1 0:00:00 --> 0:00:05,060 اشوا نزاشتم برم مراسم بنیستاتو ببینن تا یه وقت خدایی نکرده 2 0:00:05,060 --> 0:00:07,040 بلایی سرشو نیاد 3 0:00:07,040 --> 0:00:13,160 اما نمیدونم چطور سهراب سر از پل باقراباد داره بود 4 0:00:13,160 --> 0:00:15,380 چی میگی آقا دایی؟ 5 0:00:15,380 --> 0:00:17,040 سهراب اونجا چی کار میکرده؟ 6 0:00:17,760 --> 0:00:21,740 یه بار به سالار گفتم به سرت خیلی بیباکه 7 0:00:21,740 --> 0:00:24,620 نگاش به بالا بالا هست 8 0:00:24,620 --> 0:00:28,560 از روزی که حرفای آهای خمینی را شنیده بیقراره 9 0:00:28,560 --> 0:00:32,120 خون سیمرغ تو رگاه یه این جوونه 10 0:00:32,120 --> 0:00:34,260 ملحق نوی سیمرغه 11 0:00:34,260 --> 0:00:37,760 خصوصا همین میخواستم سالار برگرده سر خونه و زندگیش 12 0:00:37,760 --> 0:00:41,800 گفتم تو از بس بچه ها بر نمی آی آزر 13 0:00:41,800 --> 0:00:42,780 نگفتم 14 0:00:42,780 --> 0:00:47,720 بچه های بزرگ میشن به حرف مادر گوش نمی کنن کار سخت میشه 15 0:00:47,720 --> 0:00:50,260 باید پدر بالا سرشون باشه 16 0:00:50,920 --> 0:00:51,940 اخ گفتیم 17 0:00:51,940 --> 0:00:55,400 من میفهمم که تو داری عذیب میشی آزر 18 0:00:55,400 --> 0:00:58,260 تو مثل محبوبه و منصوره خودمی 19 0:00:58,560 --> 0:01:00,040 سه مردش 20 0:01:00,040 --> 0:01:02,260 قبول کن که مغصری 21 0:01:02,260 --> 0:01:07,460 باباشون که باشه هرچی بشه مسئولیت با خودشه نه با تو 22 0:01:07,460 --> 0:01:13 بذار سالار گردن شکسته بیاد و خودش جلو بچه هاشو بگیره 23 0:01:13 --> 0:01:17,960 این سه راب از این بچه ها نیست که من و تو بتونیم حریفش بشیم 24 0:01:18,780 --> 0:01:22,600 با شنیدن حرفای دای جمشید آزر تو فکر رفت و با خودش گفت 25 0:01:22,600 --> 0:01:24,760 حق با دای جمشیده 26 0:01:24,760 --> 0:01:28,240 سه راب هیچوقت با من حرف نمی زد کم حرف بود 27 0:01:28,240 --> 0:01:28,540 نیست 28 0:01:28,540 --> 0:01:28,560 نیست 29 0:01:28,560 --> 0:01:30,620 نفهمیدم که پنون کاری میکنه 30 0:01:30,620 --> 0:01:34,560 ای کاش به حرفای آقادایی گوش کرده بودم و صدا مروش بلند نمی کردم 31 0:01:35,280 --> 0:01:37,400 آقادایی همیشه هوای ما رو داشته 32 0:01:37,400 --> 0:01:41,940 نفهمیدم او رو چرا عصبانی شدم و سر آقادایی داد زدم 33 0:01:41,940 --> 0:01:45 آزر تو فکر بود که با صدای ماشینی به خودش اومد 34 0:01:45 --> 0:01:48,480 ماشین کنار جده استاد و زنی قد بلند از اون پیاده شد 35 0:01:48,480 --> 0:01:51,500 پسر جوونیم با جلیغو و شلور آبی همراهش بود 36 0:01:51,500 --> 0:01:57,640 زن کلاه سفیدشو رو سرش جا به جا کرد و به سمت دای جمشید و آزر رفت 37 0:01:57,640 --> 0:02:11,500 دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب جامنده است پسر 38 0:02:11,500 --> 0:02:12,680 خدا نگهتار 39 0:02:21,500 --> 0:02:26,500 موسیقی 40 0:02:51,500 --> 0:02:53,500 موسیقی 41 0:03:21,500 --> 0:03:38,880 پارساین 42 0:03:51,500 --> 0:03:54,220 در رنگ گذر ندارن 43 0:03:54,220 --> 0:03:56,500 حجت الاسلام وحیدی 44 0:03:56,500 --> 0:03:59,360 در رنگ گذر ندارن 45 0:03:59,360 --> 0:04:01,200 بسم الله الرحمن الرحیم 46 0:04:01,200 --> 0:04:03,040 الحمدلله رب العالمین 47 0:04:03,040 --> 0:04:05,920 و صلی اللہ علیه و سلم محمد و آله تاهرین 48 0:04:05,920 --> 0:04:11,480 سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان 49 0:04:11,480 --> 0:04:16,820 خدا به هممون توفیق بده مراقب از دینمون باشیم 50 0:04:16,820 --> 0:04:21,220 و با اعمال خودمون دیگران رو هم دیندار کنیم 51 0:04:21,220 --> 0:04:26,320 روایتی از مولامون امیر المؤمنین علیه السلام هست 52 0:04:26,320 --> 0:04:27,520 حضرت فرمودن 53 0:04:27,520 --> 0:04:45,600 ای مردم به خدا سویند من شما رو به هیچ طاعتی تشریق نمی کنم 54 0:04:45,600 --> 0:04:48,720 مگر این که خودم قبلنون رو انجام دده باشم 55 0:04:48,720 --> 0:04:51,200 از هیچ کار خلافی من شما رو 56 0:04:51,200 --> 0:04:52,020 باز نمی دارم 57 0:04:52,020 --> 0:04:56,860 مگر این که پیش از اون خودم از اون کار دوری جسته باشم 58 0:04:56,860 --> 0:05:01,340 مولامون امام صادق علیه السلام فرمودن 59 0:05:01,340 --> 0:05:06,400 از کسانی که در روز قیامت عذابشون از همه شدید تره 60 0:05:06,400 --> 0:05:12,120 کسیه که سخن حقی رو بگه و خودش به اون عمل نکنه 61 0:05:12,120 --> 0:05:13,200 باید مراقب باشیم 62 0:05:13,820 --> 0:05:16,720 کنو دعات ناز به غیر انسلت کن 63 0:05:16,720 --> 0:05:21,120 ما باید مردم رو به دینداری راه نمایی کنیم 64 0:05:21,200 --> 0:05:24,960 نبا زبان با عملمون با کردارمون 65 0:05:24,960 --> 0:05:27,020 آشق کردار ما بشن 66 0:05:27,020 --> 0:05:28,840 آشق رفتارهای زیبای ما 67 0:05:28,840 --> 0:05:30,820 و طبق مبانی دینی بشن 68 0:05:30,820 --> 0:05:34,060 و بعد به سوی دینداری حرکت بکنن 69 0:05:34,060 --> 0:05:37,620 خدا به هممون توفیق عمل انایت کنه 70 0:05:37,620 --> 0:05:38,560 انشاءالله 71 0:05:51,200 --> 0:05:53,620 دوس فرزده 72 0:05:53,620 --> 0:05:58,360 زنگار غفلت را 73 0:05:58,360 --> 0:06:00,340 باید ستون 74 0:06:00,340 --> 0:06:02,700 مسیمه اون 75 0:06:02,700 --> 0:06:08,800 خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازماثد محمد رضای گلپایگانی 76 0:06:08,800 --> 0:06:13,580 رحمت الله علیه اشون در یک خانه اجارهی زندگی می کردن 77 0:06:13,580 --> 0:06:17,060 از یه آقای محترمی خانه ای رو اجاره کرده بودند 78 0:06:17,060 --> 0:06:21,180 هنوز هم موعد اجاره سر نیامده بودند 79 0:06:21,200 --> 0:06:23,980 یه روزی توی مجلس عمومی بودند 80 0:06:23,980 --> 0:06:26,520 اده از علما و طلبهای دیگر بودند 81 0:06:26,520 --> 0:06:30,060 صاحب خانه ایشون هم تو اون جلسه بوده 82 0:06:30,060 --> 0:06:32,720 همینجوری که داشتن با دوستانشون صحبت می کردن 83 0:06:32,720 --> 0:06:35,020 یه دفعه ایشون متوجه می شن که 84 0:06:35,020 --> 0:06:37,860 صاحب خانه اشون داره از یکی از علما 85 0:06:37,860 --> 0:06:39,600 یه سؤالی می پرسه 86 0:06:39,600 --> 0:06:40,940 اینجور می گه آقا 87 0:06:40,940 --> 0:06:45,040 اگر شخصی خونش رو به یه فرد محترمی اجاره داد 88 0:06:45,040 --> 0:06:49,180 و بعد از مدتی خودش به اون نیاز پیدا کرد 89 0:06:49,180 --> 0:06:51,960 هنوز هم موعد اجاره سر نیومده 90 0:06:51,960 --> 0:06:54,100 چه کار باید بکنه؟ 91 0:06:54,100 --> 0:06:55,720 حالا فارق از این که اون عالم 92 0:06:55,720 --> 0:06:58,380 جواب این مسئله شریع رو می دهی که آقا 93 0:06:58,380 --> 0:07:02,180 این اجاره باید تا سر موعدش سب بکنی 94 0:07:02,180 --> 0:07:05,720 مگر این که اون بنده خدا از حق خودش سر فنظر بکنه 95 0:07:05,720 --> 0:07:08 و این اجاره رو بتونید فس بکنید 96 0:07:08 --> 0:07:11,780 همین که آیت الله الازمه گلپایگانی رحمت الله علیه 97 0:07:11,780 --> 0:07:14,040 این مسئله رو می شنوند 98 0:07:14,040 --> 0:07:15,980 تو زهنشون میاد که 99 0:07:15,980 --> 0:07:20,180 نکنه این بنده خدای صاحب خونه منظورش من هستم 100 0:07:20,180 --> 0:07:21,900 که خانه او رو اجاره کردم 101 0:07:21,900 --> 0:07:24,280 و الان خونهش رو احتیاج داره 102 0:07:24,280 --> 0:07:25,840 الانم خجلت می کشه بی من بگی 103 0:07:25,840 --> 0:07:27,200 از خونه من بلند شو 104 0:07:27,200 --> 0:07:28,460 بلا فاصله 105 0:07:28,460 --> 0:07:32,240 ایشون می گن که شاید قلبن راضی نباشه 106 0:07:32,240 --> 0:07:33,640 دیگه خونه نمیرن 107 0:07:33,640 --> 0:07:37,100 می فرستن میرن خونه یکی از دوستانشون 108 0:07:37,100 --> 0:07:39,160 یکی از رفقاشون رو هم می فرستن 109 0:07:39,160 --> 0:07:41,620 برای خانوادهشون پیغام ببره که 110 0:07:41,620 --> 0:07:44,580 قضایی اگر پختی بیار منزل فنانی 111 0:07:44,580 --> 0:07:45,680 اونجا با هم می خوریم 112 0:07:45,680 --> 0:07:47,640 بچه ها با اینا رو همه رو بر می دارن 113 0:07:47,640 --> 0:07:48,260 میان اونجا 114 0:07:48,260 --> 0:07:51,120 دیگه تو اون منزل نه قضا می