1 0:00:00 --> 0:00:05,180 و تمامی همکارانم باز هم خدمت شما تبریک و تحنیت ارز میکنم 2 0:00:05,180 --> 0:00:09,100 سال روز میلاد با سعادت آقای مام حادی علیه السلام رو 3 0:00:09,100 --> 0:00:14,360 و تشکر میکنم که با بخش اول برنامه ها همراه بودید 4 0:00:14,360 --> 0:00:18,080 برنامه ها در پایگاه اطلاع رسانی رادیو معارف 5 0:00:18,080 --> 0:00:20,720 به نشانی رادیو معارف نقطه آی آر 6 0:00:20,720 --> 0:00:24,120 برای استفاده هرچه بیشتر شما بارگزاری میشه 7 0:00:24,120 --> 0:00:27,500 و ما روایت عشق رو تقدیمتون میکنیم 8 0:00:27,500 --> 0:00:31,600 گفتگو با مادران و همسران شهده بزرگوارمون 9 0:00:31,600 --> 0:00:37,120 بعد از روایت عشق پیام ولایت این بخش از برنامه ها رو به پایان خواهد بود 10 0:00:37,120 --> 0:00:39,140 ممنونم از ردف و محبت و همراهیتون 11 0:00:39,140 --> 0:00:41,440 با شما گرامیان خداحفظ میکنیم 12 0:00:41,440 --> 0:00:51,020 چه بحونه ای برای بیترفتنم بیارم 13 0:00:51,020 --> 0:00:56,020 جاده روبروم نشسته 14 0:00:56,020 --> 0:00:57,020 پای برگشت 15 0:00:57,500 --> 0:01:01,500 روایت عشق 16 0:01:01,500 --> 0:01:02,500 عشق 17 0:01:02,500 --> 0:01:22,200 به نام خدا و سلام 18 0:01:22,200 --> 0:01:27,480 روایت زندگی شهده برای همیشه یه روایت موندگاره 19 0:01:27,500 --> 0:01:31,980 و میشه در دفتر خاطرات زندگی هممون سبت بشه 20 0:01:31,980 --> 0:01:37,520 به خصوص این که این خاطرات رو از زبان عزیزترین نزدیکانشون بشنویم 21 0:01:37,520 --> 0:01:43,500 این برنامه روایتگر زندگی شهده از زبان مادران و همسران عزیزشونه 22 0:01:44,080 --> 0:01:47,540 چند برنامه یه که مهمون خانوم فاطمه رزایی 23 0:01:47,540 --> 0:01:51,220 همسر خلبان شهید بهمن مسائبی هستیم 24 0:01:51,220 --> 0:01:54,780 و آشغانهای زندگیش رو میشنویم 25 0:01:57,500 --> 0:02:08,180 بحث احلبیت بحث از از زینب سلامالله علیه ها درمیان بود 26 0:02:08,180 --> 0:02:09,800 نمیتونستم اکن نرو 27 0:02:09,800 --> 0:02:12,860 ولی نمیتونستم از این زندگی ببینید 28 0:02:12,860 --> 0:02:14,820 یه دختر سه ساله داشتم 29 0:02:14,820 --> 0:02:15,960 یه دو ساله داشتم 30 0:02:15,960 --> 0:02:16,980 یه شیش ماهه 31 0:02:16,980 --> 0:02:19,020 یعنی در اوج فشار 32 0:02:19,020 --> 0:02:22,380 فشاری که میتونه به یه مادر وارد بشه 33 0:02:22,380 --> 0:02:24,320 من در اون اوج فشار بودم 34 0:02:24,320 --> 0:02:26,400 خودشونم متوجه این فشار بودن 35 0:02:26,400 --> 0:02:27,480 ولی خب به هر حال 36 0:02:27,500 --> 0:02:29,660 میگم اصلا تربیت شده بودن 37 0:02:29,660 --> 0:02:31,380 برای این سبک زندگی 38 0:02:31,380 --> 0:02:32,600 و من هم همینطور 39 0:02:32,600 --> 0:02:34,180 و بعد دست خودم ناراحتم 40 0:02:34,180 --> 0:02:36,860 از یه طرف خیلی از زینب رو دوست دارم 41 0:02:36,860 --> 0:02:39,400 و از طرف دیگه هم به منم رو خیلی دوست دارم 42 0:02:39,400 --> 0:02:41,120 خدایا کمکم کن 43 0:02:41,120 --> 0:02:43,500 من دوست ندارم روسیا باشم 44 0:02:44,320 --> 0:02:45,800 من دوست ندارم 45 0:02:45,800 --> 0:02:47,140 تو این آزمونی که 46 0:02:47,140 --> 0:02:49,600 همون موقع در زمان کربلا 47 0:02:49,600 --> 0:02:51,840 هم از خیلی از لنهایی که 48 0:02:51,840 --> 0:02:53,780 یار امام مساییم بودن گرفته شد 49 0:02:53,780 --> 0:02:55,880 و شاید مانع رفتن 50 0:02:55,880 --> 0:02:58,520 شوهرهاشون به اون میدان شدن 51 0:02:58,520 --> 0:03:00,040 و امامشون تنها موند 52 0:03:00,040 --> 0:03:02 من نمیخوام از اون زنها باشم 53 0:03:02 --> 0:03:04,420 خیلی برام اون لحظه ها سخت بود 54 0:03:04,420 --> 0:03:05,900 وقتی داشتم مینوشتم 55 0:03:05,900 --> 0:03:08,200 یادم گریه میکردم 56 0:03:08,200 --> 0:03:09,040 و مینوشتم 57 0:03:09,040 --> 0:03:12,360 و گفتم که من میدونم که 58 0:03:12,360 --> 0:03:13,980 تمام قدرت آلم 59 0:03:13,980 --> 0:03:15,280 در دست دهل بیته 60 0:03:15,280 --> 0:03:17,840 من میدونم که با خوب 61 0:03:17,840 --> 0:03:19,560 کسایی میخوام معامله کنم 62 0:03:19,560 --> 0:03:21,900 واقعا میخوام وارد معامله بشم 63 0:03:21,900 --> 0:03:23,700 من میخوام که چیزی که 64 0:03:23,780 --> 0:03:25,960 همه دارایی من 65 0:03:25,960 --> 0:03:28,160 تو این دنیا محسوب میشه 66 0:03:28,160 --> 0:03:29,600 رو تقدیم کنم 67 0:03:29,600 --> 0:03:31,520 خیلی سخت بود 68 0:03:31,520 --> 0:03:34,440 گفتم به همه نام من برات یه چیزی نوشتم 69 0:03:34,440 --> 0:03:36,580 یا بشین یه چیزی برات نوشتم 70 0:03:36,580 --> 0:03:38,160 دیگه اومدن نشستن 71 0:03:38,160 --> 0:03:40 و بچه ها و این ها همه اومدیم 72 0:03:40 --> 0:03:42,200 کنارشون نشستیم و من دفترمون 73 0:03:42,200 --> 0:03:44,080 باز