1 0:00:00 --> 0:00:07,120 و به این ترتیب حاجی خانوم امین در مقام اولین مجتهده اصر خود قرار می گیرد 2 0:00:07,120 --> 0:00:14,780 سخنان سرکار خانم تاهری استاد حوزه و بانوی مجتهده خانوم علویه همایونی 3 0:00:14,780 --> 0:00:18,380 از شاگردان برجسته بانو امین در این باره 4 0:00:18,380 --> 0:00:23,540 ایشون وقتی کتاب عربین هاشمیه ایشون رو در این قدر چاپ می کنن 5 0:00:23,540 --> 0:00:27,420 این کتاب به دست علما در نجف می دسته 6 0:00:27,420 --> 0:00:31,980 پرسجو می کنن ببینن که از صحبتهای استادشون رو دارن می گن 7 0:00:31,980 --> 0:00:37,160 و در یقدر از صحبتهای استاد رو اومدن مثلا نوشتن تکرار کردن 8 0:00:37,160 --> 0:00:41,260 بعد بررسی می کنن استادیدشون می گن نه این نکات رو ما به ایشون نگفتیم 9 0:00:41,260 --> 0:00:42,420 از خودشون هست 10 0:00:42,420 --> 0:00:46,320 و بعد چند تا سؤال فقهی می کنن 11 0:00:46,320 --> 0:00:49,960 که اون سؤال ها در نام به اسم کتاب جامعه و شتات هست 12 0:00:49,960 --> 0:00:51,640 و ایشون فاسخ می دن 13 0:00:51,640 --> 0:00:53,460 بعد به ایشون در اجه اشتاد می دن 14 0:00:53,460 --> 0:00:56,640 بعد این که نوشته شده بود این کتاب 15 0:00:56,640 --> 0:01:00,500 و خدا و هم یاری به فرماد علمای اون رو 16 0:01:00,500 --> 0:01:03 و به دست اینا رسیده بود 17 0:01:03 --> 0:01:06,520 و اینا تشویق و تعذب کرده بودند 18 0:01:06,520 --> 0:01:08,040 و تشویق کرده بودند 19 0:01:08,040 --> 0:01:10,900 و شعرهای براش می ده می شدند 20 0:01:10,900 --> 0:01:13,860 و چی کار می کردند از نظف اشرف می فرستند 21 0:01:13,860 --> 0:01:18,580 و اینا این کتاب نصف ریده کرد تازه خونواد فهمیدن 22 0:01:18,580 --> 0:01:23,440 آنان که تلیعه بحار 23 0:01:23,440 --> 0:01:29,460 فریاد بلند روزگار 24 0:01:29,460 --> 0:01:35,320 گلوانگ شریده فرات 25 0:01:35,320 --> 0:01:41,300 نجوای زلال توی بار 26 0:01:41,300 --> 0:01:45,060 نجوای زلال 27 0:01:53,440 --> 0:02:00,240 باقی گل دسته اگر مراسل پدوک کتابتون مرکزی کتابتون مرکزی 28 0:02:00,240 --> 0:02:04,420 و آموزش فرورش اینا همه به استفاده بانو مشریده بود 29 0:02:04,420 --> 0:02:10,460 چینا وبت کردند اوه که داشتند و حالا حتی منظره مست نشد و حالا حوض علمی شده 30 0:02:10,460 --> 0:02:15,760 ساده زندگی می کرد مثل برنامه آدی زندگی می کرد اما اون چی که داشت 31 0:02:15,760 --> 0:02:17,380 در اختیار مردم گذاشت 32 0:02:17,380 --> 0:02:23,260 حتی تردیس هم چه می کرد مکتبش مکتبی بود که مجانا تردیس می کرد 33 0:02:23,440 --> 0:02:27,840 اگرچه بانو امین در زمانه خود دانشمندی شناخته شده 34 0:02:27,840 --> 0:02:30,400 و دارای تعلیفات گناگونیست 35 0:02:30,400 --> 0:02:33,900 همواره تأکید دارد که ناشناخته بماند 36 0:02:33,900 --> 0:02:37,680 و کتابهای خود را با نام بانوی ایرانی 37 0:02:37,680 --> 0:02:40,880 یا بانوی اسفهانی به چاب می رساند 38 0:02:40,880 --> 0:02:46,580 از جمله آثار او کتاب معاد یا آخرین سیر بشر است 39 0:02:46,580 --> 0:02:52,680 در این کتاب بانو نصرت امین مباحث مربوط به معاد و سیر تکامل انسان را 40 0:02:52,680 --> 0:02:56 در قالب نه مقاله علمی بررسی کرده است 41 0:02:56 --> 0:03:01,080 سرکارخان مثفاتی و شاد روان مجتهد امین 42 0:03:01,080 --> 0:03:05,920 باز از کتابهای دیگه ایشون معاد یا آخرین سیر بشره 43 0:03:05,920 --> 0:03:10,160 در مبحث معاد که موضوع مهمیست می دونید که 44 0:03:10,160 --> 0:03:14,380 دو سفر ون قرآن کریم رو آیات معاد تشکیل می ده 45 0:03:14,380 --> 0:03:19,060 و مسئله معاد بعد از مسئله مبدع و توحید 46 0:03:19,060 --> 0:03:22,340 یکی از مسائل مهمیست که قرآن به اون پرداخته 47 0:03:22,340 --> 0:03:26,940 و از این امر هم باز ایشون غافل نبوده 48 0:03:26,940 --> 0:03:30,580 اخیر مرگ هم اینجور که آیه هم می فرماد 49 0:03:30,580 --> 0:03:32,800 خلق الموت و حیاء 50 0:03:32,800 --> 0:03:36,720 امر وجودیه ما خیال می کنیم 51 0:03:36,720 --> 0:03:40,220 که مرگ امر عدمیه نه 52 0:03:40,220 --> 0:03:43,640 مردنم خودش امر وجودیه 53 0:03:43,640 --> 0:03:48,660 یعنی یه چیزی است که خداون خواه کرده مردن را 54 0:03:48,660 --> 0:03:52,220 نفعات و رحمانیه دیگر اثر مهم بانوی 55 0:03:52,220 --> 0:03:54,520 مشتهده نصرت بیگم امین است 56 0:03:54,520 --> 0:03:59,280 ازانجا که او در زندگی با برکتش مشغول جهاد نفس است 57 0:03:59,280 --> 0:04:03,580 و با سلاح علم و عمل با خواهش های نفسانی مبارزه می کند 58 0:04:03,580 --> 0:04:08,200 خداوند متعال نیز هجاب ها را از برابر قلب او برطرف 59 0:04:08,200 --> 0:04:12,040 و او را با حقایق نهان آلم آشنا می سازد 60 0:04:12,040 --> 0:04:14,940 در حقیقت نفعات رحمانیه 61 0:04:14,940 --> 0:04:17,640 حکایتی از یافته های ارفانی 62 0:04:17,640 --> 0:04:21 و واردات قلبی ایشان است 63 0:04:22,220 --> 0:04:23,880 سید تاهره موسوی 64 0:04:23,880 --> 0:04:27,360 از بنیانگزاران کانون فرهنگی بانو امین 65 0:04:27,360 --> 0:04:29,140 و استاد اخلاق 66 0:04:29,140 --> 0:04:31 و حجت الاسلام و المسلمین 67 0:04:31 --> 0:04:34,640 حسن منفرد استاد حوضه علمی قوم 68 0:04:34,640 --> 0:04:40,320 اوج اثر ایشون در نفعات رحمانیه متور بره است 69 0:04:40,320 --> 0:04:43,860 نفعات رحمانیه اونجوری که از نام شوویدا است 70 0:04:43,860 --> 0:04:46,520 که اسم این رو نام نهادن به نام 71 0:04:46,520 --> 0:04:50,860 نفعات رحمانیه فی الواردات القلبیه 72 0:04:50,860 --> 0:04:52,140 این یعنی 73 0:04:52,220 --> 0:04:55,980 نشون میده که این دیگه علوم کسبی نیست 74 0:04:55,980 --> 