خورن 115 0:07:51,120 --> 0:07:52,360 نه وضوع می گیرن 116 0:07:52,360 --> 0:07:53,580 نه نماز می خونن 117 0:07:53,580 --> 0:07:55,680 منزل رو تخبیه می کنند 118 0:07:55,680 --> 0:07:57,320 و به صاحبش بر می گردونن 119 0:07:57,320 --> 0:07:59,220 این رفتار این آله بزرگوار 120 0:07:59,220 --> 0:08:01,840 وقتی احتمال می ده شاید 121 0:08:01,840 --> 0:08:03,920 صاحب خانه به خانش احتیاج داره 122 0:08:03,920 --> 0:08:06,180 می دن منزل دیگه رو اجاره می کنن 123 0:08:11,620 --> 0:08:41,600 خدا رحمت کنه 124 0:08:41,620 --> 0:08:43,620 این آله بزرگوار 125 0:08:49,380 --> 0:08:51,380 آیت الله جعفری تهرانی 126 0:08:51,380 --> 0:08:53,580 وقتی سلام و احوال پرسی 127 0:08:53,580 --> 0:08:54,820 و گفتوی کردیم 128 0:08:54,820 --> 0:08:57,380 می خواستیم از محضرشون مرخص بشیم 129 0:08:57,380 --> 0:08:59,440 ایشون به من گفتن که 130 0:08:59,440 --> 0:09:00,460 حالا که شما دارید 131 0:09:00,460 --> 0:09:01,720 زحمت کشیدید اینجا 132 0:09:01,720 --> 0:09:03,080 آمایید دارید تشریف می برید 133 0:09:03,080 --> 0:09:05,860 اگر ممکن است این کیسه پلاستیک 134 0:09:05,860 --> 0:09:07,480 هم که اینجا هست رو ببرید 135 0:09:07,480 --> 0:09:09,220 با خودتون و در سطل 136 0:09:09,220 --> 0:09:11,600 زباله های عمومی در سطح شهر 137 0:09:11,600 --> 0:09:12,440 بیاندازید 138 0:09:12,440 --> 0:09:15,300 گفتم آقا جون مانعی نداره چشم 139 0:09:15,300 --> 0:09:17,120 کیسه رو که برداشتم 140 0:09:17,120 --> 0:09:19,500 دیدم بطری های خالی 141 0:09:19,500 --> 0:09:21,140 همین آب مدنی هایی هست که 142 0:09:21,140 --> 0:09:22,880 ما تیمی کنیم میاریم خدمتشون 143 0:09:22,880 --> 0:09:24,900 و ایشون نباید از آب لولکشی 144 0:09:24,900 --> 0:09:27,380 آب بخورن باید این آب مدنی رو بخورن 145 0:09:27,380 --> 0:09:28,300 دکتور گفته 146 0:09:28,300 --> 0:09:30,120 با تحجاب گفتم آقا 147 0:09:30,120 --> 0:09:32,420 خب اینا رو توی کیسه زباله بذارید 148 0:09:32,420 --> 0:09:35,560 شبها که این معمورین محترم شهرداری 149 0:09:35,560 --> 0:09:37,040 میان میبرن دیگه لازم نیست 150 0:09:37,040 --> 0:09:39,080 اینجا نگه دارید این آب مدنی ها رو 151 0:09:39,080 --> 0:09:41,080 این بطری های خالی رو 152 0:09:41,080 --> 0:09:42,580 یه آله بزرگوار فرمودن 153 0:09:42,580 --> 0:09:45,320 این آقایی که زباله های 154 0:09:45,320 --> 0:09:47,160 محله ما رو جمع میکنه 155 0:09:47,160 --> 0:09:49,600 که نمیدونه که من مریضم 156 0:09:49,600 --> 0:09:52 و نمیتونم آب لولکشی 157 0:09:52 --> 0:09:53,140 استفاده بکنم 158 0:09:53,140 --> 0:09:54,780 و مجبورم از این 159 0:09:54,780 --> 0:09:56,460 بطری ها بخورم 160 0:09:56,460 --> 0:09:59,560 با خودم فکر کردم اگر این بطری های خالی 161 0:09:59,560 --> 0:10:00,640 رو تو کیسه 162 0:10:00,640 --> 0:10:03,360 زباله بگذارم و بذارم دمه در 163 0:10:03,360 --> 0:10:05,240 ممکنه این آقای محترم 164 0:10:05,240 --> 0:10:07,220 تو دلش اینجور بیفته 165 0:10:07,220 --> 0:10:09,200 که آب خوردن این حاج آقا 166 0:10:09,200 --> 0:10:10,880 هم با ما فرق میکنه 167 0:10:10,880 --> 0:10:13,280 و خدای نکرده به باورهای 168 0:10:13,280 --> 0:10:15,240 اعتقادی و ایمانش آسیب 169 0:10:15,240 --> 0:10:17 وارد بشه برای همین 170 0:10:17 --> 0:10:19,660 گفتم ظرف های خالی این آب مدنی ها 171 0:10:19,660 --> 0:10:21,420 رو جمع بکنن بیرون نگذرن 172 0:10:21,420 --> 0:10:23,100 که شما که تشریف اووردید 173 0:10:23,100 --> 0:10:25,580 به شما زحمت بدم با خودتون ببرید 174 0:10:25,580 --> 0:10:28,140 چقدر مراقبند 175 0:10:28,140 --> 0:10:29,920 که با عملشون 176 0:10:29,920 --> 0:10:31,180 خدای نکرده 177 0:10:31,180 --> 0:10:33,780 ایمان مؤمنی ضربه نخوره 178 0:10:33,780 --> 0:10:35,620 خودشون اهل عملن 179 0:10:35,620 --> 0:10:37,180 و با این عملشون 180 0:10:37,180 --> 0:10:39,360 دیگران رو