1 0:00:00 --> 0:00:10 سرگشتگان کویت پروای سر نداند 2 0:00:10 --> 0:00:18,460 آشفتگان مویت از خود خبر نداند 3 0:00:18,460 --> 0:00:26,860 آشفتگان مویت از خود خبر نداند 4 0:00:26,860 --> 0:00:32,260 پار سایان بر درگه تو بهریست 5 0:00:32,260 --> 0:00:42,860 از آب چشم اوشان خلق جهان از آن رو در ره گذر نداند 6 0:00:43,600 --> 0:00:45,860 حجت الاسلام وحیدی 7 0:00:45,860 --> 0:00:50,860 بسم الله الرحمن الرحیم 8 0:00:50,860 --> 0:00:55,640 الحمد لله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلام محمد و آله تاهرین 9 0:00:55,640 --> 0:00:56,640 سلام علیکم 10 0:00:56,860 --> 0:01:00,920 سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پار سایان 11 0:01:00,920 --> 0:01:07,800 یاد مرگ یکی از نکات مورد تأکید هزارات معصومین علیهم صلوات الله 12 0:01:07,800 --> 0:01:13,060 ما اگر یاد مرگمون بیفتیم خودمون رو اصلاح میکنیم 13 0:01:13,060 --> 0:01:17,560 مولامون امیر المؤمنین علیه السلام فرمودن 14 0:01:17,560 --> 0:01:25,620 الا فذکروهاد من لذات و منقص الشهوات و قوت الامنیات 15 0:01:26,860 --> 0:01:38 آی مردم مرگ رو که از بین برنده لذتها هست و آرزوهای دور دراز رو قط می کنه و شهوات رو کم می کنه یاد کنید 16 0:01:38 --> 0:01:44,860 وقتی که می خواهید عمل زشتی انجام بدید بیاد بیفتید که روزی خواهیم مرد 17 0:01:45,700 --> 0:01:50,840 مرحوم آیت الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی رحمت الله علیه 18 0:01:50,840 --> 0:01:56,040 در نامه ای که به مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین قرابی اسفهانی می نویسند 19 0:01:56,860 --> 0:02:07,440 نکتهی دارن میگن در مرگ فکر بکن تا آن وقتی که از حالش می فهمیدن که از مداومت این مراتب گیر شده است 20 0:02:07,440 --> 0:02:13,480 باید یاد مرگ باشید باید با یاد مرگ خودمون رو رشد بدیم و بالا ببریم 21 0:02:13,480 --> 0:02:21,980 خدا به هممون توفیق بده به یاد لحظه مرگ خودمون و پاشخگوی نسبت به عمالمون باشید انشاءالله 22 0:02:26,860 --> 0:02:56,840 مرگ خودمون رو رشد بدیم و بالا ببریم 23 0:02:56,860 --> 0:03:07,420 شاگرد ها باید برگزار کردن در منزل خودشون شاگرد ها اومدن برای این که از محضر استاد استفاده بکنن 24 0:03:07,420 --> 0:03:16,780 دقایق پایانی درس که بود ایشون کتاب رو بستند و با خوشحالی گفتند این آخرین درس من بود 25 0:03:16,780 --> 0:03:19 و دیگه شما من رو اینجا نخواهید دید 26 0:03:19 --> 0:03:25,980 خب شاگرد ها به هم ریختن شروع کردن گریه کردن حالشون عوض شد گفتن نه آقا این چه حرفی شما میزنید 27 0:03:26,860 --> 0:03:31 مود نه کار تمامه و من از این دنیا خواهم رفت 28 0:03:31 --> 0:03:34,740 با خوشحالی و خورسندی از همه خداحافظی کرد 29 0:03:34,740 --> 0:03:36,820 میگن همونطور هم شد 30 0:03:36,820 --> 0:03:42,860 فردا که شب شهادت امام صادق علیه السلام بود ایشون از دنیا رفت 31 0:03:43,720 --> 0:03:46,060 این یعنی آمادگیه برای مرگ 32 0:03:46,060 --> 0:03:49,840 آدم باید آماده باشه خودش رو آماده بکنه 33 0:03:49,840 --> 0:03:55,740 خدا رحمت کنه مرحوم استاد شهید مرتزا متحری رحمت الله علیه 34 0:03:55,740 --> 0:03:56,840 یادی میکنه 35 0:03:56,860 --> 0:04:03,280 از استاد خودشون مرحوم آقا حاج میرزا علیه آقای شیرازی رحمت الله علیه 36 0:04:03,280 --> 0:04:06,500 که ایشون تعابیر عجیبی در مورد استادش دارن 37 0:04:06,500 --> 0:04:09,780 میگن در تابستان سال بیست یا سال بیست و یک 38 0:04:09,780 --> 0:04:14,100 من از قنب اسفهان رفتم و برای اولین بار در اسفهان 39 0:04:14,100 --> 0:04:16,440 با اون مرد بزرگوار آشنا شدم و 40 0:04:16,440 --> 0:04:23,340 و به محضی که در محضر او رسیدم این آشنایی تبدیل به ارادت شد 41 0:04:23,340 --> 0:04:26,840 از طرف من و محبت و لطف استادشون 42 0:04:26,860 --> 0:04:30,300 دادانه و پدرانه از طرف آن مرد بزرگ 43 0:04:30,300 --> 0:04:32,920 ایشون نقل میکنه که 44 0:04:32,920 --> 0:04:36,780 یه روزی من خدمت ایشون رسیده بودم 45 0:04:36,780 --> 0:04:40,940 در زمن درست دیدم که دانه های درشت عشق 46 0:04:40,940 --> 0:04:43,820 روی محاصل ایشون میاد و میریزه و میچکه 47 0:04:43,820 --> 0:04:46,860 گریه میکنه حالش عوض شده 48 0:04:47,440 --> 0:04:51,760 گفتم آقا چه خبره چرا شما حالتون تغییر کرده 49 0:04:51,760 --> 0:04:54,180 اینجور شده ایشون فرمودن که من 50 0:04:54,180 --> 0:04:56,820 در عالم رؤیا دیدم که مرگم 51 0:04:56,860 --> 0:05:00,140 فرا رسیده و مردن رو همون جوری که 52 0:05:00,140 --> 0:05:02,700 برای ما توصیف کردن در روایات در خواب 53 0:05:02,700 --> 