1 0:00:00 --> 0:00:03 بارخانه خدا چه وضعی داشت؟ 2 0:00:03 --> 0:00:04,700 صفیه با کنشکاوی پرسید 3 0:00:04,700 --> 0:00:08,100 در ایام هجران همه تشویش؟ 4 0:00:08,100 --> 0:00:10,040 کنشکاف شده بودم که بدانم 5 0:00:10,040 --> 0:00:12,500 نگاهی به دورو برانداختم 6 0:00:12,500 --> 0:00:15,420 باید میفهمیدم که چه اتفاقی افتاده 7 0:00:15,420 --> 0:00:20,360 موج جمعیت را دیدم که به اندازه ریگهای بیابان بودند 8 0:00:20,360 --> 0:00:24,700 از همه جا، از همه سو، از هر قوم و قبیله بودند 9 0:00:24,700 --> 0:00:29,080 به زوهر نزدیک شدم و دوشا دوشش پیش رفتم 10 0:00:29,080 --> 0:00:33,440 به جمعیتی که در یک جا حلقه زده بودند نزدیک شدیم 11 0:00:33,440 --> 0:00:39,940 ناگهان مردی نورانی را دیدم که مثل نگینی در میان حلقه مردم بود 12 0:00:39,940 --> 0:00:45,220 و زوهر با شرم و حسرت صورت از او میگرفت 13 0:00:45,220 --> 0:00:48,580 با خود گفتم مگر او کیست؟ 14 0:00:48,580 --> 0:00:50,080 او را شناختی دلم؟ 15 0:00:50,780 --> 0:00:54,140 پیش رفتم و سخنان مردم را شنیدم و فهمیدم 16 0:00:54,140 --> 0:00:57,280 آن مرد نورانی حسین ابن علی است 17 0:00:58,040 --> 0:00:59,040 حسین؟ 18 0:00:59,040 --> 0:01:02,980 پسر علی و فاطمه دختر رسول خدا 19 0:01:02,980 --> 0:01:07,940 با چنیدن نام حسین دلم در سید و بغز گلویم را گرد 20 0:01:07,940 --> 0:01:09,840 زوهر را دیدم 21 0:01:09,840 --> 0:01:13,920 جایی استاده بود که فرزند فاطمه او را نبیند 22 0:01:13,920 --> 0:01:17,320 استاده بود و عشق میریفت 23 0:01:17,320 --> 0:01:21,280 همراه او برگشتم کنچکافتر شده بودم 24 0:01:21,280 --> 0:01:24,480 و به حرفای مردم بیشتر دقت میکردم 25 0:01:24,480 --> 0:01:27,200 آنان چه میگفتن دلم؟ 26 0:01:27,200 --> 0:01:29 سخن از دستگیری و خون ریزم 27 0:01:29,040 --> 0:01:29,540 بود 28 0:01:29,540 --> 0:01:35,360 میگفتند میخواهند حسین فرزند علی و فاطمه را بکشند 29 0:01:35,360 --> 0:01:40,660 شاید دلشروع و تشمیش شوید زوهر به همین خاطر بوده است 30 0:01:40,660 --> 0:01:46,420 چندین بار خواستم در این باره با زوهر حرف بزنم 31 0:01:46,420 --> 0:01:48,140 اما او گوش نمیکرد 32 0:01:48,140 --> 0:01:52,180 تا اسم علی و حسین را میشنید بدنش میلرزید 33 0:01:52,180 --> 0:01:54,780 از من رو برمیگردند و دور میشود 34 0:01:54,780 --> 0:01:58,180 دوباره برخواستم و از خیمه بیرون رفتم 35 0:01:58,180 --> 0:02:00,680 آفتاب همچنان داغ بود 36 0:02:00,680 --> 0:02:02,620 میان خیمه ها گشتم 37 0:02:02,620 --> 0:02:05,420 به این امید که از کسی حرفی بشندم 38 0:02:05,420 --> 0:02:10,160 یاد فرزند فاطمه چیزی را در ذهنم روشن کرده بود 39 0:02:10,160 --> 0:02:14,180 حالا دیگر میدانستم نگرانی زوهر از چیست 40 0:02:14,180 --> 0:02:16,560 اما بروی خودم نمی آوردم 41 0:02:16,560 --> 0:02:18 به خیمه برگشتم 42 0:02:18 --> 0:02:21,040 با زوهر نگاهش را از من برگردند 43 0:02:21,040 --> 0:02:24,540 آن لحظه نگاه هم به او سرزنش بار بود 44 0:02:24,540 --> 0:02:25,960 با خود گفتم 45 0:02:25,960 --> 0:02:27,680 او از که میگوریست؟ 46 0:02:28,180 --> 0:02:28,500 اوزد 47 0:02:28,500 --> 0:02:30,960 اهل کاروان را خسته کرده 48 0:02:30,960 --> 0:02:33,540 هنوز نمد از پا خوشک نشده 49 0:02:33,540 --> 0:02:35,520 دستور حرکت میدهد 50 0:02:35,520 --> 0:02:37,680 چرا چون این میکردن هم؟ 51 0:02:37,680 --> 0:02:39,460 گمان میکرد کسی نمی فهمد 52 0:02:39,460 --> 0:02:41,180 که اون نمی خواهد کاروانش 53 0:02:41,180 --> 0:02:44,140 با کاروان حسین ابن علی همراه شود 54 0:02:44,140 --> 0:02:45,180 از چه میترسی؟ 55 0:02:45,860 --> 0:02:47,260 آن موقع نمیدانستم 56 0:02:47,260 --> 0:02:50,220 گمان میکردم شاید از بنی امیه میترسد 57 0:02:50,220 --> 0:02:52,080 شاید هم از این که اگر 58 0:02:52,080 --> 0:02:54,820 ابا عبدالله چیزی از او بخواهد 59 0:02:54,820 --> 0:02:57,560 نتواند دست رد به سینهش بزند 60 0:02:57,560 --> 0:03:00,780 شاید به چیزهای دیگر هم فکر میکرد 61 0:03:00,780 --> 0:03:02,380 چه میدانم؟ 