کردم دادم ایشون شروع کردم 74 0:03:44,080 --> 0:03:46,440 به خوندن در طول مدتی که داشتن 75 0:03:46,440 --> 0:03:48,380 میخوندن نوشته های من رو 76 0:03:48,380 --> 0:03:50,360 سکوت همه جارا فرا گرفته 77 0:03:50,360 --> 0:03:52,860 ایشون وقتی تمام شد 78 0:03:52,860 --> 0:03:54,360 تا چند ثانی همینجور 79 0:03:54,360 --> 0:03:55,880 ساکت ساکت بود 80 0:03:55,880 --> 0:03:58,300 میدید که آره فاطمه اش 81 0:03:58,300 --> 0:03:59,600 اجازه رو دهده 82 0:03:59,600 --> 0:04:02,120 من حتی برای شرط و شروط هم گفته بودم 83 0:04:02,120 --> 0:04:04,380 که به این شرط ها و شروط ها 84 0:04:04,380 --> 0:04:05,700 اجازه شهادت میدم 85 0:04:05,700 --> 0:04:07,780 که همونطور که تو این دنیا 86 0:04:07,780 --> 0:04:09,940 خیلی حواست به من و بچه ها 87 0:04:09,940 --> 0:04:12,040 اون دنیا هم حواست به ما باش 88 0:04:12,040 --> 0:04:16 نمورده هم شهیدان 89 0:04:16 --> 0:04:20,340 نمورده هم شهیدان 90 0:04:20,340 --> 0:04:20,360 نمورده هم شهیدان 91 0:04:20,360 --> 0:04:24,540 که ماه و خرشیده هم 92 0:04:24,540 --> 0:04:27,980 که کشتگام وطن 93 0:04:27,980 --> 0:04:32,460 زندگام جاویده 94 0:04:32,460 --> 0:04:36,700 زندگام جاویده 95 0:04:36,700 --> 0:04:39,740 در برنامه قبل به جایی رسیدیم که فاطمه 96 0:04:39,740 --> 0:04:42,700 در یه نامه و دست نوشتگی خودمونی 97 0:04:42,700 --> 0:04:45,620 رضایت خودش رو برای شهادت 98 0:04:45,620 --> 0:04:48,340 و جهاد بهمن اعلام کرد 99 0:04:48,340 --> 0:04:50,340 به قول خودش نوشتن و اعلام 100 0:04:50,340 --> 0:04:52,980 رضایت براش خیلی سخت بود 101 0:04:52,980 --> 0:04:55,440 اما از همه چی گذشت 102 0:04:55,440 --> 0:04:57,840 به خصوص از خواسته های قلبیش 103 0:04:57,840 --> 0:04:58,840 و حالا 104 0:04:58,840 --> 0:05:01,380 باز هم از اون نوشته ها 105 0:05:01,380 --> 0:05:02,240 برامون میگه 106 0:05:02,240 --> 0:05:04,840 دیگه یه سری شرطش رو براش نوشته بودم 107 0:05:04,840 --> 0:05:07,340 خوند و اونها رو هم پذیرفت 108 0:05:07,340 --> 0:05:08,680 و گفتش که 109 0:05:08,680 --> 0:05:11,780 دیدی گفتم تو بالای صد در صد منی 110 0:05:11,780 --> 0:05:13,440 بعد دیگه 111 0:05:13,440 --> 0:05:15,420 بچه ها رو اوسه باران کرد 112 0:05:15,420 --> 0:05:17,440 و خیلی خوشحال بود 113 0:05:17,440 --> 0:05:20,320 دیگه یه حالت رهایی داشتیه هایی 114 0:05:20,340 --> 0:05:21,820 حالت خیلی خوب 115 0:05:21,820 --> 0:05:23,160 خیلی خوشحال بود 116 0:05:23,160 --> 0:05:26 از اون روز بلند همون لحظه بلند بلند 117 0:05:26 --> 0:05:28,460 شعر این گروه را به رسم حدیه 118 0:05:28,460 --> 0:05:29,220 تو خونه ما 119 0:05:29,220 --> 0:05:30,580 خونده میشد 120 0:05:30,580 --> 0:05:33,320 دیگه بچه ها میخوندن من میخوندم 121 0:05:33,320 --> 0:05:35,280 خیلی حال خوبی داشتیم 122 0:05:35,280 --> 0:05:37,440 که ایشون قرار بود مثلا برم بگن 123 0:05:37,440 --> 0:05:39,380 که من دوباره رو میخوام برم سوریه 124 0:05:39,380 --> 0:05:41,560 که همون موقع یکی دو روزه بود 125 0:05:41,560 --> 0:05:43,860 که از ملک ها رو تماز گرفتن 126 0:05:43,860 --> 0:05:45,440 گفتن که یک معمولیت هست 127 0:05:45,440 --> 0:05:46,600 برای زاهدان 128 0:05:46,600 --> 0:05:49,760 و شما باید این معمولیت رو برید 129 0:05:49,760 --> 0:05:51,700 برای منطقه مرزی سراوان 130 0:05:51,700 --> 0:05:53,700 ایشون خوب خلبانه 131 0:05:53,700 --> 0:05:55,480 برندهایی قای سبوکی بودن 132 0:05:55,480 --> 0:05:57,780 و برای گشت مرزی 133 0:05:57,780 --> 0:06:00,160 به منطقه مرزی سراوان میرفتن 134 0:06:00,160 --> 0:06:01,180 و اونجا 135 0:06:01,180 --> 0:06:03,700 به بارت این گشت مرزی 136 0:06:03,700 --> 0:06:05,940 باید امنیت مرزی ایران میشد 137 0:06:05,940 --> 0:06:07,580 و ورود به بارت 138 0:06:07,580 --> 0:06:08,860 اوامل تروریستی 139 0:06:08,860 --> 0:06:11,260 گروهک های تروریستی رو از اونجا 140 0:06:11,260 --> 0:06:13,600 خیلی به حد دقر رسونده بود 141 0:06:13,600 --> 0:06:15,280 تقریبا ایشون خفتن که 142 0:06:15,280 --> 0:06:16,920 من باید چنین معمولیتی رو برم 143 0:06:16,920 --> 0:06:19,540 خلاص خوب خفتن که خب شما رو که نمیتونم 144 0:06:19,540 --> 0:06:21,340 با این ستا کچولو بذارم 145 0:06:21,340 --> 0:06:22,640 تو تهرانو برم 146 0:06:22,640 --> 0:06:25,360 آماده بشیم بریم شهرستانو 147 0:06:25,360 --> 0:06:27,740 من از اونجا برم برای معمولیت 148 0:06:27,740 --> 0:06:29,300 اصلا دوست نداشتم 149 0:06:29,300 --> 0:06:31,160 یعنی خیلی برام سخت بود 150 0:06:31,160 --> 0:06:32,640 خیلی سخت بود 151 0:06:32,640 --> 0:06:35,400 شما حساب کنید یه وقت از یه مرد 152 