1 0:00:00 --> 0:00:01,920 نور ابرت رو خاموش بکنید 2 0:00:01,920 --> 0:00:03,800 نور ابرت یعنی چه؟ 3 0:00:03,800 --> 0:00:05,320 چون بعضی از اماقه میبینیم 4 0:00:05,320 --> 0:00:08 افرادی بودن، سروتمند بودن 5 0:00:08 --> 0:00:10,020 خیلی وضعشون خون بوده 6 0:00:10,020 --> 0:00:11,620 قدرت داشتن 7 0:00:11,620 --> 0:00:13,660 منطقه لح شدن 8 0:00:13,660 --> 0:00:15,900 اینا وقتی که به زمین خوردن 9 0:00:15,900 --> 0:00:18,560 لح شدن، چیزی از اینا باقی نمانده 10 0:00:18,560 --> 0:00:20 میگه اینا رو ببینید و 11 0:00:20 --> 0:00:21,640 ابرت بگیرید 12 0:00:21,640 --> 0:00:24,240 امیر المومنین تو نهج البلاغه میفرموید 13 0:00:24,240 --> 0:00:26 ما اکثرالعبل و اقلالاعتبار 14 0:00:26 --> 0:00:29,740 خیلی چیزهایی که انسان 15 0:00:29,740 --> 0:00:31,580 وقتی که اینها رو میبینه 16 0:00:31,580 --> 0:00:33,720 میتونه از اینها ابرت بگیره 17 0:00:33,720 --> 0:00:36,120 از خیلی چیزهایی که بودن 18 0:00:36,120 --> 0:00:37,300 و از بین رفتن 19 0:00:37,300 --> 0:00:38,940 اوناهایی که به قدرتشون 20 0:00:38,940 --> 0:00:41,820 به مالشون مینازیدن و از بین رفتن 21 0:00:41,820 --> 0:00:43,360 حالا نقل میکنن 22 0:00:43,360 --> 0:00:45,680 میگن اسکندر کنیمی از جهان رو 23 0:00:45,680 --> 0:00:47,700 گرفته بود، میگفت منو وقتی که 24 0:00:47,700 --> 0:00:49,220 داخل تابوت گذاشتین 25 0:00:49,220 --> 0:00:52,320 دستاوان بیرون تابوت بیارید 26 0:00:52,320 --> 0:00:53,980 منی که دارم 27 0:00:53,980 --> 0:00:55,540 داخل قبر میرم 28 0:00:55,540 --> 0:00:58,660 این قدرت نیمی از جهان رو داشتم 29 0:00:58,660 --> 0:01:00,540 هیچی همراه خودم ندارم 30 0:01:00,540 --> 0:01:04,380 بله انسان میتواند کاری بکنه 31 0:01:04,380 --> 0:01:06,220 که خیلی چیزها 32 0:01:06,220 --> 0:01:07,740 همراه خودش داشته باشه 33 0:01:07,740 --> 0:01:08,840 از اینا نیست 34 0:01:08,840 --> 0:01:12,220 این قدرت نیست، این شاه بودن نیست 35 0:01:12,220 --> 0:01:14,640 این وزارت و وکالت نیست 36 0:01:14,640 --> 0:01:16,240 اینا همراهش نمیروند 37 0:01:16,240 --> 0:01:18,580 اون چی که برای انسان 38 0:01:18,580 --> 0:01:19,700 میماند 39 0:01:19,700 --> 0:01:22,060 فکر پاک است 40 0:01:22,060 --> 0:01:24,860 اون چی که برای انسان میماند 41 0:01:24,860 --> 0:01:25,340 امکانه 42 0:01:25,540 --> 0:01:26,520 امکانه صالح است 43 0:01:26,520 --> 0:01:28,220 اون چی که بالا میرود 44 0:01:28,220 --> 0:01:31,080 و برای انسان عبدیت میسازد 45 0:01:31,080 --> 0:01:31,900 اینا هست 46 0:01:31,900 --> 0:01:36,880 اینا هست 47 0:01:36,880 --> 0:01:39,160 اونی که به سوی خداوند میرود 48 0:01:39,160 --> 0:01:39,860 اینا هست 49 0:01:39,860 --> 0:01:42,200 اونی که به سوی خداوند میرود 50 0:01:42,200 --> 0:01:45,780 اخلاست است و صداقت است و رفتار درست است 51 0:01:45,780 --> 0:01:47,340 در اینجا امام 52 0:01:47,340 --> 0:01:48,760 کازم علیه السلام 53 0:01:48,760 --> 0:01:51,240 میفرموید بعضی ها 54 0:01:51,240 --> 0:01:53,060 با رفتارهای پست 55 0:01:53,060 --> 0:01:55,340 و رزیله خودشون رو نابود میکنند 56 0:01:55,540 --> 0:01:57,400 این بیشتر از کبر در همینجا داره 57 0:01:57,400 --> 0:01:58,900 میگه یا هشام 58 0:01:58,900 --> 0:02:02,180 کبر و بزرگی فقط برای خداست 59 0:02:02,180 --> 0:02:03,780 و انسان نباید 60 0:02:03,780 --> 0:02:05,340 متکبر باشه 61 0:02:05,340 --> 0:02:08,240 که امیر المؤمنین میفرموید 62 0:02:08,240 --> 0:02:10,020 عجب تننل انسان 63 0:02:10,020 --> 0:02:11,540 تعجب میکنم از انسانها 64 0:02:12,100 --> 0:02:13,840 اوله نطفه 65 0:02:13,840 --> 0:02:15,060 و آخره جیفه 66 0:02:15,060 --> 0:02:17,720 و هو قائمون بینه ما تمه تکبر 67 0:02:17,720 --> 0:02:20,320 اولش نطفه و بدبوه است 68 0:02:20,320 --> 0:02:22,020 آخرشم مردار است 69 0:02:22,020 --> 0:02:24,640 که اگر یه مقدار بیرون بمانه 70 0:02:24,640 --> 0:02:26,640 این بوش همه رو عذیت میکنه 71 0:02:26,640 --> 0:02:29,260 لذا حتما باید داخل خاک بره 72 0:02:29,260 --> 0:02:31,660 و این بین این هاست 73 0:02:31,660 --> 0:02:32,640 چرا تکبر میکنه 74 0:02:33,240 --> 0:02:34,640 لذا تو راه رفتنش 75 0:02:35,160 --> 0:02:36,100 تو حرف زدنش 76 0:02:36,100 --> 0:02:38,220 تو نگاه کردنش مراقب باشین 77 0:02:38,220 --> 0:02:40,360 لا تمشف الارض مرحن 78 0:02:40,360 --> 0:02:42,040 اندقلن تخرق الازولن 79 0:02:42,040 --> 0:02:43,100 تبلق الجبال 80 0:02:43,100 --> 0:02:46,040 شما میخوایید راه برید 81 0:02:46,040 --> 0:02:48,180 راه رفتن تونم متوازع باشه 82 0:02:48,180 --> 0:02:50,660 نگاه کردن تونم متوازع باشه 83 0:02:50,660 --> 0:02:53,460 حرف زدن تونم متوازع باشه 84 0:02:53,460 --> 0:02:54,460 وقتی که میخوایید 85 0:02:54,640 --> 0:02:56,120 با مردم حرف بزنید 86 0:02:56,120 --> 0:02:57,480 امثال منه طلبه 87 0:02:57,480 --> 0:02:59,420 این هم متوازع باشه 88 0:02:59,420 --> 0:03:01,780 این طور نباشه که شما فکر بکنید 89 0:03:01,780 --> 0:03:04,720 گوینده بالاترین مقام رو داره 90 0:03:04,720 --> 0:03:05,140 نه 91 0:03:05,140 --> 0:03:07,320 اون هم گاهی گیر میکنه 92 0:03:07,320 --> 0:03:09,440 گاهی از موقع با مشکل مواجه میشه 93 0:03:09,440 --> 0:03:11,180 اون هم نیاز به توفیق داره 94 0:03:11,180 --> 0:03:14,640 اون هم نیاز به دستگیری الهی داره 95 0:03:15,300 --> 0:03:16,960 که در این دعای سبا 96 0:03:16,960 --> 0:03:18,200 که شما میخانید 