62 0:03:02,380 --> 0:03:05,060 حالا که خونش با خون فرزند فاطمه 63 0:03:05,060 --> 0:03:06,420 بر زمین ریخته شده 64 0:03:06,420 --> 0:03:08,520 همه چیز معلوم شده است 65 0:03:08,520 --> 0:03:09,780 اما این موقع 66 0:03:09,780 --> 0:03:12,700 هزار فکر در سرم چرخ میزد 67 0:03:12,700 --> 0:03:14,120 تعریف کن درهم 68 0:03:14,120 --> 0:03:16,060 ادامه ماجره را بگو 69 0:03:16,060 --> 0:03:18,200 دیگر خسته شده بودم 70 0:03:18,200 --> 0:03:20,860 رفتم و روبرویش نشستم و گفتم 71 0:03:20,860 --> 0:03:22,600 یادت می آید زهر 72 0:03:22,600 --> 0:03:24,920 که روزی از جنگ پیروز برگشتی 73 0:03:24,920 --> 0:03:28,080 و قنائم زیادی به چنگتان افتاده بود؟ 74 0:03:28,080 --> 0:03:29,800 انقدر خوشحال بودی که 75 0:03:29,800 --> 0:03:33,600 نمی توانستی خوشحالی بی اندازت را پنهان کنی؟ 76 0:03:34,120 --> 0:03:35,760 ناگه هم سلمان را دیدی 77 0:03:35,760 --> 0:03:37,380 که صدایت می زنه 78 0:03:37,380 --> 0:03:41,420 به سویش رفتی و در چهری تکیدش دقیق شدی 79 0:03:41,420 --> 0:03:44,900 سلمان دست برشانت گذاشت و پرسید 80 0:03:44,900 --> 0:03:45,600 خوشحالی؟ 81 0:03:46,460 --> 0:03:48,060 و تو گفتی آری 82 0:03:48,060 --> 0:03:49,940 بسیار خوشحالم 83 0:03:49,940 --> 0:03:51,520 سلمان گفت 84 0:03:51,520 --> 0:03:53,300 پیروزی بزرگیست زهر 85 0:03:53,300 --> 0:03:57,520 اما وقتی فرزند پیام بر تو را بخواهد چه می کنی؟ 86 0:03:58,200 --> 0:04:00,340 این حرف ها را به یادش آوردم 87 0:04:00,340 --> 0:04:04,660 چشمانش گشات شده بود و لبهایش می لرزید 88 0:04:04,660 --> 0:04:06,520 خودش این ها را به من گفته بود 89 0:04:06,520 --> 0:04:07,700 سالها پیش 90 0:04:07,700 --> 0:04:11,840 و گفته بود که هنوز نفهمیده منظور سلمان چیست 91 0:04:11,840 --> 0:04:14,320 دلهم مکسی کرد و بعد ادامه داد 92 0:04:14,320 --> 0:04:16,300 سرش را پایین انداخته بود 93 0:04:16,300 --> 0:04:17,380 گفتم زهر 94 0:04:17,380 --> 0:04:21,040 شاید این همان روزی باشد که سلمان گفته 95 0:04:21,040 --> 0:04:24,440 سرش را بالا آورد و با حیرت نگاهم کرد 96 0:04:24,440 --> 0:04:26,460 دیگر حرفی نزدن 97 0:04:26,460 --> 0:04:28,500 بلند شدم و بیرون رفتم 98 0:04:28,500 --> 0:04:31,040 خودم را سبرتر حس می کردم 99 0:04:31,040 --> 0:04:35,660 از زهر خیلی گذشته بود و هنوز تعامی نخورده بودیم 100 0:04:35,660 --> 0:04:38,400 آمدند و داخل خیمه صفره گستردند 101 0:04:38,400 --> 0:04:41,060 به همه گفتم بیایند و بنشینند 102 0:04:41,060 --> 0:04:43,560 برادرم کنار زهر نشست 103 0:04:43,560 --> 0:04:45,100 تعام را آوردند 104 0:04:45,100 --> 0:04:47,740 اشتهای عجیبی پیدا کرده بودم 105 0:04:47,740 --> 0:04:49,560 کسی چیزی نمی گفت 106 0:04:49,560 --> 0:04:50,980 همه دست دست 107 0:04:50,980 --> 0:04:53,060 نکردند و منتظر بودند 108 0:04:53,060 --> 0:04:54,980 زهر اولین لغم را بردارد 109 0:04:55,660 --> 0:04:56,820 اما او 110 0:04:56,820 --> 0:04:58,780 دست به تعام نمی بود 111 0:04:58,780 --> 0:05:00,960 به ناچار صدایش کردند 112 0:05:00,960 --> 0:05:03,380 نگاه خستش را بالا آورد 113 0:05:03,380 --> 0:05:05,300 و با تعجب به ادیه 114 0:05:05,300 --> 0:05:07,120 که دور صفره نشسته بودند 115 0:05:07,120 --> 0:05:08,820 نگاه کرد 116 0:05:08,820 --> 0:05:11,860 بعد نفس بلندی کشید و گفت 117 0:05:11,860 --> 0:05:12,540 بسم الله 118 0:05:12,540 --> 0:05:15,140 و لغمه کوچکی برداشت 119 0:05:15,140 --> 0:05:17,220 همه شروع به خوردن کردند 120 0:05:17,220 --> 0:05:19,360 من چشمم به شویم بود 121 0:05:19,360 --> 0:05:20,960 لغمه را در بیرون 122 0:05:20,960 --> 0:05:23,520 دهان گذاشته بود و آهسته می جوید 123 0:05:23,520 --> 0:05:25,080 دیدم نان 124 0:05:25,080 --> 0:05:27,120 از گلویش پایین نمی روید 125 0:05:27,120 --> 0:05:29,460 پیاله آب به دستش دادم 126 0:05:29,460 --> 0:05:31,400 بعد تکه این نان کندم 127 0:05:31,400 --> 0:05:33,360 و در دهانم گذاشتم 128 0:05:33,360 --> 0:05:36,080 اما زیر چشمی نگاه هم به او بود 129 0:05:36,080 --> 0:05:36,820 دلهم 130 0:05:36,820 --> 0:05:38,800 