 --> 0:03:49,740 یک نفر رو هدایت بکند 25 0:03:49,740 --> 0:03:52,120 بهتر از آن چیزیست که بر آن 26 0:03:52,120 --> 0:03:53,700 شمس طلوع میکنه 27 0:03:53,700 --> 0:03:56,980 بهتر از همه این سرزمین خاکیه 28 0:03:56,980 --> 0:03:57,180 خاکیه 29 0:03:57,180 --> 0:03:57,780 خاکیه 30 0:03:57,780 --> 0:03:57,960 خاکیه 31 0:03:57,980 --> 0:04:00,400 یک نفر رو امسان بتونه هدایت بکنه 32 0:04:00,400 --> 0:04:04,720 روایت دیگری از وجود نازنین نبی اکرم صلی اللہ علیه و آلیه و سلم 33 0:04:04,720 --> 0:04:08,720 نقش شده که حضرت فرمودن خدا شاد بکنه 34 0:04:08,720 --> 0:04:11,480 آن کسی رو که سخن من رو بشنوه 35 0:04:11,480 --> 0:04:14,080 بفهمه، حفظ بکنه 36 0:04:14,080 --> 0:04:17,700 و به کسی که این سخن رو نشنیده برسانه 37 0:04:17,700 --> 0:04:19,760 خدا به هممون توفیق بده 38 0:04:19,760 --> 0:04:22,100 اهل فهم معارف دینی 39 0:04:22,100 --> 0:04:24,820 و اهل انتقال معارف دینی 40 0:04:24,820 --> 0:04:26,320 به دیگران باشین 41 0:04:26,320 --> 0:04:27,380 انشاءالله 42 0:04:27,980 --> 0:04:52,980 موسیقی 43 0:04:52,980 --> 0:04:56 خدا رحمت کنه مرحوم حجت الاسلام و المسلمین 44 0:04:56 --> 0:04:57,980 محمد محمدی اشتهاده 45 0:04:57,980 --> 0:05:27,960 محمد محمدی اشتهاده 46 0:05:27,960 --> 0:05:33,160 من جز ایرانیانی هستم که بهائی بودم در امریکا 47 0:05:33,160 --> 0:05:42,520 و با خوندن کتاب بابیگری و بهائیگری مرحوم استاد محمد محمدی اشتهادی متحول شدم 48 0:05:42,520 --> 0:05:46,260 حالا دیلش میخواست با نویسنده کتاب حرف بزنه 49 0:05:46,260 --> 0:05:51,020 خب ما به ایشون گفتیم که استاد دربستر بیماری هستند 50 0:05:51,020 --> 0:05:53,820 و به خاطر شیمی درمانی نمیتونن صحبت بکنن 51 0:05:53,820 --> 0:05:56,960 با گریه میگفت سلام من رو به ایشون برسونید 52 0:05:56,960 --> 0:05:57,080 برسونید 53 0:05:57,080 --> 0:05:57,120 برسونید 54 0:05:57,120 --> 0:05:57,640 برسونید 55 0:05:57,640 --> 0:06:01,720 و بگید من یک بهائی پروپا قرص بودم 56 0:06:01,720 --> 0:06:05,100 وقتی کتاب ایشون در امریکا به دستم رسید 57 0:06:05,100 --> 0:06:09,160 اون رو چند بار خوندم فهمیدم که اشتواه دارم میرم 58 0:06:09,160 --> 0:06:10,940 من براشون دعا میکنم 59 0:06:10,940 --> 0:06:14,900 کاش نسخه های فراوانی از این کتاب به دست ما میرسید 60 0:06:14,900 --> 0:06:18,760 تا به همه بهائی هایی که در اطرافم میشناسم این کتاب رو بدم 61 0:06:18,760 --> 0:06:23,280 اونا خیلی بیخبرن تحت بمباران تبلیغاتی قرار دارن 62 0:06:23,280 --> 0:06:25,960 نمیتونن حق رو از باطل تشکیز بدن 63 0:06:25,960 --> 0:06:31,620 وظیفه ما اگر حق رو شناختیم به دیگران منتقل بکنیم 64 0:06:31,620 --> 0:06:35,100 برسانیم حق را وظیفه تبلیغ داریم ما 65 0:06:35,100 --> 0:06:40,320 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله سید مشتبه موسوی لاری 66 0:06:40,320 --> 0:06:44,880 رحمت الله علیه یه مرکز کوچکی در قوم تشکیل میدن 67 0:06:44,880 --> 0:06:52,100 و شروع میکنن به نوشتن کتاب هایی که معارف الهی در اونها نوشته شده 68 0:06:52,100 --> 0:06:55,880 تبلیغ میکنن و این رو به سراسر آلم میفرستن 69 0:06:55,960 --> 0:06:58,640 به زبانهای مختلف ترجمه میکنن 70 0:06:58,640 --> 0:07:05 یه وقتی یه نامه ای از زندانی در امریکا به دست ایشون میرسه 71 0:07:05 --> 0:07:14,900 و اون آقا میگه که من چند سال قبل تعداد زیادی کتاب در زندان به صورت اتفاقی از شما به من رسید 72 0:07:14,900 --> 0:07:21,480 این کتاب ها آرام آرام در تمایل به اسلام من رو یاری کردن 73 0:07:21,480 --> 0:07:24,740 من الان آزاد شدم بیرون از زندان هستم 74 0:07:25,960 --> 0:07:29,580 منی برای کمک به مسلمانان زندانی تأسیس کردم 75 0:07:29,580 --> 0:07:41,640 بعد ایشون میگه که من این کار رو فقط برای اون اثری که کتاب هایی که شما نوشته بودید روی من گذاشت دارم انجام میدم 76 0:07:41,640 --> 0:07:45,080 حال من رو عوض کرده که دست دیگران رو بگیرم 77 0:07:45,080 --> 0:07:52,800 یه کتاب اعتقاداتی مرحوم آیت الله موسوی لاری رحمت الله علیه مینویسن 78 0:07:52,800 --> 0:07:55,800 به زبان ترکی آزربایی 79 0:07:55,960 --> 0:07:57,780 ترجمه میشه 80 0:07:57,780 --> 0:08:03,160 و این رو در مناطق دانشگاهی بین دانشگاهیان پخش میکنن 81 0:08:03,160 --> 0:08:05,440 مخصوصا دانشگاه باکو 82 0:08:05,440 --> 0:08:11,800 میگن اثر این کتاب انقدر زیاد بوده که دانشگاه باکو به خاطر همین کتاب 83 0:08:11,800 --> 0:08:17,340 به مرحوم آیت الله موسوی لاری رحمت الله علیه دکترای افتخاری میده 84 0:08:17,340 --> 0:08:24,480 خب این کتاب رو دو نفر از اساتید عرب زبان به عربی ترجمه میکنند 85 0:08:24,480 --> 0:08:25,480 و در بیروت منتقلیه 86 0:08:25,960 --> 0:08:55,940 و این کتاب رو در بیروت منتقلیه 87 0:08:55,960 --> 0:08:58,420 آقازاده مرحوم آیت الله شاهبادی 88 0:08:58,420 --> 0:09:01,240 استاد مرحوم امام رحمت الله علیه 89 0:09:01,240 --> 0:09:08,480 تلاش فراوانی میکردن برای این که دین خدا رو به همین رستایی هایی که در کشور خودمون هستن 90 0:09:08,480 --> 0:09:12,140 و برخی از معارف رو یاد نگرفتن یاد بدند 91 0:09:12,140 --> 0:09:15 میرفتن تو رستاهای خیلی محروم 92 0:09:15 --> 0:09:17,760 اونجا شروع میکردن تبلیغ دین 93 0:09:17,760 --> 0:09:20,240 خانوادی ایشون نقل میکنه که 94 0:09:20,240 --> 0:09:25,320 خب مردمان اونجا هم به خاطر تبلیغاتی که دستگاه حکومت تاقود داشت 95 0:09:25,320 --> 0:09:29,600 ما رو نمیپذیرفتن گایی حتی نان هم به ما نمیفروختن 96 0:09:29,600 --> 0:09:34,300 برای همین این آله بزرگوار وقتی میخواد بره تو اون رستاها تبلیغ بکنه 97 0:09:34,300 --> 0:09:38,140 با خودش نان خشک و پنیر میبره که قضا بخوره 98 0:09:38,140 --> 0:09:39,460 ولی خسته نمیشه 99 0:09:39,460 --> 0:09:44,380 اونقدر با اخلاق خوب با این مردم رستا برخورد میکنه 100 0:09:44,380 --> 0:09:46,900 برای بچه هاشون برنامه تفلیهی میگذاره 101 0:09:46,900 --> 0:09:51,060 که حالا رستایها روزای آخر که ما میخواییم از اونجا بیاییم بیرون 102 0:09:51,060 --> 0:09:53,400 اصرار میکنن شما بمون اینجا 103 0:09:53,400 --> 0:09:56,980 با گریه میگفتن خواهش میکنیم شما بمون 104 0:09:56,980 --> 0:09:58,860 ما تازه شما رو شناختیم 105 0:09:58,860 --> 0:10:02,140 شما میگفت خب حالا که دیگه میفهمید ما روحانیت 106 0:10:02,140 --> 0:10:04 میتونیم کمک کارتون باشیم 107 0:10:04 --> 0:10:07,160 من میرم کس دیگه رو جای خودم میفرستم 108 0:10:07,160 --> 0:10:10,740 باز میرفت یه رستایی که تا حالها روحانی نرفته بود 109 0:10:10,740 --> 0:10:12,920 و روحانی رو نمیپذیرفتند 110 0:10:12,920 --> 0:10:16,640 اینجور فضای تبلیغ دین رو باز میکردن 111 0:10:16,640 --> 0:10:20,620 و مردم رو با ما عارف و حرکت مرحوم امام رحمت الله علیه 112 0:10:20,620 --> 0:10:21,480 آشنام میکردن 113 0:10:21,480 --> 0:10:23,340 خدا به هممون توفیق بده 114 0:10:23,340 --> 0:10:29,220 اهل تبلیغ دین و رسوندن حرف خدا به مردم باشیم 115 0:10:29,220 --> 0:10:30,080 انشاءالله 116 0:10:40,740 --> 0:10:58,740 موسیقی 117 0:11:10,740 --> 0:11:19,020 روایت عشق 118 0:11:19,020 --> 0:11:37,020 موسیقی 119 0:11:37,020 --> 0:11:38,820 به نام خدا و سلام 120 0:11:38,820 --> 0:11:40,460 این برنامه 121 0:11:40,460 --> 0:11:40,720 زیاده 122 0:11:40,720 --> 0:11:44,340 دیبایی های زندگی همسران و مادران شهدارو 123 0:11:44,340 --> 0:11:47,040 از زبان خودشون روایت میکنه 124 0:11:47,040 --> 0:11:48,200 این برنامه 125 0:11:48,200 --> 0:11:50,960 دفتر خاطرات زنانیه که 126 0:11:50,960 --> 0:11:51,860 توی زندگی 127 0:11:51,860 --> 0:11:54,560 یه جور دیگه به همچین نگاه کردن 128 0:11:54,560 --> 0:11:57,260 آشقانه های این زندگی ها 129 0:11:57,260 --> 0:11:58,540 اونقدر زیاده 130 0:11:58,540 --> 0:12:02,120 که لحظه به لحظه ما رو مشتاق شنیدن میکنه 131 0:12:02,120 --> 0:12:03,780 در این برنامه 132 0:12:03,780 --> 0:12:06,440 مهمونه یه همسر شهید هستیم 133 0:12:10,720 --> 0:12:16,400 خلبان شهید 134 0:12:16,400 --> 0:12:18 بهمن مسائبی 135 0:12:18 --> 0:12:21,460 در بهمن سال 1362 136 0:12:21,460 --> 0:12:24,500 در روزدانگ مزیداباند 137 0:12:24,500 --> 0:12:28 از تبابه شهرستان خدابنده 138 0:12:28 --> 0:12:30,360 در خانباده مذهبی 139 0:12:30,360 --> 0:12:31,780 به دنیا آمد 140 0:12:31,780 --> 0:12:34,540 و از شاگردان سردار شهید 141 0:12:34,540 --> 0:12:36,180 احمد مایلی 142 0:12:36,180 --> 0:12:38 فرمانده یگان هوایی 143 0:12:38,760 --> 0:12:40 قرارگاه قدس سپیدیه 144 0:12:40,720 --> 0:12:41,380 پا بود 145 0:12:41,380 --> 0:12:44,140 او در خانبادی روحانی 146 0:12:44,140 --> 