97 0:03:18,200 --> 0:03:20,020 در این دعای سبا اشاره شده 98 0:03:20,020 --> 0:03:21,720 که الهی 99 0:03:21,720 --> 0:03:25,480 لا تبتده این رحمت و منک به حسن توفیق 100 0:03:25,480 --> 0:03:27,120 فمن صالح و بی الک 101 0:03:27,120 --> 0:03:28,360 فی واضح تریق 102 0:03:28,360 --> 0:03:31,180 خدای اگر تو به ما توفیق ندین 103 0:03:31,180 --> 0:03:32,840 ما نمیتونیم بلنشیم 104 0:03:32,840 --> 0:03:33,920 و نماز بکنیم 105 0:03:33,920 --> 0:03:36,660 نمیتونیم به دیگران کمک میکنیم 106 0:03:36,660 --> 0:03:39,020 نمیتونیم دستگیری بکنیم 107 0:03:39,020 --> 0:03:41,020 نمیتونیم حرفای خوب بزنیم 108 0:03:41,020 --> 0:03:43,360 نمیتونیم مردم رو هدایت میکنیم 109 0:03:43,360 --> 0:03:45,040 خدای تو کمک کن 110 0:03:45,040 --> 0:03:46,300 تو دستگیری کن 111 0:03:46,300 --> 0:03:48,300 ما فقیریم 112 0:03:48,300 --> 0:03:49,420 ما بیچاریم 113 0:03:49,420 --> 0:03:50,620 ما ناداریم 114 0:03:51,720 --> 0:03:54,420 تو دانا امون کن 115 0:03:54,420 --> 0:03:55,840 تو کمک کن به ما 116 0:03:55,840 --> 0:03:57,980 لذا میفرمایید شما 117 0:03:57,980 --> 0:04:00,660 همیشه بین خوف و رجا باشید 118 0:04:00,660 --> 0:04:02 خیلی مهمه 119 0:04:02 --> 0:04:04,020 امام کازم میفرمایید که 120 0:04:04,020 --> 0:04:05,700 مؤمن مؤمن نمیشه برد 121 0:04:05,700 --> 0:04:08 مگر این که هم امید داشته باشه 122 0:04:08 --> 0:04:10,960 و هم خوف داشته باشه 123 0:04:10,960 --> 0:04:12,860 در برکه از روایات 124 0:04:12,860 --> 0:04:14,440 از که شما اگر 125 0:04:14,440 --> 0:04:17,060 اعمال جن و انس رو انجام بدید 126 0:04:17,060 --> 0:04:18,940 باز هم این خوف باشه 127 0:04:18,940 --> 0:04:20,240 که نکنه 128 0:04:20,240 --> 0:04:21,440 یه وقتی 129 0:04:21,440 --> 0:04:24,140 ناشکری کرده باشیم 130 0:04:24,140 --> 0:04:25,600 از اون طرف هم میفرمایید 131 0:04:25,600 --> 0:04:27,820 اونقد به خدا امیدوار باشید 132 0:04:27,820 --> 0:04:30,300 اونقد به خدا امیدوار باشید 133 0:04:30,300 --> 0:04:32,260 که اگر گناهان انس و جن 134 0:04:32,260 --> 0:04:33,980 رو هم انجام داده باشید 135 0:04:33,980 --> 0:04:37,120 باز هم امید به فضل الهی داشته باشید 136 0:04:37,120 --> 0:04:38,400 و هنیشه این جمله رو 137 0:04:38,400 --> 0:04:39,820 به زبان جاری بکنید 138 0:04:39,820 --> 0:04:40,700 و بکنیم 139 0:04:40,700 --> 0:04:43,460 الهنا آمن لا به فضلک 140 0:04:43,460 --> 0:04:45,980 بلا تو آمن لا به عدلک 141 0:04:45,980 --> 0:04:47,360 خدایا 142 0:04:47,360 --> 0:04:50 با فضل خودت با ما رفتار کن 143 0:04:50 --> 0:04:50,960 نه با عدلت 144 0:04:51,440 --> 0:04:54,160 اگر با عدل خودت با ما رفتار بکنید 145 0:04:54,160 --> 0:04:56,180 ما نمیتونیم این 146 0:04:56,180 --> 0:04:58,060 پلها رو تیب کنیم 147 0:04:58,060 --> 0:05:00,040 این مواقف رو تیب کنیم 148 0:05:00,040 --> 0:05:01,680 خدای خودت کمک مون کن 149 0:05:01,680 --> 0:05:02,960 خودت دستگیری بکن 150 0:05:02,960 --> 0:05:05,240 از این میفرمایید یک مؤمن 151 0:05:05,240 --> 0:05:08,040 هنیشه دنبال این هست که 152 0:05:08,780 --> 0:05:09,760 امید داشته باشه 153 0:05:09,760 --> 0:05:11,340 نسبت به فضل الهی 154 0:05:11,340 --> 0:05:13,680 و از اون طرف هم خائف باشه 155 0:05:13,680 --> 0:05:15,060 به ترس داشته باشه 156 0:05:15,060 --> 0:05:17,860 و عمل کند نسبت به چیزی رو که 157 0:05:17,860 --> 0:05:18,700 امیدوار هست 158 0:05:18,700 --> 0:05:21,280 جای دیگه میفرمایید یا هشام 159 0:05:21,280 --> 0:05:23,560 خداون انسان رو برای 160 0:05:23,560 --> 0:05:24,740 بندگی آفریده 161 0:05:24,740 --> 0:05:27,460 ما برای بندگی آفریده شنیم 162 0:05:27,460 --> 0:05:29,480 برای این که فقط خدا رو 163 0:05:29,480 --> 0:05:31,320 بندگی کنیم ولا غیر 164 0:05:31,320 --> 0:05:33,620 امیر المؤمنین تو نهجو البلاقه 165 0:05:33,620 --> 0:05:36,200 میفرمایید لا تکن عبد غیره 166 0:05:36,200 --> 0:05:37,900 وغد جعلک الله هر را 167 0:05:37,900 --> 0:05:39,940 بنده غیر نباشید که خداون 168 0:05:39,940 --> 0:05:42,300 شما رو آزاد آفریده هست 169 0:05:42,300 --> 0:05:43,980 ما خلقتون جن و الانس 170 0:05:43,980 --> 0:05:45,020 الا دیعبدون 171 0:05:45,020 --> 0:05:47,640 ما جن و انس رو خرد نکردیم 172 0:05:47,640 --> 0:05:48,940 مگر برای عبادت 173 0:05:48,940 --> 0:05:56,480 ای مردم خدا رو بندگی کنید 174 0:05:56,480 --> 0:05:58,360 که نعمت ها رو بر شما و ما 175 0:05:58,360 --> 0:05:59,860 تمام کرده هست 176 0:05:59,860 --> 0:06:02,100 که ما نیمی تونیم نعمت های 177 0:06:02,100 --> 0:06:03,800 الهی رو شمارش کنیم 178 0:06:03,800 --> 0:06:13,940 ای مردم ما شما رو لغ خرد نکردیم 179 0:06:13,940 --> 0:06:15,780 ما شما رو به حق خردیم 180 0:06:15,780 --> 0:06:17,600 ما شما رو بیهوده خرد نکردیم 181 0:06:17,640 --> 0:06:23,300 افا حسبتوم انما خلقناکم ابتا و انکم الینا لا ترجعون 182 0:06:23,300 --> 0:06:28,560 ای مردم بدانید ما هیچ چیزی رو لغف خرد نکردیم 183 0:06:28,560 --> 0:06:30,560 همه چیز به حق آفریده شده است 184 0:06:30,560 --> 0:06:34,960 ما خلقنا سماوات والعزم ما بینهما الا بالحق 185 0:06:34,960 --> 0:06:38,540 ای مردم ما به شما امانت بزرگ دادیم 186 0:06:38,540 --> 0:06:42,640 این امانت بزرگ رو که دین هست و عقل هست حفظ بکنید 187 0:06:42,640 --> 0:06:46,100 نا ارزده الامانه علی سماوات والعزم 188 0:06:46,100 --> 0:06:48,060 ما امانت بزرگ به تو