همسر زوهایر ابن قین 131 0:05:38,800 --> 0:05:40,700 تعریف می کرد و صفیه 132 0:05:40,700 --> 0:05:42,080 زن همسایه می شنید 133 0:05:42,080 --> 0:05:44,820 در خیمه نشسته بودیم که ناگاه 134 0:05:44,820 --> 0:05:46,800 از بیرون صدای پای عصبی 135 0:05:46,800 --> 0:05:47,560 بلند شد 136 0:05:47,560 --> 0:05:49,880 هر کس بود غریبه بود 137 0:05:49,880 --> 0:05:52,560 جون از آشنایان ما کسی دران 138 0:05:52,560 --> 0:05:53,600 اطراف نبود 139 0:05:53,600 --> 0:05:55,600 به زوهایر نگاه کردم 140 0:05:55,600 --> 0:05:57,520 سر تا پا گوش شده بود 141 0:05:57,520 --> 0:05:59,980 به بیرون خیمه نگاه کردم 142 0:05:59,980 --> 0:06:02,760 سایه عصبی جلوی خیمه افتاده بود 143 0:06:02,760 --> 0:06:04,460 کمی که گذشت 144 0:06:04,460 --> 0:06:06,240 مردی از عصب پیاده شد 145 0:06:06,240 --> 0:06:07,520 و به سمت ما آمد 146 0:06:07,520 --> 0:06:10,460 اجازه خواست و قدم در خیمه گذاشت 147 0:06:10,460 --> 0:06:11,680 ناشناس بود 148 0:06:11,680 --> 0:06:13 سلام کرد 149 0:06:13 --> 0:06:15,580 زوهایر برخواست و جایی را کنار 150 0:06:15,580 --> 0:06:16,920 صفر نشانش داد 151 0:06:16,920 --> 0:06:19,360 مرد سر به زیر انداخت و گفت 152 0:06:19,360 --> 0:06:22,360 اجاله دارد و باید سریع باز گرده 153 0:06:22,360 --> 0:06:25,620 گفت دنبال زوهایر ابن قین آمده هم 154 0:06:25,620 --> 0:06:29,440 مولایم حسین ابن علی او را فراخنده هست 155 0:06:29,440 --> 0:06:32,160 صفیه با اشتیاغ به دلهم نگاه میکرد 156 0:06:32,160 --> 0:06:34,180 منتظر ادامه ی حرفهای اون بود 157 0:06:34,180 --> 0:06:36,360 دلهم نفس بلندی کشید و ادامه داد 158 0:06:37,060 --> 0:06:41,100 با شنیدن این حرف لغمه در دست ها ماند 159 0:06:41,100 --> 0:06:42,880 همه خشکشان زده بود 160 0:06:42,880 --> 0:06:46,880 زوهایر نیمخیز به قاسد فرزند فاطمه نگاه میکرد 161 0:06:46,880 --> 0:06:48,320 اما چیزی نمیگفت 162 0:06:49 --> 0:06:50,440 روبه او کردم و گفتم 163 0:06:50,440 --> 0:06:53,240 فرزند پیانبر تو را خانده 164 0:06:53,240 --> 0:06:57,620 نمیخواهی نزدش بروی و سخنش را بشنوی و بازگردی؟ 165 0:06:57,620 --> 0:06:59,800 خب زوهایر چه کرد؟ 166 0:06:59,800 --> 0:07:01,540 گویا منتظر این حرف بود 167 0:07:01,540 --> 0:07:02,820 سینه راست کرد 168 0:07:02,820 --> 0:07:04,500 از کنار صفر برخواست 169 0:07:04,500 --> 0:07:07,320 بعد بیرون رفت و اسفش را تلدید 170 0:07:08,160 --> 0:07:11,360 وقتی رفت من هم از کنار صفر بلند شدم 171 0:07:11,360 --> 0:07:13,340 و از خیمه بیرون رفتم 172 0:07:13,340 --> 0:07:16,280 دیگر میلی به خوردن نداشتم 173 0:07:16,280 --> 0:07:19,400 رفتم بالای تپهی که نزدیک من بود 174 0:07:19,400 --> 0:07:24,020 دست روی پیشانی گذاشتم و به دور دست خیره شدم 175 0:07:24,020 --> 0:07:29 سیاهی خیمه های عبا عبدالله را دران سر دشت میدیدم 176 0:07:29 --> 0:07:31,380 همانجا منتظر ایستادم 177 0:07:31,380 --> 0:07:33,280 لحظه ها بکندی میگذشت 178 0:07:34 --> 0:07:36,400 نشستم و زانو بغل کردم و گفتم 179 0:07:36,400 --> 0:07:39,280 خدایا چه بین آنها میگذرد؟ 180 0:07:40,220 --> 0:07:41,280 فکر کردم مبادره 181 0:07:41,360 --> 0:07:43,280 دا دست و دل زهر بلرزد 182 0:07:43,280 --> 0:07:47,400 مبادر در مقابل فرزند پیامبر گستاخی گند 183 0:07:47,400 --> 0:07:50,140 نگرانی را از خودم دور کردم 184 0:07:50,140 --> 0:07:52,340 مردم را خوب میشناختم 185 0:07:52,340 --> 0:07:56,300 نگاه عجیبش را در خانه خدا دیده بودم 186 0:07:56,300 --> 0:07:58,420 و میدانستم منتظر است 187 0:07:58,420 --> 0:08:01,360 دلهم نفسی تازه کرد و ادامه داد 188 0:08:01,360 --> 0:08:05,680 آفتاب آزارم میداد 189 0:08:05,680 --> 0:08:08,200 انتظار طولانی شده بود 190 0:08:08,200 --> 0:08:11,200 ناگاه زایی دیدم که از خیمه های عبا عبدالله 191 0:08:11,360 --> 0:08:13,800 جدا شد و به سمت ما آمد 192 0:08:13,800 --> 0:08:14,960 دقیق شدم 193 0:08:14,960 --> 0:08:17,360 زهر بود که به تاخت میامد 194 0:08:17,360 --> 0:08:21,080 مثل تیری که از چله کمان رهاشده باشد 195 0:08:21,080 --> 0:08:24,540 از تپ پایین رفتم و منتظر ایستادم 196 0:08:24,540 --> 0:08:28,740 زهر با پیشانی باز و چشمهای پر از اشتیاق 197 0:08:28,740 --> 0:08:30,100 از راه رسید 198 0:08:30,100 --> 0:08:32,720 رفتم و افسار عصب را گرفتم 199 0:08:32,720 --> 0:08:36,900 بعد دست در یال عصب بردم و نوازشش کردم 200 0:08:36,900 --> 0:08:38,740 نگاه هم به زهر بود 201 0:08:38,740 --> 0:08:40,740 گفتم در چه حالی من؟ 