0:05:06,980 یافتم روح خودم رو جدا از بدنم دیدم 54 0:05:06,980 --> 0:05:10,160 خلاصه دیدم بدن من رو دارن به سمت قبرستان 55 0:05:10,160 --> 0:05:13,740 برای دفن هم میکنن من رو بردن 56 0:05:13,740 --> 0:05:17,280 وارد قبرستان کردند و دفن کردند 57 0:05:17,280 --> 0:05:19,900 همه رفتند و من تنها موندم 58 0:05:19,900 --> 0:05:23 نگران حالا چه بر سر من خواهد آمد 59 0:05:23 --> 0:05:26,840 یه دفعه دیدم یک سگ سفیدی 60 0:05:26,840 --> 0:05:28,600 وارد قبر من شد 61 0:05:28,600 --> 0:05:31,520 و من در همون حال حس کردم که این سگ 62 0:05:31,520 --> 0:05:34,220 تندخوی و بد اخلاقی منه 63 0:05:34,220 --> 0:05:38,060 که تجسسم پیدا کرده و حالا به سراغ من اومده 64 0:05:38,060 --> 0:05:39,320 مزترب شدم 65 0:05:39,320 --> 0:05:42,040 تو اون حال استراب صدا میزدم 66 0:05:42,040 --> 0:05:46,540 یا سید شهده امام حسین علیه السلام رو صدا میزدم 67 0:05:46,540 --> 0:05:49,320 حضرت تشریف اووردند و به من فرمودند 68 0:05:49,320 --> 0:05:52,620 قصه نخور من تو رو از اون جدا میکنم 69 0:05:52,620 --> 0:05:56,600 این رو مرحوم شیرازی رحمت الله علیه در عالم رؤیا دیده بودن 70 0:05:56,840 --> 0:06:01,180 و حالا برای اصلاح نفس خودشون عشق میریختند 71 0:06:01,180 --> 0:06:02,820 یادمون باشه 72 0:06:02,820 --> 0:06:05,820 یه روزی از این دنیا میرویم 73 0:06:05,820 --> 0:06:09,680 و باید پاسخگوی اعمال خودمون باشیم 74 0:06:09,680 --> 0:06:13,440 چون ظلف تو هم جانا 75 0:06:13,440 --> 0:06:18,600 در این پریشانی 76 0:06:18,600 --> 0:06:22,720 چون باد سهرگاه 77 0:06:22,720 --> 0:06:26,820 در بی سر و سانی 78 0:06:26,840 --> 0:06:56,820 در این پریشانی 79 0:06:56,840 --> 0:07:26,820 در این پریشانی 80 0:07:26,840 --> 0:07:56,820 در این پریشانی 81 0:07:56,840 --> 0:08:26,820 در این پریشانی 82 0:08:26,840 --> 0:08:31,020 روایت عشق 83 0:08:31,020 --> 0:08:50,840 به نام خدا و سلام 84 0:08:50,840 --> 0:08:55,160 در این برنامه روایت زندگی شهده رو میشنویم 85 0:08:55,160 --> 0:08:56,840 از زبان همسراته 86 0:08:56,840 --> 0:09:26,820 از زندگی شهده رو میشنویم 87 0:09:26,820 --> 0:09:30,600 از زبان همسراته رو میشنویم 88 0:09:30,600 --> 0:09:41,780 یادمه که صحبتی که با من کردن برگشتن گفتن که 89 0:09:41,780 --> 0:09:44,860 قطعا من و شما با هم خیلی متفاوتیم 90 0:09:44,860 --> 0:09:48,820 ولی مهم اینه که با وجود این تفاوت ها به تفاهم برسیم 91 0:09:49,660 --> 0:09:52,720 و من این جمله شون برای من خیلی زیبا بود 92 0:09:52,720 --> 0:09:54,620 و از اون سال تا حالا 93 0:09:54,620 --> 0:09:56,620 از سال هشتاد و نوه این تفاوت هم برسیم 94 0:09:56,820 --> 0:09:58,820 و از اون سال تا حالا این تفاوت هم برسیم 95 0:09:58,820 --> 0:10:01,820 و همین شد که در عوج ناباوری 96 0:10:01,820 --> 0:10:09,420 حتی ایشون مثلا میگم خیلی از چیزهایی که من تو زهن خودم میپروردم برای زندگی 97 0:10:09,420 --> 0:10:16,220 شاید مثلا اون ملاک های ظاهری و چیزی هایی که در ویترین آدم ها اصولا هست 98 0:10:16,220 --> 0:10:20,480 ولی شاید در وجودشون چیزی وجود نداشته باشه 99 0:10:20,480 --> 0:10:24,580 برای من ایشون شاید نداشت در ابتدا اون ظاهر رو 100 0:10:24,580 --> 0:10:30,280 ولی من پی به اون امق وجود ایشون داشتم میبردم 101 0:10:30,280 --> 0:10:33 و اون کشش از امق وجود ایشون بود 102 0:10:33 --> 0:10:35,700 بعد که تو زندگی با هم بودیم 103 0:10:35,700 --> 0:10:40,960 یک عبارتی داشتن که من خیلی خوب این عبارت برام دلنشین بود 104 0:10:40,960 --> 0:10:42,740 و همیشه میگفتن که 105 0:10:42,740 --> 0:10:46,540 ولی فاطمه وقتی من با تو زندگی رو شروع کردم 106 0:10:46,540 --> 0:10:50,760 اینو باید بگم که تو بالای صد درصد منی 107 0:10:50,760 --> 0:10:53,560 و این بالای صد درصد من 108 0:10:53,560 --> 0:10:57,820 یک تک کلامی بود که توی زندگی ما خیلی تکرار میشد 109 0:10:57,820 --> 0:11:01,400 در مواقع مختلف ایشون خودشون بزرگ بار بودن 110 0:11:01,400 --> 0:11:04,500 و لطف داشتن و محبتشون رو ابراز میکردن 111 0:11:04,500 --> 0:11:07,360 به من میگن که فکر میکردی همسر شهید بشه 112 0:11:07,360 --> 0:11:11,540 میگفتم ما اصلا خیلی با هم در این مورد صحبت میکردیم 113 0:11:11,540 --> 0:11:13,760 حتی یادمه یه بار از معمولیت که آمدن 114 0:11:13,760 --> 0:11:15,320 یه اکسی رو به من نشون دادن 115 0:11:15,320 --> 0:11:18,320 گفتن که فاطمه میبین اینا توی گرزار شهرده 116 0:11:23,560 --> 0:11:24,860 سر شهادتت میخوره 117 0:11:24,860 --> 0:11:28,600 یعنی