0:06:35,400 --> 0:06:36,880 خیلی چه بدونم 153 0:06:36,880 --> 0:06:38,660 معمولی بی توجه 154 0:06:38,660 --> 0:06:40,260 و به شرحت خانواده 155 0:06:40,260 --> 0:06:42,360 شاید حتی دوریش برای 156 0:06:42,360 --> 0:06:44,120 یک زن باید سه آرامش باشه 157 0:06:44,120 --> 0:06:46,100 ولی وقتی یک نفری که 158 0:06:46,100 --> 0:06:48,120 وقتی کنارت باشه دیگه نیازی به 159 0:06:48,120 --> 0:06:49,800 هیچ کسی نداشته باشی 160 0:06:49,800 --> 0:06:51,460 به خود از کنارت بره 161 0:06:51,460 --> 0:06:53,300 خیلی درد وزرگیه 162 0:06:53,300 --> 0:06:56,620 خیلی سخته اونم تو شرحتی که من داشتم 163 0:06:56,620 --> 0:06:58,020 به هر حال ما اماده شدیم 164 0:06:58,020 --> 0:07:00,400 و در مسیر رانندگی هم 165 0:07:00,400 --> 0:07:02,220 مدهی این گل را 166 0:07:02,220 --> 0:07:03,320 به رسم هدیه 167 0:07:03,320 --> 0:07:04,960 تو ماشین گذاشته بودیم 168 0:07:04,960 --> 0:07:06,500 و بلن بلن میخونیم 169 0:07:06,500 --> 0:07:29,820 دو نفر که خیلی همدیگر رو دوست دارن 170 0:07:29,820 --> 0:07:31,320 ناخداگاه 171 0:07:31,320 --> 0:07:33,080 از هر اتفاقی برای 172 0:07:33,080 --> 0:07:35,580 همدیگه زودتر خبردار میشن 173 0:07:35,580 --> 0:07:36,880 روزی که بهمن 174 0:07:36,880 --> 0:07:38,740 قراره برای معمولیت بره 175 0:07:38,740 --> 0:07:40,640 یه روز ماندگار برای 176 0:07:40,640 --> 0:07:41,580 فاطمه خانومه 177 0:07:41,580 --> 0:07:44,680 روزی که دلش میخواد بهمن بمونه 178 0:07:44,680 --> 0:07:46,740 اما به قول خودش 179 0:07:46,740 --> 0:07:48,720 حتی بهمن رو به رفتن 180 0:07:48,720 --> 0:07:50,560 تشویق هم میکنه 181 0:07:50,560 --> 0:07:53,340 همه اینا همون احساس قلبیه 182 0:07:53,340 --> 0:07:54,800 که نمیدونه 183 0:07:54,800 --> 0:07:55,900 از کجا اومده 184 0:07:55,900 --> 0:07:58,140 رفتیم شهرستان و ایشون جالبه 185 0:07:58,140 --> 0:08:00,100 وقتی معمولیت میخواستم برم 186 0:08:00,100 --> 0:08:02,400 دیگه روزخانی من همیشه شروع میشد 187 0:08:02,400 --> 0:08:04,360 که بهمن جون تو رو خدا نره 188 0:08:04,360 --> 0:08:06,180 میشه این معمولیت رو نری 189 0:08:06,180 --> 0:08:07,960 زنگی به زن به فرمانده هد 190 0:08:07,960 --> 0:08:09,080 یه کاری بکن 191 0:08:09,080 --> 0:08:12,020 خلاص ایشون هم ما رو رازی 192 0:08:12,020 --> 0:08:13,480 نگه میداشتن تو این بحثا 193 0:08:13,480 --> 0:08:15,860 اگر ممکن بود معمولیتی رو نرن 194 0:08:15,860 --> 0:08:17,580 نمیرفتن ولی خب 195 0:08:17,580 --> 0:08:20,220 خیلی مواقع هم ضرورت داشت و باید میرفتن 196 0:08:20,220 --> 0:08:21,880 برخلاف تمام 197 0:08:21,880 --> 0:08:23,600 معمولیت ها که من میگفتم 198 0:08:23,600 --> 0:08:25,500 محمد نرو خواهش میکنم 199 0:08:25,500 --> 0:08:27,940 مثلا صحبت کن و فلانا اینها 200 0:08:27,940 --> 0:08:29,540 تو این معمولیت میگفتم 201 0:08:29,540 --> 0:08:30,800 تو باید بری 202 0:08:30,800 --> 0:08:33,380 اصلا نمیدونم دیگه به هر حال همه چی 203 0:08:33,380 --> 0:08:35,600 دست به دست هم میده تا یه اتفاقی 204 0:08:35,600 --> 0:08:36,440 به خود بیفته 205 0:08:36,440 --> 0:08:38,060 میگفتم که نه 206 0:08:38,060 --> 0:08:40,540 اگر بگی نرو 207 0:08:40,540 --> 0:08:43,460 من زنگی میزنم مثلا با آسهی 208 0:08:43,460 --> 0:08:45,060 صحبت میکنم و فلانا 209 0:08:45,060 --> 0:08:46,580 میگفتم نه چرا نری 210 0:08:46,580 --> 0:08:48,040 باید این معمولیت رو بری 211 0:08:48,040 --> 0:08:50,820 خلاص ایشون یادمه حتی لباسشون رو 212 0:08:50,820 --> 0:08:52,940 چند بار پوشیدن و در آوردن 213 0:08:55,500 --> 0:08:56,580 برم نرم 214 0:08:56,580 --> 0:08:59,140 یادمه میرفتن پیش به درمادرشون 215 0:08:59,140 --> 0:09:00,400 میامدن پایین 216 0:09:00,400 --> 0:09:02,580 اصلا یه بیقراری خاصی داشتن 217 0:09:02,580 --> 0:09:04,620 تو این معمولیتی که قرار بود برن 218 0:09:04,620 --> 0:09:07,460 حتی رفتن ماشین برای رفتن نشد 219 0:09:07,460 --> 0:09:09,040 برگشتن گفتن ماشین نیست 220 0:09:09,040 --> 0:09:10,700 من گفتم خب برو از مثلا 221 0:09:10,700 --> 0:09:12,220 زنجان از استان 222 0:09:12,220 --> 0:09:14,540 ماشین زوشو برو 223 0:09:14,540 --> 0:09:17,240 که رفتن بعد رفتن فرودگاه 224 0:09:17,240 --> 0:09:19,060 پرواز از وسط راه 225 0:09:19,060 --> 0:09:21 به علت نقص فنی 226 0:09:21 --> 0:09:22,920 هواپیما برگشت خورد 227 0:09:22,920 --> 0:09:25,360 بعد یادمه برام پیامک دادن 228 0:09:25,360 --> 0:09:27,600 که فاطمه دعا کن من این معمولیت 229 0:09:27,600 --> 0:09:28,600 رو دوام بیارم 230 0:09:28,600 --> 0:09:31,500 نمیدونم چرا انقدر دلتنگ و بیقرارم 231 0:09:31,500 --> 