0:04:58,800 این علوم تعلیمی نیست 75 0:04:58,800 --> 0:05:00,020 اکتصابی نیست 76 0:05:00,020 --> 0:05:02,220 این علوم به اسطلاح 77 0:05:02,220 --> 0:05:03,620 وحبیه 78 0:05:03,620 --> 0:05:05,460 این علوم کشفیه 79 0:05:05,460 --> 0:05:06,700 این حبت اللهه 80 0:05:06,700 --> 0:05:08,440 این مشاهدات قلبیه 81 0:05:08,440 --> 0:05:10,340 این بانو ریه 82 0:05:10,340 --> 0:05:12,320 تجردهایی بود که 83 0:05:12,320 --> 0:05:15,400 از این آلم با آلم ملکوت داشت 84 0:05:15,400 --> 0:05:17,900 بانو امین همواره به خانواده 85 0:05:17,900 --> 0:05:20,780 و همسر و فرزندان توجه ویجهی دارد 86 0:05:20,780 --> 0:05:23,320 و مقامات علمی و معنوی ایشان 87 0:05:23,320 --> 0:05:27,100 مانع رسیدگی او به امور خانه و خانواده نمی شود 88 0:05:27,100 --> 0:05:32,840 با ملاحظه همین ویجگی برجسته اخلاقی و سیر و سلوک هست که 89 0:05:32,840 --> 0:05:35,600 همسر ایشان از مشوقان اصلی 90 0:05:35,600 --> 0:05:38,780 و یار و همراه بی در این مسیر هست 91 0:05:38,780 --> 0:05:41,080 سرکار خانوم موسوی 92 0:05:41,080 --> 0:05:43,420 و سرکار خانوم تاهری 93 0:05:43,420 --> 0:05:45,260 هنگام خروج 94 0:05:45,260 --> 0:05:48,520 و ورود همسرشون به منزل 95 0:05:48,520 --> 0:05:50,740 وقتی احساس میکردن 96 0:05:50,740 --> 0:05:50,760 همسرشون به منزل 97 0:05:50,780 --> 0:05:53,360 و همسر دارن وارد منزل میشن 98 0:05:53,360 --> 0:05:54,860 به استقبال میرفتن 99 0:05:54,860 --> 0:05:57,080 خیلی جالبه شیوه زندگیشون 100 0:05:57,080 --> 0:05:59,240 مثلا اگه نماز مقرب و خونده بودن 101 0:05:59,240 --> 0:06:01,060 اینو من از قول خانم همایونی میکم 102 0:06:01,060 --> 0:06:03,280 اگر نماز مقرب و خوندن 103 0:06:03,280 --> 0:06:05,240 دیگه به مثلا حالا تسبیحش 104 0:06:05,240 --> 0:06:06,800 و نماز قفیلی های اینا نمیزشتن 105 0:06:06,800 --> 0:06:09,240 بعدن اگر که آقاشون وارد میشدن 106 0:06:09,240 --> 0:06:11,100 میمدن به استقبال و با 107 0:06:11,100 --> 0:06:12,120 این شستن 108 0:06:12,120 --> 0:06:14,120 متکبر نه بود که بگی من 109 0:06:14,120 --> 0:06:16,020 چار تصدیق اشتعار دارم 110 0:06:16,020 --> 0:06:17,360 اگر یه همچنین آقای باشن 111 0:06:17,360 --> 0:06:19,400 تمام مدیرت خانه با خودش بود 112 0:06:19,400 --> 0:06:21,720 خانم همایونی بفتن دقیقا میدونستن 113 0:06:21,720 --> 0:06:23,600 قیمت امروز برن چقدر 114 0:06:23,600 --> 0:06:25,680 چند کیلوی امروز بر خونه مصرف کردن 115 0:06:25,680 --> 0:06:27,440 دوخت لباس ها و 116 0:06:27,440 --> 0:06:28,680 به هر حال 117 0:06:28,680 --> 0:06:32,480 خیاتی های داخلی منزل رو خودشون انجام میدن 118 0:06:32,480 --> 0:06:34,240 ایشون یه مادر بودن 119 0:06:34,240 --> 0:06:35,400 یه همسر بودن 120 0:06:35,400 --> 0:06:37,720 از شبت که در توی 121 0:06:37,720 --> 0:06:40,060 همین زندگی به این مقامات رسیدن 122 0:06:44,120 --> 0:06:59,560 بانو مشتهد امین به 123 0:06:59,560 --> 0:07:02,220 علماموزی زنان توجه بسیاری دارد 124 0:07:02,220 --> 0:07:03,740 به همین سبب در سال 125 0:07:03,740 --> 0:07:06,360 1344 هجری شمسی 126 0:07:06,360 --> 0:07:08,600 حوزهی به نام مکتب فاطمه 127 0:07:08,600 --> 0:07:09,920 سلام الله علیها 128 0:07:09,920 --> 0:07:12,220 ویجه بانو بان تأسیس می کند 129 0:07:12,220 --> 0:07:14,100 که در آن به تدریز 130 0:07:14,100 --> 0:07:15,320 رشته های فقه 131 0:07:15,320 --> 0:07:16,200 اصول 132 0:07:16,200 --> 0:07:17,160 حکمت 133 0:07:17,160 --> 0:07:18,100 ارفان 134 0:07:18,100 --> 0:07:19,060 فلسفه 135 0:07:19,060 --> 0:07:20,780 و مانند این ها می پردازد 136 0:07:20,780 --> 0:07:24,700 و حدود 600 تا 1000 شاگرد را جزد می کند 137 0:07:24,700 --> 0:07:33,080 همین تخدوانه امین هست 138 0:07:33,080 --> 0:07:35,820 باقه گل دسته 139 0:07:35,820 --> 0:07:38,820 اگر مرسی پلوکی کتابتون مرکزی 140 0:07:38,820 --> 0:07:39,820 کتابتون مرکزی 141 0:07:39,820 --> 0:07:41,540 و آموزش پبرش 142 0:07:41,540 --> 0:07:43,780 اینا همه به استعمالی بانو مشتهده 143 0:07:44,100 --> 0:07:44,340 بود 144 0:07:44,340 --> 0:07:51,640 ساده زندگی می کرد 145 0:07:51,640 --> 0:07:52,820 مثل بردم آدی 146 0:07:52,820 --> 0:07:54,040 زندگی می کرد 147 0:07:54,040 --> 0:07:55,740 اما اون چی که داشت 148 0:07:55,740 --> 0:07:57,180 در اختیار مردم گذاشت 149 0:07:57,180 --> 0:07:59,460 حتی تدریز هم که می کرد 150 0:07:59,460 --> 0:08:01,840 مکتبش مکتبی بود که مجانا 151 0:08:01,840 --> 0:08:03,620 تدریز می کرد 152 0:08:03,620 --> 0:08:06,500 این مکتب نه تنها از شاگردان شهریه 153 0:08:06,500 --> 0:08:07,740 ای دریافت نمی کند 154 0:08:07,740 --> 0:08:10,180 بلکه تمام هزینهایان را 155 0:08:10,180 --> 0:08:12,380 خود حاجی خانوم امین 156 0:08:12,380 --> 0:08:13,240 می پردازد 157 0:08:13,240 --> 0:08:14,080 مرحوم آمین های این هایان را 158 0:08:14,100 --> 0:08:15,880 آیت الله هایری شیرازی 159 0:08:15,880 --> 0:08:18,160 و حجت الاسلام و المسلمین 160 0:08:18,160 --> 0:08:19,040 قائم مقامی 161 0:08:19,040 --> 0:08:22,640 اینجور نبودی که سرش فقط تو کتاب بوده 162 0:08:22,640 --> 0:08:24,100 تو تربیت مردم 163 0:08:24,640 --> 0:08:26,080 حضور داشته 164 0:08:26,080 --> 0:08:28,160 کانونی که 165 0:08:28,160 --> 0:08:30,100 ایشان در اسبان دائر کرد 166 0:08:31,600 --> 0:08:32,100 که خانومها 167 0:08:32,700 --> 0:08:34,400 را تربیت کرده بود 168 0:08:34,400 --> 