202 0:08:41,360 --> 0:08:43,680 لحظه ای به صورتم دقیق شد و 203 0:08:43,680 --> 0:08:45,360 ما نگاهی خندان گفت 204 0:08:46,180 --> 0:08:47,840 خیمه ی مرا برچینید و 205 0:08:47,840 --> 0:08:51,200 به سمت خیمه های حسین ابن علی ببرید 206 0:08:51,200 --> 0:08:55,300 همه ایستاده بودند و با تعجب نگاه میکردند 207 0:08:55,300 --> 0:08:58,180 زهر حرفش را تکرار کرد 208 0:08:58,180 --> 0:09:00,320 چند نفر دست بکار شدند و 209 0:09:00,320 --> 0:09:02,340 زود خیمه را جمع کردند 210 0:09:02,340 --> 0:09:05,700 دلهم در حالی که با اغز گلوش را گرفته بود ادامه داد 211 0:09:05,700 --> 0:09:07,360 کمی که گذشت 212 0:09:07,920 --> 0:09:09,580 زهر رو به من کرد و 213 0:09:09,580 --> 0:09:11,340 طوری که همه بشنوند 214 0:09:11,340 --> 0:09:11,800 گفت 215 0:09:11,800 --> 0:09:13,660 تو آزادی دلهم 216 0:09:13,660 --> 0:09:16,040 نزده کسان خود برو 217 0:09:16,040 --> 0:09:19,720 نمیخواهم به خاطر من گرفتار شدید 218 0:09:19,720 --> 0:09:22,460 چشمانم پر از عشق شد 219 0:09:22,460 --> 0:09:26,980 میدانستم آخرین باریست که او را میبینم 220 0:09:26,980 --> 0:09:29,360 خواستم حرفی بزنم 221 0:09:29,360 --> 0:09:32,580 زهر انگوشت به لب برد و امر به سکوت کرد 222 0:09:33,420 --> 0:09:34,780 لحظه ای عجیب بود 223 0:09:34,780 --> 0:09:35,560 گفت 224 0:09:35,560 --> 0:09:38,060 هر کس میخواهد همراه من بیاید 225 0:09:38,060 --> 0:09:39,980 این آخرین دیدار ماست 226 0:09:39,980 --> 0:09:44,140 دلهم از لحظه ودا با زهر میگفت 227 0:09:44,140 --> 0:09:46,340 یادم نیست چطور راهیش کردم 228 0:09:46,340 --> 0:09:48,360 فقط یادم از فقط میرفت 229 0:09:48,360 --> 0:09:50,080 سرش را بالا گرفتم 230 0:09:50,080 --> 0:09:54,260 میدانستم که او کسی نیست که حسین را ترها بگذارد 231 0:09:54,260 --> 0:09:57,780 دعای خیر بدرقه راهش کردم و گفتم 232 0:09:57,780 --> 0:10:02,220 روز قیامت نزد فرزند فاطمه شفیم شد 233 0:10:02,220 --> 0:10:04,860 دلهم رو کرد به صفیه و ادامه داد 234 0:10:04,860 --> 0:10:07,980 حالا برای چه مویه کنم صفیه 235 0:10:07,980 --> 0:10:09,300 نه 236 0:10:09,300 --> 0:10:09,960 گریه کنم 237 0:10:09,980 --> 0:10:10,880 گریه نمی کنم 238 0:10:10,880 --> 0:10:13,760 چه بد می شد اگر زهر می ماند 239 0:10:13,760 --> 0:10:16,420 میان مردان فراموش شده ی شما 240 0:10:16,420 --> 0:10:19,880 صفیه از پشت پرده اشک به دلهم نگاه می کرد 241 0:10:19,880 --> 0:10:21,860 که سر بلند کرده بود و با افتخار 242 0:10:21,860 --> 0:10:23,980 از شوهرش زهر ابن قیم یاد می کرد 243 0:10:24,540 --> 0:10:35,020 دوستان عزیز 244 0:10:35,020 --> 0:10:38,360 تا فردا و ادامه ی روایت کتاب فراموشان 245 0:10:38,360 --> 0:10:39,460 خدا نگهدار 246 0:10:39,980 --> 0:10:55,780 پردooooo 247 0:10:55,780 --> 0:10:57,600 آمدگه های فرد sencill ذ wifi 248 0:10:57,600 --> 0:11:00,140 پرو أجابان 249 0:11:00,140 --> 0:11:01,540 رینماری 250 0:11:01,540 --> 0:11:02,460 دل‌های ادامه 251 0:11:02,460 --> 0:11:03,820 خبف لطف 252 0:11:03,820 --> 0:11:05,600 فرد تو هذا 253 0:11:05,600 --> 0:11:07,420 یہ وای اصطناعیه جد viennent 254 0:11:07,420 --> 0:11:09,340 الباشایی از cd کو lolir 255 0:11:09,340 --> 0:11:10,940 اینجا ایران است 256 0:11:10,940 --> 0:11:14,800 شبکه معارف صدای جمهوری اسلامیه 257 0:11:14,800 --> 0:11:15,600 ایران 258 0:11:15,600 --> 0:11:34,560 روی موج مهربان 259 0:11:34,560 --> 0:11:37,640 صدای قضیمت و فطرت 260 0:11:37,640 --> 0:11:42,720 سرگشتگان کویت 261 0:11:42,720 --> 0:11:46,960 پروای سر نداند 262 0:11:46,960 --> 0:11:51,220 سرگشتگان کویت 263 0:11:51,220 --> 0:11:55,480 پروای سر نداند 264 0:11:55,480 --> 0:11:59,620 آشفتگان مویت 265 0:11:59,620 --> 0:12:03,920 از خود خبر ندارد 266 0:12:03,920 --> 0:12:07,620 آشفتگان مویت 267 0:12:07,640 --> 0:12:11,640 از خود خبر ندارد 268 0:12:12,280 --> 0:12:13,820 پار سایان 269 0:12:13,820 --> 0:12:17,720 بر درگه تو بهریست 270 0:12:17,720 --> 0:12:21,140 از آب چشم اوشا 271 0:12:21,140 --> 0:12:25,640 خلق جهان از آن رو 272 0:12:26,360 --> 0:12:29,100 در رب گذر ندارد 273 0:12:29,100 --> 0:12:31,320 حجت الاسلام وحیدی 274 0:12:31,320 --> 0:12:33,640 در رب گذر ندارد 275 0:12:33,640 --> 0:12:36,200 بسم الله الرحمن الرحیم 276 0:12:36,200 --> 0:12:37,200 الحمدلله رب العالمين 277 0:12:37,640 --> 0:12:40,780 و سلالله علی محمد و آله تاهرین 278 0:12:40,780 --> 0:12:44,160 سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه 279 0:12:44,160 --> 0:12:45,640 در برنامه پارسایان 280 0:12:46,200 --> 0:12:48,400 خدا به هممون توفیق بده 281 0:12:48,400 --> 0:12:50,740 مراقب وقتمون باشیم 282 0:12:50,740 --> 0:12:51,980 همون وقتی که 283 0:12:51,980 --> 0:12:54,100 مولامون امام سجاد علیه السلام 284 0:12:54,100 --> 0:12:56,200 در مناجاتشون با خدا 285 0:12:56,200 --> 0:12:57,920 اینجور عرض میکنند 286 0:12:57,920 --> 0:13:00,600 و عمرنی مکان عمری 287 0:13:00,600 --> 0:13:03,940 خدایا به من عمری بده 288 0:13:03,940 --> 0:13:05,260 تا وقتی که عمر من 289 0:13:05,260 --> 0:13:07,620 در مسیر عبادت تو باشیم 290 0:13:07,640 --> 0:13:10 در مسیر بندگی تو باشه 291 0:13:10 --> 0:13:12,320 اما اگر خدای نکرده 292 0:13:12,320 --> 0:13:14,760 عمرم مرتع شیطان بشه 293 0:13:14,760 --> 0:13:16,040 عمر من رو بگیر 294 0:13:16,040 --> 0:13:17,500 و من رو از این عالم ببر 295 0:13:17,500 --> 0:13:20,600 نکنه وقت ما به بتالت بگذره 296 0:13:20,600 --> 0:13:22,580 و مرتع شیطان بشه 297 0:13:22,580 --> 0:13:24,600 سعدی اینگونه میگه 298 0:13:24,600 --> 0:13:26,420 مکن عمر زایع 299 0:13:26,420 --> 0:13:28,100 به افسوس و حیف 300 0:13:28,100 --> 0:13:30,340 که فرصت عزیز است 301 0:13:30,340 --> 0:13:31,640 و الوقت زیف 302 0:13:32,160 --> 0:13:34,300 یا در تعبیر دیگری دارد 303 0:13:34,300 --> 0:13:37,020 قضا روزگاری ز من در رو بود 304 0:13:37,640 --> 0:13:40,600 هر روزش از وی شب قدر بود 305 0:13:40,600 --> 0:13:43,160 هر روزی که میره 306 0:13:43,160 --> 0:13:46,020 مثل شب قدر میتونه عرضشمند باشه 307 0:13:46,020 --> 0:13:47,740 و ما میتونیم از این روزمون 308 0:13:47,740 --> 0:13:50,820 برای رشد خودمون استفاده بکنیم 309 0:13:50,820 --> 0:13:52,280 و بالا بریم 310 0:13:52,280 --> 0:13:56,600 انشاءالله قدر فرصتهای خودمون را بدانیم 311 0:14:07,640 --> 0:14:21,640 موسیقی 312 0:14:21,640 --> 0:14:24,620 خدا رحمت کنه مرحوم صاحب جواهر 313 0:14:24,620 --> 0:14:26,260 رحمت الله علیه ایشون 314 0:14:26,260 --> 0:14:29,580 کتابی نوشتن به نام جواهر الكلام 315 0:14:29,580 --> 0:14:32,440 که شامل فقه استدلالی میشه 316 0:14:32,440 --> 0:14:34 در همه ابواب فقه 317 0:14:34 --> 0:14:36,800 این کتاب در بیش از چهل جلد 318 0:14:36,800 --> 0:14:37,480 در همه دوست دارد 319 0:14:37,480 --> 0:14:37,620 در همه دوست دارد 320 0:14:37,640 --> 0:14:38,660 نوشته شده 321 0:14:38,660 --> 0:14:44,420 این کتاب رو ایشون با احتمام به وقت خودشون نوشتند 322 0:14:44,420 --> 0:14:46,280 مراقب وقت خودشون بودند 323 0:14:46,280 --> 0:14:48,440 وقت خودشون رو تلفت نمی کردند 324 0:14:48,440 --> 0:14:52,900 نقمی کنند یکی از فرزندان ایشون از دنیا رفت 325 0:14:52,900 --> 0:14:57,840 این آله بزرگوار بخبر شد که حالا فرزندش به رحمت خدا رفته 326 0:14:57,840 --> 0:15:03,100 دست از قلم کشید و کنار جنازه پسر آمد و شروع کرد 327 0:15:03,100 --> 0:15:06,100 آیاتی از قرآن کریم رو تلاوت کرد 328 0:15:06,100 --> 0:15:08,620 بعد از این که قرآن رو بست 329 0:15:08,620 --> 0:15:12,180 بلا فاصله کتاب