ما در این حد خیلی هم با همرای فیق بودیم 118 0:11:28,600 --> 0:11:33,820 خیلی حتی بحثای این که بعد شهادت برای من چه اتفاقهای میافته 119 0:11:33,820 --> 0:11:37,840 یه گفتگوهای خیلی سمیمی بین ما وجود داشت 120 0:11:37,840 --> 0:11:48,960 فاطمه خانم در برنامه قبل 121 0:11:48,960 --> 0:11:52,580 از محبت و اخلاق خوشی گفت که بهمن 122 0:11:52,580 --> 0:11:53,540 نسبت به خودتون 123 0:11:53,560 --> 0:11:54,320 خودش داشت 124 0:11:54,320 --> 0:11:57,760 اونقدر این مهربونی برای فاطمه خانم 125 0:11:57,760 --> 0:12:00,600 شیرین و دوست داشتنی بود که 126 0:12:00,600 --> 0:12:02,740 الانم وقتی از اون خاطرات میگه 127 0:12:02,740 --> 0:12:06,140 با دل پردردش لبخند میزنه 128 0:12:06,140 --> 0:12:08,460 انگار این مهربونی و محبت 129 0:12:08,460 --> 0:12:11 فقط مختص فاطمه نبود و 130 0:12:11 --> 0:12:14,320 بهمن یه جورایی رد پای عشق رو 131 0:12:14,320 --> 0:12:17,500 در زندگی همه جا گذاشته بود 132 0:12:17,500 --> 0:12:20,840 این محبت زیاد رو به اطرافیانشون داشتن 133 0:12:20,840 --> 0:12:22,700 به خوهرانشون داشتن 134 0:12:22,700 --> 0:12:23,540 امقدر آشغانشون داشتن 135 0:12:23,540 --> 0:12:25,560 خانه کنار مادرشون میخوابیدن و 136 0:12:25,560 --> 0:12:27,600 مادرشون رو بغل میکردن و 137 0:12:27,600 --> 0:12:28,900 میبوسیدن و 138 0:12:28,900 --> 0:12:31,720 اصلا یک جوری که من لذت میبردم 139 0:12:31,720 --> 0:12:33,720 میدونستم پسری که به مادرش 140 0:12:33,720 --> 0:12:34,960 چنین محبتی داره 141 0:12:34,960 --> 0:12:36,820 قطعا به همسرش هم 142 0:12:36,820 --> 0:12:38,340 محبت خوبی داره 143 0:12:38,340 --> 0:12:41,440 یعنی ایشون تو این امورات میگم 144 0:12:41,440 --> 0:12:43,260 روحیه بسیار لطیفی داشتن 145 0:12:43,260 --> 0:12:45,440 و این روحیه رو در خودشون حفظ کرده بودن 146 0:12:45,440 --> 0:12:47,920 و پاان مصبتی و اون نقطه 147 0:12:47,920 --> 0:12:50,400 مصبتی که برگ برندگی 148 0:12:50,400 --> 0:12:52,240 ایشون برای بحث شهادت بود 149 0:12:52,240 --> 0:12:54,360 همین اخلاق خوبشون بود 150 0:12:54,360 --> 0:12:55,960 شوخی میکردیم با هم میگفتن 151 0:12:55,960 --> 0:12:58,500 فاطمه شاهده خوب اهل نوازه 152 0:12:58,500 --> 0:13:00,640 شبقونن اهل عبادتهای 153 0:13:00,640 --> 0:13:02,520 خاص در فلانن اینجورین 154 0:13:02,520 --> 0:13:04,280 اونجورین من شهید شدم 155 0:13:04,280 --> 0:13:05,960 تو چی میخوای بگی؟ 156 0:13:05,960 --> 0:13:08,060 من گفتم شما شهید شو من خودم 157 0:13:08,060 --> 0:13:09,860 ولدم چی بگم؟ یعنی 158 0:13:09,860 --> 0:13:11,900 واقعا تو عمل و 159 0:13:11,900 --> 0:13:14,240 توی اون اخلاقی که داشتن 160 0:13:14,240 --> 0:13:16,540 واقعا شهیدگونه زندگی کردن 161 0:13:16,540 --> 0:13:18,900 و لیاغت شهادت رو پیدا کردن 162 0:13:18,900 --> 0:13:20,660 ایشون وقتی کسی کاری 163 0:13:20,660 --> 0:13:22,100 رو بهش میسپرد 164 0:13:22,100 --> 0:13:24,160 به نحوه احسند و اون کار رو 165 0:13:24,160 --> 0:13:26 صد درصد انجام میداد 166 0:13:26 --> 0:13:27,500 براش مهم نبود 167 0:13:27,500 --> 0:13:31 اون فرد مثلا دختر امی خالش باشه 168 0:13:31 --> 0:13:32 یعنی میخوام بگم 169 0:13:32 --> 0:13:33,580 یک فامیل دور باشه 170 0:13:33,580 --> 0:13:35,500 یک انسان قریبه باشه 171 0:13:35,500 --> 0:13:37,200 یا همسرش باشه 172 0:13:37,200 --> 0:13:39,860 درجه اهمیتی که برای کاری 173 0:13:39,860 --> 0:13:41,040 که به احت گرفته بود 174 0:13:41,040 --> 0:13:42,700 براش فرقی دیگه نداشت 175 0:13:42,700 --> 0:13:44,540 و اون کار رو به درستی انجام میداد 176 0:13:44,540 --> 0:13:46,420 خودش رو به سختی میداخت 177 0:13:46,420 --> 0:13:48,240 ولی کار رو انجام میداد 178 0:13:48,240 --> 0:13:51,100 و صحبت هم نمیکرد 179 0:13:51,100 --> 0:13:52,600 توضیح نمیداد 180 0:13:52,600 --> 0:13:54,640 در مورد سختی هایی که برای انجام 181 0:13:54,640 --> 0:13:55,800 اون کار کشیده 182 0:13:55,800 --> 0:13:58,440 خیلی خالصانه کار رو انجام میداد 183 0:13:58,440 --> 0:14:00,260 دلنشین بود کارهاش 184 0:14:00,260 --> 0:14:01,860 ایشون از آزه جسه 185 0:14:01,860 --> 0:14:04,100 خیلی جسه نحیفی داشتن 186 0:14:04,100 --> 0:14:06,940 مثلا پنجا و هفش گلو وزنشون بود 187 0:14:06,940 --> 0:14:09,620 یعنی خیلی لاغرندان بودن 188 0:14:09,620 --> 0:14:11,460 ولی روحشون 189 0:14:11,460 --> 0:14:13,940 همیشه حک فرواهی میکرد 190 0:14:13,940 --> 0:14:14,900 بعد جسمشون 191 0:14:14,900 --> 0:14:17,620 