0:08:36,320 جای معصر و 169 0:08:36,320 --> 0:08:37,820 ناپشی بود 170 0:08:37,820 --> 0:08:38,720 پاقل آدی 171 0:08:38,720 --> 0:08:40,880 حوضه های علمیه داشتن 172 0:08:40,880 --> 0:08:43,040 حوضه تعلیم و تربیتی داشتن 173 0:08:43,040 --> 0:08:44,820 صداها صداها 174 0:08:44,820 --> 0:08:47,260 خانوم و دختر بانو 175 0:08:47,260 --> 0:08:49,360 در محضر ایشون 176 0:08:49,360 --> 0:08:51,960 علوم و معارف دینی رو می آمخته 177 0:08:51,960 --> 0:08:55,160 اقلانیت دینی رو می آمخته 178 0:08:55,160 --> 0:08:56,200 بانو امین 179 0:08:56,200 --> 0:08:57,820 علاوه بر مکتب فاطمه 180 0:08:57,820 --> 0:09:00,220 دبیرستانی دخترانه تحسیس می کند 181 0:09:00,220 --> 0:09:01,480 و به این طریق 182 0:09:01,480 --> 0:09:04,200 راه را برای ادامه تحصیل دختران 183 0:09:04,200 --> 0:09:05,820 در خانواده های مذهبی 184 0:09:05,820 --> 0:09:07,220 هموار می سازد 185 0:09:07,220 --> 0:09:09,440 توصیه این بانوی فرهیخته 186 0:09:09,440 --> 0:09:11,860 به زنان و دختران این است که 187 0:09:11,860 --> 0:09:12,860 مشکلات دوران تحصیلیه 188 0:09:13,040 --> 0:09:14,480 تحصیل را تحمل کنند 189 0:09:14,480 --> 0:09:16,380 و درس را ادامه دهند 190 0:09:16,380 --> 0:09:19,320 زیرا کمبود افراد متحد و آگاه 191 0:09:19,320 --> 0:09:20,660 در بسیاری جوامه 192 0:09:20,660 --> 0:09:22,420 به خوبی حس می شوند 193 0:09:22,420 --> 0:09:37,480 این تحصیل کردن 194 0:09:37,480 --> 0:09:39,320 درد کندن اینها 195 0:09:39,320 --> 0:09:41,220 رو قدمی زن بستید 196 0:09:43,040 --> 0:09:46,780 خودش مقصود عطلی نیست 197 0:09:46,780 --> 0:09:49,080 چون که انسان 198 0:09:49,080 --> 0:09:52,280 هر کمالی بخواد پیدا بکنه 199 0:09:52,280 --> 0:09:55,080 مقدمش علمه 200 0:09:55,080 --> 0:09:57,700 شما اگر بخواد خیات بشین 201 0:09:57,700 --> 0:10:00,840 باید به این مدت خیاتی را یزدی گیرید 202 0:10:00,840 --> 0:10:03,840 باید به این تحصیلش مثلا نکنید 203 0:10:03,840 --> 0:10:05,760 تو خواد کسی نجداری یزدیت 204 0:10:05,760 --> 0:10:09,260 باید مدتی دارد تحصیلش را بکنید 205 0:10:09,260 --> 0:10:11,280 در تمام عموم 206 0:10:11,280 --> 0:10:12,880 چه در عمور دنیا 207 0:10:12,880 --> 0:10:14,540 چه در عمور آخرت 208 0:10:14,540 --> 0:10:16,720 چه در عمور روحانی 209 0:10:16,720 --> 0:10:18,880 چه در عمور جسمانی 210 0:10:18,880 --> 0:10:21,440 در تمام کارها 211 0:10:21,440 --> 0:10:24,880 مقدمه شهر طول عزیز 212 0:10:24,880 --> 0:10:33,880 موسیقی 213 0:10:33,880 --> 0:10:37,880 حکیم الهی و عارف به نفهات رحمانی 214 0:10:37,880 --> 0:10:41,380 نابقه دوران و مجتهد زمان 215 0:10:41,380 --> 0:10:42,880 بانو نسرت امین 216 0:10:42,880 --> 0:10:46,500 پس از عمری خدمت خالصانه و صادقانه 217 0:10:46,500 --> 0:10:50,280 در بیست و ثومه خرداد 1362 218 0:10:50,280 --> 0:10:56,020 متابق با اول ماه مبارک رمزان سال 1403 219 0:10:56,020 --> 0:10:58,780 چهره در نقاب خاک می کشد 220 0:10:58,780 --> 0:11:02,060 و به جوار رحمت الهی می شتابد 221 0:11:12,880 --> 0:11:19,840 قربه در برزه سال 14е ماه 222 0:11:19,840 --> 0:11:22,820 و زفتار زشانی 223 0:11:22,820 --> 0:11:26,200 متابق به شاملی 224 0:11:26,200 --> 0:11:29,900 می کيف برای سی wealthy 225 0:11:29,900 --> 0:11:34,300 حدودهای بذاران 226 0:11:34,300 --> 0:11:36,940 راستان 227 0:11:36,940 --> 0:11:39,320 حدودهای شاملی 228 0:11:39,320 --> 0:11:41,680 عظیمين 229 0:11:41,680 --> 0:11:42,700 operation 230 0:11:42,880 --> 0:11:49,820 نوای معرفت 231 0:11:49,820 --> 0:11:59,340 سدای ایمان 232 0:11:59,340 --> 0:12:10,120 رادیو معارف 233 0:12:10,120 --> 0:12:12,820 سدای فضیلت و فطرت 234 0:12:12,880 --> 0:12:16,900 جسمتان گرچه در بند زنجیر 235 0:12:16,900 --> 0:12:20,520 جان دشمن حسیر شما بود 236 0:12:20,520 --> 0:12:24,100 در شب قربت سرد زندان 237 0:12:24,100 --> 0:12:27,880 یارتان ذکر و یاد خدا بود 238 0:12:27,880 --> 0:12:31,460 دو هفت پندرانون در منطقه قصر شیری 239 0:12:31,460 --> 0:12:33,820 به اصارت نیروهای برسی دارم 240 0:12:33,820 --> 0:12:37 هیچی ایک از موارد قانونی که برای 241 0:12:37 --> 0:12:40,280 اصرا وزش شده در مورد اصرای ایران 242 0:12:40,280 --> 0:12:42,480 با جوبای جبه مهمات می زدن 243 0:12:42,480 --> 0:12:44,840 نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود 244 0:12:44,840 --> 0:12:47,160 که بخوان بچه ها رفتی خیلی غصم شد 245 0:12:47,160 --> 0:12:48,200 نه از شهادت 246 0:12:48,200 --> 0:12:51,380 شهادت واقعیت برای خودم امامون لرزه افتخار بود 247 0:12:51,380 --> 0:12:53,160 اصلا از شهادت باکی نداشت 248 0:12:53,160 --> 0:12:54,720 از مذروبیت برد شد 249 0:12:54,720 --> 0:13:00,160 حکایت آزادگی 250 0:13:00,160 --> 0:13:03,460 آقبت همه ظلمت سر آمد 251 0:13:03,460 --> 0:13:07,080 یوسف از غیر زندان بر آمد 252 0:13:07,080 --> 0:13:11,920 یوسف از غیر زندان بر آمد 253 0:13:12,480 --> 0:13:15,660 روز دیدار یه خوب جان شد 254 0:13:15,660 --> 0:13:19,220 یوسف از جمله آزادگان شد 255 0:13:19,220 --> 0:13:25,220 بسم الله الرحمن الرحیم 256 0:13:25,220 --> 0:13:28,980 آغاز سخن یاد خدا باید کرد 257 0:13:28,980 --> 0:13:32,580 خود را به امید او رها باید کرد 258 0:13:32,580 --> 0:13:35,640 ای با تو شروع کارها زیباتر 259 0:13:35,640 --> 0:13:39,680 آغاز سخن تو را صدا باید کرد 260 0:13:39,680 --> 0:13:42,280 سلام به شما شنواندگان گرامی و همراهان