0:12:45,400 بزرگ شد 147 0:12:45,400 --> 0:12:47,600 و پس از گرفتن دیپلوم 148 0:12:47,600 --> 0:12:50,460 و ورود به دانشگاه امام حسین 149 0:12:50,460 --> 0:12:51,360 علیه السلام 150 0:12:51,360 --> 0:12:53,320 موفق به دریافت 151 0:12:53,320 --> 0:12:55,840 کارشناسی عرشت شد 152 0:12:55,840 --> 0:12:58,480 خلبان بهمن مسائبی 153 0:12:58,480 --> 0:13:00,420 در سانهی سقوط 154 0:13:00,420 --> 0:13:01,920 یک فروند 155 0:13:01,920 --> 0:13:04,560 پرندی فوق سبک نیروی 156 0:13:04,560 --> 0:13:05,860 زمینی سپا 157 0:13:05,860 --> 0:13:08,560 این عظیمت به معمولیت 158 0:13:08,560 --> 0:13:10,400 در خستان سیستان 159 0:13:10,720 --> 0:13:11,920 و بلوچستان 160 0:13:11,920 --> 0:13:14,240 به شهادت رسید 161 0:13:14,240 --> 0:13:16,420 یاد و نامش 162 0:13:16,420 --> 0:13:18,200 جافدان باد 163 0:13:18,200 --> 0:13:21,160 در تبسم هر شهید 164 0:13:21,160 --> 0:13:24,280 در تکلم هر نسیب 165 0:13:24,280 --> 0:13:27,400 این روایت عاشقیست 166 0:13:27,400 --> 0:13:30,500 ما به آفتاب میرسیم 167 0:13:30,500 --> 0:13:33,360 ما به آفتاب میرسیم 168 0:13:33,360 --> 0:13:35,440 مهمون خانوم فاطمه رزایی 169 0:13:35,440 --> 0:13:37,360 همسر خلبان شهید 170 0:13:37,360 --> 0:13:39,680 بهمن مسائبی هستیم 171 0:13:39,680 --> 0:13:40,700 زنی فداکار 172 0:13:40,720 --> 0:13:44,080 که حرفاش سرشار از عطر دوست داشتنه 173 0:13:44,080 --> 0:13:45,940 دوست داشتنه که هیچ وقت 174 0:13:45,940 --> 0:13:47,440 فراموش نمیشه 175 0:13:47,440 --> 0:13:49,940 حتی بعد از شهادت بهمن 176 0:13:49,940 --> 0:13:51,620 فاطمه خانوم حالا 177 0:13:51,620 --> 0:13:53,660 از اون روزای آشنایی 178 0:13:53,660 --> 0:13:55,340 و خاستگاری برامون میگه 179 0:13:55,340 --> 0:13:57,580 یادم یاد شبیه که شهید 180 0:13:57,580 --> 0:13:59,480 به خانوادشون تشریف آوردن 181 0:13:59,480 --> 0:14:00,260 منزل ما 182 0:14:00,260 --> 0:14:02,280 طوری صحبت کردم که 183 0:14:02,280 --> 0:14:04,520 این دیگه آخرین دیدار ما 184 0:14:04,520 --> 0:14:06,060 برای این قضیه باشه 185 0:14:06,060 --> 0:14:09 و واقعا میخواستم روابه رد بدم 186 0:14:09 --> 0:14:11 برخلاف خاستگارای قبلی 187 0:14:11 --> 0:14:12,700 که با دستگل های آنترنانی 188 0:14:12,700 --> 0:14:14 و این ها میمدن 189 0:14:14 --> 0:14:14,980 اون شب آبه من 190 0:14:14,980 --> 0:14:17,300 با یه دستگل پلاستیکی 191 0:14:17,300 --> 0:14:20,560 و خیلی ساده برای خاستگاری من اومده بود 192 0:14:20,560 --> 0:14:22,640 که خودم و خانواده من 193 0:14:22,640 --> 0:14:24,280 خوب یه ذره جا خوادیم 194 0:14:24,280 --> 0:14:25,800 من یادم رفتم تو اتاق 195 0:14:25,800 --> 0:14:27,320 که برای صحبت کردن 196 0:14:27,320 --> 0:14:28,960 روبه دیوار نشسته بودن 197 0:14:28,960 --> 0:14:29,960 و ایشون روبه من 198 0:14:29,960 --> 0:14:32,780 و من شروع کردم به صحبت 199 0:14:32,780 --> 0:14:34,020 و گفتم که من دوست دارم 200 0:14:34,020 --> 0:14:36,080 همسرم جنتلمن باشه 201 0:14:36,080 --> 0:14:38,340 طوری باشه که وقتی تو خیابون دارم باشه 202 0:14:38,340 --> 0:14:40,300 را میرم حس خوبی داشته باشم 203 0:14:40,300 --> 0:14:42,560 دیدگاهش نسبت به زنبری من 204 0:14:42,560 --> 0:14:44,080 خیلی اهمیت داره 205 0:14:44,080 --> 0:14:45,960 خلاص ما طوری حرف زدیم 206 0:14:45,960 --> 0:14:46,840 که اینا برن 207 0:14:46,840 --> 0:14:50,620 بعد خب ایشون هم زهرنگ بودن 208 0:14:50,620 --> 0:14:52,100 بعد اول گفتن که 209 0:14:52,100 --> 0:14:53,420 شما مثلا صحبت کنید 210 0:14:53,420 --> 0:14:55,360 من این صحبت ها را انجام دادم 211 0:14:55,360 --> 0:14:59,020 بعد که شروع کردن ایشون به صحبت کردن 212 0:14:59,020 --> 0:15:00,680 برخلاف این که 213 0:15:00,680 --> 0:15:01,980 خب من میدونستم ایشون 214 0:15:04,020 --> 0:15:05,860 مدود نه سال 215 0:15:05,860 --> 0:15:08,600 تو سپاه تهران 216 0:15:08,600 --> 0:15:10,580 اونجا مشغوله به کار بودن 217 0:15:10,580 --> 0:15:12 و جالبه دقیقا 218 0:15:12 --> 0:15:14,220 تو بحث علمی روحیشو مثل خودم بود 219 0:15:14,220 --> 0:15:16,160 خیلی علاقه من به ادامه تحصیل 220 0:15:16,160 --> 0:15:17,420 و بحث علمی داشتن 221 0:15:17,420 --> 0:15:21,220 ایشون که شروع کردن به صحبت کردن 