0:09:32,880 تنها معمولیتی بود 232 0:09:32,880 --> 0:09:35,760 که حالا به هر حال چنین پیامی رو به من داده بودن 233 0:09:35,760 --> 0:09:37,020 دیگه منم خودم 234 0:09:37,020 --> 0:09:39,200 راستشو بخواهد کم کم یه دلشوره 235 0:09:39,200 --> 0:09:40,080 ای پیدا کردم 236 0:09:40,080 --> 0:09:42,380 دیگه روزها میگذشت طبق معمول 237 0:09:42,380 --> 0:09:44,540 که برمیگردی و فلان و اینها 238 0:09:44,540 --> 0:09:46,480 یادمه خب تولد من 239 0:09:46,480 --> 0:09:48,420 17 آزرماه بود 240 0:09:52,920 --> 0:09:54,940 بریز و بپاش و بحثای مادی 241 0:09:54,940 --> 0:09:56,860 برای ما دیگه رنگ باخته بود 242 0:09:56,860 --> 0:09:58,540 بیشتر بحثای آتفی و این که 243 0:09:58,540 --> 0:10:01,480 توجه داشتن به هیچ وشیادشون نمیرفت 244 0:10:01,480 --> 0:10:03,640 و همیشه با یه توجه خاصی 245 0:10:03,640 --> 0:10:05,240 حالا یه شاخه گل و یک 246 0:10:05,240 --> 0:10:07,520 هدیهی من رو بسیار خوشحال 247 0:10:07,520 --> 0:10:09,480 میکردن من همش تو زنه نم بود 248 0:10:09,480 --> 0:10:11,160 که این معمولیت اقا و احمن 249 0:10:11,160 --> 0:10:12,820 حتما برای من از اونجا 250 0:10:12,820 --> 0:10:15,340 هدیهی میخرن برای تولدم 251 0:10:15,340 --> 0:10:16,940 هر معمولیتیم میرفتن 252 0:10:16,940 --> 0:10:18,780 بدون استثناب 253 0:10:18,780 --> 0:10:20,500 برای من هدیه میابردن 254 0:10:20,500 --> 0:10:22,460 میگم توجه خاص به 255 0:10:22,460 --> 0:10:24,860 خانواده داشتن همین محبت 256 0:10:24,860 --> 0:10:27,300 زیاد رو به پدر مادرشون داشتن 257 0:10:27,300 --> 0:10:28,940 اشق 258 0:10:29,480 --> 0:10:30,760 اتفاق 259 0:10:30,760 --> 0:10:32,940 مثل پرواز 260 0:10:33,860 --> 0:10:36,660 بحانهی فقط 261 0:10:36,660 --> 0:10:38,940 واسه شکفتن 262 0:10:40,020 --> 0:10:40,960 اتفاق 263 0:10:40,960 --> 0:10:42,940 خوبه تا بدونی 264 0:10:43,920 --> 0:10:45,240 جدا نمیشه 265 0:10:45,240 --> 0:10:46,780 دستای تو و 266 0:10:46,780 --> 0:10:46,920 با 267 0:10:46,920 --> 0:10:48,360 من 268 0:10:48,360 --> 0:10:51,060 اش 269 0:10:51,060 --> 0:10:53,100 اتفاق 270 0:10:53,100 --> 0:10:54,920 مثل بارون 271 0:10:55,900 --> 0:10:57,680 سر میرسه 272 0:10:57,680 --> 0:10:59,160 تا تو بحاری 273 0:10:59,160 --> 0:11:00,200 بشی 274 0:11:00,200 --> 0:11:02,960 تو دل سبز برکه ها 275 0:11:02,960 --> 0:11:04,260 بخندی 276 0:11:04,260 --> 0:11:06,740 روی کبیر خوش 277 0:11:06,740 --> 0:11:09,040 جاری بشی 278 0:11:09,040 --> 0:11:10,680 حالا فاطمه میخواد 279 0:11:10,680 --> 0:11:12,440 از احساس غشنگ خودش 280 0:11:12,440 --> 0:11:15,260 به عنوان یه همسر شهید بگه 281 0:11:15,260 --> 0:11:16,760 از این که همه 282 0:11:16,760 --> 0:11:18,400 شهده زندگی رو 283 0:11:18,400 --> 0:11:21,320 دلبستگی ها و اشق خودشون رو 284 0:11:21,320 --> 0:11:22,100 دوست داشتن 285 0:11:22,100 --> 0:11:24,920 فاطمه این روزها که جای خالی 286 0:11:24,920 --> 0:11:26,040 بهمن رو میبینه 287 0:11:26,040 --> 0:11:28,680 دلش میخواد از این احساس بگه 288 0:11:28,680 --> 0:11:30,480 احساسی که شهده رو 289 0:11:30,480 --> 0:11:32,200 مثل بقیه ببینیم 290 0:11:32,200 --> 0:11:34,120 اونم از لحاظ زندگی 291 0:11:34,120 --> 0:11:37,540 همسر و فرزندشون رو خیلی دوست داشتن 292 0:11:37,540 --> 0:11:39,280 اما گذشتن 293 0:11:39,280 --> 0:11:41,100 به خاطر باورها 294 0:11:41,100 --> 0:11:42,260 و اعتقادشون 295 0:11:42,260 --> 0:11:44,700 و دفاع از این خاک و میهن 296 0:11:44,700 --> 0:11:46,320 از همه چی 297 0:11:46,320 --> 0:11:47,620 گذشتن 298 0:11:47,620 --> 0:11:50,300 روزهایی که توی سیستان براشستان بودن 299 0:11:50,300 --> 0:11:52,720 من هم مهمانی رفته بودم 300 0:11:52,720 --> 0:11:55,080 زنجان خونه خوهر کچیگم 301 0:11:55,080 --> 0:11:55,980 اونجا بودیم 302 0:11:55,980 --> 0:11:57,820 من از بچه ها فیلم میگرفتم 303 0:11:57,820 --> 0:11:59,600 برشون ارسال میکردم 304 0:11:59,600 --> 0:12:01,580 ایشون خیلی دوست داشتن 305 0:12:01,580 --> 0:12:04,380 مدام جویه احوال بچه ها بودن 306 0:12:04,380 --> 0:12:06,960 یادم وقتی داشتن آخری معمولیت میرفتن 307 0:12:06,960 --> 0:12:08,620 و گفتم فاطمه شما رو که 308 0:12:08,620 --> 0:12:09,700 نمیتونم ببرم 309 0:12:09,700 --> 0:12:12,740 کاش حد دقل میتونستم زهار رو بذارم 310 0:12:12,740 --> 0:12:13,920 تو ساکم ببرم 311 0:12:13,920 --> 0:12:15,380 زهاک شیش ماهه بود 312 0:12:15,380 --> 0:12:17,860 یعنی انقدر ایشون عزازه 313 0:12:17,860 --> 0:12:20,160 آتفی وابسته به خانواده بودن 314 0:12:20,160 --> 0:12:22,260 من نمیبخشم افرادی رو که میگن 315 