همیزانیم 261 0:13:42,480 --> 0:13:46,760 شگیه رادیو معارف به برنامه یه حکایت آزادگی خوش اومدین 262 0:13:46,760 --> 0:13:49,260 در این برنامه میخواییم خاطراتی بشنویم 263 0:13:49,260 --> 0:13:53,280 که یاداور رشادت ها و سبر مردان و زنانیه که 264 0:13:53,280 --> 0:13:58,480 در سخت ترین وضعیت قامتی استوار و دلی پر امید داشتن 265 0:13:59,100 --> 0:14:03,120 اونهایی که سالها دور از وطن در اصارت دشمن 266 0:14:03,120 --> 0:14:08,620 معنای واقعی آزادگی رو در جان خودشون پرورش دادن 267 0:14:12,480 --> 0:14:30,700 امروز در این برنامه همراه میشیم 268 0:14:30,700 --> 0:14:35,080 با خاطرات و تجربیات آزادگی سرفراز علی رزا نیکبور 269 0:14:35,080 --> 0:14:38,100 تو از روزهای سخت اصارتشون بشنویم 270 0:14:38,100 --> 0:14:42,080 لطفاً از خودتون بگین و کجا و در چه سالی اسیر شدیم 271 0:14:42,480 --> 0:14:48,460 این جانب علی رزا نیکبور متولد سال 1347 272 0:14:48,460 --> 0:14:56,680 توی شلمچه جزئه نیروهای حالا پدافندی یا نگهدارنده خط بودیم 273 0:14:56,680 --> 0:15:03,160 چار خورده 67 عراقی ها تک سنگینی رو شروع کردن به خط ما 274 0:15:03,160 --> 0:15:09,820 علا رقم این که چند تا لشکر پشتیبان خط بودن و خط نگهدار بودن 275 0:15:09,820 --> 0:15:12,160 و گردان های ما بود دوته سمت 276 0:15:12,480 --> 0:15:15,200 چپ راست ما هم به شدت مقابل مد میکردن 277 0:15:15,200 --> 0:15:21,320 ما دیدیم عراقی ها نتونستن از خط ما وارد خاکمون بشن 278 0:15:21,320 --> 0:15:25,380 از خط کناری ظاهرن شکست برده بودن 279 0:15:25,380 --> 0:15:27,720 و اقب نشینی کرده بودن اینا وارد شدن 280 0:15:27,720 --> 0:15:32,660 بعدم فهمیدیم از اونجا دشمن از پشت اومد دور زد 281 0:15:32,660 --> 0:15:37,340 ما یه لحظه دیدیم که ما که از روبرو تیرندازیمون پشت سر ما هم دشمنه 282 0:15:37,340 --> 0:15:41,160 برگشتیم تا با اینا بجنگیم من همونجا مجروح شدم 283 0:15:42,480 --> 0:15:44,900 واسه در تیر مستقیم مجروح شدم 284 0:15:44,900 --> 0:16:01,140 دفاع مقدس مدرسه یه پرمحتوى از ویژگی های نیکو پسندیده 285 0:16:01,140 --> 0:16:08,580 ویژگی های عرضشمند مثل ایسار، شجاعت، فداکاری، از خودگزشتگی و سبر 286 0:16:08,580 --> 0:16:12,380 که هر کدوم از ایسارگران، آموزگاران دفعه 287 0:16:12,480 --> 0:16:16,120 مرس اززت، افتخار و سربلندی هستن 288 0:16:16,120 --> 0:16:22,600 خاطرات رزمندگان و آزادگان همگی سرشار از ایسار و فداکاریه 289 0:16:22,600 --> 0:16:28,220 آقای نیکبور لطفاً از فداکاری های همرزمانتون برامون بگین 290 0:16:28,220 --> 0:16:32,320 باید از این گفتادم زمین یه رفیقه چندین و چند سال دارم 291 0:16:32,320 --> 0:16:35,100 هنوزم باش رفاقت دارم رفیقه دوران بچه ابتدایی 292 0:16:35,100 --> 0:16:36,380 دوران ابتدایی منه 293 0:16:36,380 --> 0:16:39,100 بسمه آی رحمت الله میمار 294 0:16:39,100 --> 0:16:42,100 الان مستای دانشگاه توی دانشگاه بابوله 295 0:16:42,480 --> 0:16:47,680 ایشون منو کل گرفتن و مسافتی رو بردن 296 0:16:47,680 --> 0:16:50,480 توی این اتفاقایی که داریم بگیم دقیقاً 297 0:16:51,140 --> 0:16:54,380 زهر روزه چارمه خورداده 298 0:16:54,380 --> 0:16:56,400 به قدر این هوا داغه 299 0:16:56,400 --> 0:17:00,360 ایشون منو توششون بردن تا اینکه خودشون خسته شدن 300 0:17:00,360 --> 0:17:02,020 گذاشتن اون زمین 301 0:17:02,020 --> 0:17:06,480 عراقی ها که اومدن جلو من خودمو کشیدم داخل یک سنگره 302 0:17:06,480 --> 0:17:08,520 تقریباً خراب شده 303 0:17:08,520 --> 0:17:12,300 صدا اینا رو میشنیدم که عراقی ها با داد هوا میگفتن 304 0:17:12,300 --> 0:17:12,480 تصمیم 305 0:17:12,480 --> 0:17:12,960 تصمیم شد 306 0:17:12,960 --> 0:17:14,840 چون اینا هم محاصره شده برن 307 0:17:14,840 --> 0:17:15,720 اینا تصمیم شده 308 0:17:15,720 --> 0:17:16,920 من توی این سنگر موندم 309 0:17:16,920 --> 0:17:18,380 سنگری که خراب بود 310 0:17:18,380 --> 0:17:21,280 با وقت تیراندازی افتادنم روی زمین 311 0:17:21,280 --> 0:17:25,880 خون پا هم زده بود به قسمت شلوار و کمرم 312 0:17:25,880 --> 0:17:29,080 عراقی ها که من از کنار میرمانیشت حرکتی نمی کردم 313 0:17:29,080 --> 0:17:30,580 فکر می کردن مردم 314 0:17:30,580 --> 0:17:32,940 برای همین هیچ کاری نداشتن 315 0:17:32,940 --> 0:17:35,880 تا حدودی شاید بگم مثلاً یک ساعت 316 0:17:35,880 --> 0:17:38,660 من اینا رو سرسدا شنه می شنیدم 317 0:17:38,660 --> 0:17:42,240 به خاطر این که به صورت دمر افتاده برنم 318 0:17:42,240 --> 0:17:45,920 روی زمین و صورتم روی زمین و خاک بود 319 0:17:45,920 --> 0:17:47,420 نمیتونه سمین ها رو ببینم 320 0:17:47,420 --> 0:17:50,020 با این حال داشتم با خودم تصور می کردم 321 0:17:50,020 --> 0:17:51,620 که چی جوری دستگیر شدن 322 0:17:51,620 --> 0:17:53,360 و دور زدن هم رو جمع کردم 323 0:17:53,360 --> 0:17:54,980 این یک ساعتی گذشت 324 0:17:54,980 --> 0:17:56,160 هیچ که سراغامون نیمد 325 0:17:56,160 --> 0:17:56,840 تا این که دیدیم 326 0:17:56,840 --> 0:17:58,360 یه سرباز عراقی اومد 327 0:17:58,360 --> 0:18:00,840 اول ما رو برگردوند 328 0:18:00,840 --> 0:18:02,800 و دید لباسمو کلن خونیه 329 0:18:02,800 --> 0:18:04,760 این نکته هیچ وقت یادم نمیده 330 0:18:04,760 --> 0:18:06,220 دستگیر توی جیبم 331 0:18:06,220 --> 0:18:08,260 یه مهر مشهد بود 332 0:18:08,260 --> 0:18:10,120 با جامهوری کچیک 333 0:18:10,120 --> 0:18:11,940 از این کچیک های کنان هست سبز رنگ 334 0:18:11,940 --> 0:18:14,100 من یه شیشه اطری هم داشتم 335 0:18:14,100 --> 0:18:17,160 