هم همراه میکنن 181 0:10:39,360 --> 0:10:41,520 خدا به همه ما توفیق 182 0:10:41,520 --> 0:10:43,440 رعایت این دقت ها رو 183 0:10:43,440 --> 0:10:45,340 انایت کنه انشاءالله 184 0:10:55,580 --> 0:11:14,580 موسیقی 185 0:11:14,580 --> 0:11:21,320 سدان ی فضیلت و فطرت 186 0:11:21,320 --> 0:11:22,240 موجف این 187 0:11:22,240 --> 0:11:24,320 ردیف 96 میگاه 188 0:11:24,320 --> 0:11:25,240 رادیار 189 0:11:25,580 --> 0:11:26,260 معارف 190 0:11:55,580 --> 0:12:05,340 روایت عشق 191 0:12:23,340 --> 0:12:25,440 بنام خدا و سلام 192 0:12:25,440 --> 0:12:29,220 این برنامه یه آشغانگ ساده و زیبا 193 0:12:29,220 --> 0:12:31,220 از زندگی شهداست 194 0:12:31,220 --> 0:12:34,820 با روایت همسران و مادران عزیزشون 195 0:12:34,820 --> 0:12:38,320 زنانی که همیشه در جهاد و شهادت 196 0:12:38,320 --> 0:12:40,660 در کنار همسر و فرزند بودن 197 0:12:40,660 --> 0:12:45,540 زنانی که امروز به سبوری و استقامتشون قبطه میخوریم 198 0:12:45,540 --> 0:12:50,180 و به خودمون میبالیم که زندگیشون رو روایت میکنیم 199 0:12:50,180 --> 0:12:53,280 چند برنامه یه مهمون خانوم فاطم رزایی 200 0:12:53,280 --> 0:12:55,140 همسر خلبان شهید 201 0:12:55,140 --> 0:12:57,100 بهمن مسائبی هستیم 202 0:12:57,100 --> 0:13:01,440 و امروز آخرین برنامه رو تقدیم شما میکنیم 203 0:13:01,440 --> 0:13:11,800 خلاص مموریت آخر آقا بهمن بود و 204 0:13:11,800 --> 0:13:16,680 همون بحثای آتفی هر شب با هم صحبت میکردیم و 205 0:13:16,680 --> 0:13:20,860 بهمن کهی برمیگردی و چند روز از مموریتت مونده و 206 0:13:20,860 --> 0:13:23,100 خلاص صحبت ها و تفاصیل 207 0:13:23,100 --> 0:13:25,100 تا این که ما خودمون 208 0:13:25,140 --> 0:13:28,940 خوب میگم به جهت اینکه آقا بهمن دوستانشون خیلی شهید میشدن 209 0:13:28,940 --> 0:13:32,100 و اینها برنامه بیسیمچی رو ما نسب داشتیم همون موقع 210 0:13:32,100 --> 0:13:35,260 تو گفتگویی که تلفونی با هم داشتیم یادمه 211 0:13:35,260 --> 0:13:39,580 گفتش که فردا صبح داریم وسائل آماده میکنیم 212 0:13:39,580 --> 0:13:41,780 نمیدونم پرنده منو سواره ماشین کردیم 213 0:13:41,780 --> 0:13:43,820 چه کار کردیم چه کار نکردیم 214 0:13:43,820 --> 0:13:48,580 داریم آماده میشیم میخواییم بریم منطقه مرزی سراوان 215 0:13:48,580 --> 0:13:51,560 بعد فردا صبح زودم آزمیم 216 0:13:51,560 --> 0:13:54,560 من میرم بخوابم که فلانا اینها بد خلاصه 217 0:13:54,560 --> 0:13:58,640 صبح بلند شدم دیدم که از به همه خبری نیست 218 0:13:58,640 --> 0:14:00,640 پیام دادم دیدم دوباره 219 0:14:00,640 --> 0:14:02,400 یه ساعت گذشت دو ساعت گذشت 220 0:14:02,400 --> 0:14:04,860 من سریع دل هوره میگرفتم 221 0:14:04,860 --> 0:14:06,680 باورتون نمیشه 222 0:14:06,680 --> 0:14:10,820 من سریع رفتم که بیسیمچی رو چک کنم 223 0:14:10,820 --> 0:14:15,040 در این حد زندگی های ما به شعادت نزدیک بود 224 0:14:15,040 --> 0:14:17,280 و همسرهای ما کار پرخطر داشتم 225 0:14:17,280 --> 0:14:18,320 بعد دیگه 226 0:14:18,320 --> 0:14:20,020 صبح من رفتم بیسیمچی رو چک کنم 227 0:14:20,020 --> 0:14:22,040 من بیسیمچی رو هست کردم 228 0:14:22,040 --> 0:14:24,100 رفتم توی خانوادگی 229 0:14:24,100 --> 0:14:27,040 دیدم که یه پیام گذاشتن که 230 0:14:27,040 --> 0:14:30,100 سقوط یک فروند جایرو پلان 231 0:14:30,100 --> 0:14:32,520 در منطقه مرزی سراوان 232 0:14:32,520 --> 0:14:35,380 خلبان شهید شده و 233 0:14:35,380 --> 0:14:37,280 یا حالا یه چیزی 234 0:14:37,280 --> 0:14:41 دیگه گذشت و دیدم که شرایط غیرادیه 235 0:14:41 --> 0:14:43,320 و خوهرم رو دیدم که 236 0:14:43,320 --> 0:14:46,680 سایش رو دیدم که از پله ها رفت پایین و رفت بیرون 237 0:14:46,680 --> 0:14:48,280 وقتی برگشت خونه 238 0:14:48,320 --> 0:14:51,740 خوهرم خیلی سریع پله ها رفت بالا و رفت خونه خودشون 239 0:14:51,740 --> 0:14:53,140 ما طبقه پایینشون بودیم 240 0:14:53,140 --> 0:14:55,040 