0:12:22,260 --> 0:12:24,120 این شهده آدم هایی هم 316 0:12:24,120 --> 0:12:25,960 که از زندگیشون سیر شدن 317 0:12:25,960 --> 0:12:28,940 میرن به گول معروف خودشون رو 318 0:12:28,940 --> 0:12:30,900 میندازن جلیه تو پوتان 319 0:12:30,900 --> 0:12:32,260 که از بین برن 320 0:12:32,260 --> 0:12:34,660 یه نون و نوایی به خانواده هاشون برسه 321 0:12:34,660 --> 0:12:36,900 ما اصلا نون و نوا داشتیم 322 0:12:36,900 --> 0:12:38,560 اون نون و نوایی که ما داشتیم 323 0:12:38,560 --> 0:12:40,120 مردم آرزوش رو داشتن 324 0:12:40,120 --> 0:12:42,480 یعنی این جدایی هایی که برای ما 325 0:12:42,480 --> 0:12:45,020 اتفاق میفتاد خیلی دردناک بود 326 0:12:45,020 --> 0:12:47,060 بلی ما به جهت وزیفهی 327 0:12:47,060 --> 0:12:48,580 که تو بحث تأمین 328 0:12:48,580 --> 0:12:50,360 امنیت کشور داشتیم 329 0:12:50,360 --> 0:12:52,920 همیشه اینها رو سبوری میکردیم 330 0:12:52,920 --> 0:12:55,080 واقعا تحمل میکردیم 331 0:12:55,080 --> 0:12:56,700 که این حفظ امنیت 332 0:12:56,700 --> 0:12:58,680 برای کشورمون اتفاق بیفته 333 0:12:58,680 --> 0:13:00,640 حتی خیلی وقتات و 334 0:13:00,640 --> 0:13:02,620 معمولیت ها من میگفتم 335 0:13:02,620 --> 0:13:04,740 بهم من تو زندگی هیچی از تو 336 0:13:04,740 --> 0:13:06,680 نمیخوام فقط یه چیزی میخوام 337 0:13:06,680 --> 0:13:08,660 این که نون حلال بیاری 338 0:13:08,660 --> 0:13:10,640 تو خونه ای که من دارم 339 0:13:10,640 --> 0:13:11,800 توش زندگی میکنم 340 0:13:11,800 --> 0:13:14,640 من دوست دارم تو سربازی امام زمانو 341 0:13:14,640 --> 0:13:16,980 بکنی و یادم ایشون برگشتن 342 0:13:16,980 --> 0:13:19,040 گفتم فاطمه اگر غیر از این باشه 343 0:13:19,040 --> 0:13:21,040 و من خودم و سرباز امام 344 0:13:21,040 --> 0:13:22,740 زمانم ندونم من زرر کردم 345 0:13:23,280 --> 0:13:24,680 این جمله شنو خیلی 346 0:13:24,680 --> 0:13:25,720 برای من دل نشیم بود 347 0:13:25,720 --> 0:13:28,360 گفت اگر غیر از این باشه که من خیلی 348 0:13:28,360 --> 0:13:30,520 زرر کردم این همه زجر 349 0:13:34,740 --> 0:13:36,120 برای ایشون داشتن که 350 0:13:36,120 --> 0:13:38,180 چون یکان ویژه بودن 351 0:13:38,180 --> 0:13:41,020 خیلی معمولیت های سختی داشتن که 352 0:13:41,020 --> 0:13:42,740 از آزب جسمی 353 0:13:42,740 --> 0:13:44,540 شاید تعمالش برای خیلی 354 0:13:44,540 --> 0:13:47,040 از افراد خیلی توامنده جسمی 355 0:13:47,040 --> 0:13:48,060 سخت بوده باشه 356 0:13:48,060 --> 0:13:50,680 ولی ایشون و همرزمانشون 357 0:13:50,680 --> 0:13:52,580 و دوستانشون چنین معمولیت هایی رو 358 0:13:52,580 --> 0:13:54,660 میرفتن تا در اوج آمادگی 359 0:13:54,660 --> 0:13:56,540 نظامی باشن برای 360 0:13:56,540 --> 0:13:58,800 دفاع از تمامیت عرضی 361 0:13:58,800 --> 0:14:00,240 جمهوری اسلامی ایران 362 0:14:04,740 --> 0:14:08,720 ای جاودان 363 0:14:08,720 --> 0:14:11,640 ای وطن نیرا 364 0:14:11,720 --> 0:14:13,480 موسیقی 365 0:14:13,480 --> 0:14:16,660 از جان و از دل 366 0:14:16,660 --> 0:14:19,800 دوستات دارم 367 0:14:19,800 --> 0:14:20,120 موسیقی 368 0:14:20,120 --> 0:14:21,760 ایران من 369 0:14:21,760 --> 0:14:24,560 ایران لیرا 370 0:14:24,560 --> 0:14:25,680 موسیقی 371 0:14:25,680 --> 0:14:27,860 دیران 372 0:14:27,860 --> 0:14:29,040 دیران 373 0:14:29,040 --> 0:14:30,280 دیران 374 0:14:30,280 --> 0:14:32,340 دیران 375 0:14:32,340 --> 0:14:32,860 دیران 376 0:14:32,860 --> 0:14:33,940 دیران 377 0:14:33,940 --> 0:14:34,620 دیران 378 0:14:34,620 --> 0:14:34,660 دیران 379 0:14:34,660 --> 0:14:34,720 هم فرای اویم 380 0:14:34,720 --> 0:14:39,980 از شبکه رادیوگی معرف با برنامه ی روایت عشق همراه شما هستیم 381 0:14:39,980 --> 0:14:43,500 و در این برنامه مهمون خانوم فاطمه رزایی 382 0:14:43,500 --> 0:14:47,420 همسر خلبان شهید بهمن مسائبی هستیم 383 0:14:47,420 --> 0:14:51,240 حالا رسیدیم به آخرین معمولیت بهمن 384 0:14:51,240 --> 0:14:57,400 به آخرین لحظه هایی که فاطمه با درد و عشق باید تحمل کنه 385 0:14:57,400 --> 0:15:02,900 سانیه هایی که خبر از فراق و جدایی میدن 386 0:15:02,900 --> 0:15:05,460 خلاص مموریت آخر آقا بهمن بود 387 0:15:05,460 --> 0:15:10,440 و همون بحثای آتفی هر شب با هم صحبت میکردیم 388 0:15:10,440 --> 0:15:14,860 و بهمن کهی برمیگردی و چند روز از مموریتت مونده بود 389 0:15:14,860 --> 0:15:17,640 خلاص صحبت ها و تفاصیل 390 0:15:17,640 --> 0:15:21,580 تا این که ما خب میگم به جهت این که آقا بهمن دوستانشون 391 0:15:21,580 --> 0:15:25,380 خیلی شهید میشدن و اینها برنامه بیسینچی رو ما نسب داشتیم 392 0:15:25,380 --> 0:15:28,980 