خودش رو باز کرد 330 0:15:12,180 --> 0:15:15,480 و شروع کرد به نوشتن کتاب جواهر 331 0:15:15,480 --> 0:15:18,840 تا حالا دیگرانی که اونجا بودن مشغول غصب بودند 332 0:15:18,840 --> 0:15:22,480 و مشغول کفن بودند که بعد نوبت نماز و دفت برسه 333 0:15:23 --> 0:15:28,700 تو همین فرصت شروع کرد به نوشتن و استفاده کردن از وقت خودش 334 0:15:28,700 --> 0:15:32,180 وقت نکنه وقتمون به بتالت بگذره 335 0:15:32,180 --> 0:15:34,640 و از وقت خودمون استفاده نکنیم 336 0:15:34,640 --> 0:15:35,480 خدا رحمت کنه 337 0:15:35,680 --> 0:15:39,020 مرحوم آیت الله حاج صد احمد زنجانی 338 0:15:39,020 --> 0:15:41,460 رحمت الله علیه نغمی کنن 339 0:15:41,460 --> 0:15:43,520 ایشون وقتی که بر میگشتن 340 0:15:43,520 --> 0:15:47,200 از سر درس و بحث و نمازشون رو خونده بودن 341 0:15:47,200 --> 0:15:49,580 زهر میامدن منزل خسته 342 0:15:49,580 --> 0:15:52,560 که حالا یه نهاری میل کنند و استراحتی بکنند 343 0:15:52,560 --> 0:15:56,220 تو همین فاصلهی که تا به خواد نهار آماده بشه 344 0:15:56,220 --> 0:15:59,320 که در کنار خانواده قضاشون رو میل بکنند 345 0:15:59,320 --> 0:16:02,720 یک کفنی برای خودشون تیعیه کرده بودند 346 0:16:02,720 --> 0:16:07,160 و کل قرآن رو با خط خودشون روی این کفن می نوشتند 347 0:16:07,160 --> 0:16:08,940 کل قرآن رو نوشته بودند 348 0:16:08,940 --> 0:16:13,040 از همین فرصتهای کتاه کتاه استفاده کرده بودند 349 0:16:13,040 --> 0:16:15,840 وقت خودشون رو تلف نکرده بودند 350 0:16:15,840 --> 0:16:19,620 نغمی کنند در مورد مرحوم حاج آقا حسین قمی 351 0:16:19,620 --> 0:16:21,180 رحمت الله علیه 352 0:16:21,180 --> 0:16:24,280 ایشون اگر بنامی شد به مسافرتی برند 353 0:16:24,280 --> 0:16:27,800 با برخی از کسانی که اهل علم بودند 354 0:16:27,800 --> 0:16:30,800 طلبه های فاضلی به اونها هم پیشنهاد می کردند 355 0:16:30,800 --> 0:16:34,680 که شما هم اگر می خواهید این سفر رو با من همراه بشید 356 0:16:34,680 --> 0:16:38,500 خب می پذیرفتند برخی از طلبه ها با ایشون همراه می شدند 357 0:16:38,500 --> 0:16:41,800 برخی می گفتند آقا برای چی شما به خودتون هم سفر می برید 358 0:16:41,800 --> 0:16:45,120 ایشون فرموده بود من طلبه هستم 359 0:16:45,120 --> 0:16:47,100 مشغول درس و بحثم 360 0:16:47,100 --> 0:16:50,380 همین سفر رو هم می خواهم ازش استفاده بکنم 361 0:16:50,380 --> 0:16:52,320 گفتگوی علمی داشته باشیم 362 0:16:52,320 --> 0:16:54,040 درس بخونیم درس بگیم 363 0:16:54,040 --> 0:16:58,100 و این شهریهی که می گیریم از امام زمان علیه السلام 364 0:16:58,100 --> 0:17:01,740 در مسیر تحصیل علم مصرف شده باشه 365 0:17:01,740 --> 0:17:03,160 مراقبت می کردن 366 0:17:03,160 --> 0:17:07,540 در احوالات مرحوم شیخ میرزا محمد تهرانی 367 0:17:07,540 --> 0:17:11,280 که کتاب مستدرک البحار رو نوشتن 368 0:17:11,280 --> 0:17:15,520 نقل می کنن که هر وقت ما ایشون رو می دیدیم 369 0:17:15,520 --> 0:17:16,800 مشغول نوشتن بود 370 0:17:16,800 --> 0:17:18,440 یکی از دوستان ایشون می گه 371 0:17:18,440 --> 0:17:20,580 یه وقتی با ایشون هم سفر شدیم 372 0:17:20,580 --> 0:17:23,640 در یک سفری خب به یه جایی رسیدیم 373 0:17:23,640 --> 0:17:25,060 بعد استراحت می کردیم 374 0:17:25,060 --> 0:17:27,060 شب بود من خابیدم 375 0:17:27,060 --> 0:17:28,980 نیمه های شب از خواب بلند شدم 376 0:17:28,980 --> 0:17:30,920 دیدم ایشون همچنان داره می نویسه 377 0:17:30,920 --> 0:17:33,200 مقدار کمی استراحت می کرد 378 0:17:33,200 --> 0:17:35,120 هر این مشغول علم بود 379 0:17:35,120 --> 0:17:37,320 مجدانه کار می کرد 380 0:17:37,320 --> 0:17:38,600 باید تلاش کنیم 381 0:17:38,600 --> 0:17:39,600 خدا رحمت کنه 382 0:17:39,600 --> 0:17:43,180 مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد 383 0:17:43,180 --> 0:17:46,580 رحمت الله علیه روزهای آخر عمرشون 384 0:17:46,580 --> 0:17:50,100 یه آرزه سکت قلبی براشون پیش آمده بود 385 0:17:50,100 --> 0:17:53,080 خب در ماه مبارک رمزان بود 386 0:17:53,080 --> 0:17:55,120 و در منزل بستری