دادیم 189 0:06:48,060 --> 0:06:52,820 انسان دارای حفظ امانت بزرگ است 190 0:06:52,820 --> 0:06:55,440 قدرت حفظ این امانت بزرگ رو داره 191 0:06:55,440 --> 0:07:01,020 ای مردم قدر خودتان رو بدانید که خدا شما رو قدردان آفریده است 192 0:07:01,020 --> 0:07:06,100 ای مردم شاکر باشید که خدا شما رو شک گذار آفریده است 193 0:07:06,100 --> 0:07:09,920 از این نعمت های عظیمی که خدا بزرگ به شما داده است 194 0:07:09,920 --> 0:07:15,020 لذا می فرماید امام کازم علیه السلام یا هشام 195 0:07:15,020 --> 0:07:17,720 نصب الخرق لطاعت الله 196 0:07:17,720 --> 0:07:21,400 خدای متعال ما رو برای طاعت آفریده است 197 0:07:21,400 --> 0:07:24,360 که او رو اطاعت کنی و بندگی کنیم 198 0:07:24,360 --> 0:07:26,400 و نا نجات الا به طاعت 199 0:07:26,400 --> 0:07:29,740 و نجات نیست مگر به طاعت الهی 200 0:07:29,740 --> 0:07:35,060 اون هم فقط خداوند بزرگ رو اطاعت کنیم و بندگی کنیم 201 0:07:35,060 --> 0:07:38,360 اگر او رو بندگی کردیم و با او بودیم 202 0:07:38,360 --> 0:07:40,140 او همه جا با ما خواهد بود 203 0:07:40,140 --> 0:07:42,980 من کاند الله کاند لا معه 204 0:07:42,980 --> 0:07:44,940 همه جا خدای بزرگ با انسان 205 0:07:45,020 --> 0:07:45,860 خواهد بود 206 0:07:45,860 --> 0:07:49,300 نمی گذارد انسان زلیل و خار شود 207 0:07:49,300 --> 0:07:52,360 اگر ما زلیل و خار خداوند بشیم 208 0:07:52,360 --> 0:07:55,020 امام سجاد علیه السلام می فرموید 209 0:07:55,600 --> 0:07:59,080 خدای من کچکترین هستم و زلیلترین هستم 210 0:07:59,080 --> 0:08:02,020 من یک مسخال زره هستم 211 0:08:02,020 --> 0:08:04,840 خدای بلکه پایین تر از اون هستم 212 0:08:04,840 --> 0:08:07,600 ولی خودم رو به تو معنوز کردم 213 0:08:07,600 --> 0:08:09,500 اون سمبا تو هست 214 0:08:09,500 --> 0:08:11,500 تو رفیق من هستی 215 0:08:11,500 --> 0:08:13,240 یا دنیای و آخرتی 216 0:08:13,240 --> 0:08:15 و یا حیاتی و ممکنه 217 0:08:15,020 --> 0:08:18,580 ای حیات من ای ممات من ای دنیای من 218 0:08:18,580 --> 0:08:22,220 ای آخرت من ای عزیز من ای مولای من 219 0:08:22,220 --> 0:08:26,180 من لی غیرک غیرت تو کسی نیست برای من 220 0:08:26,180 --> 0:08:27,620 این اون دین ناوست 221 0:08:27,620 --> 0:08:30,280 که تو میدان عمل حضور داشته باشیم 222 0:08:30,280 --> 0:08:32,700 بعد می فرموید وطاعه بالعلم 223 0:08:32,700 --> 0:08:35,260 طاعتم به علم است و دانش هست 224 0:08:35,260 --> 0:08:38,900 نه اینکه حالا بریم تو دانشگاه درس بخونیم نه 225 0:08:38,900 --> 0:08:42,260 یا تو حوزه درس بخونیم مشتهد بشیم نه 226 0:08:42,260 --> 0:08:44,920 بعضی ها بودن درس های خیلی بالا 227 0:08:45,020 --> 0:08:47,160 تو حوزه خاندن تو دانشگاه خاندن 228 0:08:47,160 --> 0:08:49,320 اما آقابت به خیل نشدن 229 0:08:49,320 --> 0:08:52,420 بعضی ها هستن که این درس ها رو نخاندن 230 0:08:52,420 --> 0:08:55,120 اما حلال و حرامشان رو دانستن 231 0:08:55,120 --> 0:08:58,480 فهمیدن حلال یعنی چه و حرام یعنی چه 232 0:08:58,480 --> 0:09:02,140 و معتقد به حلال و حرام الهی شدن 233 0:09:02,140 --> 0:09:06,580 و اون چی رو که خدای متعال حلال کرد و حرام کرد 234 0:09:06,580 --> 0:09:11 میداند که او بر اساس مساله و مفاسد بوده است 235 0:09:11 --> 0:09:14,120 حتما مسلحتی بود که خدا فرمود 236 0:09:14,120 --> 0:09:14,840 این رو انجامده 237 0:09:15,020 --> 0:09:18,700 اگر فرمود نماز بخانی در نماز مسلحت است 238 0:09:18,700 --> 0:09:22,960 اگر فرمود خمس و زکات بدهی درش مسلحت است 239 0:09:22,960 --> 0:09:26,980 اگر ام به معروف و نحی از منکر فرمود درش مسلحت است 240 0:09:26,980 --> 0:09:30,540 اگر فرمود دروغ نگوی درش مفسده است 241 0:09:30,540 --> 0:09:34,020 چون دروغ گفتن که باز هم در اینجا میفرموید 242 0:09:34,020 --> 0:09:35,360 یا هشام 243 0:09:35,360 --> 0:09:40,560 قذب مفتاح هر شردی هست 244 0:09:40,560 --> 0:09:42,840 در روایت آمده که 245 0:09:42,840 --> 0:09:45 جعلت الخواهی صوفی بیتن و 246 0:09:45 --> 0:09:46,500 مفتاح و الکدب 247 0:09:46,500 --> 0:09:50,360 همه خبیصه ها و زشتی ها و بدی ها و 248 0:09:50,360 --> 0:09:53,680 پلشتی ها و همه در یه خانه جم شده 249 0:09:53,680 --> 0:09:55,140 چلید اون 250 0:09:55,140 --> 0:09:57,540 زشتی ها دروغ هست 251 0:09:57,540 --> 0:09:59,060 لذا میفرموید که 252 0:09:59,060 --> 0:10:00,720 این المؤمن لایق زبه 253 0:10:00,720 --> 0:10:01,720 هیچ وقت مؤمن 254 0:10:01,720 --> 0:10:03,900 نبه همسر دروغ میگوید 255 0:10:03,900 --> 0:10:05,620 نبه دوستش دروغ میگوید 256 0:10:05,620 --> 0:10:08,160 نبه رفیقش دروغ میگوید 257 0:10:08,160 --> 0:10:10,380 نبه فرزندش دروغ میگوید 258 0:10:10,380 --> 0:10:13,240 مؤمن هیچ وقت دروغ نمیگوید 259 0:10:13,240 --> 0:10:14,540 چون دروغ رو 260 0:10:15 --> 0:10:18,980 مفتا همی غذب ها و زشتی ها می داند 261 0:10:18,980 --> 0:10:22,480 پس در این صورت باید چیزی رو که عمل بکنیم 262 0:10:22,480 --> 0:10:25,060 بدانیم، بفهمیم، درک بکنیم 263 0:10:25,060 --> 0:10:27,620 می فرماید وطاعت و بالعلم 264 0:10:27,620 --> 0:10:30,520 این تعبیر امام علیه الصلاة و السلام هست 265 0:10:30,520 --> 0:10:34,400 بفهمیم، عالم باشیم، جاهل نباشیم 266 0:10:34,400 --> 0:10:39 به دین و احکام دینی آشنا باشیم 267 0:10:39 --> 0:10:41,660 این خیلی مهمه، خیلی مهمه 268 0:10:41,660 --> 0:10:44,800 یه وقت یکیشی هست که خیلی کتاب ها رو خونده 269 0:10:44,800 --> 0:10:46,780 اما حلال و حرامش رو نمی دانه 270 