حتی بعض موقع دستاشون رو نگام کردن 192 0:14:17,620 --> 0:14:19,380 میگفتن فاطمه دستام 193 0:14:19,380 --> 0:14:21,020 از اون حالت کارگری 194 0:14:21,020 --> 0:14:22,800 خارج که میشه من بدم میاد 195 0:14:22,800 --> 0:14:25,160 دوستان هم دستان زخونزیلی باشه 196 0:14:25,160 --> 0:14:27,360 واقعا شهیدگونه زندگی کردن 197 0:14:27,360 --> 0:14:29,680 و لیاغت شهادت رو پیدا کردن 198 0:14:36,940 --> 0:14:40,940 از آسمون نیومدن 199 0:14:40,940 --> 0:14:43,920 اهل زمین بودن 200 0:14:43,920 --> 0:14:48,740 ولی به آسمون ها پرزدن 201 0:14:48,740 --> 0:14:56,100 فرشته های شهر من 202 0:14:56,100 --> 0:15:01,180 تو فصل جنگ و التحال 203 0:15:01,180 --> 0:15:06,660 شدن یه آستوره پاک میوند 204 0:15:06,940 --> 0:15:09,680 قصه های ناب 205 0:15:09,680 --> 0:15:14,800 شدن یه آستوره پاک میوند 206 0:15:14,800 --> 0:15:16,940 قصه های ناب 207 0:15:16,940 --> 0:15:18,600 فاطمه خانم داره برامون 208 0:15:18,600 --> 0:15:20,500 از یه زندگی زیبا میگه 209 0:15:20,500 --> 0:15:23,760 که شاید آرزوی خیلی از خانوم هاست 210 0:15:23,760 --> 0:15:27,220 یه زندگی پر از محبت و گذشت 211 0:15:27,220 --> 0:15:30,480 یه زندگی با همه دلبستگی ها 212 0:15:30,480 --> 0:15:33,520 و وابستگی هایی که این زوج جوان داشتن 213 0:15:33,520 --> 0:15:36,220 و یه روزی ازش گذشتن 214 0:15:36,940 --> 0:15:39,380 اونا در کنار هم بودن 215 0:15:39,380 --> 0:15:42,500 و قطعا همه قسمت های زندگی 216 0:15:42,500 --> 0:15:45,220 پر از لبخند و مهربونی نیست 217 0:15:45,220 --> 0:15:48,140 اصلا یه روحیات خیلی خاص که 218 0:15:48,140 --> 0:15:50,480 میگم یک آدم رو شدیدن 219 0:15:50,480 --> 0:15:52,760 برای تو به خود دل نشین بکنه 220 0:15:52,760 --> 0:15:54,740 ایشون هم دلالالا داشتن 221 0:15:54,740 --> 0:15:56,840 زندگی رویایی فضایی هم 222 0:15:56,840 --> 0:15:58,320 برای مردم خوبمون 223 0:15:58,320 --> 0:16:00,460 یعنی اختلافات و اون 224 0:16:00,460 --> 0:16:03,460 تفاوتهای در سلیقه 225 0:16:03,460 --> 0:16:05,740 تو زندگی ما هم وجود داشت 226 0:16:05,740 --> 0:16:06,740 و این طور نیست که 227 0:16:06,740 --> 0:16:08,240 بعضی ها میان شهده رو 228 0:16:08,240 --> 0:16:10,560 انسانهای معورایی یا انسانهای 229 0:16:10,560 --> 0:16:12,360 خیلی خاصی معرفی میکنن 230 0:16:12,360 --> 0:16:14,460 واقعا شهده یک انسانهای 231 0:16:14,460 --> 0:16:15,340 خیلی معمولی 232 0:16:15,340 --> 0:16:17,220 زندگی های بسیار معمولی 233 0:16:17,220 --> 0:16:19,040 فقط آدمهایی که 234 0:16:19,040 --> 0:16:21,380 رو وجود خودشون زیاد کار کردن 235 0:16:21,380 --> 0:16:23,780 وگرنه در معمولی بودن 236 0:16:23,780 --> 0:16:25,820 و این که زندگی خیلی ساده 237 0:16:25,820 --> 0:16:26,880 و بیری های داشتن 238 0:16:26,880 --> 0:16:28,620 واقعا مثل بقیه مردم 239 0:16:28,620 --> 0:16:30,820 اصلا ممکنه عدم تفاهم 240 0:16:30,820 --> 0:16:32,620 حتی توی زندگی ما هم 241 0:16:32,620 --> 0:16:34,780 خیلی وجود داشته و طبیعی بوده 242 0:16:34,780 --> 0:16:37,040 اصلا به قول خودشون شیرینی زندگیه 243 0:16:37,040 --> 0:16:39,040 و ما اینها رو با هم صحبت 244 0:16:39,040 --> 0:16:40,840 میکردیم و به یه نتیجهی 245 0:16:40,840 --> 0:16:42,820 میرسیدیم حتی از دست هم 246 0:16:42,820 --> 0:16:44,540 دلخورم میشدیم ولی خب 247 0:16:44,540 --> 0:16:46,600 صحبت میکردیم اونها رو به یه نتیجهی 248 0:16:46,600 --> 0:16:48,940 میرسوندیم و یه رویه خیلی خوبی هم 249 0:16:48,940 --> 0:16:50,620 که شهید داشتن حتما برای 250 0:16:50,620 --> 0:16:52,240 بقیه قابل استفاده هست 251 0:16:52,240 --> 0:16:55,060 این که از مسائلی که 252 0:16:55,060 --> 0:16:56,420 باعث ناراهتی میشد 253 0:17:02,620 --> 0:17:04,300 ما با هم اصلا یه 254 0:17:04,300 --> 0:17:06,940 اتفاقی میفتاد که من مغصر بودم 255 0:17:06,940 --> 0:17:08,740 بعد من میومدم و گفتم که خب 256 0:17:08,740 --> 0:17:11,220 بمنجام ببخشید من مثلا فلان کار کردم 257 0:17:11,220 --> 0:17:12,520 میگفت کدوم کار 258 0:17:12,520 --> 0:17:14,720 میگفتم بابا همون اتفاقی که 259 0:17:14,720 --> 0:17:15,820 مثلا دیرز افتادید 260 0:17:15,820 --> 0:17:18,520 میگفت فاطمه اون گذشت 261 0:17:18,520 --> 0:17:20,140 ولش کن 262 0:17:20,140 --> 0:17:21,440 رهاش کن بره 263 0:17:21,440 --> 0:17:24,420 و انقدر این حسی که 264 0:17:24,420 --> 0:17:26,780 یه وقت هست بعضی آدم ها شما رو 265 0:17:26,780 --> 0:17:28,840 به خاطر کارهای دیروز 266 