شده بودند 387 0:17:55,120 --> 0:17:57,280 و شاگردها می اومدند و می رفتند 388 0:17:57,280 --> 0:18:00,400 وقت درسشون که می رسید 389 0:18:00,400 --> 0:18:03,460 همین که خودشون رو از شرکت در جلسه درس 390 0:18:03,460 --> 0:18:04,720 محروم می دیدن 391 0:18:04,720 --> 0:18:05,820 عشق می ریختند 392 0:18:05,820 --> 0:18:08,200 دلشون می سخت برای وقتشون 393 0:18:08,200 --> 0:18:10,800 که من توی فرصتهای قبل 394 0:18:10,800 --> 0:18:12,500 قبل از این بیماری می تونستم 395 0:18:12,500 --> 0:18:13,760 کار علمی بکنم 396 0:18:13,760 --> 0:18:14,760 درس بگم 397 0:18:14,760 --> 0:18:17,720 و از طلبه ها استفاده بکنم 398 0:18:17,720 --> 0:18:19,180 و باعث رشد اونها بشم 399 0:18:19,180 --> 0:18:21,160 اما حالا محروم هستم 400 0:18:21,160 --> 0:18:23 یه وقتی ایشون فرموده بود 401 0:18:23 --> 0:18:25,460 من از مرگ نمی ترسم 402 0:18:25,460 --> 0:18:27,400 ولی از این می ترسم که 403 0:18:27,400 --> 0:18:29,740 وجود آتل و باطلی بشم 404 0:18:29,740 --> 0:18:32,440 که نتونم انجام وظیفه شریعی بکنم 405 0:18:32,440 --> 0:18:35,540 حالا ایشون در بستر بیماری افتاده بوده 406 0:18:35,540 --> 0:18:37,160 دست خودش نبوده 407 0:18:37,160 --> 0:18:39,160 ولی بعضی ها هستن که 408 0:18:39,160 --> 0:18:41,060 وقتشون براشون عرضش نداره 409 0:18:41,060 --> 0:18:42,940 از وقتشون استفاده نمی کنن 410 0:18:42,940 --> 0:18:44,780 به بتالت می گذرونن 411 0:18:44,780 --> 0:18:46,400 و خصوصا امروز که این 412 0:18:46,400 --> 0:18:48,160 فضای مجازی آمده 413 0:18:48,160 --> 0:18:50,920 و همه وقت ما رو دزدیده 414 0:18:50,920 --> 0:18:53,340 مراقب وقت خودمون باید باشیم 415 0:18:53,340 --> 0:18:54,320 مدار احمد کنه 416 0:18:54,320 --> 0:18:56,920 مرحوم امام رحمت الله علیه 417 0:18:56,920 --> 0:18:59,700 برای تمامی ساعت های شبان روزشون 418 0:18:59,700 --> 0:19:00,720 برنامه داشتند 419 0:19:00,720 --> 0:19:02,580 اینجور نبود که حالا 420 0:19:02,580 --> 0:19:04,220 بریم ببینیم چطور می شه 421 0:19:04,220 --> 0:19:06,500 نه با برنامه زندگی می کردند 422 0:19:06,500 --> 0:19:08,220 ساعت مطالعه شون 423 0:19:08,220 --> 0:19:09,520 ساعت عبادت شون 424 0:19:09,520 --> 0:19:13,720 ساعت رسیدگی به امور مملکت اسلامی شون 425 0:19:13,720 --> 0:19:15,120 ساعت خواب شون 426 0:19:15,120 --> 0:19:17,400 ساعت امور شخصی خودشون 427 0:19:17,400 --> 0:19:19,020 دقیقا برنامه داشته 428 0:19:19,020 --> 0:19:20,800 نقل می کنند 429 0:19:20,800 --> 0:19:22,760 جوری برنامه ریزی کرده بودند 430 0:19:22,760 --> 0:19:25,380 که روزنامه های صبح ها 431 0:19:25,380 --> 0:19:26,400 اص رو بتونند 432 0:19:26,400 --> 0:19:27,460 بخونند 433 0:19:27,460 --> 0:19:30,220 از رادیو بتونند استفاده بکنند 434 0:19:30,220 --> 0:19:33,020 نشریات داخلی و خارجی 435 0:19:33,020 --> 0:19:34,620 رو گزارشش رو بتونند 436 0:19:34,620 --> 0:19:35,700 مطالعه بکنند 437 0:19:35,700 --> 0:19:38,840 قراعت قرآنشون رو و درسشون رو 438 0:19:38,840 --> 0:19:40,600 و بحثشون و عبادتشون 439 0:19:40,600 --> 0:19:42,460 و دیدارهای 440 0:19:42,460 --> 0:19:45,080 عمومیشون و کارهای دفتریشون 441 0:19:45,080 --> 0:19:47,020 رو هم به خوبی بتونند انجام بدن 442 0:19:47,020 --> 0:19:49,100 در کنار اینها ورزششون 443 0:19:49,100 --> 0:19:50,200 رو هم داشته باشند 444 0:19:50,200 --> 0:19:52,960 ملاطفت با خانواده رو هم داشته باشند 445 0:19:52,960 --> 0:19:55,640 برنامه ریزی کرده بودند 446 0:19:55,640 --> 0:19:57,060 که از وقتشون 447 0:19:57,060 --> 0:19:59,960 به بهترین وجه استفاده بکنند 448 0:19:59,960 --> 0:20:03,020 مراقب وقتمون باشیم 449 0:20:03,020 --> 0:20:03,940 که شیطان 450 0:20:03,940 --> 0:20:05,900 تمام تلاشش رو می کنه 451 0:20:05,900 --> 0:20:07,700 که وقت ما رو از ما 452 0:20:07,700 --> 0:20:08,960 بگیره 453 0:20:08,960 --> 0:20:11,520 و بعد ما گرفتار بشیم 454 0:20:11,520 --> 0:20:13,700 خدا به هممون توفیق بده 455 0:20:13,700 --> 0:20:14,480 انشاءالله 