0:10:46,780 --> 0:10:49,200 نمی فهمه، درک نمی کنه 271 0:10:49,200 --> 0:10:51,640 لغمه حلال رو نمی فهمه 272 0:10:51,640 --> 0:10:54,460 خمس رو نمی دانه، زکات رو نمی دانه 273 0:10:54,460 --> 0:10:57,320 به وظیفه اجتماعیش توجه نداره 274 0:10:57,320 --> 0:11:00,020 به تکالیفش توجه نداره 275 0:11:00,020 --> 0:11:02,220 می فرماید طاعت به علم هست 276 0:11:02,220 --> 0:11:04,440 والعلم و بالتعلم 277 0:11:04,440 --> 0:11:07,100 باید بریم زانوی عدب خم کنیم 278 0:11:07,100 --> 0:11:08,660 یاد بگیریم 279 0:11:08,660 --> 0:11:10,440 در محضر امام بیستیم 280 0:11:10,440 --> 0:11:12,340 در محضر عالم بیستیم 281 0:11:12,340 --> 0:11:14,320 اگر سؤال داریم 282 0:11:14,320 --> 0:11:16,180 سؤال خودمون رو بپرسیم 283 0:11:16,180 --> 0:11:17,900 فسالو اهل از ذکر 284 0:11:17,900 --> 0:11:19,560 ان کنتم لا تعلمون 285 0:11:19,560 --> 0:11:21,920 اون چی رو که نیمی دانیم بپرسیم 286 0:11:21,920 --> 0:11:24,300 به ما گفتن سائل العلم ها 287 0:11:24,300 --> 0:11:25,940 در نزده عالمان برید 288 0:11:25,940 --> 0:11:27,760 هم نشین عالمان باشید 289 0:11:27,760 --> 0:11:29,960 سؤالاتون رو تر بکنید 290 0:11:29,960 --> 0:11:32,160 چه بدانی تکلیف در این زمانی 291 0:11:32,160 --> 0:11:32,980 چه هست در دوینا 292 0:11:32,980 --> 0:11:35,500 این تکلیف هم در دو بخش هست 293 0:11:35,500 --> 0:11:38,420 امام کازم علیه السلام می فرمایید 294 0:11:38,420 --> 0:11:39,200 یه بخش 295 0:11:39,200 --> 0:11:41,220 اون بخش های فردی هست 296 0:11:41,220 --> 0:11:44,040 که من بدانم به لحاظ فردی 297 0:11:44,040 --> 0:11:45,720 به چه چیزی پایبند باشم 298 0:11:45,720 --> 0:11:48,260 نسبت به مسئولیت های فردی 299 0:11:48,260 --> 0:11:50,600 نسبت به مسئولیت های اجتماعی 300 0:11:50,600 --> 0:11:51,320 هم همینه 301 0:11:51,320 --> 0:11:54,380 نسبت به مسئولیت های اجتماعی هم همینه 302 0:11:54,380 --> 0:11:56,540 که امام صادق در یه جا می فرمایید 303 0:11:56,540 --> 0:11:58,400 شاکلیده 304 0:11:58,400 --> 0:12:00,400 در حوضه اجتماعی 305 0:12:00,400 --> 0:12:01,220 ادالت هست 306 0:12:01,220 --> 0:12:02,400 ادالت 307 0:12:02,400 --> 0:12:06,220 که امام رزوان الله علیه در زیر این آی شریفه 308 0:12:06,860 --> 0:12:07,980 قل اینما 309 0:12:07,980 --> 0:12:09,860 اعذرخون به واحده ان تقوم 310 0:12:09,860 --> 0:12:11,700 ولله مثنا و فرادا 311 0:12:11,700 --> 0:12:14,160 این که یک موعظه می کنم 312 0:12:14,160 --> 0:12:16,280 و اون این است قیام کنید 313 0:12:16,280 --> 0:12:17,060 برای خدا 314 0:12:17,060 --> 0:12:20,220 تکی و جمع به جمع 315 0:12:20,940 --> 0:12:22,420 که امام رزوان الله علیه 316 0:12:22,420 --> 0:12:24,440 می فرمودن قیام فردی 317 0:12:24,440 --> 0:12:26,060 یعنی این که به توحید برسیم 318 0:12:26,060 --> 0:12:28,080 یعنی برای خدا کار کنیم 319 0:12:28,080 --> 0:12:30,240 قل این نسلاتی و نسلاتی و محیا 320 0:12:30,240 --> 0:12:32,460 و مماتی لله رب العالمین 321 0:12:32,460 --> 0:12:34,540 و قیام اجتماعی 322 0:12:34,540 --> 0:12:35,480 ادالت هست 323 0:12:35,480 --> 0:12:37,880 که آمال و آرزوهای 324 0:12:37,880 --> 0:12:39,560 همی انبیاه الهیست 325 0:12:39,560 --> 0:12:42,080 امروز شرائطی برای ما 326 0:12:42,080 --> 0:12:43,880 به وجود آمده ما باید وظایف 327 0:12:43,880 --> 0:12:45,260 من رو درست بشناسیم 328 0:12:45,260 --> 0:12:47,960 امروز اگر مسلمانان با هم باشن 329 0:12:47,960 --> 0:12:49,500 در کنار هم دیگه باشن 330 0:12:49,500 --> 0:12:51,680 یک قدرت جهانی می شوند 331 0:12:51,680 --> 0:12:53,100 در برابر زورگویان 332 0:12:53,100 --> 0:12:55,400 اونایی که می خواند به ما زور بگن 333 0:12:55,400 --> 0:12:58,200 اونایی که می خواند دین ما رو از ما بگیرن 334 0:12:58,200 --> 0:12:59,720 زن جامعه رو 335 0:12:59,720 --> 0:13:02,200 جوان جامعه رو می خواند از ما بگیرن 336 0:13:02,200 --> 0:13:04,260 اونایی می خواند احکام دینی 337 0:13:04,260 --> 0:13:06,440 رو از ما بگیرن به سخریه گرفتن 338 0:13:06,440 --> 0:13:08,260 قرآن ما رو آتست ددن 339 0:13:08,260 --> 0:13:09,960 پیانبر ما رو توحین کردن 340 0:13:09,960 --> 0:13:12,380 اعمه معصومین رو توحین کردن 341 0:13:12,380 --> 0:13:14,700 ما باید با حضورمون 342 0:13:14,700 --> 0:13:16,560 این قدرت رو به رخ آلمیان 343 0:13:16,560 --> 0:13:18,560 بکشانیم و اعتقاد 344 0:13:18,560 --> 0:13:20,440 من رو به دیگران برسانیم 345 0:13:20,440 --> 0:13:22,260 این که ما معتقد به قرآنیم 346 0:13:23,020 --> 0:13:24,080 چه این که امروز 347 0:13:24,080 --> 0:13:25,840 الحمدلله و المنه 348 0:13:25,840 --> 0:13:27,780 به برکت علی ابن موسر رزا 349 0:13:27,780 --> 0:13:29,940 و به برکت رهبری 350 0:13:29,940 --> 0:13:32,460 داهیانی مقام معظم رهبری 351 0:13:32,460 --> 0:13:34,460 سیدونل امام خامنئی 352 0:13:34,980 --> 0:13:42,600 ما در دنیا حرف برای 353 0:13:42,600 --> 0:13:43,620 گفتن داریم 354 0:13:43,620 --> 0:13:45,520 حرفای ما به گوش 355 0:13:45,520 --> 0:13:47,980 جوانای امریکایی 356 0:13:47,980 --> 0:13:49,460 تو دانشگاه ها رسیده است 357 0:13:49,460 --> 0:13:51,940 به گوش جوانان اروپایی رسیده است 358 0:13:51,940 --> 0:13:53,680 امروز مقاومت 359 0:13:53,680 --> 0:13:56,400 یک عرصه جهانی شده است 360 0:13:56,400 --> 0:13:58,220 این قدرت باید 361 0:13:58,220 --> 0:14:00,500 قوی تر و قوی تر بشه 362 0:14:00,500 --> 