و اصلا نیومد پیش ما 241 0:14:55,040 --> 0:14:58,400 بعد دیدم که خب رفتم بالا تو پله ها 242 0:14:58,400 --> 0:14:59,540 صدای سنم 243 0:14:59,540 --> 0:15:02,320 وقتی اومد تو پله ها 244 0:15:03,020 --> 0:15:05,320 دیدم خوهرم دیشاش سرخ 245 0:15:06,040 --> 0:15:08,540 این عشق تمام صورتشو گرفته 246 0:15:08,540 --> 0:15:10,820 و پله ها رو اومد با این گفت 247 0:15:10,820 --> 0:15:12,120 پله های بمیرم برات 248 0:15:12,120 --> 0:15:15,300 همونجا افتادم رو زمین من 249 0:15:15,300 --> 0:15:16,920 سریع متوجه شدم 250 0:15:16,920 --> 0:15:17,920 که چه اتفاقی افتادم 251 0:15:18,480 --> 0:15:20,040 گفتم به منم شهید شده 252 0:15:42,920 --> 0:15:46,640 در برنامه قبل رسیدیم به لحظه ای که 253 0:15:46,640 --> 0:15:47,880 خبر شهادت 254 0:15:47,880 --> 0:15:48,300 به فاتحه 255 0:15:48,320 --> 0:15:49,060 فاطمه میرسه 256 0:15:49,060 --> 0:15:51,640 هنوز هم مطمئن نیست که بهمن 257 0:15:51,640 --> 0:15:53,700 عزیزش رو از دست داده باشه 258 0:15:53,700 --> 0:15:54,960 اون لحظه ها 259 0:15:54,960 --> 0:15:57,720 مندگار ترین و سخت ترین 260 0:15:57,720 --> 0:15:59,400 خاطره های فاطمه هست 261 0:15:59,400 --> 0:16:02,120 که همیشه با بغض و عشق 262 0:16:02,120 --> 0:16:04,300 اون روز رو روایت میکنه 263 0:16:04,300 --> 0:16:06,320 فاطمه یه زن آشقه 264 0:16:06,920 --> 0:16:08,480 و حالا همچین زنی 265 0:16:08,480 --> 0:16:10,540 باید از خبر شهادت 266 0:16:10,540 --> 0:16:11,320 همسرش 267 0:16:11,320 --> 0:16:12,780 مطمئن بشه 268 0:16:12,780 --> 0:16:14,440 دیگه سریع زنی دادم به دوستشون 269 0:16:14,440 --> 0:16:15,140 و ها سید 270 0:16:15,140 --> 0:16:16,960 یه ارتباطی هم که بین من 271 0:16:16,960 --> 0:16:18,080 آقا بهمن بود 272 0:16:18,080 --> 0:16:20,180 همیشه بهش مگفتن بهمن ببین 273 0:16:20,180 --> 0:16:22,220 مثل خیلی دوستات 274 0:16:22,220 --> 0:16:23,360 این کار رو نکن 275 0:16:23,360 --> 0:16:26 خیلی دوستاشون مثلا مجروح و این ها میشدن 276 0:16:26 --> 0:16:27,840 به خانماشون دروغ میگفتن 277 0:16:27,840 --> 0:16:30,700 حالا خانماشون اون آمادگی روحی رو نداشتن 278 0:16:30,700 --> 0:16:32,740 میگفتن که مثلا ما معمولیت این بد 279 0:16:32,740 --> 0:16:34,240 مثلا به آمولاس میاخوردن 280 0:16:34,240 --> 0:16:35,360 یه پا نداره 281 0:16:35,360 --> 0:16:38,420 خیلی این حالت ها 282 0:16:38,420 --> 0:16:40,280 اینجوری من اصلا دوست نداشتم 283 0:16:40,280 --> 0:16:42,680 چندین بار این اتفاق برام افتاده بود 284 0:16:42,680 --> 0:16:44,860 مثلا وقتی اموم به رحمت خدا رفته بود 285 0:16:44,860 --> 0:16:46,580 به خاطر همین مزدهت 286 0:16:46,580 --> 0:16:48,340 که مثلا بزرگان دیده بودن 287 0:16:48,340 --> 0:16:50,660 به من دیر گفتن من هفته اوم فهمیدم 288 0:16:50,660 --> 0:16:52,780 برادرم از دنیا رفت 289 0:16:52,780 --> 0:16:54,160 من مسافرت مشهد 290 0:16:54,160 --> 0:16:56,940 اردویه دختران برتر کشوری رفته بودم 291 0:16:56,940 --> 0:16:58,740 اونجا باز تا هفته اوم 292 0:16:58,740 --> 0:17:00,460 برادرم به من نگفته بودن 293 0:17:00,460 --> 0:17:03,020 و این ترس همیشه تو وجود من بود 294 0:17:03,020 --> 0:17:04,340 و همیشه با آقا بهمن گفتم 295 0:17:04,340 --> 0:17:07,260 بهمن ببین هر اتفاقی برات افتاد 296 0:17:07,260 --> 0:17:08,360 دستت قد شد 297 0:17:08,360 --> 0:17:09,340 پاد قد شد 298 0:17:09,340 --> 0:17:12,060 هر اتفاقی برات افتاد زنگ بزن 299 0:17:12,060 --> 0:17:14,080 بگو فاطمه من پام قد شده 300 0:17:14,080 --> 0:17:17,140 این برای من تحملش خیلی راحت تره 301 0:17:17,140 --> 0:17:19,160 تا این که من بعدها بفهمم 302 0:17:19,160 --> 0:17:21,300 و این اعتمادی که 303 0:17:21,300 --> 0:17:23,340 اون آرامشی که دارم از بینده رو 304 0:17:23,340 --> 0:17:25,420 دوستشم که تماس گرفتم باش گفتم 305 0:17:25,420 --> 0:17:26,600 آقا سید ببینید 306 