456 0:20:17,020 --> 0:20:45,020 موسیقی 457 0:20:45,020 --> 0:20:45,840 ربنا 458 0:20:47,020 --> 0:20:50,300 مرا بخوا مرا بخوا 459 0:20:50,300 --> 0:20:51,880 تا دعای شما بپذیر 460 0:20:51,880 --> 0:20:52,640 مرا بخوا مرا بخوا 461 0:20:52,640 --> 0:20:59,340 حلا به دکر الله 462 0:20:59,340 --> 0:21:01,160 تطمئن القلوب 463 0:21:01,160 --> 0:21:03,660 اگه میخوای اتمینا 464 0:21:03,660 --> 0:21:06,160 سکینت وقا 465 0:21:06,160 --> 0:21:08,160 یه زندگی منهای غم و غصه 466 0:21:08,740 --> 0:21:11,220 یه زندگی منهای دلوره 467 0:21:11,220 --> 0:21:12,460 استراب خاتر 468 0:21:12,460 --> 0:21:13,380 نگرانی 469 0:21:13,380 --> 0:21:14,980 یاد خدا 470 0:21:14,980 --> 0:21:16,860 یاد خدا 471 0:21:17,020 --> 0:21:20,340 شفای هر مرزی 472 0:21:20,340 --> 0:21:27,340 موسیقی 473 0:21:27,340 --> 0:21:29,200 یقین داشته باش 474 0:21:29,200 --> 0:21:32,060 بیشکی در اون نیست 475 0:21:32,060 --> 0:21:35,340 هیچیزی نمیتونه 476 0:21:35,340 --> 0:21:39,220 تو رو از گرفتاری ها نجات بده 477 0:21:39,220 --> 0:21:41,880 هیچیزی نمیتونه 478 0:21:41,880 --> 0:21:45,620 یک زندگی منهای غم و غصه 479 0:21:45,620 --> 0:21:46,700 منهای استرابیل 480 0:21:47,020 --> 0:21:49,020 سکینت و قلوب خاتر 481 0:21:49,020 --> 0:21:51,020 به تو بده جز 482 0:21:51,020 --> 0:21:53,020 یاد خدا 483 0:21:53,020 --> 0:21:55,020 یاد خدا 484 0:21:55,020 --> 0:21:57,020 دوای هر درمیدید 485 0:21:57,020 --> 0:21:59,020 موسیقی 486 0:21:59,020 --> 0:22:09,020 و انت خیر راحمی 487 0:22:09,020 --> 0:22:11,020 موسیقی 488 0:22:11,020 --> 0:22:13,020 موسیقی 489 0:22:13,020 --> 0:22:15,020 موسیقی 490 0:22:15,020 --> 0:22:16,140 موسیقی 491 0:22:16,140 --> 0:22:16,860 موسیقی 492 0:22:16,860 --> 0:22:16,980 موسیقی 493 0:22:16,980 --> 0:22:18,980 شده بيا بیان 494 0:22:18,980 --> 0:22:22,980 شده بیان 495 0:22:22,980 --> 0:22:24,980 موسیقی 496 0:22:24,980 --> 0:22:26,980 من شده بیان 497 0:22:26,980 --> 0:22:28,980 شده بیان 498 0:22:28,980 --> 0:22:30,980 من شده بیا بیان 499 0:22:30,980 --> 0:22:34,980 من شده بیا بیان 500 0:22:34,980 --> 0:22:36,980 شده بیا بیان 501 0:22:36,980 --> 0:22:39,060 من شده بیا بیان 502 0:22:39,060 --> 0:22:41,060 انداز گACE 503 0:22:41,060 --> 0:22:43,140 وموسیقی 504 0:22:43,140 --> 0:22:44,140 سنامی 505 0:22:44,140 --> 0:22:45,300 خدا bowls 506 0:22:45,300 --> 0:22:45,940 این کشور 507 0:22:45,940 --> 0:22:46,940 موسیقی 508 0:22:46,940 --> 0:22:58,720 آواه ملک 509 0:23:16,940 --> 0:23:20,940 ایوکا تبعدنی 510 0:23:20,940 --> 0:23:35 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 511 0:23:35 --> 0:23:46,920 ام معرجائی لرحمتکا و صفحکا 512 0:23:46,920 --> 0:23:46,940 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 513 0:23:46,940 --> 0:24:16,920 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 514 0:24:16,920 --> 0:24:46,900 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 515 0:24:46,900 --> 0:25:16,880 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 516 0:25:16,880 --> 0:25:46,860 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 517 0:25:46,860 --> 0:26:16,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 518 0:26:16,860 --> 0:26:46,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 519 0:26:46,860 --> 0:27:16,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 520 0:27:16,860 --> 0:27:46,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 521 0:27:46,860 --> 0:28:16,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 522 0:28:16,860 --> 0:28:46,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 523 0:28:46,860 --> 0:29:16,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 524 0:29:16,860 --> 0:29:46,840 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی 525 0:29:46,860 --> 0:30:16,340 ام بعد حبی ایوکا تبعدنی