که اون سرش با سروب لباس من بوعت میرد 336 0:18:17,160 --> 0:18:19,360 هم اطری هم جامهورینا 337 0:18:19,360 --> 0:18:21,040 و خود مهر 338 0:18:21,040 --> 0:18:22,580 برداش رفت با این حال 339 0:18:22,580 --> 0:18:25,580 ایشون خاطر جمع شد که من دیگه زنده نیستم 340 0:18:25,580 --> 0:18:27,300 از تصوریشون 341 0:18:27,300 --> 0:18:29,340 ما خیال مورد بودش که خب 342 0:18:29,340 --> 0:18:31,420 انشاءالله بعد از اینکه اینا رفتن 343 0:18:31,420 --> 0:18:32,660 هوا تاریک شد 344 0:18:32,660 --> 0:18:35,500 ما خودمون یه جور از محلکه 345 0:18:35,500 --> 0:18:36,240 به در میروند 346 0:18:36,240 --> 0:18:38,940 تصورات من اونچه اصلا خبر از مجرویت پام 347 0:18:38,940 --> 0:18:40,400 نمیتونستم ببینم 348 0:18:40,400 --> 0:18:42,760 نمیتونستم تکم تا اینها متوجه نشن 349 0:18:42,760 --> 0:18:45,480 بعد از حدود یه روپی که گذشت 350 0:18:45,480 --> 0:18:47,060 خون که از پام رفته بود 351 0:18:47,060 --> 0:18:49,140 کلن بیهسی 352 0:18:49,140 --> 0:18:49,980 کرختی 353 0:18:49,980 --> 0:18:53 باعث شد یه تکمونی به خودم دیدم 354 0:18:53 --> 0:18:54,100 نه خبر نیست 355 0:18:54,100 --> 0:18:57,220 دوباره تا اینکه این دیگه از خاطرات جالب 356 0:18:57,220 --> 0:18:59,140 من دیدم یه عراقی از بالا 357 0:18:59,140 --> 0:19:00,800 وایسته اومد پیش من 358 0:19:00,800 --> 0:19:02,540 گفت پاشو گفتم نمیتونم 359 0:19:02,540 --> 0:19:04,120 به عربی گفت من رو بهتر با اشاره میگفت 360 0:19:04,120 --> 0:19:05,500 گفتم نگاه کن نمیتونم 361 0:19:05,500 --> 0:19:08,200 دوباره گفت بیا گفتم نمیتونم 362 0:19:08,200 --> 0:19:10,380 منم به اشاره گفتم میخوای من رو بخوشی 363 0:19:10,380 --> 0:19:11,800 دست بردم زیر گردنم 364 0:19:11,800 --> 0:19:13,780 گفتم میخوای گردن رو ببری 365 0:19:13,780 --> 0:19:16,100 گفت لا لا لا 366 0:19:16,100 --> 0:19:18,320 بعدم فهمیدم اینا 367 0:19:18,320 --> 0:19:20,860 سربازای شیعه بودن که 368 0:19:20,860 --> 0:19:22,920 به اصیه اینا رو خط مقدم میذاشتن 369 0:19:22,920 --> 0:19:25,140 که هدف کشتار 370 0:19:25,140 --> 0:19:27,120 اینا باشن پای سر خودشون بودن 371 0:19:27,120 --> 0:19:28,460 خودشی فریاد کشی 372 0:19:28,460 --> 0:19:30,260 چار تا سربازای خودشون اومدن 373 0:19:30,260 --> 0:19:31,980 یه پتو بابردن منو 374 0:19:31,980 --> 0:19:34,700 کشون کشون انداختن 375 0:19:34,700 --> 0:19:36,840 وسط پتو با پتو بردن 376 0:19:36,840 --> 0:19:38,260 توی فرض کنی 377 0:19:38,260 --> 0:19:40 مسافتی رو کشی نم بردن داخله 378 0:19:40 --> 0:19:42,040 وسط یه ماشین آیفا 379 0:19:42,040 --> 0:19:44,820 از این نفربرای بزرگی که 380 0:19:44,820 --> 0:19:46,420 توی فیلم هم زیاد دیده میشه 381 0:19:48,320 --> 0:19:49,860 خدمات اینا میفرستن 382 0:19:49,860 --> 0:19:53,300 ما رو کف اون آیفا پنگ کردن 383 0:19:53,300 --> 0:19:54,600 یه لحظه ما دیدیم 384 0:19:54,600 --> 0:19:56,720 تمام گردان ما 385 0:19:56,720 --> 0:19:58,920 و دوستان ما حتی من جمعه همین رفیقمون 386 0:19:58,920 --> 0:20:01 که ما رو دوشش گرفته بود 387 0:20:01 --> 0:20:02,920 اینجا هستن منتقال 388 0:20:02,920 --> 0:20:04,380 همه دستاشون بسته هست 389 0:20:04,380 --> 0:20:06,620 ما بر اصلا این مجرایت این اصلا دیگه 390 0:20:06,620 --> 0:20:08,540 همینجوری پرده میکردن 391 0:20:08,540 --> 0:20:10,960 بعدها از این رفیقمون پرسیدم 392 0:20:10,960 --> 0:20:12,720 شما دستون بسته بود 393 0:20:12,720 --> 0:20:15,240 ما که گفت شما به قدر خون ازت رفته بود 394 0:20:15,240 --> 0:20:16,520 سفید شده بودی 395 0:20:16,520 --> 0:20:18,540 که ما امید نرشدیم که تا 396 0:20:18,540 --> 0:20:21,380 این ماشین حرکت کنه شما زنده بمونی 397 0:20:21,380 --> 0:20:22,780 از اینجا 398 0:20:22,780 --> 0:20:24,080 بعد از 399 0:20:24,080 --> 0:20:27,240 این که تقریبا همه پچایی که 400 0:20:27,860 --> 0:20:29,880 عراقی ها اینا دور کرده بودن 401 0:20:29,880 --> 0:20:30,680 اسیر شدن 402 0:20:30,680 --> 0:20:33,020 ماشین حرکت کرد مارو بردن 403 0:20:33,020 --> 0:20:34,880 توی شهر بسره 404 0:20:45,240 --> 0:21:01,240 موسیقی 405 0:21:01,240 --> 0:21:04,720 وقتی پای سخن آزادگان میشنیم 406 0:21:04,720 --> 0:21:07,220 میگن روزهای اول خیلی سخت بود 407 0:21:07,220 --> 0:21:08,700 دوری از خانواده 408 0:21:08,700 --> 0:21:10,220 اوضاع نامناسب 409 0:21:10,220 --> 0:21:12,440 و از همه بدتر حس قربت 410 0:21:12,440 --> 0:21:14,880 اما کم کم یاد گرفتن 411 0:21:14,880 --> 0:21:15,220 که با این کاری 412 0:21:15,220 --> 0:21:17,580 با هم باشن و به هم امید بدن 413 0:21:17,580 --> 0:21:18,740 یاد گرفتن 414 0:21:18,740 --> 0:21:21,340 که حتی در سخترین وضعیت هم میشه 415 0:21:21,340 --> 0:21:23,700 لبخند زد و زندگی کرد 416 0:21:23,700 --> 0:21:24,620 آقای نیکبور 417 0:21:24,620 --> 0:21:26,860 گفتین که در عملیات زخمی شدیم 418 0:21:26,860 --> 0:21:29,160 و نیروهای عراقی به شما نزدیک شدن 419 0:21:29,160 --> 0:21:30,920 و متوجه شدن که شما 420 0:21:30,920 --> 0:21:32,160 هنوز زنده هستید 421 0:21:32,160 --> 0:21:35,080 در ادامه برامون بگید که چه اتفاقی افتاد 422 0:21:35,080 --> 0:21:36,800 توی شهر بسره 423 0:21:36,800 --> 0:21:38,220 مارو با همین پتو بردن 424 0:21:38,220 --> 0:21:40,960 داخل یه محبتی که 425 0:21:40,960 --> 0:21:42,920 تقریبا اندازه 426 0:21:42,920 --> 0:21:45,020 چهارتا سالان فوتبال 427 0:21:45,020 --> 0:21:45,880 