0:14:02,280 و انشاءالله زمینه 363 0:14:02,280 --> 0:14:02,440 برای 364 0:14:02,440 --> 0:14:04,260 ظهور حضرت ولی اص 365 0:14:04,260 --> 0:14:05,920 سلام الله علیه باشه 366 0:14:05,920 --> 0:14:08,020 و همه ما بتوانیم 367 0:14:08,020 --> 0:14:09,920 در رکاب حضرت ولی اص 368 0:14:09,920 --> 0:14:12,220 سلام الله علیه باشیم 369 0:14:12,220 --> 0:14:14,760 دعای آخر ما هم همین باشد 370 0:14:14,760 --> 0:14:15,660 پبردگارا 371 0:14:15,660 --> 0:14:18,240 روز به روز به عزت مسلمانان 372 0:14:18,240 --> 0:14:19,100 بیفضایی 373 0:14:19,100 --> 0:14:22,100 انقلاب ما را به انقلاب ولی اص 374 0:14:22,100 --> 0:14:23,460 متصل بفرما 375 0:14:23,460 --> 0:14:26,340 شهدائی ما با شهدائی کربلا 376 0:14:26,340 --> 0:14:27,780 محشور بفرما 377 0:14:27,780 --> 0:14:29,860 خدمت گزاران به اسلام 378 0:14:29,860 --> 0:14:32 خصوصا مقام معظم رهبری 379 0:14:32 --> 0:14:32,260 توفیقی 380 0:14:32,260 --> 0:14:33,680 مرخمت بفرما 381 0:14:33,680 --> 0:14:36,260 شهدائی خدمت 382 0:14:37,400 --> 0:14:38,260 پبردگار 383 0:14:38,860 --> 0:14:40,180 با شهدائی کربلا 384 0:14:40,180 --> 0:14:41,580 محشور بفرما 385 0:14:41,580 --> 0:14:44,020 ما را از شفاعت اهل بیت 386 0:14:44,020 --> 0:14:45,720 بحرمندمون بفرما 387 0:14:45,720 --> 0:14:48,320 توفیق درک و فهم قرآن 388 0:14:48,320 --> 0:14:50,220 به همه من کرامت بفرما 389 0:14:50,220 --> 0:14:52,140 اللهم کل ولی 390 0:14:52,140 --> 0:14:53,880 کالهجت ابن الهسن 391 0:14:53,880 --> 0:14:56,280 صلواتك علیه و علا 392 0:14:56,280 --> 0:14:57,960 آبائه في هاضه 393 0:14:57,960 --> 0:15:00,460 ساعة و في كل ساعة 394 0:15:00,460 --> 0:15:01,460 ولی و خافظ و قابله 395 0:15:02,260 --> 0:15:04,680 و قائد و ناصر و دلیل و عین 396 0:15:04,680 --> 0:15:07,340 حتی تسكنها ارضك توع 397 0:15:07,340 --> 0:15:09,580 و تمتعه فيها طویل 398 0:15:09,580 --> 0:15:10,500 صلوات علیه و علا 399 0:15:10,500 --> 0:15:16,980 اللهم صلی علی محمد 400 0:15:16,980 --> 0:15:20,940 و آل محمد 401 0:15:20,940 --> 0:15:22,800 عجل فرج 402 0:15:22,800 --> 0:15:24,900 آل محمد 403 0:15:24,900 --> 0:15:30,560 اللهم صلی علی محمد 404 0:15:30,560 --> 0:15:32,240 و آل محمد 405 0:15:32,260 --> 0:15:33,980 و عجل فرج 406 0:15:33,980 --> 0:15:34,500 آل محمد 407 0:15:34,500 --> 0:15:36,320 و عجل فرج 408 0:15:36,320 --> 0:15:38,440 آل محمد 409 0:15:38,440 --> 0:15:44,140 اللهم صلی علی محمد 410 0:15:44,140 --> 0:15:48,020 و آل محمد 411 0:15:48,020 --> 0:15:49,920 و عجل فرج 412 0:15:49,920 --> 0:15:53,520 آل محمد 413 0:15:53,520 --> 0:15:59,940 و عجل فرج 414 0:15:59,940 --> 0:16:01,380 یک بار دیگه 415 0:16:01,380 --> 0:16:02,240 ملاد سراسر 416 0:16:02,260 --> 0:16:04,540 سرسرور آقا امام کازم علیه سلام 417 0:16:04,540 --> 0:16:08,240 رو خدمت شما تبریک و تحنیت ارزم کنم 418 0:16:08,240 --> 0:16:10,080 بر بال سخن رو شنیدیم 419 0:16:10,080 --> 0:16:13,100 با سخنرانی اجتال اسلام و مسلمین رمزانی 420 0:16:13,100 --> 0:16:14,260 این سخنرانی 421 0:16:14,800 --> 0:16:16,540 ساعت سیزده امروز 422 0:16:16,540 --> 0:16:18,960 برای شما تکرار خواهد شد 423 0:16:18,960 --> 0:16:20,480 ما همچنان افتخار داریم 424 0:16:20,480 --> 0:16:21,640 که از رادیو معارف 425 0:16:21,640 --> 0:16:24,240 در کنار شما بزرگ باران هستیم 426 0:16:24,240 --> 0:16:26,580 و دعوت میکنیم که در این لحظه 427 0:16:26,580 --> 0:16:28,580 با روایت کتاب 428 0:16:28,580 --> 0:16:29,800 همراه باشید 429 0:16:29,800 --> 0:16:33,060 روایت کتاب جامانده از پسر 430 0:16:33,060 --> 0:16:54,860 روایت کتاب 431 0:16:54,860 --> 0:16:57,820 بر اساس کتاب جامانده از پسر 432 0:16:57,820 --> 0:16:59,780 نوشته مرسیه 433 0:16:59,800 --> 0:17:00,460 نفری 434 0:17:29,800 --> 0:17:31,740 با شنیدن خبر دستگیری حضرت امام 435 0:17:31,740 --> 0:17:32,880 خمینی رحمت الله علی 436 0:17:32,880 --> 0:17:35,280 کفن پوش به سمت تهران حرکت کردن 437 0:17:35,280 --> 0:17:36,900 شخصیت اصلی این رومان 438 0:17:36,900 --> 0:17:38,340 مردی به اسم سالاره 439 0:17:38,340 --> 0:17:40,040 کسی که از خونه و کنوبادش ترد شده 440 0:17:40,040 --> 0:17:43,120 اما میخواد آینده زندگیشو همراه فرزندانش بسازه 441 0:17:43,120 --> 0:17:45,240 ولی زندگی طوری که اون میخواد پیش نمیره 442 0:17:45,240 --> 0:17:47,020 و سالار وارد مرکعی میشه 443 0:17:47,020 --> 0:17:48,240 که از اون خبر نداره 444 0:17:48,240 --> 0:17:55 در برامه های قبل تا جایی شنیدید که دای جمشید از آزر زن سالار خواست فرصت دیگهی به اون بده تا به زندگیش برگرده 445 0:17:55 --> 0:18:01,540 اما آزر قبول نکرد و گفت چند ساله که سالار اونو بچه های سهراب و سرنار رو رها کرد و رفته و دیگه نمیتونه برگرده 446 0:18:01,540 --> 0:18:06,760 سالار به دای جمشید گفت درد آزر پوله و وقتی به فهم شوهرش پول دار شده تصمیمش عوض میشه 447 0:18:06,760 --> 0:18:13,860 سالار برای به دست آوردن پول با اسمایل هفت خط همراه و وارده مرکه مقابله با مردم پیش و آورامین شد 448 0:18:13,860 --> 0:18:17,580 مردمی که برای اعتراض به دستگیری امام خمینی قیام کرده بودن 449 0:18:17,580 --> 0:18:20 در این ماجرا سهراب پسر سالار زخمی شد 450 0:18:20 --> 0:18:23,420 سالار پسرشو با وانتی به تهران و خونه خودش برد 451 0:18:23,420 --> 0:18:27,880 اون برای مداوای پسرش سهراب هر کاری دستش برمی اومد انجام داد 452 0:18:27,880 --> 0:18:31,460 