222 0:15:21,220 --> 0:15:22,980 من کم کم 223 0:15:22,980 --> 0:15:24,440 یادمه که برگشتم 224 0:15:24,440 --> 0:15:25,820 به سمت ایشون 225 0:15:25,820 --> 0:15:27,620 خشنگ جهتم تونشستن 226 0:15:27,620 --> 0:15:28,440 تغییر کرد 227 0:15:28,440 --> 0:15:29,680 یه همون شب 228 0:15:29,680 --> 0:15:32,720 یادمه که صحبتی که با من کردن 229 0:15:32,720 --> 0:15:33,980 برگشتن گفتن که 230 0:15:34,020 --> 0:15:37,480 قطعا من و شما با هم خیلی ما تفاوتیم 231 0:15:37,480 --> 0:15:39,440 ولی مهم اینه که با وجود 232 0:15:39,440 --> 0:15:41,820 این تفاوت ها به تفاهم برسیم 233 0:15:41,820 --> 0:15:43,440 و من این جمله شون 234 0:15:43,440 --> 0:15:45,360 برای من خیلی زیبا بود 235 0:15:45,360 --> 0:15:47,240 و از اون سال تا حالا 236 0:15:47,240 --> 0:15:49,100 از سال هشتاد و نو 237 0:15:49,100 --> 0:15:50,800 این تو زهن من مونده 238 0:15:50,800 --> 0:15:52,880 و همین شد که در 239 0:15:52,880 --> 0:15:54,480 اوج ناباوری 240 0:15:54,480 --> 0:15:56,760 حتی ایشون مثلا میگم 241 0:15:56,760 --> 0:15:58,840 خیلی از چیزهایی که 242 0:15:58,840 --> 0:16:00,960 من تو زهن خودم میپرورندم 243 0:16:00,960 --> 0:16:02,020 برای زندگی 244 0:16:02,020 --> 0:16:04 شاید مثلا اون ملاکه ها 245 0:16:04 --> 0:16:06,320 ملاکه های ظاهری و چیزی هایی که 246 0:16:06,320 --> 0:16:08,840 در ویترین آدم ها اصولا هست 247 0:16:08,840 --> 0:16:11,200 ولی شاید در وجودشون 248 0:16:11,200 --> 0:16:13,080 چیزی وجود نداشته باشه 249 0:16:13,080 --> 0:16:14,600 برای من ایشون 250 0:16:14,600 --> 0:16:17,200 شاید نداشت در ابتدا اون ظاهر رو 251 0:16:17,200 --> 0:16:18,460 ولی من 252 0:16:18,460 --> 0:16:21,380 پی به اون امق وجوده ایشون 253 0:16:21,380 --> 0:16:22,900 داشتم میبردم 254 0:16:22,900 --> 0:16:25,420 و اون کشش از امق وجوده ایشون 255 0:16:25,420 --> 0:16:26,140 بود برای من 256 0:16:34 --> 0:16:40,940 که یه جنباهی شتر هایی شوشنه 257 0:16:40,940 --> 0:16:44,980 من او بر کوچک همم هیرک کردن 258 0:16:44,980 --> 0:16:47,340 که دریا میرسن 259 0:16:47,340 --> 0:16:50,820 خوشه های دل خوشی دست توه 260 0:16:50,820 --> 0:16:54,700 گه سبدر روح شنی تو دست منه 261 0:16:54,700 --> 0:16:58,600 دوباره داره تو قلب لحظه ها 262 0:16:58,600 --> 0:17:02,680 اشک و خوشبختی شکوفه میزنه 263 0:17:02,680 --> 0:17:06,180 عشق و خوشبختی شکوفه میزنه 264 0:17:06,180 --> 0:17:09,980 زندگی این دو نفر با سادگی و عشق شروع میشه 265 0:17:09,980 --> 0:17:13,820 اونقدر این سادگی زیباست که خانم رزایی ازش 266 0:17:13,820 --> 0:17:18,280 به نیکی یاد میکنه و براش یه خاطره موندگار شده 267 0:17:18,280 --> 0:17:23,180 خاطرهی که امروز میشنویم و ما هم به این همه سادگی و زیبایی 268 0:17:23,180 --> 0:17:26,660 برای شروع زندگی قبطه میخوریم 269 0:17:26,660 --> 0:17:29,640 من چون فوق لیسانس خوب داشتم میخوندم 270 0:17:29,640 --> 0:17:31,500 آقا بهمن معمولیت بودن 271 0:17:31,500 --> 0:17:35,940 ما حتی وقت نمی کردیم برای خرید حلقه و تلا 272 0:17:35,940 --> 0:17:37,900 بریم تو بازار بچرخیم 273 0:17:37,900 --> 0:17:40,960 به آقا بهمن گفتم انقدر برای من حلقه نمیگیری 274 0:17:40,960 --> 0:17:43,660 که من آخر تو دانشگاه خاصگار پیدا میکنم 275 0:17:43,660 --> 0:17:45,740 چون من دستم هیچی ننداخته بودم 276 0:17:45,740 --> 0:17:48,060 یه روز تصمیم گرفتم خودم رفتم 277 0:17:48,060 --> 0:17:52,120 از یه نبر فروشی یه حلقه یه رینگ ساده 278 0:17:52,120 --> 0:17:53,840 یه نو هزار تومنی خریدم 279 0:17:53,840 --> 0:17:56,220 این مال احد دقیانوس نیست 280 0:17:56,220 --> 0:17:58,420 دامان اواخر سال هشت را نوهه 281 0:17:58,420 --> 0:18:02,060 این داختم دستم که دیگه همه دوستان و همکلاسی آینها 282 0:18:02,060 --> 0:18:03,960 بدونن که من نامزد کردم 283 0:18:03,960 --> 0:18:07,280 ایشون از بهمولیت اومدن و برنامه همه هنگ کردیم 284 0:18:07,280 --> 0:18:09,180 که بریم برای خرید تلا 285 0:18:09,180 --> 0:18:12,120 اومدن نگاه کردن به حلقه من گفتن که 286 0:18:12,120 --> 0:18:14,300 فاطمه چقدر خوشگل و ساده است 287 0:18:14,300 --> 0:18:16,680 منم این همین رو میخوام 288 0:18:16,680 --> 0:18:19,840 رفتیم حلقه ایشونم شد سیزده هزار تومن 289 0:18:19,840 --> 