0:17:28,840 --> 0:17:30,740 و پریروز و پس پریروز 267 0:17:30,740 --> 0:17:32,400 امروز معاخزه 268 0:17:32,400 --> 0:17:33,440 میکنن خب 269 0:17:33,440 --> 0:17:36,040 یعنی این کینهی که به دن نگه میدارن 270 0:17:36,040 --> 0:17:38,400 اون زندگی رو تلخ میکنه 271 0:17:38,400 --> 0:17:40,220 ای کاش ما این روحیه رو 272 0:17:40,220 --> 0:17:42,240 در خودمون پرورش بدیم 273 0:17:42,240 --> 0:17:44,020 که بگذاریم از اینها 274 0:17:44,020 --> 0:17:45,880 تا روزهای خوش 275 0:17:45,880 --> 0:17:48,280 و لحظه های خوشی رو با هم بتونیم بسازیم 276 0:17:48,280 --> 0:17:50,320 همین حس با هش نشد 277 0:17:50,320 --> 0:17:51,260 که من 278 0:17:51,260 --> 0:17:53,160 انرژی مصبت بگیرم 279 0:17:53,160 --> 0:17:55,900 سعی کنم خودم رو اصلاح بکنم 280 0:17:55,900 --> 0:17:57,660 و امید داشته باشم 281 0:17:57,660 --> 0:17:59,620 و با امید به زندگی ادامه بدم 282 0:17:59,620 --> 0:18:01,320 و بگم فاطمه تو میتونی 283 0:18:01,320 --> 0:18:04,360 چه احساس خوشی دارم 284 0:18:04,360 --> 0:18:06,560 که همراه میم 285 0:18:06,560 --> 0:18:09,360 چقدر چیرینه 286 0:18:09,360 --> 0:18:13,080 با تو هم صدا بودم 287 0:18:13,080 --> 0:18:16,960 چقدر حال دلم خوبه 288 0:18:16,960 --> 0:18:19,360 تو این روزا 289 0:18:19,980 --> 0:18:23,360 پناه خستگی میتکیه 290 0:18:24,020 --> 0:18:24,900 گاه من 291 0:18:24,900 --> 0:18:27,360 فاطمه عزیز با تمام وجوده 292 0:18:27,660 --> 0:18:30,240 خاطره هاش رو برامون تعریف میکنه 293 0:18:30,240 --> 0:18:32,540 انگار برامون داره 294 0:18:32,540 --> 0:18:34,480 یه قزل زیبا میخونه 295 0:18:34,480 --> 0:18:36 یا یه داستان 296 0:18:36 --> 0:18:38,300 با یه آلم آدم هایی که 297 0:18:38,300 --> 0:18:40,640 یه جور خاصی زندگی کردن 298 0:18:40,640 --> 0:18:42,020 فاطمه عزیز 299 0:18:42,020 --> 0:18:43,920 از شهید عزیزش 300 0:18:43,920 --> 0:18:45,480 از همسرش 301 0:18:45,480 --> 0:18:48,020 با یه دنیا مهربونی 302 0:18:48,020 --> 0:18:49,280 یاد میکنه 303 0:18:49,280 --> 0:18:50,240 با ویتو نمیشه 304 0:18:50,240 --> 0:18:53,860 تو ابتدای زندگی من به جهت روحی که داشتم 305 0:18:53,860 --> 0:18:55,380 خیلی روحی سرخوش و 306 0:18:55,380 --> 0:18:57,560 به عبارتی شاید 307 0:18:57,660 --> 0:18:59,820 حالا آدم فراموشگاری بودم 308 0:18:59,820 --> 0:19:01,860 یعنی خیلی چیزا یادم میرفت 309 0:19:01,860 --> 0:19:03,460 مثلا کلی یادم میرفت 310 0:19:03,460 --> 0:19:05,260 خیلی پیش میومد که برای من 311 0:19:05,260 --> 0:19:07,400 چیزهای مختلفی رو جای جا بذارم 312 0:19:07,400 --> 0:19:09,440 این اتفاق برای من زیاد میفتاد 313 0:19:09,440 --> 0:19:11,280 که قبلها توسط 314 0:19:11,280 --> 0:19:13,420 خیلی از مثلا اقوامم 315 0:19:13,420 --> 0:19:15 مثل خوهرام و دوستام 316 0:19:15 --> 0:19:16,700 که فاطمه حواستو جمع کن 317 0:19:16,700 --> 0:19:18,880 تو چرا اینقدر پواز پرتی 318 0:19:18,880 --> 0:19:20,340 تو چرا اینقدر سرخوشی 319 0:19:20,340 --> 0:19:23,380 به هم اینجور عبارات رو میگفتن 320 0:19:23,380 --> 0:19:25,760 و این باعث شده بود که فراموشگاری من 321 0:19:25,760 --> 0:19:27,480 فراموشی من تشدید بشه 322 0:19:27,480 --> 0:19:29,480 و من دیگه یه جورایی 323 0:19:29,480 --> 0:19:31,360 روی اعتماد به نفس دارم داشت 324 0:19:31,360 --> 0:19:32,500 تأثیر میذاشت 325 0:19:32,500 --> 0:19:34,440 بعد که ورد زندگی با آقا بهمن شدم 326 0:19:34,440 --> 0:19:35,940 یکی دو مورد که پیش اومد 327 0:19:35,940 --> 0:19:38,900 ایشون مرگشتن گفتن که خب این عادیه 328 0:19:38,900 --> 0:19:40,220 برای منم پیش میاد 329 0:19:40,220 --> 0:19:41,260 چیزی نیست 330 0:19:41,260 --> 0:19:44,800 یک باری آدم نیست بگی که فاطمه حواستو جمع کن 331 0:19:44,800 --> 0:19:46,920 بابا مثلا چرا اینقدر این چیزا 332 0:19:46,920 --> 0:19:48,320 این باعث شد 333 0:19:48,320 --> 0:19:49,820 من الان آدمیم که 334 0:19:49,820 --> 0:19:51,820 هیچیز فراموشم نمیشه 335 0:19:51,820 --> 0:19:54,780 یعنی همین انرژی مصبتی که ایشون به من میدادن 336 0:19:54,780 --> 0:19:57,040 که ممکنه این اتفاق بیفته 337 0:19:57,040 --> 0:19:58,160 این عادیه 338 0:19:58,160 --> 0:20:00,640 خودشون چک می کردن 339 0:20:00,640 --> 0:20:01,400 موارد رو 340 0:20:01,400 --> 0:20:03,300 از رو دوش من بر می داشتن 341 0:20:03,300 --> 0:20:06,100 اون بار سنگه اینه که به من انرژی منفی می داد 342 0:20:06,100 --> 0:20:08,780 و باعث اصلاح من می شد 