اما حال سهراب هر روز بتر از روز قبل می شد 453 0:18:31,460 --> 0:18:38,800 هشت روز از زخمی شدن سهراب گذشت و سالار کسی رو پیدان نکرد که گلوله رو از دست سهراب بیرون بیاره 454 0:18:38,800 --> 0:18:48,180 یه روز ملوک که از بچگی با سالار بزرگ شد و برای اون مثل خوهر بود به خونه اون رفت و گفتی که از مشتریاش می تونه گلوله رو از دست سهراب بیرون بیاره 455 0:18:48,180 --> 0:18:55,080 در برای این قبل تا جایی شنیدید که علی پسر دای جمشید که به تهران رفته بود زبیه رو تو میدون پرند فروشا دید 456 0:18:55,080 --> 0:18:59,420 زود به باقراباد برگشت تا اون چه رو دیده بود برای پدرش تعریف کنه 457 0:18:59,420 --> 0:19:03,980 اما فهمید که اون برای پرسجو در باره سهراب به تهران رفته 458 0:19:03,980 --> 0:19:08,480 علی به خونه آزر رفت تا ماجره رو برای سر را خوهر سهراب تعریف کنه 459 0:19:08,480 --> 0:19:13,500 و حالا ادامه ی روایت ی کتاب جامانده از بسر در قسمت بیستون 460 0:19:33,500 --> 0:19:36,600 علی با قدم های تون به سمت خونه آزر می رفت 461 0:19:36,600 --> 0:19:38,460 حرفایی رو که می خواست به سرنامه 462 0:19:38,480 --> 0:19:41,480 با بزنه چند بار تو مسیر با خودش تکرار کرده بود 463 0:19:41,480 --> 0:19:43,580 به خونه ی آزر که رسید در زد 464 0:19:43,580 --> 0:19:46,020 کمی که گذشت سرنا در رو باز کرد 465 0:19:46,020 --> 0:19:46,760 علی گفت 466 0:19:46,760 --> 0:19:49,840 سلام سرنا اون هرها یه چیزی بگم 467 0:19:49,840 --> 0:19:51,900 زربان قلب سرنا تون شد 468 0:19:51,900 --> 0:19:53,840 خجالت می کشید با علی رو به رو بشه 469 0:19:53,840 --> 0:19:55,900 سرشو پایین انداخت و گفت 470 0:19:55,900 --> 0:19:57,940 از سهراب خبری شده؟ 471 0:19:57,940 --> 0:20:00 صدای پرنده ها از تو حیات می اومد 472 0:20:00 --> 0:20:02,500 راه روی ورودی خونه با چوب پوشیده شده بود 473 0:20:02,500 --> 0:20:03,640 علی گفت 474 0:20:03,640 --> 0:20:06,340 سرنا بابا تو پیدا کردم 475 0:20:06,340 --> 0:20:07,840 با شنیدن این حرف 476 0:20:07,840 --> 0:20:09,800 سرنا خوشحال شد و پرسید 477 0:20:09,800 --> 0:20:12,340 کجا کجا بود؟ 478 0:20:12,340 --> 0:20:13,760 خودت دیده ایش؟ 479 0:20:13,760 --> 0:20:14,600 زبی رو دیدم 480 0:20:14,600 --> 0:20:18,400 اومده بود میدون که افتره آخسالارو میخواست پفروشه 481 0:20:18,400 --> 0:20:20,520 سراغ بابا تو ازش گرفتم 482 0:20:20,520 --> 0:20:21,920 گفت نشونیشو نره 483 0:20:21,920 --> 0:20:23,560 فهمیدم دروغ میگه 484 0:20:23,560 --> 0:20:26,040 دنبالش رفتم یعنی تغییبش کردم 485 0:20:26,040 --> 0:20:27,580 حواستم بود نفهمه 486 0:20:27,580 --> 0:20:29,480 رفت خونه ی آخسالار 487 0:20:29,480 --> 0:20:32,940 من مطمئنم زبی از سرام خبر داره 488 0:20:32,940 --> 0:20:33,780 آقاجونم گفت 489 0:20:33,780 --> 0:20:36,060 زبی چیزهایی میدونه که نمیگه 490 0:20:36,060 --> 0:20:38,460 باست بریم خونه آخسالار 491 0:20:38,460 --> 0:20:40,300 تازه حرف علی تموم شده بود 492 0:20:40,300 --> 0:20:42,120 که صدای صرفه تو حیات پیچید 493 0:20:42,120 --> 0:20:43,240 سرنا ترسید 494 0:20:43,240 --> 0:20:45,020 فکر نمیکد کسی تو خونه باشه 495 0:20:45,020 --> 0:20:47,260 متوجه برگشتن مادرش آزر نشد 496 0:20:47,260 --> 0:20:48,920 و اونو ندیده بود که با حال زار 497 0:20:48,920 --> 0:20:52,340 از پاسگاه برگشته و تو انباری گوشه ی حیات نشسته بود 498 0:20:52,340 --> 0:20:53,920 علی دوید سمت حیات 499 0:20:53,920 --> 0:20:56,400 آزر کنار در انباری استاده بود 500 0:20:56,400 --> 0:20:57,920 جارو از دستش افتاده 501 0:20:57,920 --> 0:20:59,760 و صرفه امونشو بریده بود 502 0:20:59,760 --> 0:21:01,580 سرنا دوید سمت مادرشو 503 0:21:01,580 --> 0:21:02,840 نگران گفت 504 0:21:02,840 --> 0:21:04,880 مامان 505 0:21:04,880 --> 0:21:08,040 علی بالای سر آزر و سرنا استاده بود 506 0:21:08,040 --> 0:21:10,520 رنگ آزر پریده و رو سریش کنار رفت 507 0:21:10,520 --> 0:21:12,360 و سختگی بالای صورتش 508 0:21:12,360 --> 0:21:13,260 محلوم شده بود 509 0:21:13,260 --> 0:21:15,840 علی تا اونروز آزر اونقدر به هم ریخته 510 0:21:15,840 --> 0:21:17,500 و ناراحت ندیده بود 511 0:21:17,500 --> 0:21:19,880 آزر رو به علی کرد و گفت 512 0:21:19,880 --> 0:21:21,560 این 513 0:21:21,560 --> 0:21:23,480 این خونه 514 0:21:23,480 --> 0:21:25,340 سالان 515 0:21:25,340 --> 0:21:28,640 سرفه حرف آزر رو قد کرد 516 0:21:28,640 --> 0:21:30,600 علی رو به سرنا کرد و گفت 517 0:21:30,600 --> 0:21:31,980 برو یا لیوها بیار 518 0:21:31,980 --> 0:21:33,600 سرنا به سمت اتاق دایبید 519 0:21:33,600 --> 0:21:35,260 آزر رو به علی کرد و گفت 520 0:21:35,260 --> 0:21:37,100 علی 521 0:21:37,100 --> 0:21:39,300 منو باید ببری تهرون 522 0:21:39,300 --> 0:21:41 خونه سالان 523 0:21:41 --> 0:21:45,440 علی درمونده به آزر نگاه کرد 524 0:21:45,440 --> 0:21:47,620 پدرش گفته بود سمت خونه آزر نره 525 0:21:47,620 --> 0:21:48,940 کمی که گذشت سرنا 526 0:21:48,940 --> 0:21:49,640 با لیوها ناره 527 0:21:49,880 --> 0:21:52,840 آزر لیوان آبو از دخترش گرفت 528 0:21:52,840 --> 0:21:54,700 و چند جوره خورد و گفت 529 0:21:54,700 --> 0:21:58,800 برو چادرمو از تو هم بار بیار سرنا 530 0:21:58,800 --> 0:22:00,820 باید برم تهرون 531 0:22:00,820 --> 0:22:02,620 علی فهمید که چاره ای نداره 532 0:22:02,620 --> 0:22:03,980 و باید آزر رو به تهران 533 0:22:03,980 --> 0:22:06,360 و خونه سالار ببره 534 0:22:06,360 --> 0:22:13,340 سالار سر کوچه ایستاده