0:18:23,120 تصمیم گرفتیم دیگه هیچ حلقه دیگه نخریم 290 0:18:23,120 --> 0:18:26,400 چون حس بسیار خوبی با همین دوتا حلقه داشتیم 291 0:18:26,400 --> 0:18:29,560 میگه دوستو زنی زده بودن دقیقه اینا داشتن 292 0:18:29,560 --> 0:18:31,840 که حلقهشون بریلیان باشه یا نباشه 293 0:18:31,840 --> 0:18:34,060 و اون موقع دو میلیون سه میلیون پولش بود 294 0:18:34,060 --> 0:18:36,940 وقتی من این رو گفتم باورش نمیشد 295 0:18:36,940 --> 0:18:38,920 که من حلقه من نه هزار تومن خریدم 296 0:18:38,920 --> 0:18:41,600 بهش گفتن واقعا به این چیزها 297 0:18:41,600 --> 0:18:43,580 وقتی طرفتون رو شناختین 298 0:18:43,580 --> 0:18:48 وقتی دیدین واقعا از برون عرضشمنده 299 0:18:48 --> 0:18:51,900 با این چیزها حال زندگیتون رو مکدر نکنید 300 0:18:51,900 --> 0:18:55,540 همیشه به من میگفتن که اینها که چیزی نیست 301 0:18:55,540 --> 0:18:58,860 این تلاهمست سر تا پای تو رو باید تلا بگیرم 302 0:18:58,860 --> 0:19:01,920 همین عبارتها برای یک زن 303 0:19:01,920 --> 0:19:04,300 برای حیات یک زن کفایت میکنه 304 0:19:04,300 --> 0:19:09,880 درست از لحظه دیدارمون با هم 305 0:19:09,880 --> 0:19:13,260 که شد دنیا من روشنگ 306 0:19:13,580 --> 0:19:15,980 من به بیداری 307 0:19:15,980 --> 0:19:21,820 دلم راضی به فانوس نگاهت شد 308 0:19:21,820 --> 0:19:28,320 تو هست خرشید خوب من چی کم داری 309 0:19:28,320 --> 0:19:32,980 من و تو هم ترانه تو راه 310 0:19:32,980 --> 0:19:37 سر نوشتیم چه ساده 311 0:19:37 --> 0:19:39,220 به سمون و برای 312 0:19:39,220 --> 0:19:42,480 هم نوشتیم من و تو 313 0:19:42,480 --> 0:19:43,560 هم نوشتیم من و تو 314 0:19:43,560 --> 0:19:43,580 هم نوشتیم من و تو 315 0:19:43,580 --> 0:19:45,240 هم ترانه تو راه 316 0:19:45,240 --> 0:19:49,280 سر نوشتیم چه ساده 317 0:19:49,280 --> 0:19:51,500 قصمونو برای 318 0:19:51,500 --> 0:19:53,580 هم نوشتیم 319 0:19:54,100 --> 0:19:57,580 زندگی مشترک و دوست داشتنهای مداوم 320 0:19:58,200 --> 0:20:00,580 و روزایی که داره به خوشی میگذره 321 0:20:01,240 --> 0:20:03,780 یه حرف یه جمله از طرف مقابل 322 0:20:03,780 --> 0:20:06,760 کلی انرژی به این زندگی میده 323 0:20:06,760 --> 0:20:07,780 و فاطمه خانوم 324 0:20:07,780 --> 0:20:10,680 همه ی این انرژی های قشنگ رو 325 0:20:10,680 --> 0:20:11,960 از آقا بهمند 326 0:20:11,960 --> 0:20:13,560 تو زندگی دریافت میده 327 0:20:13,560 --> 0:20:16,460 وقتی بارد زندگی شدیم 328 0:20:16,460 --> 0:20:17,680 روز به روز 329 0:20:17,680 --> 0:20:19,820 من حتی بعضی موقع نگاه میکردم 330 0:20:19,820 --> 0:20:22,740 و میگفتم خب من چرا این انتخاب رو کردم 331 0:20:22,740 --> 0:20:26,200 در بین انتخاب های مختلفی که داشتم 332 0:20:26,200 --> 0:20:27,480 ولی روز به روز 333 0:20:27,480 --> 0:20:28,820 همیشه هم خودشون میگفتم 334 0:20:28,820 --> 0:20:30,780 میگفتم فاطمه من کاری میکنم 335 0:20:30,780 --> 0:20:33,040 که تو من رو دوست داشته باشی 336 0:20:33,040 --> 0:20:36,120 و با من زندگی آشقانه 337 0:20:36,120 --> 0:20:37,680 یا تجربه بکنی 338 0:20:37,680 --> 0:20:39,980 و برای این کار زحمت میکشید 339 0:20:39,980 --> 0:20:41,280 خیلی تلاش میکرد 340 0:20:41,280 --> 0:20:43,080 آقا با من بین دوستاشون 341 0:20:43,080 --> 0:20:45,640 خب بین اون گروهی که داشتن 342 0:20:45,640 --> 0:20:48,280 به نسبت اونها دیرتر ازدواش کردن 343 0:20:48,280 --> 0:20:50,520 و همیشه میگفتن که 344 0:20:50,520 --> 0:20:52,040 وقتی من میخواستم 345 0:20:52,040 --> 0:20:53,760 برای ازدواش اقدام میکنم 346 0:20:53,760 --> 0:20:54,960 و سخ گیری میکردم 347 0:20:54,960 --> 0:20:56,540 و مواردی که بود 348 0:20:56,540 --> 0:20:58,560 میرفتم به دلم نمینشست 349 0:20:58,560 --> 0:21:00,380 یا هر کدوم یه موردی داشتن 350 0:21:00,380 --> 0:21:02,580 میگفت که دوستان به من میگفتن 351 0:21:02,580 --> 0:21:04,080 با من سخ نگیر 352 0:21:04,080 --> 0:21:06,960 نهایتا اون چیزی که تو زهنته 353 0:21:06,960 --> 0:21:08,840 چهل الى شست درصدش 354 0:21:08,840 --> 0:21:10,400 محقق میشه 355 0:21:10,400 --> 0:21:12,800 و بقیهش دیگه باید 356 0:21:12,800 --> 0:21:13,780 میخیالشی 357 0:21:13,780 --> 0:21:17,060 بعد که تو زندگی با هم بودیم 358 0:21:17,060 --> 0:21:18,880 