همیشه هم پیگیر میشدیم آه بهمن این شهید شد 393 0:15:28,980 --> 0:15:31,540 همه همه هم اون یکی دوستان شهید شد و اینها 394 0:15:31,540 --> 0:15:32,380 خلاصه 395 0:15:32,380 --> 0:15:34,760 من همیشه بیسینچی رو چک میکردم 396 0:15:34,760 --> 0:15:38,580 یادمه یه مدت که خیلی عذیت شدم به جهت این شاهده 397 0:15:38,580 --> 0:15:41,560 و نراحت میشدم بیسینچی رو حصف کرده بودم 398 0:15:41,560 --> 0:15:44,340 ولی ما یه گروه خانوادگی داشتیم که 399 0:15:44,340 --> 0:15:46,280 پدرم این گروه رو ایجاد کرده بودن 400 0:15:46,280 --> 0:15:48,580 خودم و خوهرم و خانواده توش بودیم و 401 0:15:48,580 --> 0:15:52,620 اونجا پدرم اگر برنامه از بیسینچی بود میذاشتن 402 0:15:52,620 --> 0:15:55,300 معمولیت اقا بهمن گذشت 403 0:15:55,300 --> 0:15:57,220 شب خیری که ایشون گفتن 404 0:15:57,220 --> 0:15:58,520 اول ربیع بود 405 0:15:58,520 --> 0:16:00,160 که شب نمیشته بود که 406 0:16:00,160 --> 0:16:02,140 فاطران جامعه زنگ خابیدی 407 0:16:02,140 --> 0:16:04,260 شبت پر ستاره 408 0:16:04,260 --> 0:16:06,260 ربیعال اولت هم مبارک 409 0:16:06,260 --> 0:16:08,980 که من صبح بلند شدم این پیامشون رو دیدم و 410 0:16:08,980 --> 0:16:11,080 من هم جزاین خانوادی خیلی 411 0:16:11,080 --> 0:16:12,820 چی بگم دخترلوس ها بودم 412 0:16:12,820 --> 0:16:15,780 با وجود ستا بچه همون لوس بودن خودم رو داشتم 413 0:16:15,780 --> 0:16:18,160 ناز کش داشتم ناز میکردم 414 0:16:18,160 --> 0:16:21,040 گفتم بمنی سلام و صبح خیلی رو 415 0:16:21,040 --> 0:16:23,800 شارجم تمام شده برام شارج بفرست 416 0:16:23,800 --> 0:16:26,020 یه سه دخلصه ازش کردم و 417 0:16:26,020 --> 0:16:28,840 هی پیام دادم دیدم جوابی ازشون نبود و 418 0:16:28,840 --> 0:16:31,980 شون صبح بلند میشدن برای من صبح خیلی میفرستدن 419 0:16:31,980 --> 0:16:33,820 یا اون حالا ساعتی که بود 420 0:16:33,820 --> 0:16:37,120 شبشم تو گفتگویی که تلفونی با هم داشتیم 421 0:16:37,120 --> 0:16:40,060 یادمه گفتش که فتر فردا صبح داریم 422 0:16:40,060 --> 0:16:42,040 وسائل آماده میکنیم 423 0:16:42,040 --> 0:16:44,220 نمیدونم پرنده اونو سواره ماشین کردیم 424 0:16:44,220 --> 0:16:46,280 چه کار کردیم چه کار نکردیم 425 0:16:46,280 --> 0:16:48,580 داریم آماده میشیم میخواییم بریم منطقه 426 0:16:48,580 --> 0:16:51,080 مرزی سراوان 427 0:16:51,080 --> 0:16:53,960 بعد فردا صبح زودم آزمیم 428 0:16:53,960 --> 0:16:56,140 من میرم بخواهم که فلانا اینها 429 0:16:56,140 --> 0:16:57,040 بعد خلاصه 430 0:16:57,040 --> 0:17:01,080 صبح بلند شدم دیدم که از به همه خبری نیست 431 0:17:01,080 --> 0:17:03,080 پیام دادم دیدم دوباره 432 0:17:03,080 --> 0:17:04,860 یه ساعت گذشت دو ساعت گذشت 433 0:17:04,860 --> 0:17:07,320 من سریع دلها رو میگرفتم 434 0:17:07,320 --> 0:17:10,340 به خاطر اینکه اولا همسرم به هیچ وقت 435 0:17:10,340 --> 0:17:12,260 هم روحی منو میشناخت 436 0:17:12,260 --> 0:17:14,620 و هیچ وقتم بی تفاوت نبود 437 0:17:14,620 --> 0:17:17,620 حتما صبح خیر من رو میگفت 438 0:17:17,620 --> 0:17:19,680 دیدم که خبری از ایشون نیست 439 0:17:19,680 --> 0:17:23,060 گفتم که به منم کجایی نگرانتم 440 0:17:23,060 --> 0:17:24,420 پیامک دادم براش 441 0:17:24,420 --> 0:17:26,520 دیدم دوباره خبری از ایشون نیست 442 0:17:26,520 --> 0:17:30,200 نیستی و خاطرها رو 443 0:17:30,200 --> 0:17:35,120 سخت به زبون بیارم 444 0:17:35,120 --> 0:17:40,020 عکس تو هوای تازه 445 0:17:40,020 --> 0:17:42,120 توی لحظه های من 446 0:17:42,260 --> 0:17:43,580 بود 447 0:17:43,580 --> 0:17:47,680 عکس ما به یادگاری 448 0:17:47,680 --> 0:17:53,240 برای جدا شدن بود 449 0:17:53,240 --> 0:17:57,060 روزا گریه تلخه اما 450 0:17:57,060 --> 0:18:01,240 شبا گریه دلشینه 451 0:18:01,240 --> 0:18:02,780 حالا فاطمه عزیز 452 0:18:02,780 --> 0:18:05,680 از اون التحاب و نگرانی روزی میگه که 453 0:18:06,360 --> 0:18:07,820 متوجه میشه بهمن 454 0:18:07,820 --> 0:18:09,780 به شهادت رسیده 455 0:18:09,780 --> 0:18:11,680 و چقدر این خاطره درد نادردید 456 0:18:12,260 --> 0:18:13,720 که فاطمه خانم 457 0:18:13,720 --> 0:18:15,720 تمام این خاطرات رو 458 0:18:15,720 --> 0:18:18,260 با بغز و عشق برامون تریف میکنه 459 0:18:18,860 --> 0:18:20,260 سعی میکنه عشق نریزه 460 0:18:20,780 --> 0:18:22,260 بغز نکنه 461 0:18:22,800 --> 0:18:24,640 اما نمیشه 462 0:18:24,640 --> 0:18:26,760 این جدایی دردناک 463 0:18:26,760 --> 0:18:28,120 قلبش رو 464 0:18:28,120 --> 0:18:30,440 حسابی آزرده کرده 465 0:18:30,440 --> 0:18:31,560 باورتون نمیشه 466 0:18:31,560 --> 0:18:33,100 من سری رفتم 467 0:18:33,100 --> 0:18:35,700 که بیسیمچی رو چک کنم 468 0:18:35,700 --> 0:18:37,900 در این حد زندگی های ما 469 0:18:37,900 --> 0:18:39,900 به شهادت نزدیک بود 470 0:18:39,900 --> 0:18:42,180 و همسرهای ما کار پرخطر داشتن 471 0:18:42,260 --> 0:18:43,400 خب فرمانده شون 472 0:18:43,400 --> 0:18:46,040 حاج احمد مایلی هم تازه شهید شده بود 473 0:18:46,040 --> 0:18:47,500 با همون جای رو پلن 474 0:18:47,500 --> 0:18:49,820 تو منطقه سیستان و بلچستان 475 0:18:49,820 --> 0:18:52,300 و اینا با مزه بودن چهلوم به چهلوم 476 0:18:52,300 --> 0:18:53,380 همدیگه شهید میشدن 477 0:18:53,380 --> 0:18:55,500 یعنی سال یا تو سال این یکی 478 0:18:55,500 --> 0:18:58,500 هرکی که وصل میشد به شهید قبلی 479 0:18:58,500 --> 0:18:59,520 شهید میشد 480 0:18:59,520 --> 0:19:02,180 یعنی انقدر وصل بودن به همدیگه 481 0:19:02,180 --> 0:19:03,440 اون یه خانواده 482 0:19:03,440 --> 0:19:05,460 سابرین ما بهشون میگیم 483 0:19:05,460 --> 0:19:06,980 بچه هاشون خیلی به همه 484 0:19:06,980 --> 0:19:09,600 از آزدلی و روحی خیلی به هم وصلن 485 0:19:09,600 --> 0:19:11,240 آقا محمد هم فرمانده شاید 486 0:19:11,240 --> 0:19:12,820 حاج احمد رو خیلی دوست داشت 487 0:19:12,820 --> 0:19:15,120 بعد دیگه صبح من رفتم بی سیمچی رو 488 0:19:15,120 --> 0:19:17,500 چکردم میدهم من بی سیمچی رو حضب کردم 489 0:19:17,500 --> 0:19:18,980 رفتم توی خانوادگی 490 0:19:19,560 --> 0:19:20,920 دیدم که 491 0:19:20,920 --> 0:19:22,480 یه پیام گذاشتن که 492 0:19:22,480 --> 0:19:24,980 سقوط یک فروند جای رو پلن 493 0:19:25,560 --> 0:19:27 در منطقه مرزی 494 0:19:27 --> 0:19:29,080 سراوان خلبان 495 0:19:29,080 --> 0:19:30,900 شهید شده و 496 0:19:30,900 --> 0:19:32,720 یا حالا یه چیزی 497 0:19:32,720 --> 0:19:35,160 من باز دوزاریم نیفتاد 498 0:19:35,160 --> 0:19:36,340 برگشتم 499 0:19:36,340 --> 0:19:38,780 چون منطقه مرزی سراوان 500 0:19:38,780 --> 0:19:41,240 برای من عبارت آشنایی نبود 501 0:19:41,240 --> 0:19:42,880 یه لحظه برگشتم 502 0:19:42,880 --> 0:19:44,820 بعد یه لحظه جمعه 503 0:19:44,820 --> 0:19:47,080 آقا بهمن که داشت دیشب توضیح میداد 504 0:19:47,080 --> 0:19:49,100 که فردا گجا میخواییم بریم 505 0:19:49,100 --> 0:19:51,120 و اینا هی به مغزم فشارو وردم 506 0:19:51,120 --> 0:19:53,080 گفتم که بهمن گفت 507 0:19:53,080 --> 0:19:55,280 فردا صبح چون خوابالو هم بودم 508 0:19:55,280 --> 0:19:57,040 بچه ها خستم کرده بودن 509 0:19:57,040 --> 0:19:58,640 بهمن داشت توضیح میداد 510 0:20:00,900 --> 0:20:02,320 فردا صبح کجا میرم 511 0:20:02,320 --> 0:20:03,620 کجا میرم 512 0:20:03,620 --> 0:20:05,100 سراوان 513 0:20:05,100 --> 0:20:09,040 اینو که به ذهنم این کلمش برگشت 514 0:20:09,040 --> 0:20:11,360 دوباره رفتم پیامی که پدرم گذاشته بودن 515 0:20:11,360 --> 0:20:13,640 نگو پدرم میخوان که غیر مستقیم 516 0:20:13,640 --> 0:20:15,840 من مثلا این پیام رو بخونم 517 0:20:15,840 --> 0:20:17,240 و آمادگی داشته باشم 518 0:20:17,240 --> 0:20:18,460 اونو متله شده بودن 519 0:20:18,460 --> 0:20:21,420 صبح زود آقا بهمن این اتفاق براشون افتاده بود 520 0:20:21,420 --> 0:20:23,200 برگشتم دیدم که بله 521 0:20:23,200 --> 0:20:24,140 اونجا هم نویشته 522 0:20:24,140 --> 0:20:26,200 سخوت بد سخوت چی 523 0:20:26,200 --> 0:20:29,320 آقا بهمن هم پرندشون جای روپلن بود دیگه 524 0:20:29,320 --> 0:20:31,240 بله دیگه دیدم برادرشون 525 0:20:31,240 --> 0:20:32,200 تماس گرفت و 526 0:20:32,200 --> 0:20:35,080 که هیچ وقت مثلا با شخص خود من 527 0:20:35,080 --> 0:20:36,240 تماس نمیگرفتن 528 0:20:36,240 --> 0:20:39,380 گفتن که زنداداش ما هرچی زنیمی زنیم 529 0:20:39,380 --> 0:20:41,400 به بهمن تلفون رو جواب نمیده 530 0:20:41,400 --> 0:20:43,200 و شما آیا تلفونی 531 0:20:43,200 --> 0:20:44,900 از محل کارشون دارید و فلان 532 0:20:44,900 --> 0:20:45,780 و اینو گفتم خب 533 0:20:45,780 --> 0:20:48,160 شما خبری از آقا بهمن دارید 534 0:20:48,160 --> 0:20:50,460 گفتم خب داداش بهش زنگ بزنید 535 0:20:50,460 --> 0:20:52,960 حتما جواب میدن و اینا گفتن نه جواب نمیدن 536 0:20:52,960 --> 0:20:54,520 گفتم خب به آقا سیگه زنیم بزنید 537 0:20:54,520 --> 0:20:56,280 خب محل کارشون زنیم بزنید 538 0:20:56,280 --> 0:20:59,320 یعنی اونا میخواستن ببینن آیا من متوجه شدم 539 0:20:59,320 --> 0:21:00,180 از این خبر 540 0:21:00,180 --> 0:21:02,520 با خبرم یا نه 541 0:21:02,520 --> 0:21:04,580 دیدن که نه من خبردار نیست 542 0:21:04,580 --> 0:21:06,960 خبرها زیادن 543 0:21:08,620 --> 0:21:10,960 خبرها شگفتن 544 0:21:13,440 --> 0:21:16,960 از