بود 535 0:22:13,340 --> 0:22:14,460 دلشوره داشت 536 0:22:14,460 --> 0:22:16,180 طاقت موندن تو خونه رو نداشت 537 0:22:16,180 --> 0:22:17,440 با خودش گفت 538 0:22:17,440 --> 0:22:18,520 هیوه 539 0:22:18,520 --> 0:22:21,100 اولو گفته قبل از غروب 540 0:22:21,100 --> 0:22:22,520 بانخان دکتره میاد 541 0:22:22,520 --> 0:22:24,960 اما نمی نم چرا اینقدر دیر کرده 542 0:22:24,960 --> 0:22:26,580 هوا داره تاریک میشه 543 0:22:26,580 --> 0:22:27,980 سالار با این فکر 544 0:22:27,980 --> 0:22:29,380 تو کوچه چشم فرخوند و 545 0:22:29,380 --> 0:22:32,200 با نکه کفشاش خاکای کوچه رو جا به جا کرد 546 0:22:32,200 --> 0:22:34 بعد به خونه برگشت و رفت 547 0:22:34 --> 0:22:36,280 تو اتاقی که پسرش سهراب خابیده بود 548 0:22:36,280 --> 0:22:37,780 کنارش نشست و گفت 549 0:22:37,780 --> 0:22:40,200 الان میان بابا خوب بیشی بزرم 550 0:22:40,200 --> 0:22:42,460 خارج سهرام میاد پیشمونو 551 0:22:42,460 --> 0:22:43,820 با هم زندگی میکنیم 552 0:22:48,520 --> 0:22:49,360 خواهی بکنم 553 0:22:49,360 --> 0:22:53 میدونم بابا میدونم ازم نراحتی حق داری 554 0:22:53 --> 0:22:54,520 اما برات میگم که 555 0:22:55,060 --> 0:22:57,180 چرا تو اون خونه دوم نه بردم 556 0:22:57,180 --> 0:22:59,160 نشد بابا نشد 557 0:22:59,160 --> 0:23:01,200 این مدت هم بدون تو 558 0:23:01,200 --> 0:23:03,420 و بدون سهرام زندگی نکردم 559 0:23:03,420 --> 0:23:05,120 همش به فکرتون بودم 560 0:23:05,120 --> 0:23:07,740 سهراب توانه حرف زدن نداشت 561 0:23:07,740 --> 0:23:08,900 سالار بلند شد و 562 0:23:08,900 --> 0:23:10,160 دوباره تو کوچه رفت 563 0:23:10,160 --> 0:23:13,080 هنوز از ملوک و زنی که قرار بود بیاد و 564 0:23:13,080 --> 0:23:15,320 گلولر رو از دست سهرام بیرون بیاره 565 0:23:15,320 --> 0:23:16,140 خبری نبود 566 0:23:16,140 --> 0:23:20 سالار دست مالشو تو دست چرخوند و با خودش گفت 567 0:23:20 --> 0:23:20,700 بچه 568 0:23:20,700 --> 0:23:23,760 تهرون برام تنگ شده 569 0:23:23,760 --> 0:23:27,340 اون تهرونی که قبل ناشده باش بودم 570 0:23:27,340 --> 0:23:29,620 الان برام مثل قفص شده 571 0:23:29,620 --> 0:23:31,100 سالار با این فکر 572 0:23:31,100 --> 0:23:34,040 به یاد روزی افتاد که برای اولین بار 573 0:23:34,040 --> 0:23:35,820 به تهران اومده بود 574 0:23:35,820 --> 0:23:44,520 سالار تو نونوایی امونمتش مشغول به کار شده بود 575 0:23:44,520 --> 0:23:46,100 نونوایی رو دوست نداشت 576 0:23:46,140 --> 0:23:50,480 اموش بدانق بود و عوض هر چیز دست به ترکش خوب بود 577 0:23:50,480 --> 0:23:53,120 سالار کتک میخورد و دم نمیزد 578 0:23:53,120 --> 0:23:54,680 مدتی که گذشت نیمت 579 0:23:54,680 --> 0:23:59,300 امون یه سالار از نونوایی خسته شد و تصمیم گرفت به برامین برگرده 580 0:23:59,300 --> 0:24:03,060 اون یه روز اسباب و اساسشو جمع کرد و به سالار گفت 581 0:24:03,060 --> 0:24:06,140 من از کار کردن تو تهرون خسته شدم سالار 582 0:24:06,920 --> 0:24:10,360 میخوام برگردم برامین سر زمین و سراعت 583 0:24:10,360 --> 0:24:12,300 تو هم بیا بریم فلایت 584 0:24:12,300 --> 0:24:14,080 تابستون تندرستی 585 0:24:14,080 --> 0:24:16,300 زمستون زیر کرسی 586 0:24:16,300 --> 0:24:18,960 امون نیمت کاسه زانوش و مالیدو ادامه داد 587 0:24:18,960 --> 0:24:21,140 تهران بدت نمیخوره سالار 588 0:24:21,700 --> 0:24:23,240 غریبی یه طرف 589 0:24:23,240 --> 0:24:27,180 صبح تا شب دویدن و زحمت کشیدن هم یه طرف 590 0:24:27,180 --> 0:24:30,980 سالار با شنیدن حرفای اموش تو فکر رفت و با خودش گفت 591 0:24:30,980 --> 0:24:32,940 من نمیخوام برگردم برامین 592 0:24:32,940 --> 0:24:35,980 نه اینکه نونوایی دوست داشته باشم نه 593 0:24:35,980 --> 0:24:37,800 تنهایی آزادی دوست دارم 594 0:24:37,800 --> 0:24:40,060 امون نیمت که برگرده 595 0:24:40,060 --> 0:24:42,660 من میتونم یه نفس راحت بکشم و برم 596 0:24:42,660 --> 0:24:44,920 هر جای تهرانو که میخوام بگردم 597 0:24:44,920 --> 0:24:48,980 فیابون و لالوزارو میتر کنم و پولام دست خودم باشه 598 0:24:48,980 --> 0:24:52,200 دوتا خروس لاری بخرم و کفترمو زیاد کنم 599 0:24:52,200 --> 0:24:54,900 سالار تو فکر بود که با صدای اموش به خودش اومد 600 0:24:54,900 --> 0:24:58,120 جوونی هزار چم و خم داره سالار 601 0:24:58,120 --> 0:25:00,760 حواست باشه نری تو دل خطر 602 0:25:00,760 --> 0:25:04,960 خوب چشماتو باس کن که خیت نکاری بچه 603 0:25:04,960 --> 0:25:08,200 سالار با صدایی که هنوز درگه نشده بود گفت 604 0:25:10,060 --> 0:25:13,680 حرف بی خود نزند کجا حواست هست 605 0:25:13,680 --> 0:25:17,720 جسمت اینجاست اما حواست جای دیگه هست 606 0:25:17,720 --> 0:25:21,880 امون امد موچه دست سالارو گرفته بود و تونتون اونو نصیحت میکرد 607 0:25:21,880 --> 0:25:25,920 سالار همه ی حرفهای اموشو ده بار شنیده و از بر شده بود 608 0:25:25,920 --> 0:25:28,140 میخواست دستشو از دست اموش بیرون بکشه 609 0:25:28,140 --> 0:25:31,380 اما نصیحتهای امون امد تمومی نداشت 610 0:25:31,380 --> 0:25:34,640 کمی که گذشت امون امد دست سالارو رها کرد 611 0:25:34,640 --> 0:25:37,020 بعد سیگاری برداشت و کبریت کشید 612 0:25:37,020 --> 0:25:39,640 سالار زلزد به شوله های آتیش 613 0:25:39,640 --> 0:25:42,700 امون امد پوک محکمی به سیگار زد و چوب کبریتو 614 0:25:42,700 --> 0:25:45,020 زیر کفشاش له کرد و گفت 615 0:25:45,020 --> 0:25:48,140 تونونو بایی چیزی نمیشی سالار 616 0:25:48,140 --> 0:25:50,220 برو پیش آقادای جمشید 617 