343 0:20:08,780 --> 0:20:10,120 حتی من 344 0:20:10,120 --> 0:20:12,240 در زمین نظم 345 0:20:12,240 --> 0:20:13,640 یک سری میگم 346 0:20:13,640 --> 0:20:15,480 با توجه به روحیه که داشتم 347 0:20:15,480 --> 0:20:17,160 همیشه به من مثلا 348 0:20:17,160 --> 0:20:20,440 شاید برنگ من به ایشون تذکر بدم 349 0:20:20,440 --> 0:20:22,200 خودم جای تذکر بودم 350 0:20:22,200 --> 0:20:22,880 تو زندگی 351 0:20:22,880 --> 0:20:26 ولی ایشون می اومدن با کمال آرامش 352 0:20:26 --> 0:20:28,440 کمک می کردن تو اون رات منظر به من 353 0:20:28,440 --> 0:20:30,700 روحیه خیلی منظمی داشتن 354 0:20:30,700 --> 0:20:32,140 خونه رو جمع می کردن 355 0:20:32,140 --> 0:20:34,220 خیلی با منظر به من بعضی خودم می گفتن 356 0:20:34,220 --> 0:20:36,100 دوست دارم لودر من 357 0:20:36,100 --> 0:20:38,720 یعنی تو خونه که را میری 358 0:20:38,720 --> 0:20:40,340 همینجوری می ریزی دیگه 359 0:20:40,340 --> 0:20:42,080 بعد کمک می کردن 360 0:20:42,080 --> 0:20:43,300 من این رو جمع می کردم 361 0:20:43,300 --> 0:20:46,140 و من لذت اون نظم در زندگی 362 0:20:46,140 --> 0:20:47,260 رو با ایشون تشیدم 363 0:20:47,260 --> 0:20:50,200 و الان خیلی ها به هم 364 0:20:50,200 --> 0:20:51,700 این رو می گن که 365 0:20:51,700 --> 0:20:54,400 ما از زندگی شما و اون نظمی که داره 366 0:20:54,400 --> 0:20:56,360 حتی من لباسها رو تو کشو 367 0:20:56,360 --> 0:20:57,820 مثل کتاب می چینم 368 0:20:57,820 --> 0:20:59,840 یعنی اینقدر منظم 369 0:20:59,840 --> 0:21:02,360 دوست دارم زندگی می نظمی داشته باشه 370 0:21:02,360 --> 0:21:04,360 من این رو از اون زندگی دارم 371 0:21:14,080 --> 0:21:24,340 در جهان کس قیمت سحبت نمی داند که چیست 372 0:21:24,340 --> 0:21:34,160 در جهان کس قیمت سحبت نمی داند که چیست 373 0:21:34,160 --> 0:21:43,260 در جهان کس قیمت سحبت نمی داند که چیست 374 0:21:43,300 --> 0:21:54,460 از رادیو معارف و با برنامه روایت عشق همراه شما هستیم و مهمون خانم فاطمه رزایی همسر خلبان شهید بهمن مسائبی 375 0:21:54,460 --> 0:22:01,480 یه همسر همراه یعنی همسری که لحظه به لحظه توی زندگی با هات قدم برداره 376 0:22:01,480 --> 0:22:07,340 همسری که تو رو به خوبی میشناسه و دلش میخواد همیشه تو بالا باشی 377 0:22:07,340 --> 0:22:10,460 برای همین از هیچ کمکی دریغ نمی کنه 378 0:22:10,460 --> 0:22:19,380 فاطمه و بهمن دو همراه بودن و کسایی که واقعا در کنار هم زندگیشون رو میساختن 379 0:22:40,460 --> 0:22:45,680 خودت میان خیلی کار میکنی و خیلی مسئله فعالیت میکنی 380 0:22:45,680 --> 0:22:49,460 اینها هیچ چیزی هم نمیذاشتم تو دلم خدایی نکرده بمونه 381 0:22:49,980 --> 0:22:53 باعث سبر و یه ذر بزرگ منشی و اینها بشه 382 0:22:53 --> 0:22:55,880 خیلی راحت به ایشون همین این موارد رو میگفتم 383 0:22:55,880 --> 0:23:00,320 و همین باعث میشد که خیلی اتفاقای خوبی تو زندگی ما بیفته 384 0:23:00,320 --> 0:23:04,780 و ایشون برگرشن گفتن فاطمه میدونی من چرا این طوریم 385 0:23:04,780 --> 0:23:09,780 من انقدر تو رو دوست دارم دوست ندارم که چه کترین نقط زعفی 386 0:23:10,300 --> 0:23:13,380 در مهمانداری تو دیده بشه 387 0:23:13,380 --> 0:23:18,120 بعد من گفتم ای خدا من کجام و ایشون کجاست 388 0:23:18,120 --> 0:23:21,980 من به چی فکر میکنم و ایشون در چه فکره 389 0:23:21,980 --> 0:23:25,240 ایشون میخواد به من عزت بیشتری بده 390 0:23:25,240 --> 0:23:28,860 میخواد هیچ زعفی از من نبینه 391 0:23:28,860 --> 0:23:32,220 با توجه به شناختی که حالا از اقوام خودش داره 392 0:23:32,220 --> 0:23:34,520 دوست داره همون جور که اونها میپسندن 393 0:23:34,520 --> 0:23:37,160 من مثلا پذیرایی رو انجام بدم 394 0:23:37,160 --> 0:23:41,280 و من بعد از اون واقعا خب نگاه هم تغییر کرد 395 0:23:41,280 --> 0:23:45,120 میخوام بگم یک مرد من همیشه این رو گفتم 396 0:23:45,120 --> 0:23:49,080 خطاب به آقایون که تمام زنها 397 0:23:49,080 --> 0:23:52,400 اون ویژگی هایی که شما دوست دارید رو 398 0:23:52,400 --> 0:23:55,320 بالقوه در وجود خودشون دارن 399 0:23:55,320 --> 0:23:59,160 تمام زنها این مرده که 400 0:23:59,160 --> 0:24:02,800 با اون شرایطی که تو زندگی فراهم میکنه 401 0:24:02,800 --> 0:24:04,360 اجازه میده کدوم یکیه 402 0:24:04,520 --> 0:24:07,160 که از اون استعداد بلفعل بشه 403 0:24:07,160 --> 0:24:10,440 وقتی یک مردی اجازه بده 404 0:24:10,440 --> 0:24:14,660 اون بهترین و زیبا ترین استعدادهایی که خداوند 405 0:24:14,660 --> 0:24:18,640 در وجود یک زن قرار داده تو