اون آشقایی 545 0:21:18,160 --> 0:21:19,960 که حاجت گره 546 0:21:20,460 --> 0:21:21,460 دفتن 547 0:21:22,060 --> 0:21:25,460 سفر کرده آروش 548 0:21:26,180 --> 0:21:27,820 سفید اومدن 549 0:21:27,820 --> 0:21:29,760 جوونان 550 0:21:29,760 --> 0:21:33,200 دوباره شهید اومدن 551 0:21:33,200 --> 0:21:35,460 ببین قهرمانا 552 0:21:35,460 --> 0:21:36,600 قهرمانا 553 0:21:36,600 --> 0:21:38,660 یه قوقای شام 554 0:21:38,660 --> 0:21:40,620 به آقوش 555 0:21:40,620 --> 0:21:43,460 صبح سفید اومدن 556 0:21:43,980 --> 0:21:47,020 زینب 557 0:21:47,020 --> 0:21:49,340 میدونه چی که 558 0:21:49,340 --> 0:21:49,460 شید 559 0:21:50,460 --> 0:21:53,740 با جون 560 0:21:53,740 --> 0:21:57,960 شادتو خریدن 561 0:21:57,960 --> 0:21:59,900 آخر 562 0:21:59,900 --> 0:22:03,420 به کربلا رسید 563 0:22:03,420 --> 0:22:05,220 چقدر شنیدن این خاطره ها 564 0:22:05,220 --> 0:22:06,340 برامون سخته 565 0:22:06,340 --> 0:22:08,860 چه برسه به فاطمه عزیز 566 0:22:08,860 --> 0:22:10,360 که اون لحظه ها رو 567 0:22:10,360 --> 0:22:12,460 با تمام وجود درک کرده 568 0:22:12,460 --> 0:22:14,480 چقدر سخته که 569 0:22:14,480 --> 0:22:15,120 یه روزی 570 0:22:15,120 --> 0:22:16,720 یه ساعتی 571 0:22:16,720 --> 0:22:19,060 تمام اون آشقانه ها 572 0:22:19,060 --> 0:22:20,300 و اون زندگی شیرینه 573 0:22:20,460 --> 0:22:22,160 به پایان برسه 574 0:22:22,160 --> 0:22:25,320 و تو بمونی و راهی که قراره 575 0:22:25,320 --> 0:22:26,400 بدون همسرت 576 0:22:26,400 --> 0:22:29,260 بدون مردی سپری کنی که 577 0:22:29,260 --> 0:22:31,600 همه ی زندگیت بوده 578 0:22:31,600 --> 0:22:32,800 دیگه گذشت و 579 0:22:32,800 --> 0:22:35,160 دیدم که شرایط غیرادیه 580 0:22:35,160 --> 0:22:37,440 و خوهرم رو دیدم که 581 0:22:37,440 --> 0:22:38,720 سایش رو دیدم که 582 0:22:38,720 --> 0:22:40,800 از پله ها رفت پایین و رفت بیرون 583 0:22:40,800 --> 0:22:42,580 وقتی برگشت خونه 584 0:22:42,580 --> 0:22:44,560 طبقا معمول از در بیرون میومد 585 0:22:44,560 --> 0:22:46,780 تو میومد حتما به ما یه سلامی میداد 586 0:22:46,780 --> 0:22:48,400 و با بچه ها سلامنه میگرد 587 0:22:48,400 --> 0:22:50,680 من دیدم خوهرم خیلی سریع پله ها رو 588 0:22:50,680 --> 0:22:52,280 رفت بالا و رفت خونه خودشون 589 0:22:52,280 --> 0:22:53,660 ما طبقه پایینشون بودیم 590 0:22:53,660 --> 0:22:55,560 و اصلا نیومد پیش ما 591 0:22:55,560 --> 0:22:58,760 بعد دیدم که خب رفتم بالا تو پله ها 592 0:22:58,760 --> 0:23:00 صدای سدم 593 0:23:00 --> 0:23:01,580 گفتم تاهره 594 0:23:01,580 --> 0:23:03,760 دیدم اصلا جواب منو نمیده 595 0:23:03,760 --> 0:23:05,800 گفتم دوباره تاهره 596 0:23:05,800 --> 0:23:07,760 با یه صدای بغزه گفت که 597 0:23:07,760 --> 0:23:09,020 الان میام آبجه 598 0:23:09,020 --> 0:23:11,660 بار سه بوم بلند گفتم تاهره 599 0:23:11,660 --> 0:23:12,360 بیا 600 0:23:12,360 --> 0:23:15,260 وقتی اومد تو پله ها 601 0:23:15,260 --> 0:23:18,040 دیدم خوهرم چشاش سرخ 602 0:23:18,040 --> 0:23:19,560 عشق 603 0:23:19,560 --> 0:23:21,300 تمام صورتشو گرفته 604 0:23:21,300 --> 0:23:23,560 و پله ها رو اومد با این گفت 605 0:23:23,560 --> 0:23:24,860 پله های بمیرن برد 606 0:23:24,860 --> 0:23:27,740 همونجا افتادم رو زمین 607 0:23:27,740 --> 0:23:29,680 من سریع متوجه شدم 608 0:23:29,680 --> 0:23:31,200 که چه اتفاق افتاده 609 0:23:31,200 --> 0:23:32,840 گفتم به منم شهید شده 610 0:23:32,840 --> 0:23:34,980 به خدا هیچی نشده میگن که 611 0:23:34,980 --> 0:23:36,960 مجروح شده و فلان و اینو گفتن 612 0:23:36,960 --> 0:23:39 نه به منم شهید شده 613 0:23:48,640 --> 0:23:54,580 عشق اصبح buying 614 0:23:54,580 --> 0:24:16,100 وabo 615 0:24:16,100 --> 0:24:17,680 ماهیم 616 0:24:18,040 --> 0:24:48,020 با روی میرد 617 0:24:48,040 --> 0:24:49,300 باقی مونده 618 0:24:49,300 --> 0:24:52,240 در برنامه بعد این روایت رو 619 0:24:52,240 --> 0:24:54,460 از زبان خانم رزایی 620 0:24:54,460 --> 0:24:56,040 تقدم شما میکنیم 621 0:24:56,580 --> 0:24:57,700 خدا نگهدار 622 0:25:18,040 --> 0:25:48,020 خدا نگهدار 623 0:25:48,040 --> 0:26:18,020 خدا نگهدار 624 0:26:18,040 --> 0:26:48,020 خدا نگهدار 625 0:26:48,040 --> 0:27:18,020 خدا نگهدار 626 0:27:18,040 --> 0:27:48,020 خدا نگهدار 627 0:27:48,040 --> 0:28:18,020 خدا نگهدار 628 0:28:18,040 --> 0:28:48,020 خدا نگهدار 629 0:28:48,040 --> 0:29:18,020 خدا نگهدار 630 0:29:18,040 --> 0:29:48,020 خدا نگهدار 631 0:29:48,040 --> 0:29:58,040 خدا نگهدار 632 0:29:58,040 --> 0:30:00,040 خدا نگهدار