یک عبارتی داشتن که من 359 0:21:18,880 --> 0:21:20,720 خیلی خوب این عبارت برام 360 0:21:20,720 --> 0:21:23,740 دلنشین بود و همیشه میگفتن که 361 0:21:23,740 --> 0:21:25,180 ولی فاطمه وقتی من 362 0:21:25,180 --> 0:21:27,520 با تو زندگی رو شروع کردم 363 0:21:27,520 --> 0:21:29,660 اینو باید بگم که 364 0:21:29,660 --> 0:21:31,800 تو بالای صد درصد منی 365 0:21:31,800 --> 0:21:33,840 دوستای من این رو به من گفتم 366 0:21:33,840 --> 0:21:35,860 ولی من در موارد با تو 367 0:21:35,860 --> 0:21:37,180 این نظرم هست 368 0:21:37,180 --> 0:21:38,840 و این بالای 369 0:21:38,840 --> 0:21:40,220 صد درصد من 370 0:21:40,220 --> 0:21:43,200 یک تک کلامی بود که توی زندگی ما 371 0:21:43,200 --> 0:21:45,120 خیلی تکرار میشد در مواقع 372 0:21:45,120 --> 0:21:47,040 مختلف ایشون خودشون 373 0:21:47,040 --> 0:21:49,040 بزرگ بار بودن و لطف داشتن 374 0:21:49,040 --> 0:21:51,140 و محبتشون رو ابراز میکردن 375 0:21:51,140 --> 0:21:53,260 به گوله خودم حالا خیلی هم 376 0:21:53,260 --> 0:21:55,580 میگن میگن به من خیلی پروانهی بود 377 0:21:55,580 --> 0:21:57,600 از لازه اخلاقی 378 0:21:57,600 --> 0:21:59,020 و روحی خیلی رو خودشون 379 0:21:59,020 --> 0:22:01,120 کار کرده بودن بسیار مهربان 380 0:22:01,120 --> 0:22:03,120 بودن و من وقتی 381 0:22:03,120 --> 0:22:05,540 به ایشون بعض موقع ها نگاه می کردم 382 0:22:05,540 --> 0:22:07,240 من همیشه از خدا برای خودم 383 0:22:07,240 --> 0:22:09,060 همسر مهربان خواسته بودم 384 0:22:09,060 --> 0:22:10,940 نگاه میکردم و گفتم 385 0:22:10,940 --> 0:22:13,620 خدا یا وقتی انقدر مهربانه 386 0:22:13,620 --> 0:22:15,340 مثلا احل بیت ما 387 0:22:15,340 --> 0:22:16,180 چی شکلی هست 388 0:22:16,180 --> 0:22:18,600 اونهایی که اشرف مخلوقات هست 389 0:22:18,600 --> 0:22:19,820 اونها چی شکلی هست 390 0:22:19,820 --> 0:22:21,780 تو بحث اخلاقی هست 391 0:22:35,540 --> 0:22:41,120 به اشق دریای شماست 392 0:22:41,120 --> 0:22:51,880 اسمتون رمزه اوبورست 393 0:22:51,880 --> 0:22:56,980 همه ی درایه بسته 394 0:22:56,980 --> 0:23:01,620 مهرتون مثل ی خرچی 395 0:23:01,620 --> 0:23:05,520 به دل دنیا نشست 396 0:23:05,540 --> 0:23:11,940 اسمتون رمزه اوبورست 397 0:23:11,940 --> 0:23:16,820 همه ی درایه بسته 398 0:23:16,820 --> 0:23:21,840 مهرتون مثل ی خرچی 399 0:23:21,840 --> 0:23:26,220 به دل دنیا نشست 400 0:23:26,220 --> 0:23:31,240 از رادیو معارف و با برنامه روایت اشق همراه شما هستیم 401 0:23:31,240 --> 0:23:33,620 و مهمون خانم فاطمه رزایی 402 0:23:33,620 --> 0:23:35,020 همسر خلبان شهید 403 0:23:35,540 --> 0:23:36,800 بهمن مسائبی 404 0:23:36,800 --> 0:23:39,480 فاطمه خانم در کنار همسر 405 0:23:39,480 --> 0:23:41,960 زندگی قشنگ خودش رو ساخت 406 0:23:41,960 --> 0:23:44,300 و هر دو سبب پیشرفت 407 0:23:44,300 --> 0:23:45,240 همدیگه شدن 408 0:23:45,240 --> 0:23:47,800 وقتی دو نفر به خوبی 409 0:23:47,800 --> 0:23:49,200 همدیگر رو پیدا کنن 410 0:23:49,200 --> 0:23:52,540 راه درست زندگی هم خودش رو به اونا 411 0:23:52,540 --> 0:23:53,540 نشون میده 412 0:23:53,540 --> 0:23:55,500 زندگی ما ادامه پیدا کرد 413 0:23:55,500 --> 0:23:57,440 ایشون رو بسای علمی همیشه 414 0:23:57,440 --> 0:23:58,940 مشوق من بودن 415 0:23:58,940 --> 0:24:02,700 و من تو زندگی با ایشون همون مختلف و گلیسانس هم رو خوندم 416 0:24:02,700 --> 0:24:04,720 و ایشون رو هم تشویخ کردم 417 0:24:04,720 --> 0:24:08,600 و همیشه که ایشون هم مختلف و گلیسانس خودشون رو 418 0:24:08,600 --> 0:24:12,380 در دانشگاه امام حسین تحصیلاتشون رو ادامه دادن 419 0:24:12,380 --> 0:24:15,440 سه سال از زندگی مشترک ما گذشت 420 0:24:15,440 --> 0:24:16,580 بدون فرزند 421 0:24:16,580 --> 0:24:20,020 و من فرزند رو تقریبا دیگه 422 0:24:20,020 --> 0:24:22,180 قسمت پایان نامم بود که 423 0:24:22,180 --> 0:24:26,540 اولین فرزند رو خداوند به ما هدیه کرد 424 0:24:26,540 --> 0:24:29,100 دختر اولم زینب خانم بودن 425 0:24:29,100 --> 0:24:30,840 سال بعدش 426 0:24:30,840 --> 0:24:32,480 بخواست خدا 427 0:24:32,480 --> 0:24:35,140 زهرابانوی ما به دنیا اومد 428 0:24:35,140 --> 0:24:37,040 سال بعدترش 429 0:24:37,040 --> 0:24:38,760 زها خانم به