زندگی بلفعل میشه 406 0:24:18,640 --> 0:24:21,020 و خودش هم نزدتش رو میبره 407 0:24:21,020 --> 0:24:24,920 و همین برای نسبت به زن به مرد هم هست 408 0:24:24,920 --> 0:24:26,740 خب من از ایشون تشکر کنم 409 0:24:26,740 --> 0:24:29 گفتم من ممنونم تو خوبی 410 0:24:29 --> 0:24:32,060 ایشون میگفتن نه فاطمه تو خوبی که من خوبم 411 0:24:32,060 --> 0:24:34,260 من گفتم نه تو خوبی که من خوبم 412 0:24:34,520 --> 0:24:38,200 یعنی این تشکر از هم تو زندگی وجود داشت 413 0:24:38,200 --> 0:24:40,340 و این به زندگی گرما میداد 414 0:24:40,340 --> 0:24:44,800 آسون نمیشه از تو دلکند 415 0:24:44,800 --> 0:24:50,340 هر لحظه چشمات پیش رومه 416 0:24:50,340 --> 0:24:55,660 این که بخوام دور از تو باشم 417 0:24:55,660 --> 0:25:00,620 تعبیر یک آبوس شومه 418 0:25:00,620 --> 0:25:03,300 یه وقتایی یه حرفایی 419 0:25:03,300 --> 0:25:04,500 هیچ وقت فراموشم 420 0:25:04,520 --> 0:25:07,240 خاطر این حرف 421 0:25:07,240 --> 0:25:10,380 اون گفتگو توی زندگیت باقی میمونه 422 0:25:10,380 --> 0:25:13,780 چون به سرنوشت زندگیت گره خورده 423 0:25:13,780 --> 0:25:17,060 چون یه چیزی رو در قلبت گذاشته که 424 0:25:17,060 --> 0:25:19,200 هیچ وقت نمیتونی فراموشش کنی 425 0:25:19,200 --> 0:25:21,380 و امروز زندگیت 426 0:25:21,380 --> 0:25:24,320 تو رو میبره به یه خاطره یه دو نفره 427 0:25:24,320 --> 0:25:26,400 یه گفتگوی دو نفره 428 0:25:26,400 --> 0:25:28,060 که همیشه برات 429 0:25:28,060 --> 0:25:29,600 موندگار شده 430 0:25:29,600 --> 0:25:32,660 زها خانم به دنیا آمدن رو شیش ماه گذشت 431 0:25:32,660 --> 0:25:33,740 ایشون یه روز یادمه 432 0:25:33,740 --> 0:25:35,980 ما تو خونه نشسته بودیم شب بود 433 0:25:35,980 --> 0:25:39,100 ایشون هم با بچه ها سرگرم بودن 434 0:25:39,100 --> 0:25:40,300 اومدن نشستن 435 0:25:40,300 --> 0:25:42,060 به پشتی تکیه دادن 436 0:25:42,060 --> 0:25:43,840 و گفتن که فاطمه جان 437 0:25:43,840 --> 0:25:46,480 دوباره قراره از 438 0:25:46,480 --> 0:25:49,240 یگان ببرن برای سوریه 439 0:25:49,240 --> 0:25:51,180 بعد گفتن که اینجوری من 440 0:25:51,180 --> 0:25:53,300 دفعه بهش رسالت هم نتونستم 441 0:25:53,300 --> 0:25:55,140 درست انجام بدم میخوام دوباره 442 0:25:55,140 --> 0:25:56,680 برم سوریه و اینها 443 0:25:56,680 --> 0:25:59,200 بعد نظر تو چیه و فلان و اینها 444 0:25:59,200 --> 0:26:00,880 خب منم هیچ وقت 445 0:26:00,880 --> 0:26:02,420 نمیگفتم نرو 446 0:26:02,420 --> 0:26:03,440 و اون هم 447 0:26:03,440 --> 0:26:05,920 در چنین حالتی که داشتم 448 0:26:05,920 --> 0:26:08,340 بحث احلبت بحث از از زینب 449 0:26:08,340 --> 0:26:10,300 سلام الله علیه ها 450 0:26:10,300 --> 0:26:11,500 درمیان بود 451 0:26:11,500 --> 0:26:13,160 نمیتونستم بکنم نرو 452 0:26:13,160 --> 0:26:15,600 ولی نمیتونستم از اون زندگی 453 0:26:15,600 --> 0:26:18,160 ببینید یه دختر سه ساله داشتم 454 0:26:18,160 --> 0:26:20,300 یه دو ساله داشتم یه شیش ماهه 455 0:26:20,300 --> 0:26:22,340 یعنی در اوج فشار 456 0:26:22,340 --> 0:26:24,680 فشاری که میتونه به یه مادر 457 0:26:24,680 --> 0:26:26,460 وارد بشه من در اون 458 0:26:26,460 --> 0:26:27,660 اوج فشار بودم 459 0:26:27,660 --> 0:26:29,740 خود ایشون هم متوجه این فشار بودن 460 0:26:29,740 --> 0:26:31,280 ولی خب به هر حال میگم 461 0:26:31,280 --> 0:26:33,820 اصلا تربیت شده بودن برای این 462 0:26:33,820 --> 0:26:35,920 سبک زندگی و من هم همینطور 463 0:26:35,920 --> 0:26:38,260 شروع کردن به وسیعت کردن 464 0:26:38,260 --> 0:26:40,640 گفتن که من این موارد رو نوشتم 465 0:26:40,640 --> 0:26:42,280 فاطمه جان اینجوری کنم 466 0:26:42,280 --> 0:26:43,900 بحثای مالی رو گفتن 467 0:26:43,900 --> 0:26:46,180 و اینها سرشون هم این دختر بودن پایین 468 0:26:46,180 --> 0:26:48,380 اصلا بسیار محجوب بودن 469 0:26:48,380 --> 0:26:49,940 سرشون هم این دختر بودن پایین 470 0:26:49,940 --> 0:26:52,020 که اصلا تو چشم منم نشن 471 0:26:52,020 --> 0:26:54,400 وقتی داشتن این جملات سنگین 472 0:26:54,400 --> 0:26:56,280 رو میگفتن داشتن برای من وسیعت 473 0:26:56,280 --> 0:26:57,980 میکردن این کارو بکنیم 474 0:26:57,980 --> 0:26:59,360 اونجوری کنیم این کارو 475 0:26:59,360 --> 0:27:01,780 حتی بحثای مالی رو هم ایشون 476 0:27:01,780 --> 0:27:04,120 مطرح کردن منم سرمو این دختر 477 0:27:04,120 --> 0:27:06,140 بودم پایین و گله های عشق 478 0:27:06,140 --> 0:27:08,100 بود که از