کچیک بود 428 0:21:45,880 --> 0:21:47,660 ولی دورشو 429 0:21:47,660 --> 0:21:50,280 با فنس بسته بودن 430 0:21:50,280 --> 0:21:52,380 این زمین های فوتبال 431 0:21:52,380 --> 0:21:54,100 بعدم فهمیدیم بند فرودگاهه 432 0:21:54,100 --> 0:21:55,820 چون ما زمان نسیدیم که غروب بود 433 0:21:55,820 --> 0:21:58,360 و نمیتونید سیرسا ببینید 434 0:21:58,360 --> 0:21:58,900 اینجا چیه 435 0:21:58,900 --> 0:22:00,520 مارو همه رو ریخ دارن 436 0:22:00,520 --> 0:22:02,360 دور تا دور نگهبان گرفت 437 0:22:02,360 --> 0:22:05,280 ما که مجروح بودیم و همراه چند نفر دیگه 438 0:22:05,280 --> 0:22:07,240 یه گوشه پنگ کردن 439 0:22:07,240 --> 0:22:07,640 در زمین 440 0:22:07,640 --> 0:22:09,800 بدون سرپوش بدون امکانات 441 0:22:09,800 --> 0:22:12,560 بدون هیچ گونه خدمات 442 0:22:12,560 --> 0:22:13,520 غروب شد 443 0:22:13,520 --> 0:22:14,680 ما خواستیم بخوابیم 444 0:22:14,680 --> 0:22:15,460 یه مرتبه دیدیم 445 0:22:15,460 --> 0:22:16,960 کنار دستمون یه عصیری 446 0:22:16,960 --> 0:22:19,140 یکی از این برادر رزمنده من 447 0:22:19,140 --> 0:22:20,480 مجروح شده 448 0:22:20,480 --> 0:22:22,340 غیر از مجروح شدن 449 0:22:22,340 --> 0:22:23,780 موش خورده بود 450 0:22:23,780 --> 0:22:26,240 داد هوار منو ببرید 451 0:22:26,240 --> 0:22:27,100 حاجی خبر داره 452 0:22:27,100 --> 0:22:28,300 علاقه ها فکر کردن این 453 0:22:28,300 --> 0:22:29,960 میخواد مطلع بگیر 454 0:22:29,960 --> 0:22:31,580 میوادن پیشش دیدم باد همینی 455 0:22:31,580 --> 0:22:32,900 حاجی منو میشنسه ایناست 456 0:22:32,900 --> 0:22:34,760 یکم بار ایشونو زدن 457 0:22:34,760 --> 0:22:36,020 تا ساکت شد 458 0:22:36,020 --> 0:22:38,040 بعد گفت میدونی که من محام رو پتو بخوابم 459 0:22:38,040 --> 0:22:39,320 شیش نفر 460 0:22:39,320 --> 0:22:42,280 بسیجی و نیروی ایرانی بودیم 461 0:22:42,280 --> 0:22:43,400 که مجروح بودیم 462 0:22:43,400 --> 0:22:44,580 هم دیگر رو نمیشناختیم 463 0:22:44,580 --> 0:22:45,800 ولی چون همه 464 0:22:45,800 --> 0:22:47,160 توی منطقه عصیری بودن 465 0:22:47,160 --> 0:22:48,940 صبح که پاشدیم 466 0:22:48,940 --> 0:22:51,660 دیدیم دوتا از این برادر رو شهید شدن 467 0:22:51,660 --> 0:22:53,360 اصلا نمیدونیم کی بودن 468 0:22:53,360 --> 0:22:54,660 بلکه اونو داشتن بردن 469 0:22:54,660 --> 0:22:56,920 من جمله همین بندخدایی که 470 0:22:56,920 --> 0:22:58,180 داده هورش باعث شد 471 0:22:58,180 --> 0:23:00,040 اونا اومدن و جای ما رو عوض کردن 472 0:23:00,040 --> 0:23:00,940 این رفت سر پتو 473 0:23:00,940 --> 0:23:02,620 ما از اینجا که موندیم 474 0:23:02,620 --> 0:23:03,260 فردا که 475 0:23:03,260 --> 0:23:05,680 هوا روشن شد 476 0:23:05,680 --> 0:23:07,240 گفتم باید خدمات 477 0:23:07,240 --> 0:23:08,180 خدماتشون 478 0:23:08,180 --> 0:23:10,340 دیدیم آب آبانه شیلنگ آب 479 0:23:10,340 --> 0:23:11,920 کنار سیم فنس 480 0:23:11,920 --> 0:23:13,080 گفتن هر که میخواد بر بخور 481 0:23:13,080 --> 0:23:14,240 گفتیم باید مطلع نمیدیم 482 0:23:14,240 --> 0:23:15,180 را بریم 483 0:23:15,180 --> 0:23:17,480 یکی از روغاما 484 0:23:17,480 --> 0:23:18,020 یه 485 0:23:18,020 --> 0:23:19,940 زرف کچی که بیدا کردن 486 0:23:19,940 --> 0:23:21,760 مثل شبیه لیوانایی هم از رفت 487 0:23:21,760 --> 0:23:22,760 میرفت اینا که 488 0:23:22,760 --> 0:23:24,240 اینجا دیگه دستا همه باز بود 489 0:23:24,240 --> 0:23:25,560 همه آزاد بودن 490 0:23:25,560 --> 0:23:26,600 رفت یه خورده آب بود 491 0:23:26,600 --> 0:23:27,160 گذاشت دهن 492 0:23:27,160 --> 0:23:28,980 لبامونو خیست کرد 493 0:23:28,980 --> 0:23:30,420 ظاهرن اینا که 494 0:23:30,420 --> 0:23:31,660 گفته بودن تالا 495 0:23:31,660 --> 0:23:33,360 من تیر خورده بود به پام 496 0:23:33,360 --> 0:23:35,020 منتا خون 497 0:23:35,020 --> 0:23:36,380 غیر از پام 498 0:23:36,380 --> 0:23:38,100 چون بسیار ازم خون رفته بود 499 0:23:38,100 --> 0:23:39,680 لباسامو که گرفته بود 500 0:23:39,680 --> 0:23:41,460 تا بالا تا کمر اومده بود 501 0:23:41,460 --> 0:23:42,480 همه اینا 502 0:23:42,480 --> 0:23:43,920 حتی خود عراقی هم میگفتن 503 0:23:43,920 --> 0:23:44,880 این دیگه رفتنیه 504 0:23:44,880 --> 0:23:45,820 برای همین 505 0:23:45,820 --> 0:23:46,260 زیاد 506 0:23:46,260 --> 0:23:47,660 گیر به 507 0:23:47,660 --> 0:23:49,960 خدمات دستانی اینا به ما نمیدادن 508 0:24:11,460 --> 0:24:16,840 اما خب 509 0:24:16,840 --> 0:24:18,580 هوا کم کم روشن شد 510 0:24:18,580 --> 0:24:21,360 باز گرمای بسره 511 0:24:21,360 --> 0:24:22,380 توی فضای باز 512 0:24:22,380 --> 0:24:24,840 اونکنان گرم شد که 513 0:24:24,840 --> 0:24:25,660 مار بردن 514 0:24:25,660 --> 0:24:27,240 با کمک یکی از رفاقای ما 515 0:24:27,240 --> 0:24:28,300 کناره 516 0:24:28,300 --> 0:24:29,780 شیلنگ آب 517 0:24:29,780 --> 0:24:31,120 یه خورده آب خوردیم 518 0:24:31,120 --> 0:24:32,500 من فقط این نکته رو بگم 519 0:24:32,500 --> 0:24:34,460 تیر که به دوتا پام خورد 520 0:24:34,460 --> 0:24:36,680 خوشبختانه به استخانام نخورد 521 0:24:36,680 --> 0:24:37,280 میتونستم 522 0:24:37,280 --> 0:24:39,760 با درد سر پا وایستم 523 0:24:39,760 --> 0:24:41,440 یکی دوتا زیر بقیه 524 0:24:41,460 --> 0:24:42,060 هلا میگرفتم 525 0:24:42,060 --> 0:24:42,980 میتونستم وایستم 526 0:24:42,980 --> 0:24:44,940 هرچی آب بخوردیم 527 