0:17:26,600 --> 0:17:28,300 به من بگید چی شده 307 0:17:28,300 --> 0:17:29,840 به من دروغ نگید 308 0:17:29,840 --> 0:17:32,780 به من اصد حقیقت را به این که چه اتفاقی افتاده 309 0:17:32,780 --> 0:17:34,900 آن سید توضیحاتی دادن 310 0:17:34,900 --> 0:17:36,720 که من از اون توضیحاتشون فهمیدم 311 0:17:36,720 --> 0:17:38,860 که بله آقا بهمن شهید شدن 312 0:17:38,860 --> 0:17:41,980 و اون پرندهی که توی منطقه مرزی سراوان 313 0:17:41,980 --> 0:17:44,300 به عبارتی سقوط کرده 314 0:17:44,300 --> 0:17:45,740 موله آقا بهمن بود 315 0:17:45,740 --> 0:17:48,980 فرشته های شهر من 316 0:17:48,980 --> 0:17:53,120 از آسمون نیومدن 317 0:17:53,120 --> 0:17:56,860 از آسمون نیومدن 318 0:17:56,860 --> 0:17:59,820 اهل زمین بودن 319 0:17:59,820 --> 0:18:04,620 ولی به آسمون را پرزدن 320 0:18:04,620 --> 0:18:08,320 به آسمون را پرزدن 321 0:18:08,320 --> 0:18:12 فرشته های شهر من 322 0:18:12 --> 0:18:17,080 تو فصل جنگ و التحال 323 0:18:17,080 --> 0:18:21,940 شدن یه استوره پاک 324 0:18:21,940 --> 0:18:25,640 میونه قصه های نابر 325 0:18:25,640 --> 0:18:29,520 شدن یه استوره پاک 326 0:18:29,520 --> 0:18:29,800 میونه قصه های نابر 327 0:18:29,820 --> 0:18:59,800 شدن یه استوره پاکیم 328 0:18:59,800 --> 0:19:29,780 شدن یه استوره پاکیم 329 0:19:29,800 --> 0:19:59,780 شدن یه استوره پاکیم 330 0:19:59,800 --> 0:20:29,780 شدن یه استوره پاکیم 331 0:20:29,800 --> 0:20:59,780 شدن یه استوره پاکیم 332 0:20:59,800 --> 0:21:29,780 شدن یه استوره پاکیم 333 0:21:29,780 --> 0:21:59,760 شدن یه استوره پاکیم 334 0:21:59,780 --> 0:22:29,760 شدن یه استوره پاکیم 335 0:22:29,780 --> 0:22:59,760 شدن یه استوره پاکیم 336 0:22:59,760 --> 0:23:01,760 شدن یه استوره پاکیم 337 0:23:01,760 --> 0:23:01,840 شدن یه استوره پاکیم 338 0:23:01,840 --> 0:23:03,760 شدن یه استوره پاکیم 339 0:23:03,760 --> 0:23:05,760 در خراب داندار با سر شells 340 0:23:05,760 --> 0:23:07,760 در خراب داندار با سر شells 341 0:23:07,760 --> 0:23:09,760 در خراب داندار با سر شells 342 0:23:09,760 --> 0:23:11,760 خگنم شدن یه استوره پاکیم 343 0:23:11,760 --> 0:23:12,760 خدا کردن 344 0:23:12,760 --> 0:23:13,760 خدا کردن یه استوره پاکیم 345 0:23:13,760 --> 0:23:15,760 خدا کردن یه استوره پاکیم 346 0:23:15,760 --> 0:23:17,760 که قریم سلطان استوره 347 0:23:17,760 --> 0:23:19,760 کنن یه استوره پاک کار بناید 348 0:23:19,760 --> 0:23:21,760 که قومه شما 349 0:23:21,760 --> 0:23:23,960 به قیام اون راه 350 0:23:23,960 --> 0:23:25,640 او را بیان بیا Angst 351 0:23:25,640 --> 0:23:27,900 و اینا من هیچی نمی فهمیدم 352 0:23:27,900 --> 0:23:30 گفتم من فقط باید ببینمش 353 0:23:30 --> 0:23:37,020 و شاید بقیه قطعاً بین رابطه که بین یک زن و شوهر وجود داره 354 0:23:37,020 --> 0:23:39,720 قابل تعریف برای غیر نیست 355 0:23:39,720 --> 0:23:42,240 اون رابطه آتفی که بین ما بود 356 0:23:42,240 --> 0:23:46,760 من نمی تونستم چون مختص خودم و همسرم بود 357 0:23:46,760 --> 0:23:50,880 و نمی تونستم توضیح و تشریحش کنم برای دیگران 358 0:23:50,880 --> 0:23:53,900 از دیگران هم نمی تونستم انتظار داشته باشم 359 0:23:53,900 --> 0:23:56,500 که اون رو کاملاً درک کنن 360 0:23:56,500 --> 0:24:00 فقط یک چیزی بین من و بهمن بود 361 0:24:00 --> 0:24:03,460 و ما دوتا می دونستیم که چه اتفاقی افتاده 362 0:24:03,460 --> 0:24:06,240 وقتی پیکرشون اومد میراج شاهده 363 0:24:06,240 --> 0:24:09,200 یادم همه خیلی نگران من بودن 364 0:24:09,200 --> 0:24:11,900 چون آقا بهمن از چهره کلن آسیب دیده بودن 365 0:24:12,720 --> 0:24:17,140 این که منی که حالا تو این شرائط شیردهی و اینها هستم 366 0:24:17,140 --> 0:24:19,640 بخوام این سحنه رو ببینم 367 0:24:19,640 --> 0:24:21,720 خب هی مردد بودن 368 0:24:21,720 --> 0:24:23,720 من می دیدم که مثلا یه جورهی انگاری 369 0:24:23,900 --> 0:24:26,700 نمی خواهند که من بهمن رو ببینم 370 0:24:26,700 --> 0:24:28,080 به دوستشونم گفتم 371 0:24:28,080 --> 0:24:30,860 گفتم آقا مهد شما به من قول دادید 372 0:24:30,860 --> 0:24:35,900 حتی دوستانشون هم از رابطه خاصی که بین من و بهمن بود 373 0:24:35,900 --> 0:24:37,940 تا حدی آشنات بودن 374 0:24:37,940 --> 0:24:42,500 و می دونستن مهمن مفاوضی اتفاقی خیلی زیادی به خانوادش داره 375 0:24:42,500 --> 0:24:44,520 شرائطی رو فراهم کردن 376 0:24:44,520 --> 0:24:46,100 من با خوهرم رفتیم داخل 377 0:24:53,900 --> 0:25:19,900 موسیقی 378 0:25:19,900 --> 0:25:22,120 از شبکی رادیو یه معارف 379 0:25:22,120 --> 0:25:23,900 با برنامه یه روایت ایمان 380 0:25:23,900 --> 0:25:25,620 اشق همراه شما هستیم 381 0:25:25,620 --> 0:25:29,100 و در این برنامه مهمون خانوم فاطمه رزایی 382 0:25:29,100 --> 0:25:33,040 همسر خلبان شهید بهمن مسائبی هستیم 383 0:25:33,040 --> 0:25:36,920 حالا فاطمه میخواد صورت بهمن رو ببینه 384 0:25:36,920 --> 0:25:39,580 صورتی که آسیب دیده 385 0:25:39,580 --> 0:25:43,480 و قراره برای همیشه در ذهن فاطمه بمونه 386 0:25:43,480 --> 0:25:45,680 اما نمیشه گذشت 387 0:25:45,680 --> 0:25:49,860 نمیشه آشق باشی و از آخرین دیدار بگذری 388 0:25:49,860 --> 0:25:53,220 نمیشه دلت درگی روی بهمن باشه 389 0:25:53,220 --> 0:25:53,380 و 390 0:25:53,380 --> 0:25:54,800 اونو نبینی 391 0:25:54,800 --> 0:25:59,360 چون دیگه فاطمه میدونه که این آخرین دیداره 392 0:25:59,360 --> 0:26:01,720 و آخرین باریه که میتونه 393 0:26:01,720 --> 0:26:04,340 به صورت بهمن نگاه کنه و 394 0:26:04,340 --> 0:26:08,260 یه قزل آشقانه براش بخونه 395 0:26:08,260 --> 0:26:09,860 چهره بهمن کشیده شده بود 396 0:26:09,860 --> 0:26:12,740 یادم میاد یه حاجقایی با یه سربازی اونجا بودن 397 0:26:12,740 --> 0:26:14,480 که مسئول مهراج بودن 398 0:26:14,480 --> 0:26:17,760 چون بهمن میگم شرایط چهرش به هم ریخته بود 399 0:26:17,760 --> 0:26:19,960 این حاجقایی برگشت و من گفت که 400 0:26:19,960 --> 0:26:22,620 ببین دخترم یه دقیقه ببین و برو بیرون 401 0:26:22,620 --> 0:26:26,100 این جمله برای کسی که 402 0:26:26,100 --> 0:26:28,500 ساعتها تحمل کرده بود که 403 0:26:28,500 --> 0:26:31,360 چنین سحنی رو ببینه عزیزش رو ببینه 404 0:26:31,360 --> 0:26:32,620 و اونم من 405 0:26:32,620 --> 0:26:35 که میخواستم بهمنم رو ببینم 406 0:26:35 --> 0:26:38,840 خیلی جمله سنگینی برای من بود 407 0:26:38,840 --> 0:26:42,680 احساس میکردم کسی رو که تمام وجود منه 408 0:26:42,680 --> 0:26:44,740 یعنی دارن از من دورش میکنن 409 0:26:44,740 --> 0:26:47,040 و یه حالت خیلی وحشتناکی برام بود 410 0:26:47,040 --> 0:26:49,820 کنارش واسطم به هیچ وجه نگریه نه هیچی 411 0:26:49,820 --> 0:26:51,360 من به عزیزم رسید 412 0:26:51,360 --> 0:26:54,320 همونی که وقتی میدیدمش تمام قصه آنم 413 0:26:54,320 --> 0:26:56,340 از دلم میرون میرفت 414 0:26:56,340 --> 0:26:57,880 من فاطمه بودم 415 0:26:57,880 --> 0:27:00,880 نخواستم کنار بهمنم قرار بگیرم 416 0:27:00,880 --> 0:27:03,340 من باید ببینم بهمنم رو 417 0:27:03,340 --> 0:27:05,560 دیگه خیلی آرام چهرش رو باز کردن 418 0:27:05,560 --> 0:27:07,100 انتظار نداشتن از من 419 0:27:07,100 --> 0:27:09,360 وقتی من بهمن رو دیدم چهرش رو 420 0:27:09,360 --> 0:27:10,840 خیلی به هم ریختم 421 0:27:10,840 --> 0:27:12,600 بعد من برگشتم گفتن که 422 0:27:12,600 --> 0:27:15,440 بهمنم سلام چقدر زیبا شدی 423 0:27:15,440 --> 0:27:16,460 یادم داییم بهم 424 0:27:16,460 --> 0:27:17,880 گفت فاطمه گریه کن 425 0:27:17,880 --> 0:27:19,680 گفتم برای چی 426 0:27:19,680 --> 0:27:22,680 گفتش فاطمه تو خودت نریز گریه کن 427 0:27:22,680 --> 0:27:25,500 گفتم نه من دیگه بهمنم رو دیدم 428 0:27:25,500 --> 0:27:27,040 من آروم شدم 429 0:27:27,040 --> 0:27:29,320 من دیگه خیلی آرامم 430 0:27:29,320 --> 