چشم من سرازیر 479 0:27:08,100 --> 0:27:10,340 میشد واقعا سختم بود 480 0:27:10,340 --> 0:27:12,340 و برای ایشونم سخت بود 481 0:27:12,340 --> 0:27:14,420 که این جملات رو داشتن 482 0:27:14,420 --> 0:27:16,540 میگفتن بعد من گفتم 483 0:27:16,540 --> 0:27:18,700 که باش اعلام رضایتی 484 0:27:18,700 --> 0:27:20,540 کردم با عشق فراوان 485 0:27:20,540 --> 0:27:22,220 خلاص اون شب 486 0:27:22,220 --> 0:27:23,640 شب خاصی برای من بود 487 0:27:23,640 --> 0:27:26,600 خوز و شب 488 0:27:26,600 --> 0:27:28,600 ای آر 489 0:27:28,600 --> 0:27:31,160 یادت 490 0:27:31,160 --> 0:27:34,160 با من است 491 0:27:34,160 --> 0:27:39,160 عشق رو 492 0:27:39,160 --> 0:27:41,080 در جان من 493 0:27:41,080 --> 0:27:45,160 افروختی 494 0:27:45,160 --> 0:27:47,340 این دل 495 0:27:47,340 --> 0:27:49,160 صدایی 496 0:27:50,680 --> 0:27:53,160 سرگشت را 497 0:27:53,640 --> 0:27:55,440 را رسم 498 0:27:55,440 --> 0:27:57,360 عاشقی 499 0:27:57,360 --> 0:27:59,640 آموختی 500 0:28:00,280 --> 0:28:01,640 را رسم 501 0:28:02,740 --> 0:28:03,640 عاشقی 502 0:28:04,700 --> 0:28:05,640 آموختی 503 0:28:09,640 --> 0:28:23,620 را رسم 504 0:28:23,640 --> 0:28:25,640 سرگشت را رسم 505 0:28:25,640 --> 0:28:26,720 برای شاهده 506 0:28:26,720 --> 0:28:27,640 برای شهر 507 0:28:27,640 --> 0:28:28,720 در این که 508 0:28:28,720 --> 0:28:29,820 این زندگی 509 0:28:29,820 --> 0:28:30,920 مردی 510 0:28:30,920 --> 0:28:31,800 از خودتون 511 0:28:31,800 --> 0:28:32,500 به درخیل 512 0:28:32,500 --> 0:28:33,700 کنار آمده 513 0:28:33,700 --> 0:28:34,700 میدهد 514 0:28:34,700 --> 0:28:35,580 که اسم 515 0:28:35,580 --> 0:28:36,060 سبوری 516 0:28:36,060 --> 0:28:36,540 میخواد 517 0:28:36,540 --> 0:28:37,520 خب من خاطرات 518 0:28:37,520 --> 0:28:38,180 زندگی این رو 519 0:28:38,180 --> 0:28:38,660 کلن 520 0:28:38,660 --> 0:28:39,700 خاطراتی که با آقا 521 0:28:39,700 --> 0:28:40,420 به من داشتن 522 0:28:40,420 --> 0:28:40,580 رو 523 0:28:40,580 --> 0:28:41,320 مینوشتم 524 0:28:41,320 --> 0:28:43,260 ندایی از درون 525 0:28:43,260 --> 0:28:45,340 من رو شدیدن 526 0:28:45,340 --> 0:28:46,980 فرا میخوند 527 0:28:46,980 --> 0:28:47,320 و 528 0:28:47,320 --> 0:28:49,040 با من حرف میزد 529 0:28:49,040 --> 0:28:49,860 و دوست داشتم 530 0:28:49,860 --> 0:28:50,960 اونها رو روی کاغذ 531 0:28:50,960 --> 0:28:53,100 بیارم. شروع کردم به نوشتن 532 0:28:53,100 --> 0:28:54,880 و حال خودم رو گفتم 533 0:28:54,880 --> 0:28:56,980 گفتم که خب دست خودم 534 0:28:56,980 --> 0:28:58,680 ناراحتم از یه طرف خیلی 535 0:28:58,680 --> 0:29:00,760 حضرت زینب رو دوست دارم و از طرف 536 0:29:00,760 --> 0:29:02,780 دیگه هم به منم رو خیلی دوست دارم 537 0:29:02,780 --> 0:29:04,480 خدایا کمکم کن 538 0:29:04,480 --> 0:29:06,820 من دوست ندارم روسیا 539 0:29:06,820 --> 0:29:08,960 باشم. من دوست ندارم 540 0:29:08,960 --> 0:29:10,560 تو این آزمونی که 541 0:29:10,560 --> 0:29:12,980 همون موقع در زمان کربلا 542 0:29:12,980 --> 0:29:15,240 هم از خیلی از زنهایی که 543 0:29:15,240 --> 0:29:17,160 یار امام مسایم بودن گرفته شد 544 0:29:17,160 --> 0:29:18,700 و شاید مانه 545 0:29:18,700 --> 0:29:20,840 رفتن شوهرهاشون 546 0:29:20,840 --> 0:29:22,620 به اون میدان شدن و امامشون 547 0:29:22,620 --> 0:29:24,940 تنها موند. من نمیخوام از اون زنها 548 0:29:24,940 --> 0:29:27,100 باشم. خیلی برام اون لحظه ها 549 0:29:27,100 --> 0:29:28,560 سخت بود. وقتی داشتم 550 0:29:28,560 --> 0:29:30,080 مینوشتم. یادم 551 0:29:30,080 --> 0:29:32,420 گریه میکردم و مینوشتم 552 0:29:32,420 --> 0:29:34,480 و گفتم که 553 0:29:34,480 --> 0:29:36,940 من میدونم که تمام قدرت 554 0:29:36,940 --> 0:29:38,660 آلم در دست احل بیته 555 0:29:38,660 --> 0:29:40,500 من میدونم که 556 0:29:40,500 --> 0:29:42,900 با خوب کسایی میخوام معامله کنم 557 0:29:42,900 --> 0:29:44,420 واقعا میخوام وارده 558 0:29:44,420 --> 0:29:46,380 معامله بشم. من میخوام که 559 0:29:46,380 --> 0:29:48,500 چیزی که همه داره 560 0:29:48,700 --> 0:29:50,160 رای من تو این دنیا 561 0:29:50,160 --> 0:29:52,960 محصوب میشه رو تقدیم کنم 562 0:29:52,960 --> 0:29:54,900 خیلی سخت بود 563 0:29:54,900 --> 0:29:56,520 منی مینوشتم 564 0:29:56,520 --> 0:29:58,480 نوشتم دو سه برگی شد 565 0:29:58,480 --> 0:29:59,640 که حالا اون رو هم