0:25:50,220 --> 0:25:54,860 اون تو این شهر درندش مراقبه تو که دست اسبا خطا نکنی 618 0:25:54,860 --> 0:26:04,280 سالار سر کوچه استاده بود و به گذشته و دوران نوجوانیش فکر میکرد 619 0:26:04,280 --> 0:26:06,780 کمی که گذشت سیگاری روشن کرد و پوک محکمی 620 0:26:07,020 --> 0:26:07,740 به اون زد 621 0:26:07,740 --> 0:26:09,700 بعد تو فکر رفت و با خودش گفت 622 0:26:09,700 --> 0:26:11,960 خید کشتی اخ سالار 623 0:26:11,960 --> 0:26:15,020 عرض نداشتی خودتا جمع جور کنی 624 0:26:15,580 --> 0:26:20,020 به حرف همون آقادایی نرفتی و شدی یه لات بیزارو پا 625 0:26:20,540 --> 0:26:24,360 عرضه جم کردن زندگی تم نداشتی 626 0:26:24,360 --> 0:26:27,200 بعد این همه سال هیچی نشدی 627 0:26:27,200 --> 0:26:30,640 عرضه نداری یه دکت برو بلد سر بچت بیاری 628 0:26:30,640 --> 0:26:34,040 ملوک جنبل از تو مرد تره 629 0:26:34,040 --> 0:26:36,700 اصلا تو چه قانتی میکردی وسط بلوه 630 0:26:36,700 --> 0:26:39,960 چرا خودتو قطعه دعوهی کردی که درست و غلطشو نمیدونستی 631 0:26:39,960 --> 0:26:42,760 چرا رفتی مردم بیچاره رو بزنی 632 0:26:42,760 --> 0:26:44,560 اینم جواب کارت 633 0:26:44,560 --> 0:26:50,700 بچه خودت زار و مریض افتاده تو خونه و جرعت نمی کنی ببریش وریز خونه 634 0:26:50,700 --> 0:26:53,040 آقادایی راست میگفت 635 0:26:53,600 --> 0:26:56,940 با سرمو بندازم پایین و زندگیم رو جمع کنم 636 0:26:56,940 --> 0:26:59,540 آتل و باتل موندن دیگه بسه 637 0:26:59,540 --> 0:27:01,820 سالار تو فکر بود که صدای پای دو زن رو شنید 638 0:27:01,820 --> 0:27:06 ملوک و زنی که قرار بود گلوله رو از دست سهراب بیرون بیاره 639 0:27:06 --> 0:27:08,160 شونه به شونه یه هم پیش میمدن 640 0:27:08,160 --> 0:27:13,260 زن قده کتاهی داشت و زنبیل قرمز ملوکو تو دستش گرفته بود 641 0:27:13,260 --> 0:27:17,480 ملوک چادرشو به گردنش بست و بخشه بزرگ رو سرش گذاشته بود 642 0:27:17,480 --> 0:27:20,720 سالار به سمت ملوک رفت و بخشه رو از اون گرفت 643 0:27:20,720 --> 0:27:23,580 زن روبند است و فقط چشماش معلوم بود 644 0:27:23,580 --> 0:27:27,120 سالار با دیدن اون تو فکر رفت و با خودش گفت 645 0:27:27,120 --> 0:27:31,920 یعنی اون زن یکی قرار گلوله رو از دست سهراب بیاره بیرون؟ 646 0:27:31,920 --> 0:27:34,200 سالار با این فکر جلو افتاد و به سمت خونش رفت 647 0:27:34,200 --> 0:27:36,600 ملوک و زن هم دنبالش را افتادن 648 0:27:36,600 --> 0:27:40,040 وقتی به خونه رسیدن و وارد شدن ملوک پشت در رو انداخت 649 0:27:40,040 --> 0:27:43,260 زن گالشه مشکی رنگشو در رو برد و وارد اتاق شد 650 0:27:43,260 --> 0:27:46,480 ملوک چادرشو از گردنش باز کرد و روب زن گفت 651 0:27:46,480 --> 0:27:50,240 بیا افثانه خانم اینم مریضه بدحال ما 652 0:27:50,240 --> 0:27:51,900 سالار کنار در ایستاد 653 0:27:51,900 --> 0:27:55,080 افثانه روبندشو کنار زد و چادر از سرش برداشت 654 0:27:55,080 --> 0:27:56,660 سالار به سمت حیات رفت 655 0:27:56,660 --> 0:27:58,220 ملوک بخشه رو باز کرد 656 0:27:58,220 --> 0:28:02,280 بعد روسریه سفیدی از اون بیرون آورد و به سمت افثانه گرفت و گفت 657 0:28:02,280 --> 0:28:03,780 اینو سرد کن افثانه 658 0:28:03,780 --> 0:28:05,960 اینجا نمیشه کلافرنگی بذاری 659 0:28:05,960 --> 0:28:10,020 افثانه روسریه بزرگ سیاه و از سرش باز کرد و گفت 660 0:28:10,020 --> 0:28:12,840 ببین منو چه شکلی کردی ملوک خانم؟ 661 0:28:12,840 --> 0:28:13,740 ملوک خندید 662 0:28:13,740 --> 0:28:17,920 بعد از تو زنبیل قرمز قابلمه یک کفتر رو بیرون آورد و گفت 663 0:28:17,920 --> 0:28:22,920 اینطوری نیاورده بودمه که قلتوم آقای اشرف چارچشم دعباره گرفته بودنه 664 0:28:23,480 --> 0:28:25,980 تو به حرف من باش کارات ردیف میشه 665 0:28:25,980 --> 0:28:30,180 اگه بتونی گلولر از دست این جوان بیرون بیاری و خوب بشه 666 0:28:30,180 --> 0:28:33,640 یه ورد براد میرویسم که ردخور نداشته باشه 667 0:28:33,640 --> 0:28:37,320 یعنی اشرف چارچشم خودشم ببینده نشناسده 668 0:28:37,320 --> 0:28:40 با این ورد چشماشو میبنده 669 0:28:40 --> 0:28:42,800 افثانه روسریه سفید و گره زد و گفت 670 0:28:42,800 --> 0:28:43,920 اگه پیدام کنم؟ 671 0:28:44,600 --> 0:28:47,120 ای بابا دوباره برگشتیم اول قصه 672 0:28:47,120 --> 0:28:51,640 بچه جون من ملوک جنبلم هیچ کس نمیتونه تو رو پیدا کنه 673 0:28:51,640 --> 0:28:54,140 زود باش کارتو شروع کن بقیه اش با من 674 0:28:54,140 --> 0:28:56,600 افثانه اینو گفت و به سمت پنجره رفت 675 0:28:56,600 --> 0:28:58,660 سالار گوشه ی حیات ایستاده بود 676 0:28:58,660 --> 0:29:00,640 ملوک به سالار اشاره کرد و گفت 677 0:29:01,220 --> 0:29:05,340 بابای این جوان همونه کلان تو حیات واساده خیلی مرده 678 0:29:05,340 --> 0:29:08,580 من تا حالا ندیدم که به هیچ زنی چپ نگاه کنه 679 0:29:08,580 --> 0:29:10,620 سرکن بچهشو درمون کنی 680 0:29:10,620 --> 0:29:12,720 وسایلت هم که برات آوردم 681 0:29:12,720 --> 0:29:16,840 افثانه کنار سهراب نشست و زخمای اونو وارسی کرد و گفت 682 0:29:16,840 --> 0:29:19,160 این زخما همش رفونت کرده 683 0:29:19,160 --> 0:29:21,120 همه جارو چیرک وردشته 684 0:29:21,120 --> 0:29:22,640 من اینو چی کارش کنم؟ 685 0:29:23,200 --> 0:29:25,060 هر کاری بلدی بکن افثانه 686 0:29:25,060 --> 0:29:26,760 منو پیچه سالار خراب نکن 687 0:29:26,760 --> 0:29:28,280 اون مثل داداشمه 688 0:29:28,280 --> 0:29:30,620 باشه سعیمو میکنم 689 0:29:30,620 --> 0:29:31,940 برو آبجوش بیار 690 0:29:31,940 --> 0:29:35 ملوک به سمت سماور رفت