0:24:44,940 --> 0:24:46,680 توی گرما تشنیده رو میشونیم 528 0:24:46,680 --> 0:24:48,120 به قدر آب خوردیم 529 0:24:48,120 --> 0:24:50,240 که اصلا شکنیمو فقط آب شد 530 0:24:50,240 --> 0:24:52,340 دمدمای زهر بود 531 0:24:52,340 --> 0:24:52,940 یک 532 0:24:52,940 --> 0:24:55,100 زرفی رو بردن 533 0:24:55,100 --> 0:24:57,520 از این دیگه نظری که 534 0:24:57,520 --> 0:24:58,740 برای حیطه درست میکنن 535 0:24:58,740 --> 0:25:00,100 در این دیگه رو 536 0:25:00,100 --> 0:25:01,400 توش غذا ریختن 537 0:25:01,400 --> 0:25:03,060 برنج بود 538 0:25:03,060 --> 0:25:05,020 با گوشتای شبیه 539 0:25:05,020 --> 0:25:06,240 کره هایی که هست 540 0:25:06,240 --> 0:25:06,860 ما که عبیه 541 0:25:06,860 --> 0:25:07,300 اینجوری 542 0:25:07,300 --> 0:25:08,520 گوشتای 543 0:25:08,520 --> 0:25:10,900 بعدن این رو ما توی اردگاه پرمیدیم 544 0:25:10,900 --> 0:25:12,860 گوشتای گوشت گاو و واردادی بود 545 0:25:12,860 --> 0:25:14,020 که بعضا تاریخشون 546 0:25:14,020 --> 0:25:15,560 مالت یکی دو سال 547 0:25:15,560 --> 0:25:16,620 قبل بود 548 0:25:16,620 --> 0:25:17,800 اینا رو 549 0:25:17,800 --> 0:25:19,360 برای ما 550 0:25:19,360 --> 0:25:20,960 به امان غذا بردن 551 0:25:20,960 --> 0:25:22,920 من چون نمیتونستم بشینم 552 0:25:22,920 --> 0:25:24,900 نمیتونستم قضا ورداشتن 553 0:25:24,900 --> 0:25:25,440 یکی از 554 0:25:25,440 --> 0:25:26,940 رفاقای ما 555 0:25:26,940 --> 0:25:28,860 از همشهری همونه 556 0:25:28,860 --> 0:25:31,360 که مرحوم جواد سعادت 557 0:25:31,360 --> 0:25:33,520 قضا رو لغمه میکرد 558 0:25:33,520 --> 0:25:34,320 میداد دهنم 559 0:25:34,320 --> 0:25:36,360 نمیتونم توانش ندارم بخورم 560 0:25:36,360 --> 0:25:37,980 گوشتا رو 561 0:25:37,980 --> 0:25:39,460 خلال خلال میکرد 562 0:25:39,460 --> 0:25:40,540 گفت لاغل اینو بخور 563 0:25:40,540 --> 0:25:41,380 که جون بگیری 564 0:25:41,380 --> 0:25:42,800 که 565 0:25:42,800 --> 0:25:44,360 تا ببینیم بعدن چی میشه 566 0:25:44,360 --> 0:25:46,780 به اندازه ای که نمیریم 567 0:25:46,780 --> 0:25:48,720 یه خورده غذا خوردیم 568 0:25:48,720 --> 0:25:49,980 آب خوردیم 569 0:25:49,980 --> 0:25:50,660 بعد 570 0:25:50,660 --> 0:25:52,620 قروب اون روز بود که گفتن 571 0:25:52,620 --> 0:25:54,020 آقا مجرویم بیان جلو 572 0:25:54,020 --> 0:25:54,960 گفتیم بابا 573 0:25:54,960 --> 0:25:55,900 مارو با پتو بورن 574 0:25:55,900 --> 0:25:56,680 بیای جلو چه 575 0:25:56,680 --> 0:25:58,600 دونه بر ما رو بردن 576 0:25:58,600 --> 0:25:59,820 همون جا بود دیدیم 577 0:25:59,820 --> 0:26:00,700 یه 578 0:26:00,700 --> 0:26:01,780 فیلم برداری اومد 579 0:26:01,780 --> 0:26:03,340 داشت از مخصارا فیلم بگیر 580 0:26:03,340 --> 0:26:04,620 نه ایومد 581 0:26:04,620 --> 0:26:05,540 که 582 0:26:05,540 --> 0:26:06,940 حرف بزنیم 583 0:26:06,940 --> 0:26:07,920 فقط از ما فیلم گیر 584 0:26:07,920 --> 0:26:09,240 ما با دستمون اشاره کردیم 585 0:26:09,240 --> 0:26:11,120 این سر وعظمونه 586 0:26:11,120 --> 0:26:12,760 دو روز اینجا افتادیم 587 0:26:12,760 --> 0:26:14,440 حتی نه ایومدن یه 588 0:26:14,440 --> 0:26:16,340 چسب روی زخمان بزنن 589 0:26:16,340 --> 0:26:18,260 اونجا ما رو جدا کردن 590 0:26:18,260 --> 0:26:19,060 سباره 591 0:26:19,060 --> 0:26:20,140 اوتوبوس کردن 592 0:26:20,140 --> 0:26:21,380 اوتوبوسی که دارم میگم 593 0:26:21,380 --> 0:26:22,960 همین اوتوبوس های معمولی 594 0:26:22,960 --> 0:26:24,020 اون تا 595 0:26:24,020 --> 0:26:25,880 چیشه هاش گلن بسته بودن 596 0:26:25,880 --> 0:26:26,440 بهشون گفتیم 597 0:26:26,440 --> 0:26:27,240 نمیتونیم بریم 598 0:26:27,240 --> 0:26:28,060 نه ویلچه رو بود 599 0:26:28,060 --> 0:26:28,760 نه ایچی 600 0:26:28,760 --> 0:26:29,440 یکی دیگه از 601 0:26:29,440 --> 0:26:29,880 این 602 0:26:29,880 --> 0:26:31,740 رفاقای ماستیم 603 0:26:31,740 --> 0:26:33,080 دوست آزاده همون 604 0:26:33,080 --> 0:26:34,260 سید حسن یک زاد 605 0:26:34,260 --> 0:26:34,900 ایشون ما رو 606 0:26:34,900 --> 0:26:36 کمک کرد 607 0:26:36 --> 0:26:37,220 تا دم سیمخاردان رو بندیم 608 0:26:37,220 --> 0:26:38,420 از اونجا با کمک خود 609 0:26:38,420 --> 0:26:39,420 عراقی ها 610 0:26:39,420 --> 0:26:39,760 روی 611 0:26:39,760 --> 0:26:41,980 سندلی اوتوبوس نشستیم 612 0:26:41,980 --> 0:26:42,980 بهشون گفتیم 613 0:26:42,980 --> 0:26:44,800 ما از بدن ما خون میره 614 0:26:44,800 --> 0:26:45,620 سندلی کسی 615 0:26:45,620 --> 0:26:46,860 حب نداره 616 0:26:46,860 --> 0:26:48,460 از اینجا حرکت کردیم 617 0:26:48,460 --> 0:26:49,300 شاید مثلا 618 0:26:49,300 --> 0:26:50,540 ساعت سه و چار بود 619 0:26:50,540 --> 0:26:51,120 نمیدونم 620 0:26:51,120 --> 0:26:52,060 بعد زهر بود 621 0:26:52,060 --> 0:26:53,160 جورجوز گرم 622 0:26:53,160 --> 0:26:54,320 تا 623 0:26:54,320 --> 0:26:55,320 نزدیکی های 624 0:26:55,320 --> 0:26:56,760 قروب 625 0:26:56,760 --> 0:26:57,680 هوا تاریک شد 626 0:26:57,680 --> 0:26:59,020 دستیم یه بیمارستانی 627 0:26:59,020 --> 0:27:00,400 به ما گفتن 628 0:27:00,400 --> 0:27:01,540 بیمارستان بسرست 629 0:27:01,540 --> 0:27:02,460 من نمیدونستم 630 0:27:02,460 --> 0:27:13,920 در این فرصت 631 0:27:13,920 --> 0:27:14,620 از برنامه 632 0:27:14,620 --> 0:27:14,780 یه هیچی 633 0:27:14,780 --> 0:27:16 حکایت