دنیا اومد 430 0:24:38,760 --> 0:24:41,260 یعنی ما سه سال پشت سره هم 431 0:24:41,260 --> 0:24:43,960 درگیر بحث بچه ها بودیم 432 0:24:43,960 --> 0:24:45,620 و برای حالا خودمونم 433 0:24:45,620 --> 0:24:47,380 خیلی سخت بود 434 0:24:47,380 --> 0:24:49,600 ولی ما بعدن 435 0:24:49,600 --> 0:24:51,780 یعنی بعد از شهادت ایشون من فهمیدم 436 0:24:51,780 --> 0:24:52,740 که علت این 437 0:24:52,740 --> 0:24:55,400 هدیه های آسمانی چی بوده 438 0:24:55,400 --> 0:24:58 در تمام طول این مدت 439 0:24:58 --> 0:25:00,900 و زندگی که ما با هم داشتیم 440 0:25:00,900 --> 0:25:02,080 آقا بهمن هر فصل 441 0:25:02,480 --> 0:25:04,600 معمولیت بیس روزه داشتن 442 0:25:04,600 --> 0:25:06,980 و خیلی وقتا پیش می اومد 443 0:25:06,980 --> 0:25:08,980 من در طول بارداری هم 444 0:25:08,980 --> 0:25:10,900 این مدت رو تنها بودم 445 0:25:10,900 --> 0:25:12,860 و خیلی مسائل هم 446 0:25:12,860 --> 0:25:14,120 برای من به وجود می اومد 447 0:25:14,120 --> 0:25:15,800 توی بحث بارداری زینب 448 0:25:15,800 --> 0:25:17,660 یه شکی برای من به وجود اومد 449 0:25:17,660 --> 0:25:19,160 تو زهرابانوی ها به هر حال 450 0:25:19,160 --> 0:25:21,620 ولی خب خدا کمک می کرد 451 0:25:21,620 --> 0:25:24,540 یعنی می خواهم بگم که زندگی با افرادی که 452 0:25:24,540 --> 0:25:26,680 شغل های نظامی خاص دارن 453 0:25:26,680 --> 0:25:28,840 سختی های خیلی خاص 454 0:25:28,840 --> 0:25:29,800 خودش رو داره 455 0:25:29,800 --> 0:25:32,060 و جالب اون زندگی که من 456 0:25:32,060 --> 0:25:34,720 در دوران کدکی از مادرم دیده بودم 457 0:25:34,720 --> 0:25:36,440 که نسب به پدرم چقدر سبر رو 458 0:25:36,440 --> 0:25:37,660 تحمل کرده بودن 459 0:25:37,660 --> 0:25:40,740 همون داشت تو زندگی خودم تکرار می شد 460 0:25:40,740 --> 0:25:42,460 مامانم همیشه می گفت 461 0:25:42,460 --> 0:25:44,500 می گفتش که همون راهی 462 0:25:44,500 --> 0:25:46,880 که من رفتم رو تو داری میری فاطمه 463 0:25:46,880 --> 0:25:48,540 ولی خب به جهت 464 0:25:48,540 --> 0:25:50,320 محبت زیادی که 465 0:25:50,320 --> 0:25:52,420 ایشون داشتن من این روزها رو 466 0:25:52,420 --> 0:25:54,180 واقعا تحمل می کردم 467 0:25:59,800 --> 0:26:04,360 افروختی 468 0:26:04,360 --> 0:26:12,060 این دل سودایی سرگشته را 469 0:26:12,060 --> 0:26:18,840 راه رسم عاشقی آموختی 470 0:26:18,840 --> 0:26:28,360 راه رسم عاشقی آموختی 471 0:26:29,800 --> 0:26:31,640 مهموریت ها شروع می شود 472 0:26:31,640 --> 0:26:33,360 و فاطمه خانم باید 473 0:26:33,360 --> 0:26:35,240 زندگی با یک نظامی رو 474 0:26:35,240 --> 0:26:37,480 با تمام وجود درک کنه 475 0:26:37,480 --> 0:26:39,740 دوری دلتنگی 476 0:26:39,740 --> 0:26:40,880 همه اینا 477 0:26:40,880 --> 0:26:44,140 یه لحظه هم فاطمه عزیز رو نامید نکرد 478 0:26:44,140 --> 0:26:45,560 و عاشقانه 479 0:26:45,560 --> 0:26:47,420 پای این زندگی ایستاد 480 0:26:47,420 --> 0:26:49,500 البته با مهر و محبتی 481 0:26:49,500 --> 0:26:51,620 که آقا بهمن به فاطمه 482 0:26:51,620 --> 0:26:53,040 و این زندگی داشت 483 0:26:53,040 --> 0:26:55,160 حساب کنید وقتی یک ماه 484 0:26:55,160 --> 0:26:56,720 مهموریت می خواستم برم 485 0:26:56,720 --> 0:26:59,520 من همیشه برای خانمهای دوستان 486 0:26:59,800 --> 0:27:01,420 مثال می زنم که خیلی 487 0:27:01,420 --> 0:27:03,140 خودمونی و قابل لمس باشه 488 0:27:03,140 --> 0:27:04,860 گفتم آقا بهمن احساس می کرد 489 0:27:04,860 --> 0:27:08,200 یک معلول رو داره تو خونه تنها می زاره 490 0:27:08,200 --> 0:27:09,400 یعنی فکر 491 0:27:09,400 --> 0:27:12,160 تمام روزای این یک ماه رو می کردن 492 0:27:12,160 --> 0:27:14,180 احتیاجات من رو تحمیل می کردن 493 0:27:14,180 --> 0:27:15,700 بعد می رفتن مهموریت 494 0:27:15,700 --> 0:27:17,600 و برای من جالب بود 495 0:27:17,600 --> 0:27:19,600 وقتی مثلا خانمهای دیگه می رفتن 496 0:27:19,600 --> 0:27:21,480 نون می خریدن سبزی می خریدن 497 0:27:21,480 --> 0:27:23,280 برای من جالب بود 498 0:27:23,280 --> 0:27:25,220 حتی آقا بهمن کاری می کرد 499 0:27:25,220 --> 0:27:27,940 که من احتیاج به هیچ خریدی نداشته باشم 500 0:27:27,940 --> 0:27:28,860 در این حد 501 0:27:28,860 --> 0:27:31,440 ایشون