0:27:32,240 دیگه خیلی ازن فامیل همه میگفتن 431 0:27:32,240 --> 0:27:33,840 خیلی تحسینم کردن 432 0:27:33,840 --> 0:27:36,160 خیلی بهم آفرین گفتن 433 0:27:36,160 --> 0:27:38,300 ولی من واقعیتش 434 0:27:38,300 --> 0:27:39,860 نه بخاطر تحسین اونها 435 0:27:39,860 --> 0:27:42,340 بلکه واقعا به خاطر این که 436 0:27:42,340 --> 0:27:43,920 وقتی دیدمش 437 0:27:43,920 --> 0:27:46,300 تمام قصده هم از یادم رفت 438 0:27:46,300 --> 0:27:48,220 و آرام شده بودم واقعا 439 0:27:48,220 --> 0:27:50,160 سلام های خدا 440 0:27:50,160 --> 0:27:53,160 وردل سبور شما 441 0:27:53,160 --> 0:27:54,900 در این فرا 442 0:27:54,900 --> 0:27:56,620 که سخت است 443 0:27:56,620 --> 0:27:58,800 گفتنش حتی 444 0:27:58,800 --> 0:28:00,840 قیامت است 445 0:28:00,840 --> 0:28:02,840 که بعد از سکوت 446 0:28:02,840 --> 0:28:04,520 و بعد از آه 447 0:28:04,520 --> 0:28:06,540 تو عشق خیش 448 0:28:06,540 --> 0:28:08,820 به چادر نهان کنی 449 0:28:08,820 --> 0:28:10,020 آنگاه 450 0:28:10,020 --> 0:28:11,960 بیستی و بگو 451 0:28:12,340 --> 0:28:15,420 فدای راه حسین 452 0:28:15,420 --> 0:28:18 فدای راه حسین 453 0:28:18 --> 0:28:20,920 فدای پیر خمین 454 0:28:20,920 --> 0:28:23,420 فدای راه حسین 455 0:28:23,420 --> 0:28:26,320 فدای پیر خمین 456 0:28:26,320 --> 0:28:27,340 فدای پیر خمین 457 0:28:27,340 --> 0:28:28,520 فاتمه عزیز 458 0:28:28,520 --> 0:28:31,140 نمیخواد فرصتها را از دست بده 459 0:28:31,140 --> 0:28:33,540 میخواد لحظه به لحظه 460 0:28:33,540 --> 0:28:35,120 در کنار بهمن باشه 461 0:28:35,120 --> 0:28:36,620 دوست داره 462 0:28:36,620 --> 0:28:38,360 اطر شهادت بهمن 463 0:28:38,360 --> 0:28:41,120 همه ی وجودش رو سرشار کنه 464 0:28:41,120 --> 0:28:42,160 فاتمه بیشتر 465 0:28:42,340 --> 0:28:44,380 یه زن آشقه 466 0:28:44,380 --> 0:28:47,640 یه زنی که دلش رو به بهمن سپرده 467 0:28:47,640 --> 0:28:49,720 و حالا میخواد تا خونه 468 0:28:49,720 --> 0:28:51,600 عبدی کنارش باشه 469 0:28:51,600 --> 0:28:54,240 و با عشق بدرقش کنه 470 0:28:54,240 --> 0:28:56,460 و چه لحظه هاگه 471 0:28:56,460 --> 0:28:57,180 سخت و 472 0:28:57,180 --> 0:28:58,900 درتناکیه 473 0:28:58,900 --> 0:29:02,020 و بعدم که دیگه مراسمانی بعدی 474 0:29:02,020 --> 0:29:03,440 قرار بود ما 475 0:29:03,440 --> 0:29:04,880 پیکر بهمن رو 476 0:29:04,880 --> 0:29:07,200 از تهران منتقل کنیم 477 0:29:07,200 --> 0:29:07,820 به رستا 478 0:29:07,820 --> 0:29:10,980 من از پدرم خواستم خوب خیلی شلوغ بود 479 0:29:10,980 --> 0:29:12,820 اونجا اینجور نیست که شما بخوای 480 0:29:12,820 --> 0:29:15,320 خیلی تعین کنی که چه کار کنی 481 0:29:15,320 --> 0:29:17,080 یه برنامه های خاصیه 482 0:29:17,080 --> 0:29:19,760 و اونجور که برنامه ریزی شده پیش میره 483 0:29:19,760 --> 0:29:21,220 من به پدرم گفتم بابا 484 0:29:21,220 --> 0:29:23,520 من از شما هیچی نمیخواد 485 0:29:23,520 --> 0:29:25,140 فقط کاری کنید که 486 0:29:25,140 --> 0:29:26,920 در طول مسیر 487 0:29:26,920 --> 0:29:29,980 من ایستانی ها کنار بهمن باشم 488 0:29:29,980 --> 0:29:31,600 از من جداشت نکنید 489 0:29:31,600 --> 0:29:33,940 و این کشش رو هم 490 0:29:33,940 --> 0:29:35,880 کاملا از طرف بهمن 491 0:29:35,880 --> 0:29:37,320 احساس میگردم که 492 0:29:38,180 --> 0:29:39,840 اون هم اصلا دوست نداره 493 0:29:40,980 --> 0:29:43,460 و خدا روش رو که تمامه 494 0:29:43,460 --> 0:29:44,840 مسیر تنم 495 0:29:44,840 --> 0:29:46,960 حالا کنارش بودم 496 0:29:46,960 --> 0:29:49,400 و باش صحبت کردم 497 0:29:49,400 --> 0:29:51,300 خیلی آروم شدم 498 0:29:51,300 --> 0:29:53,420 خیلی لحظه های خوبی بود 499 0:29:53,420 --> 0:29:54,560 و 500 0:29:54,560 --> 0:29:56,260 به بارت 501 0:29:56,260 --> 0:29:58,240 تا آخرین لحظه 502 0:29:58,240 --> 0:29:59,580 تا اون لحظه ای که