آزادگی 634 0:27:16 --> 0:27:17,480 کتابی در حوضه 635 0:27:17,480 --> 0:27:18,660 دفاع مقدس 636 0:27:18,660 --> 0:27:19,580 به شما عزیزان 637 0:27:19,580 --> 0:27:20,720 معرفی میکنیم 638 0:27:20,720 --> 0:27:22,700 کتاب تانیمه ی راه 639 0:27:22,700 --> 0:27:24,220 خاطرات اولین 640 0:27:24,220 --> 0:27:24,780 بانوی 641 0:27:24,780 --> 0:27:26,020 اسیر ایرانیه 642 0:27:26,020 --> 0:27:27,120 کتابی که 643 0:27:27,120 --> 0:27:27,960 مخاطبان 644 0:27:27,960 --> 0:27:28,600 عدبیات 645 0:27:28,600 --> 0:27:29,680 دفاع مقدس 646 0:27:29,680 --> 0:27:31,120 رو تحت تحصیر 647 0:27:31,120 --> 0:27:32,140 قرار میده 648 0:27:32,140 --> 0:27:32,800 عبولغاسم 649 0:27:32,800 --> 0:27:33,440 علیزاده 650 0:27:33,440 --> 0:27:34,300 آل یاسر 651 0:27:34,300 --> 0:27:35,200 نویسنده 652 0:27:35,200 --> 0:27:36,060 این کتاب 653 0:27:36,060 --> 0:27:36,780 به سراغ 654 0:27:36,780 --> 0:27:37,780 بانو خدیجه 655 0:27:37,780 --> 0:27:38,780 میرشکار رفته 656 0:27:38,780 --> 0:27:40,440 و خاطرات دوران 657 0:27:40,440 --> 0:27:41,060 زندگی 658 0:27:41,060 --> 0:27:41,780 و دو سال 659 0:27:41,780 --> 0:27:42,700 اصارت او رو 660 0:27:42,700 --> 0:27:44 با دقیقت بسیار 661 0:27:44 --> 0:27:45,460 سبت و زبط کرده 662 0:27:45,460 --> 0:27:46,280 این کتاب 663 0:27:46,280 --> 0:27:47,040 سیری 664 0:27:47,040 --> 0:27:48,080 از سرگزشت 665 0:27:48,080 --> 0:27:49,300 این بانوی بزرگ 666 0:27:49,300 --> 0:27:50,280 از روزهای 667 0:27:50,280 --> 0:27:51,460 آغاز زندگی 668 0:27:51,460 --> 0:27:52,620 تا اصارت 669 0:27:52,620 --> 0:27:53,520 در بغداد 670 0:27:53,520 --> 0:27:54,960 و بازگشت 671 0:27:54,960 --> 0:27:55,760 به تهران رو 672 0:27:55,760 --> 0:27:56,880 برای مخاطب 673 0:27:56,880 --> 0:27:58,060 ترسیم میکنه 674 0:27:58,060 --> 0:27:59,220 ابتدا به صورت 675 0:27:59,220 --> 0:27:59,940 شفاهی 676 0:27:59,940 --> 0:28:01,340 از زبان راوی 677 0:28:01,340 --> 0:28:02,160 روایت شده 678 0:28:02,160 --> 0:28:02,700 و بعد 679 0:28:02,700 --> 0:28:03,680 عبولغاسم 680 0:28:03,680 --> 0:28:04,400 علیزاده 681 0:28:04,400 --> 0:28:05,260 آل یاسر 682 0:28:05,260 --> 0:28:06,180 خاطرات رو 683 0:28:06,180 --> 0:28:06,680 به صورت 684 0:28:06,680 --> 0:28:07,880 مکتوب در آورده 685 0:28:07,880 --> 0:28:09,640 کتاب تانیمی راه 686 0:28:09,640 --> 0:28:10,540 تلاشی از 687 0:28:10,540 --> 0:28:11,740 مؤسسه فرهنگی 688 0:28:11,740 --> 0:28:13,140 موجهای بیقراره 689 0:28:13,140 --> 0:28:14,240 و با همکاری 690 0:28:14,240 --> 0:28:15,920 انتشارات شمشاد 691 0:28:15,920 --> 0:28:17,160 منتشر شده 692 0:28:17,160 --> 0:28:18,340 خوندن این کتاب 693 0:28:18,340 --> 0:28:19,580 و سرگزشت 694 0:28:19,580 --> 0:28:20,260 آموزنده 695 0:28:20,260 --> 0:28:21,180 بانو خدیجه 696 0:28:21,180 --> 0:28:21,860 میرشکار 697 0:28:21,860 --> 0:28:22,940 رو به علاقه مندان 698 0:28:22,940 --> 0:28:24,440 تاریخ معاصر 699 0:28:24,440 --> 0:28:25,400 و آثار 700 0:28:25,400 --> 0:28:26,620 دفاع مقدس 701 0:28:26,620 --> 0:28:27,800 پیشنهاد میکنیم 702 0:28:36,180 --> 0:28:50 در این بخش از برنامه 703 0:28:50 --> 0:28:51,380 یه حکایت آزادگی 704 0:28:51,380 --> 0:28:52,600 ادامه یه سخنان 705 0:28:52,600 --> 0:28:53,580 آقای نیخبور 706 0:28:53,580 --> 0:28:55 رو به اتفاق میشنویم 707 0:28:55 --> 0:28:56,500 که از وضعیت درمان 708 0:28:56,500 --> 0:28:58,120 و بیمارستان های 709 0:28:58,120 --> 0:28:59,880 زمان اصارتشون میگن 710 0:28:59,880 --> 0:29:01,740 بردن بیمارستان 711 0:29:01,740 --> 0:29:02,980 یه تخته 712 0:29:02,980 --> 0:29:05,540 یه نفرانه داخل بیمارستان 713 0:29:05,540 --> 0:29:06,160 یه بچه 714 0:29:06,160 --> 0:29:06,180 یه بچه 715 0:29:06,180 --> 0:29:08,460 بچه تقریبا راه نمایی 716 0:29:08,460 --> 0:29:10,740 بردن داخل جیجای شبیه رخیان 717 0:29:10,740 --> 0:29:11,640 لباس در بیرین 718 0:29:11,640 --> 0:29:14,700 لباس های بسیجیمونو در بوردین 719 0:29:14,700 --> 0:29:16,980 فقط با یه لباس زیر 720 0:29:16,980 --> 0:29:18,420 یه دونه پیران عربی 721 0:29:18,420 --> 0:29:19,660 به اسم دشتشه بموندن 722 0:29:19,660 --> 0:29:21,120 گفتن ببوشید 723 0:29:21,120 --> 0:29:22,940 بهش گفتن بابا 724 0:29:22,940 --> 0:29:25,680 زخمم خون میاد میبینین 725 0:29:25,680 --> 0:29:27,180 علا رقم این که 726 0:29:27,860 --> 0:29:28,180 این لباسمون 727 0:29:28,780 --> 0:29:30,960 سفید کامل شسته شده بود 728 0:29:30,960 --> 0:29:32,280 علا رقم بهشون گفتیم 729 0:29:32,280 --> 0:29:34,300 با چه مقافاتی اون لباس قبلی رو 730 0:29:34,300 --> 0:29:37,340 از زخمامون با قیچی گرفتن 731 0:29:37,340 --> 0:29:38,080 در رو بردن 732 0:29:38,080 --> 0:29:39,920 لباس پشون دنتنمون 733 0:29:39,920 --> 0:29:40,680 رفتیم داخل 734 0:29:40,680 --> 0:29:42,120 یه همین بچه 735 0:29:42,120 --> 0:29:44,260 ما رو با ویلچر برد 736 0:29:44,260 --> 0:29:46,540 داخل یه اتاقی گفتن اینجا 737 0:29:46,540 --> 0:29:49,260 تا اونجا که یه آدم اتاق دو نفر بودیم 738 0:29:49,260 --> 0:29:50,340 یه غذایی بردم 739 0:29:50,340 --> 0:29:53,320 این اولین غذایی بود که ما اونجا خوردیم 740 0:29:53,320 --> 0:29:54,460 یه سوپ موهی بود 741 0:29:54,460 --> 0:29:56,260 این پسر گفتم 742 0:29:56,260 --> 0:29:59,040 شما به عربی رسیباش گذارید