توجه خاص داشتن 502 0:27:31,440 --> 0:27:33,640 اصلا آدم بی تفاوتی نبودن 503 0:27:33,640 --> 0:27:35,280 تو بحث بچه ها هم خیلی 504 0:27:35,280 --> 0:27:36,460 برامون سنگیم بود 505 0:27:36,460 --> 0:27:39,380 به خاطر این بود که هر بار من شبها 506 0:27:39,380 --> 0:27:41,120 بلند می شدم حتی برای این که 507 0:27:41,120 --> 0:27:42,780 دخترها رو بخوام شیر بدم 508 0:27:42,780 --> 0:27:44,980 ایشون بلند می شدم با من می نشستن 509 0:27:44,980 --> 0:27:47,280 بعد من گفتم خب بهمن جالب بخواب 510 0:27:47,280 --> 0:27:48,900 تو فرداستو می خوایی بری سرکار 511 0:27:48,900 --> 0:27:50,780 من گفت نه تو هم خسته ای 512 0:27:50,780 --> 0:27:53,160 بعدش بچه رو آروم کنم بخوابونم 513 0:27:53,160 --> 0:27:54,820 یعنی تو این جور 514 0:27:54,820 --> 0:27:57,240 موارد انقدر این حرکاتشون 515 0:27:57,240 --> 0:27:59,820 برای من دلنشین و آرام بخش بود 516 0:27:59,820 --> 0:28:01,700 تحمل این زندگیی 517 0:28:01,700 --> 0:28:03,560 که یک زندگی نظامی 518 0:28:03,560 --> 0:28:05,180 که همسرت مدام نیست 519 0:28:05,180 --> 0:28:07,020 تو معمولیت های پرخطره رو 520 0:28:07,020 --> 0:28:09,660 برای من قابل تحمل می کرد 521 0:28:09,660 --> 0:28:10,740 یادم یاد 522 0:28:10,740 --> 0:28:13,100 زوها خانم هنوز به دنیا نیمده بودن 523 0:28:13,100 --> 0:28:14,920 که بحث سفر سوریه 524 0:28:14,920 --> 0:28:16,020 ایشون پیش اومد 525 0:28:16,020 --> 0:28:18,560 دوستانشون رفته بودن و ما میدونستیم 526 0:28:18,560 --> 0:28:20,060 وضعیت سوریه چی جوریه 527 0:28:20,060 --> 0:28:22,120 و جالبه اینم بگم که کلن 528 0:28:22,120 --> 0:28:23,800 بچه های سابرین 529 0:28:23,800 --> 0:28:24,940 سابرین سپاه 530 0:28:24,940 --> 0:28:26,880 یک ماییت کاریه که 531 0:28:26,880 --> 0:28:28,600 خب اینا شهید خیلی میدن 532 0:28:28,600 --> 0:28:30,960 در واقع هر ماه نمیدونم هر چند وقت 533 0:28:30,960 --> 0:28:33,480 یک بار بحث این شهادت رو داریم 534 0:28:33,480 --> 0:28:35,340 و ما دیگه نقلانبات بود 535 0:28:35,340 --> 0:28:37,320 تو زندگیمون خیلی هم به من میگن 536 0:28:37,320 --> 0:28:39,280 که فکر میکردی همسر شهید بشه 537 0:28:39,280 --> 0:28:41,300 گفتم ما اصلا خیلی با هم 538 0:28:41,300 --> 0:28:43,480 در این مورد صحبت میکردیم 539 0:28:43,480 --> 0:28:45,180 حتی یادمه یه بار از معمولیت 540 0:28:45,180 --> 0:28:47,220 که اومدن یه اکسی رو به من نشون دادن 541 0:28:47,220 --> 0:28:49,120 گفتن که فترم ببین اینا 542 0:28:49,120 --> 0:28:51,400 توی گرزای شهده های من سمن فلان شهر 543 0:28:51,400 --> 0:28:52,480 گرفتم خیلی قشنگی 544 0:28:52,480 --> 0:28:54,700 گفتن با من چقدر قشنگی 545 0:28:54,700 --> 0:28:56,800 به درد پوستر شهادتت میخوره 546 0:28:56,800 --> 0:28:58,660 یعنی ما در این حد 547 0:28:58,660 --> 0:29:00,540 خیلی هم با هم رفیق بودیم 548 0:29:00,540 --> 0:29:03,040 خیلی حتی بحثای این که 549 0:29:03,040 --> 0:29:05,160 بعد شهادت برای من چه اتفاقهای 550 0:29:05,160 --> 0:29:07,120 میافته یه گفتگوهای 551 0:29:07,120 --> 0:29:08,980 خیلی سمیمی بین ما 552 0:29:08,980 --> 0:29:10,600 وجود داشت و یک ارتباط 553 0:29:10,600 --> 0:29:11,820 هر حمدالله خیلی خوب 554 0:29:11,820 --> 0:29:14,760 با هر بحانه 555 0:29:14,760 --> 0:29:17,040 سر میکشد 556 0:29:17,040 --> 0:29:18,900 از هر طرف 557 0:29:18,900 --> 0:29:21,100 شوقی بروای 558 0:29:21,100 --> 0:29:22,940 زندگانی 559 0:29:24,400 --> 0:29:26,940 در هر ترانه 560 0:29:28,300 --> 0:29:29,940 گل میکند 561 0:29:29,940 --> 0:29:32,360 رویا برو 562 0:29:32,360 --> 0:29:34,820 یا نغمه های 563 0:29:34,820 --> 0:29:35,940 شادمانی 564 0:29:37,520 --> 0:29:39,940 مانند تقویمی 565 0:29:40,480 --> 0:29:41,940 که هر فصلش 566 0:29:42,720 --> 0:29:44,080 دلنگیز 567 0:29:44,080 --> 0:29:45,880 و بحاری 568 0:29:45,880 --> 0:29:48,300 معموریت بود و فاطمه خانوم 569 0:29:48,300 --> 0:29:49,400 و دلتنگی 570 0:29:49,400 --> 0:29:51,100 به هر حال این زندگی 571 0:29:51,100 --> 0:29:53,880 با همه زندگی ها فرق میکرد 572 0:29:53,880 --> 0:29:55,860 زندگی با مرد نظامی 573 0:29:55,860 --> 0:29:57,720 مشکلات خودش رو داره 574 0:29:57,720 --> 0:29:59,720 و از همه بدتر دورید